این که بعضی ها اومدن و از تجربه خوبشون تو شرکت آروا نوشتن یعنی حتما حتما حتما خود شرکت هست و سیاست هاش و گرنه انسان عاقل و سالم وارد این شرکت بشه با مشکلات روحی و روانی شدید و بیماری خارج میشه هیچ رشدی در این شرکت نیست همه تبلیغاتشون سیاست و دروغ هست آنچه در شبکه های مجازی و اینستا تبلیغ میکنند به خداوندی خدا دروغه دروغ فریبه آمار خروج به شدت بالاست و یک سری انسانهای کاملا بی سواد اونجا ارتقا میگیرند چون باعث نمیشن بیسوادی مدیرهاشون و معاونتهاشون معلوم بشه و تهدیدی برای بقیه نیستن و انسان بادانش به هیچ عنوان نمیتونه کنار اونها بمونه و رشد کنه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
یعنی پدر پرسنل رو وقتی میخوان تسویهحساب کنند در میارن واقعا مالی این شرکت استفراغ آوره وقتی مساعده میخوای دوماه بعد میریزن به حسابت از ازتقا خبری نیست هیچکسی تو اداری تلفناشو جواب نمیده مدیرانش ناتوان هستن عدد قراردادت با فیش حقوقی ات نمیخونه امکان پیشرفت صفر هست فقط به درد مدیرتیم ها میخوره
6 ماه حضور در این مجموعه را تجربه کردم و متأسفانه نتایج مثبتی به دست نیامد. جلسات فاقد هدف مشخص و نقشه راه بود و به نظر میرسید که روند مدیریتی هم مشخص نیست. حقوق و دستمزد کارکنان در موعد مقرر و با تاخیرهای طولانی پرداخت میشد. مدیریت مجموعه نیز به نظر بیهدف میآمد.
من در تجربهای کار میکنم که با وجود پول و رانت خانوادگی، مدیریت درستی ندارم؛ صاحب کارخانه که مردی به نام آ موجود است، بر همهچیز سلطه دارد و اجازه نمیدهد نظر بقیه به کرسی بنشیند. كسی که با پول پدرش چند کسبوکار راهاندازی کرده، اما هیچ آگاهی از مدیریت و صنعت ندارد و بیشتر کارهایش جنبه دلالی و ساختمانسازی دارد. توجه کافی به نیروی کار نمیشود و نتیجه این وضعیت گاهی به نزاع و برخورد فیزیکی در کارگاه منجر شده است. اگر تصمیم دارید بیایید، باید آماده باشید که چند ماه تاخیر در حقوق و فقدان اختیار عملی در کار برایتان آزاردهنده باشد و انتظار ندید که همهچیز براساس برنامه و نظم پیش برود. البته تجربهی من تنها بازتابی از رفتارهای داخلی این مجموعه است و لازم است با دید باز و تحقیق دقیقتر بررسی شود.
اگر بخواهم از این تجربه برداشت دقیق و تازهای ارائه کنم، باید بگویم رشد و یادگیری به شخصیت مدیر کارخانه بستگی زیادی دارد؛ بدون وجود مدیری با روحیه حمایتی، مسیر پیشرفت هموار نمیشود. مالک مجموعه که مدیریت پایه را در اختیار دارد، گاهی تأثیر منفی قابل توجهی بر فرایندها میگذارد و کار تیمی را دستخوش چالش میکند. پرداخت بهموقع حقوق از اهمیت بالایی برخوردار است و تأخیر در آن میتواند بار منفی بزرگی روی روحیه کارکنان بگذارد. در این محیط، هیچ مزیت واضحی به جز موارد ضروری دیده نمیشد و برای کوچکترین ابتداییات هم باید پیگیری و مقاومت کرد.
مالک مجموعه بسیار اهل دخالت در امور مدیران و میکرو منیجمنت هستند. در یک کلام شما به عنوان مدیر، مسئول بی اختیارید. چاپلوسی و موافقت با نظرات مدیرعامل(مالک مجموعه) شرط دوام شماست محیطی مناسب کارکنان تنبل و با عزت نفس پایین. کارمند قوی ، با سواد و تاثیر گذار در بلندمدت دوام نخواهد آورد. قدردانی وجود ندارد و همواره از حق شما دزدیده خواهد شد. مالک مجموعه علاقه ای به رشد پرسنل ندارد و بهترین و تاثیرگذار ترین همکاران که منجر به تغییرات و تحول در سیستم شده بودند نیز به مرور بدلیل عدم قدردانی و دیده نشدن زحمات، مجموعه را ترک میکنند. نگاه مدیریت از بالا به پایین بوده و حق خود میدانند تا جای امکان از حقوق شما بکاهند. علاقه به گماشتن نیروی انسانی جاسوس بوده و دهن بینی و توجه به شایعات در ایشان بسیار پر رنگ است. نقدینگی در مجموعه بسیار ضعیف بوده و عدم پرداخت و تاخیر پرداخت حقوق پرسنل را زرنگی تعبیر کرده و همیشه به دنبال استفاده از مبلغ حقوق در خرید مواد اولیه هستند و تا جای امکان این رویه را پیش میگیرند، مگر اینکه مدیر کارخانه قدرتنمد و شریفی باشد تا در برابر ایشان ایستاده و حق و حقوق پرسنل را بگیرد. که در این شرایط در بلند مدت دوام نخواهد آورد. بعد از 10 سال و تغییر 10 مدیر همچنان نتوانسته اند برای خود برندسازی داشته باشند. اگر شانس داشته باشید و در دوره حضور شما، مدیری قوی، باسواد و جنگنده در مجموعه حضور داشته باشد که بتواند مشکلات متاثر از مدیریت عامل را با مبارزه و سیاست تا حدی رفع کند، این مجموعه محل مناسبی برای یادگیری، رشد و سکوی پرتاب شما خواهد بود. شخص مالک دانش و تجربه لازم برای مدیریت مجموعه را ندارند اما متاسفانه اصرار بر دخالت در همه امور دارند. اخیرا از یک مجموعه مشاوره کمک گرفته اند، اما متاسفانه عدم آگاهی ایشان از روند های جاری در مجموعه و نداشتن دانش کافی برای کنترل عملکرد مشاورین، این راه نیز منجر به از دست رفتن منابع شرکت و حذف یا ترک بهترین نیروهای انسانی که در چند سال گذشته بیشترین اثر مثبت را با وجود همه موانع داشتند، شده است. تیم مشاور از ایشان به عنوان منبع خوبی برای کسب درآمد و ایجاد اشتغال برای افراد آشنای خود استفاده میکند. در مجموع شخصیتی بسیار سطح پایین و بخیل و کم بین بر این مجموعه مدیریت میکند ( مالک مجموعه)
مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد. اروا طی دو سال اخیر رشد فوق العاده ای روتجربهکرده است.این موفقیت با برخی چالش ها هم همراه بوده است . حضور نفرات جدید و توانمند و خروج انسانهایی که نتوانسته اند علیرغم تلاش سازمان، همپای سازمان رشد کنند . فعالیت و حضور در این تیم برایم علیرغم تمام سختی ها و چالشهایش فوق العاده اثربخش بوده است
پارتی بازی و آشنا بازی لخت و عریان و آزار جنسی بسیار مصرف و حمل مشروبات الکی آزاد خرابکاری در بازار جشن های مختلط با روابط جنسی کثیف و مست بودن پول حرام حرف های زشت و زننده که لایق خود و خانواده هاشون هست اینا ناموس شون رو حراج میکنن و کاملا بی غیرت و بی ناموس هستند تعرض به دختران داخل شرکت یه مشت لاشخور به اسم مدیر ولی هیچ تخصصی ندارن باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
در این شرکت قراردادها کوتاهمدت هستند و امنیت شغلی وجود ندارد. فشار کاری و کار سنگین هم در کار مشهود است و کار معمولی به نظر میرسد. از نگاه من، مشکل اصلی مجموعه این است که مدیرعامل تعادل روانی کافی ندارد و با نیروها به شیوهای آزاردهنده رفتار میکند. حقوق بالایی وجود ندارد و حتی مزایای جانبی مانند بن خرید یا سایر مزایا که در سایر سازمانها دیده میشود، ارائه نمیشود. یک وعده غذای نهار هم وجود داشت، اما در زمان کار من مدیرعامل به اندازهای آزار میکرد که هیچکدام از ما نمیدانستیم چه چیزی خوردهایم. اخراج در این مجموعه بهراحتی انجام میشود و اغلب عصرها با تماسی از طرف مدیریت میگویند که به خانه برگردید.
من تجربهای از این شرکت دارم که میخوام با بیانی تازه و طبیعی بازگو کنم، بهنویسش طوری که معنا و حال و هوای اصلی حفظ بشه اما کلمات و ساختار کاملا نو باشن. برای انجام کارهای ساده و همیشهخستهکننده، چند نفر جوان استخدام میکنن و مسیر ارتقا شغلی خیلی روشن نیست. فضای کار به شدت ناسالمه و شایعات و حرفهای در جریان زیادن. بهتره دنبال کار تو شرکتهای دولتی یا شبهدولتی تو تبریز باشین مثل موتوژن، تراکتور، پمپیران و سایر شرکتها. در این شرکت، خانمها هم به هیچ عنوان نباید وارد بخش فنی بشن به دلیل مسائل اخلاقی که حرفشون هم شرم داره. در مواقع مشکل، هیچ سازمان رسیدگیکنندهای وجود نداره؛ نه حراست و نه مدیری که پاسخ بده. با این بینظمی داخلی حتی بخش کارگزینی و منابع انسانی هم فعال نیستن. حقوق کارگران فقط یک میلیون بالاتر از حداقل قانونی کاره، با افزودهکاری که باعث میشه خیلیها ازش گلایه کنن. قراردادها دو تا سه ماهه هستن، اما خودشون قراردادو به کارمند نمیدن، برخلاف اکثر شرکتها. امکانات رفاهی هم ندارن، نه سرویس و نه پارکینگ برای خودروهای شخصی. شیوهی پرداخت حق و حقوق اشتغال سختی کار هم اصلا مطابق طبقهبندی مشاغل نیست. در نهایت، از طرف من موفق باشید و به امید پیروزی جوانان ایرانی.
بدترین تجربه زندگیم بدترین تجربه و بدترین سال از سالهای عمرم بود ظالمترین انسانهای دنیا تو این شرکت هستند مدیرعامل یک آدم که کاملا دو رو هست و ظاهر و باطنش اصلا یکی نیست اگر خدا شناس هستی حرفم رو باور کن قائم مقام مدیرعامل که برادرشه به خداوندی خدا خود یزیده هرکسی اینجا کار کنه مشکلات روحی و روانی پیدا میکنه دیدم کسی رو که از فریاد ترسناک قائم مقام رو سرش بیهوش شد و دندونهاش شکست و با آمبولانس بردنش هر یک ساعت صدای فریاد مدیرعامل و قائم مقام رو سر پرسنل بلنده چندین روانپزشک سازمانی گرفتن شاید صدای بلندشون رو تونستن کم کنن ولی تخریب شخصیت کردن پرسنل براشون لذت بخشه و هیچ وقت هیچ وقت از این کار دست بر نمیدارن برادر مدیرعامل حاضره هرکاری بکنه تا مشکلات اساسی شرکت به گوش مدیرعامل نرسه به چشم خودم دیدم که دو تا مدیر سر برنامه غلطه واحد برنامه ریزی تا برخورد فیزیکی هم رفتن اما اصلا نگذاشتن که مدیر عامل بفهمه تو کارخانه چه افتضاحاتی هست و واحد برنامه ریزیشون چقدر کثیف کار میکنه نمیگذارند صدا به اون بالایی برسه خدامیدونه فقط آدمهایی که چشماشون رو رو حقایق ببندن و کتمان حقایق کنن و برادر مدیر عامل رو چاپلوسی و تایید کنن میتونن تو این شرکت کارکنن
واقعا این شرکت محیط غیر اخلاقی و غیر حرفه ای که حتی مدیران ارشد توانی دادن وظایف رو به کارمندانشون ندارند. من حدود ۲ سال در واحد مارکتینگ این شرکت حضور داشتم که حتی مدیر ارشدش سواد کافی در حوزه کاری خودش را نداشت و مدام در حال مشاوره و راهنمایی گرفتن از افراد خارج از شرکت بودن. فقط برای ساخت رزمه برای افراد بی تجربه مناسب هست وبس. حقوق هم هر ۳ ماه یکبار میدن.
شرکت گروه استیل البرز با واحد هفت الماسه که از نظر مالی به شدت به هم پیوستهاند، به چشم من به عنوان کارشناس ارشد یک سال حضور نشان میدهد. در ابتدای نشستن در تیم جذب منابع انسانی با گروهی حرفهای روبهرو میشوید که مصاحبه اول آنان از طریق اسکایپ انجام میشود و پس از ورود پکیجی خوشآمد هم دریافت میکنید؛ اما همراهش آزمایشهای اعتیاد، ورزشی و طب کار وجود دارد که شرکت هزینه آنها را میدهد و پس از شش ماه بهصورت قسطی از حقوق کسر میشود. سه ماه اول دوره آزمایشی است و پس از استخدام با امور کارکنان در حوزه منابع انسانی کار میکنید که گاهی رویکردی سنتی دارد و از نظر من نقدی بر آن وارد است. محیط کار به شکل اپنفیس است و فضا خیلی خشک و ساکت است، با این حال برخورد کارکنان با احترام است. در اکثر واحدها با وجود مدیرانی که گاهی بیادب هستند، میتوانید به راحتی با مدیرتان صحبت کنید، انتقاد یا دیدگاه را ابراز کنید و بالعکس گزارههای سازمانی نیز از کارکنان بازخورد میگیرد. نقطه قوت قابل توجه این است که در هیچجا باندبازی، چاپلوسی یا تفکیک جنسیتی وجود ندارد و مسیر پیشرفت برای همه روشن است؛ مدیران نیز استقبالگر هستند. جالب است که مدیران تماما تحصیلکردهاند و در حوزه کاری خود واقعا بهروز و فرزگی هستند؛ به نظر میرسد دلیل آن هیئتمدیره جوان است و در سیستمها بر لبه فناوری حرکت میکنند. ساعات کار از ۷:۳۰ تا ۱۷:۰۰ است و اگر خارج از مجموعه کار دارید، ناچارید مرتب مرخصی بگیرید. برخلاف برخی شرکتها که سهونیم روز مرخصی در ماه دارند، اینجا دو روز است و در مورد مرخصی و کسور حقوق با چالش مواجه میشوید. در بخش حقوق و مزایا نسبت به شرکتهای خصوصی معمولی، دستمزدها متوسط است و هر سه ماه یک کارانه تقریبا جذاب داده میشود؛ اما حقوق و کارانه عمدتا با تاخیر حدود ۴۵ روزه پرداخت میشود که نکتهای منفی است. جشنها و اعیاد گاه برگزار میشود، برای نمونه دعوت به دیجی و آمادهسازی میزهای مزه و هدیههای کوچک وجود دارد. همچنین هر فصل یک تور کاری با هزینه شرکت انجام میشود؛ مثلا به کویر یا شمال میروید. هر هفته دو روز سالن ورزشی و امکاناتی دیگر در اختیار دارید و ناهار نیز ارائه میشود که کیفیتی نسبتا قابل قبول دارد. کارت خرید سوپرمارکت هم وجود دارد که بهصورت جداگانه از حقوق ماهانه شارژ میشود. نکتهای نگرانکننده این است که غذای مدیران با کارکنان تفاوت دارد و این تفاوت به نظر میرسد تقلیدی از شرایط اربابر رعیت باشد. در مجموع س sincerityی هدف من بیانی صادقانه است تا شما دید دقیقتری نسبت به محیط کار بدست آورید.
به شدت مدیران ارشد بیسواد که فقط ادعا دارند و از درون تو خالی و پوچ هستن. در این شرکت هیچ کس در حوزه کاری خودش تخصص نداره و تحصیل نکرده و فقط از روی علاقه و پاچه خواری سمت مدیریت یک واحد رو برعهده گرفتن. فقط بلدن ظاهرشونو با چندتا جمله خارجی از قبل اماده کرده باسواد نشون بدن. به شدت محیط کاری فاسد و غیر حرفه ی که بیشتر از چند ماه نمی توانید دوام بیاورید. کلا یک برند قدیمی دارند که تونسته بواسطه تحریم ها کمی شناخته بشه بقیه برندهاشون رو نه هیچ کس میشناسه نه مدیران به ظاهر باسوادشون تونستن کاری برایشان بکنن. واقعا وقت و رزمتون رو صرف همچین شرکتی نکنید.
من تجربهای از شرکت زرسام هنر دارم که واقعا پر از فشار و محدودیت است. وضع کار به گونهای است که همه مستقیما از مدیرعامل پیروی میکنند و فضای سازمانی به شکل سنتی و بدوی اداره میشود. گاه شاهد بودم که مدیرعامل هر کار کوچکی را تأیید یا منتفی میکند؛ از نظافت دفتر تا کارهای تعمیراتی یا حتی غذا دادن به سگهای حیاط. با وجود این همه تایید، بعد از هر اتفاق ناخوشایند با وجود همه این تأییدها، من و همکاران دوباره زیر سوال میرفتیم و ممکن بود اخراج شویم. کار در چنین محیطی برای کسانی که دنبال رضایت مدیرعاملاند، دشوار است؛ فضای کاری به گونهای است که همهمه برای جلب توجه مدیرعامل در رأس قرار دارد. اگر مرد باشید، احتمال دارد برای حفظ جایگاه خود باید زیرآب بزنید یا اینکه دیگران شما را زیر آب بزنند. و اگر خانم باشید، ممکن است فشارهایی از طرف مدیرعامل برای پذیرفتن رفتارهای غیراخلاقی به شما وارد شود.
حقوق نامنظم محیط غیر حرفه ای و سراسر خاله زنک بازی که رشد مهارتی ندارد. مدیران واحد تمام بی سواد و غیر حرفه ای بیشتر وقت کاری صرف داستان سرایی و خاله زنک بازی است. تسویه حساب غیر اصولی که حقوقهای عقب مانده را نمیدهند و سنوات را با حداقل حقوق سال استخدامی پرداخت میکنند.
در این مجموعه چیزی بنام ارزش برای کارکنان وجود ندارد. پرداخت حقوق در نهایت پس از شکایت به وزارت کار و دادسرا و و بعد از چندماه پیگیری بی وقفه امکان پذیر می باشد. سوء مدیریت در این شرکت بیداد می کند . از بی تجربگی پرسنل جدید جهت رسیدن به اهداف استفاده می شود. شرایط پرسنل به هیچ عنوان اهمیت ندارد حتی اگر پرسنل در معرض خطرو حتی مرگ هم باشد وجهی پرداخت نمی گردد. اینجانب یکی از بدترین تجربه های کاری در این شرکت تجربه کردم که دریافت حقوقم با شکایت به وزارت کار و دادسرا و در نهایت وجه به حساب قوه مربوطه واریز و سپس به حساب من انتقال پیدا کرد . امیدوارم با خواندن نظرات هیچ فردی تجربه کارمندان این شرکت را نداشته باشد .
به نظرم مادیران از داشتن مدیری در بخش نرمافزار متأسف است، چون رفتار او بهگونهای بود که واقعا حس ناخوشایندی منتقل میکرد. وقتی به مصاحبه میرفتیم، دربارهی آن مدیر حرفهایی میشنیدم که نشان میداد او گرایشهای روانی خاصی دارد و این موضوع باعث شده بود از حضورش در این تیم احساس نگرانی کنم.
مدتها بود که به دنبال پاسخهایی درباره شرکت پارسترونیک میگشتم و حالا تصمیم گرفتم تجربهام را روشن و صادقانه بازگو کنم. رئیس اجرایی این شرکت، که اکنون به عنوان مدیر فنی تغییر سمت داده، با اتهامات کلاهبرداری مالی در ایران روبهرو است و علاوه بر آن، شش شکایت شخصی هم علیه او مطرح شده است. اگر اطلاعاتی دارید که بتواند محل حضور او یا همسرش، فرزانه جاودهای را مشخص کند، از راه ایمیل فرهاد کاشمی وکیل با ما ارتباط بگیرید. به ازای هر اطلاعاتی که ارائه کنید، پاداشی معادل پنج هزار دلار در نظر گرفته میشود.
این که بعضی ها اومدن و از تجربه خوبشون تو شرکت آروا نوشتن یعنی حتما حتما حتما خود شرکت هست و سیاست هاش و گرنه انسان عاقل و سالم وارد این شرکت بشه با مشکلات روحی و روانی شدید و بیماری خارج میشه هیچ رشدی در این شرکت نیست همه تبلیغاتشون سیاست و دروغ هست آنچه در شبکه های مجازی و اینستا تبلیغ میکنند به خداوندی خدا دروغه دروغ فریبه آمار خروج به شدت بالاست و یک سری انسانهای کاملا بی سواد اونجا ارتقا میگیرند چون باعث نمیشن بیسوادی مدیرهاشون و معاونتهاشون معلوم بشه و تهدیدی برای بقیه نیستن و انسان بادانش به هیچ عنوان نمیتونه کنار اونها بمونه و رشد کنه
یعنی پدر پرسنل رو وقتی میخوان تسویهحساب کنند در میارن واقعا مالی این شرکت استفراغ آوره وقتی مساعده میخوای دوماه بعد میریزن به حسابت از ازتقا خبری نیست هیچکسی تو اداری تلفناشو جواب نمیده مدیرانش ناتوان هستن عدد قراردادت با فیش حقوقی ات نمیخونه امکان پیشرفت صفر هست فقط به درد مدیرتیم ها میخوره
6 ماه حضور در این مجموعه را تجربه کردم و متأسفانه نتایج مثبتی به دست نیامد. جلسات فاقد هدف مشخص و نقشه راه بود و به نظر میرسید که روند مدیریتی هم مشخص نیست. حقوق و دستمزد کارکنان در موعد مقرر و با تاخیرهای طولانی پرداخت میشد. مدیریت مجموعه نیز به نظر بیهدف میآمد.
من در تجربهای کار میکنم که با وجود پول و رانت خانوادگی، مدیریت درستی ندارم؛ صاحب کارخانه که مردی به نام آ موجود است، بر همهچیز سلطه دارد و اجازه نمیدهد نظر بقیه به کرسی بنشیند. كسی که با پول پدرش چند کسبوکار راهاندازی کرده، اما هیچ آگاهی از مدیریت و صنعت ندارد و بیشتر کارهایش جنبه دلالی و ساختمانسازی دارد. توجه کافی به نیروی کار نمیشود و نتیجه این وضعیت گاهی به نزاع و برخورد فیزیکی در کارگاه منجر شده است. اگر تصمیم دارید بیایید، باید آماده باشید که چند ماه تاخیر در حقوق و فقدان اختیار عملی در کار برایتان آزاردهنده باشد و انتظار ندید که همهچیز براساس برنامه و نظم پیش برود. البته تجربهی من تنها بازتابی از رفتارهای داخلی این مجموعه است و لازم است با دید باز و تحقیق دقیقتر بررسی شود.
اگر بخواهم از این تجربه برداشت دقیق و تازهای ارائه کنم، باید بگویم رشد و یادگیری به شخصیت مدیر کارخانه بستگی زیادی دارد؛ بدون وجود مدیری با روحیه حمایتی، مسیر پیشرفت هموار نمیشود. مالک مجموعه که مدیریت پایه را در اختیار دارد، گاهی تأثیر منفی قابل توجهی بر فرایندها میگذارد و کار تیمی را دستخوش چالش میکند. پرداخت بهموقع حقوق از اهمیت بالایی برخوردار است و تأخیر در آن میتواند بار منفی بزرگی روی روحیه کارکنان بگذارد. در این محیط، هیچ مزیت واضحی به جز موارد ضروری دیده نمیشد و برای کوچکترین ابتداییات هم باید پیگیری و مقاومت کرد.
مالک مجموعه بسیار اهل دخالت در امور مدیران و میکرو منیجمنت هستند. در یک کلام شما به عنوان مدیر، مسئول بی اختیارید. چاپلوسی و موافقت با نظرات مدیرعامل(مالک مجموعه) شرط دوام شماست محیطی مناسب کارکنان تنبل و با عزت نفس پایین. کارمند قوی ، با سواد و تاثیر گذار در بلندمدت دوام نخواهد آورد. قدردانی وجود ندارد و همواره از حق شما دزدیده خواهد شد. مالک مجموعه علاقه ای به رشد پرسنل ندارد و بهترین و تاثیرگذار ترین همکاران که منجر به تغییرات و تحول در سیستم شده بودند نیز به مرور بدلیل عدم قدردانی و دیده نشدن زحمات، مجموعه را ترک میکنند. نگاه مدیریت از بالا به پایین بوده و حق خود میدانند تا جای امکان از حقوق شما بکاهند. علاقه به گماشتن نیروی انسانی جاسوس بوده و دهن بینی و توجه به شایعات در ایشان بسیار پر رنگ است. نقدینگی در مجموعه بسیار ضعیف بوده و عدم پرداخت و تاخیر پرداخت حقوق پرسنل را زرنگی تعبیر کرده و همیشه به دنبال استفاده از مبلغ حقوق در خرید مواد اولیه هستند و تا جای امکان این رویه را پیش میگیرند، مگر اینکه مدیر کارخانه قدرتنمد و شریفی باشد تا در برابر ایشان ایستاده و حق و حقوق پرسنل را بگیرد. که در این شرایط در بلند مدت دوام نخواهد آورد. بعد از 10 سال و تغییر 10 مدیر همچنان نتوانسته اند برای خود برندسازی داشته باشند. اگر شانس داشته باشید و در دوره حضور شما، مدیری قوی، باسواد و جنگنده در مجموعه حضور داشته باشد که بتواند مشکلات متاثر از مدیریت عامل را با مبارزه و سیاست تا حدی رفع کند، این مجموعه محل مناسبی برای یادگیری، رشد و سکوی پرتاب شما خواهد بود. شخص مالک دانش و تجربه لازم برای مدیریت مجموعه را ندارند اما متاسفانه اصرار بر دخالت در همه امور دارند. اخیرا از یک مجموعه مشاوره کمک گرفته اند، اما متاسفانه عدم آگاهی ایشان از روند های جاری در مجموعه و نداشتن دانش کافی برای کنترل عملکرد مشاورین، این راه نیز منجر به از دست رفتن منابع شرکت و حذف یا ترک بهترین نیروهای انسانی که در چند سال گذشته بیشترین اثر مثبت را با وجود همه موانع داشتند، شده است. تیم مشاور از ایشان به عنوان منبع خوبی برای کسب درآمد و ایجاد اشتغال برای افراد آشنای خود استفاده میکند. در مجموع شخصیتی بسیار سطح پایین و بخیل و کم بین بر این مجموعه مدیریت میکند ( مالک مجموعه)
مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد. اروا طی دو سال اخیر رشد فوق العاده ای روتجربهکرده است.این موفقیت با برخی چالش ها هم همراه بوده است . حضور نفرات جدید و توانمند و خروج انسانهایی که نتوانسته اند علیرغم تلاش سازمان، همپای سازمان رشد کنند . فعالیت و حضور در این تیم برایم علیرغم تمام سختی ها و چالشهایش فوق العاده اثربخش بوده است
پارتی بازی و آشنا بازی لخت و عریان و آزار جنسی بسیار مصرف و حمل مشروبات الکی آزاد خرابکاری در بازار جشن های مختلط با روابط جنسی کثیف و مست بودن پول حرام حرف های زشت و زننده که لایق خود و خانواده هاشون هست اینا ناموس شون رو حراج میکنن و کاملا بی غیرت و بی ناموس هستند تعرض به دختران داخل شرکت یه مشت لاشخور به اسم مدیر ولی هیچ تخصصی ندارن باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
در این شرکت قراردادها کوتاهمدت هستند و امنیت شغلی وجود ندارد. فشار کاری و کار سنگین هم در کار مشهود است و کار معمولی به نظر میرسد. از نگاه من، مشکل اصلی مجموعه این است که مدیرعامل تعادل روانی کافی ندارد و با نیروها به شیوهای آزاردهنده رفتار میکند. حقوق بالایی وجود ندارد و حتی مزایای جانبی مانند بن خرید یا سایر مزایا که در سایر سازمانها دیده میشود، ارائه نمیشود. یک وعده غذای نهار هم وجود داشت، اما در زمان کار من مدیرعامل به اندازهای آزار میکرد که هیچکدام از ما نمیدانستیم چه چیزی خوردهایم. اخراج در این مجموعه بهراحتی انجام میشود و اغلب عصرها با تماسی از طرف مدیریت میگویند که به خانه برگردید.
من تجربهای از این شرکت دارم که میخوام با بیانی تازه و طبیعی بازگو کنم، بهنویسش طوری که معنا و حال و هوای اصلی حفظ بشه اما کلمات و ساختار کاملا نو باشن. برای انجام کارهای ساده و همیشهخستهکننده، چند نفر جوان استخدام میکنن و مسیر ارتقا شغلی خیلی روشن نیست. فضای کار به شدت ناسالمه و شایعات و حرفهای در جریان زیادن. بهتره دنبال کار تو شرکتهای دولتی یا شبهدولتی تو تبریز باشین مثل موتوژن، تراکتور، پمپیران و سایر شرکتها. در این شرکت، خانمها هم به هیچ عنوان نباید وارد بخش فنی بشن به دلیل مسائل اخلاقی که حرفشون هم شرم داره. در مواقع مشکل، هیچ سازمان رسیدگیکنندهای وجود نداره؛ نه حراست و نه مدیری که پاسخ بده. با این بینظمی داخلی حتی بخش کارگزینی و منابع انسانی هم فعال نیستن. حقوق کارگران فقط یک میلیون بالاتر از حداقل قانونی کاره، با افزودهکاری که باعث میشه خیلیها ازش گلایه کنن. قراردادها دو تا سه ماهه هستن، اما خودشون قراردادو به کارمند نمیدن، برخلاف اکثر شرکتها. امکانات رفاهی هم ندارن، نه سرویس و نه پارکینگ برای خودروهای شخصی. شیوهی پرداخت حق و حقوق اشتغال سختی کار هم اصلا مطابق طبقهبندی مشاغل نیست. در نهایت، از طرف من موفق باشید و به امید پیروزی جوانان ایرانی.
بدترین تجربه زندگیم بدترین تجربه و بدترین سال از سالهای عمرم بود ظالمترین انسانهای دنیا تو این شرکت هستند مدیرعامل یک آدم که کاملا دو رو هست و ظاهر و باطنش اصلا یکی نیست اگر خدا شناس هستی حرفم رو باور کن قائم مقام مدیرعامل که برادرشه به خداوندی خدا خود یزیده هرکسی اینجا کار کنه مشکلات روحی و روانی پیدا میکنه دیدم کسی رو که از فریاد ترسناک قائم مقام رو سرش بیهوش شد و دندونهاش شکست و با آمبولانس بردنش هر یک ساعت صدای فریاد مدیرعامل و قائم مقام رو سر پرسنل بلنده چندین روانپزشک سازمانی گرفتن شاید صدای بلندشون رو تونستن کم کنن ولی تخریب شخصیت کردن پرسنل براشون لذت بخشه و هیچ وقت هیچ وقت از این کار دست بر نمیدارن برادر مدیرعامل حاضره هرکاری بکنه تا مشکلات اساسی شرکت به گوش مدیرعامل نرسه به چشم خودم دیدم که دو تا مدیر سر برنامه غلطه واحد برنامه ریزی تا برخورد فیزیکی هم رفتن اما اصلا نگذاشتن که مدیر عامل بفهمه تو کارخانه چه افتضاحاتی هست و واحد برنامه ریزیشون چقدر کثیف کار میکنه نمیگذارند صدا به اون بالایی برسه خدامیدونه فقط آدمهایی که چشماشون رو رو حقایق ببندن و کتمان حقایق کنن و برادر مدیر عامل رو چاپلوسی و تایید کنن میتونن تو این شرکت کارکنن
واقعا این شرکت محیط غیر اخلاقی و غیر حرفه ای که حتی مدیران ارشد توانی دادن وظایف رو به کارمندانشون ندارند. من حدود ۲ سال در واحد مارکتینگ این شرکت حضور داشتم که حتی مدیر ارشدش سواد کافی در حوزه کاری خودش را نداشت و مدام در حال مشاوره و راهنمایی گرفتن از افراد خارج از شرکت بودن. فقط برای ساخت رزمه برای افراد بی تجربه مناسب هست وبس. حقوق هم هر ۳ ماه یکبار میدن.
شرکت گروه استیل البرز با واحد هفت الماسه که از نظر مالی به شدت به هم پیوستهاند، به چشم من به عنوان کارشناس ارشد یک سال حضور نشان میدهد. در ابتدای نشستن در تیم جذب منابع انسانی با گروهی حرفهای روبهرو میشوید که مصاحبه اول آنان از طریق اسکایپ انجام میشود و پس از ورود پکیجی خوشآمد هم دریافت میکنید؛ اما همراهش آزمایشهای اعتیاد، ورزشی و طب کار وجود دارد که شرکت هزینه آنها را میدهد و پس از شش ماه بهصورت قسطی از حقوق کسر میشود. سه ماه اول دوره آزمایشی است و پس از استخدام با امور کارکنان در حوزه منابع انسانی کار میکنید که گاهی رویکردی سنتی دارد و از نظر من نقدی بر آن وارد است. محیط کار به شکل اپنفیس است و فضا خیلی خشک و ساکت است، با این حال برخورد کارکنان با احترام است. در اکثر واحدها با وجود مدیرانی که گاهی بیادب هستند، میتوانید به راحتی با مدیرتان صحبت کنید، انتقاد یا دیدگاه را ابراز کنید و بالعکس گزارههای سازمانی نیز از کارکنان بازخورد میگیرد. نقطه قوت قابل توجه این است که در هیچجا باندبازی، چاپلوسی یا تفکیک جنسیتی وجود ندارد و مسیر پیشرفت برای همه روشن است؛ مدیران نیز استقبالگر هستند. جالب است که مدیران تماما تحصیلکردهاند و در حوزه کاری خود واقعا بهروز و فرزگی هستند؛ به نظر میرسد دلیل آن هیئتمدیره جوان است و در سیستمها بر لبه فناوری حرکت میکنند. ساعات کار از ۷:۳۰ تا ۱۷:۰۰ است و اگر خارج از مجموعه کار دارید، ناچارید مرتب مرخصی بگیرید. برخلاف برخی شرکتها که سهونیم روز مرخصی در ماه دارند، اینجا دو روز است و در مورد مرخصی و کسور حقوق با چالش مواجه میشوید. در بخش حقوق و مزایا نسبت به شرکتهای خصوصی معمولی، دستمزدها متوسط است و هر سه ماه یک کارانه تقریبا جذاب داده میشود؛ اما حقوق و کارانه عمدتا با تاخیر حدود ۴۵ روزه پرداخت میشود که نکتهای منفی است. جشنها و اعیاد گاه برگزار میشود، برای نمونه دعوت به دیجی و آمادهسازی میزهای مزه و هدیههای کوچک وجود دارد. همچنین هر فصل یک تور کاری با هزینه شرکت انجام میشود؛ مثلا به کویر یا شمال میروید. هر هفته دو روز سالن ورزشی و امکاناتی دیگر در اختیار دارید و ناهار نیز ارائه میشود که کیفیتی نسبتا قابل قبول دارد. کارت خرید سوپرمارکت هم وجود دارد که بهصورت جداگانه از حقوق ماهانه شارژ میشود. نکتهای نگرانکننده این است که غذای مدیران با کارکنان تفاوت دارد و این تفاوت به نظر میرسد تقلیدی از شرایط اربابر رعیت باشد. در مجموع س sincerityی هدف من بیانی صادقانه است تا شما دید دقیقتری نسبت به محیط کار بدست آورید.
به شدت مدیران ارشد بیسواد که فقط ادعا دارند و از درون تو خالی و پوچ هستن. در این شرکت هیچ کس در حوزه کاری خودش تخصص نداره و تحصیل نکرده و فقط از روی علاقه و پاچه خواری سمت مدیریت یک واحد رو برعهده گرفتن. فقط بلدن ظاهرشونو با چندتا جمله خارجی از قبل اماده کرده باسواد نشون بدن. به شدت محیط کاری فاسد و غیر حرفه ی که بیشتر از چند ماه نمی توانید دوام بیاورید. کلا یک برند قدیمی دارند که تونسته بواسطه تحریم ها کمی شناخته بشه بقیه برندهاشون رو نه هیچ کس میشناسه نه مدیران به ظاهر باسوادشون تونستن کاری برایشان بکنن. واقعا وقت و رزمتون رو صرف همچین شرکتی نکنید.
من تجربهای از شرکت زرسام هنر دارم که واقعا پر از فشار و محدودیت است. وضع کار به گونهای است که همه مستقیما از مدیرعامل پیروی میکنند و فضای سازمانی به شکل سنتی و بدوی اداره میشود. گاه شاهد بودم که مدیرعامل هر کار کوچکی را تأیید یا منتفی میکند؛ از نظافت دفتر تا کارهای تعمیراتی یا حتی غذا دادن به سگهای حیاط. با وجود این همه تایید، بعد از هر اتفاق ناخوشایند با وجود همه این تأییدها، من و همکاران دوباره زیر سوال میرفتیم و ممکن بود اخراج شویم. کار در چنین محیطی برای کسانی که دنبال رضایت مدیرعاملاند، دشوار است؛ فضای کاری به گونهای است که همهمه برای جلب توجه مدیرعامل در رأس قرار دارد. اگر مرد باشید، احتمال دارد برای حفظ جایگاه خود باید زیرآب بزنید یا اینکه دیگران شما را زیر آب بزنند. و اگر خانم باشید، ممکن است فشارهایی از طرف مدیرعامل برای پذیرفتن رفتارهای غیراخلاقی به شما وارد شود.
حقوق نامنظم محیط غیر حرفه ای و سراسر خاله زنک بازی که رشد مهارتی ندارد. مدیران واحد تمام بی سواد و غیر حرفه ای بیشتر وقت کاری صرف داستان سرایی و خاله زنک بازی است. تسویه حساب غیر اصولی که حقوقهای عقب مانده را نمیدهند و سنوات را با حداقل حقوق سال استخدامی پرداخت میکنند.
در این مجموعه چیزی بنام ارزش برای کارکنان وجود ندارد. پرداخت حقوق در نهایت پس از شکایت به وزارت کار و دادسرا و و بعد از چندماه پیگیری بی وقفه امکان پذیر می باشد. سوء مدیریت در این شرکت بیداد می کند . از بی تجربگی پرسنل جدید جهت رسیدن به اهداف استفاده می شود. شرایط پرسنل به هیچ عنوان اهمیت ندارد حتی اگر پرسنل در معرض خطرو حتی مرگ هم باشد وجهی پرداخت نمی گردد. اینجانب یکی از بدترین تجربه های کاری در این شرکت تجربه کردم که دریافت حقوقم با شکایت به وزارت کار و دادسرا و در نهایت وجه به حساب قوه مربوطه واریز و سپس به حساب من انتقال پیدا کرد . امیدوارم با خواندن نظرات هیچ فردی تجربه کارمندان این شرکت را نداشته باشد .
به نظرم مادیران از داشتن مدیری در بخش نرمافزار متأسف است، چون رفتار او بهگونهای بود که واقعا حس ناخوشایندی منتقل میکرد. وقتی به مصاحبه میرفتیم، دربارهی آن مدیر حرفهایی میشنیدم که نشان میداد او گرایشهای روانی خاصی دارد و این موضوع باعث شده بود از حضورش در این تیم احساس نگرانی کنم.
مدتها بود که به دنبال پاسخهایی درباره شرکت پارسترونیک میگشتم و حالا تصمیم گرفتم تجربهام را روشن و صادقانه بازگو کنم. رئیس اجرایی این شرکت، که اکنون به عنوان مدیر فنی تغییر سمت داده، با اتهامات کلاهبرداری مالی در ایران روبهرو است و علاوه بر آن، شش شکایت شخصی هم علیه او مطرح شده است. اگر اطلاعاتی دارید که بتواند محل حضور او یا همسرش، فرزانه جاودهای را مشخص کند، از راه ایمیل فرهاد کاشمی وکیل با ما ارتباط بگیرید. به ازای هر اطلاعاتی که ارائه کنید، پاداشی معادل پنج هزار دلار در نظر گرفته میشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.