دعوت کردن برای مصاحبه واسه پوزیشنِ کارشناس ارشد بودجه و برنامهریزی. تههمون گفتن دو تا پوزیشن دارن، یکی کارشناس یکی ارشد، من هم از اول گفتم کارشناس رو قبول ندارم و اگر برا ارشد هست دوباره وقت بذارید. برا جلسه دوم تماس گرفتن و رفتم؛ همکارها همونجا گیج بودن و معلوم نبود مسئول مصاحبه کیه. خودِ مصاحبهکننده هیچ خودشونو معرفی نکردن که از کدوم واحدن (اداریه یا مالیه) و رگباری سوالای بیربط پرسیدن. از مدل سوالا که معلوم شد انگار دنبال بیزینس کنترلر هستن نه برنامهریزی و بودجه، یعنی اصلاً مشخص نبود چی دارن مصاحبه میگیرن. طرز برخورد و ادای سوال پرسیدن کاملاً غیرحرفهای بود و اصلاً راضیم نکرد. راستی، سه سال پیش هم برای یه مصاحبه رفته بودم و روز مصاحبه فهمیدم آشناهای یکی از مدیرها تایید شده بودن و از من مصاحبه فقط یه جور نمایش گرفتن، حسابداری جلوه دادنشون به جای حسابرسی؛ انگار واحدها و پوزیشنها رو درست تفکیک نکرده بودن.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
شب تجربهام رو با این جمله آغاز میکنم که شرکت مرکز تخصصی سمیرا، برای من هم فرصتهای مثبت هم چالشهایی داشته است. سالهای خوبی رو اینجا گذراندم و همواره حس کردم محیط کاری نسبتاً دوستانه و آرامی داریم. حقوقها معمولاً به موقع پرداخت میشد؛ تامین اجتماعی از همان ابتدا برایم فعال شد و در کنار آن در یک مقطع زمانی بیمه تکمیلی وجود نداشت اما حالا اگر بخواهی، خودت و افراد تحت مدیریت میتونه بیمه تکمیلی داشته باشن. با این وجود فاصله تا محل کار برام طولانی است و جای پارک هم واقعاً مناسب نیست.
برای مدت حدود سه سال در بخش تست و تولید این شرکت مشغول هستم و معتقدم محیط کارش فرصتی مناسب برای رشد است. یکی از مزیتهای بارزش اینه که همهی اعضای تیم تولید در سود پروژه سهیماند و این موضوع روال بعضی شرکتها نیست. همچنین به آن دسته از افرادی که اثرگذار هستند پاداش، آکورد و حتی کارتهای تفریحی تعلق میگیره که این عوامل باعث ایجاد رقابت سازنده میان همکاران برای پیشرفت میشه. در کل اگر دنبال مکانی با فرصتهای رشد حرفهای و مالی هستی، به نظر من این شرکت رو هم در انتخابهات لحاظ کن.
من فکر میکنم در سالهای مختلف، فشارهای اقتصادی باعث تغییراتی شدید در شرکت شده است و من به عنوان کارمند با سابقهی حدود ده تا چهارده سال شاهد بودم که همیشه اولین اقدام در مواجهه با رکود، تعدیل نیرو بود. در سال نود و چهار تعداد زیادی از همکارانی که تجربهی طولانی داشتند و سابقهی بالا داشتند از کار بیرون شدند و دلیل هم رکود اقتصادی عنوان میشد. بعد از این تعدیل، به جای استفاده از شایستهسالاری، برخی فرصتهای شغلی با استفاده از روابط داخلی و بستگان پر میشد و به نظر میرسید بررسی دقیق رزومه و ارزیابی مصاحبهها یا حداقل ظاهرسازی است. به لحاظ اصولی و عادلانه، حس میکردم در آن محیط تبعیض و مدلهای گروهی جایگاهی داشت و برخی از تصمیمگیران به حفظ باندهای داخلی توجه میکردند. در مجموع، از آن دوره مدیر اداری و مالی آن زمان را بهعنوان فردی که آثار تصمیمها روی تیمها تأثیرگذار بود، به خاطر برخوردهایش به یاد دارم.
برای رسیدن به یه محیط کاری سالم، از زمانی که اینجا کار میکردم متوجه شدم اختلافهای مدیریتی به شدت اوضاع فنی رو تحتالشعاع قرار میده. از وقتی مدیرعامل جدید اومده، به جای تمرکز روی بهبود پروژهها و فرایندها، بیش از پیش فشار وارد میکنه و جو محیط کار رو تیره میکنه. با گذشت زمان، رفتارهای حمایتی و گفتوگوهای سازنده کم شده و فضای کار به سمت نزاعهای لفظی و گاهی درگیریهای فیزیکی سوق پیدا کرده. در عین حال رویههای مدیریتی هم کنار گذاشته شده و تیمهای با تجربه یکی پس از دیگری کنار رفتند؛ برخی از اعضای بدون تجربه بالا به پستها رسیدند و همین مسئله موجب کاهش کارایی و احساس ناامیدی در بین نیروها شد. من حقوقم را برای دو ماه دریافت نکردم و بعد از تلاش برای تسویه، با حیلهای پول را به حسابی دیگر واریز کردند تا بخشی از آن صرف امور دیگر شود. در نهایت اخبار و رفتارهای شخصی مدیر، مثل رفت و آمدهای مکرر به اماکن مذهبی و نمایشهای اخلاص، با تناقضهایی که بین عمل و ادعا وجود دارد، تا حدودی اعتماد به تیم را تحتتأثیر قرار داده است.
برای همگامی با تجربهای که کاربر داده است، از بیان مستقیم ادعای غیرقانونی یا توهینآمیز پرهیز میکنم و واقعیتها را با لحنی متین بازگو میکنم. از نظر من، کارمند تجربهاش را اینطور بیان میکند که برخی نگرانیها در محیط کار وجود داشته که باید به دقت بررسی شوند. او میگوید حقوق بهطور منظم پرداخت نمیشد یا بهانههایی برای تأخیر یا کاهش پرداخت مطرح میشد، و بهعلت غیرایرانی بودن شرکت و نبودن قرارداد محکم، امکان پیگیری حقوق دشوار بوده است. همچنین اشاره میکند که احتمال بیدلیل کنار گذاشته شدن وجود دارد و برخی همکاران پس از ترک کار دیگر حقوق خود را دریافت نکردند. سرانجام توصیه میکند اگر تبلیغ شرکت را دیدی، محتاط باشی و ترجیحاً بهکار در جای دیگر فکر کنی، تا حداقل تا زمانی که در آنجا کار میکنی، تجربهای مشابه را تحمل نکنی.
به نظرم از همان اول باید میگفتم که همه چیز ظاهر شادهنور و جذابی داشت اما تجربه من از مصاحبه کارآموزی به شکل دیگری رقم خورد. نفر اولی که قرار بود نقش سوپروایزر را بر عهده بگیرد، به نظر میرسید حرفهای نیست و انگیزهای هم در کار نمیدیدم؛ با اینکه پوزیشن کارآموزی بود، رفتار و نحوه صحبتشان از جنس بالا به پایین بود و این نگاه در برخوردشان مشخص بود. شروط عجیب و غریبی هم مطرح میکردند، مثل این که از روز اول باید وثیقهای ۲۵۰ میلیون میدادم. در حین مصاحبه سطح سوالها سطحی و بیتمرکز به نظر میرسید؛ گوشیشان زنگ میخورد و میگفتند ادامه بده و بعد با موبایلشان دوباره صحبت میکردند. همین لحظه برای من روشن شد که این مجموعه مناسب من نیست، و با هدف فرار از مذاکرات طولانی، پاسخها را بیحال و بیدقت ارائه دادم تا هرچه سریعتر از آن فضای خستهکننده خلاص شوم.
تجربه فعالیت به عنوان کارشناس فروش توی این شرکت محیط کلی شرکت به روز و مطابق با استانداردهای شرکت های برتر ایرانه. ولی به خاطر ضعف مدیریتی و نداشتن تیم مدیریتی قوی، حتی اگه خودتون هم نخواید وارد حاشیه میشید. حقوق کارشناس فروش ترکیب حقوق ثابت و پورسانته. حقوق و پورسانت به موقع و هر ماه بین 20 تا 25 ام واریز میشه. ولی پورسانت معمولاً از سر و تهش زده میشه و با توجه به فصلی بودن فروش، خیلی نمیتونید روش حساب کنید. ضمن اینکه فرهنگ سازمانی شرکت روی حقوق پائین دادنه و دلیش هم بنظر من استقرار دفتر مرکزی شرکت در شهرستان اصفهان هست. ولی بطور کلی اگه برای وقت گذروندن میخواید جایی مشغول به کار بشید توصیه میشه.
اگرچه سه سال توی توان سانیار طب کار کردم، اما تجربهام پر از فشار و ناامیدی بود. مدیران تازه و بیرحم شرکت، رفتار غیرانسانی و ناعادلانهای داشتن، انگار با اصول اخلاقی آشنا نبودن و گویی از جایی دور آمدهاند. هیچ چیز درست و حسابی سر جای خودش نبود؛ کوچکترین خطا هم با توهین و جریمه و حتی محرومیت یا اخراج پاسخ داده میشد. گاهی تقصیر از من نبود، اما روند کار همانی بود. وعدههای پولی، وام و حتی ناهار بهطور عملی محقق نمیشدند و فضای کار پر از چاپلوسی و معاملهگری بود. در کل احساس ناخوشایندی داشتم و تجربهم خیلی منفی بود.
در اینجا همه چیز به شدت نشان از مدیریت ناکارآمد دارد و این موضوع به وضوح مشخص است. مدت زمان کارم با وجود نامهای بزرگ مشتریان که قبلاً افتخار میکردند، به سرعت از بین رفت و بعد از یک سال اکثر همکاران با منطقهایی مشابه آن را ترک کردند. به نظر میرسد مجموعه تنها با تکیه بر نامهای قبلی دنبال نمایش فصلی است، اما در واقع اوضاع خیلی نامناسب است و سیستم به شکل کلی در حالتی مثل کشتی است که در گل گیر کرده باشد. تمام تلاشی که برای دفاع از حقوق کارمندان میشود، بیشتر روی کاغذ است تا عمل، و هر چیزی که به عنوان مزایا مطرح میشود، یا وجود ندارد یا اینکه به شکل غیرواقعی بیان میشود. سفته حامل گرفته میشود، قراردادهایی با ساختار شبهصوری بسته میشود تا در مراحل پایان کار کمترین سنوات به کارمند بدهند، و دوربینهای فراوانی در همهجا هست تا کنترل لحظهای ایجاد کنند. حتی نسخهٔ قرارداد را به من ندادند و معمولاً ۱ تا ۱۲ قرارداد یکماهه صادر میکنند تا هر وقت اراده کردند بتوانند اخراج کنند. پاداش یا وام واقعی وجود ندارد و اغلب فقط با گزارههای بزرگ و وعدههای نانوشته روبهرو هستم. به بهانههای مختلف، گاهی اوقات بدون رضایت من از من میخواهند عضو هیئتمدیرهٔ یکی از هلدینگهای صوریشان شوم تا از من سوءاستفاده کنند. در کل خیلی آشفته است و به هیچکس توصیه نمیکنم در چنین محیطی کار کند.
این متن را مینویسم تا نفر بعدی مثل من فریب حرفهای جلسه مصاحبه این مجموعه را نخورد. من فارغالتحصیل مهندسی پزشکی دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستم و حدود 7 سال سابقه کار دارم. همان زمان از پنج یا شش شرکت دیگر پیشنهاد همکاری داشتم که بعضی بسیار قویتر بودند، اما فقط بهدلیل نزدیکبودن محل شرکت، این مجموعه را انتخاب کردم و الان بهشدت پشیمانم. من با عنوان کارشناس مهندسی پزشکی استخدام شدم، اما تقریباً هیچکدام از حرفهایی که در مصاحبه درباره این موقعیت شغلی زده شد، در واقعیت وجود نداشت. عنوان شغلی فقط در حد حرف بود. در عمل هر کار نامرتبطی که روی زمین مانده بود به من میدادند؛ از مدیریت امور مراکز دیالیز تا پیگیری پول اسنپوانت، پیدا کردن و خرید تلویزیون و پالت برای مرکز دیالیز و خرید اقلام مصرفی شرکت. تحقیرکننده بود که یک نفر را با سابقه و عنوان کارشناس مهندسی پزشکی استخدام کنند، اما هر روز دنبال پول اسنپوانت، تلویزیون و قند و چایی شرکت بدود. در دو ماه حضور من، این شرکت حتی یک نکته مثبت هم نداشت. تقریباً هر روز دعوا، بحث، تنش و اعصابخردی بود. هیچ ساختار مشخصی وجود نداشت و سادهترین کارها به بحران تبدیل میشد. در مصاحبه خیلی واضح گفتند حقوق تمام پرسنل بین روزهای اول تا چهارم ماه پرداخت میشود. اما ماه اول، حقوق پایه من روز دهم و بقیه حقوق روز هجدهم پرداخت شد. حقوق ماه دوم من نیز با وجود گذشت حدود دو ماه از قطع همکاری، هنوز پرداخت نشده است. بعد از قطع همکاری برای گرفتن حق و حقوقم باید دنبالشان بدوم. تلفنها را خاموش میکنند یا جواب نمیدهند و من و یکی از همکارانم را سر میدوانند. نتیجه برای کارمند روشن است: کار میکند، حقوقش را نمیگیرد و کسی هم پاسخگو نیست. موضوع سفته را کاملاً جدی بگیرید. روز اول، قبل از اینکه قرارداد را به من بدهند یا حتی قراردادی امضا شود، گفتند سفتههایت را بیاور. هنوز مبلغ حقوق، شرح وظایف، شرایط همکاری، علت سفته و زمان بازگرداندن آن مشخص نبود، اما سفته را فوری میخواستند و برای تحویل آن فشار وارد کردند. من هم چون نمیخواستم از روز اول درگیری ایجاد شود، اشتباه کردم و سفته را تحویل دادم. چرا باید به شرکتی که هنوز قرارداد نداده، سفته با مبلغ بالا بدهید؟ تا قرارداد کامل، شرح وظایف، حقوق، تاریخ پرداخت، علت دریافت سفته و شرایط پسدادن آن مکتوب نشده، هیچ سفتهای تحویل ندهید و رسید رسمی بگیرید. شرکتهای صحت صنعت رفیع، پویش درمان گستر و پویش درمان دیالیز عملاً یک مجموعه هستند که با چند اسم مختلف فعالیت میکنند. یک خانم با نام «جواهری» صحت صنعت رفیع را میچرخاند و آقای سمیر کرم پویش درمان گستر و پویش درمان دیالیز را اداره میکند. در دوره همکاری متوجه شدم «جواهری» نام واقعی این خانم نیست و ایشان خواهر آقای سمیر کرم است. من کپی شناسنامه این خانم را در سیستم شرکت دیدم. این مجموعه در یک کوچه دو واحد گرفته و با چند نام فعالیت میکند. ممکن است با نام یک شرکت مصاحبه کنید، برای مجموعه دیگری کار کنید و هنگام گرفتن حقوق یا پسدادن سفته بین چند نام و چند نفر پاس داده شوید. قبل از شروع کار مشخص کنید قرارداد با کدام شرکت بسته میشود، حقوق را چه شرکتی میپردازد، سفته به نام چه کسی است و در صورت پرداختنشدن حقوق باید از کدام شخصیت حقوقی مطالبه کنید. وضعیت مالی مجموعه در زمان حضور من واقعاً افتضاح بود. برای سادهترین هزینههای روزمره هم مشکل داشتند. این شرکت در مراکز خود به افراد دارای بیمه سلامت و تأمین اجتماعی خدمات دیالیز رایگان ارائه میدهد و هزینه را از بیمه میگیرد. آن زمان گفته میشد بیمهها مطالبات مجموعه را پرداخت نکردهاند و مجموعه هم به افراد و شرکتهای مختلف بدهکار است. من به صورتهای مالی رسمی دسترسی نداشتم، اما چیزی که دیدم این بود که برای هزینههای عادی و حتی حقوق کارکنان نقدینگی کافی وجود نداشت. من با عنوان مدیر اجرایی تقریباً هر روز با مدیر مالی بحث داشتم که چرا پول اسنپوانت پرداخت نشده یا چرا شرکت قند ندارد؟ در نهایت خودم برای شرکت قند خریدم. من قبل از شروع کار کامنتهای منفی قبلی را خوانده بودم، اما فکر کردم شاید مشکلات برطرف شده باشد. اشتباه کردم. شرایط از چیزی که نوشته بودند هم بدتر بود. اگر برای وقت، آرامش روانی، سابقه کاری و پولتان ارزش قائل هستید، بدون بررسی کامل وارد این مجموعه نشوید. فریب عنوان شغلی و وعدههای مصاحبه را نخورید، قبل از قرارداد سفته ندهید و همهچیز را مکتوب بگیرید. تجربه من از این مجموعه دو ماه دعوا، کارهای بیربط، سفته بدون قرارداد، حقوق پرداختنشده و دنبالدویدن برای گرفتن حق خودم بود.
جزو کوبل دارو هستند خب معتبر بنظر میومد یک مصاحبه انلاین با مدیر جذب داشتم تجربم مرتبط بود با صنعتشون و ۹۰ درصد سوالاتشون رو جواب دادم و شانس قبولی داشتم اما انتظار ۱۰۰ درصد داشتن که همچین چیزی فکر نمیکنم پیدا بشه بعد از مدتی خبری ندادن خودم پیگیری کردم گویا خود اون مدیر هم مردد بود رد کنه یا اکسپت یه مصاحبه انلاین دوم گذاشتن با یک خانم برای یک فیلد متفاوت تو حوره کاریم و در نهایت باز هم مدتی خبر ندادن و پیگیری کردم رد شدم مطمعنم توانایی هام بدرستی درک نشد چراکه تو صنعت خودشون سال ها تجربه داشتم و قطعا چالش ها رو میدونستم و میتونستم عملکرد خوبی داشته باشم شاید نتونستم بصورت مناسب پرزنت کنم و دلیل بر این نبود که ضعف دارم انتظار داشتم قضاوت سریع نمی کردند
برای یادگیری اولیه برنامهنویسی الان که قدمهای اول رو برمیداری، شاید اینجا بتونه تجربهای مفید باشه مخصوصاً در سال اول. من مدت کوتاهی اینجا کار کردم و دیدم اون چیزی که اکثران میگن تا حدی حقیقت داره: شرکت معمولاً کوچک و خانوادگی به نظر میرسه اما فضای کاری پر از افرادی است که به خاطر روابط استخدام شدهاند و عملاً مهارت معتبر و مشخصی ندارند؛ این افراد هر دو ماه یکبار تیمشون رو عوض میکنند. حقوق واقعاً پایین است و رفتار با پرسنل به هیچ وجه مناسب نیست، انگار بهنوعی بردهداری رعایت میشود. حتی اگر واقعاً تپل مهارت باشی، یکی از مدیران از بالا به تو میتازد و میگوید کار سادهست و باید به فلان چیز که الان به دردشون میخوره، رسیدگی کنی. میگن جو صمیمی است، اما آخرین باری که مدیرها با کارمندان نشستند، به ناهار مربوط بود و هزینهاش را خود ما پرداخت کردیم. در کل رفتوآمدها خیلی زیاد است؛ هر دو ماه تعدادی کارشناس میروند و جایشان با کارآموزان پر میشود، پس مراقب باشی.
این مدیر بسیار ادم بی شخصیتی هست تمامی سیستم ها مانیتور میشه افراد رو با دوربین همش چک میکنه همش درحال تخریب شخصیتت هست و توهین میکنه!!
از وقتی به عنوان همکار حسابدار با این تیم کار میکردم، به نظرم اوضاع در این مجموعه خیلی نامطلوب است. هیچ نشانی از صلاحیت کاری، روحیهٔ همکاری یا اخلاق حرفهای در عملکردشان دیده نمیشود. مدیری که مدیر اصلی و اداری است به جای ارتباط درست با همکاران، با آنها مانند توپ بازی میکند؛ دروغ میگویند، حقوق نمیدهند و حقوق کارمندان را زیر پا میگذارند و امنیت شغلی را کاهش میدهند. فضای کار شلوغ و پرسروصداست، گویی در بازار شلوغ پایتخت. بعضی هم که بیکفایتاند، حرفهایشان را بیچون و چرا میشنویم و این باعث نارضایتی عمومی میشود. به نظر من مسئولان باید وجدان بهتری داشته باشند، با منطق و انصاف عمل کنند و بفهمند که با فریب و دروغ پیش رفتن ممکن نیست. همچنین من مرداد ماه سه هفته کار کردم اما حتی یک ریال هم پرداخت نشد؛ بارها پیگیری کردم و این موضوع قابل بخشش نیست؛ حقوق من و حقوق فرزندم در این میان قربانی شد.
کار را با یادآوری این تجربه شروع میکنم که دو سال استقرار در این مجموعه برای من با فشار کاری و کمبود آرامش همراه بود. در طول این مدت، به مدت تقریبا بیوقفه و به شکل روزانه، شش تا هفت روز هفته کار میکردم و به گونهای بود که گویی پایان مشخصی وجود ندارد. استرسهای مداومی همراه من بود و هر روز پس از رفتن به خانه هم با همان فشار روبهرو بودم؛ هیچ قدردانی قابلتوجهی هم دریافت نمیشد و مزایا همیشه به سمت مدیران میرفت. تعطیلات هم بهنوعی برای ارائه طرحها و ایدههایی برای مدیران بیبرنامه مورد استفاده قرار میگرفت. قبلاً وعده افزایش حقوق ۲۵درصد پس از یک سال داده شد تا شکاف حقوقی با بازار کاهش یابد، اما آن وعده هرگز عملی نشد و وقتی موضوع را پیگیری کردم، گفتند اگر از کارشان ناراضی هستم، میتوانم بروم. ارزیابی عملکرد به ابزاری برای فشار مدیران تبدیل شده بود و بحث نگهداشت و منابع انسانی بیشتر به شعار میماند تا به واقعیت. رویههای مدیریتی از سطوح بالاتر به نسبت به کارمندان میرفت و رفتارها بهطور شدید بالا به پایین و توهینآمیز بود. نتیجه این رفتارها، ترک many از همکاران و کاهش انگیزه در تیم بود؛ اصلیترین دلیل خروج، رفتارهای مافوق و نبود تعادل بین کار و زندگی بود. اضافهکاری اجباری هم بهطور عملی جزئِ حقوق محسوب میشد. فضای سازمانی بهطور قابل توجهی قلدرمآبانه بود و ورود از طریق روابط اغلب به جای تلاش تخصصی جواب میداد. افراد با رفتارهای آزاردهنده بر انگیزه بقیه فشار میآوردند و من نیز به دلیل ادامه این رفتارها و از دست دادن همتیمها، تصمیم به ترک گرفتم. حتی پس از تحویل کامل کارها و مطرحکردن مسئله با مدیریت ارشد، همچنان مانعتراشی برای صدور نامه حسن انجام کار و پرداختها وجود داشت. خلاصه اینکه اگر آرامش برایتان ارزش دارد، فرصت مصاحبه در اینجا را از دست ندهید و یا حداقل با آمادگی بیشتری به این محیط وارد شوید.
با تجربه دوسال کاری در این مرکز میتونم بگم که تو سالهایی که من کار میکردم موارد فاجعه باری رو دیدم. مشکلات اخلاقی زیادی رو من اونجا دیدم و با اعتراضات زیاد هم مشکل بدتر میشد و خود افراد اخراج میشدن تا این که محیط سالم بشه. حقوق اصلا کافی نبود و کارانه ای هم که به افراد تعلق میگرفت کاملا مرتبط به محبوبیتشون در اون کلینیک بود. در نهایت هم من به دلیل محیط بسیار کثیف و ناسالم و اخراج افراد درست و حسابی و تبعیض حقوقی بین سوگلی ها و دیگران از اون محیط خارج شدم. امیدوارم که محیط رو بتونن سالم و تمیز کنن. متاسفانه بی فرهنگی تو این کلینیک بیداد میکنه
حقوق اولیه رو هر چقدر ببندی همونه دیگه افزایشی در کار نیست مگر برای عزیز کرده هاشون معاون منابع انسانی فقط رفیقای بی کفایت خودش رو جذب می کنه و بهشون حقوقای بالا میده بقیه اگه درخواست افزایش حقوق بدن نهایت 4 تومن بهت بدن. تا بخوای مدیر مفتخور دارن ولی برای کارمند ارزشی قائل نیستند مدیرا کارای خوب تو رو میبرن ارائه میدن افزایش حقوق میگیرن اگرم حس کنن خیلی شاخی بای بای
شرکت بهرژیم را تجربه کردم. در آغاز، رفتار همکاران با من دوستانه و محترمانه بود و خیلیها از سطح انگیزه و انرژی بالا داشتند، اما به مرور که کار جدیتر شد، فاصلههایی ایجاد شد که من را از ادامه همکاری دلسرد کرد. فضای شرکت پر از نمایش و شعارهای بازرگانی بود و بارها حس کردم باید مدام نمایش حرفهای داشته باشم تا نظرها را جلب کنم. جلسات پشت هم بود و بهطور کلی زمان کافی برای انجام کارهای عملی نبود. از نظر رشد فنی داخل تیم و خارج از آن، فضا کمرنگ بود و با وجود تأکید بر آموزش، سهم آموزشی قابل توجهی وجود نداشت. نکته منفی اینکه جو غیررسمی حاکم بر مجموعه و روابط سطحی بین همتیمیها باعث شد تا واقعیتها کمتر دیده شوند. یکی از مشکلات هم مربوط به فضای پیرامون کار بود؛ احساس نظارت مداوم وجود داشت و برخی پیشنهادها یا رفتارها را به صورت کامل مناسب نمیدانم. در نهایت پس از نزدیک به چهار ماه تصمیم به خروج گرفتم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.