مدت چند سالی با همتیمیها کار میکردم تا اینکه شرکت ناگهان جمع شد و همه قراردادهاشون رو به بانکها منتقل کردند. یکی از جنبههای مثبتش این بود که حقوق رو بهموقع میدادند و بیمهٔ تکمیلی هم داشتن، انگار اینها تضمینِ ثبات بودند. از نظر رشد حرفهای اما فضا تعدیل نبود: مدیران فنی از نظر علمی و فنی سطح لازم رو نداشتند و در بلندمدت هیچ پیشرفت واقعیای رو انتظار نمیکشیدی؛ با این وضع از نظر تکنولوژی هم عقب میافتادی. در مجموع از جهات مشخصی خوب بود، ولی من تصمیم گرفتم به دنبال شرکتهای بهتری بگردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در میان روزهای کاریام، تجربهای ناخوشایند از مصاحبه را به خاطر میسپارم که تازه در همین ابتدای سال پیش آمد. نمونهای از برخورد نامناسب مصاحبهکننده در یک جلسه کارشناس کنترل کیفیت بود که رفتارش چه از نظر گفتار و چه از نظر شیوه برقراری ارتباط، چندان حرفهای نبود. کلماتش ناخوشایند بود و جملاتش با دقت کافی چیده نمیشد؛ پوزخندهای پی در پی تمرکزم را بههم میزد و در نتیجه نتوانستم بهتر به سوالات پاسخ بدهم و نهایتاً از جلسه خارج شدم.
برای مدت طولانی حقوقمو عقب میفرستن و واقعاً وقتِ منو بیخودی تلف میکنن. این موضوع فقط محدود به یکی دو نفر نیست و به طور مداوم تکرار میشه؛ حتی به نیروهای تازهوارد هم همین اتفاق میافته. مدیر ارشد هم کاملاً توی این قضیه دخیل به نظر میرسه.
من ساعت یک ظهر قرار مصاحبه داشتم نزدیک به یک ساعت و نیم زمان گذاشتم برای به موقع رسیدن ولی متاسفانه یک ساعت منتظر شدم تا فرد مصاحبه کننده از جلسه ای که بعد از تکمیل فرم من شروع شده بود بیان و نیومده بیرون با توجه به اینکه بنده مصاحبه دیگری داشتم مجبور شدم به دلیل تاخیر ایشون ،شرکت رو ترک کنم ولی اصلا براشون مهم نبود من یک ساعت معطل شدم این موضوع نشان دهندهی اینه که اصلا زمان و شخصیت کسانی که برای مصاحبه میرن مهم نیست
من ساعت یک ظهر قرار مصاحبه داشتم نزدیک به یک ساعت و نیم زمان گذاشتم برای به موقع رسیدن ولی متاسفانه یک ساعت منتظر شدم تا فرد مصاحبه کننده از جلسه ای که بعد از تکمیل فرم من شروع شده بود بیان و نیومده بیرون با توجه به اینکه بنده مصاحبه دیگری داشتم مجبور شدم به دلیل تاخیر ایشون ،شرکت رو ترک کنم ولی اصلا براشون مهم نبود من یک ساعت معطل شدم این موضوع نشان دهندهی اینه که اصلا زمان و شخصیت کسانی که برای مصاحبه میرن مهم نیست
بسیار بی سواد و بی ادب و پر ادعا فقط میخوان بزنن تو سر کارمنداشون و اصلا هم براشون مهم نیست شرکت چقدر پیشرفت کنه تو مصاحبه فقط میپریدن تو حرف من و اگر همبا چیزی مخالفتی داشتم میگفتن تو اصلا سازگار نیستی کلا یک برده میخوان و نمیذارن پیشرفت کنی . پروژه بسیار قدیمی و سایت شرکت مدام قطع یا اینقدر سنگین که به زور بالا میاد مصاحبه کننده ای بود که تخصصش دیتابیس بود ولی در مصاحبه از من سوالات .net هم میپرسید و این درصورتی هست که چندتا از دوستان من قبلا مصاحبه رفتن به اون ها گفته بود من فقط دیتابیس میپرسم و برای سوالات .net صبر کنین تا همکارم بیاد . همکار .net هم که به شدت بی ادب پر مدعا و با کلی تاخیر و کلی منت جالبه که به جای مفهوم فقط کد نویسی میپرسید یعنی فقط برنامه نویسی رو حفظ کرده بود در کل هم چه برنامه نویس چه منابع انسانیش فقط بهم پوس خند میزدن و تیکه مینداختن . لطفا وقت خودتون رو برای این شرکت تلف نکنین .
بدترین تجربه کاری من به عنوان مدرس زبان توی این موسسه بوده. از بی نظمی در پرداخت حقوق، پایه حقوقی بسیار پایین و عدم افزایش حقوق گرفته تا بدقولی در صادر کردن مدرک و ندادن حقوق ترم های آخر و بعد هم پاسخگو نبودن. نه تنها تسویه حساب نکردن بلکه دیگه تلفن جواب نمیدن، پیامک جواب نمیدن، حتی توی تلگرام پیام رو سین میزنن و جواب نمیدن! پیشنهاد من به شما مدرس زبان اینه که به هیچ عنوان اینجا کار نکنی. شما بهترین و با اخلاق ترین هم باشی، اینجا کاری باهات میکنن که بدترین روی خودت رو ببینی. این رو هم اضافه کنم که همهی کادر اداری این مجموعه به شدت بدبرخورد میکنن و پشت سر همه حرف میزنن. توی تمام شعبه هاش.
یه شرکت کوچیک بی نظمه که معلوم نیست بر چه پایه و اساسی درست شده اصلا، شما مثل آب خوردن تعدیل میشید و میگن از هفته بعد دیگه نیا، حقوقا هم در ۲ پارت داده میشه که گند میخوره تو حقوقت رسما، جا کوچیکه و یه میز ۲۰ سانتی با صندلی های داغون به شما میدن کلا این شرکت هییییچ مزیتی نداره اگرم نکته مثبتی میبینید اونایی که چاپلوس مدیریت هستن اومدن نوشتن لطفا گول نخورید به هیچ وجه
یکی از بدترین تجربه ها کاری من بوده تغییر ساختار تعدیل هایه آخر لحظه ای با عناوین بی مورد مثل کاهش هزینه و در عین حال پروموت کردن افراد در موازا با تعدیل کردن نیروها. اعلام بررسی عملکرد به صورت فصلی و قانون ۲ عملکرد ضعیف بابت تمدید نکردن قرارداد ولی پایبند نبودن به همین چارچوبی که ادعا میکنند با دلیل آوردن کاهش هزینه. منابع انسانی به شدت سمی و غیره حرفه ای که هیچ دانشی در زمینه منابع انسانی ندارند. بی هدف بودن سازمان و حضور افراد چاپلوسی که قدرت دارند و بدتر از اون مدیر بودن این افراد با اینکه هیچ دانش و لیاقت اون سمت و منسب رو ندارند و صرفا به خاطره چاپلوسی و مافیا بودن جو در سمت مدیریت اند. امکانات اصلا وجود نداره و برای سازمان هیچ اهمیتی افراد ندارند. اگر سلامت جسم و روان براتون مهمه از این سازمان دوری کنید چون نه بهتون ترفیع میده اگر جزو مافیا نباشید و نه امنیت شغلی دارید و نه حقوق مزایا به درد بخوری داره حتی هزینه بیمه تکمیلی ام ازتون میگره.
در کل واقعا افتضاح مدیران مجموعه بی تجربه
من به مدت ۸ سال در شرکت سرزمین یاس، آگهینامههای ظرفینه و اسکان، به عنوان کارمند مشغول به کار بودم و در مجموع تجربه بسیار خوبی از همکاری با این مجموعه داشتم. مدیرعامل شرکت فردی بسیار محترم، با شخصیت و دلسوز بودند و محیط شرکت منظم و بر اساس اصول حرفهای اداره میشد. ادب و احترام به همکاران و رضایت مشتری همیشه اهمیت زیادی داشت. حقوق بهصورت هفتگی و منظم پرداخت میشد و مزایا، عیدی و سنوات نیز طبق قانون کار پرداخت میشد. مرخصیها هم مطابق قانون بود. پرسنل مجموعه افراد کوشا و مسئولیتپذیری بودند و در مجموع تیم خوبی داشتیم. در نهایت، با توجه به ۸ سال سابقه همکاری، میتوانم بگویم که از کار در این شرکت رضایت زیادی داشتم و از دورهای که در این مجموعه سپری کردم، خاطره خوبی دارم.
من مدتی توی این شرکت به عنوان مدیر محصول کار کردم. تجربهای که از کار توی این مجموعه داشتم این بود که یکی از مشکلات اصلی واحد محصول، حضور فردی بود که خودش رو در جایگاه سرپرست مدیران محصول میدید، در حالی که به نظر من این جایگاه با تجربه و توانمندی لازم برای این مسئولیت همخوانی نداشت. این فرد هنوز هم در سازمان حضور داره و در طول همکاری من، دخالت در کارها، حاشیه درست کردن، زیرآب زدن و انداختن اشتباهات به گردن بقیه باعث شد خیلی از مدیرمحصولها دچار مشکل بشن و حتی بعضیها مجبور بشن شرکت رو ترک کنن. تجربه من این بود که این فرد برای تثبیت جایگاه خودش، به جای اینکه باعث رشد و حمایت از تیم بشه، گاهی با تضعیف جایگاه دیگران و ایجاد فضای رقابتی ناسالم مسیر پیشرفت خودش رو دنبال میکرد. به نظرم سازمانها باید نسبت به این مدل رفتارها جدی باشن؛ چون آدمهایی که با ایجاد حاشیه، از بین بردن اعتماد و ناسالم کردن فضای کاری به تیم آسیب میزنن، نه تنها به رشد سازمان کمک نمیکنن، بلکه جلوی پیشرفت اون رو هم میگیرن. بهتره درباره حضور و نقش چنین افرادی بازنگری جدی انجام بشه تا فضای کاری سالمتری ایجاد بشه. به کسانی که قصد پیوستن به این شرکت رو دارن پیشنهاد میکنم قبل از تصمیمگیری، حتماً درباره ساختار واقعی واحد محصول، حدود اختیارات و نحوه تعاملات داخل تیم تحقیق کنن تا با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرن.
در اونجا شخصی cto که به شدت بی فرهنگ و عقده ای حس.......ده که حالا جاشو داد به ف......ج این شخص به جای اینکه ضعفتو بگه درجا به فکر اخراج کردنه یعنی ماه ها میشینه فکر میکنه که نیرو رو با چه بهانه ای اخراج کنم به شدت در این شرکت زیراب زنی و پاچه خواری رواج داره زن ها و مردهایی که ضعف جنس مخالف دارن پروژه ها رو از صفر بدون مشکل بالا میاری میگن هنوز عملکردت خوب نیست و به اسم جناب ف.......ج..... تموم میشه مصاحبه های الکی و طولانی و از برنامه نویس مصاحبه شونده یک پروژه بسیار بزرگ میگیرن و کدهارو برای خودشون بر میداردمزایا هم روبه کم شدن و امنیت شغلی بدون پاچه خواری و زیرآب زنی صفره
زمین تا آسمان فاصله . به هیچ عنوان توصیه نمیشود رفقا ، این شرکت از دور خوبه ! از خیلی دور .... نوک سوزنی ارزش قائل نیستن برای کارمنداشون و فقط رویا فروشی میکنن جلسات خنده دار و تو خالی ، بعد ساعات کاری فقط عامل رو اعصاب بودنه هممون بود ... در چارچوب قانون و جهت کمک به سلامت حال بیمارانی که به ناچار به دستگاه های این شرکت متصل میشن ، حتماً اطلاعات مهمی رو به بازرسی اداره کل تجهیزات پزشکی منتقل خواهم کرد
1.عدم پرداخت حقوق به موقع به طوری که حقوق شما در سه وعده با فاصله های یک هفته یک هفته پرداخت میشود! یعنی عملا شما تا حدود اواخر ماه خیلی شانس اورده باشید نصف حقوقتون رو گرفته باشید همینطور سنوات و عیدی رو توی خواب باید ببینید چون وقتی برید هیج تسویه ای در کار نیست و اگه حالشو دارید باید شکایت کنید 2.عدم وجود امنیت شغلی با شرکتی که با مدیرعاملش کلا 8 نفرید! و جوری حق و حقوقتون رو میخورن که تا انتقاد یا اعتراضی کنید اخراجید 3.محیط کاری فرسوده با سیستم های 14 سال پیش مانیتور های 15 و 17 اینچی و دیوار هایی با گچ ریخته و بوی موندگی واحد با حداقل نظافت به طوری که روزانه صبح که میخواید پشت میزتون بشینید دیدن 4 5 تا سوسک مرده زیر میز و صندلیتون براتون یه فانتزی عادی میشه 4.مدیرعاملی متوهم که با کلا 8 نفر پرسنل، این دفتر قرون وسطایی رو هلدینگ پافکو میدونه و شما عملا حتی آبسرد کن یا چایی هم ندارید و برای مصرف آب خنک باید برید دفتر مدیرعامل چون فقط تو دفتر خودش آبسرد کن و چای گذاشته و خودم حقیقتا باورم نمیشد که تا این حد یه نفر عجیب باشه ...و در آخر تو این دفتر( مثلا شرکت) هیچ کرامت انسانی ای وجود نداره، ن احترام میبینید و ن رنگ پول و حقوق و آرامش، البته اگر از کثیفی بیش از حد سلامتیتونم از دست ندین
در مدت کوتاهی که در واحد منابع انسانی این شرکت کار میکردم، تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم. فضا پر از روابط خانوادگی و دوستی بود که کار را به شکل غیرمنصفانهای تحت تأثیر قرار میداد. آنطور که به من میگفتند، ارتباطات شخصی روی تصمیمگیریها تأثیر میگذاشت و یک نفر که زیر نظر من بود، با مدیر ارتباط خانوادگی داشت و مدیر هم بدون اینکه به من اطلاع بدهد، برای او مرخصی میداد. چنین وضعیتی باعث میشد نتوانم به راحتی از حقوقم دفاع کنم، چون دوطرف با هم رفیق بودند. همچنین مشاهده میکردم برخی کارمندها بدون اینکه نظر من را لحاظ کنند، استخدام میشدند. اوضاع از این هم بدتر بود؛ در دورههای بودجهبندی دویست-سههفتهای، سه تا چهار شب بهطور مداوم تا ساعات پایانی شب در شرکت میماندیم و این فشار روی خانوادههایم تأثیر میگذاشت. مدیر با وجود درخواستهای مکرر برای تقسیم کار، اصرار داشت نگه داشتن نیرو تا چهار صبح حق اوست. به طور خلاصه، هیچ توصیهای برای کار در واحد منابع انسانی یا مالی این مجموعه ندارم و خوشحالم که از آنجا فرار کردم.
شرکت زمهریر کیش را در ذهن دارم همچنان با تمام وفتی که پشت سر گذاشتم. اوایل کار را دوست داشتم و از حضور در محیط لذت میبردم، با وجود فشارها و سختیها. اما به نظر میرسید برای برخی اهمیت چندانی نداشت؛ مدیران ارشد تجربه کافی نداشتند و صحبتهایی بیپایه و شایعهها تأثیرگذار شدند و به شکلی نامناسب من را کنار گذاشتند. بعد از ده سال هم همچنان مرا به شکل یک تازهوارد نگاه کردند. اگر واقعاً مشکلی وجود داشت، چرا طولانیتر کنارمان ماندند؟ وقتی در جستوجوی شغل بودم، همه تعجب میکردند که چگونه مجموعهای میتواند از نیروی باتجربه خود عبور کند، در حالی که برای من نامهای از حسنعمل هم صادر شده بود. با صدای شکسته و قلبی رنجور از مجموعه جدا شدم و دیگر بهآن بازنمیگردم.
فکر میکنم بیش از ده سال است که در این مجموعه کار میکنم و همواره جزو کارکنان شاخص بودم، اما هیچوقت خبری از ارتقاء یا پاداش مثبت نبود. همیشه به نظر میرسید کسانی پیشرفت میکنند که ارتباط مستقیم با مدیرعامل و تیمهای اطرافش دارند. حقوق وامها و پاداشها اول به همان افراد اختصاص داده میشود و به بقیه اصلاً توجهی نمیشود. گروهی هم وجود دارند که صرفاً کار میزنند و حقوق میگیرند؛ چون خویشاوندان مدیرعامل هستند، انگار بقیه برای کارکردن هم اعتبار ندارند. راستش را بخواهید فکر میکنم مدیرعامل هم شاید از این وضعیت مطلع نباشد؛ کاش میشد با مدیرعامل صحبت کرد تا دستکم این بیعدالتیها را درک کند و برایشان چارهای بیندازد.
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چندصفحهای طولانی فرستاد که تکمیلش زمانبر بود؛ فرصت زیادی برای ارسال نداشتم اما دوباره با ادب تماس گرفتند و تأکید کردند که حتماً ارسال کنم. پس از ارسال فرم، یکی از اعضای تیم فنی با من تماس گرفت و چند سوال نسبتاً ساده از من پرسید. یک تست هم ارائه شد که با تأخیر فرستادم، اما پذیرفته شدم. سپس مدیر بخش و واحد منابع انسانی تماس گرفتند؛ برخوردشان خیلی خوب و محترمانه بود. مدیر پروژه سوالات پایهایتری مطرح کرد و HR از امکانات، مزایا و وضعیت شرکت توضیح داد. در کل فرایند منظم و محترمانه پیش رفت و انرژی منفی در آن حس نکردم؛ الان منتظرم تکمیل شود و کار را آغاز کنم.
به تازگی تابستانی در اینجا کار را آغاز کردم و در همان روزهای اول تفاوت زیادی بین قولهای مصاحبه و واقعیت دیدم. انتظار حقوق و مزایای بهتر داشتم، اما از ابتدا فهمیدم که ساعات کاری خیلی بالاست و اضافهکاریها بهانهای برای پرداخت نمیشوند. تقریبا هر هفته مجبور بودم کسری صندوق را از جیبم جبران کنم، حتی زمانی که مسئول صندوق من نبودم. یک روز در هفته هم به طور کامل شیفت صبح تا شب را داشتم. رفتارهای همکاران و مدیران هم قابل تحمل نبود و بیاحترامی و سخنان توهینآمیز زیادی دیدم. این موضوع دلیل خوبی بود برای فهمیدن اینکه چرا بسیاری از کارکنان سفتههایشان را پس میگیرند. در نهایت به نظر من کار در واحد فروش به هیچوجه توصیه نمیشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.