برای وارد شدن به این شرکت پشیمان میشوید و بهتر است دربارهاش بیاعتماد باشید. مدیریت بیسواد و بیادب است و ظاهر خودش را خیلی دوست دارد، انگار همه باید مثل کارگر از او اطاعت کنند و همیشه طلبکار است. atmosfera تیمی صمیمیای وجود ندارد و فضای کار گندشده و به شدت مشکلساز است، انگار در محیطی سمی و پر از رفتارهایی غیرمنصفانه کار میکنم.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در قاصدک سامانه، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۲۵ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۴ از ۵؛ ۴٪ از کاربران قاصدک سامانه را به دیگران توصیه میکنند. ۲۵ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که محیط کار در قاصدک سامانه بیشتر به عنوان شرکتی با جو خانوادگی و تمرکز بر ارتباطات خانوادگی گزارش شده است و این فضای غیررسمی گاه به بینظمی، سایههای تضاد منافع و رفتارهای ناآرام منجر شده است. از طرفی برخی کارمندان تجربی از وجود فشار کاری بالا، حقوق نسبتا پایین، محدودیتهای مرخصی و اجبار به تعهدهای طولانی مدت گلایه دارند. تعدادی تجربهکار نشان میدهد که مدیریت به شدت مداخلهگر است و چارت سازمانی مشخصی وجود ندارد؛ نتیجه این وضعیت اغلب بیاعتمادی، زیر سوال رفتن حقوق و کردارشایستی گروهی از کارمندان است. برخی اشاره کردهاند که شرکت با وجود تعدد محصولات قدیمی و برخی پروژههای بازنویسیشده، فرصتهای یادگیری را محدود میکند اما برای آغازگرانی که به دنبال کسب تجربهاند، فضای کاری ساده و ارتباط نزدیک با مدیران میتواند مفید باشد. در نهایت برخی تجربهها مثبتترند و از وجود جو صمیمی، پرداخت منظم حقوق و امکان رشد در کنار مدیرعامل به عنوان فرصت آموزشی یاد میکنند. برای کار در محیطی با تجربههای متناقض، پیشنهاد میشود جوانب فرهنگ سازمانی، حقوق و مزایا، و فرصتهای پیشرفت را بهطور دقیق بررسی کنید. همچنان بهتر است با احتیاط به فرصتهای کارآموزی نگاه کنید و از تجربههای مختلف بهره بگیرید تا تصمیم روشنتری بگیرید. keywords: تجربهی کار در، فرهنگ سازمانی، مدیریت، حقوق و مزایا، مصاحبه استخدامی، محیط کار
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
در واقع تجربهی من در قاصدک سامانه خیلی تلخ بود و باعث شد تصمیم بگیرم از کار بیرون بیام. من هجده ماه اونجا کار کردم، اما شش ماه آخر واقعا با اعصاب و روانم شد تا حدی که خرجش کردم. سازمان خیلی شفاف نبود و مدیرعامل بهطور مستقیم در همهی کارها دخالت داشت، چه فنی، چه مالی، چه منشی و منابع انسانی و فروش. هرجا مشکلی پیش میآمد با این که میگفتند کار را خودش انجام داده، اما وقتی اوضاع خراب میشد، کارمندها بهعنوان مقصر معرفی میشدند. در یکی از پیامرسانهای ایرانی گروههای زیادی را بدون هدف مشخص ایجاد میکردند تا پیگیری کارها راحتتر شود، و در نتیجه کارمندان باید وقت زیادی صرف پاسخگویی در این گروهها میکردند. حقوق منصفانه نبود و کارمندها بهطرز ناخواسته زمان زیادی را صرف پاسخگویی در گروهها میکردند. وظایف سه برابر چیزی بود که مشخص میشد و بهجای اینکه حقوق متناسب با کار افزوده شود، حقوق همسطح به نسبت تجربههای مختلف داده میشد. بحث حقوق برای کارگران تازهکار با این توجیه که در حال آموزش هستند، وجود داشت، اما به نیروی باتجربه هم حقوقی کمتر از انتظار میدادند. بیمه پایه رد میشد و سنوات بهصورت ماهانه کسر میشد و کلاهبرداری در این زمینه رخ میداد. بحث سپرده پسانداز هم وجود داشت اما کارمندان تنها با وامهایی بیثمر روبهرو میشدند که بعد از پایان قرارداد فقط ارزششان کاهش پیدا میکرد. برای مساعده دادن و اعطای مرخصی هم تبصرهها و قوانین متعدد میگذاشتند. آنها دائما به دنبال بهانهای بودند تا از حقوق کمشدهی کارمندان کم کنند. کارمندها انگار بردهای بودند که تا وقتی باقی میمانند، کار میکردند و وقتی از کار میخواهی استعفا بدهی، بهسرعت آزار میشوی تا شاید از شرکت بیرون روتین شوند. مالکیت خانوادگی شرکت ایرادی ندارد، خیلی از شرکتها اینجور کار میکنند و ممکن است موفق هم باشند، اما وقتی اعضای خانواده بهجای تجربه و تحصیل به رابطه و فامیل بازی میرسند، وضع از دست میرود. بهاندازهای که افراد باتجربه را میفرستند تا با افراد بیتجربه جای آنها را پر کنند و به روی خودشان هم نمیآورند که وضعیت شرکت هر روز بدتر میشود. اگر از من بپرسند کار کردن در این شرکت خوب است یا نه، بیدرنگ میگویم بهتر است به سراغ گزینههای دیگر رفت تا اینکه در چنین محیطی بمانید. بیکاری بهتر از کار در محیط سمی با اعصاب خردشده و روان تزلزلیافته است.
قاصدک سامانه را تجربه کردم و با وجود اینکه مدتی طولانی در آنجا نبودم، اما در همین مدت کم آنقدر از شرایط کار آزرده شدم که نمیتوانم بیتفاوت از کنار آن عبور کنم. مدل مدیریت نیروها در شرکت به نظر من باعث ماندگار شدن طولانی مدت برخی رفتارها و فضای نامطلوب شده است که وضعیت کشورمان را هم بیش از پیش نمایان میکند. پروژههای پر سر و صدای اینجا و گزینههای رانتی که گاه مطرح میشود از نکات منفیای است که به چشم میخورد. مدیران گاه تنها به ظاهر کار میکنند و از مدیریت واقعی فاصله دارند؛ از مدیرعامل که خود را دانشمند مینامد تا مدیر منابع انسانی و سایر مدیران که بیشتر به دنبال منافع شخصی به نظر میرسند تا ارتقای تیم و شرکت. یکی از همکاران مدیری که از اخلاق کاری و دانش فنی کافی برخوردار نبود، اخراج شد و اکنون در شرکت MVNO دیگری مشغول به کار است تا دوباره در پروژهها و کارهایی که تخصص ندارد دخالت کند. برادر کوچک مدیری که وظیفهای هم دارد، عموما تخصصی ندارد و صرفا حقوق میگیرد. این ترکیب مدیریتی باعث فشار روانی زیادی روی نیروها میشود و افزایش حقوق برای مدیران هم همواره در اولویت دیده میشود. محصولات فعلی به نظر قدیمی و بهنوعی کرکشده میآیند و برخورد با مدیری که بیشتر به حرف زدن میپردازد تا عمل، از مشکلات مستمر است. حقوق پرداختی به کارکنان بسیار پایین است و بارکاری سنگینی وجود دارد؛ به نظر من این ترکیب از عوامل منفی شرکت به حساب میآید. کل سیستم مدیریتی و ساختار سازمانی به شکل ناخوشایندی بر فشار روانی روی کارکنان تاثیر میگذارد و این وضعیت بدون توجه به تجربهها و سوابق افراد ادامه پیدا میکند. با این وضعیت، من تجربههای طولانیتری هم داشتم، اما با همان مدت کوتاه هم به شدت اذیت شدم. نیروهای با سابقه در این شرکت معمولا سه تا چهار سال سابقه کاری داشتند، که این هم از نشانههای فرسودگی محیط و سیاستهای داخلی است.
مدت دو سال و نیم که در آنجا به عنوان پشتیبان کار میکردم، تجربه خوبی نبود. شرکت با مدیریتی نسبتا خانوادگی اداره میشود و اکثر افراد شرکت به دلیل رابطه مدیر با خانواده یا بستگان او به کار گرفته میشوند؛ حدود هشتاد درصد کارکنان از این فرصتها بهره میبرند. این وضعیت برای مدیر مزایا زیادی دارد و باعث بینظمی و امتیازدهی برخوردهای خانوادگی در کارها شده است؛ افراد بدون سابقه یا تخصص تجربهشده را، حتی در سنین پایینتر، فقط به خاطر رابطه استخدام میکنند. خود شما تصور کنید وارد مدرسه ابتدایی میشوید. از نظر فنی هم سطح تخصصی اکثر کارکنان پایین است؛ حتی مدیر شرکت ادعای دانشی بودن دارد، اما باقی اعضای خانواده یا بستگان او تا این حد جدی گرفته نمیشوند. واقعا برای آنان ارزش خاصی قائل نیستند و بهخصوص نسبت به نیروی غیرآشنا ۲۰ درصدی هم چنگی به دل نمیزنند. در دورهای که من حضور داشتم، چرخ شرکت با افرادی که در دهههای ۹۷ تا ۱۴۰۰ بااستعداد بودند اما به دلیل مشکلات متعدد مجبور به ترک شدند، به حرکت در میآمد. نرمافزارهای شرکت جز یک نرمافزار حسابرسی که پشتیبانی مناسب ندارد، همگی کرک شده و بهعنوان نرمافزارهای بومی فروخته میشوند؛ تجربههایی از قبیل فرستهای ایمیلی هم در آن وجود دارد که ممکن است امنیتی هم نباشد و حتی سابقه افشا و هک شدن اطلاعات را داراست. فضای کار هم به شدت سمی است؛ نمونهای از رفتار مدیران، بازی با فضای صمیمی و شیوههای زیراب زنی است و برای یک مرخصی ساده باید کل مسائل شخصیام را توضیح بدهم تا اجازه مرخصی بدهند. حقوق و مزایا به نحو چشمگیری کمتر از استانداردهای رایج شرکتهای ایرانی است و آسایش و حق و حقوق کارکنان به شکل جدی ضایع میشود.
وقتی وارد شرکت قاصدک سامانه شدم، فهمیدم در یک فضای خانوادگی نسبتا نامرتب کار میکنم که عموما از فضای حرفهای فاصله دارد. شرایط پذیرش نیروها به نظر میرسید که بیشتر به روابط خانوادگی بستگی دارد تا تخصص و تجربه واقعی افراد. حقوق، همینطور که انتظار داشتم، با استانداردهای معمول بازار فاصله داشت و گاهی پرداختها به موقع نبود. گاهی گفته میشد حقوق به شکل روزانه محاسبه میشود و در بعضی مواقع خبری از پرداخت بهموقع نبود. به نظر میرسید که تفکیک مسئولیتها و جایگاههای کاری به وضوح تعریف نشده و برخی از همکاران با روابط خانوادگی یا رانت به جای شایستگی ارتقا میکردند. فضای کاری پر از سروصدا و دعواهای خانوادگی بود که اغلب به شکل جلسات و گفتگوهای غیررسمی ادامه پیدا میکرد. از مزیتهای ظاهرا شرکت، نوشیدنیهای رایگان یا امکانات رفاهی کمو بیش مطرح میشد، اما اینها با جنبههای منفی کار مانند فشارکاری زیاد، کمبود قدران و طلبکاریهای برخی همکاران همراه بود. برخورد با درخواستها و انتقادات اغلب به شکل شخصی و با شدت بیان میشد و مدیریت به نظر میرسید که چندان ثابت و ساختارمند نیست. تعهدهای کاری هم به شکل سختگیرانهای اعمال میشدند؛ قراردادهای سهسالهای که به نظر میرسید با امنیت شغلی کمرنگی همراه است و پیوست فشارها و الزامات غیرواقعی را هم در بر میگرفت. سرویس رفت و آمد نیز به نظر میرسید که با اقداماتی غیربهینه اداره میشد و هیچوقت از دید کارمندانی که به آن احتیاج داشتند، بهطور کامل توضیح داده نمیشد. در نهایت با تمام این مسائل، تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم و از تجربهی آن درس بگیرم. به گفته من، اوضاع به دلیل نبود برنامهریزی دقیق و مدیریت حرفهای، به شکل قابل قبول پیش نمیرفت و احساس میکردم که هیچکس واقعا از حقوق و زمانبندی کاری دفاع نمیکند.
شرکت قاصدک سامانه را نسبتا خوب پیدا کردم، اما واقعیتها و احساس من از اونجا با هم تفاوت داشت. چند وقتی که اینجا بودم احساس فشار زیادی داشتم و به شدت نامطمئن بودم وقتی مدیرعامل هر روز با حرفهای تشویقی درباره خودش از من میخواست که همزمان با سایر تیمها کار کنم. اگر یکی روز با این مدیرعامل کار کنی، مطمئن باش که با منطق خودش صدای کاملا متفاوتی از گفتگوهایی که اینجا درباره او میشنوی تجربه میکنی. از همتیمیهایی که پایینتر از او بودن هم گاهی درگیریهایی پیش میومد، چه در گفتار و چه در رفتار، که گاهی به نحوه پذیرایی از نیروها در وعده ناهار هم رسید. بعضا شنیده میشد که بعضی همکاران برای شرکت کار میکردند و منابع انسانی هم به حساب شرکت پرداختیها را بررسی میکرد. سایر همکاران با تجربه هم به مرور از شرکت رفتند یا به دنبال مسیرهای دیگری رفتند. در یکی دو مورد حقوقهای مانده هم به تأخیر افتاد و گاهی از کار بیرون رفتن، و بعدها به برخی رویدادهای خانوادگی هم نسبت داده شد. در حال حاضر، مقداری از حقوقها به شکل نامطلوبی دور گردن اطرافیانی شد که ارتباطات نزدیک با مدیر داشتند. روزهایی هم بود که آن فرد به سفر میرفت و در این فاصله رفتار و تصمیماتش به نظر میرسید ترکیبی از رفتارهای سنتی و مذهبی را دنبال میکند، اما من در نهایت درباره معیارهایی که برای نماز یا باورهای شخصی مدیر مطرح میشود، نظر قطعیای ندارم و تلاش میکنم روی عملکرد و جنبههای حرفهای کار تمرکز کنم. با این وجود، از هرچه میگویند و نوشته میشود، آنچه برای من در تجربه کاری اهمیت داشت، شفافیت در پرداخت حقوق، رفتار حرفهای با نیروها و امکان ادامه مسیر شغلی معقول بود.
در همان روزهای آغازین کار در این شرکت، مدیرعامل شخصا با من مصاحبه کرد و من بهعنوان یک دانشجوی پارهوقت وارد شدم. فضای کار آرام و شیک بود و جو داخلی شرکت نسبتا دوستانه میآمد. با وجود خانوادگی بودن شرکت، هیچکس به خاطر وابستگی یا سمت پایینتر اولویت ندارد و به سادگی میشد به مدیرعامل دسترسی داشت. حدود بیست سال در حوزه C کد زده بودن بهنظر من باعث شد که سطح فنی بالایی بهدست بیاید و شاید همین موضوع باعث شده بود تا خیلی اهل صحبت درباره خودشان باشند. من هم در آن زمان به اندازه سنم، حدود سیوپنج سال، تجربه برنامهنویسی داشتم و از صفر تا صد مسیر را در این شرکت طی کردم. شرکت با مشتریان بزرگ ارتباطی صمیمی داشت و بهخاطر اعتمادبینطرفین، مسیر پیشرفت برای کارمندان روشن بود. به نقل از تجربیات من، کارمندان میتوانند بهراحتی به شرکتهای بزرگتر معرفی شوند و سکوی پرش محسوب میشود؛ بهویژه برای کسانی که دنبال رشد حرفهای هستند. من فکر میکنم طی این پانزده سال، بخش زیادی از توسعه حرفهای خود را مدیون این شرکتم. با این حال بهنظر من نیروها همیشه آیندهنگر نیستند و بسیاری فقط به حقوق میاندیشند. برای فردی که قصد دارد در سه سال به سطحی حرفهای برسد، شرکت قاصدک میتواند یک محیط عالی باشد. در دوره حضور من، خیلی از همکاران بهصورت کارآموز آمدند، یاد گرفتند و بعدا رفتند؛ این موضوع، بهزعم من، انصاف زیادی نیست زیرا شرکت هزینه آموزش را متقبل میشود و از آموزش کارآموزان تعهد میگیرد. با این حال تجربه یادگیری و پوشش دادن پروژههای شرکت واقعا جذاب بود؛ مدیرعامل همواره اهل ایدههای نو بود و از اجرای آنها نیز دریغ نمیکرد. حقوقها معمولا در موعد مقرر و قبل از پایان ماه پرداخت میشدند و این نکته، نکته مثبتی برای سیستم درآمدی شرکت بهحساب میآمد.
من سه ماه در قاصدک بودم و تجربهام به عنوان پشتیبان فنی بود. شرکت چندان بزرگ نیست؛ سریع و متوسط محسوب میشود و اگر فکر کنید مثل استارتاپهاست، اینطور نیست. قاصدک یک شرکت نسبتا قدیمی است و روالهای یک شرکت قدیمی در آن دیده میشود. فضای آرامی دارد و جو خانوادهگونه حاکم است، به همین خاطر محیط خیلی صمیمی است. شرکت چند محصول دارد که سالها روی همانها تمرکز فروش و پشتیبانی کرده است. توسعه محصولات غالبا توسط تیمهای بیرونی انجام میشود و کارکنان دفتر مرکزی بیشتر وظیفه پشتیبانی را بر عهده دارند. در مجموع نمیتوان گفت شرکت بدی است؛ من به دلیل دور بودن مسیر از تهران، از پردیس بیرون آمدم و رفتن به آنجا برایم خیلی دشوار بود.
در اینجا احساس من راجع به کار در قاصدک سامانه باقیمانده از تجربهای که داشتم، به زبان خودم بازگو میکنم. از اول کار باهاشون فهمیدم که اینجا با وجود جو ساده و صمیمی، واقعا اوضاع پر از نوسان است. اول اینکه وقتی تازه شروع به دیدن و یادگیری ویدئوهای برنامهنویسی کردم، فهمیدم چنین منابعی برای شروع مناسب است؛ برای من که سال اول کار بود، نقطهی عطفی محسوب میشد. با این حال، خیلی از نوشتهها و نکتههایی که در اینجا مطرح میشدند، دقیق و درست به نظر میرسیدند از تجربیات همکاران خانوادگی یا دوستانهای که در مجموعه حضور داشتند تا افراد کمتجربهای که با ارتباطات خانوادگی بهروز میماندند و هر دو ماه یکبار بخش کاریشان را تغییر میدادند. در پرداختها به نظر میرسید سطح حقوق پایین باشد و برخوردها همسنخ با نحوه کار کردن کارمند باشد. هرچقدر هم که دانش و مهارت هر نفر هرچه که باشد، گاهی برای دریافت پروژه یا راهنمایی به یک استاد میخورد که به جای کمک، به دنبال یادگیری چیزی است که برای خودش ضرر نکند و معمولا میگوید بهتر است پیشزمینههای خاصی را یاد بگیری یا کار متفاوتی انجام بدهی تا آنها بتوانند به نیازهای فعلیشان برسند. شنیده میشد که شرکت با فضای کوچک و جو صمیمیاش معرفی میشود، اما دفعاتی هم بوده که وقتی تیم معلمها و کارکنان دور هم مینشستند، به حساب کارمندان میرسیدیم. در نهایت باید گفت که اینجا هر دو ماه ممکن است تعدادی نیرو خروج کنند و جایشان با کارآموزان تازه پر شود؛ رفتوآمد بالا و تغییر نیروها از ویژگیهای همیشگی این محیط است، بنابراین باید حواسمان جمع باشد.
تجربه من توی یه شرکت خانوادگی بود که قصدم فقط کار کردن بود و نه بازی با روابط خانی. وقتی وارد اونجا شدم فهمیدم که برخی افراد با family بودن شرکت رو تبدیل به یک محیط خانوادگی کردهبودن و این موضوع گاهی توی رفتارها اثر میگذاشت. با این حال، توی مدت زمانی که بودم نه رفتار توهینآمیز دیدم، نه بیاحترامی شد و نه اینکه پولم بهخاطر کارم کم بشه؛ از مدیرعامل و بخش منابع انسانی هم حمایت کافی دیدم و خودم هم حس رضایت داشتم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. میدونم حقوقم پایین بود، اما از قدیم هر شرکتی نیست که به کارآموزها هم با حقوق مناسب کار بده؛ بعضی وقتها این کار رو میکنن تا تجربه کسب کنه. برای کسایی که سابقه ندارن یا تازه کار یاد گرفتهن میتونه جای خوبی باشه؛ اما با داشتن نیروهای خودشیفته و ناکارآمد که جو شرکت رو بد میکنن، فضا برای بقیه ناخوشایند میشه و انتظار میره مثل خونه خودشون رفتار کنن. در کل، اگر دنبال کسب تجربه و یه مقداری درآمد مختصر هستی، میتونی بروی کار کن. اما اگر پر توقع و سطح بالا به چیزها نگاه میکنی، احتمالا مناسب نیست. راجع به محصولات هم میشنیدم که همهش کپیاند، در عوض داشتن ایدههایی هم وجود داشت که به نوعی اجرا شده بود. به هر حال این تجربه برای من هم نقاط مثبت داشت هم محدودیتهاش بود.
این دوست عزیزی که اومده گفته 3 ساله داره کار می کنه یا همونیه که ماهی 500 هزار تومن بیشتر میگیره (که دوست عزیز دیگری در کامنت پایین تر توضیح داده) یا خود مدیر عامله اومده یه چی بگه که گفته باشه. آقای @ق جمع کن لطفا بزار بانک سودشو بگیر با چه زبونی بگیم تو اینکاره نیستی. اگه اینم کپی پیست نمیکنی لای کدات بفروشی ما بریم ! با اجازه. دوستان لطفا تمام کامنت ها خوانده شود و بعدش قضاوت کنید. با تشکر.
اغلب حرفهای بالا بنظرم غیر واقعیه و کار یک نفره! بنظرم کارمند ناراضی باشه که اومده اینجا جبران کنه! من 3 سال با این شرکت کار کردم. اولین مصاحبه ام رو مدیرمنابع انسانی و مصاحبه دومم رو خود مدیرعامل شخصا با من انجام داد. نزدیک به 1 ساعت وقت گذاشت و همه جزئیات و شرائط کار در شرکت رو توضیح داد. در این 5 سالی که در جاهای دیگه کار کردم، ندیدم مدیرعامل یا حتی مدیر ارشدی اینطوری وقت بذاره برای کارآموز نه حتی کارمند!! راستش من یک کارآموز بودم. مدیرعامل بمن توضیح داد که استراتژی منابع انسانی ما در 25 سال گذشته جذب نیروی کارآموز و تربیت اونهاست به شکلی که با فرهنگ ما جور بشه. گفت که در این سالها اغلب نیروی زیر 20 سال گرفتیم و پرورش دادیم و الان اغلبشون در جاهای خوب مشغولند. در مورد خود من که واقعا این اتفاق افتاد شرکت 6-7 محصول داره که یکی از اونها واقعا قدیمی ه ولی چون بیزنس تلکام رو خوب مدیریت میکنه و مشتری زیادی داره، نمیشه بازنویسیش کرد. اما بقیه محصولات (که خود مدیرعامل شخصا در توسعه و تولیدش نقش اصلی داشته) بروز هستند و در خیلی از شرکتهای بزرگ استفاده میشن. تجربه شخصی من از این شرکت اینه: - محیط خیلی ساده است. انتظار یک محیط پیشرفته پر از قوانین دست و پاگیر رو نداشته باشید. شاید به همین دلیله که اون دوستمون گفته هیاتی - خانوادگی بودن شرکت بنظرم یک مزیته. تا حدودی کارمندان هم جزو خانواده محسوب میشن و خودمونی ه. احساس محل کار نمیکنی خیلی - خود مدیرعامل واقعا آدم دانشمندیه. بقیه برادرها چنگی بدل نمیزنن - حقوق ها همیشه 25 ام هر ماه پرداخت میشه. عیدی هم بهمن میدن. کلا هیچوقت دغدغه حقوق نداری - کمی بی نظمی داره البته. بعضی وقتها حس میکنی همه تو پای همن! در کل برای کسی که اولین تجربه کاری رو داره، میتونه 2-3 سال محیط جذابی باشه. و واقعا توش خیلی چیزا یاد میگیرید. اعتبار خوبی هم در بازار داره بخاطر مدیرعاملش و برای رزومه جای خوبیه
با سلام از نظر مدیر عامل این شرکت برنامه نویس عمله هستش. بله "عمله". به گفته ی خودش تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده. میگه برنامه نویس مثل کارگر اتباع میمونه ! واقعا این حرفا رو میزنه. هر نیروی قدیمی که اونجا کار کرده با دعوا و هزار تا داستان از اونجا رفته بخاطر قرارداد های زوری و سفته گرفتن اینا. حقوق = کمتر از کارگر ساختمان. فشار کاری = 100 % عقل مدیر عامل = یاه کریم اگر تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده پس تو سر شما کی زده که کل محصولاتت کپی هستش؟ CSS هم بلد نیست مدیر این شرکت یه محصول از این شرکت اگه تونستی پیدا کنی که کپی پیست نباشه جایزه داری. برادرای آقا ماهی 60 70 میلیون میگیرن بعد صبح تا شب چایی میخورن تو گروه اینو اونو منشن میکنن (بماند که دانش کافی برای فهمیدن کد را ندارن !). اونوقت برنامه نویس مملکت با کلی استعداد و آرزو میاد اونجا بدبختی میکشه از نیروی خدماتی اون شرکت کمتر حقوق میگیره. 1-کل محصولات کپی یعنی نمیخوام نام ببرم چی به چیه ولی همش کپی پیست شده. 2-حقوق که خبری نیست دورشو خط بکش هر چی در میاری باید بدی راننده تاکسی. 3-یادگیری و پیشرفت در این شرکت وجود نداره چون ورژن زبان های محصولاتشون برای زمان قرقلک میرزا هستش ! 4-فشار کاری بسیار بالا (یعنی ساعت 2 شب هم اگه بگن پاشو کار داریم باید پاشی) 24 ساعته آن باش به گفته ی خودش 5-سیاست شرکت "زیراب زنی" هستش. یعنی یه نفر اون پایین هست که کلمه به کلمه میرسونه به گوش مدیران شرکت بابتش هم 500 هزار تومن اضافه تر میگیره سر ماه. خلاصه بگم برادر من خواهر من برو تو خیابون چادر بزن از نداری ولی برای 4 نفر که تازه از قم به تهران نقل مکان کردن کار نکن. امیدوارم این کامنت من درس بشه برای یه نفر .
اولش که میخوایی اینجا کار کنی کلی وعده میدن که پیشرفت میکنی موفق میشی ما شمارو به شرکت های دیگه معرفی میکنی داخل شرکت هم اتفاقی که میوفتاد همه جا میپیچید چون همه باهم فامیلن و البته بچه فقط کافیه که از شریط اونجا ناراضی باشی با جمله ما همه یه خانواده هستیم که شعار شرکت هم هست سعی میکنن راضی کنن و حرفایی هم که میزنن هیچ پایه اساسی نداره بار علمی مدیران شرکت نه تنها صفر بلکه همه محصولاتشونم کپیه از دانش افراد دیگه استفاده کردن به خودشونم افتخار میکنن و همش نگاه بالا به پایین دارن به شخصه نظر من اینه که اگه شرکت رو دست یه چوپان بدن بهتر اداره میکنه تا امثال اینا کم مونده یه نفر بزار کنار دستشویی هرکی میره دستشویی ازش پول بگیرن از بس گشنه هستن همه جای شرکت رو اجازه دادن اگر سلامت روان و پیشرفتتون براتون مهمه به هیچ عنوان سمت این شرکت نرید.حتی به قیمت بیکار موندن و تو خونه موندن اینجا نرید اخرشم که میخوایی بیایی بیرون طوری رفتار میکنن که انگاری هیچ کار مفیدی انجام ندادی
به واسطه تعریف و تمجید های مدیریت شرکت به شرکت پیوستم اما علارغم تمام صبحت ها خبری از فرهنگ سازمانی نبود و یه عده بی سواد دور هم جمع شده بودند و شرکت رو اداره میکردند تعهد های بی خود و بی جهت که هیچ کدوم اونا توی هیج کجا تاثیری نداشت فقط وسیله ای برای حفظ نیروهای ناآگاه بود شرکت کاملا مهدکودکی و فامیلی که در مواقع حساس خانواده پرسنل ارتباط برقرار می کردند و از اون طریق نیرو ها رو راضی به موندن می کردند. نگاه از بالا به پایین و اینکه ما خوبیم همتون بدید اگر سلامت روان و پیشرفتتون براتون مهمه به هیچ عنوان سمت این شرکت نرید.حتی به قیمت بیکار موندن و تو خونه موندن اینجا نرید احساس میکنن چون سرباز امریه دارن میتونن قوانین پادگان رو پیاده کنن هفته دوم حضورم تو شرکت دعوا و کتک کاری شد از بعد اون هم به مراتب همه چی بدتر شد. کار کردن روی محصول قدیمی و کپی برداری شده و عدم استفاده از تکنولوژی های به روز و در نهایت صرفا بیگاری کشیدن از نیروها یه صبحانه پیک نیکی میدادن و هزارتا منت ده بار ساعت این صبحانه رو به رو کارمنداشون اوردن قطعا شرکت مثل یک صندوق صدقه اجباریه که فقط باید پول تو جیب اینا بریزی
سلام شرکت خانوادگیه و هیچ کدام از قانون های کار در این شرکت رعایت نمیشه احترام به کارمند براشون بی معنیه وعده های توخالی حرفشونم اینه که اینجا تجربه کسب میکنید و اعتبار توی بازار میگیرید هر کی از شرکت میرفت با دعوا و نفرین میرفت حقوق به شدت پایین داره به سختی مرخصی می دن اون هم بدون حقوق در حقیقت مرخصی اصلا وجود ندارد کارمندان شبیه برده هستند و اعتماد به نفس کارمنداشونو مدام خورد می کنن و این ذهنیت رو به وجود میارن که جایی تو رو نمیخوان تو چیزی بلد نیستی جو پر حاشیه و مسموم و عدم انتقاد پذیری
من چند سال قبل تو این شرکت رفتم جو شرکت بسیار زننده یک شرکت خانوادگی بدون چارچوب اخلاقی رنج حقوقی پایین کارمندان شبیه برده هستند عدم پیشرفت جو بسیار پرچالش
در یک کلام افتضاااااح من یک سال اونجا بودم، شرکت خانوادگیه، همش در حال زیرآب زنی احترام و ادب هیییییچ، صفر وعده های توخالی حرفشونم اینه که اینجا تجربه کسب میکنید و اعتبار توی بازار میگیرید :)))) دانش بسیار قدیمی و منسوخ شده هر کی از شرکت میرفت با دعوا و نفرین میرفت زمانی که من بودم فقط 1-2 تا نیرو خوب داشتن و دانش بالایی داشتن و آموزش های خیلی خوبی ازشون یاد گرفتم که اون نیروها هم همش در حال دعوا بودن با مدیران سر همین بی ادبی ها و حقوق کم و آخرش هم اونها رفتن، میگفتن قبلا خوب بود و چند ساله غیر قابل تحمل شده و گولمون زدن و ...
تجربه چندساله ای که دارم اینکه شرکت خانوادگیه و هیچ کدام از قانون های کار در این شرکت رعایت نمیشه . از شما تعهد سه سال کار میگیرن و موقع استعفا از این شرکت دو ماه حقوق از شما غرامت میگیرن . سنوات پرداخت نمیکنن . حداقل عیدی رو به شما اختصاص میدن .هیچ مزایایی هم در طول سال ندارید. واز نظر کاری تقریبا جای رشدی وجود ندارد . چون نرمافزار هاشون با نسخه های قدیمی کار میکنه . عدالت هم در این شرکت وجود ندارد چون کسی حق اعتراض نداره خلاصه بد ترین جاییکه میتونید انتخاب کنید.
واقعا اگر سلامت روانتون براتون مهمه به هیچ عنوان نرید. از لحاظ روحی کامل شمارو تخریب میکنن و جو به شدت بدی هست. شرکت خانوادگیه و همه پشت هم صحبت میکنن و درحال زیراب زدن. به خودشون اجازه دخالت توی هر موردی رو میدن. مثلا راجب پوشش شما درحالی که خودشون اصن آدم های درستی نیستن مدیر عامل به شدت فرد سواستفاده گر هست و قدرت تخریب بالایی داره و همه رو از بالا نگاه میکنه و وقتی یکی از حقوقش یا رفتاری اعتراض میکنه، میگه خداتونو شکر کنید کار دارید. از لحاظ سطح کاری و فنی هم باید اینو بگم پروژه کامل از شرکت های خارجی دزدیده شده و به شدت قدیمی و بی کیفتیت هست. از هیچ نظر توصیه نمیشه. حقوق به شدت پایین داره و به شکل برده به شما نگاه میشه
استخدام در قاصدک سامانه
از مجموع ۲۵ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۲۵ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۴٪ از کاربران قاصدک سامانه را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۲۵
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۴ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۴ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۴ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی قاصدک سامانه مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره قاصدک سامانه
آیا قاصدک سامانه در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از قاصدک سامانه ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در قاصدک سامانه چگونه است؟
بر اساس ۲۵ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۴ از ۵ است؛ ۴٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در قاصدک سامانه چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در قاصدک سامانه از نگاه ۲۵ کارمند: ۱.۴ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در قاصدک سامانه چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از قاصدک سامانه ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
کار کردن اینجا برای من تجربهای بود که از خیلی جهات با انتظاراتم همخوانی نداشت. حقوقی که میدادن با کارِ واقعاً خواسته شده همسویی نمیکرد و معمولاً ازم انتظار میبردن نقش واسطه بین والدین و تیمهای مختلف را ایفا کنم. و
برای چهار سال کنار این مجموعه بودم و روزهای پرتلاشش برای من تجربهای پر از رشد بود. آدمهای بااستعداد زیادی در آنجا حضور داشتند و واقعاً فضای حرفهای و انگیزهبخش را میساختند. برای دوستانی که دنبال کار هستند، آرزوی موفق
دو ماه طول کشید تا کل روند مصاحبهام با مجموعهای از پنج مرحله به پایان برسد. امروز وقتی گفتن رزومهام قابل قبول نیست، ازم خواستن به جلسهای بیایم تا درباره روند مصاحبه نظر بدهم. گفته بودن پس از این جلسه بازخورد میدهند
مدیر بسیار بچه ست، و به شدت هیجانی، اصلا مدیریت بلد نیست، عین خانوما رفتار میکنه، کوچه بازاری هم هست و بسیار بد دهن. مدیر محصول یک شت به تمام معنا، اصلی مدیریت بسیار لجن و کثیف. بسیار زیر آب زنی وجود داره، شرکت خانوادگی
در این مجموعه حس تیمی بودن واقعاً به خوبی احساس میشد و با همکاران رفتار صمیمی و گرمی داشتم. حقیقتاً از کار کردن لذت میبردم و زمان چهاردیواری کار بارها با سرعت میگذشت. از این تیم و فضای کاریشان قدردانی میکنم و خوشحال
برای من این کار رو مجبور شدم انتخاب کنم فقط وقتی که گزینههای دیگهای نبود. حقوق کم بود و فضای کار خیلی سرد و خشک بود و از هم نوعی ارتباط واقعی احساس نمیشد. مدیرا برخوردی داشتند که انگار من اختیار ندارم و مثل این بود که