در کل خوب بود. خیلی مشکلی در جواب دادن نداشتم که بدونم بعدش توضیح میدن دلایلشون رو یا نه. بعضی سوالات خیلی مفهومی بود و به ظاهر حفظی میومد ولی هدف نوع تحلیل مساله بود نه حفظ بودن اون موارد. از چیزایی که میگفتم کار کردم معمولا سوال میشد. خیلی تند تند و پشت سر هم مصاحبه کنندهها سوال میکردن. یه مرحله عملی کد زدن داره که بعد از مصاحبه اوله. بسته به مصاحبه ممکنه تعداد این مصاحبهها زیادتر هم بشه. مفاهیم پایه رو بدونه. چیزایی که بلده رو بگه نه زیادتر نه کمتر. اگر چیزی رو حرفهای نیست جوری محکم نگه کامل بلدم که ازش سوال سختی بپرسن و نتونه جواب بده چون بیاعتمادی ایجاد میکنه همونقدری که بلدید رو بگید. جز معدود شرکتهای ایرانیه که تو مصاحبهها سوال الگوریتمی میپرسن. بسته به پوزیشن ممکنه سوالای سختتر یا آسونتری بپرسن و بهتره که بلد باشید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: نه اصن چیز خاصی نپرسیدن خود شرکت هم تیپهای مختلفی هستن.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای رده شغلی من اول آزمون برگزار شد و بعد حدود دو هفته به مصاحبه دعوت شدم. مصاحبه بسیار تخصصی و حرفه ای بود و سوالات جالب و در عین حال چالشی میپرسیدند. مقداری تخصصی و فنی و مقداری راجع به نگرشم به آینده و کار و مقداری هم روانشناسی صرف. اما هیچ کدوم از سوالات بی ربط و نامناسب نبود. در واقع سختی مصاحبه رو پای حرفه ای بودنش میذارم شخصا. آخرش هم گفتند در هر صورت چه بخواهیم همکاری کنیم و چه نخواهیم به شما اطلاع میدیم و بی خبر نمیمانید که به نظرم نکته ی مثبتی بود چون خیلی جاها یا میگیرن یا به طور کلی دیگه جواب نمیدن. حتما در اینترنت سوالات تخصصی مصاحبه و بیشترین سوالاتی که پرسیده میشه و مصاحبه های به روز و مدرن رو سرچ کنید چون شاید برخی سوالات روانشناسی خصوصا غافلگیرتون کنه.
در روند مصاحبه خیلی سوال خاصی نپرسیدند فقط راستی آزمایی رزومه بود انگار یه مصاحبه دومو ست شد و در واقع ه امتحان که در ایمیل نوشته بودند بین ساعت ۱۳ تا ۱۵ هزر تایمی دوسداشتید بیباد منم ساعت ۱۴ رفتم که گفتن نه باید از ۱۳ میومدی گفتم تو ایمیل اینجوری نوشته گفتن نه ایمیل رو نشون دادم گفنم نه اشتباهه میکنی تو گفتم نمیخا استخدام کنی چرا اذیت میکنی نکن در کل بنظرم شرکت روی روند استخدام خیلی نظارتی نداره و فکری بهش نمیکنه و یه سری نابلد دارند استخدام میکنند در اخر هم هیچ جوابی ندادند
اولش به آدم زیاد زنگ می زنن تا بخوان دعوت به مصاحبه بکنن. من خودم از شرکت در مصاحبه منصرف شده بودم ولی اینقدر بهم زنگ زدن و ایمیل زدن که فکر کردم واقعا به تجربیات من احتیاج دارن. پای تلفن خیلی دوستانه برخورد می کنن بویژه اون موقع که می خوان پای مصاحبه بکشوننت. ولی واقعا توی مصاحبه حس دوستانه ای نداشتم جز نگاه بالا به پایین و توقع زیاد. همش می خوان جوابی رو بدی اونا دوست دارن بشنون. سوالاها خیلی حرفه ای نیست و ای کاش از افراد باتجربه تر در مصاحبات شرکت می کردند که حداقل حرفه ای تر عمل کنن یکسری جواب ها کلیشه ای آماده داشته باش . چون واقعیت رو خیلی دوست ندارند. روی سوالهای تخصصی خیلی مسلط باید باشین
روز اول مصاحبه را در کافه لید تجربه کردم که به نحوی ناامیدکننده و ناراحتکننده بود. از طریق جابآیجا برای موقعیت کارآموزی ux/ui رزومه فرستادم و پس از تأیید اولیه در تاریخ ۲۷ مهر، فرم اضافهای در واتساپ دریافت کردم که هم اطلاعات بیشتری درخواست میکرد و هم سوالات تخصصیتری داشت. هفته بعد تأیید کردند فرم اولیه قبول شده است و دو هفته بعد گفتند معارفه آنلاین برگزار میشود چون متقاضیان زیاد بودند. معارفه آنلاین با حضور نزدیک به بیست نفر برگزار شد و توضیحاتی درباره وظایف داده شد و سپس تصمیم گرفتند برای میزان دقیق ارزیابی، آزمون کتبی ۴۵ دقیقهای بدهیم که هم نظری بود و هم عملی. بعد از آن خبر دادند در آزمون قبول شدهام اما باید دوباره مصاحبه کنم. با یک مدیر منابع انسانی یا دیزاینر مجموعه دوباره مصاحبه انجام شد و سوالاتی درباره طراحی، شخصیت و تجربههای شخصی مطرح شد. چند روز بعد، حوالی ۹ آذر، گفتند از بین ۱۷۰ نفر سه نفر کارآموز میخواهند و من قبول شدم؛ اما پرسش مربوط به داشتن لپتاپ شخصی مطرح شد. پاسخ دادم که معمولا در طراحی کمتر از لپتاپ استفاده میکنم و سیستم مناسبی دارم و از تبلت استفاده میکنم. یک ساعت بعد گفتند این موقعیت فقط با داشتن لپتاپ شخصی امکانپذیر است و از زحماتی که برای کارآموزی کشیدهام تشکر کردند. اعتراض کردم و گفتم این شرکتها که تعداد مصاحبهها را زیاد و با منابع مختلف انجام میدهند، اما حقوق و امکانات کار کمتر است، چرا که در برخی موارد اولی هم نیست. پاسخ داده شد که این موضوع به بقیه گفته شده بود و فقط به من نگفتهاند، هرچند احساس میکنم پاسخی صادقانه نیست و باید از همان روز اول درباره این نکته روشن میشد. در نهایت به نظر میرسد که برخی استارتاپها و شرکتها با کپیکاری روشهای کار و فرآیندها را میفهمانند اما به اصول اخلاقی و حقوق نیرو توجه کافی ندارند.
برای مصاحبه پشتیبانی فروش وارد عمل شدم اما رفتار تیم استخدام خیلی نامنظم بود و به نظر میرسید قبلا با جای دیگر.security مشکل داشتن و میخواستند من هم همانجا ادامه دهم بدون اینکه فرصت مصاحبهی واقعی به من بدهند. پرسشها را طوری مطرح کردند که اجازه پاسخ دادن کامل به من داده نشود و ایشان وسط حرفم پریدند. محدودهی مکانی که دنبال نیرو بودند شهران بود؛ با وجود اینکه آگهی در سعادتآباد درج شده بود، خودشان تصمیم گرفتند که مسیر استخدام برای من دورهای بررسی شود.
مصاحبه برای بخش بازاریابی به من احساس مثبتی داد و تجربهای خوب بود. همه چیز به خوبی پیش رفت و جو مصاحبه نسبتا دوستانه و آرام بود.
مصاحبه با من بهعنوان حسابدار ارشد با برخوردی گرم و محترمانه آغاز شد و سوالات بهصورت دوستانه مطرح شد. مدیر منابع انسانی تیم، با روی گشاده و مهربانی رفتار کرد، هرچند کارشان خیلی سنگین بود. با وجود سرشلوغیشان، احساس خوبی از فضای شرکت گرفتم و به نظر میرسید کار در این مجموعه میتواند تجربهای مطلوب باشد.
در مورد گروه صنعتی طبیعت میهن تجربهای بهدست آوردم که واقعا تفاوت انتظار با واقعیت را نشان میدهد. وقتی وارد مصاحبه شدم، حدود یک ساعت طول کشید تا فرآیند آغاز شود. ابتدا با مسئول جذب صحبت کردم و سپس به آقای دکتری از واحد منابع انسانی ارجاع شدم، اما برخوردشان بهطور کلی محترمانه نبود و به نظر میرسید تنها مدرک دانشگاهی را مد نظر دارند. گفتند بنشینم تا صدایم را میزنند و چند دقیقه بعد مرا به یک طبقه دیگر نزد مدیر بازرگانی فرستادند تا درباره بازرگانی سؤال بپرسم. من از این که برای منابع انسانی رزومه فرستاده بودم، گیج شده بودم و در عین حال ناگهان به واحد بازرگانی منتقل شدم. اگر قصد دارید در این مجموعه مصاحبه بدهید، بهتر است انتظار یک تا یک ساعت برای نوبت را داشت باشید و بعد برنامهریزی کنید. پیدا کردن کار در آنجا به نظر میرسد آسان باشد و تنها کافی است رزومهتان را ارسال کنید؛ آنها هر جا یا هر سمت خالی داشته باشند را برایتان فرستاده و اغلب رفت و آمدها را انجام میدهند. نکتهای که به جا میماند این است که در گفتوگو با آنها باید از واژههای تخصصی یا اصطلاحات رایج استفاده کنید و از گفتن برخی عباراتی که ممکن است توهینآمیز برداشت شود، بپرهیزید.
به من گفتن زمان مصاحبه را تلفنی هماهنگ کنند و اشاره کردند که این کار به یک مجموعه معتبر مرتبط است، اما واقعا توضیحی درباره ارتباط آنها با مجموعه نمیدادند. وقتی برای جلسه حضوری رفتم و پرسیدم دلیل نام آنها چیست، پاسخ دادند که از مجموعه میهن هستند.
بعد از یک ساعت و نیم معطل شدن ،بدون این که حتی به روی خودشون بیارن جناب دکتر مدیر منابع انسانی که اینقدر معطل کردن،حقوق۱/۵گفتن در حالی که تو اگهی۳ تا۴ نوشته بود و فرستادن یه ادرس دیگه واسه مرحله ی دوم مصاحبه که من دیگه نرفتم . اگه میدونستم شرایط اینه اصلا نمیرفتم مصاحبه. و واقعا این رفتار غیر حرفه ای از هلدینگی برندهایی مثل طبیعت و.. را داره برام جای تعجب داشت. به نوشته های تو اگهی اعتماد نکن و کل روزتو خالی کن واسه مصاحباتشون
در واقع روند مصاحبه تخصصی هولدینگ روند خوبی داره اما مشکل زمانی شروع میشه باید تضامین بیارین که خیلی تضامین زیادی میخان مثلا برای حسابدار ارشد باید یه کارمند رسمی مشغول به کار یه کارمند خصوصی ۱۰ سال سابقه کار و یه جواز کسب فعال و صاحب ملک به اضافه یه چک ۳۰۰ میلیون تومنی از یه شخص دیگه ارائه بدین. به هر حال بنده تو این هلدینگ یک هفته شروع به کار کردم که به صورت اتفاقی از طریق همکاران دیگه متوجه شدم منابع انسانی هلدینگ در بخش حقوق درخواستی و صحبت شده با حقوق در نظر گرفته شده توسط شرکت صداقت حرفه ای رو انجام نمیدن. من درخواست حقوق پایه ۵.۵۰۰.۰۰۰ تومن رو دادم و شرکت پذیرفت اما بعدا متوجه شدم شرکت طبق قوانین خودش این مبلغ رو به عنوان خالص پرداختی در نظر میگیره و قسمت بد داستان اینجاست که اضافه کاری اجباری شرکت ۶۸ ساعت در ماه میباشد (ساعت کاری اجباری از ۷:۳۰ الی ۱۶ و پنجشنبه از ۷:۳۰ الی ۱۳) و تمامی مزایا و اضافه کاری و غیره از نظر شرکت همان حقوقی میباشد که خود شرکت در نظر میگیرد و در زمان مصاحبه بابت این اتفاقات و قوانین اصلا توضیح داده نمیشود. و بنده خواستم با مدیر مالی صحبت کنم با وجود اطلاع قبلی حاضر به توضیح و صحبت نشدن . نهایتا با یک هفته کار رایگان و حدود ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومن هزینه ای ثبتی،آزمایشگاه،سوپیشینه و غیره ترجیح دادم که این بی عدالتی رو قبول نکنم. از میان مصاحبه کنندگان مشاور مالی شرکت و واحد حقوقی عالی بودن اما مدیر منابع انسانی میتونستن خیلی خیلی بهتر باشن.
برای کارشناس مارکتینگ وارد شرکت برهان سیستم پاسارگاد شدم؛ مدیر فروش با وضوح نیازها را مطرح کرد و من را در حوزه فضای مجازی و شبکههای اجتماعی دیدند. پروژهای نسبتا بلندپروازانه بود، اما فضای کار دوستانه و برخوردها چارچوبی مناسب داشت.
در نخستین برخورد با شرکت برهان سیستم پاسارگاد، کارشناس فروش نرم افزارهای مالی بودم و برای این حوزه تجربهی زیادی نداشتم. انتظار داشتم که همین ابتدای کار رد شوم، اما مصاحبهگر با حوصله زمان گذاشت تا با جزئیات محیط کار و مشخصات این صنعت آشنایم کند و این برایم جالب بود.
در مصاحبه کارشناس فروش، نخست فضای معمول جلسات استخدامی را تجربه کردم و روند پذیرش مانند سایر مصاحبهها پیش رفت. در بخش تخصصی کار چندان ساده نبود چون نرمافزار تولیدی این شرکت برای سطحی بالاتر از شرکتهای معمول طراحی شده بود. با این وجود فضای کاری شرکت دوستانه و خوشایند بود.
ورود من به شرکت برهان سیستم پاسارگاد با تأخیری طولانی آغاز شد و وقتی بالاخره رسیدم پیش مدیر مالی، ناگهگاه فهمیدم که همانجا مدیر منابع انسانی هم هست. پرسشهای تخصصی زیادی مطرح شد و در ادامه پاسخهای سطحی و بعضا بیربط به سوالات مطرح شد. در مجموع حدود یک ساعت به من پرسش کردند و فرد مقابل بسیار جدی و خشک به نظر میرسید. در نهایت گفتند پذیرفتهام، اما یکباره خبر از شرطهایی دادند که واقعا غیرمنتظره بود: یک سفته پنجاه میلیون و دو سال قرارداد با حقوقی که هنوز مشخص نبود و تا سه ماه حقوق ماهیانه پنجصد هزار بهطور مرتب پرداخت نمیشد. دو ماه بعد گفتند با من همکاری نمیکنند و پس از یک ماه تسویه انجام شد.
در اولین جلسه سطحی و غیرحرفهای بود که با مدیر فروش داشتم و با وجود داشتن تجربه و نمونه کار، از نظر آموزشی هم انتظار داشتند همهکاره باشند. آنها میخواستند هم مدیریت سوشال مدیا را، هم سئو، هم تبلیغات، هم گرافیست و تولید محتوا را یک نفر انجام دهد و از یک تا دو ماه آموزشی هم انتظار داشتند، در حالی که حقوقی منصفانه در نظر گرفته نشده بود و به نظر میرسید از من میخواهند کالا بخرند نه استخدامی با شرایط معمول. به همین دلیل از ادامه مسیر با این شرکت صرفنظر کردم.
در یک تجربه مصاحبه احساس کردم با یک مدیر مالی و کارشناسشان روبهرو شدهام که به شوخی با متن سوالهای حسابداری، به تمسخر من میپرداختند و حتی خودشان هم پاسخها را ناواضح میدانستند. آنها تأکید داشتند که باید از شرکتی که در حال ترک آن هستند، استعفا بدهند و بعد برای مصاحبه بیایند؛ من گفتم در جریان خروج از شرکت قبلی هستم، اما آنها شرطشان این بود که اول از شرکت قبلی خارج شوم.
شرکت بنوس بود و من برای کارشناس تولید محتوا به مصاحبه رفتم. مصاحبه در دو مرحله برگزار شد و هر دو مرحله با حضور کارشناس منابع انسانی و یکی از بنیانگذاران شرکت انجام شد. در گام نخست خودم را معرفی کردم و درباره کارهای قبلیم، تواناییها و آنچه در محیط کار برایم اهمیت دارد صحبت کردم، اینکه چه مواردی را میتوانم بپذیرم و چه مسائلی خط قرمز من هست. برای اثبات آمادگی، یک آزمون محتوا از من گرفتند: ورقهای دادند با چهار سوال و یک مهلت زمانی. پاسخهایم را نوشتم و پس از بررسی مشخص شد که برای ماههای آینده قصد داشتند متخصص دیجیتال مارکتینگ به تیم اضافه کنند و با توجه به تجربیات و فعالیتهای من، ترجیح دادند من برای دیجیتال مارکتینگ جذب شوم. به آنها گفتم اعتماد به نفس داشته باشم و خود واقعیم را نشان دهم. نکتهای که برایشان مهم بود این بود که تیپ شخصیام تا حد زیادی شبیه به theirs باشد؛ در واقع از نظر شخصیتی تفاوت زیادی با هم نداشته باشیم. چراکه بنوس تیمی است پر از افراد شاد، پویا و پرانرژی که با هم برای هدفی مشترک تلاش میکنند و همه کنار هم برای هم ارزش قائلند.
در یک مصاحبه فنی نیم ساعته، از من برای کارشناس ارتباطات و شبکهسازی استفاده شد و پس از تأیید فنی با واحد مربوطه، به واحد منابع انسانی ارجاع داده شدم. فردای همان روز اعلام شد که تایید شدهام و با ایشان درباره تاریخ شروع و حقوق به توافق رسیدیم. کل فرایند از مصاحبه تا آغاز به کار حدود یک هفته طول کشید و منابع انسانی با برخوردی خیلی دوستانه همهی مراحل را پیگیری کرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.