برای من واقعا تجربهای از این شرکت باقی ماند که نمیتونم فراموشش کنم؛ در برخورد با مدیران احساس ناامنی و بیاحترامی داشتم و از محیط کاری و وضعیت مدیریتی رضایت نداشتم. این جا به گواهی من، هیچ وجههی مثبتی که از مدیران خودشان منتشر میکنند دیده نمیشود و برخوردی که با کارکنان میشود موجب هدر رفتن وقت من شد. به گفتهی همان فردی که پایینتر نوشته بود، مدیر شرکت تا حد یک چوپان سختکوش هم از فهم و شعور برخوردار نیست و واقعا وقت خود را صرف اینجا نکنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
از روزهای ابتدایی سال نو اینجا کار میکنم و فقط تا دهم هر ماه حقوقم را میگیرم. از کار با تیم رضایت دارم و در عین حال با پیشرفتهای تازهای که در شرکت میبینم، خوشبینم. امیدوارم موفقیتهای روزافزون برای مجموعه بهدست بیاید و مسیر فعلی ادامه پیدا کند.
در این شرکت فضایی با فرهنگ سازمانی بالا حس میشد و همکاران قدیمی با اخلاق بودند. محیط کار خوب بود و پیشنهاد میکنم رزومه ارسال کنید؛ فضای کاری میتواند به پیشبرد کارتان کمک کند. من به دلایلی از شرکت جدا شدم و امیدوارم با ورود شما دوباره همان فضای مثبت برای شرکت برقرار شود.
از همکاری با این مجموعه راضی بودم و از تیم بااخلاص پیام آوا سپاسگزارم. روزگارم با این شرکت پایدار و استوار به پیش رفت و هر روز موفقیتاش را میدیدم. امیدوارم که در طول مسیر به اوجهای بالاتری دست پیدا کند و هر روز بهتر از قبل باشد.
در حال حاضر فاصلهای عمیق با دوران اوج و اعتبار گذشته دارم و مشاهده میکنم که سرمایه اجتماعی و انگیزه در تمامی بخشهای شرکت به شکل ملموسی کاهش یافته است. تصمیمگیریهای اخیر اغلب با شتاب انجام میشود و تحلیل عمیق اثرات راهبردی و ارزیابی ریسک سازمانی در پی ندارد که نتیجهاش بروز ناکارآمدی سیستماتیک و تزلزل در همدلی داخلی است. یکی از پیامدهای این تغییرات، استخدام نیروهای تازهکار با حقوق بالا در کنار کارکنان باتجربه با حقوق پایین است. این سیاست نه فقط حس ناعادلانهای میان کارکنان با سابقه ایجاد میکند، بلکه میتواند انگیزه آنها را به شدت پایین بیاورد. نابرابری در پرداختها و ارزیابیها باعث میشود که تجربهشدگان احساس کنند تلاشهایشان بهرغم حقیقت، نادیده گرفته میشود و این زمینهساز بیانگیزگی و کاهش وفاداری سازمان میشود. افزون بر این، چنین تصمیماتی نارضایتی را گسترش میدهد و شکافهای درونی را پررنگتر میکند که در پی آن افت کارایی و احتمال خروج نیروهای کلیدی افزایش مییابد. علاوه بر این، بهکارگیری افراد ناکارآمد یا کمتجربه که بهراحتی قادر به رهبری در شرایط حساس و بحرانی نیستند، هزینههای عملیاتی را بالا میبرد و فشار مضاعفی را به فرایندهای اجرایی وارد میکند. هزینههای همسوکردن نیروهای تازهوارد با واقعیتهای سازمان و نیاز به آموزشهای اضافی، فشار مالی بیشتری را بر شرکت متوجه میکند. برای حفظ ثبات و پویایی سازمان، اصلاحات باید بر پایه دادههای واقعی و تحلیلهای دقیق انجام شود. دستبردن به ساختارهای موفق و تثبیتشده گذشته، به ویژه در شرایطی که بیانگیزگی و نارضایتی در تیمهای باتجربه به وجود آمده، میتواند بحرانهای داخلی بیشتری به دنبال داشته باشد. راهکار کلیدی برای اصلاح واقعی، اجرای نظرسنجی سازمانی جامع و کمی است که شاخصهای کلیدی مثل رضایت شغلی، انگیزه کارکنان و فشار محیط کار و سلامت روان سازمانی را ارزیابی کند. نتایج این نظرسنجی میتواند مبنای طراحی اقدامات اصلاحی و راهبردی برای تحولی عمیق باشد و این اقدامات باید شامل کاهش استرس و ارتقای سلامت روان کارکنان و بهبود بهرهوری از طریق بهینهسازی فرآیندها و تصمیمگیریهای راهبردی باشد. اگر تمرکز سازمان بر حفظ نقاط قوت ساختار سابق باشد و اصلاحات را با دادهها و اصول مدیریت جامع انجام دهد، میتواند دوباره جایگاه پیشرو خود را بهدست آورد و اقتدار سابق را بازسازی کند.
به خاطر تجربیاتم در این شرکت، احساس پشیمانی عمیقی دارم و بارها به خودم گفتم که حیف از زمانی که صرف کارکردن در اینجا شد. روزها و فرصتهای ارزشمندم را از دست دادم و حالا بهطور جدی متوجهام که اون دوره چه ناکامیهایی داشت. متأسفم که نمیتوانم چیز دیگری جز نقد منفی و دلخوری نسبت به این مجموعه بیان کنم.
به نظرم اینجا فضای کاری خیلی بیثبات و پرتنش است؛ مدیران دائما با فحاشی و بددهنی سعی در پیشبرد کار دارند و نظم مدیریتی آنها قابل اعتماد نیست. جو زیرآبزنی و درگیریهای مداوم بین اعضا، باعث میشود محیط کار خیلی خراب به نظر برسد.
در حال حاضر در ایران تابلو مشغول به کارم و واقعا از محیط کار رضایت دارم. یکی از نکات کلیدی برای من برخورد صمیمانه و عادلانه با همه همکاران و نیروهای انسانی است؛ چه از طرف مدیران و چه همکاران. اینجا هیچ کسی بالاتر از من نیست و به تواناییهایم اعتماد میشود. نظم کار بالا است و پروژهها با برنامهریزی مشخص پیش میرود؛ هر فرد دقیقا میداند وظیفهای که باید انجام بدهد چیست. در طول مدت کار، فضای آموزش و یادگیری فعال است و بهخصوص در بخشهای فنی، مدیران با پشتیبانیهای مفید به رشد نیروها کمک میکنند تا تجربهشان افزایش یابد. شرایط کاری نسبت به صنعت برق واقعا مناسب است: ساعات کاری منظم، پرداختها بهموقع، محیط کار تمیز و با احترام است. به طور کلی حس میکنم در شرکت قدیمی و معتبرای کار میکنم که برای کارکنان ارزش قائله و تنها به دنبال صرفا تحویل پروژه نیست.
اسنپ شاپ تاسیسش با وجود دو تا اجنبی عرب که تبعه آلمان بودند من سال ۹۳ اومدم ایران عاشق چشم و ابروی ما بودن توی عربستان و آلمان پول نبوده اومدن اینجا رو مثلا خیر برسونن بوده و حالا دیگه اون دو نفر نیستن خدا را شکر اما تخم که کاشتن اشتباه بوده کلا سیستم گره خورده حالا شکر خدا دیگه اون دوتا موجود کثیف نیستند و ما موندیم و اسنپی که کلی کارایی داره باید جمعش کنیم که سخته واقعا دو سال فروشگاه باز کردم ۱۲۰ هزار تومان فروختم گل و گیاه
سیستم مدیریت در کروز به شدت فشل، ناکارامد و سنتی است و به همین دلیل، تلاش و توانایی و میزان مفید بودن افراد کوچکترین اهمیتی ندارد. چه بسا واحدهایی و یا پروژه هایی که تنها دلیل برای تشکیل اون ها صرفا به خاطر رئیس یا مدیر شدن یه شخص خاص بوده است. اگر به اطرافتون نگاه کنید مثال هاشو فراوان میبینید. الان هم که ایران خودرو رو کروز در دست گرفته، آقایان همه تیز کردن بروند اونجا و به هر قیمتی شده مدیر و رئیس شوند صرفا چون گفته میشود اونجا دولتی بوده و نفهم بودن مدیرهاش و ما خیلی فهمیده ایم. کل اگر طبیب بودی سر خود داوا نمودی...
تو این شرکت هروقت که دلشون بخواد بهتون حقوق میدن بابتش هم هیچ توضیحی نمیدن،حقوق ها هم همیشه کمتر از وزارت کاره،هیچ تعطیلی ای وجود نداره و حتی نمیذارن از مرخصی هاتون استفاده کنید
وقتی برای مدیر برنامهریزی و کنترل پروژه دعوت شدم، تصور داشتم که مسیر کار بهتری پیش رو دارم اما بعد از بررسیها تصمیم گرفتم روی قولهای قبلی پایبند بمانم و تغییرشون ندم. دو نکته خیلی روشن شد: در شرکت معمولا تقاضای کار بالا و وضعیت On‑Call بودن مداوم وجود داشت و احساس میکردم حقوق پیشنهادی با واقعیت همخوانی ندارد. اکنون هم مشخص است که سطح حقوق به طور منظم تعیین نمیشود و دائم در حال تغییر است یا اینکه به کارفرماهای دیگری نیاز میدهد و نیروها خودشان جا به جا میشوند.
باورم نمیشد در این محیط تا چه حد نگاه مدیران به کارکنان سرد و بیرحمانه است. آغاز کار آنجا پر از صحنههای ناامیدکننده بود که آرامش روانیام را به هم میزد و هر روز فشارهای غیرمنصفانه بیشتر میشد. از همان روزهای اول متوجه شدم که حقوق و مزایا به سادگی نادیده گرفته میشود و گاه حتی به بیپولی و بیعدالتی میتازانند تا بهانهای برای تغییر دادن حقوق ایجاد کنند. وقتی معترض میشدی، پاسخها یا تاخیرهای بیپایان و اعلامیههای بیربط بود تا به کرسی بنشاندن رفتارهای غیرمنصفانه را توجیه کنند. گاه جلسهها به سطحی میرسید که از رفتار برخی مدیران فنی خبرهایی به منابع انسانی میرسید تا به نحوی از تکرار چنین تجربهای جلوگیری شود یا با نمایش تغییرات کوتاهمدت، به نظر برسد که اوضاع بهبود یافته است. اخراج از محیط کار و فاصله گرفتن از آنجا، آرامش بیشتری به همراه داشت و با گذشت زمان، ذهنم نسبت به چنین تجربیاتی بهبود یافت. اما در بین دوستانی که هنوز در آنجا ماندگارند، نکاتی میگویم که شاید برای کسانی که قصد ادامه حضور دارند مفید باشد: اگر تصمیم دارید باقی بمانید، نباید انتظار زیادی از حقوق یا شرایط کاری دقیق داشته باشید؛ بهتر است با رویکرد آرام و بیتفاوت به مسائل نگاه کنید و بهتدریج رفتارهای معمول را تحمل کنید تا اعصابتان حفظ شود. این جو ممکن است افراد با میزان سواد متفاوت را در موقعیتهای به ظاهر برابر قرار دهد و برخی از همکاران نسبت به سایرین امتیازهای بیشتری بگیرند. اگر اهمیت دادن به چنین تفاوتهایی برای شما ناراحتی ایجاد میکند، باید بدانید که شرایط آنجا به نحوی طراحی میشود که برخوردها و قضاوتها بیشتر بر منافع شخصی تیم مدیریت متمرکز باشد. در نهایت، فشارهای روانی و عدم تعادل حقوقی به مرور زمان به هیچ عنوان ارزش ادامه دادن ندارد و بهتر است اگر احساس میکنید فضای کار برایتان آزاردهنده است، به دنبال فرصتهای دیگر باشید و با رویکردی بدون درگیری از آن محیط خارج شوید.
من در موسسه مالیاتی پارسیان حساب به مدت یک ماه و نیم کارآموزی در پروژه های مالیاتی زیر نظر مدیران مالی در زمینه سامانه مودیان، ارزش افزوده و معاملات فصلی و اظهارنامه عملکرد کارآموزی خود را گذراندم و از این موسسه دو قرارداد پاره وقت که یکی از آنها شرکت فجر بتن و دیگری پارس آروند بود دریافت کردم و از هر قرارداد مبلغ ۲۰ میلیون تومان که جمعا ۴۰ میلیون تومان میشود دریافت میکنم و برای شروع واقعا راضی هستم. و خوشحالم که هر کاری که این موسسه در دوران کارآموزی به من گفت انجام دادم و نتایج خیلی خوبی گرفتم.'
شرکت داده ورزی سداد در ظاهر شرکتی با نام و نشان و معتبر است. اما در واقع مانند سرزمینی گسترده است که هر یک از واحدها حاکمیت مخصوص خود را دارند. شرکتی به واقع عقب مانده. که ظاهرا تولید کننده نرم افزارهای it است در حالی که خود بدترین نرم افزارها را دارد. که کلی باگ دارد. شرکتی فوق العاده لخت که هیچ کاری پیش نمی رود. محیط کاری بسیار نا امن و ناسالم. شرکتی به واقع عقب مانده. بام یکی از مهمترین آپ های آن است که کلی باگ دارد. مراقب حسابهای خود باشید در این شرکت چکهای شما با عدم موجودی پاس میشوند و چکهای موجودی در برگشت میخوردند. واحد منابع انسانی به ظاهر خوب است اما در واقع دروغ گو ترین واحد است
در نگاه من، جای بهبود کلان در مدیریت شرکت حس میشود؛ هرچند امکانات قبلی مانند وعدههای غذایی و میانوعدهها وجود دارد، اما پرداخت حقوق با تأخیرهای نسبتا طولانی همراه است و اضافهکاری هم بهطور قابل توجهی وجود ندارد.
سلام اگر به عنوان سفیر بخوام دوتا برنامه اسنپ و دیجی اکسپرس رو به عنوان کار انتخاب کنم اسنپ خیلی بهتره با دلیل 1.اسنپ نیاز به گرفتن بار نداری و نگران گم شدن نیستی 2.درامد اسنپ از زمانی که میزاری برای دیجیکالا بیشتر هستش 3.استهلاک اسنپ کمتره و میتونی خودت مسیر رو انتخاب و مسیر های سخت و نری ولی دیجی اکسپرس اینجوری نیست 4.تو اسنپ آنقدر بهت توهین نمیشه ولی تو دیجی اکسپرس به این شکل نیست در کل من دو روز رفتم دیجی اکسپرس به صورت تست فهمیدم سگ اسنپ شرف داره به دیجی اکسپرس
من به عنوان کارمند فروش با وجود تمام مشکلات، تجربهای تلخ از این شرکت دارم که همچنان به خاطر آن پشیمانم. منابع حقوق و مزایا به شکل نامشخصی مطرح میشد و به روشهای مختلف برای دسترسی به مدارک هویتی، با فشار یا نیاز به پیگیریهای طولانی روبهرو میشدم. گاهی برای پیگیری آنها باید با التماس یا مراجعه به مراجع مختلف اقدام میکردم و نتیجهای قطعی به دست نمیآوردیم. به هیچوجه توصیه نمیکنم حتی یک روز هم برای این شرکت کار کنید؛ قطعا تجربهای منفی و با پیامدهای دیرپایی خواهد بود.
در این شرکت جو کارمندی منفی بود و خیلی دلزده شدم ازش. اگر دنبال محیطی با روحیه کهنه و پرتنش هستی، احتمالا استخدام در شماران سیستم میتونه به نتیجه برسونه. شرکت کوچکی با حاشیههای فراوان و گروهی از همکاران همفکر، اما مدیران با روحیه محدود و تلاشهای سطحی برای نظارت. اغلب کارمندها افراد خوبین اما مدیریت به شکل یکنواخت و گاهی کنترلگر عمل میکنه و به چشم مدیرعامل و همسرش نگاه بیشتری میافته. بخش فروش دو مدیر داره که به نظر میرسه تجربه کمی در مدیریت دارن اما در مذاکرات هم تبحر دارن و بازاریابی خوبی انجام میدن. از نظر اخلاقی رفتارها به طرز بچگانهای است و گاهی به زبان بیاحترامی میشنویم. ظاهرا هر سال تعدادی نیرو استخدام میکنن و چند ماه بعد باید رفتن، از آنجا که قراردادها و تعهدات مالی باعث میشه شکایت کمتری انجام بشه. یکی از همکاران قدیمی میگفت که آدمهایی با نیت همسو وجود دارن اما زیرآبزنی هم در کاره. مدیر اصلی عادت داره با دوربین همه را زیر نظر بگیره و حتی در برخی فضاها هم این نظارتها شدید است. بهجز سرویسهای اصلی، فضاهای دیگر مثل توالت هم تحت نظارت است و گاهی عباراتی پشت سر همکاران مطرح میشه. در کل، محیطی پرتنش و پر از حاشیه دارن که میتونه فشار زیادی روی همکاران بگذاره و تمرکز کار رو به هم بزنه. در چنین شرایطی کار به صورت تیمی و همسو میتونه به زحمت بیفته و در نهایت ایجاد فشار و استرس بیشتری میکنه.
در حین استخدام، برای من شناسنامه، چک و سفته گرفته شد و وقتی قصد خروج از کار را داشتم مدارکم را خواستند اما رسید را به من ندادند و فهمیدم که با افراد دیگری در ارتباط است تا مدارک را به من بدهد. آنجا کسی بیش از یک هفته دوام نمیآورد چون مدیریت بسیار بد و بیاخلاقی دارد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.