مصاحبه با هیچستان بهترین مصاحبهی من در ایران بود. میگم ایران چون من خیلی مصاحبه میرم و این کار رو یه جورایی دوست دارم و سعی میکنم از هر مصاحبهای کلی یاد بگیرم. خارج از ایران نبودم، اما خیلی خوندم و خوب یه روزی میرم، اون موقع میآم میگم اونور چهطوریه :)) بدترین قسمت هر تماسی که قراره منتج به مصاحبه بشه، اینه که یکی زنگ بزنه بگه فلان ساعت بیا! انگار من بیکارم منتظر تماسش نشستم. هیچستان اینطوری نبود. باهام تماس گرفتن، گفتن چه ساعتی برام اوکیه، و چک کردن ببینن مصاحبهکننده وقتش با من چطور مچ میشه. بخش جذابش این بود که همهچی اتومات بود، ساعت جلسه رو برام کلندر کردن، یه ایمیل فرستادن و آدرس هم همونجا بود. روز مصاحبه هم من زود رسیدم طبق معمول، اما معطل نشدم. فضای شرکت به شدت جذاب بود برام و هیجانزده شده بودم. آدمها هم خیلی بهروز و جذاب به نظر میرسیدن. حرفهای اولیه رو که زدیم قرار شد یه کار رو به صورت آزمایشی ببرم جلو. جلسه دوم کمتر از دو سه روز اوکی شد و من اونجا استخدام شدم. تنها مشکل هیچستان ساعت کاری طولانیشه، اما خوبیش هم اینه که مدیر تیمها بسته به تایم کارشون ساعت ورود و خروج رو تعیین میکنن. درباره حقوق نمینویسم اما نکته خوبش این بود که یه مقداری از چیزی که من پیشنهاد داده بودم بیشتر بود! الان من هیچستان کار نمیکنم، فضای فروش و عملیات رو هم نمیدونم، اما به نظرم برای تیمهای محصول، محتوا و برنامهنویسی جای خوبیه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
باورم نمیشود که چنین تجربهای در دنیای کار پیدا کنم؛ انتظارم از یک شرکت جوان و دغدغهمند به کلی تفاوت داشت با آن چه دیدم. در نخستین نشست، احساس کردم مصاحبه تنها جنبه آشنایی با تکنیکهای ارزیابی داشت و نه ارزیابی واقعا سازندهای برای من بهعنوان کاندیدای مالی. روند مصاحبه بیش از حد طولانی بود و برخی سوالها یا فعالیتها به نظرم صرفا وقتگیر میآمدند و بیشتر شبیه نظرسنجی داخلی شرکت بود تا یک ارزیابی حرفهای. همچنین با درخواست ارائه راهحل برای برخی مشکلات داخلی مواجه شدم که فکر میکنم نیازمند مشاوره تخصصی و پرداخت هزینه بود و ربطی به فرآیند مصاحبه نداشت. جالب اینکه از قبل در سایت شرکت رد شده بودم و این روند ادامه کار را برایم ادامهدار و غیر حرفهای نشان میداد. من تا پایان مصاحبه با احترام به حرفهام حضور داشتم، اما تصمیم گرفتم تجربیاتم را بهطور روشن با کسانی که ممکن است بهزودی با همین روند روبهرو شوند به اشتراک بگذارم تا واقعیت کار در چنین محیطی کمتر گمراهکننده باشد.
من برای گروه توسعه فناوری اطلاعات هزاردستان رزومه فرستادم، نه به خاطر نیاز فوری کار بلکه فقط برای امتحان کردن وضعیت بود و از کار فعلیم رضایت داشتم. تعریفهای زیادی درباره شرکت شنیده بودم و فقط یک خلاصه ساده فرستادم تا به من زنگ بزنن و نشان بدن که از باکلاسبودن استقبال میکنن. در نخستین تماس، پرسشهای تکراری مطرح شد که پاسخشان با یک جستجوی ساده در گوگل آشکار بود؛ از آیندهام پرسیدن و اینکه چطور میتونم نسبت به ناراحتی دوستانم واکنش نشان بدهم. در جلسه دوم، که اکثر افراد از آن رد میکنند، دوباره سوالاتی با محور رفتار مطرح شد و مسیر انتخابیام را زیرسوال بردند. در نهایت یک سوال نسبتا ساده درباره فرمولنویسی مطرح شد: چه توابعی بلد هستم و چند تا تابع تاپ اکسل را گفتم. انتظار داشتند که بتوانم بهسرعت روی پنجره صحبتها داشبورد و VBA را توضیح بدهم، اما آن سوال کاملا کارشناسینشده به نظر میآمد چون این توابع هر کدام دوره جداگانه دارند و میانگینبودن توابعی مثل این نیستند تا در یک دقیقه توضیح داده شوند. بهطور کل حرف من درباره سیاست شرکت این بود که مصاحبه برایشان جزئی از وظایف اعضا است و با این مصاحبهها دایما اطلاعات جدیدی به دست میآورند؛ از من و شما هم رفتار و هم جنبه فنی را میسنجند تا برای شرکتشان استفاده کنند. به دنبال تجربه برای افراد بیتجربه ایده میدهند و برای باتجربهها هم نکتههایی دارند که لزوما کارشان را بهراه درست هدایت نمیکند. امید دادن و ناامیدکردن یک آدم با انگیزه را نمیپسندم و فکر میکنم استفاده از ایدهها همواره بهخوبی تنظیم نشده است. توصیهام این است که اول امیدوار باشیم، اما رویاپردازی بیپشتوانه نداشته باشیم. ویژگیای که برایشان اهمیت داشت: کار تیمی
مصاحبه برای کارشناس تست نرمافزار در حساب رایان واقعا خوب بود. سوالات منابع انسانی بهگونهای منطقی مطرح شد و فضای برخورد با تیم مصاحبهکننده بسیار دلگرمکننده و پرانرژی بود. مدیر فنی نیز پرسشهای تخصصی مناسب و رویکردی مهربان داشت و برخوردشان هم محترمانه بود.
مصاحبه خیلی دقیق حاوی سوالات مهم و مرتبط با موضوع بود مصاحبه کنندگان خوش برخورد، اگاه از موضوع استخدام و روال مصاحبه جذاب و گیرا بود و به هیچ وجه مصاحبه شونده احساس خستگی و بی حوصلگی نمی کرد هدیه مخصوص این شرکت برای مصاحبه یک پک خوش آمدگی بود که برام خیلی جذاب بود.
باسلام خدمت همه عزیزان ،من برای سرپرست اداری رزومه ارسال کرده بودم که با من تایم مصاحبه تنظیم کردند و زمانی که مراجعه کردم برخورد محترمانه ای از سمت مسئول دفتر انجام شد و بعد فرم استخدام دادند تکمیل کردم و بعد دو خانم محترم یکی سرپرست اداری و دیگری سرپرست منابع انسانی دعوت کردند برای مصاحبه داخل اتاق کنفرانس ،رفتار کاملا محترمانه بود و سوال های تخصصی در زمینه اداری و منابع انسانی پرسیدند و در حدود ۵۰ دقیقه مصاحبه ای که انجام شد در انتها زمان اعلام جواب مصاحبه را بیان کردند. پیشنهاد من به مصاحبه شوندگان این هست که با اطلاعات کامل در جلسه مصاحبه حضور پیدا کنند.
در دورانی که شیوع کرونا همه جا رو تحت تأثیر قرار داده بود، رزومهام را فرستادم و پس از یک هفته تماس گرفتند تا چند سوال کلی درباره حقوق پیشنهادی و تاریخ آغاز به کار بپرسم. پس از مصاحبه تلفنی گفتند با من تماس خواهند گرفت تا زمان مصاحبه تعیین شود، اما در نهایت جلسهای برگزار نشد و به نظر رسید نظرشان منفی است؛ اما بعدها فهمیدم این روند عادی است. فاصله بین این مرحله و مرحله بعدی به دلیل دورکاری و تعطیلات عید تقریبا یک ماه طول کشید. پس از آن برای حضور در جلسه حضوری دعوت شدم؛ جلسه بسیار خوب بود و سوالات هم چالشبرانگیز بود اما بهطور کلی روان بود. بعد از آن از من خواسته شد تا برای دیدن محیط کار و گفتوگو با تیم یک جلسه حضوری دیگر بگذارم و حدود یک ساعت با اعضای تیم صحبت کردم. حدود دو روز بعد از آن آفر شغلی را دریافت کردم و کار را آغاز کردم. برای موفقیت در مصاحبه واقعا به موقع حاضر شوید. نگران نباشید، تیم منابع انسانی خیلی خوشبرخورد است.
یه تجربه از حضورم در مصاحبه کارآموز منابع انسانی رو با شما به اشتراک میگذارم. این گفتوگو تقریبا یک ساعت طول کشید و چون موقعیت شغلی مربوط به منابع انسانی بود، دیگه با کسی از تیم ریکروت نمیرفتم به مصاحبه بلکه مستقیم با مدیر منابع انسانی صحبت کردم. چون رزومهام رو ارسال نکرده بودم و از طریق لینکدین بررسی شده بود، اوایل درباره تجربیات من کمی سوال کردن و به دنبال توضیح درباره اهداف و برنامههای آیندهام بودند. سپس درباره ویژگیهایی که برای شرکت مهم بود هم سوالاتی داشتن. عجیبترین بخش مکالمه این بود که وقتی پشت کنکور بودم، حداکثر چند ساعت در روز درس میخواندم. توصیهشون این بود که واقعا خودم باشم و با اعتمادبهنفس تواناییهایم را ارائه دهم.
اولین تجربهام از مصاحبه برای کارشناس جذب و استخدام همراه مکانیک این بود که جلسهای سهنفره با مدیر جذب و مدیر منابع انسانی داشتیم. سوالها خیلی دقیق و تخصصی بود و فراتر از پاسخهای صحیح، معیارهای دیگری مثل هوش و رفتار هم مدنظر قرار میگرفت. برای گرفتن اعتماد تیم، تنها کافی بود در مصاحبه با دقت و صداقت پاسخ بدهی تا آنها اعتماد کنند.
دوستان با انگیزه، من تجربهای از مصاحبهای در همراه مکانیک دارم که از بهکارگیری تخصص بالا نشأت میگرفت و در نهایت با نتیجهای نه چندان دلخواه همراه شد. در نخستین مرحله با دو عضو تیم اپنویسی قسمت فنی ملاقات کردم و مصاحبه teknikal را از راه اسکایپ انجام دادیم که سوالات تخصصی هم داشت. پس از آن تسکی برای من فرستادند و یک هفته فرصت داده شد تا پاسخ آن را ارائه بدهم. پس از ارسال تکلیف، جلسهای هم با مدیر ارشد فنی شرکت برگزار شد. پس از این مرحله از طریق ایمیل مطلع شدم که رد شدم. برخورد تیم عالی و حرفهای بود و سوالات نیز بهطور تخصصی مطرح شد. با وجود رضایت از نحوه برخورد و سطح سوالات، از نتیجه ناراحت شدم. خیلی به تخصص برای این تیم اهمیت میدادند و اگر تسکی دریافت میکردم، حتما باید در زمان مشخص شده ارسال میکردم.
در همان آغاز گفتوگو با فرهنگ کاری همورا آشنا شدم و پس از آن درباره سوابق و موقعیتهای قبلیم مطرح شد و در ادامه شرایط کار در همورا را توضیح دادند و از من پذیرایی مختصری کردند. جالب این بود که در همان جلسه اول انگار با مصاحبهکنندهام صمیمی شده بودم و نمونههای جالبی هم مطرح میکردند؛ کل جلسه تجربهی نسبتا خوبی شد. آنچه از همان ابتدا بر ذهنم نشست و برایم مهم بود و میتوانم بگویم ایدهآل هم بود این بود که همورا خیلی تمیز و منظم است و راهکار من این بود که کاملا شفاف باشید و دغدغههایتان را به صورت منطقمند بیان کنید و تواناییهایتان را به صورت معقول ارائه دهید.
به روزی که برای مصاحبه به همورا رفتم، شرکت در اولین برخورد نشان داد که زمانبندی دقیقی ندارد و تاخیر مدیرعامل بیش از چهل و پنج دقیقه طول کشید. در طول سوالها، از من درباره مهارتهای لازم برای پوزیشن پیشنهادی و میزان حقوق پیشنهادی سوال شد. در همان جلسه متوجه شدم رزومهام را پرینت گرفتهاند و به جای مرور نمونهکارها یا پورتفولیو، به کاغذی که در دست داشتند نگاه میکردند و به لینکهای کارم مراجعه نکردند. در پایان مصاحبه، سوالاتی با حالتی روانشناسانه مطرح شد که برای من واضح نبود. فضای کار در طول تقریبا یک ساعت و نیم حضورم کمانرژی و سرد به نظر میرسید.
قصد داشتم برای مصاحبه کار به این شرکت بروم اما مسیر مأموریت کمی پیچیده شد؛ آنان آدرس دقیق را نمیدادند و فقط گفتند که محل شرکت کمی بالاتر از پل رومی است. فاصله تا آن نقطه زیاد بود و اگر بخواهی با پیادهروی دنبال آدرس بگردی واقعا خسته میشوی. بهطور کلی جایگاه شرکت بالاتر از آموزشگاه زبان سفیر قرار دارد.
پس از این که وارد شرکت شدم، یک فرم منابع انسانی رو پر کردم، سپس دعوت به اتاق مصاحبه شدم. فرد مصاحبه کننده در حد چند جمله به معرفی خودش، ساختار شرکت و محصولات شرکت پرداخت و اینکه مصاحبه ای که با من انجام میده برای یکی از سمت های PM یا PO هست که بستگی به توانایی من، سمت مورد نظر مشخص می شود. بعد با لبخند یک برگه سوال گذاشت کنارش و گفت قول میدم همه سوالات را از شما نپرسم. کلا مصاحبه از نظر کیفیت عالی بود (تقریبا بهترین مصاحبه ای بوده که تا حالا رفتم) و تلاش می شد که بدون استرس کل جلسه را سپری شود، جلسه مصاحبه من ۲ ساعت طول کشید و تو مصاحبه دو بار چایی و قهوه برام آوردند. پر رنگ ترین سوالی که تو جلسه از من پرسید این بود که یک محصولی که در چند روزه گذشته استفاده کردم را نام ببرم و سپس یک سری سوال ارزیابی رو از رو اون محصول پرسید، در مورد بودجه بندی، فرایند تولید، متریک ها، KPI، UI، ویژگی جدید، نحوه تعامل، مسائل بیزنس، تحلیل، بهبود، افراد تیم، مارکتینگ و… در مورد اون محصول سوال پرسید، نحوه پرسیدن سوال ها هم شبیه جلسه ایده پردازی بود تا سوال-جواب. یک سری سوال هم در مورد چارت سازمانی و متدلوژی های مدیریتی متفاوت مثل اجایل و اسکرام پرسید، با چه نرم افزار هایی کار کردم و مسلط هستم، در مورد انواع جلسات اسکرام مثل جلسه استند آپ میتینگ، اسپرینت پلنینگ و… هم سوال شد. سوال سختی که پرسیده شد در مورد این بود که دو تا ویژگی جدید می خواهیم به محصول اضافه کنیم، چجوری انتخاب و ارزیابی می کنیم و چه کسی میگه کدام ویژگی اول توسعه داده بشه و… (کلا خیلی سوال سختی بود، چون خیلی به تجربه شما وابسته هست) . سوال هوش هم پرسید. کلا همه چیز جلسه مصاحبه خوب بود به غیر از آخرش که شرایط شرکت را پرسیدم، تقریبا نتوانست هیچ مزیتی از شرکت بگه کلا مصاحبه خیلی سخت و خوبی بود اما مزایای شرکت خیلی کم بود تقریبا مزایایی نداشت. مصاحبه سخت و حرفه ای خواهید داشت. در صورتی که تجربه عملی خوبی دارید براتون خیلی زیاد سخت نخواهد بود. انتظار پرسیدن سوالات روتین رو نداشته باشین، آماده غافلگیری رو داشته باشید.
در مصاحبه برای نقش توسعهدهنده اندروید با تمرکز بر طراحی پترنها و معماریها شروع شد و درباره برنامهنویسی واکنشگرا و ابزارهای رایج سوالات زیادی مطرح شد. پس از چند سوال درباره امنیت و روشهایی که از قبل میشناختم و بهکار گرفته بودم، همان روز اعلام کردند که قبول شدم. birkaç روز بعد مصاحبهای با منابع انسانی داشتم که هدف اصلی آنها ارزیابی نحوهی واکنش و مدیریت من در انواع موقعیتها بود.
به هیچ چیز غیرمنتظرهای برنخوردم و فرایند مصاحبه به شکل عادی پیش رفت. از سوابق کاری یاد شد و اینکه هماکنون کجا مشغول کار هستم یا نه، همچنین برنامههایم برای آینده و توافقها و شروط اولیهای که برای پیوستن به تیم مطرح میشود مورد بررسی قرار گرفت. ارائه نمونه کار خوب میتواند تاثیر زیادی داشته باشد.
در مصاحبه با مشاور سرمایهگذاری ترنج، همه چیز را از دید خودم تجربه کردم. نخست به واحد منابع انسانی رسیدم و بیشترین سوالها درباره سابقه کارم و علاقههام به کار بود. سپس با اعضای میانی تیم برخورد داشتم و تمرکز اصلی روی سوالات فنی بود که جوابی دقیق و روشن میطلبید. در مرحله سوم، با مدیر تیم روبهرو شدم و پرسشها به سطح تخصصی بالایی رسیدند و به همسویی با تیم توجه داشتند. مراحل چهارم و پنجم هم با حضور پارتنرهای شرکت انجام شد که سوالات بسیار تخصصی و تناسب با فضای شرکت را دربرداشت. از همان ابتدا تأکید میکردند که حتما برای شرکت تحقیق کرده باشم و علاقهمندیام به فعالیتهای آن را نشان بدهم، چون برایشان اهمیت زیادی داشت. نکتههایی که برایشان مهم بود عبارت بودند از دید بلندمدت و داشتن اطلاعات متنوع و عمومی.
تجربهی من از مصاحبه برای کارشناس دیجیتال مارکتینگ در این شرکت آغاز شد با تماس نیروی انسانی که خیلی محترمانه بود و به نظر میرسید من را همان ابتدا پیدا کردهاند. من که خود درخواست کار فرستاده بودم، از رفتارشان حس خوبی گرفتم و گویی فضای شرکتشان را به من معرفی میکردند. در زمان گفتوگو سوالاتی درباره علایق و دلایل تغییر شغل، آیندهی شغلی ایدهآلم، عواملی که در کارهای قبلی خوشحال یا ناراحت میکردم و محیط کاری مطلوبم پرسیدند. همچنین تعدادی پرسش هوش مطرح شد و در خصوص سطح آگاهی من از بازار سرمایه نیز سوالاتی مطرح شد. خود ایشان تخصصی در دیجیتال مارکتینگ نداشتند، اما چند سوال تخصصی در همین حوزه هم پرسیدند. نکتهای که از مصاحبه باقی ماند این بود که در همان ابتدای گفتوگو میزان پرداختی را توضیح دادند تا از ابتدا بدانم در چه سطحی قرار دارم. سپس با مدیر دیجیتال مارکتینگ جلسهای کوتاه داشتم که نسبتا حرفهای بود و برخوردشان محترمانه بود، هرچند به نظر میرسید که دقیقا مشخص ننوشته بودند که چه چیزی را میخواهند.
من برای یکی از شرکت های وابسته به مجموعه گلرنگ رفتم، قرار من یک ساعت مشخصی بود که نیمساعت زودتر رسیدم از همون موقع داشتم ۵صفحه فرم کاغذی پر میکردم تا یکساعت وربع احساس میکردم سر جلسه امتحانم و کاش پای تلفن میگفتن انقدر طول میکشه بعد گفتن مدیر جلسه میرن ۴۵دقیقه منتظر میتونی بمونی؟ منم گفتم نه و لطف کردن اون خانم خواهش کردن از مدیر که جابجایی انجام بدن و خلاصه رفتم داخل، انقدر عجله داشتن مدیر و تند تند سوال میپرسیدن من هنوز جواب یکیشو کامل ندادم نیرفتن بعدی اصن خیلی حس بی توجهی به وقت و زمان من بود اقلا ۴۰دقیقه داشتم پرسشنامه پر میکردم که بنظرم غیر حرفه ای بود چون وقتی از طریق سایت کاریابی مخاطب رو پیدا میکنن رزومه ما با جزییات هست اونجا دیگه عین همونارو دوباره بنویسی و بعدش سوال های طولانی روانشناسی و کاری سوال های تخصصی هم بنظرم در حد عمومی بود و زیاد جزییات نداشت و مشخص نبود که میخوان براشون چیکار کنی یا واضع توضیح بدن(شاید همون کمبود زمان و سریع تر میخواستن به جلسه شون برسن) من مصاحبه با شرکت های بزرگتر و بهتر انجام دادم و معمولا اونایی که خیلی به شخصیت انسانی بها میدن نه تنها از نظر تقسیم وظایف مشخص محوله، حقوق، ساعت کار بها میدن و در جلسه روی کار دقیقی که باید انجام بدی تاکید میکنن بلکه تاکید هم ندارن انقدر که یکنفر دست تنها بدون هیچ تیم و گروهی قرار هست اون حجم از کار رو انجام بده و جاهای خوب براشون کار گروهی اولویت بسیار بالایی داره قصد ادامه تحصیل با خروج از کشور داری یا چقدر میتونی در طی روز مفید کار کنی مثلا بیش از قانون کار یعنی از ۷ونیم صبح تا حداقل ۵ونیم بعد از ظهر بدون تایم استراحت! زبان انگلیسی خوب باشه چون قالب سوالات عمومی و تخصصی شفاهی به این زبان هست اعتماد به نفس و آرامش اگر براتون تمایز بین کار و زندگی شخصیتون مهم نیست و میتونید ربات یا آدم آهنی باشید، شاید گزینه خوبی باشه براتون ویژگیهایی که براشون مهم بود: مستعد و با انگیزه بودن، صبوری خیلی خیلی زیاد، مدیریت انجام هم زمان چند کار در یک لحظه
شرکت گلرنگ سیستم را در ذهنم به عنوان یک تجربه مصاحبه مونده از کارشناس فروش به یاد دارم که خیلی از نظر حرفهای با استانداردها فاصله داشت. وقتی وارد ساختمان شدم، لابی با کمبود امکانات و بینظمی بود؛ به نحوی که حتی یه صندلی هم برای نشستن وجود نداشت. برخورد کارکنان لابی هم بدون احترام بود. بعد از ثبتنام، دفترچهای به دستم دادند و متوجه شدم که همان مواردی را که قبلا در رزومهام نوشته بودم، دوباره همانجا بازنویسی شد. در ادامه یک لپتاپ در اختیارم گذاشتند تا دو تست شخصیتشناسی بیمعنی را انجام بدهم؛ پرسشها پر از سوالات غیرضروری بود و برای مثال از من میپرسیدند که آیا اخیرا نسبت به جنس مخالف علاقهای ندارم یا نه. پس از اینها، جوانی بیتجربه با یک روبان و چند سوال بیربط وارد شد و پرسید همچنان با آن روبان و تست ریبن سوالات را مطرح میکند. او هم گفت که فرآیند استخدام طولانی است و اگر مورد تایید باشد، تا هفته آینده با من تماس خواهند گرفت تا به مراحل بعدی برسیم، بدون اینکه حتی یک سوال تخصصی مطرح شود. به وضوح روند مصاحبه برای من بیارزش بود و احساس کردم تیم منابع انسانی هم تجربه کافی ندارد. فکر میکنم تجربه مصاحبه کاملا غیرواقعی و بینظم بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.