من تصمیم گرفتم تجربهام در شرکت اتصال یکپارچه را با شما به اشتراک بگذارم. شاید برای برخی با نام ویديوکیک شناخته شود و تجربهام از آنجا برایم به یادماندنی است. مصاحبه و فرایند استخدام را از طریق پلتفرمهای کاریابی دنبال کردم. فرایند استخدام سه مرحله داشت: نخست مصاحبه تلفنی با مجموعه منابع انسانی، ثم مصاحبه حضوری بههمراه یک تست ساده، و در نهایت دعوت به انجام یک تسک یکروزه در محیط شرکت. بعد از قبولی در مرحله سوم، کار را به عنوان توسعهدهنده بکاند سطح متوسط آغاز کردم. در آغاز ارتباط با شرکت خوب بود، اما به مرور تغییراتی غیرمنتظره در تیم نیروها و شرایط کاری اتفاق افتاد. به طور کلی، جذب نفرات جدید سیر صعودی داشت و مدت زمان استخدام پایین بود؛ تیم بکاند اکثر اوقات زیر سه ماه تجربه حضوری داشت. وقتی مهلت مقرر فرارسید، سیاستها و استراتژی شرکت به شکل دیگری تغییر کرد. ساعات کاری از حدود صد و سی به صد و بیست و شش ساعت در ماه رسید و حضور در روزهای پنجشنبه اجباری شد. از طرفی، شرکت نهایتا حقوقی را که در مذاکرات اولیه با آن روبهرو شده بودم، پرداخت نکرد و به جای آن مبالغی بهعنوان پاداش و پایه از وزارت کار پیشنهاد داد که کاملا روشن نبود. در این شرایط ناگوار و نه تنها بهخاطر عدم پایبندی به تعهدات شرکت، بلکه به دلیل افزایش غیرمنتظره ساعات کاری و کاهش حقوق، تصمیم به ترک شرکت گرفتم. پس از آن تلاش کردم با شرکت به تفصیل این مسائل را مطرح کنم و مذاکراتی انجام دادم که به نتیجه قابل توجهی منجر نشد. این مذاکرات پس از تصمیم خروج من و جلسهای نسبتا طولانی با نتیجهای مبنی بر این که تکمیل تسکهای باقیمانده نیاز نیست و شرکت قرار بود با من تماس بگیرد تا تسویه انجام شود، ادامه یافت. اما یک ماه بعد هیچ خبری از شرکت نشد. وقتی پیگیری کردم، گفتند به دلیل عدم تکمیل تسکها برای من پرداختی در نظر گرفته نمیشود، در حالی که من آمادگی داشتم تسکها را به پایان برسانم اما با مخالفت مدیر فنی مواجه شدم. این اتفاق نه تنها اعتماد من به شرکت را زیر سوال برد، بلکه تجربهام را از این شرکت به یک تجربه ناامیدکننده و ناراحتکننده تبدیل کرد. تا زمانی که در آن شرکت حضور داشتم، تعهد و حرفهای بودن را سرلوحه کارم قرار داده بودم و تغییرات ناگهانی در شرایط کاری و عدم رعایت تعهدات شرکت به من نگرانی داد و در نهایت من را وادار به ترک کرد. این تجربه برایم بسیار ناراحتکننده بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در پاسخ به دوستی که با عنوان "مالک محصول | تمام وقت" تجربه خودشون را گذاشته بودند. بله بنده هم معتقدم شرایط و فضای شرکت کاریزما مملو از خاله زنک بازی و روابط صمیمانه و سهل انگاری و باقی موارد است اما دوست عزیز مواردی را از قلم انداختین. اینگونه که شما به همکار هم ****** تاختید، سزاوار است در خصوص خودتون ****** هم مواردی را بیان کنیم. شرکتی که به یک نفر چنین اجازه ای بدهد که در هر شرایطی و هر جلسه ای و با هر مخاطبی با ادبیات فحاشی و طلب کارانه حرف بزنه در حالی که این فرد هیچ خروجی به عنوان مالک محصول نداشته و ندارد و تمام نفرات تیم های مربوط به خودش را داره با اخلاقش فراری میده و PM بی عرضه مربوطه هم به دلیل اشراف نداشتن روی بیزینس تیم جرات برکناری ایشون را نداره، معلومه چنین شرکتی نه فرهنگ درست کاری داره نه HR درست. می دونم ممکنه در مقام پاسخگویی بخوای هرزه گویی کنی ولی حنای آدمی شبیه به شما پیش کسی با سابقه 20 ساله رنگی نداره، هزاران مثل شما را تا به حال دیدیم و رفع و رجوع کردیم. من بحثی ندارم در خصوص مواردی که گفتی و دوستانی که نام بردی که اتفاقا خیلی از این موارد هم درست بود ولی نه به شدتی که به خاطر حس بدی که در خودت وجود داره در خصوصشون اغراق کردی. جناب مالک محصول عزیز... شما عضوی از تیم اجایلی ، همون تیم اجایل مسخره.. اگه نمیتونی با هم تیمی هات تعامل درست داشته باشی بیشتر به درد وردست مالک محصول میخوری تا یه مدت کار کنی و اخلاق کاری یاد بگیری. اینو از منی بشنو که سالها کار فنی و مدیریت و اجایل کردم و طبق تجربه میتونم قاطعانه بگم هر جا یکی اینجوری شلوغ کرد و یا کارهاش را با شلوغ کاری و دعوا پیش برد ، حتما این رفتار در جهت پوشاندن ضعف و کم کاری خودشه. ****** مراقب روش کاری که پیش گرفتی باش.
من جزو مجموعه کاریزما نبوده و نیستم میخواستم تغییر جا بدم که این صفحه رو خوندم دیدم یکسری ها شاکی هستند یکسری ها مدافع چیزی که برام خیلی جالب هستش شخصی به پست سازمان دهنده اومده یکسری مواردی و بیان کرده که به نظرم اگر این پست رو جدی بگیریم باید فاتحه اون شرکت رو با این مدیران بخونیم آقا یا خانم سازمان دهنده فرمولی که برای نگهداشت نیرو ارائه کردی بسیار مبتدیانه و ابله هانه هستش نمونه بارز کارمند سالاری رو داری توی شرکت رواج میدی که بعداْ بدجوری گریبان خودت رو خواهد گرفت معنی حرف شما این هستش که اگر شرکت به کارمندی وابسته باشه اون کارمند اخراج نمیشه چونکه با رفتنش میتونه ضربه به شرکت وارد بشه حالا اون کارمند هرچقدر که نافرمانی بکنه یا مشکلات به وجود بیاره البته هستند از این شرکتها که بعدا ضربه های خیلی زیادی خوردند در ادامه گفتی ممکنه بعضی ها حقشون نبوده که جدا بشوند ولی جدا شدند. این دیگه خیلی توهین آمیز هستش و منی که بیرون از سازمان هستم این حس رو میگیرم که حاشیه امنیت شغلی پایین داره این شرکت و هر کسی که با مدیر مربوطه خودش به چالش کشیده بشه باید وسایلشو جمع بکنه و بره شما میگید اونایی که اسم میارن رو به وجدان خودشون میسپاری "با اینکه خودم اسم اوردن رو تایید نمیکنم" یک لحظه بی تعصب کامنت ها رو بخون افرادی بودن که در اون مجموعه زحمت کشیدن اومدن بیرون و انتقاد کردن از کسانی که درون سازمان هستند "اون هاییکه احتمالاْ اسمشون آورده شده" اومدن دارن زبون درازی میکنند مسخره اشون میکنند و بهشون القاب سمی بودن و بیکار بودن و حرف زیاد زدن و... رو میگن انصاف داشته باش خودت باشی ناراحت نمیشی؟ از پس انتقام بر نمیای؟ یک چیزی که در سایت تجربه داره اتفاق می افته اینکه یکسری ها میان از شرکت شروع میکنند تعریف کردن اونهایی که تعریف میکنند باید اسم خودشون رو بیارن و گرنه این کامنت شون هیچ ارزشی نداره چرا که شخص انتقاد کننده ممکنه براشون گرون تموم بشه ولی شخصی که داره تعریف و تمجید میکنه که خطری تهدیدش نمیکنه
-اگر کم سابقه، بی سابقه یا دانشجو هستید، این شرکت جای خوبی برای شماست، و به راحتی هم نیرو جذب میکنه -می تونید با کار در این شرکت، سابقه کسب کنید و بعد از دوسه سال برید شرکت های خوب -فشار کاری معمولی است، چون نظارت دقیقی نیست -به راحتی می تونید کنار کار، درس بخونید، پایان نامه انجام بدید، پروژه کسری و ... -پارکینگ نداره و برای جای پارک با توجه به موقعیت شرکت که در جردن است، باید نهایتا تا 6:30 پارک کنید -پرداخت حقوق نامنظم و با تاخیر دو ماهه -رد نشدن بیمه بصورت کامل -کمبود امکانات حداقلی مانند دستمال، قهوه، آبسرد کن، مایکروویو و ... -ندادن صبحانه و میان وعده -دخالت مدیرعامل در همه زمینه ها -پرداختی حداقل عیدی -ندادن پاداش، بن کارت و کارانه -حقوق پایین -پس از ترک شرکت، آخرین حقوق شما و سنوات 9 ماه بلوکه میشه و نمیدن -گرفتن سفته برای شروع کار -سنوات با حقوق واقعی شما پرداخت نمیشه و پایه محاسبه میشه -بی برنامگی -مدیران ارشد در بیشتر واحد ها در زمینه اون واحد و رشته تخصص و دانشی ندارند
من ۲ ماه تو این شرکت بودم حتی جمعه ها هم مجبورم میکردن که برم انقدر مزخرف بود که حتی خود داروخونه هم شکایت داشت الا هی باید زنگ بزنم پیگیر مدارک و حقوقم بشم کسی هم پاسخگو نیس به هیچ عنوان حقوق طبق قانون کار بقول خودشون نصف قانون کارم نیس فقط بلدن پول خرج مدیرا کنن که لباس شیک بپوشن کروات بزنن
در این مجموعه هیچ نظمی دیده نمیشد و کارها به شکل نامنظم پیش میرفت. از بینظمی در ردههای مدیریتی تا بینظمی در واحد منابع انسانی و همچنین تداوم بیانضباطی در پرداختها، اوضاع آرام نبود. در جلسات مصاحبه وعدهها به شکل عملی اجرا نمیشد و تعهدات مطرحشده به سهولت زیرپا میشد. برای قراردادهای بالای ششصد میلیون تا یک میلیارد، انتظار میرفت که سفته دریافت کنند. مدیرعامل و تیم منابع انسانی برای من تصویری از یک بهشت ساخته بودند، اما واقعیت کار کاملا با این تصویر تفاوت داشت و از نظر من سازمانی با مشکلات عمیقتر از توقعات معمول بود.
من بیشتر از 20 تا شرکت تا حالا عوض کردم و کاریزما بهترین شرکتیه که باهاشون همکاری داشتم. فوق العاده شرکت دوست داشتنی ایه و امیدوارم همیشه موفق باشه.. بسیار به نیروهاشون اهمیت میدن و تیم منابع انسانی دوست داشتنی ش هم همیشه برای رفاه کارکنان همه کار کردند... بسیار منظم و ساختاریافته پروژه ها جلو میره و هنیشه اگرم ایراد کوچیکی ووجود داشته سریع برطرف و ترمیم شده...
تجربه من نشان میدهد که پرداخت حقوق با تاخیرهای مکرر رخ میداد و زمان کاری بدون نتیجه صرف میشد. این موضوع تنها به یک یا دو نفر محدود نبود و با هر دورهی بعدی، تکرار میشد؛ مدیر جدید هم محمد دستاندکار بود.
بدون شک محیط کار نسبتا مطلوبی بود؛ جو سالم و خوشایند حاکم بود و برخورد دوستانه و محترمانه مدیران و همکاران را تجربه کردم و به رشد فردی اهمیت داده میشد. مدیر فنی شرکت، CTO، یکی از بهترین، دقیقترین و با احترامترین مدیرانی بود که تاکنون در طول دوران کارم باهاشان همکاری کردم.
تجربه من در این شرکت خیلی زود برایم روشن شد: شرکت بیثبات و بدون سوددهی بود و مدیرعاملی با گرایشهای مذهبی سعی داشت خود را روشنفکر نشان دهد. رفتارهایشان در چند مورد به پوشش و ظاهر تیم مربوط میشد و این فضا بیش از هر چیز، فشار و ناامیدی ایجاد میکرد. مدیر فنی کاملا بیسواد و بیادعا بود و هیچ تجربه یا دانش مدیریتی از خود نشان نمیداد و همچنان که همبنیانگذار هم بود، باز هم به این سمت و سو گرایش داشت. برخی از مدیران با نگرشهای مذهبی تند، جو خشک و سختی به وجود میآوردند و از سوی دیگر تیم مدیریتی با کمبود تجربه در زمینه مدیریت روبهرو بود. با این شرایط، من توصیه نمیکنم به کار در چنین شرکتی فکر کنید.
سلام خسته نباشید بچه ها. قرار نیست هیچکس از شرکت دفاع بکنه لطفا کامنتی برای دفاع از شرکت نزارید. یک فرمول خیلی ساده در مورد نگهداری نیرو ها هست و اون اینه که نیرویی که شرکت بهش وابسته باشه و بتونه وابستگی ایجاد کنه تلاش بر اینه که نگه داشته بشه اما خوب بعضی وقت ها به هر دلیلی این اتفاق نمیفته. من از تمام نیروهایی که از شرکت رفتند و ناراضیند عذرخواهی میکنم. این امکان وجود داره که نیرویی که حقش نبوده رفته باشه یا اون که حقش نبوده مونده باشه اما همونطور که عرض کردم بعضی اوقات عوامل دیگه ای مثل همین وابستگی باعث میشه نیرویی بره یا بمونه. خواهش می کنم از دوستانی که داخل شرکت هستند کامنتی در دفاع از شرکت نگذارند و دوستانی که به هر شکل جانب انصاف رو رعایت نمیکنند و اسم بچه ها رو میارند رو هم با وجدانشون تنها میزارم. موفق باشید. والسلام.
هفشتاد برای من محیطی نسبتا دوستانه بود و همین نکته در ابتدای کار باعث شد نسبت به ادامه حضورم احساس امنیت کنم. فضای کاری خیلی صمیمی و خانوادگی است و با وجود اینکه این خصوصیت به شخصیت هر فرد برمیگردد، نمیشود نقش شرکت در این فضا را نادیده گرفت. برگزار کردن رویدادهای تفریحی و فرایند آنبورد، به من و سایر همکاران کمک میکرد تا هرچه راحتتر با محیط سازگار شویم. همچنین وقتی از فناوریهای مختلف استفاده میکنیم، عملکرد تیمها تشویق میشود تا پیشنهادهای تکنیکال خودشان را مطرح و در صورت امکان اجرایی کنند. ساعات کار هم در قالبی باز و شناور ارائه میشود. مزایا شامل بیمه تکمیلی، نوشیدنی و میانوعدههای گرم، امکانات سرگرمی و ورزش گهگاه، و رویدادهای خارج از شرکت بود. اما از سوی دیگر، مدیر ارشد فناوری میتواند با توجه به شرایط، کنترل نسبتا سختی روی فرایند استخدام تا خروج کارکنان داشته باشد و گاه بین بخشهای مختلف هماهنگی وجود ندارد که این موضوع کار را به کندی پیش میبرد و از نظر من انرژی و زمان زیادی هدر میرفت. موضوع کسر کار مطرح است اما اضافهکار به چشم نمیآید. پاداشها یا تشویقهای مالی قابل توجهی وجود ندارد و سطح حقوق به صورت نسبتا متوسطی است. شرکت به صورت باز با فضای باز اداری طراحی شده و تراکم بالای جمعیت و صدای زیادی که دائما وجود دارد، تمرکز برای کار را کم میکند. ضعف در مدیریت و سلیقهمحوری بدون داشتن معیارهای مشخص، محیط کار را تضعیف کرده است و بیثباتی در اجرای برنامهها هم کارکنان را از کارکردن در هفشتاد دلسرد میکند. در مجموع، اگر دنبال فضایی نسبتا امن و دوستانه هستید، هفشتاد میتواند گزینه مناسبی باشد؛ اما ممکن است با موقعیتی روبهرو شوید که مورد غضب CTO قرار بگیرید و در این صورت بسیاری از پروژهها متوقف میشود.
با توجه به تجربه همکاریم با شرکت های مختلف کوچیک و بزرگ، هیچ شرکتی کامل نیست و مسلما کم و کاستی هایی داره. فعلا مدتی هست که به عنوان برنامه نویس توی این شرکت مشغول به کار هستم. و توی این مدت تا حدی اوضاع رو خوب دیدم که به همه دوستای برنامه نویسم اینجا رو پیشنهاد دادم بدون اینکه ترس از شرمنده شدنم پیش دوستام رو داشته باشم. ولی چیزی که مسلم هست اینه که مثل شرکت های سابقی که داخلشون مشغول بودم هیچ تعهدی ندارم که تا ابد باهاشون همکاری کنم. و اگر در زمانی متوجه بشم که دیگه نیازهای من رو چه از نظر مالی و چه از نظر غیرمالی تامین نمی کنه، به دنبال یه موقعیت شغلی جدید می گردم و طبق قرارداد و کاملا حرفه ای، استعفا میدم و دلیل این کارم هم به شرکت هیچ ارتباطی نداره. من معتقدم که شکل دوطرفه این طرز تفکر و فرهنگ باید توی همه سازمان ها و بین همه افراد باشه. منظورم اینه که شرکت هم هر جا که بنا به دلایلی که به خودش مربوطه، تصمیم به قطع همکاری با شخصی میگیره، باید طبق قرارداد و حرفه ای عمل بشه. شرکت کاریزما اواخر زمستونی که گذشت، بنا به دلایلی که بنظرم به خودش مربوطه، با عده ای از دوستان در مورد سال آتی به توافق نرسید. و تا اونجایی که من در جریان هستم حتی تا دو ماه بعد از عید رو هم به ایشان حقوق پرداخت کرد ولی خب گویا این موضوع به مذاق یکی-دو نفر از دوستان خوش نیومده و سعی می کنند که با توهین و نه نقد سازنده کامنت هایی به ظاهر متفاوت ولی با ادبیاتی یکسان در مورد این شرکت ابراز کنن. احتمالا بعد از این مدت هنوز نتونستن موقعیت شغلی مناسبی پیدا کنن و سعی در پر کردن اوقات بیکاری خودشون رو با این کار دارن. به امید روزی که قطع همکاری حرفه ای تبدیل به یه فرهنگ بشه
یه نفری با مشخصات : "مدیر محصول | تمام وقت" اومده به دفاع از اشخاصی چون ******، یا تیم و دپارتمان اجایل و منابع انسانی و و پرداخته! یکی نیست بگه دوست عزیز تویی که به گفته خودت تو شرکت نبودی و باهاشون کار نکردی و دورادور از تبلیغات این شرکت رو میشناسی چرا نظر میدی؟ نه تنها نظر میدی، بلکه افراد رو هم تایید میکنی! قسمت جالب ماجرا اینه که طرف حتی به دفاع از شرکت هم بر نیومده، بلکه فقط برای دفاع از این افراد! یه هو بیا بگو یه نفعی برای من داره یا اینکه در مشخصاتی دروغین و پنهان از خودشون هستم! چرا برای این نفر سوال نشده وقتی این تعداد پست و نظر منفی در مورد این افراد و شرکت وجود داره، خب لابد یه جای کار میلنگه دیگه وگرنه این همه شرکت دیگه چرا این تعداد نظر منفی ندارن؟ خواهشا بعد از این برو کلاهت رو بالاتر بزار و زمانی در مورد چیزی نظر بده که حداقل یه مدت باهاش سرکار داشته باشی یا اینکه جرات داشته باش و بگو از خود این نفرات هستی و با حفظ پوشش نظر میدی! یا اینکه حداقل بابت نظری که میزاری یه رقمی بگیر که این وسط سودی کرده باشی 😉 تا زمانیکه یه سری آدم فقط دنبال لاپوشونی و تایید افراد باشن، اون شرکت هرگز پیشرفت نمیکنه و عامل عقب ماندگی اش هم همین دوستان هستن در نهایت در مورد وضعیت شرکت و پروژه هاش هم حرفی ندارم، خب دوستان نظر مشخصی گذاشتن و خروجی کارها مشخصه!
سلام، بنده قصد دارم در مورد شرکت رجا بهتون اطلاع بدم شاید براتون مفید باشه. این شرکت ***** است و مدیر عامل آن، ******، یک فرد بی شرف است. من حدود یک سال در این شرکت کار کردم در طول آن زمان، شاهد رفتارهای غیراخلاقی زیادی از سوی مدیر عامل بودم. او به کارمندانش کم پول می داد، آدم ها را تحت فشار قرار می داد و حتی آنها را تهدید می کرد. من از این شرکت استعفا دادم. من نمی خواهم شما نیز در دام این شرکت بیفتید. اگر به دنبال کار هستید، لطفا به دنبال کار دیگری بروید. با سپاس
اونجا جاییه که تفاوتی بین نیروی کاربلد که کلی ارزش برای سازمان خلق میکنه و نیروی غیرمتخصص وجود نداره و تقریبا به همه به دید یکسانی نگاه میشه. نگاه بالا به پایینی از سمت برخی از مدیران تیم ها به اعضای تیم وجود داره. از یک دوره زمانی چندماهه به بعد فضاش کاری طوری میشه که اصلا امکان رشد وجود نداره و فکر میکنی فقط به انحصار اونجا دراومدی. من تیمی بودم که لید تیم خیلی رسمی با اعضای تیم ارتباط برقرار میکرد (شبیه کارمند بانک با مشتری) و صرفا به چنتا گزارش هفتگی و ماهانه اکتفا میکرد (درصورتی که کسی که لید یک تیم میشه باید تیم رو رهبری کنه، تو حل چالش ها کمک کنه، پیشنهادات کارآمد بده، اعضای تیم بتونن راحت باهاش ارتباط برقرار کنن). اصلا کیفیت کار براشون تعریفی نداره و صرفا و صررررررفا دنبال خروجین (حداقل تیمی که من بودم) درمقابل کلی فشار میارن که زودتر فلان بخش رو تحویل بدین (با حداقل تعداد نیرو !!!). خلاصه کلام: گول ظاهر و یا بزرگی این شرکت رو نخورید در غیر این صورت بعد یه مدت کوتاه می فهمید توی چاهی افتادین که فقط و فقط دست و پا میزنید و میخواید فقط با یه تکه چوب خودتون رو نجات بدین.
من یک رهگذر هستم داشتم سایت رو میخوندم که دیدم چند روز هستش که صفحه کاریزما بالا هستش برام جالب بودش یک نکته ای دیدم که کلی خنده ام گرفتش یک شخصی اومده به تعریف گفته کسانی که ازشون اسم برده شده ازشون انتقاد شده پس آدمهای بزرگی هستند یا اون دوستی که گفته پشت سر شرکتهای بزرگ حرف زیاده انقدر خندیدم که لپهام درد گرفتش عزیزم شعور مخاطبان رو چی فرض کردی؟ طرف بهش هزارتا انگ چسبیده میای میگی پس آدم بزرگی هستش؟ شرکت هزارتا مشکل برای همه به وجود اورده پس شرکت خوبی هستش؟ خودت خنده ات نمیگیره از این استدلال احمقانه؟ عقل سلیم میگه که این موارد رو که بخونی کلاهت هم افتاد اونطرفها اصلا سمت همچین شرکتی نری به عنوان برنامه نویسی که در شرکتهای دیگه همچین ظلمهایی رو دیدم هم از بچه ها حمایت میکنم و هم به احترام بچه هایی که ستم دیدن نمره پایین به این شرکت میدم
مدت دو سالی را در نت بینا گذراندن تجربهای بود که با دیدگاههای مختلف همراه شد. از نکات مثبتش میتونم به تیم منابع انسانی قوی، پوشش بیمه تکمیلی عالی که خود شرکت هزینهش رو هم میپردازد و امکان دورکاری بهراحتی اشاره کنم. همچنین مرخصیها بهخوبی فراهم میشد و محیط کار هم دوستانه بود هم حرفهای و حد تعادلی قابل قبول داشت. اما برخی مشکلات هم وجود داشت. مدیریتی که با روابط دوستانه و خانوادگی شکل گرفته بود، بهدرستی از بین بهترین افراد برای هدایت و مدیریت استفاده نمیکرد و بهخاطر این، اغلب فرصتهای کاری مناسب از دست میرفت یا پروژهها به نتیجه نرسیده باقی میماند. در نتیجه فرصت رشد برای من کم بود و دستمزد هم نسبت به بازار پایینتر از انتظار بود. به نظر من این مجموعه برای شروع کار خوب است، اما از نظر توسعه حرفهای نقاط ضعف قابلتوجهی دارد.
یکسری کامنت داریم میخونیم که اومدن از شرکت تعریف کردند حالا کاری نداریم به اینکه این افراد در واقع همون کسانی هستند که یا اسمشون اینجا برده شده و یا اینکه مسئولیتی داخل شرکت دارند و حالا از سر بی تدبیری که انجام دادن موقعیتشون به خطر افتاده و ترس از این رو دارند که مدیر هلدینگ در جریان قرار بگیره و نامه اخراجشون به خودشون برسه این همه نیرو از کاریزما جدا شدن توی سال جاری همه اینا مشکل دارند؟ همه اینا دروغ میگند؟ فقط کاریزما خوب هستش؟ در ضمن ماهیت این سایت این هستش که افراد به صورت ناشناس میان نظر میدن که بعدها بار حقوقی گردنشون نباشه تویی که اومدی از شرکت و یکسری افراد که مغضوب هستند تعریف و تمجید کردی چرا به صورت ناشناس اومدی داری حرف میزنی؟ خب جواب معلوم هستش شما خودت جزو کسانی هستی که یا اسمت اورده شده یا نفعی داری توی این امر من خیلی ممنون هستم که می آید و جواب میدهید چون سطح پایین اون سازمان و ادبیات درون اون سازمان رو دارید به همه کسانی که داخل اون مجموعه نیستند نشان میدهید
من ۷ سال سابقه کاری داشتم و چند جا کار کردم ولی یکی از جاهایی که واقعا فاجعه بود موپن بود با مدیریت افتضاح و اخلاق گندش که تحمل همین آقا خودش باید یه حقوق جدا براش در نظر گرفته بشه.من ۲۰ روز کار کردم و کار رو پیش بردم همه اطلاعات رو به روز کردم ولی وقتی کارشون راه افتاد آنقدر سخت گرفتن که بگم آقا نخواستم بعدش که گفتم تسویه کنیم گفتن پول نمیدیم. حتی اگر از گرسنگی مردید هم این جا سر کار نرید شخصیتتون رو زیر سوال نبرید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.