وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۷٬۲۸۵ تجربه منتشرشده – صفحه ۳۳ از ۳۶۵
موسسه ابتکار راهبرد کوشش
آموزش، مدارس و دانشگاه‌هاتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمتخصص فنی۹ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
بله‌قربان‌بازی

شرکت ابتکار راهبرد کوشش تجربه‌ای ناخوشایند را برای من رقم زد. در نهایت، پس از حدود دو هفته از آغاز روند مصاحبه، تماس گرفتند و گفتند پذیرفته شده‌ام و برای امضای قرارداد زمانی تعیین کردند. اما وقتی قرارداد را جلوی من گذاشتند، دو شرط شفاهی اضافه مطرح شد که در مصاحبه یا زمان قبلی هیچ‌کس اشاره‌ای به آن نکرده بود. یکی اینکه دوره اول قرارداد به‌صورت آزمایشی خواهد بود و در صورت رضایت طرفین قرارداد دائمی می‌شود. دیگری اینکه حقوق ماه اول بر مبنای قانون کار محاسبه می‌شود، نه حقوقی که ما توافق کرده بودیم که تقریبا دو برابر پایه بود. بعد از آن فهمیدم کار با سفته هم هست و اگر از پذیرش این شرط امتناع کنم، استخدامی انجام نمی‌شود، حتی اگر تجربه‌ام بیشتر از سایرین باشد. ظن من این بود که دوره آزمایشی برای سنجش توانایی‌هاست، اما شیوه کار این بود که برای هر پوزیشن چند نفر را می‌آوردند تا در نهایت کسی که مطیع مدیر باشد باقی بماند. واقعا باید قول «بله قربان» می‌دادم تا بتوانم ماندگار شوم. شرایط به‌ گونه‌ای بود که در برخی روزها اصلا فرصت ناهار نبود. یک نرم‌افزار چت سازمانی داشتند که حتی وقتی در خانه بودی هم موظف بودی به پیام‌ها پاسخ دهی. تاخیرها به شدت از حقوق کم می‌شد و اضافه‌کاری یا پرداخت نمی‌شد یا با همان ضریب پایه محاسبه می‌شد. جلسات زیادی داشتیم و با تیم‌های مختلف گاه می‌نشستیم تا درباره کارهای بی‌ربط به ما توضیح دهند و نیمی از زمان در این مذاکرات صرف می‌شد. مدیرعامل در همه چیز دخالت می‌کرد و گمان می‌کردم حتی چت‌های بین ما را می‌بیند. دو هفته پس از ورود، چون من همان سبک «بله قربان» نبودم، گفتند بار فنی‌ام کم است و مرا اخراج کردند. در زمان خداحافظی، برگه استعفای اجباری جلوی من گذاشتند تا امضا کنم و تهدید کردند اگر امضا نکنم سفته اجرا خواهد شد. در نهایت حقوق قانونی‌ام را هم به شکل‌های مختلف کم کردند و با بهانه‌های گوناگون پرداختی نداشتند. تنها نکته مثبت، حضور یکی از همکاران واحد منابع انسانی بود که واقعا برای منافع ما تلاش می‌کرد، هرچند دستش بسته بود و تا جایی که خبر دارم، او هم به‌خاطر شرایط شرکت از آنجا رفت.

باشگاه توسعه فردی
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۹ تیر ۱۴۰۵
۳٫۰
فقط یه مزیت کوچیک

برای من کار ساده‌ای نبود که خلاصه‌ای از این تجربه رو بگم؛ با وجود تمام کاستی‌ها، نکته‌ای که همیشه به ذهنم می‌رسد این است که فضای کار فقدان یکپارچگی را می‌نمایاند. فرهنگ شرکت به‌طور کلی منظم و همسو نیست و هر بخش به شکلی جدا از دیگری کار می‌کند. رفتار مدیریتی هم بیشتر از هر چیز به فشار و زور اشاره دارد و این موضوع به وضوح حس می‌شود.

مستر چاپچی
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس فنی۹ تیر ۱۴۰۵
۴٫۰
دستت باز تصمیم‌گیری

اینجا واقعا آزادی عمل وجود داشت و می‌تونستم بدون محدودیت تصمیم بگیرم. مدیران با توضیح مسأله، به من فضا می‌دادن تا خودم راه‌حل‌ها رو بررسی کرده و گزینه‌ها رو انتخاب کنم. به خاطر همین فضای باز، من تجربه‌های خلاقانه و راه‌حل‌های متنوعی دیدم.

آی‌کتل
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسمتقاضی نقش فنی۹ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ای که فنی نبود

دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامه‌ای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار می‌شود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال می‌پرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشت‌سرهم پوزخند می‌زدند. جالب این که عملا سوالات فنی‌ای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسش‌ها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربه‌های قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربه‌اش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربه‌ی ناخوشایندی داشته باشم.

برسام پخش نویان
کالای مصرفی و خوراکیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
پشیمونی از سال‌هایی که اینجا بودم

برای من واقعا تجربه‌ای ناخوشایند از اونجا موندگار شده. رفتار مدیران و معاونان اونجا به گونه‌ای بود که احساس می‌کردم موقعیت من و اعتماد بنفسم مرتب در معرض فشار است. آنها با تکیه به رفتارهای محدودکننده و بی‌اخلاقی، سعی می‌کردند اعتمادبه‌نفس کارشناس‌ها را خرد کنند و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم عزت‌نفس آدم‌ها را هدف قرار بدهند. افراد زیادی با پارتی و رانت به مقامات بالا رسیدند، به‌رغم این‌که سابقه کار کارشناسی هم نداشتند، و این فضارو واقعا توی محیط کار سمی می‌کرد. یه بار به شوخی به یکی گفتیم که مهندس است در حالی که واقعا دکتر نبود؛ واکنشش نشان داد چقدر حساس است نسبت به این عنوان‌ها. همیشه هم فشار می‌گذاشتند که مدارک بالاتر بگیریم و بعد با هم بگویند دکتر شدیم و از این حرف‌ها. با این وضع، اگر در تیم‌شان باشی و از ظاهر خوش‌رویی‌ات خوششان بیاید و به زبان خوش‌گفتن بلد باشی، جای خوبی در شرکت پیدا می‌کنی؛ اما اگر واقعا بخواهی به‌عنوان کارشناس باقی بمانی، رشدی نیست جز عذاب و خودخوری.

ارم آرا
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس مهندسی۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
اصلا سمتش نری

آگهیِ مدیریت مهندسی زده بودن ولی آخرش همه رو به‌عنوان کارشناس جذب می‌کنن. اینجا ساختارش خیلی سنتیه و همه‌چی حولِ تولید می‌چرخه؛ عملاً فقط تولید براشون ملاکه. حجم کار خیلی زیاده و هر چی بیشتر تو سالن بگردی و شلوغ‌کاری کنی، مدیر فکر می‌کنه پرفورمنست بهتره — اجازه نمیدن وقت آزاد پشت سیستم کار کنی و اگه کار سیستمی داشته باشی هم زمانت خیلی محدوده، وگرنه از دوربین‌ها زیر ذره‌بینت می‌کنن و توبیحت می‌کنن. توقعاتشون مثل یه سیستم قدیمی و پوسیده‌ست. کلاً کار تو کارخانه رو پیشنهاد نمی‌کنم. فشار کار خیلی رو اپراتورهاست، هم مدام راندمان می‌گیرن هم باید عملکرد ثبت کنن در حالی که حقوق پایینه. سطح نارضایتی بالا بوده و افراد قدیمی کارو به خودشون قفل کردن و اجازه پیشرفت به نیروهای جوان و تازه‌کار در بخش مهندسی نمی‌دن. مدیریت کارخانه هم منفعت‌طلب و تفرقه‌اندازه؛ به‌جای اینکه بین واحدها تعامل درست کنه، دائم بین افراد دعوا بنداز می‌کنه و از این وضعیت لذت می‌بره. خلاصه مدیران ضعیفن، حقوقشون زیادتر از لایق‌شونِ و باعث پسرفت مجموعه می‌شن. محیط کاملاً غیرحرفه‌ایه، کار طولانیه، جلسات بی‌دلیل زیاده و افراد جدید رو برای کم‌کاریِ قدیمی‌ها سرزنش می‌کنن. واقعاً توصیه‌ش نمی‌کنم؛ امیدوارم ظاهر بزرگ و پرطمطراق شرکت کسی رو گول نزنه.

مبنا رایانش هوشمند
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس سینیور۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
زیر ذره‌بین همیشگی

شرکت مبنا رایانش هوشمند را تجربه کردم و در نقش برنامه‌نویس ارشد کار کردم. یک بار مدیرم مدام رو میزش نزدیک بود و از فاصله‌ی نزدیک نگاه می‌کرد که دقیقا چه کاری انجام می‌دهم. حتی وقتی یکی از هم‌تیمی‌ها در چت شرکت پیام می‌فرستاد، نام فرد را می‌خواند. شب لایوی داشتیم که کمکی نبود و تصمیم گرفتم از دوستم کمک بگیرم؛ وقتی گوشی‌ام را درآوردم تا پیامی بنویسم، او به وضوح روی گوشی‌ام خیره بود؛ این رفتارش چندین بار تکرار شد و ناچار شدم از افراد خارج از شرکت کمک بگیرم چون هم‌همکاران داخل شرکت کمکی نمی‌کردند. هم‌کار دیگری هم بود که دو سال زودتر از من آمده بود؛ به من اجازه‌ی استفاده از سیستم مناسب را نمی‌دادند و از سیستم کند مشترک ما هم استفاده می‌کرد. این خانم در سابقه‌ی خانوادگی‌ش طلاق را تجربه کرده بود و به نظر می‌رسید امتیازی به او داده می‌شد؛ سرپرستش به طرز صحبتش گفت: «تو این پنج سال کار کردی یا نه؟» به گونه‌ای که انگار حضور زودترش بی‌اثر بوده است. کارها بر گردن ما می‌افتاد و انگار همه چیز باید از روی دوش ما برداشته می‌شد. او با لحن تند درباره‌ی همکاران صحبت می‌کرد و چند نفر اطرافش را جمع کرده بود؛ برخی‌شان به رفتارش خوش‌بین به نظر می‌رسیدند و حفظش را ترجیح می‌دادند. رفتارهای این مدیر و برخی همکاران واقعا آزاردهنده و مشخص بود و فضای کار را سخت می‌کرد.

شکوفا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس / نیروی فنی۸ تیر ۱۴۰۵
۳٫۰
آب باریکه برای شروع

شکوفا برای من تجربه‌ای بود که با وجود همه‌ی معایبش، گاهی چیزهای مفیدی هم آموختم. در لحظه‌های آغاز کار، با یک حقوق ثابت ماهانه روبه‌رو می‌شدم و اگر دنبال گذران روزمره و دست‌کم گرفتن فشار روی پروژه بودم، اینجا می‌توانستم از این حقوق استفاده کنم و نتیجه‌ی پروژه را خیلی به‌دنبالش نخواهم گرفت. اگر قصد داشتم زمانم را با کارهای جانبی مثل سرمایه‌گذاری یا خرید و فروش سهام و خودرو و ملک بگذرانم، محیط از این نظر برایم مناسب بود چون امکان کار با حقوق ثابت وجود داشت و فشاری برای رسیدن به نتیجه‌ی پروژه حس نمی‌کردم. همچنین فرصت داشتند که تعادل نسبتا خوبی بین کار و زندگی برقرار کنم و اگر دوست داشتم، می‌توانستم بدون نگرانی از وقفه‌های کاری به بعضی کارهای شخصی‌ام برسنم. نقاط ضعف به شدت دیده می‌شدند. مدیریت یا خیلی ضعیف بود یا وجودا وجود داشت اما تأثیر کمی داشت. بخش فنی بالادست نسبت به تکنولوژی‌های جدید مقاومت نشان می‌داد و تمایلی به پذیرش تغییرات فنی یا کارهای غیرروتین نشان نمی‌دادند. پروسه‌ی ارتقا شغلی به‌طور روشن و شفاف نبود و گاهی مدیران پروژه به‌طور غیردقیق یا با انگیزه‌های سیاسی برخورد می‌کردند. نیروی فنی با تجربه‌ای که به‌روزرسانی‌های تکنولوژی را دنبال کند به‌طور گسترده وجود نداشت و اغلب تجربه‌ها مربوط به دوران‌های قدیمی بود. سطح دسترسی به اینترنت و امکان دسترسی به محیط production محدود بود و تنها برنامه‌های از پیش‌تعیین‌شده اجازه نصب یا استفاده داشتند. فرایندها و کاغذبازی‌ها بالا بود و حتی برخوردهای سابق به‌جای بهبود، به سمت نگه‌داشتن روال‌های قدیمی می‌رفت. برنامه‌ای که برای چه کسانی مناسب است: اگر هدفتان راه‌اندازی کسب‌وکار خودتان است و فقط یک آب باریکه‌ی مالی می‌خواهید تا کارتان شکل بگیرد، اینجا می‌تواند گزینه‌ای مناسب باشد. اگر دنبال توسعه‌ی حرفه‌ای نیستید و برایتان دستاوردی واضح و مفید چندان اهمیت ندارد، شاید دوام آوردن در این محیط برایتان آسان باشد. اگر دوست دارید در فضاهای سیاسی و نمایش توانایی‌ها حضور داشته باشید، احتمالا در اینجا بتوانید دوام بیاورید و از برخی جنبه‌ها چیزهایی یاد بگیرید برای نمایش خودتان. ضمن اینکه همه‌ی افراد در این مجموعه مثل هم نیستند و تجربه‌های متفاوتی وجود دارد.

مهراتبیان طب و سازه
خدمات درمانی، پزشکی و سلامتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس تحقیق و توسعه۸ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
خاطرات تلخ واحد تحقیق و توسعه

در ابتدا باید بگویم که وقتی صفحه را دیدم، فهمیدم دوستان و همکاران سابق نظراتشون رو گذاشتن و من هم خواستم تجربه‌ام را بنویسم تا کمی از این حال خارج شوم. قرار نبود به خاطر یادآوری خاطرات تلخ بیافتم، اما نشد که نشد. همان‌طور که واحد تحقیق و توسعه تازه شکل می‌گرفت، تیم نسبتا کم بود و خیلی‌ها تازه کار را شروع کرده بودند. به خاطر دارم دو نفر به جمع اضافه شدند؛ یکی رییس نرم‌افزار و دیگری رییس ایسیو. با حمایت بی‌حد و حصر مدیر تحقیق و توسعه و پول‌هایی که دریافت کردند، خیلی سریع اوضاعشان تغییر کرد: خانه‌ای در تهران خریدند، هر روز لباس‌های نو می‌پوشیدند و ظاهرا تغییرات زیادی در زندگی‌شان رقم خورد که به‌طور واضح دیده می‌شد. رئیس نرم‌افزار را هیچ‌وقت نادیده نمی‌گرفتم که پشت میز بنشیند و ساعات پرکار بگذرانند؛ بیشتر وقتش صرف چاپلوسی به مدیر و گرفتن امتیاز و پول می‌شد تا کار فنی. رئیس دوم ای‌سی‌یو هم با ترفندها و کلک‌هایش توانست جای رئیس قبلی را بگیرد و بعد با فشارها و زد و بندها باعث فروپاشی تیم شد. در نهایت هم گفتند بهتر است استعفا بدهی تا به‌طور رسمی اخراج نشوی — لطفی ویژه از طرف مدیر! این دو نفر عملا باعث فرار و اخراج چند نفری از تیم شدند؛ قرارداد من را به سه ماه کاهش دادند و در نهایت کنار گذاشتم. جالب اینکه رئیس نرم‌افزار را فردی مؤمن و نمازخوان نشان می‌دادند، اما انصاف و حق و ناحق برایش معنا نداشتند. انگار بهش یاد نداده بودند دینداری فقط به قضا و نماز نیست. هیچ‌وقت آن بداخلاقی‌هایی که این دو نفر نسبت به من و بقیه داشتند را فراموش نمی‌کنم و نمی‌بخشم. این جماعت با بندبازی و پارتی و آویزون شدن از مدیر، کل واحد تحقیق و توسعه را مخدوش کردند؛ همیشه حس تبعیض وجود داشت و انگار فقط نوچه‌های مدیر اهمیت داشتند. به امید این بود که معاونت محصول بتواند این مجموعه را جمع کند، اما در عمل فقط رییس ای‌سی‌یو را وادار کردند تا برود و رئیس نرم‌افزار همچنان ماند. بعد از تقریبا ده سال کار در این واحد، فهمیدم مدیریت ما بی‌تجربه و با ادعاها بوده و خسته شده بودم از ترس اخراج در هر لحظه. به همین دلیل خودم را نجات دادم و از مجموعه جدا شدم. حال که مهاجرت کردم و در شرکت‌های خارجی کار می‌کنم، تازه فهمیدم مدیر درست چه‌طور است و رییس گروه به چه معناست؛ دریافتم آنچه داشتیم فاصله زیادی با استانداردهای صحیح داشت. با وجود همه بدی‌های آنجا، یک نکته مفید بود: فهمیدم چگونه شارلاتان‌ها را به‌خوبی بشناسم و ازشان فاصله بگیرم و همین فاصله گرفتن برایم آرامش ایجاد کرد.

سالوت
تولید و صنایعتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس مرکز تماس۸ تیر ۱۴۰۵
انصرافسختی: سخت
رفتیم مصاحبه، بی‌خیال شدم

به من گفتن برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس دعوت شدم. در اتاق دو مرد و یک زن که مسئول منابع انسانی بود حضور داشتند. رزومه‌ام را یکی از بستگان فرستاده بود و پس از بررسی فرم رزومه اعلام کردند به دلیل وجود یکی از آشنایانم در شرکت نمی‌توانند من را استخدام کنند. مشکل این بود که از شهر دیگری آمده بودم چون در شهر خودمان جذب نداشتند و اصلا برایشان مهم نبود که با تجربه و توانایی کار سخت، سفر طولانی برای مصاحبه را به جان خریدم. ای‌کاش همان اول با یک تماس می‌گفتند به خاطر آشنا بودن نمی‌توانند پذیرش کنند تا این همه مسیر را بی‌دلیل طی نمی‌کردم.

فن آوران امن یاشار
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس منابع انسانی۷ تیر ۱۴۰۵
۱٫۵
مدیرعامل سمی

این شرکت واقعا خوب نیست، اصلا منابع انسانی نمیدونن یعنی چی. یه مدیرعامل گذاشتن اونجا به اسم آقای ایران پرست که به شدت نگاه از بالا به پایین داره و بلد نیست چجوری رفتار کنه. اصلا توصیه نمیکنم کار توی این شرکت رو

بیمه
مدیریت ضعیف
بهینه پردازان ریزموج صنعت
مخابرات و ارتباطات (تلکام)تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس نرم افزار۷ تیر ۱۴۰۵
۴٫۳
مدیریت خوب سازمانی

به‌طور کلی تجربه مثبتی از همکاری با این شرکت داشتم. فضای کاری مناسب است و فرصت خوبی برای یادگیری، رشد و انجام پروژه‌های جدید و چالش‌برانگیز فراهم می‌کند. یکی از نقاط قوت شرکت، عدم وجود میکرومنیجمنت و اعتمادی است که به اعضای تیم داده می‌شود. در دوره‌ای که من در شرکت حضور داشتم، مدیریت بخش پروژه با چالش‌هایی همراه بود، اما خوشبختانه این موضوع در ادامه برطرف شد(با رفتن ایشون). همچنین مدیرعامل فردی حرفه‌ای، خوش‌برخورد و قابل احترام است که این موضوع تأثیر مثبتی بر فرهنگ سازمانی شرکت دارد.(واقعا باعث افتخارم بود بودن در کنار این عزیز) در مجموع، همکاری با این شرکت را به افرادی که به دنبال محیطی برای رشد و کسب تجربه هستند، توصیه می‌کنم

نرم افزاری داتیس آرین قشم
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۶ تیر ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در نرم افزاری داتیس آرین قشم

من چند سالی است که در شرکت داتین مشغول به کارم و تجربه‌ام را به اشتراک می‌گذارم. اینجا برایم یک محیط بسیار نامناسب است و از مدیریت احتمالا کم‌سواد و بی‌تجربه رنج می‌بریم. امنیت شغلی ندارد و روند کار به شکل فاجعه‌باری افتضاها به نظر می‌رسد. پروژه‌ای که در دست دارم مربوط به ویپاد است که به باور من جزو نامطلوب‌ترین بانک‌های ایران محسوب می‌شود؛ با این حال خود تیم از ویپاد استفاده نمی‌کند چون خیلی خوب می‌دانیم موضوع چیست. وجود رانت، پول‌شویی، دزدی و حتی فریب کاربران در عملکرد مجموعه حس می‌شود. مدیران سطحی‌اند و مانند مدیران مهدکودک رفتار می‌کنند. رئیس جدید ویپاد با بی‌ثباتی مدیریتی و بی‌تقوایی در کار، فساد و بی‌نظمی را به چشم می‌بینم و باور دارم سواد بانکی هم ندارند. آن‌ها به راحتی افراد را کنار می‌گذارند و از زیر دست‌هایشان، کارشناسان و کاربران، به بدترین شکل رفتار می‌کنند.

انرژی یار
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسقائم مقام مدیرعامل۴ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۱٫۲
معاون اداری بی تربیت و الفاظ رکیک و ناموسی می دهد

سلام و ادب مدیرعامل بسیار انسان خوب و با اخلاق، فقط متأسفانه مبتلا به بیماری پارانوئید (بی اعتمادی افراطی) هستند معاون اداری مجموعه بسیار بی نزاکت و هتاک به خانواده پرسنل هستند

پارسیان حساب
مالی و اعتباریتهران
مصاحبه
کاربر ناشناس۴ تیر ۱۴۰۵
مدیر مالی

تجربه‌ای که داشتم نشان می‌دهد این مؤسسه به شدت ناهماهنگ و بی‌اعتماد است؛ از همان نخست به نظر می‌رسید که هدف اصلی آن جذب شدن کارجوها با وعده‌های غیرواقعی است. من با دیدگاهی امیدوارانه وارد شدم اما با گذشت زمان کم‌کم متوجه شدم که رفتار کارکنان نامناسب و دروغین است و زمان من را بدون احترام به مشغول نگه می‌دارند. برای نوبت‌دهی، از طریق منشی‌ها باید چند روز جلوتر تماس می‌گرفتیم و معمولا تا ساعت‌ها در صف منتظر می‌نشستیم. هر بار ورود به اتاق مصاحبه تنها چند دقیقه طول می‌کشید و بعد کارت بانکی را جلوی من می‌گذاشتند تا به سرعت هزینه‌ای را بگیرند. در دوره‌های سنتی و بدون استفاده از فناوری مدرن، از ما می‌خواستند در دوره‌های بی‌فایده شرکت کنیم و با به‌انه‌ای نامعلوم دوباره افراد را به شرکت در دوره‌های بعدی ترغیب می‌کردند. من به طور کل در دو دوره هزینه‌ای معادل ده میلیون تومان پرداخت کردم اما نتیجه‌ای حاصل نشد؛ به نظر می‌رسید این مؤسسه بازی با زمان و آینده جوانان بیکار است و هدف آن پول‌اندوزی است تا ارائه خدمات واقعی.

پارس دیتا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۳ تیر ۱۴۰۵
۱٫۰
کارشناس فروش

در این شرکت مدت کوتاهی کارکردم و به مرور فهمیدم که حقوق و مزایای من به طور منظم پرداخت نمی‌شود و اخبار مربوط به تعطیلات و سایر مزایا هم چندان شفاف نبود. وقتی تصمیم به جدا شدن گرفتم، گفته شد باید سه ماه قبل از ترک اطلاع بدهم تا حقوقم کامل پرداخت شود. شرکت به تدریج ورشکسته شده و تیم فنی به دو نفر کاهش یافته است. در باره عملکرد داخلی و فضاهای کاری، شنیده‌هایی وجود داشت اما نمی‌توانم با قاطعیت درباره صحتشان صحبت کنم. به دلیل تأخیرهای مکرر در پرداخت حقوق و شرایط کاری نامطلوب، به دیگران پیشنهاد نمی‌کنم، مخصوصا برای کسانی که وضعیت خانوادگی خاصی دارند.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.