شرکت مهندسی تابکو را تجربه کردم و میخواهم از روز مصاحبه برای یک شغل دولوپر جاوا بگویم. با جاوا تقریبا شش ماه کار کردم؛ یک ماه با SE و حدود سه ماه هم با اسپرینگ. در حال یادگیری بودم و تمرینهای زیادی انجام داده بودم. روز مصاحبه خیلی راحت پیش رفت؛ اکثر سوالها آشنا بودند و مشکلی برای پاسخ دادن نداشتم. از نتیجه راضی بودم. گفتنی است که مصاحبه حدود نیم ساعت طول کشید، گفتگو بیش از حد نبود و سوالات بیهودهای پرسیده نشد. برخورد مصاحبهکننده عادی، آرام و منطقی بود. سوالات هم همان مواردی بودند که معمولاً از یک دولوپر جاوا میپرسند. واقعاً نمیفهمیدم چرا برخی نظرهای منفی داده بودند. در روز مصاحبه از نظر جسمی خیلی خسته و عصبی بودم، اما فضای کار آرام بود و میانکاری مصاحبهکننده با انتظار من کاملاً فرق داشت و به طرز مثبتی surprisedم کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومهام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدمهای بااخلاص و صادق میآمدند، گفتوگوها کاملاً همسو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش میرفت، اما همزمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم میآمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطهکنندهی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاههای بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس میکردم با تمام تجربهام هم نمیتوانم بهتنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشمانداز شرکت همسو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد میدادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.
برای مصاحبه دعوت شدم و قبل از حضور، رزومهام را فرستاده بودم؛ با وجود اینکه دقیقاً سر وقت نرسیدم، گفتند عجلهای نیست. فرصت جلسه را مدیر فنی به طور مستقیم برگزار کرد و مسئول پشتیبانی حضور نداشت. تقریباً نیم ساعت طول کشید و در خلال آن هم پرسشهای فنی مطرح شد و هم سوالهای عمومی؛ به نظر میرسید اولویت شرکت، وفاداری به سیستم و چارچوبهای آن است، چون دورهی کارآموزی حقوق داشت.
به نظر میرسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومهام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفتهی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومهام بود و باید دوباره پرش میکردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربههایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژههای شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفتوگویی فنی نبود و از نمونهکار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر میآمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب میپرسیدند که آیا تواناییهایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بینظمی همراه بود.
مزخرفترین شرکتی که میتونی توش کار کنی مدیر عامل و معاونش هر دو روان پریش اگه برای خودت ارزش قائلی هیچوقت نروووووووووو
تو اون ۶ ماهی که تو شرکت بودم، واقعاً محیط شرکت رو دوست داشتم. همکارها بهشدت خوب بودن و یکی از بهترین بخشهای این تجربه برای من بودن. مدیرعامل هم ۳ روز مهربونه، ۴ روز عصبیه! 😄 هر کاری داشتید، تو همون ۳ روز مهربونیش بهش بگید. بهنظرم نقطهضعف شرکت، بخش منابع انسانیشه که انگار تو آسموناس! مثلاً باهات خداحافظی میکنن، ولی خودت تازه یه ماه بعد میفهمی. غیر از این، حقوق همیشه بهموقع پرداخت میشد و این شرکت خیلی تو پیشرفت کاری من تأثیر داشت. در آخر هم از مهندس فروغی بابت فرصتی که بهم دادن و چیزهایی که یاد گرفتم، خیلی ممنونم.
بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دومصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت کنند من چنین تجربه ای قبلا نداشتم اما این روش برام جذاب بود از این جهت که کارجوها در مقایسه با هم سنجیده میشدند و البته که این تکنیک به نظرم فقط در سطح مدیران ارشد قابل پیاده سازی است
مدیرعامل اینجا فکر کرده چون اوضاع اقتصادی خرابه اینم میتونه هر غلطی دلش خواست بکنه. نحوه پرداختشون به این صورت هست که عدد درخواستی شما رو ضربدر ۱۲ میکنن تا عدد سالیانه به دست بیاد، سپس عدد سالیانه رو تقسیم بر ۱۶ میکنن و هر ماه ۱/۱۶ عدد سالیانه (یعنی ٪۷۵ عدد درخواستی ماهانه!) رو به عنوان حقوق پرداخت میکنن و هر سه ماه یک بار هم ۱/۱۶ عدد سالیانه رو به عنوان پاداش پرداخت میکنن! اما چون پاداش هست میتونن پرداخت نکنن تو این اوضاع و مدیرعامل گفت یا ۱/۱۶ کامل یا کمتر یا بیشتر رو بر اساس عملکرد پرداخت میکنیم. اما بیمه، مالیات، عیدی، و سنوات شما بر اساس همون عدد ٪۷۵ از حقوق درخواستی محاسبه میشه که کاملا به ضرر شماست. چرا باید تو این وضعیت اقتصادی ٪۲۵ حقوق من و امثال من دست شما بمونه و باهاش کاسبی کنید و بعد از سه ماه، پول خودم رو به عنوان پاداش بهم پرداخت کنید؟! تازه اگه پرداخت کنید، چون از اول دنبال بهانه هستید! مدیرعامل گفت پرداخت عدد اصلی بستگی به محاسبات مالیات داره که این هم یک بهانه هست که هر بار خواستن عدد کمتری پرداخت کنن. سه نوع قرارداد باهاتون میبندن + سفته! یک قرارداد کار باهاتون میبندن که قطعا یکطرفه خواهد بود. یک قرارداد NDA برای پروژههای شرکت. یک قرارداد تعهدات حرفهای که شما باید تعهد بدید تا پایان مدت قرارداد در شرکت میمونید! اگر داستان گروگانگیری و بهرهکشی از نیروی کار نیست چرا این همه تضمین میخواید از یه نیروی کار؟ قطعا دنبال سواستفاده هستید، قبلا در گروه ویکیتجربه تلگرام خوندم که گفته بودن جوانهای مردم میرن این شرکت و گرفتار میشن. موقعیت شرکت جنب میدان نیلوفر در سهروردی هست، جای بسیار شلوغ، و داخل کوچه شرکت شما حتی جای پارک موتور پیدا نمیکنید. دو طبقه مجزا از هم فکر میکنم ۳ و ۵ دارند که شما احتمالا باید بین این طبقات با آسانسوری در رفتوآمد باشید که اندازهی تابوت متحرک هست و به سختی ۳ نفر ظرفیت داره. دوستان عزیز، میدونم فشار اقتصادی روی همهمون هست، ولی این شرایطی که گفتم اسمش هرچی باشه کار نیست. برای تخصص و اعصاب و روان و وقت و انرژی و انگیزه خودتون احترام قائل باشید و با این مدل آدمهای مریض و سمی، و شرکتهای دوزاری کار نکنید.
به شرکت کارتن گسترش پیوستن برای من تجربهای پرتنش بود که تعادل کار و زندگی در آن به کل از بین رفته بود. انتظار داشتن از صبح تا ساعات پایانی شب در شرکت حضور داشتم چون ددلاینها فشار میآوردند و تقریباً دو ماه روند لانچ داشتیم؛ شبها هم باید میماندی تا از نظر مدیر فنی تأیید شود که بازده کار کافی است یا نه، اما هیچوقت اضافهکاری به حساب نمیآمد. حقوق و مزایا هم شرایط معمول قرارداد را نداشت و مبلغهای مشخصی مانند ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ بهطور ثابت برای قرارداد در نظر گرفته میشد و عیدی، سنوات و بیمه هم درست محاسبه یا پرداخت نمیشد. امنیت شغلی صفر بود؛ تقریباً هر ماه یکی دو نفر اخراج میشدند و خود من هیچوقت پروفایل لینکدینم را بهروزرسانی نکردم چون انگار همواره منتظر بودند که از ماه بعد کنار بگذارندم. تنها نکتهای که خوب بود، تأکید شدید روی سبک کد بود که به بهبود کیفیت کدها کمک کرد. اما مدیران اغلب با اخم و ایجاد فضای ترس کارها را پیش میبردند. از همه آزاردهندهتر، یکی بود که مدام با سخنرانیهای پرطمطریح حرف میزد در حالی که مدیریت زندگی روزمرهاش هم به تزلزل بود و حرفهایش واقعی به نظر نمیرسید.
بعد از 7 سال سابقه کار در شرکت اینو مینویسم حقوق باهات کم میبندن و بهت وعده مزایاو شارژ اوانو ... میدن،اولش فکر میکنی تو چه شرکت بین المللی خفنی داری کار میکنی بعد کم کم میبینی فلان کسک با پارتی بازی میشه بالادستیت اگر به HR هم بگی پارتی بازی میشه تو این شرکت سخت مخالفت میکنن چه بسا اخراجتم میکنن دیدم که میگم بعد آمار خود نفرات HR رو در میاری میبینی همشون با پارتی بازی شدن HR ، در واقع سوادشو ندارن فقط با مالیدن رفتن بالا شرکت به شدت ضعف دختر داره و یکسری مدیرا کاملا هول دخترن ،درمورد مدیران خانم هم بگم که من انسان نرمال توشون ندیدم یا طلاق گرفتن و مشکل روحی روانی دارن یا به شدت فمنیستن تنها و تنها چیزی که نگهت میداره تو شرکت همکاراتن که باهات رفیق میشن اگر میخوای کار یاد بگیری و روانت سالم باشه این شرکت مناسبت نیست، اگر میخوای رزومتو آپدیت کنی شرکت خوبیه
من تقریباً پنج سال است که در اینجا کار میکنم. این شرکت برای من فرصتهای رشد فراهم میکند، حقوق منصفانه است و پرداختها بهموقع انجام میشود. پروژههای گروه ما هم جذاباند و در سطح ملی اجرا میشوند؛ از پیامرسانها گرفته تا سامانههای دولتی و اپهای پزشکی، که سبب شدهاند تا هنوز بهترین گزینه برای کار باشد و به دنبال جایی دیگر نباشم. با این حال، به خاطر سبک کاری و ماهیت پروژهها و اینکه من فولاستک هستم، گاهی کارها سنگین و چالشبرانگیز میشوند؛ اما با روحیات من همخوانی دارد و اذیتکننده نیست.
شرکت دیتایژن فقط با پارتی و لابی مدیریت میشود و هیچ برنامهٔ مشخصی برای پیشبرد وظایف وجود ندارد. اگر در مسیر این بازیهای پشتپرده قرار نگیری، به مسیر بازندگیها میافتی، یا با حرف و تهمت مواجه میشوی. مدیران بالا ثبات چندانی ندارند و هر چند ماه بهطور پیوسته تغییر میکنند؛ با تغییر مدیران ارشد احتمالاً مدیرعامل هم عوض میشود.
متاسفانه برای این شرکت رزومه فررستادم که پشیمونم این افراد ناشی رزومه منو دریافت کردن و بابت مصاحبه تماس گرفتن روز مشخص رفتم که هوا بارونی بود اولا در ورودی نفررو نبود از محوطه پارکینگ رفتم اتاق نگهبانی هماهنگ نشده بود من برای چی اومدم سردرگم به من گفتن برو از ساختمون داخل بپرس رفتم همه اتاقا درش بسته بود یا کسی داخل نبود بالاخره بعد چند دقیقه الاف شدن اتاق مصاحبه رو پیدا کردم که تو حیاط ضلع شمالی طبقه پایین بود .دیدم یک پیرمرد با موهای سفید شبیه امین تارخ داخله ولی در از بیرون قفله حالا منم زیر بارون در زدم که بیاد دیدم توجه نمیکنه بالاخره بعد ۵ دقیقه که خیس شدم حسابی به خودش زحمت داد اومد پشت در انگار طلبکار بود مردک احمق که چرا اینقدر در میزنی چخبره ! واقعا شعور در حد صفر پیرمرد نادان هیچی از تشریفات مصاحبه نمیدونست که هیچ انگار مدیر منابع انسانیم بود !!! خلاصه چیزی نگفتم سعی کردم رفتار حرفه ای داشته باشم رفتیم نشستیم فضای اتاق شبیه سنگر جبهه پر عکس شهیدو المان های جنگ و پاچه خواری که قشنگ ریاکاری موج میزد هم تو ظاهر اون مرد هم تو فضای اتاق حالا نشستیم کلی حرف مفت که اینجا مال بنیاد مستضعفانه فلان سردار سهام داره و… بعد رزوممو دیده میگه ما برای فیلد دیگه ای غیر از تخصص شما نیرو میخواهیم بلدی بسم الله !!! آخه ادم نفهم ریا کار بی سواد مگه مردم مسخره شمان مگه رزومه منو ندیده بودین منو زیر بارون کشوندین الاف کردین آخرشم اینطور . پشبمونم چرا نشستمش همونجا والکی احترام گذاشتم جالب اینجاس موقع برگشت انتظامات گفت چی شد گفتم هیچ گفت ببین داداش اینا تیپ شما رو نمیگیرن باید ریش کله قندی و تیپ برادر گونه داشته باشی ادکلن زده کت شلواری قبول نمیکنن خلاصه اصلا نرید سمت این شرکت به هیچ وجه منم فکر می کردم برند معتبریه نگو یه مشت ادم رانتی اونجان ادمین جان خواهشا نظرمو کامل بزار رفتار بسیار بدی داشت و ناراحت شدم
بعد از ارسال رزومه این شرکت نامعتبر بدون اینکه تماس از خط معتبر شرکتی بگیره یا هر مدل دیگه خانمی به اسم سمیرا یک پیام داخل واتساپ فرستاد بدون اینکه معرفی کنه بگه عنوانش چیه و… گفت رزومه دادی قبل برا اینکه در وقت صره جویی بشه چنتا سوال نیفرستم جواب بده !!!! سوالا ها کاملا معلوم بود از چت جی پی تی درومده و منم چون این رفتارو غیر حرفه ای دیدم جوابارو دادم چت جی پی تی دراورد فرستادم براش بعد گفت مرحله اول قبول شدی بریم مرحله بعد 😂😂😂😂 دوباره کفت یک سری سوال مجدد میفرستم تاثیری رو استخدام نداره فقط بیشتر اشنا بشیم سوالاش بازم تخصصی بود بازم هوش مصنوعی 😂😂😂 بازم روش قبلی جواب دادم گفت اطلاع میدم نتیجه رو خلاصه چندروز بعد پیام داد نشد 😂 گفتم این مدلی ندیده بودیم حای تماس نکرفتین شاید طرف کرو لال بلشه این چ مدل مسخره ایه سوالاتونم از هوش مصنوعی گرفتین و… کاملا معلوم بود ناشیه اگهی بابت بنچ مارک بود یا هر چیز دیگه سرگرمی… خلاصه این مدت که بیکار شدم عجب چیزایی دیدم مسخره ها به هیچ وجه نرید اینجور جاها چون بی در دیکره هیچی بلد نیستن ساختار ندارن حقتون ضایع میشه
بابت مصاحبه یک مرحله انلاین پذیرفته شدم مرحله بعد حضوری بود رفتم با سرپرست جذب ع.ر مصاحبه کردم حین مصاحبه که حواسش به بازی گوشی بود گوش نمیداد و انگار سوری بود ۹۰ درصد سوالارو با بهترین حالت ممکن و امادگی جواب دادم که بنظرم قابل قبول بود ابشون دانش کافی نداشت در مورد جواب یکی از سوالاشون اصرار داشت اشتباه میگم ولی میدونستم درسته جوابم که حتی بعد مصاحبه رفتم تحقیق کردم دیدم حق با من بوده و اشتباه اون بود خلاصه ایشون رو توانمند ندیدم حتی حین صحبت گفتن اینجا اکثرا خانم هستن و خودم کار کردن با خانم دوست ندارم کلی دردسر دارن!!! مطمعنم در تعاملاتشون با خانم ها مشکل دارن خلاصه بعد ۳ ماه با پیگیری بالاخره جواب دادن مورد قبول نیستم و حق من رو ضایع کردن اگر ناحق بوده خدا نگذره ازشون
در این تجربه، از نظر من یک کارفرما خیلی بداخلاق و فریبکار ظاهر شد که با همسرش همکاری میکرد تا به تعدادی از افراد ضرر بزند. من کارم را در دفتر کوچکی حدوداً صد متری آغاز کردم و با کمک همسر و خویشاوندانش توانستند بیش از صد نفر را گرفتار کنند. به عنوان نکتهای مهم، باید مراقب چنین رفتارهایی بود و از هرگونه ارتباط یا اعتماد بیجا پرهیز کرد. این تجربه نشان داد که باید با دقت و هوشیاری وارد بخشهای مختلف کار شویم و از رویههای نامناسب دوری کنیم.
به خاطر تجربهای که داشتم، احساس کردم زمانمو باطل میگرداندن. من با بیش از پانزده سال سابقه، همون موقع با قراردادی سهماهه مواجه شدم. فضای کار پر از توهم بود؛ در مصاحبه ازم پرسیدن چرا باید از بین همه گزینهها منو انتخاب کنن، و من پرسیدم خب بقیه کجایند که من هیچکس رو اونجا نمیبینم؟
خوشبختانه از ورود به این تیم بینیازم میدانم که کارکردن در اینجا بهطور عملی بهعنوان وظیفهای بدون دستمزد محسوب میشود و حقوق و مزایا بسیار کم یا نامشخص است. گاهی بیمه نیز بهموقع فعال نمیشود و ممکن است برای دریافت خدمات پزشکی مجبور شوم هزینهها را خودم بپردازم. با این اوصاف، روی پروژهها و تجربههای فنی متمرکز شدم و تلاش کردم مهارتهایم را به کار ببرم.
این تجربه برام خیلی ناامیدکننده بود و هر روز منو نسبت به آینده بیانگیزهتر میکرد. شرکت دو رویکرد متفاوت داره: قرارداد رو با حقوق پایه مطابق اداره کار میبنده و بخش دیگهای از حقوق رو به عنوان مزایا میذاره و به وضوح مشخص نیست. حقوقمان به شکل منظم پرداخت نمیشود و گاهی میفهمی که دو ماه حقوقت عقب افتاده است. در چنین وضعیتی یا باید از آنجا بیرون بروی یا به شکایت روی بیاوری؛ که شکایت هم معمولاً سالها طول میکشد و در اغلب موارد تنها همان حقوق پایه را پرداخت میکنند. برای پیگیری حقات لازم است وکیل بگیری و هزینههایش گاهی دو برابر همان پولی است که بالاخره نصیبت میشود. در کل تجربهای بود که سطح اعتمادم را به کارگاه یا سازمان نزدیک به صفر آورد و باعث شد دائم از وضعیت فرار کنم تا به جایی بهتر برسم.
وقتی فکر میکنم به اون زمان، همچنان دلایل ناامیدی توی ذهنم موج میزنه. در دوران شیوع، مجموعه با طرح مرخصیهای مداوم کارمندان رو تحت فشار گذاشته بود تا جوری که به خانه فرستاده میشدیم و همیشه بهزنگیهای پی در پی برای راستیآزمایی حضور نیاز داشتیم. اگر تماس رو جواب نمیدادم، بعداً باید پاسخ میدادم تا تأیید کنم که در خانه هستم. سر تسویه هم اوضاع بدتر شد؛ تمام روزهای مرخصی از حقوقم کم شد و در نهایت حدود شش میلیون از حقوقم کسر شد. واقعاً تجربهای آزاردهنده بود و به نظر من این مجموعه با بحرانها و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.