وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۹۸ تجربه منتشرشده · صفحه ۱ از ۵
آژانس تبلیغاتی داما
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کپی رایتر ·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۸
مدیر عامل دیوانه

آژانس داما بدترین تجربه کاری من بود. مدیر عاملی که تو همه چیز دخالت میکنه و همه حاشیه‌هار‌و کنترل میکنه، جز کاری که باید بکنه. مثل پادگان میمونه، باید واسه تک تک کارات جواب پس بدی، تو زندگی شخصیت هم دخالت میکنن و فکر میکنن فقط کل زندگی کارمندش باید مربوط به کار باشه و بس. خود مدیر عامل بین کارمنداش حاشیه و چالش درست می‌کرد و وقتی میدید دو تا کارمند دارن باهم صحبت میکنن، فکر می‌کرد دارن علیه اش توطئه میکنن و توبیخشون می‌کرد، حتی بی دلیل توهین هم می‌کرد . خلاصه جهنمیه اصلا هم جای رشد و پیشرفت نداره چون به شدت ترسو و بدون ریسک هستن ‌ و رو یه خط مستقیم حرکت میکنن.

هلدینگ ارتباطات و بازاریابی مات
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·سابقه کار در آژانس و هلدینگ مات·۱۵ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
دیوانه خانه مات (بدترین تجربه کاری)

بدترین تجربه کاریم رو در هلدینگ بی نظم و سمی مات گذروندم. کار در این شرکت هیچ توجیه عقلانی نداره چون شما عملا با یک سازمان بی در و پیکر، غیرحرفه ای و مدیران متوهم و پرادعا روبرو هستید ولی در عمل هیچ. به جای جلسات حرفه ای در اتاق مخصوص به مشتری قلیون و چیزای دیگه میدن و اینطوری مشتری رو نمک گیر میکنن. متاسفانه خودشون رو در حد شرکتهای پیشرو و مطرح جهان میدونن و با این طرز فکر و جایگزینی روابط به جای ضوابط هیچ نشانه ای از بهبود هم توش دیده نمیشه.

رسا نگاره راوک
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند دارالترجمه·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
دفتر ترجمه‌ای با مدیریتِ کوته‌فکر

هرگاه به روزهای کاری‌ام در این شرکت فکر می‌کنم، بیش از هر چیز تضاد بین کار ترجمه‌ام و ذهنیت مدیریت آنجا به خاطرم می‌آید. مدیری که مجموعه را می‌چرخاند هیچ نگاه استراتژیک یا انسانی‌ای از خود نشان نمی‌داد؛ هدفش صرفاً گذران روزگار بود، نه نگهداشت نیرو یا رشد کسب‌وکار. کار در آن محیط مثل گذاشتن یک سازه‌ی مستحکم روی زمینِ باتلاقی بود؛ با پروژه‌های حساس و زمان‌بندی‌های فشرده سروکار داشتیم، اما مدیر و تیمِ بالادست بیش از هر چیز درگیر بحث‌های سطحی و صرفه‌جویی‌های ساده بودند—مثلاً کم‌کردن چای یا حساب کردن هزینه‌ی یک بطری آب یا یک بسته‌دستمال. در حالی که ما می‌خواستیم کارِ درست را تحویل بدهیم، آنها فقط درباره‌ی امور کم‌اهمیت و روزمره بحث می‌کردند. بدترین بخش، عدالتِ سیستماتیک بود: پرداخت‌ها پایین و همیشه با تاخیر یا بهانه انجام می‌شدند. شنیدن تمجیدهای مدیر در حالی که خودش فِرِنگ سفارش می‌داد، به واقع زخم را نمک می‌زد. بیمه‌ها هم به درستی و به‌طور اصولی اجرا نمی‌شدند و این نشان می‌داد که حقوق قانونی پرسنل برایشان ارزشی ندارد. فضای فرهنگِ آزاردهنده و فشار روانی تبدیل به ابزارِ مدیریتی شده بود؛ رفتارهای تحقیرآمیز و تحمیل فشار بی‌دلیل، شیوه‌ی رایج اداره کردن بود. در حالی که سودِ کارهای ما به جیب صاحب‌کار می‌رفت، محیط کار به جای آنکه محلی برای رشد باشد، به زندانِ فکری تبدیل شده بود. این دوره برایم درسِ بزرگی داشت: فهمیدم تفاوتِ «صاحب‌کار» با «مدیر» چیست. حالا که از آن فضای ناسالم فاصله گرفته‌ام، خوشحال‌ام، اما واقعاً برای همکارانی که هنوز آنجا مانده‌اند، ناراحتم.

ایده پردازان
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس iOS·۶ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
بدترین تجربه کاری تا حالا

در قدم اول، از وقتی که وارد شرکت شدم فهمیدم اوضاع خیلی نامنظم است و هر روز به شکل جدیدی مسئله‌ای بروز می‌کند. مدیرعامل با من صحبت کرد و پیامی که شنیدم درباره‌ی چرخش پرسنل بود: وعده‌ای که دوباره از نو نیرو می‌گیرند، اما این کار تنها به تکرار مشکلات می‌انجامد و من احساس کردم این چرخه به دنبال ثباتی نیست. ساختار سازمانی به هم ریخته بود و اساسی‌ترین مشکل این بود که تیم‌ها بر پایه‌ی فناوری مشخص می‌شدند نه روی پروژه‌ها، نتیجه‌اش هم این بود که همکاری بین اعضا کم‌رنگ شد. هر سه ماهی یکبار نظرخواهی انجام می‌شد و نتیجه‌ای که از آن می‌گرفتند منتهی به تغییراتی می‌شد که به جای بهبود، منجر به کاهش انگیزه می‌گردید. به همین دلیل فضای کار به طرز ناخوشایندی رقابتی شد و هر کس برای حفظ جایگاهش تظاهر می‌کرد. آخر هفته‌ها جلسات گروهی برگزار می‌شد که به نظر آشنایی و هم‌افزایی می‌آمد، اما تبدیل می‌شد به سکویی برای تعارف بیشتر از حقیقت: هر کس بتواند بهتر از دیگری تعریف کند، گویی برنده است و امنیت شغلی‌اش بیشتر می‌شود. به گونه‌ای که برای بقا در شرکت، به قدری لاف و تملق لازم بود که واقعاً غیرمفهوم می‌کرد. در ابتدای کار، با سفته‌های سنگین و قابل توجهی روبه‌رو شدم؛ کارخانه وعده نگه‌داشتن آن‌ها را دو سال می‌داد و بیمه هم تنها پایه بود که در نهایت به ضرر حقوقی و سابقه‌ی شغلی‌ام تمام می‌شد. مزایا انگار وجود خارجی نداشتند و دروس و آموزش‌هایی که انتظار داشتم به من ارائه نشد. حقوق اغلب با تأخیر می‌آمد و مدیرعامل در حضور کارکنان با لحن التماس‌آمیز می‌گفت که پرداخت صورت نگرفته و وعده‌ای مبنی بر آینده داده می‌شود. قراردادها به صورت کامل و منظم ارائه نمی‌شدند و اضافه‌کاری یا به‌شکل درست محاسبه نمی‌شد یا اصلاً وجود نداشت. منابع انسانی با فشارهایی از سوی کارمندان برای انتشار نظرهای مثبت مواجه بود یا ویدیوهایی از تمجیدهای مدیر سابق در شبکه‌های عمومی شرکت پخش می‌کرد تا وجهه‌ی شرکت را جلوه دهد. به طور خلاصه اگر از درب شرکت فاصله بگیری و کمی درباره‌ی شرکت جستجو کنی، می‌توانی عمق مشکلات را لمس کنی.

دانش بنیان آرامش گستران مینا (آمیناگروپ)
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·همه کاره·۳۰ تیر ۱۴۰۵
۱.۳
بدترین تجربه کاری

اصلا محیط مناسبی نیست. صرفا جایی که از طریقش بتونین وارد بازار کار بشین یکم تجربه کسب کنین و بعدم خارج بشید برید یک محیط حرفه ای. فقط جایی هست که برید تجربه کسب کنید بعد که مهارت پیدا کردید خارج بشید. قدر مهارتتون رو نمیدونن و همیشه شما رو کوچیک میکنن هیچ کاری نمیکنید. حجم کاری بسیار بالاست و به خاطر تعدد کارها به هیچی نمیرسید همیشه هم باید جواب پس بدید که چرا کارها مونده. مدیریت بد این مجموعه با دوربین ثانیه به ثانیه کارتون رو چک میکنه بسیار بی ادب هستن و اصلا احترام نفر مقابلشون رو رعایت نمیکنن. شرح شغلیتون مشخص نیست و همه کاری باید بکنید. در ضمن حق و حقوقتون رو کم و زیاد پرداخت میکنن و هیچوقت نمیفمید چقدر در ماه دریافتی دارید. به زور و کلی منت براتون بیمه تامین اجتماعی رد میکنن تازه اگر دانشجو باشید اونم کم میکنن ازتون. تایم نهارتون یکم زیاد بشه فوری بهتون گیر میدن. بیمه تکمیلی هم ندارن. سفته های چند صد میلیونی هم موقع ورود ازتون میگیرن کلیم منت به سرتون میزارن که ما خوبیم و بهترینیم ولی هیچی نیستن. اگر سلامت روانی و جسمیتون براتون مهمه و میخواید برید حرفه ای کار کنید، اصلا جای خوبی نیست!!!! فقط به درد این میخوره که یه 4 5 تومنی تو دوره دانشجویی دستتون رو بگیره همین!

هوراد مافی
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۳۰ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
محل کارِ سمی

باورم این نبود که بتونم توی این شرکت مدت زیادی بمونم، اما واقعیت این است که چند ماهی هم اونجا کار کردم و رفتارهای ناپسند مدیران و فضای خسته‌کننده باعث شد واقعاً از کار دلزده بشم. آنجا فشارها طوری بود که در نهایت تصمیم گرفتم بدون پیگیری حقوقم از شرکت جدا شوم. مطمئنم که برخی از نظرات مثبت را خودشان منتشر می‌کنند؛ در غیر این صورت چرا این همه نفر استخدام می‌شوند و خیلی‌ها به ترتیبی که نیست استعفا می‌دهند و کسی از کار با محیط کار مناسب و حقوق منصفانه دلزده نمی‌شود.

مجیفو
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پرسنل فنی·۲۲ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
تیم فنی خوب، حقوق منظم

شرکت مجیفو را تجربه کردم و باید بگویم که این مجموعه علمیِ جوانی است که از لحاظ فکری پویایی زیادی دارد. مدیریت واقعاً همدل و پیگیر است و تیم با همدلی و انگیزه پیش می‌رود. در دوره‌ای از سال‌های اخیر، اوضاع قدیمی تیم از توازن خارج شده بود اما اکنون شرایط بهتری پیدا کرده و همدلی اعضا روزبه‌روز تقویت می‌شود. حقوق پایه تیم فنی تا حد خوبی بالا است و پرداخت‌ها نیز به‌موقع انجام می‌شود.

بازرگانی آزادی
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · یزد
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس اندروید·۲۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
یادگیری هست ولی برنامه‌نویسا ارزش ندارن

با وجود کوچیک بودن‌ش، فضای یادگیری و پیشرفت توی این شرکت واقعاً فراهمه و وقت و فرصت می‌دن تا بتونم چیزها رو یاد بگیرم. مدیرها با تیم به‌طور محترمانه برخورد می‌کنن. اما مشکل اینجاست که بعضی‌ها سطح فنی‌شون پایینِ و اختلاف‌نظرهای زیادی پیش می‌اد؛ تقریباً همیشه بحث و جدل وجود داره. وظیفهٔ من به‌عنوان برنامه‌نویس شبیه کسیه که تنها باید چیزی رو اجرا کنه و نظر من به‌عنوان برنامه‌نویس چندان وزن نداره. در اینجا تفاوتی بین من و یک کارمند عادی حس نمی‌کنم. روی درخواست افزایش حقوق معمولاً پاسخ نمی‌دن و پیگیری هم فایده‌ای نداره. برای غیبت، کسری کار و اضافه‌مرخصی ضریب محسوب می‌کنن، اما اضافه‌کاری به‌طور قابل توجهی محاسبه نمی‌شه. برای کارکنان با سابقهٔ سه سال یا بیشتر، اینجا مناسب به نظر نمی‌رسه.

الفت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارآموز / تازه‌کار·۱۷ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
محیط آروم، حقوق نه چندان

من در شرکت الفت به عنوان کارآموز تجربه کردم. فضای کار خیلی آرام و راحت بود و احساس می‌کردم که در محیطی پشتیبان و قابل اعتماد قرار دارم. پروژه‌ها به فشار زیادی نمی‌گزند و فرصت دارم بدون احساس استرس به یادگیری ادامه دهم. زمان کافی برای مطالعه و درک مطالب وجود داشت. ساعات کاری مشخص بود و در صورت نیاز به مرخصی یا انجام کار شخصی، همکاری لازم انجام می‌شد. به طور کلی برای کسی که تازه‌کار است، محیط مناسبی بود.

گراف
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·همکار·۱۴ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
یه تیم صمیمی و دفتر قشنگ

مدتی است که به عنوان همکار توی این مجموعه مشغول به کارم و هر روز با دنیاهای تازه‌ای روبه‌رو می‌شم. مثل زندگی، اینجا هم فراز و نشیب داره، اما احساس می‌کنم هر روز رشد دقیق‌تری پیدا می‌کنه. فضا واقعاً دوستانه‌ست و برخورد همکاران فوق‌العاده مهربان و حمایتیه. مدیران آدم‌های بااستعدادی هستن که هر روز می‌شه ازشون نکته‌های تازه یاد گرفت. دفتر طراحیِ باحال و الهام‌بخش، کار کردن توی فضای وسطش تجربهٔ خوشی به همراه داره. یه جای آرام و اختصاصی هم دارن جایی که هر وقت خسته شدی بتونی برید و آرامش پیدا کنی. دسترسی به محل کار هم خیلی مناسب و ساده است. به نظرم هر کسی یک‌بار بیاد اینجا، دوست داره جزو تیم بشه.

طراحان فردا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس تولید محتوا·۸ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
پاره‌وقت خوب، تمام‌وقت کابوس

همین که پاره‌وقت کار می‌کردم، اوضاع خوب بود و راضی بودم. بعد از اینکه اعلام شد به نیروی تمام‌وقت نیاز است و من قبول کردم، رفتارها تغییر کرد و بی‌احترامی‌ها آغاز شد. حقوق به شدت پایین بود و پرداخت‌ها به هیچ‌وجه منظم نبود؛ گاهی حتی تا بیست و هشت یا بیست و نه ماه تاخیر داشت. وقتی به خاطر این مشکلات از شرکت جدا شدم، هیچ تسویه‌ای انجام نگرفت؛ شش ماه از آن جدایی گذشته و هنوز تسویه نشده‌ام و تقریبا هفت میلیون تومان از من پرداخت نشده است.

دانرو
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه متخصص تست·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه متخصص تست

مصاحبه تخصصی تست در فضایی نسبتا سرد و بسته برگزار شد؛ وقتی وارد اتاق گیم شدیم، با ظاهر جالب اما کمی سنگین روبه‌رو شدم. از نظر تیم پروداکت ابتدا درباره تجربه‌های گذشته‌ام، فرایند نوشتن سناریوهای تست، گزارش باگ و سایر موارد مرتبط با تست پرسیدن و من توضیح دادم. سپس مدیر فنی در مورد روند تست خودکار و زبان‌های برنامه‌نویسی‌ای که با آنها کار کرده‌ام سوال کرد. برخورد تیم کنار هم خوب بود و سعی می‌کردند با لحن دوستانه فضا را از حالت خیلی رسمی خارج کنند، هرچند محیط بسته و فشرده باعث افزایش شدت استرس شد و حتی برای نوشیدنی از من چیزی نخواستند. پاسخ‌ها تا آخرین نتیجه خیلی سریع به من اعلام نشد و میانگین زمان پاسخگویی طولانی بود. ویژگی‌هایی که برای‌شان اهمیت داشت: ارتباط با بقیه اعضای تیم و انگیزه‌ها برای تفریح و شادی از نکاتی بود که اچ‌آر به آن اشاره کرد و درباره‌اش صحبت‌های زیادی شد.

رسانه خلاق
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس ارشد دیجیتال مارکتینگ·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس ارشد دیجیتال مارکتینگ

من تجربه‌ای از مصاحبه‌ای در رسانه خلاق دارم که در نگاه اول فضایی شاد به نظر می‌رسید اما خیلی زود مشخص شد نظم شرکت پایین است و فاکتورهای بنیادی مربوط به حقوق، قرارداد و برنامه‌ریزی روشن نبود. اولین نشست با مدیر بخش مارکتینگ برگزار شد؛ آن جلسه نسبتا مثبت بود و درباره وظایف بخش مارکتینگ به اندازه کافی توضیح داده شد، اما از همان ابتدای کار چیزهایی مرا سردرگم کردند. درباره زمان‌بندی پرداخت حقوق پرسیدم و پاسخ مشخصی دریافت نکردم و در خصوص پروژه‌های جاری هم توضیحات دقیق به من داده نشد. یک جلسه دیگر حدود دو هفته بعد تشکیل شد که با مدیرعامل و مدیر مارکتینگ بود. در آن جلسه عملا تمرکز تیم از دست می‌رفت؛ صدای جیغ فرزند مدیرعامل شنیده می‌شد و حضور مدیران در تمامی بحث‌ها کم بود. پاسخ‌ها همان پاسخ‌های قبل بود و سوالاتم دوباره بی‌پاسخ ماند. پس از تماس دیگر دوباره گفتند همه چیز اوکی است و باید برای قرارداد و مدارک ورود بیایم. وقتی رسیدم دیدم رقم حقوق تغییر کرده است و قرار شد دوباره بررسی کنند و نتیجه اعلام شود. پیام گرفتند که برای تخفیف هم می‌توانم همکاری کنم، اما در نهایت با همان شرط من موافقت نکردم و انتظار قرارداد را نگه داشتم، که دقیقا ۲۸ اسفند اعلام کردند. دلیل من بی‌نظمی شرکت بود و گفتم حضور پیدا نمی‌کنم. بعد از تعطیلات عید دوباره تماس گرفتند و من به دلیل تعهد کاری روند تحویل پروژه‌ها تصمیم گرفتم ۱۵ روز تأخیر بیاورم. اما نهایتا وقتی به شرکت برگشتم، قرارداد را تغییر دادند. در کل تجربه‌ام نشان می‌دهد که شرکت از نظر ساختار و فرایندها خیلی بی‌ثبات است. فضای کاری به سمت حاشیه‌سازی می‌رود و مدیرعامل به وضعیت کارمندان توجه ندارد. سیستم حقوقی و قراردادها به نظر بهره‌کشانه می‌آید و حقوق کارکنان به طور منظم رعایت نمی‌شود. قوانین نادرستی وجود دارد؛ برای مثال پنج‌شنبه‌ها باید حضور پیدا کرد اما ساعات اولیه کلاس اختیاری از ساعت یازده برقرار می‌شود. مرخصی روزهای پنج‌شنبه به‌حساب روز کامل می‌شود و مرخصی‌های قبل و بعد از تعطیلات رسمی نیز همان روزها محسوب می‌شود. تمرکز روی ساعت‌های کاری خیلی سختگیرانه و سنتی است و در نهایت پیشنهاد حقوقی نیز به شکل مناسبی پذیرفته نمی‌شود. درباره مسیر رشد کاری هم توضیح جامع و مشخصی داده نمی‌شود و نیاز است بدانم دقیقا به چه کسی باید کار را تحویل بدهم و چه امکاناتی برای رشد دارم. بنابراین به نظر من کار در این شرکت توصیه نمی‌شود.

کافه لید (آژانس بازاریابی دیجیتال)
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه ui-ux·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه ui-ux

روز اول مصاحبه را در کافه لید تجربه کردم که به نحوی ناامیدکننده و ناراحت‌کننده بود. از طریق جاب‌آیجا برای موقعیت کارآموزی ux/ui رزومه فرستادم و پس از تأیید اولیه در تاریخ ۲۷ مهر، فرم اضافه‌ای در واتساپ دریافت کردم که هم اطلاعات بیشتری درخواست می‌کرد و هم سوالات تخصصی‌تری داشت. هفته بعد تأیید کردند فرم اولیه قبول شده است و دو هفته بعد گفتند معارفه آنلاین برگزار می‌شود چون متقاضیان زیاد بودند. معارفه آنلاین با حضور نزدیک به بیست نفر برگزار شد و توضیحاتی درباره وظایف داده شد و سپس تصمیم گرفتند برای میزان دقیق ارزیابی، آزمون کتبی ۴۵ دقیقه‌ای بدهیم که هم نظری بود و هم عملی. بعد از آن خبر دادند در آزمون قبول شده‌ام اما باید دوباره مصاحبه کنم. با یک مدیر منابع انسانی یا دیزاینر مجموعه دوباره مصاحبه انجام شد و سوالاتی درباره طراحی، شخصیت و تجربه‌های شخصی مطرح شد. چند روز بعد، حوالی ۹ آذر، گفتند از بین ۱۷۰ نفر سه نفر کارآموز می‌خواهند و من قبول شدم؛ اما پرسش مربوط به داشتن لپ‌تاپ شخصی مطرح شد. پاسخ دادم که معمولا در طراحی کمتر از لپ‌تاپ استفاده می‌کنم و سیستم مناسبی دارم و از تبلت استفاده می‌کنم. یک ساعت بعد گفتند این موقعیت فقط با داشتن لپ‌تاپ شخصی امکان‌پذیر است و از زحماتی که برای کارآموزی کشیده‌ام تشکر کردند. اعتراض کردم و گفتم این شرکت‌ها که تعداد مصاحبه‌ها را زیاد و با منابع مختلف انجام می‌دهند، اما حقوق و امکانات کار کمتر است، چرا که در برخی موارد اولی هم نیست. پاسخ داده شد که این موضوع به بقیه گفته شده بود و فقط به من نگفته‌اند، هرچند احساس می‌کنم پاسخی صادقانه نیست و باید از همان روز اول درباره این نکته روشن می‌شد. در نهایت به نظر می‌رسد که برخی استارتاپ‌ها و شرکت‌ها با کپی‌کاری روش‌های کار و فرآیندها را می‌فهمانند اما به اصول اخلاقی و حقوق نیرو توجه کافی ندارند.

آپارات
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدیر دیجیتال مارکتینگ·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدیر دیجیتال مارکتینگ

من برای جایگاهی واقع در آپارات دعوت نشدم بلکه برای موقعیت دیگری که خواسته بودم معرفی شدم. در جلسه اول فقط درباره سبک کار من در شرکت قبلی صحبت شد که آن شرکت در واقع رقیب آپارات بود. سعی کردم با حفظ اسرار مشارکت کنم و در پایان راضی بودن همه از نتیجه و سریع و با اصرار دعوت شدم به مصاحبه حضوری؛ شنبه صبح تماس گرفتن و گفتند عصر ساعت سه مصاحبه دوم دارم. تقاضا کردم که ساعت چهارت باشم، گفتند امکان ندارد. خودم را به شرکت معتبر آپارات در ظفر رساندم و تا حدود یک ساعت تا چهار در لابی منتظر ماندم تا با بالاترین مدیر شرکت مصاحبه کنم. سؤالات خیلی بی‌ربط بود. درباره آشپزی پرسیدند؟ سبزیجات داخل ماهی شکم پر چه چیزهایی است؟ اگر فردا اتفاقی بیافتد و پدر مادرت را چه می‌گویی؟ به روح اعتقاد داری؟ … بعد از این مصاحبه عجیب گفتند صبر کن تا با مدیر منابع انسانی مصاحبه کنی. بیست دقیقه بعد آمدند و گفتند ایشان جلسه فوری دارد، بروید و بعدا زنگ می‌زنیم. دیگر تماس نگرفتند. حتی نمی‌دانم به عنوان مدیر مارکتینگ رد شدم چون روزمرگی‌ها درباره سبزیجات داخلی ماهی شکم پر را بلد نبودم یا اینکه خبر مرگم را خیلی زود به پدر و مادرم نمی‌گویم.

هولدینگ بین المللی ابربازار
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس فروش و بازاریابی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس فروش و بازاریابی

امروز در روند مصاحبه رفتار حرفه‌ای و دقیقی از خود نشان دادند، اما نکته‌ها درباره موقعیت شغلی با آنچه در آگهی کار پیدا شده بود فرق داشت. در آگهی نوشته شده بود حقوق مطابق قوانین کار است، اما در گفت‌وگوها مشخص شد حقوق ثابت وجود ندارد. همچنین در مصاحبه تلفنی صحبت از بیمه شد، ولی در مصاحبه حضوری به بیمه پس از دو ماه اشاره کردند و از شنیده‌ها از کارکنان فهمیدم که کل مبلغ بیمه از حقوق کسر می‌شود. در آگهی انتظار پاداش و مزایا وجود داشت، اما به طور مداوم از تنبیه و جریمه صحبت می‌شد.

آراد برندینگ
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·رایزن تجاری·۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
۵.۰
رایزن تجاری

وقتی تصمیم گرفتم به آراد برندینگ ملحق شوم، حس کردم اینجا بهترین فرصت برای رشد من است و واقعا تجربه‌ای تمام‌عیار بود. هر روز با راهنمایی و مدیریت پربار این مجموعه چیز جدیدی می‌آموختم و فضا برای ارتقا و پیشرفت به من اجازه می‌داد. با حضور در اینجا موفق شدم هم ماشین و هم گوشی مناسبی برای زندگیم تهیه کنم و در کنار زندگی نسبتا آرامی که داشتم، احساس امنیت شغلی هم تجربه کنم. برخورد مدیران با تیم به طور مداوم دوستانه و درک شرایط همکاران بود و این موضوع باعث شد ارتباطات کاری خیلی خوب پیش برود. همکاران هم واقعا صمیمی هستند و فضای کار جمعی را دلنشین می‌کند. امکانات تفریحی زیادی هم ارائه می‌شد؛ از سینما و باشگاه سوارکاری تا باشگاه ورزشی و رستوران و سفرهای داخلی و خارجی که هر از گاهی تجربه‌شان می‌کردیم.

الو کانتنت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·نویسنده محتوا·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۱.۰
نویسنده محتوا

سلامت کار رو رعایت می‌کنم و با درنظرگرفتن قوانین، تجربه را به صورت بازنویسی‌شده و به زبان طبیعی خلاصه می‌کنم. در مدت همکاری با این شرکت با کلافگی زیادی روبه‌رو شدم؛ پرداخت‌ها به شدت نامنظم بود و اهمیت چندانی به من نمی‌دادند و صرفا به رفع نیاز کارفرما فکر می‌کردند. حدودا سه ماه است که هنوز یک مقدار از حقوق من تسویه نشده و فقط امروز وعده‌ای مبهم داده شد. به نظر می‌رسد کارفرما اولویت بالایی برای رضایت من ندارد و نظم داخلی شرکت هم چندان قابل اعتماد نیست. تعرفه‌ها نسبت به سایر شرکت‌ها برای کار نویسندگی به‌روز نیست و نسبت به اندازه کار، مطلوب نبود.

آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارآموز seo·۳ شهریور ۱۴۰۴
۱.۰
کارآموز seo

برای من از تجربه‌ای گفتند که درباره شرکتی نخبه‌پسند و کلاهبرداری به نظر می‌رسید، اما باید به جای قضاوت مستقیم، روایت را به زبان خودم و با حفظ حقیقت بازگو کنم. در مصاحبه، انتظار داشتند من روی پروژه کار کنم، اما فقط چند تسک بی‌ربط به من محول شد. تفاوت بین سئو و طراحی را به درستی توضیح نمی‌دانستند و از بابت آموزش پول می‌گرفتند در حالی که آموزشی اصولی ارائه نمی‌شد. بیشتر مباحثی که می‌گفتند ارتباطی به سئو نداشت و اکثر‌شان به طراحی سایت مربوط می‌شد. در طول مدتی که حضور داشتم، مشتری‌ای برای کار روی پروژه‌ها وجود نداشت تا بتوان روش کار را دید. از طرف دیگر، به نظر می‌رسید که مسئولیت‌ها تنها از سوی کارکنان داخلی شرکت منتشر می‌شود و اکنون مدتی است که سایتشان به‌روز نمی‌شود و نام دانشگاه شریف را در اینستاگرام بدون اعتبار استفاده می‌کنند. من همواره از صحت اطلاعات تک‌تک افراد و ادعاها مطمئن نیستم، اما این تجربه نشان می‌دهد که آنجا فضای شفاف و حرفه‌ای لازم را ندارد و برخی ادعاها خارج از چارچوب حرفه‌ای دنبال می‌شود.

آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تولید محتوا·۲ شهریور ۱۴۰۴
۵.۰
تولید محتوا

من یک سالی که با این گروه همکاری کرده‌ام را به یاد دارم و از پایان هر ماه حقوقم به موقع پرداخت شده است. این تجربه من فردی است که از کار با آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT رضایت دارم، هرچند سایت‌های مشابه معمولا دیدگاه‌های منفی علیه شرکت‌ها ثبت می‌کنند و گاهی رقبا با یادداشت کردن نظرهای منفی می‌خواهند تصویر شرکت را خراب کنند. با این وجود من تجربه‌ی نسبتا مثبتی از همکاری با این تیم دارم و فرصت‌ها و نقاط قوت کار با آن‌ها برایم ارزشمند بود.

آژانس تبلیغاتی داما
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کپی رایتر ·۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱.۸
مدیر عامل دیوانه

آژانس داما بدترین تجربه کاری من بود. مدیر عاملی که تو همه چیز دخالت میکنه و همه حاشیه‌هار‌و کنترل میکنه، جز کاری که باید بکنه. مثل پادگان میمونه، باید واسه تک تک کارات جواب پس بدی، تو زندگی شخصیت هم دخالت میکنن و فکر میکنن فقط کل زندگی کارمندش باید مربوط به کار باشه و بس. خود مدیر عامل بین کارمنداش حاشیه و چالش درست می‌کرد و وقتی میدید دو تا کارمند دارن باهم صحبت میکنن، فکر می‌کرد دارن علیه اش توطئه میکنن و توبیخشون می‌کرد، حتی بی دلیل توهین هم می‌کرد . خلاصه جهنمیه اصلا هم جای رشد و پیشرفت نداره چون به شدت ترسو و بدون ریسک هستن ‌ و رو یه خط مستقیم حرکت میکنن.

هلدینگ ارتباطات و بازاریابی مات
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·سابقه کار در آژانس و هلدینگ مات·۱۵ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
دیوانه خانه مات (بدترین تجربه کاری)

بدترین تجربه کاریم رو در هلدینگ بی نظم و سمی مات گذروندم. کار در این شرکت هیچ توجیه عقلانی نداره چون شما عملا با یک سازمان بی در و پیکر، غیرحرفه ای و مدیران متوهم و پرادعا روبرو هستید ولی در عمل هیچ. به جای جلسات حرفه ای در اتاق مخصوص به مشتری قلیون و چیزای دیگه میدن و اینطوری مشتری رو نمک گیر میکنن. متاسفانه خودشون رو در حد شرکتهای پیشرو و مطرح جهان میدونن و با این طرز فکر و جایگزینی روابط به جای ضوابط هیچ نشانه ای از بهبود هم توش دیده نمیشه.

رسا نگاره راوک
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند دارالترجمه·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
دفتر ترجمه‌ای با مدیریتِ کوته‌فکر

هرگاه به روزهای کاری‌ام در این شرکت فکر می‌کنم، بیش از هر چیز تضاد بین کار ترجمه‌ام و ذهنیت مدیریت آنجا به خاطرم می‌آید. مدیری که مجموعه را می‌چرخاند هیچ نگاه استراتژیک یا انسانی‌ای از خود نشان نمی‌داد؛ هدفش صرفاً گذران روزگار بود، نه نگهداشت نیرو یا رشد کسب‌وکار. کار در آن محیط مثل گذاشتن یک سازه‌ی مستحکم روی زمینِ باتلاقی بود؛ با پروژه‌های حساس و زمان‌بندی‌های فشرده سروکار داشتیم، اما مدیر و تیمِ بالادست بیش از هر چیز درگیر بحث‌های سطحی و صرفه‌جویی‌های ساده بودند—مثلاً کم‌کردن چای یا حساب کردن هزینه‌ی یک بطری آب یا یک بسته‌دستمال. در حالی که ما می‌خواستیم کارِ درست را تحویل بدهیم، آنها فقط درباره‌ی امور کم‌اهمیت و روزمره بحث می‌کردند. بدترین بخش، عدالتِ سیستماتیک بود: پرداخت‌ها پایین و همیشه با تاخیر یا بهانه انجام می‌شدند. شنیدن تمجیدهای مدیر در حالی که خودش فِرِنگ سفارش می‌داد، به واقع زخم را نمک می‌زد. بیمه‌ها هم به درستی و به‌طور اصولی اجرا نمی‌شدند و این نشان می‌داد که حقوق قانونی پرسنل برایشان ارزشی ندارد. فضای فرهنگِ آزاردهنده و فشار روانی تبدیل به ابزارِ مدیریتی شده بود؛ رفتارهای تحقیرآمیز و تحمیل فشار بی‌دلیل، شیوه‌ی رایج اداره کردن بود. در حالی که سودِ کارهای ما به جیب صاحب‌کار می‌رفت، محیط کار به جای آنکه محلی برای رشد باشد، به زندانِ فکری تبدیل شده بود. این دوره برایم درسِ بزرگی داشت: فهمیدم تفاوتِ «صاحب‌کار» با «مدیر» چیست. حالا که از آن فضای ناسالم فاصله گرفته‌ام، خوشحال‌ام، اما واقعاً برای همکارانی که هنوز آنجا مانده‌اند، ناراحتم.

ایده پردازان
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس iOS·۶ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
بدترین تجربه کاری تا حالا

در قدم اول، از وقتی که وارد شرکت شدم فهمیدم اوضاع خیلی نامنظم است و هر روز به شکل جدیدی مسئله‌ای بروز می‌کند. مدیرعامل با من صحبت کرد و پیامی که شنیدم درباره‌ی چرخش پرسنل بود: وعده‌ای که دوباره از نو نیرو می‌گیرند، اما این کار تنها به تکرار مشکلات می‌انجامد و من احساس کردم این چرخه به دنبال ثباتی نیست. ساختار سازمانی به هم ریخته بود و اساسی‌ترین مشکل این بود که تیم‌ها بر پایه‌ی فناوری مشخص می‌شدند نه روی پروژه‌ها، نتیجه‌اش هم این بود که همکاری بین اعضا کم‌رنگ شد. هر سه ماهی یکبار نظرخواهی انجام می‌شد و نتیجه‌ای که از آن می‌گرفتند منتهی به تغییراتی می‌شد که به جای بهبود، منجر به کاهش انگیزه می‌گردید. به همین دلیل فضای کار به طرز ناخوشایندی رقابتی شد و هر کس برای حفظ جایگاهش تظاهر می‌کرد. آخر هفته‌ها جلسات گروهی برگزار می‌شد که به نظر آشنایی و هم‌افزایی می‌آمد، اما تبدیل می‌شد به سکویی برای تعارف بیشتر از حقیقت: هر کس بتواند بهتر از دیگری تعریف کند، گویی برنده است و امنیت شغلی‌اش بیشتر می‌شود. به گونه‌ای که برای بقا در شرکت، به قدری لاف و تملق لازم بود که واقعاً غیرمفهوم می‌کرد. در ابتدای کار، با سفته‌های سنگین و قابل توجهی روبه‌رو شدم؛ کارخانه وعده نگه‌داشتن آن‌ها را دو سال می‌داد و بیمه هم تنها پایه بود که در نهایت به ضرر حقوقی و سابقه‌ی شغلی‌ام تمام می‌شد. مزایا انگار وجود خارجی نداشتند و دروس و آموزش‌هایی که انتظار داشتم به من ارائه نشد. حقوق اغلب با تأخیر می‌آمد و مدیرعامل در حضور کارکنان با لحن التماس‌آمیز می‌گفت که پرداخت صورت نگرفته و وعده‌ای مبنی بر آینده داده می‌شود. قراردادها به صورت کامل و منظم ارائه نمی‌شدند و اضافه‌کاری یا به‌شکل درست محاسبه نمی‌شد یا اصلاً وجود نداشت. منابع انسانی با فشارهایی از سوی کارمندان برای انتشار نظرهای مثبت مواجه بود یا ویدیوهایی از تمجیدهای مدیر سابق در شبکه‌های عمومی شرکت پخش می‌کرد تا وجهه‌ی شرکت را جلوه دهد. به طور خلاصه اگر از درب شرکت فاصله بگیری و کمی درباره‌ی شرکت جستجو کنی، می‌توانی عمق مشکلات را لمس کنی.

دانش بنیان آرامش گستران مینا (آمیناگروپ)
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·همه کاره·۳۰ تیر ۱۴۰۵
۱.۳
بدترین تجربه کاری

اصلا محیط مناسبی نیست. صرفا جایی که از طریقش بتونین وارد بازار کار بشین یکم تجربه کسب کنین و بعدم خارج بشید برید یک محیط حرفه ای. فقط جایی هست که برید تجربه کسب کنید بعد که مهارت پیدا کردید خارج بشید. قدر مهارتتون رو نمیدونن و همیشه شما رو کوچیک میکنن هیچ کاری نمیکنید. حجم کاری بسیار بالاست و به خاطر تعدد کارها به هیچی نمیرسید همیشه هم باید جواب پس بدید که چرا کارها مونده. مدیریت بد این مجموعه با دوربین ثانیه به ثانیه کارتون رو چک میکنه بسیار بی ادب هستن و اصلا احترام نفر مقابلشون رو رعایت نمیکنن. شرح شغلیتون مشخص نیست و همه کاری باید بکنید. در ضمن حق و حقوقتون رو کم و زیاد پرداخت میکنن و هیچوقت نمیفمید چقدر در ماه دریافتی دارید. به زور و کلی منت براتون بیمه تامین اجتماعی رد میکنن تازه اگر دانشجو باشید اونم کم میکنن ازتون. تایم نهارتون یکم زیاد بشه فوری بهتون گیر میدن. بیمه تکمیلی هم ندارن. سفته های چند صد میلیونی هم موقع ورود ازتون میگیرن کلیم منت به سرتون میزارن که ما خوبیم و بهترینیم ولی هیچی نیستن. اگر سلامت روانی و جسمیتون براتون مهمه و میخواید برید حرفه ای کار کنید، اصلا جای خوبی نیست!!!! فقط به درد این میخوره که یه 4 5 تومنی تو دوره دانشجویی دستتون رو بگیره همین!

هوراد مافی
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۳۰ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
محل کارِ سمی

باورم این نبود که بتونم توی این شرکت مدت زیادی بمونم، اما واقعیت این است که چند ماهی هم اونجا کار کردم و رفتارهای ناپسند مدیران و فضای خسته‌کننده باعث شد واقعاً از کار دلزده بشم. آنجا فشارها طوری بود که در نهایت تصمیم گرفتم بدون پیگیری حقوقم از شرکت جدا شوم. مطمئنم که برخی از نظرات مثبت را خودشان منتشر می‌کنند؛ در غیر این صورت چرا این همه نفر استخدام می‌شوند و خیلی‌ها به ترتیبی که نیست استعفا می‌دهند و کسی از کار با محیط کار مناسب و حقوق منصفانه دلزده نمی‌شود.

مجیفو
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پرسنل فنی·۲۲ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
تیم فنی خوب، حقوق منظم

شرکت مجیفو را تجربه کردم و باید بگویم که این مجموعه علمیِ جوانی است که از لحاظ فکری پویایی زیادی دارد. مدیریت واقعاً همدل و پیگیر است و تیم با همدلی و انگیزه پیش می‌رود. در دوره‌ای از سال‌های اخیر، اوضاع قدیمی تیم از توازن خارج شده بود اما اکنون شرایط بهتری پیدا کرده و همدلی اعضا روزبه‌روز تقویت می‌شود. حقوق پایه تیم فنی تا حد خوبی بالا است و پرداخت‌ها نیز به‌موقع انجام می‌شود.

بازرگانی آزادی
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · یزد
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس اندروید·۲۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
یادگیری هست ولی برنامه‌نویسا ارزش ندارن

با وجود کوچیک بودن‌ش، فضای یادگیری و پیشرفت توی این شرکت واقعاً فراهمه و وقت و فرصت می‌دن تا بتونم چیزها رو یاد بگیرم. مدیرها با تیم به‌طور محترمانه برخورد می‌کنن. اما مشکل اینجاست که بعضی‌ها سطح فنی‌شون پایینِ و اختلاف‌نظرهای زیادی پیش می‌اد؛ تقریباً همیشه بحث و جدل وجود داره. وظیفهٔ من به‌عنوان برنامه‌نویس شبیه کسیه که تنها باید چیزی رو اجرا کنه و نظر من به‌عنوان برنامه‌نویس چندان وزن نداره. در اینجا تفاوتی بین من و یک کارمند عادی حس نمی‌کنم. روی درخواست افزایش حقوق معمولاً پاسخ نمی‌دن و پیگیری هم فایده‌ای نداره. برای غیبت، کسری کار و اضافه‌مرخصی ضریب محسوب می‌کنن، اما اضافه‌کاری به‌طور قابل توجهی محاسبه نمی‌شه. برای کارکنان با سابقهٔ سه سال یا بیشتر، اینجا مناسب به نظر نمی‌رسه.

الفت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارآموز / تازه‌کار·۱۷ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
محیط آروم، حقوق نه چندان

من در شرکت الفت به عنوان کارآموز تجربه کردم. فضای کار خیلی آرام و راحت بود و احساس می‌کردم که در محیطی پشتیبان و قابل اعتماد قرار دارم. پروژه‌ها به فشار زیادی نمی‌گزند و فرصت دارم بدون احساس استرس به یادگیری ادامه دهم. زمان کافی برای مطالعه و درک مطالب وجود داشت. ساعات کاری مشخص بود و در صورت نیاز به مرخصی یا انجام کار شخصی، همکاری لازم انجام می‌شد. به طور کلی برای کسی که تازه‌کار است، محیط مناسبی بود.

گراف
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·همکار·۱۴ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
یه تیم صمیمی و دفتر قشنگ

مدتی است که به عنوان همکار توی این مجموعه مشغول به کارم و هر روز با دنیاهای تازه‌ای روبه‌رو می‌شم. مثل زندگی، اینجا هم فراز و نشیب داره، اما احساس می‌کنم هر روز رشد دقیق‌تری پیدا می‌کنه. فضا واقعاً دوستانه‌ست و برخورد همکاران فوق‌العاده مهربان و حمایتیه. مدیران آدم‌های بااستعدادی هستن که هر روز می‌شه ازشون نکته‌های تازه یاد گرفت. دفتر طراحیِ باحال و الهام‌بخش، کار کردن توی فضای وسطش تجربهٔ خوشی به همراه داره. یه جای آرام و اختصاصی هم دارن جایی که هر وقت خسته شدی بتونی برید و آرامش پیدا کنی. دسترسی به محل کار هم خیلی مناسب و ساده است. به نظرم هر کسی یک‌بار بیاد اینجا، دوست داره جزو تیم بشه.

طراحان فردا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس تولید محتوا·۸ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
پاره‌وقت خوب، تمام‌وقت کابوس

همین که پاره‌وقت کار می‌کردم، اوضاع خوب بود و راضی بودم. بعد از اینکه اعلام شد به نیروی تمام‌وقت نیاز است و من قبول کردم، رفتارها تغییر کرد و بی‌احترامی‌ها آغاز شد. حقوق به شدت پایین بود و پرداخت‌ها به هیچ‌وجه منظم نبود؛ گاهی حتی تا بیست و هشت یا بیست و نه ماه تاخیر داشت. وقتی به خاطر این مشکلات از شرکت جدا شدم، هیچ تسویه‌ای انجام نگرفت؛ شش ماه از آن جدایی گذشته و هنوز تسویه نشده‌ام و تقریبا هفت میلیون تومان از من پرداخت نشده است.

دانرو
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه متخصص تست·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه متخصص تست

مصاحبه تخصصی تست در فضایی نسبتا سرد و بسته برگزار شد؛ وقتی وارد اتاق گیم شدیم، با ظاهر جالب اما کمی سنگین روبه‌رو شدم. از نظر تیم پروداکت ابتدا درباره تجربه‌های گذشته‌ام، فرایند نوشتن سناریوهای تست، گزارش باگ و سایر موارد مرتبط با تست پرسیدن و من توضیح دادم. سپس مدیر فنی در مورد روند تست خودکار و زبان‌های برنامه‌نویسی‌ای که با آنها کار کرده‌ام سوال کرد. برخورد تیم کنار هم خوب بود و سعی می‌کردند با لحن دوستانه فضا را از حالت خیلی رسمی خارج کنند، هرچند محیط بسته و فشرده باعث افزایش شدت استرس شد و حتی برای نوشیدنی از من چیزی نخواستند. پاسخ‌ها تا آخرین نتیجه خیلی سریع به من اعلام نشد و میانگین زمان پاسخگویی طولانی بود. ویژگی‌هایی که برای‌شان اهمیت داشت: ارتباط با بقیه اعضای تیم و انگیزه‌ها برای تفریح و شادی از نکاتی بود که اچ‌آر به آن اشاره کرد و درباره‌اش صحبت‌های زیادی شد.

رسانه خلاق
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس ارشد دیجیتال مارکتینگ·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس ارشد دیجیتال مارکتینگ

من تجربه‌ای از مصاحبه‌ای در رسانه خلاق دارم که در نگاه اول فضایی شاد به نظر می‌رسید اما خیلی زود مشخص شد نظم شرکت پایین است و فاکتورهای بنیادی مربوط به حقوق، قرارداد و برنامه‌ریزی روشن نبود. اولین نشست با مدیر بخش مارکتینگ برگزار شد؛ آن جلسه نسبتا مثبت بود و درباره وظایف بخش مارکتینگ به اندازه کافی توضیح داده شد، اما از همان ابتدای کار چیزهایی مرا سردرگم کردند. درباره زمان‌بندی پرداخت حقوق پرسیدم و پاسخ مشخصی دریافت نکردم و در خصوص پروژه‌های جاری هم توضیحات دقیق به من داده نشد. یک جلسه دیگر حدود دو هفته بعد تشکیل شد که با مدیرعامل و مدیر مارکتینگ بود. در آن جلسه عملا تمرکز تیم از دست می‌رفت؛ صدای جیغ فرزند مدیرعامل شنیده می‌شد و حضور مدیران در تمامی بحث‌ها کم بود. پاسخ‌ها همان پاسخ‌های قبل بود و سوالاتم دوباره بی‌پاسخ ماند. پس از تماس دیگر دوباره گفتند همه چیز اوکی است و باید برای قرارداد و مدارک ورود بیایم. وقتی رسیدم دیدم رقم حقوق تغییر کرده است و قرار شد دوباره بررسی کنند و نتیجه اعلام شود. پیام گرفتند که برای تخفیف هم می‌توانم همکاری کنم، اما در نهایت با همان شرط من موافقت نکردم و انتظار قرارداد را نگه داشتم، که دقیقا ۲۸ اسفند اعلام کردند. دلیل من بی‌نظمی شرکت بود و گفتم حضور پیدا نمی‌کنم. بعد از تعطیلات عید دوباره تماس گرفتند و من به دلیل تعهد کاری روند تحویل پروژه‌ها تصمیم گرفتم ۱۵ روز تأخیر بیاورم. اما نهایتا وقتی به شرکت برگشتم، قرارداد را تغییر دادند. در کل تجربه‌ام نشان می‌دهد که شرکت از نظر ساختار و فرایندها خیلی بی‌ثبات است. فضای کاری به سمت حاشیه‌سازی می‌رود و مدیرعامل به وضعیت کارمندان توجه ندارد. سیستم حقوقی و قراردادها به نظر بهره‌کشانه می‌آید و حقوق کارکنان به طور منظم رعایت نمی‌شود. قوانین نادرستی وجود دارد؛ برای مثال پنج‌شنبه‌ها باید حضور پیدا کرد اما ساعات اولیه کلاس اختیاری از ساعت یازده برقرار می‌شود. مرخصی روزهای پنج‌شنبه به‌حساب روز کامل می‌شود و مرخصی‌های قبل و بعد از تعطیلات رسمی نیز همان روزها محسوب می‌شود. تمرکز روی ساعت‌های کاری خیلی سختگیرانه و سنتی است و در نهایت پیشنهاد حقوقی نیز به شکل مناسبی پذیرفته نمی‌شود. درباره مسیر رشد کاری هم توضیح جامع و مشخصی داده نمی‌شود و نیاز است بدانم دقیقا به چه کسی باید کار را تحویل بدهم و چه امکاناتی برای رشد دارم. بنابراین به نظر من کار در این شرکت توصیه نمی‌شود.

کافه لید (آژانس بازاریابی دیجیتال)
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه ui-ux·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه ui-ux

روز اول مصاحبه را در کافه لید تجربه کردم که به نحوی ناامیدکننده و ناراحت‌کننده بود. از طریق جاب‌آیجا برای موقعیت کارآموزی ux/ui رزومه فرستادم و پس از تأیید اولیه در تاریخ ۲۷ مهر، فرم اضافه‌ای در واتساپ دریافت کردم که هم اطلاعات بیشتری درخواست می‌کرد و هم سوالات تخصصی‌تری داشت. هفته بعد تأیید کردند فرم اولیه قبول شده است و دو هفته بعد گفتند معارفه آنلاین برگزار می‌شود چون متقاضیان زیاد بودند. معارفه آنلاین با حضور نزدیک به بیست نفر برگزار شد و توضیحاتی درباره وظایف داده شد و سپس تصمیم گرفتند برای میزان دقیق ارزیابی، آزمون کتبی ۴۵ دقیقه‌ای بدهیم که هم نظری بود و هم عملی. بعد از آن خبر دادند در آزمون قبول شده‌ام اما باید دوباره مصاحبه کنم. با یک مدیر منابع انسانی یا دیزاینر مجموعه دوباره مصاحبه انجام شد و سوالاتی درباره طراحی، شخصیت و تجربه‌های شخصی مطرح شد. چند روز بعد، حوالی ۹ آذر، گفتند از بین ۱۷۰ نفر سه نفر کارآموز می‌خواهند و من قبول شدم؛ اما پرسش مربوط به داشتن لپ‌تاپ شخصی مطرح شد. پاسخ دادم که معمولا در طراحی کمتر از لپ‌تاپ استفاده می‌کنم و سیستم مناسبی دارم و از تبلت استفاده می‌کنم. یک ساعت بعد گفتند این موقعیت فقط با داشتن لپ‌تاپ شخصی امکان‌پذیر است و از زحماتی که برای کارآموزی کشیده‌ام تشکر کردند. اعتراض کردم و گفتم این شرکت‌ها که تعداد مصاحبه‌ها را زیاد و با منابع مختلف انجام می‌دهند، اما حقوق و امکانات کار کمتر است، چرا که در برخی موارد اولی هم نیست. پاسخ داده شد که این موضوع به بقیه گفته شده بود و فقط به من نگفته‌اند، هرچند احساس می‌کنم پاسخی صادقانه نیست و باید از همان روز اول درباره این نکته روشن می‌شد. در نهایت به نظر می‌رسد که برخی استارتاپ‌ها و شرکت‌ها با کپی‌کاری روش‌های کار و فرآیندها را می‌فهمانند اما به اصول اخلاقی و حقوق نیرو توجه کافی ندارند.

آپارات
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدیر دیجیتال مارکتینگ·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدیر دیجیتال مارکتینگ

من برای جایگاهی واقع در آپارات دعوت نشدم بلکه برای موقعیت دیگری که خواسته بودم معرفی شدم. در جلسه اول فقط درباره سبک کار من در شرکت قبلی صحبت شد که آن شرکت در واقع رقیب آپارات بود. سعی کردم با حفظ اسرار مشارکت کنم و در پایان راضی بودن همه از نتیجه و سریع و با اصرار دعوت شدم به مصاحبه حضوری؛ شنبه صبح تماس گرفتن و گفتند عصر ساعت سه مصاحبه دوم دارم. تقاضا کردم که ساعت چهارت باشم، گفتند امکان ندارد. خودم را به شرکت معتبر آپارات در ظفر رساندم و تا حدود یک ساعت تا چهار در لابی منتظر ماندم تا با بالاترین مدیر شرکت مصاحبه کنم. سؤالات خیلی بی‌ربط بود. درباره آشپزی پرسیدند؟ سبزیجات داخل ماهی شکم پر چه چیزهایی است؟ اگر فردا اتفاقی بیافتد و پدر مادرت را چه می‌گویی؟ به روح اعتقاد داری؟ … بعد از این مصاحبه عجیب گفتند صبر کن تا با مدیر منابع انسانی مصاحبه کنی. بیست دقیقه بعد آمدند و گفتند ایشان جلسه فوری دارد، بروید و بعدا زنگ می‌زنیم. دیگر تماس نگرفتند. حتی نمی‌دانم به عنوان مدیر مارکتینگ رد شدم چون روزمرگی‌ها درباره سبزیجات داخلی ماهی شکم پر را بلد نبودم یا اینکه خبر مرگم را خیلی زود به پدر و مادرم نمی‌گویم.

هولدینگ بین المللی ابربازار
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس فروش و بازاریابی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس فروش و بازاریابی

امروز در روند مصاحبه رفتار حرفه‌ای و دقیقی از خود نشان دادند، اما نکته‌ها درباره موقعیت شغلی با آنچه در آگهی کار پیدا شده بود فرق داشت. در آگهی نوشته شده بود حقوق مطابق قوانین کار است، اما در گفت‌وگوها مشخص شد حقوق ثابت وجود ندارد. همچنین در مصاحبه تلفنی صحبت از بیمه شد، ولی در مصاحبه حضوری به بیمه پس از دو ماه اشاره کردند و از شنیده‌ها از کارکنان فهمیدم که کل مبلغ بیمه از حقوق کسر می‌شود. در آگهی انتظار پاداش و مزایا وجود داشت، اما به طور مداوم از تنبیه و جریمه صحبت می‌شد.

آراد برندینگ
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·رایزن تجاری·۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
۵.۰
رایزن تجاری

وقتی تصمیم گرفتم به آراد برندینگ ملحق شوم، حس کردم اینجا بهترین فرصت برای رشد من است و واقعا تجربه‌ای تمام‌عیار بود. هر روز با راهنمایی و مدیریت پربار این مجموعه چیز جدیدی می‌آموختم و فضا برای ارتقا و پیشرفت به من اجازه می‌داد. با حضور در اینجا موفق شدم هم ماشین و هم گوشی مناسبی برای زندگیم تهیه کنم و در کنار زندگی نسبتا آرامی که داشتم، احساس امنیت شغلی هم تجربه کنم. برخورد مدیران با تیم به طور مداوم دوستانه و درک شرایط همکاران بود و این موضوع باعث شد ارتباطات کاری خیلی خوب پیش برود. همکاران هم واقعا صمیمی هستند و فضای کار جمعی را دلنشین می‌کند. امکانات تفریحی زیادی هم ارائه می‌شد؛ از سینما و باشگاه سوارکاری تا باشگاه ورزشی و رستوران و سفرهای داخلی و خارجی که هر از گاهی تجربه‌شان می‌کردیم.

الو کانتنت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·نویسنده محتوا·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۱.۰
نویسنده محتوا

سلامت کار رو رعایت می‌کنم و با درنظرگرفتن قوانین، تجربه را به صورت بازنویسی‌شده و به زبان طبیعی خلاصه می‌کنم. در مدت همکاری با این شرکت با کلافگی زیادی روبه‌رو شدم؛ پرداخت‌ها به شدت نامنظم بود و اهمیت چندانی به من نمی‌دادند و صرفا به رفع نیاز کارفرما فکر می‌کردند. حدودا سه ماه است که هنوز یک مقدار از حقوق من تسویه نشده و فقط امروز وعده‌ای مبهم داده شد. به نظر می‌رسد کارفرما اولویت بالایی برای رضایت من ندارد و نظم داخلی شرکت هم چندان قابل اعتماد نیست. تعرفه‌ها نسبت به سایر شرکت‌ها برای کار نویسندگی به‌روز نیست و نسبت به اندازه کار، مطلوب نبود.

آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارآموز seo·۳ شهریور ۱۴۰۴
۱.۰
کارآموز seo

برای من از تجربه‌ای گفتند که درباره شرکتی نخبه‌پسند و کلاهبرداری به نظر می‌رسید، اما باید به جای قضاوت مستقیم، روایت را به زبان خودم و با حفظ حقیقت بازگو کنم. در مصاحبه، انتظار داشتند من روی پروژه کار کنم، اما فقط چند تسک بی‌ربط به من محول شد. تفاوت بین سئو و طراحی را به درستی توضیح نمی‌دانستند و از بابت آموزش پول می‌گرفتند در حالی که آموزشی اصولی ارائه نمی‌شد. بیشتر مباحثی که می‌گفتند ارتباطی به سئو نداشت و اکثر‌شان به طراحی سایت مربوط می‌شد. در طول مدتی که حضور داشتم، مشتری‌ای برای کار روی پروژه‌ها وجود نداشت تا بتوان روش کار را دید. از طرف دیگر، به نظر می‌رسید که مسئولیت‌ها تنها از سوی کارکنان داخلی شرکت منتشر می‌شود و اکنون مدتی است که سایتشان به‌روز نمی‌شود و نام دانشگاه شریف را در اینستاگرام بدون اعتبار استفاده می‌کنند. من همواره از صحت اطلاعات تک‌تک افراد و ادعاها مطمئن نیستم، اما این تجربه نشان می‌دهد که آنجا فضای شفاف و حرفه‌ای لازم را ندارد و برخی ادعاها خارج از چارچوب حرفه‌ای دنبال می‌شود.

آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تولید محتوا·۲ شهریور ۱۴۰۴
۵.۰
تولید محتوا

من یک سالی که با این گروه همکاری کرده‌ام را به یاد دارم و از پایان هر ماه حقوقم به موقع پرداخت شده است. این تجربه من فردی است که از کار با آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT رضایت دارم، هرچند سایت‌های مشابه معمولا دیدگاه‌های منفی علیه شرکت‌ها ثبت می‌کنند و گاهی رقبا با یادداشت کردن نظرهای منفی می‌خواهند تصویر شرکت را خراب کنند. با این وجود من تجربه‌ی نسبتا مثبتی از همکاری با این تیم دارم و فرصت‌ها و نقاط قوت کار با آن‌ها برایم ارزشمند بود.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.