من در موننکو ایران، شرکتی که ظاهرا شیک و حرفهای به نظر میرسد و جزو گروه مپنا محسوب میشود، تجربیات خود را به اشتراک میگذارم. واقعیت این است که رفتار و وضعیت من با مدیر مستقیمم رابطهای مستقیم داشت و تعادل کار و زندگی در این محیط معنایی نداشت. ارزیابی عملکرد براساس میزان اضافهکاری بود و اگر اضافهکاری از سوی مدیران رضایتبخش نبود، با من برخورد میشد، و ممکن بود حتی کارانهای به من تعلق نگیرد یا شغلم را از دست بدهم. در مورد حقوق و مزایا هم نسبت به سایر شرکتها مبالغی پایینتر بود و در ابتدای استخدام به طور روشن صحبت نمیشدند. معمولا شایعاتی مبنی بر اینکه اضافهکاری را به حقوق اعلامی اضافه میکنند، شنیده میشد و به واقعیت نمیرسید. دریافت کارانه هم به من گفته میشد به صورت حقوق هر دو ماه، اما این مبلغ هرگز بهطور منظم پرداخت نمیشد و تاخیرهای زیادی داشت. مسیر رشد در این شرکت بیشتر به ارتباطات شخصی با مدیران بستگی داشت و معمولا جای پیشرفت محسوس و مشخصی وجود نداشت. با این حال یکی از مزایا، اشاره به شغل به عنوان تجربهای از شرکت در رزومه است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
زنگ خطر برای تمام شرکت ها امروز از طرف یکی از روابطم که واسط مشترک بین بنده و خانم هنگ.... ارش.....است متوج شدم که نامبرده از شرکت آرمان اخراج شده یا بیرون اومده.( البته علت خیلی هم مهم نیست) جالب تر از اون اینکه متوجه شدم ایشون در تاریخ 1404/06/06 در خصوص افرادی که در شرکت مستقیم یا غیر مستقیم همکاری داشته نظری نوشته که در این خصوص نظری ندارم منتهای هشداری مهم دارم برای تمام کارفرمایان یا شرکت هایی که قصد جذب نیرو دارند : اگر فرد نام برده(هنگ.... ارش.....) برای شرکتتون کاندید شد قبل از هر اقدامی، سلامت روانی ایشون رو بررسی کنید ایشون از بیماری "آپوتمنوفیلیا" که یک بیماری روانی است رنج میبرند و از آثار آن پلک زدن های پی در پی و بی وقفه، چاقی مزمن و....میباشد و در نهایت حمله به اطرافیان و آسیب رساندن به آنها میباشد این تجربه ی تلخ کاری بنده و بسیاری از افراد دیگر هست که وظیفه انسانی خودم دانستم مطرح کنم
دو سالی را در ماورانت گذراندم و تجربهای موفق و پربار بود. از نظر فنی رشد قابل توجهی داشتم و پروژههای زیادی با نتیجههای مطلوب به ثمر رسیدند. فضای کار دوستانه و همسو با همکاران بود، اما به افرادی که از کار در محیطهای پرتور و شلوغ فرار دارند پیشنهاد نمیکنم؛ چون تعدد پروژهها همواره بالا بود و تیم منابع انسانی زیادی داشت.
به نظرم کار توی این شرکت تجربهای متفاوت و پرانرژی بود. اینجا فقط به کدنویسی محدود نمیشوی؛ دائم در حال یادگیری و پیشرفت هستی. فضای کار آنقدر فعال است که هر روز با چالشی تازه و هیجانآور روبهرو میشوی و از تازهترین فناوریها استفاده میکنی. چیزی که اینجا را از سایر places متمایز میکند این است که مدیران و همکاران واقعا به رشد تو اهمیت میدهند؛ هر ایدهای که داشته باشی به آنها میرسی و تشویقت میکنند تا روی پروژههای جدید کار کنی. حس پیوسته به بهبود خودت واقعا انگیزهات را بالا میبرد. در مجموع، اگر دنبال جایی هستی که هم از کار لذت ببری و هم هر روز چیز جدیدی یاد بگیری و به یک برنامهنویس حرفهایتر تبدیل شوی، این شرکت یکی از گزینههای عالی است.
من مدت دو سال اینجا همکاری داشتم در دفتر شیراز بودم تو vip مجتمع خلیج فارس با روف کاردن بود ! واقعا یه محیط بینظیر و استثنایی که شرکت های دیگه اینو نمیدیدین ! رفت وامد بهش ساده نبود که شش ما اخر با درخواستم موافقط کردند و یک کارت پارکینگشون هم بهم دادند که خیلی راحت تر شد ، واقعا میخوام تشکر از مهندس آذری که تجربه خودشون رو در اختیار من قرار دادند و امیدوارم همیشه موفق باشند
بهعنوان تجربهای شخصی از زمان کارم در گسترش سامانههای هوشمند آسمان، میخواهم با تبیین روشن و رکزبان توضیح بدهم که چه اتفاقاتی برایم افتاد و چه نکتههایی توصیه میشود. در موقعیت مدیریتی PMO بودم و به عنوان زنجیرهای از ارتباطات میان شرکت و تیمهای مختلف، متوجه شدم که یکی از همکاران قدیمیمان که به تازگی از شرکت آرمان اخراج شده یا از آن جدا شده، در ارتباط با افراد مرتبط با شرکت سابق نظری داده است. اشارهای به این نکته شد که این فرد در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۶ درباره افرادی که به نحوی با شرکت در ارتباط بودن، نظری ندارد و از بیان چیزی پرهیز کرده. اما نکته اصلی برای کارفرمایان و شرکتهایی که به دنبال جذب نیرو هستند این است که قبل از هر اقدامی درباره این فرد، سلامت روانی او بررسی شود. گفته میشود که او به بیماری آپوتمنوفیلیا مبتلاست، که نشانههایش شامل پلک زدنهای مکرر و بیوقفه، پرشهای بدنی و در نهایت احتمال حمله به اطرافیان و آسیب رساندن به آنان است. این تجربه تلخ، برای من و بسیاری دیگر از همکارانم، هشدار انسانی بود و وظیفهام دانستم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم تا از وقوع رخدادهای مشابه جلوگیری شود.
در پارمیس کار کردن تجربهای بود که حس و حالش بیشتر به فضای کنترلی و سختگیرانه میماند تا محیطی حرفهای. هر تاخیر اینجا برابر با سه دقیقه جریمه بود و از حقوقمان کسر میشد. تا قبل از ناهار که از ساعت یک تا یک و نیم بود باید بیوقفه کار میکردیم و حتی رفت و آمد به دستشویی هم تحتنظر بود. اگر ناهار دیرتر از یک دقیقه میکشید، اخطاری دریافت میکردیم و پس از ناهار تا پایان ساعات کار هم باید بیوقفه ادامه میدادیم. هنگام امضای قرارداد سفتهای جلوی من گذاشتند و گفتند امضاکننده با قطع همکاری، این سفته و تسویهاش در سه ماه به من تحویل داده میشود؛ همین اتفاق هم افتاد. مدیریت مجموعه به شدت پارانویایی و ناسپاس است و اکثر وقتها مکالمات کارکنان را میشنود چون صداها ضبط میشود و در بقیه مواقع هم درباره موفقیتش در قالب سخنرانی صحبت میکند. زمان و تخصصامان را در پارمیس به هدر ندادم.
باسلام بهترین شرکتی بوده که تا بحال کار کردم از نحوه برخورد همکاران بخصوص مدیر واحد با اینکه تجربه کاری نداشتم ولی فرصت یادگیری یمن داده شد
واحد شبکه و امنیت یاس مزخرفترین واحد این سازمان هست که سرپرست و مدیرش قبلا احتمالا نگهبان پارک بودن یا جلوی علاالدین گلس و گوشی دست دوم خرید و فروش میکردن . خدا بخواد بعد از یاس هم باید برن جلوی علاالدین بساط کنن
در این شرکت به نظر میرسد که دستمزدها آنطور که انتظار میرود پرداخت نمیشود و حقوق و افزایش حقوق هم مانند سایر کارکنان معمولی است. پایه حقوق طبق قوانین کار محاسبه میشود و فراتر از آن اضافهای دیده نمیشود. سابقههای قبلی درباره پرداخت دورهای حقوق مطرح شده بود، اما منطقا نتیجهای قطعی از آن نگرفتم و به شکل شک به نظر میرسد که وعدههای پرداخت دورهای درست عمل نمیشود. معاونت علمی به روال برگزاری دورهها اهمیت نمیدهد و مدیر شرکت نیز دیدگاه شدیدی مذهبی دارد. در مناسبتهای مختلف عزاداری، به طور مرتب همه چیز به در و دیوار شرکت گره میخورد و برای شرکتهای شرکتکننده حضور در برخی مراسم به صورت اجباری مطرح میشود.
در تجربهای که داشتم، احساس کردم معاونت منابع انسانی به دلیل ارتباط فامیلی با مدیرعامل، جایگاه خود را به صورت نامنظم و بدون تخصص لازم در اختیار گرفته است. به خاطر کمتجربگی و ضعف مدیریتی آنها، رفتار حرفهای نیروها هم به شکل قابل ملاحظهای پایین آمده و این تیم کمتر توانسته نقش مؤثری در ادارهی شرکت ایفا کند. نتیجه اینکه اختیار کار را به دست گرفته و اوضاع را به چالش کشیده است.
من در شرکتی کار میکردم که برای رشد فردی فرصت میدهد و تشویق میکند تا از پتانسیل خود بهره ببرم. فضای کاری دوستانهای داشت و در کنار بحرانهای اقتصادی، توجه خاصی به رفاه نیروهای تیم میکرد.
این افرادی که میان توی این سایت از این شرکت تعریف میکنن همونایی هستن که با روابط و پارتی بازی که از چار چوبهای این شرکت هست با حقوق خوب و ولگردی توی این شرکت صبح تا شب .. موش چال میکنن . از همین تریبون اعلام میکنم اگر برای گول زدن افراد اینکارو میکنید حواله خودتون و عزیزانتون به حضرت ابوالفضل و خدا بزنه به کمرتون . من که توی واحد شبکه بودم کثافت تر از این واحد و شرکت ندیدم به خصوص در پستهای بالاتر از کارشناس
معمولا با وجود تجربهای که دارم میگم، محیط شرکت واقعا قابل قبول بود و تیم فنی و مهندسانش از سطح بالایی برخوردار بودند. حقوق نسبتا مناسب دریافت میشد و فضای کار بههمسویی و دوستانه بود.
برای مدت یک سال در این شرکت فرصت همکاری داشتم و به دلیل مهاجرت، کار را ترک کردم. به نسبت نقدها، به نظر میرسد بیشتر از حالت تحلیلی به احساسات و کینهای بودن اشاره میشود تا بررسی دقیق نقاط ضعف شرکت. در واحد دادهکاوی فعال بودم؛ رئیس واحد و تیمش از نظر فنی اغلب در سطح بالایی بودن و از نظر اخلاقی نیز مشکلی نبود. به طور کلی معاونت نرمافزار جای نامناسبی هم نبود. برای کسی که دنبال ماندن بلندمدت است، شرایط مناسب است اما پر از جابهجاییها و ترکهای شغلی میتواند آزاردهنده باشد. نقطه ضعف شرکت را میتوان در گستره بزرگ بودن آن دید؛ قوانینی که برای هجوم پاسخگویی به نیازهای حدود ۱٬۵۰۰ نفر تدوین میشود، باعث میشود هر درخواست برای مدت زیادی طول بکشد.
خیلی شخمی شخمی بود چارگون به خصوص سرکار خانم سمانه آبدارباشی و جناب آقای امید شریفی
مواجههی من در شرکت آریانیک تجربهای پرتنش بود که با وجود حقوق نسبتا مناسب، فضای کاری به شدت استرسآور و ناخوشایند مینمود. مدیرعامل با لحن تند و رفتار خشن، حتی وقتی کارهای سادهای مثل یادآوری مسائل شخصیاش هم به من محول میشد، احساس میکرد که همه برای خدمت به او هستند و انتظار اطاعت مطلق داشت. ارتباط با رئیس مستقیم هم به گونهای نبود که همگانی و همدلانه باشد و به نظر میرسید رویکردی مرموز و کنترلگرانه دارد. در کل حس میکردم آرامش و امنیت شغلی وجود ندارد و هر روز با فشار و نگرانی دربارهی برخوردهایی همراه بودم. وقتی از محیط خارج شدم، انگار از بند رها شده بودم. با وجود اینکه پرداختی نسبتا مطلوب بود، اجبار برای تحمل بیاحترامی و استرسهای مداوم، ارزش آن تجربه را پایین میآورد.
تجربهای واقعی دارم در نقش کارشناس استقرار. مدیران شرکت در گذشته کارمندانی بودند که برای استقرار SAP دوره دیدند و وقتی زمان شروع به کار آنها فرا رسید، به توگا توهین کردند و شرکت خود را ثبت کردند. این رفتار نشان میدهد که افراد سودجو و بهرهبردار با کارکنان و زیردستانی که شایستهی فرصتهای بهتر هستند چگونه عمل میکنند. با وجود این که توگا به کارکنانش احترام میگذارد و شرایط کاری مناسبی فراهم میکند، آنها به توگا خیانت کردند و برای خودشان کار نکردند، اما انتظار دارند کارمندان با وجود شرایط کاری نامطلوب در شرکت بمانند و به وظایفشان پایبند باشند. به طور کلی باید گفت: یا رب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود زخدا بی خبر شود.
آخرین تجربه من از کار با این شرکت را به نمایش میگذارم: اگر دنبال محیطی با تنش و هیجان هستید، اینجا جای مناسبی است؛ هر هفته خبری از رفتن پلیس به محیط کار میشود و با حضور آژانسهای مسافرتی هم اوضاع پرتنشتر میشود. ابتدا ویزافوری کار میکردم و بعد به حامی مهاجر پیوستم، اما واقعا از هر دو طرف هیچ فایدهای ندیدم و احساس میکنم برخلاف وعدهها عمل میکنند. به نظرم هر دوی آنها به شکلی غیرمسئولانه رفتار میکنند و انگار خانوادگی در این کار دخیلاند. وقتی وارد حامی مهاجر میشوی، باید به دنبال سلامت روانی سختگیرانهای باشی و از هر چیزی بیخیال شوی. از شما سفته میگیرند و همچنین ضامنی میخواهند. اگر تصمیم بگیری واقعا خارج شوی، اوضاع به شکل فاجعهبار و بهنوعی آزاردهندهای پیش میرود و چنین تجربهای را دوست نخواهی داشت. صد البته پیشنهاد نمیکنم به هیچوجه وارد چنین محیطی بشی.
شرکت پیام آوا پردازش را تجربه کردم. به عنوان طراح و پشتیبان سایت با یک شرکت خانوادگی مواجه شدم که اعضای آن عبارتاند از آقای پ.ن و همسرش، و هیچوقت حقوق کارمندان را پرداخت نمیکردند. رفتارهای آنها با مشتریان همواره به دروغ و فریب تبدیل میشد تا پولی که دریافت کردهاند، گردآوری و به سبک نامناسبی خرج شود و هیچ تعهدی را انجام نمیدادند. از نظر اخلاقی و حرفهای کاملا بیاعتماد و غیرقابل اتکا بودند. نکته عجیب این بود که برای ساختن و تقویت برند، کوچکترین تلاش و تلاش فعال را انجام نمیدادند. شرکت از نظر من پر از پروندههای حقوقی و شکایات مشتریان و کارکنان بود و مشکلات مرتبط با بیمه و پرونده مالیاتی نیز داشتند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.