شرکت آدوراطب برخوردی دقیق و ساختاریافته داشت، اما در عین حال فضایی امن و پشتیبان برای کارمندها میساخت. هدفشان از ابتدا روشن بود و تلاش میکردند پیوسته بهبود یابند، هرچند از نظر استفاده از روشهای سنتی پخش کمی فاصله داشتند و جایگاه افراد به لحاظ احترام حفظ میشد. عملیات استخدام هم با ادبیاتی معقول و رویکردی محترمانه انجام میشد و به نظر میرسید فرایندها منطبق با اصول منطقمحور پیش میرفت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت آدوراطب برای افراد با سابقهی مناسب محیط مناسبی نیست، چرا که سیستمها و فرایندهای اینجا تازه راهاندازی شدهاند و در حال آزمایش و خطا هستند؛ نتیجهاش این است که بهطور ناخودآگاه از یک روال منظم به سمت یک روند کاملا ناپایدار منتقل میشوید و به چالشی جدی میکشانند. اگر مدیران تحمل نقد را داشته باشند، شاید تجربهی شما به رشد مجموعه کمک میکرد، اما چنین نیست. به جز یکی از مدیران، یعنی مدیر منابع انسانی، سایر مدیران از نظر فنی توانا نیستند. نرخ ترک شغل در این مجموعه خیلی بالا است؛ روزانه چندین نفر استعفا میدهند و دائما در حال جذب نیرو هستند. ممکن است استعفاها را ندیده باشید، اما کافی است یک نگاه به سایتهای کاریابی بیندازید تا ببینید همواره در حال استخدام و جابهجایی با نیروهایی هستند که مجموعه را ترک کردهاند. محیط کاری ناخواستهای حاکم است و حاشیههای زیادی در شرکت وجود دارد؛ واحدی به نام حسابرسی وجود دارد که حتی به پوشش و رفتار شما هم ایراد میگیرد و هر رفتاری که با میلشان همخوانی ندارد را تهدید به اخراج یا کاهش درآمد میکنند. بهطور کلی فکر میکنم این شرکت برای افراد تازهکار هم مناسب نیست، چون با چنین تیم خودشیفتهای ممکن است ارزش تجربه یا سابقهتان به خطر بیفتد.
بدون شک محیط کار نسبتا مطلوبی بود؛ جو سالم و خوشایند حاکم بود و برخورد دوستانه و محترمانه مدیران و همکاران را تجربه کردم و به رشد فردی اهمیت داده میشد. مدیر فنی شرکت، CTO، یکی از بهترین، دقیقترین و با احترامترین مدیرانی بود که تاکنون در طول دوران کارم باهاشان همکاری کردم.
در یه جلسه مصاحبه با تیم آدوراطب شرکت کردم. ابتدا فرمри مصاحبه رو پر کردم و چند لحظه منتظر شدم تا من را به سمت بخش بالاتر راهنمایی کنند. دو نفر خبرنکار نسبتا جوان نشسته بودند و با احترام برخورد کردند و رفتاری آرام داشتند. فضای جلسه هیچوقت استرسزا نبود و آنها بهطور تخصصی صحبت میکردند. آنها تسلط کافی داشتند و به نظر میرسید تجربه و شناخت بالایی برای کار دارند. در نهایت نتیجه را به عنوان تجربهای جذاب از مصاحبه در نظر گرفتم.
در واقعیت تجربهای که داشتم نشان میدهد تیم طراحی محصول در دکتر ساینا با وجود تمامی چالشها، محیطی صمیمی و محترمانه را ایجاد کرده است. من بیش از چهارده سال سابقه کار دارم و با وجود این مدت، چنین تیمی را رک و صریحتر از اینجا ندیدهام؛ فرهنگ ارتباطی اینجا نه تنها به رشد خودشان کمک میکند بلکه روی افراد هم اثر مثبت میگذارد. میدانیم برای انجام کارهای بزرگ به چنین تیمی نیاز داریم و این نکته کاملا مشهود است. گاهی صدای خندههای کوتاه مدیران در فضا شنیده میشود که به نظر میرسد موقعیت مدیریتی قدرتمند و جهانی دارا باشند. مدیر فنی با دیدی حرفهای و با گرمایی دوستانه حضور دارد که حس میکنم اگر به ایشان نگاه کنید، یاد ایموجیهای بوسه و محبت در ذهنتان تداعی میشود. با این حال، یکی از نکات منفی این تجربه این بود که طراحی بهطور کامل بهینه نشده و بیشتر به صورت سرهمبندی درآمده است و در کنار آن شرکت در حال تلاش برای پرداخت هزینههای معوق است تا بتواند آمادگی لازم برای رشد و گسترش را پیدا کند. این وضعیت برای خیلیها جذابیت ندارد.
من از کار در دکتر ساینا رضایت دارم چون رشد فنی همکاران برام اولویت است و فضای شرکت همواره برای پیشرفت فردی فرصت میدهد. در این مجموعه حس احترام متقابل وجود دارد و این جو مثبتاندیشی را تقویت میکند. البته هر کاری معایبی هم دارد و شرکتهای مختلف این نکات را به شکلهای گوناگون تجربه میکنند، اما به نظر من نکات بالا آنقدر خوب اجرا میشوند که باعث میشود انگیزهام برای ماندن در اینجا حفظ شود.
در دکتر ساینا بیشترین ارزش برای من، رشد و توسعه افراد در کنار پیشرفت سریع خودمان بود. ادارهی تیمی بزرگ و آماده به کار درست، کار دشواری است که من توانستم با موفقیت از پس آن بربیایم.
دکتر ساینا فضایی حرفهای و در عین حال دوستانه به من ارائه کرد که حس خوب همکاری با همکاران را برایم به وجود آورد. فضای کاری این شرکت از نظر حرفهای بودن و فرصتهای رشد، واقعا قابل توجه است و در زمینههای تکنولوژی و علم سعی میشود همواره در لبههای جدید فناوری حرکت کرد. مدیریت تیمی و تقسیم وظایف به شکلی کارآمد انجام میشود و هر روز با بهبودهای تازه روبرو هستیم. بازخورد گرفتن در اینجا باز است و در عین حال باید انعطاف لازم برای پذیرش بازخورد را هم داشته باشی.
در تجربهی کاری من با شرکت دکتر ساینا، فرآیند آزمایش نرمافزار را آغاز کردم. در جریان تماسهای اولیه از طریق گروه نیازمندیهای شغلی، پیشنهاد کردند که مدتی در گپ خصوصی صحبت کنیم، اما من با این توصیه مخالفت کردم و فکر میکردم مصاحبه به شکل حرفهای برگزار میشود. اما هنگام مصاحبه رفتارهایی ناهمسو با انتظارهای حرفهای دیدم که باعث احساس ناامنی شد. بهجای رعایت احترام، برخی رفتارها نامناسب بود، با این توضیحات که از مدیر تست هم رفتار محترمانهای مشاهده نکردم و پاسخها و پرسشها بیش از حد خصوصی و گاه آزاردهنده بودند. بهعنوان نمونه، تماس با نام کوچک صورت میگرفت، رابطهای صمیمی و غیرمعمول برقرار میشد و برخی پرسشها درباره زندگی شخصی، خانواده یا میزان اهمیت پول مطرح میشد. همچنین از من درخواست میشد تا تا ساعت بیشب در آنجا بمانم تا کار را یاد بگیرم و استرسهایم را مورد ارزیابی قرار دهند. در طول گفتوگو، برخی جملات تکرار میشدند و در پایان با ابراز علاقه به ادامهی ارتباط در پیامهای بعدی، بهنوعی فشار داده شد که دوباره با آنها ارتباط بگیرم. پس از خروج از شرکت، تصمیم گرفتم که ارتباط را قطع کنم و برای حفظ امنیت خودم بلاکشان کردم. به زنان توصیه میکنم در موقعیتهای شبیه به این بااحتیاط باشند و از هرگونه رفتاری که احساس ناخوشایند ایجاد میکند پرهیز کنند. نشانهها بهنظر میرسید که بهطور قابلتوجهی نامناسب بودهاند.
آن تجربه برای من به هیچ وجه دلچسب نبود. مدیرعامل شرکت به اندازهای به نقد سازنده استقبال نمیکرد که احساس میکردم حرفهایم شنیده نمیشود و واقعا با وجود انتقادهای سازنده، فضای کارساز فراهم نبود. حقوق و معوقات به شکل نامنظم پرداخت میشد و بخش زیادی از مطالبات هم معوق ماند. وعدهها یکی پس از دیگری عملی نشدند و مدیران به نظر میرسید رویکردی واقعبینانه ندارند. به طور کل، حرفهای نبودند و در حوزهای که شرکت انتخاب کرده بود، تجربهی لازم را نداشتند. سرانجام سایتی که برای خدمات سلامتی راه انداخته بودند، بعد از چند ماه به دلایل نامشخصی از دسترس خارج شد.
در محیط این شرکت با مدیرعاملی روبهرو شدم که از پرداخت حقوق و معوقات سرباز میزد و به هیچ عنوان توصیه نمیکنم در آینده با ایشان همکاری کنم. تجربهی من نشان میدهد که مدیریت حقوق و تعهدات به درستی انجام نمیشود و به همین دلیل از هرگونه ارتباط کاری با این فرد خودداری کنید.
دکتر ساینا شرکتی با رشدی پیوسته است و اینجا فرصت یادگیری و اشتباه کردن فراهم است، و تلاش میشود محصول در جایگاه مناسب خودش قرار بگیرد. در کل میگویم با آرامش و یادگیری، لحظات خوبی را میتوانید تجربه کنید.
دوست داشتم تجربهای از روند مصاحبه در شرکتی با نام آدوراطب را به اشتراک بگذارم. محیط مصاحبه برایم خیلی ناامیدکننده بود؛ مدیر منابع انسانی به نظر میآمد که دخالتگر و هیجانزده است و بیشتر به چشم نوعی فروشنده یا بازاریاب میماند تا رهبر تیم منابع انسانی. در طول جلسه حس کردم نظراتی که مطرح میکند بیش از حد فشارآور است و فضای جلسه را سخت و منفی کرده بود. در فرایند مصاحبه هم متوجه شدم که کوچکترین گامها مانند اعلام نتیجه مصاحبه به داوطلبان به عنوان اطلاع رسانی رسمی و روشن انجام نشده است و این نکته به شدت ناراحتکننده بود. در نهایت احساس کردم تجربه به واقع خوشایند نبود و از آن گلهمند شدم.
من با شرکت زی دکتر تجربهای داشتم که دوست ندارم فراموش کنم، و حالا آن را به شیوهای تازه و صریح بازگو میکنم. چند روز پیش وقتی در جابینجا به دنبال فرصتهای تازه بودم، نام زی دکتر به چشمم خورد و از همان لحظه احساس کردم که ممکن است به دردسر بیفتم. سال قبل، به صورت پارهوقت به تیم دیجیتال مارکتینگشان ملحق شدم، اما خوشبختی کوتاه بود و خیلی زود متوجه شدم پرداخت حقوق به تعویق افتاده است. پس از اتمام ماه اول، تعلل در پرداختها من را متعجب کرد. از مدیرعامل مجموعه درباره دلیل تاخیر پرسیدم و پاسخ شنیدم که مشکل از جریان نقدی است و تا پایان هفته حل میشود. چند نفر دیگر هم در همان وضعیت بودند و من با همکارم در این باره صحبت کردم. او و چند نفر دیگر چند ماهی است که با این مشکل دستوپنجه نرم میکنند. بعد از چندین ملاقات با مدیرعامل و وعدههای مکرر برای پرداخت در روزها و هفتههای آینده - با بهانههایی مثل نبود روزنامه رسمی، کمبود بودجه یا اینکه کار من هنوز تأیید نشده است - تصمیم گرفتم برای پیگیری حقوق و عقد قرارداد از طریق وزارت کار اقدام کنم. این اقدام به مرور منجر به روشن شدن برخی نکات برای آینده شد که فکر میکنم کمککننده باشد. نکتههایی که بهتر است قبل از همکاری با شرکتها در نظر بگیرید: 1) هرگز بدون عقد قرارداد کارتون را آغاز نکنید. در این شرکت علیرغم مشکلاتی مانند تعطیل بودن تجهیزات، کمبود مهر و نامههای اداری، این موارد هم به عنوان چراغ قرمز محسوب میشوند. 2) مطابق ماده ۳۴ قانون تأمین اجتماعی، هر کارفرما نسبت به مزد یا حقوقی که پرداخت میکند، باید حق بیمه سهم فرد را کسر و به همراه سهم خود به سازمان بیمه ارائه دهد. اگر بهطور همزمان در دو شرکت کار میکنید، میتوانید حق بیمه را از هر دو کارفرما مطالبه کنید. 3) وزارت کار به اقدامات کارمند کمک میکند. بسیاری تصور میکنند که شکایت نتیجهای ندارد، اما وزارت کار در گام نخست کنار شماست و با داشتن قرارداد یا حتی ارائه رسیدی از واریزیهای حداقلی، روند کار را تسهیل میکند. در نهایت، این تجربه به من یاد داد که حتما قرارداد کتبی و مستند روشن داشته باشیم و از روندهای قانونی برای دفاع از حقوقمان استفاده کنیم.
مصاحبه اولیه خوبی داشتن و مثل یه سری شرکت ها، سوالاتشون به قصد تخریب نبود. حتی وقتی سوال رو متوجه نمیشدی. سوال رو یه جور دیگه میپرسید یا یه نکته ای میگفتن که راحت تر بتونین جواب بدی
دوران کاری من در شرکت دکتر ساینا تجربهای آرام و رو به جلو بود. برای من، تیم از طریق اسکرام کار میکردیم و هر تسک با چارچوبهای مشخص و قاعدهمند به سمت ما میآمد. محیط کاری نسبتا خوب بود؛ سیستمها و ابزار لازم در اختیارمان قرار میگرفت و فضای شرکت هم مناسب بود. امکانات سرگرمی مانند فوتبال دستی حضور داشت که میشد به آنها پناه برد و استراحت کرد. از همه مهمتر اینکه همتیمیهای تیم همدل بودند و تمایل داشتند کار را به پیش ببرند، به طوری که با آرامش میتوانستم در آنجا کار کنم. حقوق را بهموقع دریافت میکردم. در جمعبندی میگویم محیط کار نسبتا خوبی داشت، رفتار مدیران مناسب بود و فرصتهای پیشرفت شغلی وجود داشت.
به عنوان تجربهای از کار با این شرکت، میخواهم بگویم همکاران واقعا فوقالعاده بودند اما مسیر پرداخت حقوق و پورسانت چیز مطلوبی نبود و همواره با چالش و بحث همراه بود؛ مسئولان همواره کارمند را مقصر نشان میکردند و از قدردانی نسبت به تلاشهای یک کارمند خبری نبود. هر ماه با ورود نیروی تازه روبهرو بودیم و گاهی هم خروجیها از شرکت خارج میشدند. اکثر همکارانی که از شرکت جدا شدند، ناراضی بودند.
در اولین برخورد با این شرکت فکر میکردم شرکتی چابک و پر از فرصت برای یادگیری و رشد است، زیرا منابع انسانی به من چنین تصویری نشان داد و احساس میکردم میتوانم از تجربهی کار با چند استارتاپ داخل یک مجموعه بهرهبرده و پیشرفتی قابل توجه داشته باشم. پس از ورود به کار پایان مصاحبه با دوطرفههای اولیه روشن شد که اهمیت زیادی به عقد قرارداد وجود دارد و خیلی روی این موضوع پافشاری میشود. همینطور حساسیت بالای مجموعه برای دریافت تضمینهای مالی از من به چشم آمد. در نهایت قراردادی دوماهه بسته شد که مبنای آن قوانین وزارت کار نبود و به التزام به ۱۹۲ ساعت کار در ماه تأکید داشت؛ حتی اگر روزهای تعطیل در ماه وجود داشته باشد، باید به هر ترتیب این عدد را پر میکردم. اگر در طول ماه نتوانستند با من کار کنند و تصمیم به قطع همکاری گرفتند، پرداخت حقوق کامل به اندازهای که مطابق با قوانین وزارت کار انتظار میرود، معمولا محقق نمیشد. در طول این دو ماه خبری از بیمه نبود و احتمالا قبل از پایان دوره، همکاری با من پایان مییافت و به جای من فرد دیگری جایگزین میشد و این چرخه ادامه داشت. به زبان ساده، مراقب نحوهی انعقاد قراردادهایتان در این شرکت باشید تا از برخوردهای استثماری جلوگیری کنید.
در این شرکت هم به نظر میرسد که موقعیت مدیریتی یا کارمند بودن تفاوت زیادی ندارد و هر دو حالت به یک شکل احساس میشود. اطرافم را بیشتر با آگهیهای استخدام برای طراح گرافیک و مدیر دیجیتال مارکتینگ میدیدم؛ به خاطر این که معمولا افراد در اینجا بیش از یک یا دو ماه دوام نمیآورند. از همان روز اول، از ما میخواستند با لپتاپ شخصی بیاییم چرا که امکانات مناسب در اختیارشان نبود و فقط فضای کار و دیوارهایش را رنگ کرده بودند تا زیباتر به نظر برسد. همه میپرسیدم ورود و خروج من کجا ثبت میشود و پاسخ میشنیدم که ساعت کاری مشخصی وجود ندارد و هر وقت دوست داشتیم میتوانیم بیاییم یا برویم. این طرز فکر در زمان کوتاهی باعث میشد تصور کنم شرکت خیلی خوب است، اما واقعیت این بود که با همین روش نگهداشتنمان تا شش یا هفت روز طول میکشیدند و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد؛ ورود و خروج ثبت نمیشود و حتی در روزهای تعطیل باید به کار میرفتیم چون نظم چندانی وجود ندارد و کار زیاد است. معمولا مدیرعامل قبل از تعطیلات با جمع صحبت میکرد و با حالتی صمیمی ادعا میکرد که از همه خواسته جمعه نیز برای تسریع کارها بیایند، در حالی که هیچکدام از این درخواست را از من نداشتند. بخش تبلیغات را زنی متولد هفتاد و پنج سالگی اداره میکرد که سطح تحصیلاتش به کارآموز تبلیغات میمانست. این مدیر از من و تیم ایده و طرحهای تبلیغاتی میگرفت و به سلیقه خودش تغییر میداد و در نهایت با نام خودش به آژانسهای تبلیغاتی برونسپاری میکرد، بدون اینکه به ما اطلاع بدهد که کارها در چه وضعیتی پیش میروند. این کماطلاعی باعث میشد که رزومهای برای فرد وجود نداشته باشد و کار به طور کامل به شکل سطحی انجام میشد، تا جایی که باورکردن اینکه ایده من بوده سخت میشد چون نتیجه کار به شدت amateur بود. با این تجربه بهطور کلی به عنوان حرفهایها این کار را توصیه نمیکنم و تنها به افرادی که تجربه کار نداشتند و تازه میخواهند وارد این حوزه شوند، توصیه میکنم حدود یکی دو ماه بیایند تا کمی تجربه کسب کنند؛ البته اگر بتوانند دو ماه دوام بیاورند.
باورم این است که واحد نرمافزار آنجا یک پکیج کامل بود؛ از همان روزهای آغاز با تیمی برخورد کردم که نظم بالا، فضای دوستانه و انگیزهی زیادی داشتند و برای هر کار کوچک و بزرگ دستور مکتوبی وجود داشت. حتی وقتی اتاقی لامپش سوخته بود، روند بیان مشکل تا حل آن کاملا مستند بود و همه چیز به صورت واحدی جمعآوری میشد و راحل مکتوب میشد. مدیریت شرکت با اینکه پزشک بودند، اشتیاق زیادی به فناوری اطلاعات داشتند و تلاش میکردند سایر واحدها، از جمله تیم فروش، را هم به سمت رویکرد چابک هدایت کنند. تنها نکتهای که برای من منفی بود، محدودیت حقوق برنامهنویسان نسبت به شرکتهای دیگر بود که پس از شش ماه تصمیم به ترک گرفتم، چون دستمزد با نیازهایم همسو نبود. فضای کار در این شرکت خیلی خوب است و طراحی اداره شبیه به نمونههای خارج از کشور است.
شرکت آدوراطب برخوردی دقیق و ساختاریافته داشت، اما در عین حال فضایی امن و پشتیبان برای کارمندها میساخت. هدفشان از ابتدا روشن بود و تلاش میکردند پیوسته بهبود یابند، هرچند از نظر استفاده از روشهای سنتی پخش کمی فاصله داشتند و جایگاه افراد به لحاظ احترام حفظ میشد. عملیات استخدام هم با ادبیاتی معقول و رویکردی محترمانه انجام میشد و به نظر میرسید فرایندها منطبق با اصول منطقمحور پیش میرفت.
شرکت آدوراطب برای افراد با سابقهی مناسب محیط مناسبی نیست، چرا که سیستمها و فرایندهای اینجا تازه راهاندازی شدهاند و در حال آزمایش و خطا هستند؛ نتیجهاش این است که بهطور ناخودآگاه از یک روال منظم به سمت یک روند کاملا ناپایدار منتقل میشوید و به چالشی جدی میکشانند. اگر مدیران تحمل نقد را داشته باشند، شاید تجربهی شما به رشد مجموعه کمک میکرد، اما چنین نیست. به جز یکی از مدیران، یعنی مدیر منابع انسانی، سایر مدیران از نظر فنی توانا نیستند. نرخ ترک شغل در این مجموعه خیلی بالا است؛ روزانه چندین نفر استعفا میدهند و دائما در حال جذب نیرو هستند. ممکن است استعفاها را ندیده باشید، اما کافی است یک نگاه به سایتهای کاریابی بیندازید تا ببینید همواره در حال استخدام و جابهجایی با نیروهایی هستند که مجموعه را ترک کردهاند. محیط کاری ناخواستهای حاکم است و حاشیههای زیادی در شرکت وجود دارد؛ واحدی به نام حسابرسی وجود دارد که حتی به پوشش و رفتار شما هم ایراد میگیرد و هر رفتاری که با میلشان همخوانی ندارد را تهدید به اخراج یا کاهش درآمد میکنند. بهطور کلی فکر میکنم این شرکت برای افراد تازهکار هم مناسب نیست، چون با چنین تیم خودشیفتهای ممکن است ارزش تجربه یا سابقهتان به خطر بیفتد.
بدون شک محیط کار نسبتا مطلوبی بود؛ جو سالم و خوشایند حاکم بود و برخورد دوستانه و محترمانه مدیران و همکاران را تجربه کردم و به رشد فردی اهمیت داده میشد. مدیر فنی شرکت، CTO، یکی از بهترین، دقیقترین و با احترامترین مدیرانی بود که تاکنون در طول دوران کارم باهاشان همکاری کردم.
در یه جلسه مصاحبه با تیم آدوراطب شرکت کردم. ابتدا فرمри مصاحبه رو پر کردم و چند لحظه منتظر شدم تا من را به سمت بخش بالاتر راهنمایی کنند. دو نفر خبرنکار نسبتا جوان نشسته بودند و با احترام برخورد کردند و رفتاری آرام داشتند. فضای جلسه هیچوقت استرسزا نبود و آنها بهطور تخصصی صحبت میکردند. آنها تسلط کافی داشتند و به نظر میرسید تجربه و شناخت بالایی برای کار دارند. در نهایت نتیجه را به عنوان تجربهای جذاب از مصاحبه در نظر گرفتم.
در واقعیت تجربهای که داشتم نشان میدهد تیم طراحی محصول در دکتر ساینا با وجود تمامی چالشها، محیطی صمیمی و محترمانه را ایجاد کرده است. من بیش از چهارده سال سابقه کار دارم و با وجود این مدت، چنین تیمی را رک و صریحتر از اینجا ندیدهام؛ فرهنگ ارتباطی اینجا نه تنها به رشد خودشان کمک میکند بلکه روی افراد هم اثر مثبت میگذارد. میدانیم برای انجام کارهای بزرگ به چنین تیمی نیاز داریم و این نکته کاملا مشهود است. گاهی صدای خندههای کوتاه مدیران در فضا شنیده میشود که به نظر میرسد موقعیت مدیریتی قدرتمند و جهانی دارا باشند. مدیر فنی با دیدی حرفهای و با گرمایی دوستانه حضور دارد که حس میکنم اگر به ایشان نگاه کنید، یاد ایموجیهای بوسه و محبت در ذهنتان تداعی میشود. با این حال، یکی از نکات منفی این تجربه این بود که طراحی بهطور کامل بهینه نشده و بیشتر به صورت سرهمبندی درآمده است و در کنار آن شرکت در حال تلاش برای پرداخت هزینههای معوق است تا بتواند آمادگی لازم برای رشد و گسترش را پیدا کند. این وضعیت برای خیلیها جذابیت ندارد.
من از کار در دکتر ساینا رضایت دارم چون رشد فنی همکاران برام اولویت است و فضای شرکت همواره برای پیشرفت فردی فرصت میدهد. در این مجموعه حس احترام متقابل وجود دارد و این جو مثبتاندیشی را تقویت میکند. البته هر کاری معایبی هم دارد و شرکتهای مختلف این نکات را به شکلهای گوناگون تجربه میکنند، اما به نظر من نکات بالا آنقدر خوب اجرا میشوند که باعث میشود انگیزهام برای ماندن در اینجا حفظ شود.
در دکتر ساینا بیشترین ارزش برای من، رشد و توسعه افراد در کنار پیشرفت سریع خودمان بود. ادارهی تیمی بزرگ و آماده به کار درست، کار دشواری است که من توانستم با موفقیت از پس آن بربیایم.
دکتر ساینا فضایی حرفهای و در عین حال دوستانه به من ارائه کرد که حس خوب همکاری با همکاران را برایم به وجود آورد. فضای کاری این شرکت از نظر حرفهای بودن و فرصتهای رشد، واقعا قابل توجه است و در زمینههای تکنولوژی و علم سعی میشود همواره در لبههای جدید فناوری حرکت کرد. مدیریت تیمی و تقسیم وظایف به شکلی کارآمد انجام میشود و هر روز با بهبودهای تازه روبرو هستیم. بازخورد گرفتن در اینجا باز است و در عین حال باید انعطاف لازم برای پذیرش بازخورد را هم داشته باشی.
در تجربهی کاری من با شرکت دکتر ساینا، فرآیند آزمایش نرمافزار را آغاز کردم. در جریان تماسهای اولیه از طریق گروه نیازمندیهای شغلی، پیشنهاد کردند که مدتی در گپ خصوصی صحبت کنیم، اما من با این توصیه مخالفت کردم و فکر میکردم مصاحبه به شکل حرفهای برگزار میشود. اما هنگام مصاحبه رفتارهایی ناهمسو با انتظارهای حرفهای دیدم که باعث احساس ناامنی شد. بهجای رعایت احترام، برخی رفتارها نامناسب بود، با این توضیحات که از مدیر تست هم رفتار محترمانهای مشاهده نکردم و پاسخها و پرسشها بیش از حد خصوصی و گاه آزاردهنده بودند. بهعنوان نمونه، تماس با نام کوچک صورت میگرفت، رابطهای صمیمی و غیرمعمول برقرار میشد و برخی پرسشها درباره زندگی شخصی، خانواده یا میزان اهمیت پول مطرح میشد. همچنین از من درخواست میشد تا تا ساعت بیشب در آنجا بمانم تا کار را یاد بگیرم و استرسهایم را مورد ارزیابی قرار دهند. در طول گفتوگو، برخی جملات تکرار میشدند و در پایان با ابراز علاقه به ادامهی ارتباط در پیامهای بعدی، بهنوعی فشار داده شد که دوباره با آنها ارتباط بگیرم. پس از خروج از شرکت، تصمیم گرفتم که ارتباط را قطع کنم و برای حفظ امنیت خودم بلاکشان کردم. به زنان توصیه میکنم در موقعیتهای شبیه به این بااحتیاط باشند و از هرگونه رفتاری که احساس ناخوشایند ایجاد میکند پرهیز کنند. نشانهها بهنظر میرسید که بهطور قابلتوجهی نامناسب بودهاند.
آن تجربه برای من به هیچ وجه دلچسب نبود. مدیرعامل شرکت به اندازهای به نقد سازنده استقبال نمیکرد که احساس میکردم حرفهایم شنیده نمیشود و واقعا با وجود انتقادهای سازنده، فضای کارساز فراهم نبود. حقوق و معوقات به شکل نامنظم پرداخت میشد و بخش زیادی از مطالبات هم معوق ماند. وعدهها یکی پس از دیگری عملی نشدند و مدیران به نظر میرسید رویکردی واقعبینانه ندارند. به طور کل، حرفهای نبودند و در حوزهای که شرکت انتخاب کرده بود، تجربهی لازم را نداشتند. سرانجام سایتی که برای خدمات سلامتی راه انداخته بودند، بعد از چند ماه به دلایل نامشخصی از دسترس خارج شد.
در محیط این شرکت با مدیرعاملی روبهرو شدم که از پرداخت حقوق و معوقات سرباز میزد و به هیچ عنوان توصیه نمیکنم در آینده با ایشان همکاری کنم. تجربهی من نشان میدهد که مدیریت حقوق و تعهدات به درستی انجام نمیشود و به همین دلیل از هرگونه ارتباط کاری با این فرد خودداری کنید.
دکتر ساینا شرکتی با رشدی پیوسته است و اینجا فرصت یادگیری و اشتباه کردن فراهم است، و تلاش میشود محصول در جایگاه مناسب خودش قرار بگیرد. در کل میگویم با آرامش و یادگیری، لحظات خوبی را میتوانید تجربه کنید.
دوست داشتم تجربهای از روند مصاحبه در شرکتی با نام آدوراطب را به اشتراک بگذارم. محیط مصاحبه برایم خیلی ناامیدکننده بود؛ مدیر منابع انسانی به نظر میآمد که دخالتگر و هیجانزده است و بیشتر به چشم نوعی فروشنده یا بازاریاب میماند تا رهبر تیم منابع انسانی. در طول جلسه حس کردم نظراتی که مطرح میکند بیش از حد فشارآور است و فضای جلسه را سخت و منفی کرده بود. در فرایند مصاحبه هم متوجه شدم که کوچکترین گامها مانند اعلام نتیجه مصاحبه به داوطلبان به عنوان اطلاع رسانی رسمی و روشن انجام نشده است و این نکته به شدت ناراحتکننده بود. در نهایت احساس کردم تجربه به واقع خوشایند نبود و از آن گلهمند شدم.
من با شرکت زی دکتر تجربهای داشتم که دوست ندارم فراموش کنم، و حالا آن را به شیوهای تازه و صریح بازگو میکنم. چند روز پیش وقتی در جابینجا به دنبال فرصتهای تازه بودم، نام زی دکتر به چشمم خورد و از همان لحظه احساس کردم که ممکن است به دردسر بیفتم. سال قبل، به صورت پارهوقت به تیم دیجیتال مارکتینگشان ملحق شدم، اما خوشبختی کوتاه بود و خیلی زود متوجه شدم پرداخت حقوق به تعویق افتاده است. پس از اتمام ماه اول، تعلل در پرداختها من را متعجب کرد. از مدیرعامل مجموعه درباره دلیل تاخیر پرسیدم و پاسخ شنیدم که مشکل از جریان نقدی است و تا پایان هفته حل میشود. چند نفر دیگر هم در همان وضعیت بودند و من با همکارم در این باره صحبت کردم. او و چند نفر دیگر چند ماهی است که با این مشکل دستوپنجه نرم میکنند. بعد از چندین ملاقات با مدیرعامل و وعدههای مکرر برای پرداخت در روزها و هفتههای آینده - با بهانههایی مثل نبود روزنامه رسمی، کمبود بودجه یا اینکه کار من هنوز تأیید نشده است - تصمیم گرفتم برای پیگیری حقوق و عقد قرارداد از طریق وزارت کار اقدام کنم. این اقدام به مرور منجر به روشن شدن برخی نکات برای آینده شد که فکر میکنم کمککننده باشد. نکتههایی که بهتر است قبل از همکاری با شرکتها در نظر بگیرید: 1) هرگز بدون عقد قرارداد کارتون را آغاز نکنید. در این شرکت علیرغم مشکلاتی مانند تعطیل بودن تجهیزات، کمبود مهر و نامههای اداری، این موارد هم به عنوان چراغ قرمز محسوب میشوند. 2) مطابق ماده ۳۴ قانون تأمین اجتماعی، هر کارفرما نسبت به مزد یا حقوقی که پرداخت میکند، باید حق بیمه سهم فرد را کسر و به همراه سهم خود به سازمان بیمه ارائه دهد. اگر بهطور همزمان در دو شرکت کار میکنید، میتوانید حق بیمه را از هر دو کارفرما مطالبه کنید. 3) وزارت کار به اقدامات کارمند کمک میکند. بسیاری تصور میکنند که شکایت نتیجهای ندارد، اما وزارت کار در گام نخست کنار شماست و با داشتن قرارداد یا حتی ارائه رسیدی از واریزیهای حداقلی، روند کار را تسهیل میکند. در نهایت، این تجربه به من یاد داد که حتما قرارداد کتبی و مستند روشن داشته باشیم و از روندهای قانونی برای دفاع از حقوقمان استفاده کنیم.
مصاحبه اولیه خوبی داشتن و مثل یه سری شرکت ها، سوالاتشون به قصد تخریب نبود. حتی وقتی سوال رو متوجه نمیشدی. سوال رو یه جور دیگه میپرسید یا یه نکته ای میگفتن که راحت تر بتونین جواب بدی
دوران کاری من در شرکت دکتر ساینا تجربهای آرام و رو به جلو بود. برای من، تیم از طریق اسکرام کار میکردیم و هر تسک با چارچوبهای مشخص و قاعدهمند به سمت ما میآمد. محیط کاری نسبتا خوب بود؛ سیستمها و ابزار لازم در اختیارمان قرار میگرفت و فضای شرکت هم مناسب بود. امکانات سرگرمی مانند فوتبال دستی حضور داشت که میشد به آنها پناه برد و استراحت کرد. از همه مهمتر اینکه همتیمیهای تیم همدل بودند و تمایل داشتند کار را به پیش ببرند، به طوری که با آرامش میتوانستم در آنجا کار کنم. حقوق را بهموقع دریافت میکردم. در جمعبندی میگویم محیط کار نسبتا خوبی داشت، رفتار مدیران مناسب بود و فرصتهای پیشرفت شغلی وجود داشت.
به عنوان تجربهای از کار با این شرکت، میخواهم بگویم همکاران واقعا فوقالعاده بودند اما مسیر پرداخت حقوق و پورسانت چیز مطلوبی نبود و همواره با چالش و بحث همراه بود؛ مسئولان همواره کارمند را مقصر نشان میکردند و از قدردانی نسبت به تلاشهای یک کارمند خبری نبود. هر ماه با ورود نیروی تازه روبهرو بودیم و گاهی هم خروجیها از شرکت خارج میشدند. اکثر همکارانی که از شرکت جدا شدند، ناراضی بودند.
در اولین برخورد با این شرکت فکر میکردم شرکتی چابک و پر از فرصت برای یادگیری و رشد است، زیرا منابع انسانی به من چنین تصویری نشان داد و احساس میکردم میتوانم از تجربهی کار با چند استارتاپ داخل یک مجموعه بهرهبرده و پیشرفتی قابل توجه داشته باشم. پس از ورود به کار پایان مصاحبه با دوطرفههای اولیه روشن شد که اهمیت زیادی به عقد قرارداد وجود دارد و خیلی روی این موضوع پافشاری میشود. همینطور حساسیت بالای مجموعه برای دریافت تضمینهای مالی از من به چشم آمد. در نهایت قراردادی دوماهه بسته شد که مبنای آن قوانین وزارت کار نبود و به التزام به ۱۹۲ ساعت کار در ماه تأکید داشت؛ حتی اگر روزهای تعطیل در ماه وجود داشته باشد، باید به هر ترتیب این عدد را پر میکردم. اگر در طول ماه نتوانستند با من کار کنند و تصمیم به قطع همکاری گرفتند، پرداخت حقوق کامل به اندازهای که مطابق با قوانین وزارت کار انتظار میرود، معمولا محقق نمیشد. در طول این دو ماه خبری از بیمه نبود و احتمالا قبل از پایان دوره، همکاری با من پایان مییافت و به جای من فرد دیگری جایگزین میشد و این چرخه ادامه داشت. به زبان ساده، مراقب نحوهی انعقاد قراردادهایتان در این شرکت باشید تا از برخوردهای استثماری جلوگیری کنید.
در این شرکت هم به نظر میرسد که موقعیت مدیریتی یا کارمند بودن تفاوت زیادی ندارد و هر دو حالت به یک شکل احساس میشود. اطرافم را بیشتر با آگهیهای استخدام برای طراح گرافیک و مدیر دیجیتال مارکتینگ میدیدم؛ به خاطر این که معمولا افراد در اینجا بیش از یک یا دو ماه دوام نمیآورند. از همان روز اول، از ما میخواستند با لپتاپ شخصی بیاییم چرا که امکانات مناسب در اختیارشان نبود و فقط فضای کار و دیوارهایش را رنگ کرده بودند تا زیباتر به نظر برسد. همه میپرسیدم ورود و خروج من کجا ثبت میشود و پاسخ میشنیدم که ساعت کاری مشخصی وجود ندارد و هر وقت دوست داشتیم میتوانیم بیاییم یا برویم. این طرز فکر در زمان کوتاهی باعث میشد تصور کنم شرکت خیلی خوب است، اما واقعیت این بود که با همین روش نگهداشتنمان تا شش یا هفت روز طول میکشیدند و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد؛ ورود و خروج ثبت نمیشود و حتی در روزهای تعطیل باید به کار میرفتیم چون نظم چندانی وجود ندارد و کار زیاد است. معمولا مدیرعامل قبل از تعطیلات با جمع صحبت میکرد و با حالتی صمیمی ادعا میکرد که از همه خواسته جمعه نیز برای تسریع کارها بیایند، در حالی که هیچکدام از این درخواست را از من نداشتند. بخش تبلیغات را زنی متولد هفتاد و پنج سالگی اداره میکرد که سطح تحصیلاتش به کارآموز تبلیغات میمانست. این مدیر از من و تیم ایده و طرحهای تبلیغاتی میگرفت و به سلیقه خودش تغییر میداد و در نهایت با نام خودش به آژانسهای تبلیغاتی برونسپاری میکرد، بدون اینکه به ما اطلاع بدهد که کارها در چه وضعیتی پیش میروند. این کماطلاعی باعث میشد که رزومهای برای فرد وجود نداشته باشد و کار به طور کامل به شکل سطحی انجام میشد، تا جایی که باورکردن اینکه ایده من بوده سخت میشد چون نتیجه کار به شدت amateur بود. با این تجربه بهطور کلی به عنوان حرفهایها این کار را توصیه نمیکنم و تنها به افرادی که تجربه کار نداشتند و تازه میخواهند وارد این حوزه شوند، توصیه میکنم حدود یکی دو ماه بیایند تا کمی تجربه کسب کنند؛ البته اگر بتوانند دو ماه دوام بیاورند.
باورم این است که واحد نرمافزار آنجا یک پکیج کامل بود؛ از همان روزهای آغاز با تیمی برخورد کردم که نظم بالا، فضای دوستانه و انگیزهی زیادی داشتند و برای هر کار کوچک و بزرگ دستور مکتوبی وجود داشت. حتی وقتی اتاقی لامپش سوخته بود، روند بیان مشکل تا حل آن کاملا مستند بود و همه چیز به صورت واحدی جمعآوری میشد و راحل مکتوب میشد. مدیریت شرکت با اینکه پزشک بودند، اشتیاق زیادی به فناوری اطلاعات داشتند و تلاش میکردند سایر واحدها، از جمله تیم فروش، را هم به سمت رویکرد چابک هدایت کنند. تنها نکتهای که برای من منفی بود، محدودیت حقوق برنامهنویسان نسبت به شرکتهای دیگر بود که پس از شش ماه تصمیم به ترک گرفتم، چون دستمزد با نیازهایم همسو نبود. فضای کار در این شرکت خیلی خوب است و طراحی اداره شبیه به نمونههای خارج از کشور است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.