برای یک سال و شش ماه در واحد سفر خارجی کار میکردم. محیط کار به شدت سخت بود و مدیر واحد سفر به شکل گزندهای دخالتهای شخصی میکرد، به گونهای که حتی زمان صرف غذا هم تحت کنترل بود. رفتارهای پرخاشگرانه به شکل دائم وجود داشت و صدای اعتراضها انگار ذرهای کاسته نمیشد. سوپروایزرهای بخش هم اغلب بدون تفکر و خلاقیت عمل میکردند و کاملا تابع نظر مستقیم آن مدیر بودند. اگر درباره ظاهر پرسنل یعنی رنگ مو، لاک یا قد و بالا صحبت میکردی و حتی از آن تعریف میکردی، ممکن بود با کمترین اشتباه هم مشکل ایجاد شود؛ اما اگر خودت به کار و سرت کار میداد و مستقل بودی، به طور ناگهانی مشکلاتی پیش میآمد تا از محیط خارج شوی. این تجربه بدترین دوره کار من در تمام هجده سال سابقه کاریام بود. مدیران در سطحهای مختلف تا مدیرعامل تا حد زیادی همسو با رفتارهای خودشیفته، از خودراضی، پرخاشگر و گاهی غیرمنطقی بودند و نشان میدادند که فضای سازمانی چندان سالم نیست. با وجود حقوق نسبتا مناسب، سلامت روانی کارمندان به سختی حفظ میشدند. همچنین واحدی وجود دارد که مدیر را به شیوهای کنترل میکند. ظاهر شرکت ساده است، اما چالشهای رفتاری در سطوح مدیریتی قابلتوجه بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به خاطر فشارهای غیرواقعی برخی گزارشها از سوی یکی از سرپرستان، در محیطی پرتنش کار میکردم و این امر در نهایت به قطع همکاری من منجر شد.
وقتی فهمیدم که از من تعهدی مثل سفته گرفته میشود، فکر کردم این را بهتر است در مصاحبه اول بگویم تا اگر میخواستند کار را کنار بگذارند، خیلی شفاف باشد. جالب بود که فقط از نیروهای جدید سفته میگیرند و نیروهای قدیمی هیچ سفتهای نگرفتند؛ همچنین تیم فنی واقعا کمتر و کمتر شد و تعدادی از آنها ترک کردند و باقیماندهها هم نتوانستند به سطح مطلوبی برسند. از همان ابتدا احساس کردم که بعضی افراد تازهوارد، با هدف زیر آب زدن همدیگر، تلاش میکنند جایگاهشان را تثبیت کنند؛ زیرا میترسیدند جای آنها را بگیرند. فضای واحد فنی واقعا ناسالم است و رفتارهای مخرب وجود دارد.
من با دید منفی و نگرانی به این شرکت نگاه میکنم؛ مدیری که فساد اخلاقی و مشکلات اخلاقی جدی دارد را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم و از حضور در چنین فضایی خودداری کنید. فضای کار از نظر حرفهای بودن در سطح پایینی است و حقوق به تناسب کار کم است، نه پاداشی وجود دارد و نه حمایتی محسوس از جانب مدیریت دیده میشود. هر کاری که انجام بدهی، انگار فقط وظیفهای توخالی است و وعدههای زیادی داده میشود اما به عمل تبدیل نمیشود. امنیت شغلی هم در حد صفر است و ممکن است بهیکباره بگویند باید کار را ترک کنی. به طور کلی، تجربه کار در اینجا حس ناامنی و بیاعتمادی به آینده شغلی را القا میکند و توصیه میکنم از حضور در چنین محیطی پرهیز کنید.
در هر زمان به یاد دارم که مرحله نهایی مصاحبه برای من با مصاحبهکننده نهایی بود و متأسفانه رفتار او بسیار بیادب، بیوقت و بیملاحظه بود. مسئول اداری هم ظاهرا برای خودش پنج دقیقه اهمیت قائل میشد و اگر من با هماهنگی قبلی پنج دقیقه دیر میکردم، احتمال کنسل شدن زمان مصاحبه وجود داشت. اما طرف مقابل در زمانهای عجیبی مانند ۱۱:۱۱، ۹:۴۵ یا ۱۴:۵۵ برای مصاحبه وقت میگذاشت و مدت مصاحبه را بین ده تا پانزده دقیقه میگنجاند. با وجود حضور بهموقع من در محل، معمولا دو تا سه ساعت انتظار میکشیدم تا بتوانم حتی ده دقیقه هم با مصاحبهکننده صحبت کنم. این اتفاق دو روز پیاپی تکرار شد و مسئولان فقط عذرخواهی کردند، که هیچ فایدهای برای من نداشت. از این رو، به دلیل اعتماد به زمانبندی ارکید فارمد، موقعیتهای دیگر را از دست دادم و برخی از شرکتها را کنسل یا انصراف دادم. واقعیت این است که این شرکت از نظر ظاهری جذاب بهنظر میرسد، ولی در نخستین موضوعات با ضعفهای جدی روبهرو است. تجربه کار با چنین سازمانی نشان داده است که رفتار افراد ناکارآمد زمینههای خسارتها و پشیمانیهای جدی را برای فرد جویای کار فراهم میکند و برخی از افراد به دلیل نبود مسئولیتپذیری و بیوقتشناسی از این سازمان فاصله گرفتهاند.
صبح اول چهاردست و پا نشسته بودم که یک سری سوال تستی هوش ارائه شد و گفتن باید طی بیست دقیقه پاسخ بدهی. مصاحبه فنی آن روز اجرا نشد چون فرد متخصص قرار بود حضور نداشته باشد. تنها مدیرعامل شرکت درباره سابقه کارم و اینکه کار گذشتهام با چه فناوریها و فریمورکهایی بود، پرسید. در کل برخوردشان آدابمند بود و برخورد حرفهای نشان میدادند. نتیجه مصاحبه را گفتند دو روز بعد مشخص میشود، اما حالا بیش از یک روز است که خبری ندارم و نمیدانم چه verdictی میآید. از نظر مسافت هم محل شرکت نسبتا دور بود و در مرکز شهر نبود. گفتند چند تا سوال را برای مطالعه با خودت بردار و برو.
دوست داشتم فرصتی دست بده تا از طریق آگهی کار در سایت کار پیدا کنم و رزومهام را ارسال کنم. یک روز بعد از ارسال رزومه متوجه شدم برای مصاحبه تایید شدم و با من تماس گرفتند؛ گفتند شرکت ارکید فارمد هستم و حوزه فعالیت ما در زمینه مارکتینگ علمی داروهای ایرانی است. دنبال نیرویی برای دستیار منابع انسانی میگردند تا تماسها و ایمیلها را مدیریت کند، نامهنگاری انجام دهد و مقداری هماهنگیهای دیگر را انجام دهد. حقوق اعلامشده سه میلیون دویست هزار بود. در آگهی ذکر نشده بود که تجربه کاری مهم است، فقط تأکید شده بود که علاقه به حوزه منابع انسانی خیلی حائز اهمیت است و باید تا حدودی با ورد و اکسل آشنا باشی، پیگیر، دقیق و دارای روابط عمومی خوب باشی. برای مصاحبه دقیقا ساعت مقرر رسیدم، مرا به طبقه اول واحد منابع انسانی راهنمایی کردند و یک خانم جوان با لبخند به سمت من آمد و مرا به اتاق مسئول جذب و استخدام هدایت کرد. پرسیدند که از تجارب کاریام بگویم و جزئیاتش را ارائه دهم. گفتم که تجربه مشخصی در این حوزه ندارم، اما تا اندازهای با وظایف آن آشنا هستم. درباره واحد منابع انسانی شرکتشان توضیح دادند که از سطح ابتدایی کار را شروع میکنید و با پشتکار و علاقه خود، پس از یکی دو سال به سطح بالاتر میروید؛ وظایف هر فرد بهوضوح تعریف شده است و کارهای ثابت مشخصی وجود دارد که باید هر کس انجام بدهد. حجم کار بالا است و باید سریع، دقیق و پویا بود تا کار بهموقع انجام شود. از اشتیاقم به حوزه منابع انسانی خوشحال شدند و نشان دادم که به این مسیر علاقهمندم. در نهایت گفتند که سه مرحله مصاحبه داریم و نتیجه هر مرحله ظرف حداکثر چهلوه eightساعت از طریق ایمیل اعلام میشود؛ اما کمتر از چهلوهشت ساعت بعد ایمیل آمد و گفتند پذیرش نیستم. من دارای مدرک لیسانس و ارشد از دانشگاههای سراسری هستم، نسبتا با آفیس آشنا، روابط عمومی قوی، برخورد خوش، آراسته بودن پوششام همسو با استانداردهای شرکت بود، و مرتب، منظم، دقیق، پیگیر و صبور و واقعا علاقهمند به حوزه منابع انسانی بودم. دلیلم برای ناراحتی این بود که این فرصت ممکن بود برای من که واقعا به HR علاقه دارم مناسب باشد. ما جوانها در مسیر جستوجوی کار، دورانهای تحصیل معتبر را پشت سر گذاشتهایم و حالا تجربه کاری چندانی نداریم، اما انگیزه و اشتیاق زیادی برای رشد داریم. از کارفرماها میخواهم تا کمی به ما فرصت بدهند، از ما حمایت کنند و مطمئن باشند نتیجه مثبتش را خواهند دید. به دنبال افرادی که صرفا مانند ربات کار میکنند تا حقوق ماهانهشان را بگیرند، نباشید؛ اینگونه افراد به رشد و موفقیت شرکت کمکی نمیکنند.
برای مصاحبه بکاند در ارکید فارمد به نظرم برخورد ساده و مستقیم بود، اما فضایش کمی خشک و سرد به نظر میرسید. ورود من کند شد چون باید با نگهبانی و واحد منابع انسانی هماهنگ کنم و در نهایت به طبقهی مربوطه رسیدم. مسئول منابع انسانی با من خوشوباشی کرد و یک تبلت در اختیارم گذاشت تا اطلاعات رزومهام را دوباره وارد کنم. قبلش یک تست شخصیتشناسی آنلاین هم داشتیم که اجرای آن جالب بود. بعد از تکمیل فرم، با همان فرد منابع انسانی به طبقهای دیگر رفتیم تا مصاحبهی فنی آغاز شود. پس از مدت کوتاهی، اتاقی پیدا شد، دو صندلی چیدند و جلسه آغاز شد. خودم را معرفی کردم اما به نظرم مصاحبهکننده روی حرفهای من چندان تمرکز نکرد و بیشتر به رزومه نگاه میکرد و از روی آن نکات را میپرسید و گاه توضیح میداد که برخی کلمات چه معنایی دارند. جو مصاحبه نسبتا کوتاه و ساده بود؛ سه پرسش مطرح شد که یکیشان را نتوانستم پاسخ بدهم و احساس کردم مصاحبهکننده چندان تمایلی به ادامه ندارد. در پاسخ به سوالات مربوط به شرکت، پاسخهایش خیلی مختصر و محدود بود و در نهایت مصاحبه ختم شد. به هر شرکتی برای مصاحبه رفتن توصیه نمیکنم و بهتر است پیش از حضور، دربارهی شرکت تحقیق کنید. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، را نتوانستم به خوبی درک کنم.
برای مصاحبهای که با شرکت ارکید فارمد داشتم، خیلی حرفهای و با ظرافت برگزار شد و در نهایت فهمیدم که واقعا سطح بالای تخصصی در این فضا وجود دارد. آغاز ارتباط از طریق یکی از اعضای داخل شرکت در لینکدین بود و بعد از حدود ده دقیقه گفتوگو، دعوت به مصاحبه شد. برخورد اولیه با مسیر حرفهای و محترمانه بود و شمارهام را کامل گرفتند؛ بعد با واحد منابع انسانی همان روز تماس گرفتند و با همان لحن دوستانه به گفتوگو پرداختند. برای اوایل هفته بعد، زمان مصاحبه تعیین شد. ورودی به ساختمان خوشساخت و لابی باکلاس بود و نگهبان با فردی که قرار بود مصاحبه را انجام دهد تماس گرفت. بعد از چند دقیقه مرا به اتاق مصاحبه دعوت کردند. فضای شرکت بهجز شیک بودن، کمی پرسروصدا بود که کار من در زمان ناهار کمی دشوار کرد، اما مصاحبهکننده با روی خوش از این موضوع عذرخواهی کرد و به صحبت ادامه داد. مصاحبهکننده با برخوردی حرفهای و شادیآمیز آغاز کرد؛ با وجود این که گمان میکردم سن او بیشتر باشد، اما سطح تجربهاش در حوزه VOIP کاملا واضح بود و سوالاتش به صورت کیسمحور و نسبتا دشوار مطرح میشد. من هم سعی کردم به تعدادی از پرسشها پاسخ بدهم. در پایان، پیرامون تجهیزات و مسئولیتهای شغلی صحبت شد و برگهای با چند سوال هوش نشان دادند؛ عنوانی که گفتند مربوط به استدلال است، اما واقعا احساس کردم ماهیتش هوش است. آنها تقریبا مدت هفتاد و پنج دقیقه برای حل این بخش در نظر گرفته بودند، اما من با کمتر از سی دقیقه کارم را تمام کردم. نکته جالب این بود که در حین کار از من پذیرایی شد و دو بار پرسیدند که چیزی لازم دارم یا نه. در کل اگر بخواهم نتیجه بگیرم، تجربهی حرفهای بودن این مجموعه را پس از کنار هم گذاشتن سوالات هوش و کار با تجهیزات فناوری بهخوبی حس کردم و باورم نمیشد چنین فضایی در ایران هم وجود داشته باشد. از همان آغاز که تیم استخدام به دنبال جذب نیرو بود تا برخورد نگهبان و تیم مصاحبه، همگی حرفهای به نظر میرسیدند و محیط تا حد زیادی شیک بود. نکته جالب این بود که پیش از رفتنم پیشنهاد داده شد تست کیس علمی را ایمیل کنند و برای سه روز فرصت بگذارم تا پاسخ دهم. وقتی آن تست را فرستادند، سخت بود و پاسخ را نتوانستم ارائه کنم؛ اما بعد از چهار روز ایمیل رد درخواستم را دریافت کردم که طبیعی به نظر میرسید چون پاسخ را برایشان ارسال نکرده بودم. در نهایت، به این نتیجه رسیدم که شرکتهایی با تیمهای مجرب و فراتر از انتظار وجود دارند و شرایط برای مصاحبه با سطح بالا از نظر من آموزنده بود.
به نظر من شرکت ارکید فارمد گزینهی نسبتا جالبی بود، اما روند مصاحبه خیلی طولانی و خستهکننده به نظر میرسید. قبل از مصاحبه فنی، یک جلسه حدود چهل دقیقهای داشتیم که در آن به سوالهای مرتبط با تکنولوژیهای بهروز، سوالات تحلیلی ریاضی و هوش، و همچنین چند سؤال درباره ترندهای جدید کامپیوتر پرداختم. سپس مصاحبه فنی با مدیر بخش مربوطه صورت گرفت که سوالاتش دقیقا با وظایف شغلی درخواستی مرتبط بود. در اردیبهشت و به دلیل شیوع کرونا، مصاحبه فنی دوم برگزار شد؛ این مرحله درباره طراحی دیتابیس، ایجاد جداول، اجرای کوئریها، ساخت یک data warehouse و نهایتا طراحی داشبورد و تعیین سطح دسترسیها بود که پس از انجام، مدیر پروژه به صورت آنلاین بازبینی کرد. پس از آن، فرآیند به مرحلهی منابع انسانی رسید و یک آزمون هوش دیگر نیز در این مرحله برگزار شد. در ادامه، با مدیر IT شرکت هم مصاحبهای داشتیم. به طور کلی، تعداد مراحل بررسی برای این موقعیت زیاد و طولانی بود و برخی از مراحل مثل آزمون هوش، به اندازهی لازم با موقعیت تطبیق نداشتند. با وجود اینها، به نظر میرسید که شرکت محیط نسبتا خوبی ارائه میدهد؛ هرچند که روند مصاحبه طولانی است و از همان روز اول توضیح دادند که برخی کارها از سطح بخش درخواستشده به پشتیبانی و توسعه محول میشود که نیازمند صبر و صبوری است.
روز مصاحبه برای کارشناس شبکه با شرکت ارکید فارمد به یک تجربه متفاوت تبدیل شد. مصاحبهکننده علاوهبر دانش بالا، بسیار نکتهسنج و سؤالساز بود و حتی به کوچکترین جزییات مثل حرکت پاها هم توجه میکرد و از من خواست آرامش خودم را حفظ کنم. با وجود این، او برخوردی گرم و صمیمی داشت و همین باعث شد اضطراب من خیلی زود از بین برود. این سبک مصاحبه تا به حال با من تجربه نشده بود و از فضای شرکت و تجهیزاتی که در ظاهر دیده میشد، حدس میزدم تیم بیشتری به بهروز بودن فناوریها اهمیت میدهد. سه روز پس از مصاحبه ایمیل پذیرش یا رد دریافت کردم و خوشحال نبودم چرا که محیط کار را برای رشد خودم بسیار مناسب میدیدم. با این حال مشخص بود که شانس قبولی من کم است چون مصاحبهکننده گفت که جایگاه برای بررسی سختافزارهای فایروال نیاز به تقویت دارد و حتی پیشنهاد کرد از کجا و چگونه منابع را برای شروع مطالعه پیگیری کنم.
مصاحبه من انلاین بود و من با واتس اپ با مسئول مصاحبه ، مصاحبه کردم . خوش برخورد بود ولی خیلی سوال پرسیدن . یعنی از هر دری پرسیدن . یه سری چیزا رو پرسیدن که شاید اصلا لازم نباشه بدونی و بدون دونستن اونها هم کارت به راحتی پیش میره . اینجوری بگم که در حد ۱۰۰ میپرسن ولی چیزی که در واقع میخوان شاید ۶۰ – ۷۰ باشه. کلا همه جا همینجوریه . کلا باید با اعتماد به نفس بری جلو وگرنه قافیه رو میبازی
بعد از سه روز ارسال رزومه از طریق سایت کاریابی با تماس گرفته شد.گفتند ۴ مرحله مصاحبه دارند و نتیجه تا ۴۸ ساعت ایمیل میشه.روند مصاحبه ها طولانی بود و بین هر مصاحبه بیش از یک هفته زمان میبرد که در صورت قبولی تو اون مرحله ایمیل اطلاع رسانی ارسال نشد و تماس میگرفتند برای مرحله بعدی.روی سروقت حاضر شدن خیلی تاکید داشتند که در صورت تاخیر بدون توجه به کیفیت مصاحبه رد میشین .(درحالیکه خودشان به موقع ایمیل اطلاع رسانی نمیفرستادن!!!!!!!!!!) سه مرحله اول پذیرفته شدم و مرحله آخر رد شدم .۱۰ روز بعد ایمیل ریجکشن ارسال کردند. درکل در مصاحبه های آنلاین که دو مرحله بود زمان کمتر و برخورد عالی داشتند ولی دو مصاحبه حضوری برخورد خوبی نداشتند نگاه از بالا به پایین داشتند و تاکید کردند شخصیت متناسب با اونجارو استخدام میکنند و دانش فنی براشون اهمیتی نداره! با اینکه دو مصاحبه فنی داشت ولی هیچ سوال تخصصی در زمینه دیجیتال مارکتینگ نپرسیدند. از نظر مسیر برای من رفت و آمد سختی داشت که وقتی برای مصاحبه حضوری رفتم دو دل بودم که اگه قبول شدم برم یا نه ! ولی در کل شرکت مرتب و شیکی بود و به نظرم فرصت خوبی برای کسی که بخواد پیشرفت کنه داره ، چون سابقه کار هم واسشون زیاد مهم نیست.ولی خیلی ادعا دارند و درحد ادعاشون نیستند .
در مصاحبهای که برای یک موقعیت معتبرسازی انجام شد، حضور مدیر واحد و دو نفر دیگر هم felt میشد؛ یکی از مصاحبهکنندهها بیشتر وقت را صرف سوالات روانشناختی میکرد و مدام دنبال دایرهالقدرت فکری متقاضی بود تا بفهمد چه مسیر فکری داریم وقتی مشکلات مالی وجود دارد. پس از مدتی کوتاه، مدیر واحد خارج شد تا با تلفنش صحبت کند و پس از پایان جلسه دوباره برگشت. یکی از مصاحبهکنندهها، خانمی که در جلسه بود، با وجود فردای کارجو، کمترین توجه را به پاسخها نشان داد و بیشتر به گوشی خود میپرداخت. این رفتار بیاحترامی منطبق با واقعیت کارفرمایی بود که نشان میداد وقت متقاضی با دستاوردهای مشخصی نادیده گرفته میشود. خلاصه اینکه نتیجه به نظر میرسید از قبل روشن است و صرفا به اتلاف وقت میانجامید، با القای ناامیدی و وعدههای بیپشتوانه. همچنین شرکت تعهداتی سنگینی درخواست میکند، از جمله کار در مجموعهای پنجساله و محدودیتهای مرخصی بیشتر از دو روز، طبق تقویم شرکت، نه تقویم ملی؛ اخذ چک ضمانت سنگین در برخی دورهها از جمله مدارک مطرح بود که اکنون از صحت وجود آنها مطمئن نیستم. در کل، اگر هدف مشخصی دارید و بتوانید با چنین شرایطی کنار بیایید، بهویژه با داشتن معرف، احتمال قبولی در مصاحبه وجود دارد چون دانش فنی و تخصصی کلیدی نیست و آموزش از طرف شرکت انجام میشود.
مصاحبه با این شرکت خیلی خوب و صمیمی پیش رفت و فضای کار هم خیلی منظم بود. رفتار تیمهای مصاحبه و هماهنگکننده عالی بود و همه چیز به صورت حرفهای و مرتب انجام میشد. شرکت از نظر من معتبر و باکیفیت به نظر میرسید.
برای شرکت سیناژن تجربهای که داشتم خیلی خوب نبود. روند مصاحبهها نسبتا ساده و دوستانه بود، مخصوصا از جانب کارشناس جذب و استخدام. اما موضوعی عجیب وجود داشت: از من تعهد پنجساله و ارائه چک ضمانت میخواستند. پس از قبول مصاحبهها و پذیرش شرایط و اعتماد به شرکت، برای تکمیل مدارک رفتم. نکته این است که بعد از اینکه مدارک را که نسبتا سخت بود تکمیل کردم و قرار بود از فردا کار را شروع کنم، روز قبل از آغاز کار با من تماس گرفتند و حقوقم را ۷۰۰ هزار تومان کمتر کردند؛ رفتارشان واقعا غیرحرفهای بود. خیلی شگفتزده شدم و گفتم این درست نیست. با اینکه در رزومه حقوقم را نوشته بودم و دوبار به معاون منابع انسانی تأکید کردم، گفتند که این یک سوءتفاهم و عدم هماهنگی بین سرپرست منابع انسانی و معاونش بوده است. ممکن بود رقم بعدا بالاتر برود، اما از عدم صداقت و سوءاستفادهشان خوشحال نبودم و در نهایت تصمیم به انصراف گرفتم. اگر قصد دارید برای این شرکت مصاحبه بدهید، حواستان به پنج سال تعهد کاری و چک ضمانت باشد، و حتما قبل از تکمیل مدارک مطمئن شوید که حقوق واقعیتان نهایی میشود، زیرا ممکن است در هر لحظه تغییر کند.
در مرحله نخست مصاحبه، سوالاتی درباره ورد و اکسل پرسیدند و من هم به همهشان پاسخ دادم؛ کار با اسکایپ بود و رفتار مصاحبهکننده زن، وقتی فهمیدم مهارتم بالاست، کمی من را تحت فشار گذاشت. در مرحله دوم یک فایل پنجاه صفحهای فرستاده شد تا ترجمهاش کنم؛ حس کردم که هدف اصلی کارفرما سرگرمی است، اما نهایتا آن را ترجمه کردم. روز مصاحبه دوباره همان خانم سوالهایی مطرح کرد که در صفحه چهارم درباره چه چیزی بود و در صفحه بیستم درباره چه چیزی توضیح میداد؛ به نظر میرسید از قبل تصمیم گرفتهاند که من را رد کنند. در نهایت نتیجه منفی اعلام شد.
شب جلسهی مصاحبه به نظر میرسید نامشخص بودن هدفشان بیش از هر چیز دیده میشد و سوالها را مکرر میکردند. راقم تجربه از برخورد طرفینی که عجول و بینظم بود به شدت متاثر شد و حالت اعصاب خراب و عصبانیت در برخورد یکی از مصاحبهکنندگان معلوم بود. با وجود سابقههایی که داشتم، پیامکی مبنی بر رد شدن دریافت کردم و به نظر میرسید روند کار بیشتر جنبهی فرمالیته و نمایشی داشت تا استخدامی.
برای یک کارشناس تولید در سیناژن مصاحبهای بسیار تخصصی و مثبت بود. سوالها بیشتر بر پایه اطلاعات علمی رشتهام مطرح شد و سابقه کار چندان برایشان ملاک نبود. سطح شرکت بسیار بالا به نظر میرسید و رفتار محترمانه و دوستانهای داشتند. با توجه به مدت تعهد پنج سال که شرکت برای کارکنان تعیین کرده بود، از نظر اعتبار سیناژن مشکلی نبود و من پذیرفتم. مدیران تولید و معاون منابع انسانی که با آنان صحبت میکردم، شرایط را بهطور کامل توضیح دادند و در چنین محیطی از مصاحبه حس خوبی داشتم.
در یک تجربه مصاحبه احساس کردم با یک مدیر مالی و کارشناسشان روبهرو شدهام که به شوخی با متن سوالهای حسابداری، به تمسخر من میپرداختند و حتی خودشان هم پاسخها را ناواضح میدانستند. آنها تأکید داشتند که باید از شرکتی که در حال ترک آن هستند، استعفا بدهند و بعد برای مصاحبه بیایند؛ من گفتم در جریان خروج از شرکت قبلی هستم، اما آنها شرطشان این بود که اول از شرکت قبلی خارج شوم.
برای یک سال و شش ماه در واحد سفر خارجی کار میکردم. محیط کار به شدت سخت بود و مدیر واحد سفر به شکل گزندهای دخالتهای شخصی میکرد، به گونهای که حتی زمان صرف غذا هم تحت کنترل بود. رفتارهای پرخاشگرانه به شکل دائم وجود داشت و صدای اعتراضها انگار ذرهای کاسته نمیشد. سوپروایزرهای بخش هم اغلب بدون تفکر و خلاقیت عمل میکردند و کاملا تابع نظر مستقیم آن مدیر بودند. اگر درباره ظاهر پرسنل یعنی رنگ مو، لاک یا قد و بالا صحبت میکردی و حتی از آن تعریف میکردی، ممکن بود با کمترین اشتباه هم مشکل ایجاد شود؛ اما اگر خودت به کار و سرت کار میداد و مستقل بودی، به طور ناگهانی مشکلاتی پیش میآمد تا از محیط خارج شوی. این تجربه بدترین دوره کار من در تمام هجده سال سابقه کاریام بود. مدیران در سطحهای مختلف تا مدیرعامل تا حد زیادی همسو با رفتارهای خودشیفته، از خودراضی، پرخاشگر و گاهی غیرمنطقی بودند و نشان میدادند که فضای سازمانی چندان سالم نیست. با وجود حقوق نسبتا مناسب، سلامت روانی کارمندان به سختی حفظ میشدند. همچنین واحدی وجود دارد که مدیر را به شیوهای کنترل میکند. ظاهر شرکت ساده است، اما چالشهای رفتاری در سطوح مدیریتی قابلتوجه بود.
به خاطر فشارهای غیرواقعی برخی گزارشها از سوی یکی از سرپرستان، در محیطی پرتنش کار میکردم و این امر در نهایت به قطع همکاری من منجر شد.
وقتی فهمیدم که از من تعهدی مثل سفته گرفته میشود، فکر کردم این را بهتر است در مصاحبه اول بگویم تا اگر میخواستند کار را کنار بگذارند، خیلی شفاف باشد. جالب بود که فقط از نیروهای جدید سفته میگیرند و نیروهای قدیمی هیچ سفتهای نگرفتند؛ همچنین تیم فنی واقعا کمتر و کمتر شد و تعدادی از آنها ترک کردند و باقیماندهها هم نتوانستند به سطح مطلوبی برسند. از همان ابتدا احساس کردم که بعضی افراد تازهوارد، با هدف زیر آب زدن همدیگر، تلاش میکنند جایگاهشان را تثبیت کنند؛ زیرا میترسیدند جای آنها را بگیرند. فضای واحد فنی واقعا ناسالم است و رفتارهای مخرب وجود دارد.
من با دید منفی و نگرانی به این شرکت نگاه میکنم؛ مدیری که فساد اخلاقی و مشکلات اخلاقی جدی دارد را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم و از حضور در چنین فضایی خودداری کنید. فضای کار از نظر حرفهای بودن در سطح پایینی است و حقوق به تناسب کار کم است، نه پاداشی وجود دارد و نه حمایتی محسوس از جانب مدیریت دیده میشود. هر کاری که انجام بدهی، انگار فقط وظیفهای توخالی است و وعدههای زیادی داده میشود اما به عمل تبدیل نمیشود. امنیت شغلی هم در حد صفر است و ممکن است بهیکباره بگویند باید کار را ترک کنی. به طور کلی، تجربه کار در اینجا حس ناامنی و بیاعتمادی به آینده شغلی را القا میکند و توصیه میکنم از حضور در چنین محیطی پرهیز کنید.
در هر زمان به یاد دارم که مرحله نهایی مصاحبه برای من با مصاحبهکننده نهایی بود و متأسفانه رفتار او بسیار بیادب، بیوقت و بیملاحظه بود. مسئول اداری هم ظاهرا برای خودش پنج دقیقه اهمیت قائل میشد و اگر من با هماهنگی قبلی پنج دقیقه دیر میکردم، احتمال کنسل شدن زمان مصاحبه وجود داشت. اما طرف مقابل در زمانهای عجیبی مانند ۱۱:۱۱، ۹:۴۵ یا ۱۴:۵۵ برای مصاحبه وقت میگذاشت و مدت مصاحبه را بین ده تا پانزده دقیقه میگنجاند. با وجود حضور بهموقع من در محل، معمولا دو تا سه ساعت انتظار میکشیدم تا بتوانم حتی ده دقیقه هم با مصاحبهکننده صحبت کنم. این اتفاق دو روز پیاپی تکرار شد و مسئولان فقط عذرخواهی کردند، که هیچ فایدهای برای من نداشت. از این رو، به دلیل اعتماد به زمانبندی ارکید فارمد، موقعیتهای دیگر را از دست دادم و برخی از شرکتها را کنسل یا انصراف دادم. واقعیت این است که این شرکت از نظر ظاهری جذاب بهنظر میرسد، ولی در نخستین موضوعات با ضعفهای جدی روبهرو است. تجربه کار با چنین سازمانی نشان داده است که رفتار افراد ناکارآمد زمینههای خسارتها و پشیمانیهای جدی را برای فرد جویای کار فراهم میکند و برخی از افراد به دلیل نبود مسئولیتپذیری و بیوقتشناسی از این سازمان فاصله گرفتهاند.
صبح اول چهاردست و پا نشسته بودم که یک سری سوال تستی هوش ارائه شد و گفتن باید طی بیست دقیقه پاسخ بدهی. مصاحبه فنی آن روز اجرا نشد چون فرد متخصص قرار بود حضور نداشته باشد. تنها مدیرعامل شرکت درباره سابقه کارم و اینکه کار گذشتهام با چه فناوریها و فریمورکهایی بود، پرسید. در کل برخوردشان آدابمند بود و برخورد حرفهای نشان میدادند. نتیجه مصاحبه را گفتند دو روز بعد مشخص میشود، اما حالا بیش از یک روز است که خبری ندارم و نمیدانم چه verdictی میآید. از نظر مسافت هم محل شرکت نسبتا دور بود و در مرکز شهر نبود. گفتند چند تا سوال را برای مطالعه با خودت بردار و برو.
دوست داشتم فرصتی دست بده تا از طریق آگهی کار در سایت کار پیدا کنم و رزومهام را ارسال کنم. یک روز بعد از ارسال رزومه متوجه شدم برای مصاحبه تایید شدم و با من تماس گرفتند؛ گفتند شرکت ارکید فارمد هستم و حوزه فعالیت ما در زمینه مارکتینگ علمی داروهای ایرانی است. دنبال نیرویی برای دستیار منابع انسانی میگردند تا تماسها و ایمیلها را مدیریت کند، نامهنگاری انجام دهد و مقداری هماهنگیهای دیگر را انجام دهد. حقوق اعلامشده سه میلیون دویست هزار بود. در آگهی ذکر نشده بود که تجربه کاری مهم است، فقط تأکید شده بود که علاقه به حوزه منابع انسانی خیلی حائز اهمیت است و باید تا حدودی با ورد و اکسل آشنا باشی، پیگیر، دقیق و دارای روابط عمومی خوب باشی. برای مصاحبه دقیقا ساعت مقرر رسیدم، مرا به طبقه اول واحد منابع انسانی راهنمایی کردند و یک خانم جوان با لبخند به سمت من آمد و مرا به اتاق مسئول جذب و استخدام هدایت کرد. پرسیدند که از تجارب کاریام بگویم و جزئیاتش را ارائه دهم. گفتم که تجربه مشخصی در این حوزه ندارم، اما تا اندازهای با وظایف آن آشنا هستم. درباره واحد منابع انسانی شرکتشان توضیح دادند که از سطح ابتدایی کار را شروع میکنید و با پشتکار و علاقه خود، پس از یکی دو سال به سطح بالاتر میروید؛ وظایف هر فرد بهوضوح تعریف شده است و کارهای ثابت مشخصی وجود دارد که باید هر کس انجام بدهد. حجم کار بالا است و باید سریع، دقیق و پویا بود تا کار بهموقع انجام شود. از اشتیاقم به حوزه منابع انسانی خوشحال شدند و نشان دادم که به این مسیر علاقهمندم. در نهایت گفتند که سه مرحله مصاحبه داریم و نتیجه هر مرحله ظرف حداکثر چهلوه eightساعت از طریق ایمیل اعلام میشود؛ اما کمتر از چهلوهشت ساعت بعد ایمیل آمد و گفتند پذیرش نیستم. من دارای مدرک لیسانس و ارشد از دانشگاههای سراسری هستم، نسبتا با آفیس آشنا، روابط عمومی قوی، برخورد خوش، آراسته بودن پوششام همسو با استانداردهای شرکت بود، و مرتب، منظم، دقیق، پیگیر و صبور و واقعا علاقهمند به حوزه منابع انسانی بودم. دلیلم برای ناراحتی این بود که این فرصت ممکن بود برای من که واقعا به HR علاقه دارم مناسب باشد. ما جوانها در مسیر جستوجوی کار، دورانهای تحصیل معتبر را پشت سر گذاشتهایم و حالا تجربه کاری چندانی نداریم، اما انگیزه و اشتیاق زیادی برای رشد داریم. از کارفرماها میخواهم تا کمی به ما فرصت بدهند، از ما حمایت کنند و مطمئن باشند نتیجه مثبتش را خواهند دید. به دنبال افرادی که صرفا مانند ربات کار میکنند تا حقوق ماهانهشان را بگیرند، نباشید؛ اینگونه افراد به رشد و موفقیت شرکت کمکی نمیکنند.
برای مصاحبه بکاند در ارکید فارمد به نظرم برخورد ساده و مستقیم بود، اما فضایش کمی خشک و سرد به نظر میرسید. ورود من کند شد چون باید با نگهبانی و واحد منابع انسانی هماهنگ کنم و در نهایت به طبقهی مربوطه رسیدم. مسئول منابع انسانی با من خوشوباشی کرد و یک تبلت در اختیارم گذاشت تا اطلاعات رزومهام را دوباره وارد کنم. قبلش یک تست شخصیتشناسی آنلاین هم داشتیم که اجرای آن جالب بود. بعد از تکمیل فرم، با همان فرد منابع انسانی به طبقهای دیگر رفتیم تا مصاحبهی فنی آغاز شود. پس از مدت کوتاهی، اتاقی پیدا شد، دو صندلی چیدند و جلسه آغاز شد. خودم را معرفی کردم اما به نظرم مصاحبهکننده روی حرفهای من چندان تمرکز نکرد و بیشتر به رزومه نگاه میکرد و از روی آن نکات را میپرسید و گاه توضیح میداد که برخی کلمات چه معنایی دارند. جو مصاحبه نسبتا کوتاه و ساده بود؛ سه پرسش مطرح شد که یکیشان را نتوانستم پاسخ بدهم و احساس کردم مصاحبهکننده چندان تمایلی به ادامه ندارد. در پاسخ به سوالات مربوط به شرکت، پاسخهایش خیلی مختصر و محدود بود و در نهایت مصاحبه ختم شد. به هر شرکتی برای مصاحبه رفتن توصیه نمیکنم و بهتر است پیش از حضور، دربارهی شرکت تحقیق کنید. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، را نتوانستم به خوبی درک کنم.
برای مصاحبهای که با شرکت ارکید فارمد داشتم، خیلی حرفهای و با ظرافت برگزار شد و در نهایت فهمیدم که واقعا سطح بالای تخصصی در این فضا وجود دارد. آغاز ارتباط از طریق یکی از اعضای داخل شرکت در لینکدین بود و بعد از حدود ده دقیقه گفتوگو، دعوت به مصاحبه شد. برخورد اولیه با مسیر حرفهای و محترمانه بود و شمارهام را کامل گرفتند؛ بعد با واحد منابع انسانی همان روز تماس گرفتند و با همان لحن دوستانه به گفتوگو پرداختند. برای اوایل هفته بعد، زمان مصاحبه تعیین شد. ورودی به ساختمان خوشساخت و لابی باکلاس بود و نگهبان با فردی که قرار بود مصاحبه را انجام دهد تماس گرفت. بعد از چند دقیقه مرا به اتاق مصاحبه دعوت کردند. فضای شرکت بهجز شیک بودن، کمی پرسروصدا بود که کار من در زمان ناهار کمی دشوار کرد، اما مصاحبهکننده با روی خوش از این موضوع عذرخواهی کرد و به صحبت ادامه داد. مصاحبهکننده با برخوردی حرفهای و شادیآمیز آغاز کرد؛ با وجود این که گمان میکردم سن او بیشتر باشد، اما سطح تجربهاش در حوزه VOIP کاملا واضح بود و سوالاتش به صورت کیسمحور و نسبتا دشوار مطرح میشد. من هم سعی کردم به تعدادی از پرسشها پاسخ بدهم. در پایان، پیرامون تجهیزات و مسئولیتهای شغلی صحبت شد و برگهای با چند سوال هوش نشان دادند؛ عنوانی که گفتند مربوط به استدلال است، اما واقعا احساس کردم ماهیتش هوش است. آنها تقریبا مدت هفتاد و پنج دقیقه برای حل این بخش در نظر گرفته بودند، اما من با کمتر از سی دقیقه کارم را تمام کردم. نکته جالب این بود که در حین کار از من پذیرایی شد و دو بار پرسیدند که چیزی لازم دارم یا نه. در کل اگر بخواهم نتیجه بگیرم، تجربهی حرفهای بودن این مجموعه را پس از کنار هم گذاشتن سوالات هوش و کار با تجهیزات فناوری بهخوبی حس کردم و باورم نمیشد چنین فضایی در ایران هم وجود داشته باشد. از همان آغاز که تیم استخدام به دنبال جذب نیرو بود تا برخورد نگهبان و تیم مصاحبه، همگی حرفهای به نظر میرسیدند و محیط تا حد زیادی شیک بود. نکته جالب این بود که پیش از رفتنم پیشنهاد داده شد تست کیس علمی را ایمیل کنند و برای سه روز فرصت بگذارم تا پاسخ دهم. وقتی آن تست را فرستادند، سخت بود و پاسخ را نتوانستم ارائه کنم؛ اما بعد از چهار روز ایمیل رد درخواستم را دریافت کردم که طبیعی به نظر میرسید چون پاسخ را برایشان ارسال نکرده بودم. در نهایت، به این نتیجه رسیدم که شرکتهایی با تیمهای مجرب و فراتر از انتظار وجود دارند و شرایط برای مصاحبه با سطح بالا از نظر من آموزنده بود.
به نظر من شرکت ارکید فارمد گزینهی نسبتا جالبی بود، اما روند مصاحبه خیلی طولانی و خستهکننده به نظر میرسید. قبل از مصاحبه فنی، یک جلسه حدود چهل دقیقهای داشتیم که در آن به سوالهای مرتبط با تکنولوژیهای بهروز، سوالات تحلیلی ریاضی و هوش، و همچنین چند سؤال درباره ترندهای جدید کامپیوتر پرداختم. سپس مصاحبه فنی با مدیر بخش مربوطه صورت گرفت که سوالاتش دقیقا با وظایف شغلی درخواستی مرتبط بود. در اردیبهشت و به دلیل شیوع کرونا، مصاحبه فنی دوم برگزار شد؛ این مرحله درباره طراحی دیتابیس، ایجاد جداول، اجرای کوئریها، ساخت یک data warehouse و نهایتا طراحی داشبورد و تعیین سطح دسترسیها بود که پس از انجام، مدیر پروژه به صورت آنلاین بازبینی کرد. پس از آن، فرآیند به مرحلهی منابع انسانی رسید و یک آزمون هوش دیگر نیز در این مرحله برگزار شد. در ادامه، با مدیر IT شرکت هم مصاحبهای داشتیم. به طور کلی، تعداد مراحل بررسی برای این موقعیت زیاد و طولانی بود و برخی از مراحل مثل آزمون هوش، به اندازهی لازم با موقعیت تطبیق نداشتند. با وجود اینها، به نظر میرسید که شرکت محیط نسبتا خوبی ارائه میدهد؛ هرچند که روند مصاحبه طولانی است و از همان روز اول توضیح دادند که برخی کارها از سطح بخش درخواستشده به پشتیبانی و توسعه محول میشود که نیازمند صبر و صبوری است.
روز مصاحبه برای کارشناس شبکه با شرکت ارکید فارمد به یک تجربه متفاوت تبدیل شد. مصاحبهکننده علاوهبر دانش بالا، بسیار نکتهسنج و سؤالساز بود و حتی به کوچکترین جزییات مثل حرکت پاها هم توجه میکرد و از من خواست آرامش خودم را حفظ کنم. با وجود این، او برخوردی گرم و صمیمی داشت و همین باعث شد اضطراب من خیلی زود از بین برود. این سبک مصاحبه تا به حال با من تجربه نشده بود و از فضای شرکت و تجهیزاتی که در ظاهر دیده میشد، حدس میزدم تیم بیشتری به بهروز بودن فناوریها اهمیت میدهد. سه روز پس از مصاحبه ایمیل پذیرش یا رد دریافت کردم و خوشحال نبودم چرا که محیط کار را برای رشد خودم بسیار مناسب میدیدم. با این حال مشخص بود که شانس قبولی من کم است چون مصاحبهکننده گفت که جایگاه برای بررسی سختافزارهای فایروال نیاز به تقویت دارد و حتی پیشنهاد کرد از کجا و چگونه منابع را برای شروع مطالعه پیگیری کنم.
مصاحبه من انلاین بود و من با واتس اپ با مسئول مصاحبه ، مصاحبه کردم . خوش برخورد بود ولی خیلی سوال پرسیدن . یعنی از هر دری پرسیدن . یه سری چیزا رو پرسیدن که شاید اصلا لازم نباشه بدونی و بدون دونستن اونها هم کارت به راحتی پیش میره . اینجوری بگم که در حد ۱۰۰ میپرسن ولی چیزی که در واقع میخوان شاید ۶۰ – ۷۰ باشه. کلا همه جا همینجوریه . کلا باید با اعتماد به نفس بری جلو وگرنه قافیه رو میبازی
بعد از سه روز ارسال رزومه از طریق سایت کاریابی با تماس گرفته شد.گفتند ۴ مرحله مصاحبه دارند و نتیجه تا ۴۸ ساعت ایمیل میشه.روند مصاحبه ها طولانی بود و بین هر مصاحبه بیش از یک هفته زمان میبرد که در صورت قبولی تو اون مرحله ایمیل اطلاع رسانی ارسال نشد و تماس میگرفتند برای مرحله بعدی.روی سروقت حاضر شدن خیلی تاکید داشتند که در صورت تاخیر بدون توجه به کیفیت مصاحبه رد میشین .(درحالیکه خودشان به موقع ایمیل اطلاع رسانی نمیفرستادن!!!!!!!!!!) سه مرحله اول پذیرفته شدم و مرحله آخر رد شدم .۱۰ روز بعد ایمیل ریجکشن ارسال کردند. درکل در مصاحبه های آنلاین که دو مرحله بود زمان کمتر و برخورد عالی داشتند ولی دو مصاحبه حضوری برخورد خوبی نداشتند نگاه از بالا به پایین داشتند و تاکید کردند شخصیت متناسب با اونجارو استخدام میکنند و دانش فنی براشون اهمیتی نداره! با اینکه دو مصاحبه فنی داشت ولی هیچ سوال تخصصی در زمینه دیجیتال مارکتینگ نپرسیدند. از نظر مسیر برای من رفت و آمد سختی داشت که وقتی برای مصاحبه حضوری رفتم دو دل بودم که اگه قبول شدم برم یا نه ! ولی در کل شرکت مرتب و شیکی بود و به نظرم فرصت خوبی برای کسی که بخواد پیشرفت کنه داره ، چون سابقه کار هم واسشون زیاد مهم نیست.ولی خیلی ادعا دارند و درحد ادعاشون نیستند .
در مصاحبهای که برای یک موقعیت معتبرسازی انجام شد، حضور مدیر واحد و دو نفر دیگر هم felt میشد؛ یکی از مصاحبهکنندهها بیشتر وقت را صرف سوالات روانشناختی میکرد و مدام دنبال دایرهالقدرت فکری متقاضی بود تا بفهمد چه مسیر فکری داریم وقتی مشکلات مالی وجود دارد. پس از مدتی کوتاه، مدیر واحد خارج شد تا با تلفنش صحبت کند و پس از پایان جلسه دوباره برگشت. یکی از مصاحبهکنندهها، خانمی که در جلسه بود، با وجود فردای کارجو، کمترین توجه را به پاسخها نشان داد و بیشتر به گوشی خود میپرداخت. این رفتار بیاحترامی منطبق با واقعیت کارفرمایی بود که نشان میداد وقت متقاضی با دستاوردهای مشخصی نادیده گرفته میشود. خلاصه اینکه نتیجه به نظر میرسید از قبل روشن است و صرفا به اتلاف وقت میانجامید، با القای ناامیدی و وعدههای بیپشتوانه. همچنین شرکت تعهداتی سنگینی درخواست میکند، از جمله کار در مجموعهای پنجساله و محدودیتهای مرخصی بیشتر از دو روز، طبق تقویم شرکت، نه تقویم ملی؛ اخذ چک ضمانت سنگین در برخی دورهها از جمله مدارک مطرح بود که اکنون از صحت وجود آنها مطمئن نیستم. در کل، اگر هدف مشخصی دارید و بتوانید با چنین شرایطی کنار بیایید، بهویژه با داشتن معرف، احتمال قبولی در مصاحبه وجود دارد چون دانش فنی و تخصصی کلیدی نیست و آموزش از طرف شرکت انجام میشود.
مصاحبه با این شرکت خیلی خوب و صمیمی پیش رفت و فضای کار هم خیلی منظم بود. رفتار تیمهای مصاحبه و هماهنگکننده عالی بود و همه چیز به صورت حرفهای و مرتب انجام میشد. شرکت از نظر من معتبر و باکیفیت به نظر میرسید.
برای شرکت سیناژن تجربهای که داشتم خیلی خوب نبود. روند مصاحبهها نسبتا ساده و دوستانه بود، مخصوصا از جانب کارشناس جذب و استخدام. اما موضوعی عجیب وجود داشت: از من تعهد پنجساله و ارائه چک ضمانت میخواستند. پس از قبول مصاحبهها و پذیرش شرایط و اعتماد به شرکت، برای تکمیل مدارک رفتم. نکته این است که بعد از اینکه مدارک را که نسبتا سخت بود تکمیل کردم و قرار بود از فردا کار را شروع کنم، روز قبل از آغاز کار با من تماس گرفتند و حقوقم را ۷۰۰ هزار تومان کمتر کردند؛ رفتارشان واقعا غیرحرفهای بود. خیلی شگفتزده شدم و گفتم این درست نیست. با اینکه در رزومه حقوقم را نوشته بودم و دوبار به معاون منابع انسانی تأکید کردم، گفتند که این یک سوءتفاهم و عدم هماهنگی بین سرپرست منابع انسانی و معاونش بوده است. ممکن بود رقم بعدا بالاتر برود، اما از عدم صداقت و سوءاستفادهشان خوشحال نبودم و در نهایت تصمیم به انصراف گرفتم. اگر قصد دارید برای این شرکت مصاحبه بدهید، حواستان به پنج سال تعهد کاری و چک ضمانت باشد، و حتما قبل از تکمیل مدارک مطمئن شوید که حقوق واقعیتان نهایی میشود، زیرا ممکن است در هر لحظه تغییر کند.
در مرحله نخست مصاحبه، سوالاتی درباره ورد و اکسل پرسیدند و من هم به همهشان پاسخ دادم؛ کار با اسکایپ بود و رفتار مصاحبهکننده زن، وقتی فهمیدم مهارتم بالاست، کمی من را تحت فشار گذاشت. در مرحله دوم یک فایل پنجاه صفحهای فرستاده شد تا ترجمهاش کنم؛ حس کردم که هدف اصلی کارفرما سرگرمی است، اما نهایتا آن را ترجمه کردم. روز مصاحبه دوباره همان خانم سوالهایی مطرح کرد که در صفحه چهارم درباره چه چیزی بود و در صفحه بیستم درباره چه چیزی توضیح میداد؛ به نظر میرسید از قبل تصمیم گرفتهاند که من را رد کنند. در نهایت نتیجه منفی اعلام شد.
شب جلسهی مصاحبه به نظر میرسید نامشخص بودن هدفشان بیش از هر چیز دیده میشد و سوالها را مکرر میکردند. راقم تجربه از برخورد طرفینی که عجول و بینظم بود به شدت متاثر شد و حالت اعصاب خراب و عصبانیت در برخورد یکی از مصاحبهکنندگان معلوم بود. با وجود سابقههایی که داشتم، پیامکی مبنی بر رد شدن دریافت کردم و به نظر میرسید روند کار بیشتر جنبهی فرمالیته و نمایشی داشت تا استخدامی.
برای یک کارشناس تولید در سیناژن مصاحبهای بسیار تخصصی و مثبت بود. سوالها بیشتر بر پایه اطلاعات علمی رشتهام مطرح شد و سابقه کار چندان برایشان ملاک نبود. سطح شرکت بسیار بالا به نظر میرسید و رفتار محترمانه و دوستانهای داشتند. با توجه به مدت تعهد پنج سال که شرکت برای کارکنان تعیین کرده بود، از نظر اعتبار سیناژن مشکلی نبود و من پذیرفتم. مدیران تولید و معاون منابع انسانی که با آنان صحبت میکردم، شرایط را بهطور کامل توضیح دادند و در چنین محیطی از مصاحبه حس خوبی داشتم.
در یک تجربه مصاحبه احساس کردم با یک مدیر مالی و کارشناسشان روبهرو شدهام که به شوخی با متن سوالهای حسابداری، به تمسخر من میپرداختند و حتی خودشان هم پاسخها را ناواضح میدانستند. آنها تأکید داشتند که باید از شرکتی که در حال ترک آن هستند، استعفا بدهند و بعد برای مصاحبه بیایند؛ من گفتم در جریان خروج از شرکت قبلی هستم، اما آنها شرطشان این بود که اول از شرکت قبلی خارج شوم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.