کار را در کارخانهای در قزوین تجربه کردم که از نظر مدیریتی خیلی ضعف داشت. فقط پرسههای روزمره را پر میکردند و واقعا نمیفهمیدند چه کار میکنند. تیمی از افراد بهظاهر همسو اما زیرآبزن بودند و اطراف مدیریت هم دوستان و آشنایان زیادی حضور داشتند که تنها از ورود به سیستم و گفتن بله و قربانگو مطمئن شدند. اکثر کارکنان هم محلی و آشنای خود مدیریت کارخانه بودند. حقوقها به تاخیر افتاد و امنیت شغلی وجود نداشت؛ قراردادها معمولا یک ماهه بود. بهطور کلی محیطی ناسالم بود و کیفیت محصولات هم بهطور قابل توجهی پایین بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
صبح روز بعد از شروع دوره کاری جدید، ناگفتههای روزهای ابتدایی برایم همچنان تلنگر میزند؛ اما هرگز قصد ندارم با منفیگرایی پیش بروم. در طول حدود چهارفاصل اخیر من، تجربهای داشت که به شدت روی روحیهام اثر گذاشت و حالا آن را به زبان ساده و روشن بیان میکنم تا هم خودم از آن درس بگیرم و هم شاید برای others مفید باشد. در یک بازه تقریبی چهل روزه، شدت فشار و استرس در محیط کار به حدی بود که به ندرت در سالهای گذشته تجربه کردم. هر روز با نگرانی از پیامدها و برخوردهای محتمل به محل کار میرفتم و این نگرانیها، گاهی به تحلیلهای غیرواقعی یا بحثهای بیاطمینان منجر میشد. حتی پس از گذشت سه ماه از خروج، گشودگی به سمت راستی و آرامش در محلهای مثل سعادتآباد همچنان برایم تداعی میشد و با وجود آن مدت طولانی که از تجربهها گذشت، گاهی یادآور فشارهای آن زمان میشدم. با این حال، تلاش میکنم از این تجربه، به عنوان پلی برای بهبود سرعت و کیفیت کار و کاهش تنشهای آینده استفاده کنم.
من به عنوان مدرپ لاین گوارش اونجا بودم اقای ملکی و خانم علیزاده بسیار افراد غیر حرفه ای و از زیر کار درو بسیار بدجنس حس تیم وورک بسیار ضعیف و از تیم لیدرهایی که از ک و ن ادمین هاشون میخورن همشون ۱۰ سال اونجان شده اژانس هواپیمایی پزشکارو اینور اونور میبرن بعد میگن مارکتینگمون خیلی قویه فقط دارن دور خودشون میچرخن تا برنامه ای بشه با پزشکا برن سفر .بسیار شخصبت لولول باید از نزدیک باهاشون باشید تا بفهمین چی میگم جو بسیار کثیف و چرت و پرت فقط لاین خود ایمنی و پوکی استخوانش به این صورته بقیه تیم ها عالی و حرفه ای اصلا برای تیم خکد ایمنی اپلای نکنید
کار در بخش فنی مهندسی این شرکت تجربهای بود که با وجود جنبههای منفیاش، برای من درسهای زیادی داشت. مدیر واحد از نظر رفتار حرفهای مطلوب نبود و برخوردها به صورت ارباب رعیتی و چاپلوسیمحور بود؛ به گونهای که انتقادات یا گزارش مشکلات به بالادستیها چندان پذیرفته نمیشد. فضای کار سمی و پر از استرس بود و احساس میکردم فرصت رشد برای افراد با تجربه و شخصیت مستقل کم است. هرچند فشارها بالا بود، از تجربه خارج شدن از آنجا و نگاه به آینده احساس آرامش میکردم و تلاش میکنم از این تجربه برای پیشبرد مسیر شغلیم بهره بگیرم، چون در کنار سختیها، نکات مثبتی از همکاری با تیمهای فنی به دست آمد که میتواند در تصمیمهای آینده مؤثر باشد.
بعد از دوره آزمایشی با رضایت به تیم ملحق شدم و از آن زمان تا حالا با گروه همراه هستم. در شرکتهای تازه تأسیس و استارتاپها معمولا چالشهای زیادی وجود دارد که برای من حرفهای، کار گروهی ضروری است و باید خودمان را جدا از تیم ندانیم. امیدوارم با همراهی این گروه به پیشرفت ادامه بدهم.
در آغاز مسیر حرفهایام با شرکت ماندگار درمان ایرانیان (سهدا) تجربهای ارزشمند را رقم زدم. من در خرداد سال گذشته رزومه فرستادم و برای کارمند اداری دفتر مدیرعامل دعوت شدم؛ حدود یک سال در آنجا حضور داشتم و همه چیز به لحاظ کار، بهجزئیات کوچک هم عالی بود. ساعات کاری انعطافپذیر بود و با وجود تأخیرهای معمول، پرداخت منظم تا پنجم هر ماه انجام میشد. از این فرصت، نکات زیادی یاد گرفتم و تجربههای گرانبهایی به دست آوردم. با وجود اینکه موقعیت شغلی بهتری با حقوق بالاتر و نزدیکی به خانه پیدا کردم، تصمیم به قطع همکاری گرفتم. سهدا برای من درسهای مهمی دربارهی تلاش دائمی برای پیشرفت ارائه داد و انگیزهای شد برای گامهای بعدی در مسیر حرفهای.
من به خاطر بیثباتی مدیریتی اینجا کار نکردم و احساس میکنم حرفهایهاش بهخاطر رفتوبرگشت دائم نیروها، فضا و ارتباط با مشتریان هم مختل شده بود. هر ده روز یک نفر جدید میآمد و من کارمند قدیمی را دیگر داخل سالن نمیدیدم. حقوقها بهموقع پرداخت نمیشد و اغلب به صورت جزیی و ناهمسان تقسیم میشد، طوری که نمیدانستم دقیقا چه مقدار و چه زمانی واریز میشود. این وضعیت باعث میشد انگیزه و تمرکز از دست برود و در نهایت سردرگمی دربارهی وضع کاری پیدا کنم.
من در واحد آی تی مشغول بکار بودم که خدا رو شکر بهترین تصمیم رو گرفتم و دراومدم. محیط در ظاهر بسیار شیک و تمیز و مرتبه و بخاطر آزادی پوشش خانم ها در ظاهر شبیه شرکت های خارجیه ولی در باطن محیط بسیار سمی و استرس آوریه. حتی وقتی کار درستی هم طبق okr انجام میدی، بازم فیدبک منفی ممکنه بگیری و کلا همیشه بازخواست میشی. حجم کار بسیار بالاست و اصلا تایم زندگی و کار معنی خاصی ندارد. بدتر از همه اینکه اصلا کارهات دیده نمیشه و هیچ پیشرفت و ارتقایی وجود ندارد. وعده و وعید اولش که میخوام جذبت کنند میدن ولی در عمل هیچ کدوم را عملی نمیکنن. مدیریت CTO نه تنها که مدیریت بلد نیست، بلکه مهارت های نرم و سختش هم بسیار ضعیفه و همیشه فقط از خودش تعریف میکنه و وقتی از مشکلاتی که در کار دارید صحبت کنید، اصلا براش راهکاری ندارد. فضای بین تیمی هم رقابتیه تا رفاقتی... بدترین استرس هم عدم امنیت شغلیه که قراردادها سه ماهه است و هیچ تضمینی برای ادامه همکاری وجود ندارد!! امیدوارم ثبت تجربه ام راهگشا باشه.
برای شش سال در این شرکت کار کردم و به شدت احساس میکنم که سودجویی و سوءاستفاده از موقعیت وجود دارد، روابط نامناسب رایج است و تعادل زندگی و کار بههم خورده است. مدیرعامل را بیسواد میدانم و باور دارم که گاه از جان انسانها هم به سود خود استفاده میشود. پیشنهاد میکنم که اگر به آیندهتان فکر میکنید، اینجا گزینه مناسبی نیست. به طور کلی برای کسانی که به دنبال کار جمعی و صحبتهای بیهدف هستند، شاید فضا مناسب باشد؛ اما برای رشد و امنیت شغلی منصفانه نیست.
در اواسط فروردین ۱۴۰۴ جهت مصاحبه رفتم ،رفتار مصاحبه کننده اقای نظری بسیار زننده و کلمات نامحترمانه وبا عدم دستور زبان مناسب بود و پوزخند های ایشان باعث عدم تمرکز و جواب سوالاتو دیگه ندادم و با ناراحتی ترک کردم
به نام تجربهای که از کارم در نویان نگین پارسیان دارم، میخواهم بگویم که در این سالها فهمیدم وقتی با آرامش و پشتکار با مشکلات روبهرو میشویم، راه حلها روشنتر میشوند. در ابتدا تصور میکردم نظرات منفی درباره فضای کار وجود دارد، اما در ادامه امسال به وضوح دیدم که این سوءتفاهمها عمدتا ناآگاهی بودهاند و همگان با صبر و تلاش مشترک توانستند مشکلات را برطرف کنند.
بار اول که برای عنوان شغلی کارشناس مستندسازی رفته بودم مصاحبه ی بدی نبود ولی رد شدم بعد چند روز زنگ زدن که اگه میخوای بیا برای عنوان شغلی کنترل کیفی مصاحبه منم قبول کردم، یه خانم و یه آقا بودن که آقاهه واقعا رفتار زننده ای داشت، نگاه به شدت از بالا به پایینی داشت و گه گاه هم پوزخند میزد البته خانومه هم همینطور بود ولی چون کمتر سوال میپرسید زیاد رفتارش به چشم نمیومد، در نهایت هم رد شدم، اینم بگم که من رزومه ی خوبی داشتم، تو ایمیل ریجیکتی ام نوشته فرد دیگری که امتیاز بالاتر گرفته بود جذب شد اما من دیدم که دوباره تمام عنوان شغلی ها رو از نو آگهی کردند، معلوم بود که کسی را جذب نکرده بودند، کلا این شرکت دائم آلاگهیه معلوم نیست جریانشون چیه و به دنبال چی هستند
سلام مصاحبه در شرکت سیناژن 3مرحله دارد مرحله اول مصاحبه با مدیرو کارشناس عالی رتبه شغل مربوط مرحله دوم تیم ۴نفر منابع انسانی متشکل از مدیر منابع انسانی و ۳کارشناس مرحله سوم مصاحبه اسکالپ بحث حقوق و دستمزد . اگر به دنبال جایگاه اجتماعی فوقولعاد . آدم های به روابط عمومی بسیار بالا که اکثرا هم دکتر هستن این شرکت بهتون پیشنهاد میکنم . کسانی که در شرکت های صنعتی بزرگ کار کرد باشنه متوجه پیام من میشن.
کار زیاد و طاقت فرسا،بازخواست روزانه و حتی ساعتی،بی عدالتی ،مدیر خشک و بدقلق،حقوق پایین،استرس بالا،به شدت بی چشم و رو هستند و کلا هر کسی که اونجا مشغول هست ،به زندگی شخصیش آسیبی وارد شده
به آنها پیوستن به این مجموعه را با تعهد و امیدی آغاز کردم و پس از گذراندن دوره آزمایشی یک ماهه، با وجود قرارداد و حقوق مشخص، به کار رسمی مشغول شدم. حقوقی که میگرفتم نسبتا مناسب بود و از آنچه پیشتر دریافت میکردم، بهتر بود. در جستوجوهای اینترنتی درباره سهدا با دیدگاههای گوناگونی روبهرو شدم، اما حضور من در شرکت رفتار و اخلاقی نامطلوبی را از همکاران گزارش نکرد. افراد مجموعه دوستانه و خونگرم هستند و محیط کار را دلچسب میسازند، به نحوی که گاهی میان ظواهر و باورهای اولیه سردرگمی ایجاد میشود.
من اولین تجربه کاریم را در شرکت ماندگار درمان ایرانیان (سهدا) به خاطر میآورم که در آن تفاوت زیادی میان مدیران و کارمندان احساس نمیشد. به نظر میرسید روند نظرخواهی به خوبی اجرا میشود و همگان با هدفی مشخص و برنامهریزیشده به سمت آن حرکت میکردند. انگار همه چیز از قبل پیشبینی شده بود.
وارد شرکت شدم برای بررسی فرصت کار، و اول کار با آرامش و احترام از طرف مدیران صحبت شنیدم. آگهی را دیده بودم و رزومه فرستاده بودم، دعوت به مصاحبه شدم و فرایند با سازوکاری آرام پیش رفت. تصمیم گرفتند سه روز آزمایشی به عنوان مرحله آزمون بگذارند تا وضعیت کار من را بسنجند، و سپس درباره قرارداد صحبت کنیم. خوشبختانه بعد از دوره آزمایشی پذیرفته شدم و تا کنون کنار تیم مشغول به کارم. واقعیت این است که در شرکتهای تازهتاسیس و استارتاپها مسائل متعددی وجود دارد و به هر حال برای حرفه ما لازم است که کار گروهی را جدی بگیریم و جدا از گروه خودمان فرض نشویم. امیدوارم بتوانم با گروه همگام شوم و در کنار آنها پیشرفت کنم.
برای مدرپ لاین مکمل با من مصاحبه کردن و اقای دکتر و.ق. برای مصاحبه ی چهارم حضور نداشتن. متاسفانه منابع انسانی تاریخ اشتباهی برای حضور در تهران به من داد و حتی تا هفته ی بعد و تاریخ اصلی هم دکتر تشریف نداشتن. اقای ا.ع از لاین دیابت مصاحبه کردن و گفتن اگر پزشک شما رو تاچ کنه (عین کلمه) چیکار میکنی و گفتن بهتره هیچی نگی. ریجکت شدم و علت رو نمیگفتن. تماس گرفتم و سرپرست جذب اقای ش گفتن نه همینه و درسته و بعد از اصرار من برای صحبت با دکتر گفتن تماس میگیرن و نگرفتن. حدود ۱هفته و نیم بعد خانم ب.ا از منابع انسانی تماس گرفتن و گفتن میخوان جلسه ای بزارن با دکتر و.ق. و قبول شدم این دفعه و اومدم تهران. مرتبا تاکید میکردن همشون حرف نبرید و بیارید اما همون روز اول پشت سرمن به دکتر و.ق. گفتن خواستم لاینو عوض کنم به پوست و قرارداد من از ۳ماه شد یکماه!!! حتی به من فرصت دفاع از خودم رو ندادن. با منطق از خودم برای حرفی که نزده بودم دفاع کردم و همون اقای و.ق. دقیقا عین این کلمات رو گفتن «من ۴۰ ساله همینم و همینقدر ک*خلم» دقیقا همین کلمه رو گفتن. خواستم روی این مسئله و قرارداد فکر کنم چراکه پذیرفتن ان به معنای این بود که من واقعا مقصر بودم درحالیکه کسی دروغگفته بود و این خلاف سیاست سازمان بود که مداااااام ازش حرف میزدن و بزرگ توی ورودی روی دیوار هم نوشتن. با من تماس گرفتن گفتن اقای و.ق سرپرست لاین مکمل و اقای ر سرپرست منابع انسانی صحبت کردن و گفتن نمیخوان همکاری کنن دیگه. به هیچ عنوان توی این شرکت کار نکنید. هیچکس حرفه ای نیست و اخلاق حرفه ای وجود نداره. مهم نیست چقدر شایستگی داشته باشید. این شرکت مسمومه.
من به عنوان پشتیبان در شرکت دکتر ساینا با تیمی روبهرو شدم که به شدت به دنبال ایجاد صمیمیت سریعاند و فکر میکنند با صدا زدن همدیگر با اسم کوچک این کارها حل میشود. اما گاه بیشتر به جای همکاری واقعی، به زور روی نظر دیگران فشار میآورند تا پیشرفت خودشان را تضمین کنند.
در اینجا احساس کردم که گویی گاهی شرکت به ظاهر کارش را شبیه کارآفرینان کوچولو ادامه میدهد، اما در واقع رفتار آنها با ثبات چندانی ندارد. گاهی به نظر میرسد که خیلی دوست دارند مانند استارتاپهای بینالمللی رفتار کنند، اما تنها انرژی من و همکاران را میبلعند و از این فرایند چیزی عایدشان نمیشود. تیم فنی فرهنگهایی دارد که مدیر فنی گاهی میکوشد با ایجاد صمیمیت ظاهری، کنترل بیشتری روی افراد داشته باشد. در عمل هدف این است که بفهمند چه جور آدمی هستم تا بتوانند نحوه برخورد و مدیریت را بهتر تنظیم کنند. اعضای تیم گاهی با هم رقابت میکنند و احتمالا امنیت شغلی زیادی وجود ندارد. تأکید زیادی بر این است که شرکت استارتاپی و فلت هستیم و همه در یک سطح هستیم، اما واقعا واضح است که نظر کارکنان چندان اهمیت ندارد و خودشان توضیح میدهند که گروهی داریم که درباره مدیریت اوضاع صحبت میکنیم. به طور کلی محیط کار امنی به نظر نمیرسد و اگر عادت به رقابت غیرمنصفانه ندارید، ممکن است اذیت شوید. حقوق معمولا سر وقت پرداخت میشود اما پاداش عید را در ۲۹ اسفندماه لحاظ میکنند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.