تجربهام از فرآیند جذب در گروه ترنا خیلی خوب بود. برخلاف خیلی از شرکتها که مصاحبهها بینظم است، اینجا همه چیز خیلی حرفهای و اصولی پیش رفت. انتظارات از روز اول کاملاً شفاف بیان شد و ابهامی وجود نداشت. نکته مثبت دیگر، فرآیند آنبوردینگ (Onboarding) آنهاست؛ از وقتی استخدام شدم، خیلی خوب و با انرژی با محیط و تیم آشنا شدم که باعث شد سریع با کار هماهنگ شوم. فرهنگ سازمانیشان واقعاً پخته و محترمانه است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعد از مصاحبهها که وارد مجموعه شدم بهم گفتن اینجا چیزی به اسم تایم کاری وجود نداره و اینکه یکی ۹بیاد و بخواد ۶ بره براشون خیلی بیمعنیه. همه باید تا هر ساعتی از شب که شد بمونن حتی اگه ددلاین خاصی نباشه و کاری هم نباشه. چیزی که اصلا توی مصاحبه گفته نشده بود و میگن حتی تا ۱۲-۱ شب هم شاید باید بمونی و هرگز نمیتونی ۶عصر که طبق قراردادمونه بری! تصمیم با خودتون که وارد این مجموعه بشید یا نه
پس از حدود 10 سال کار در همکاران سیستم در پوزیشن های متعدد میتوانم بگویم همکاران با داشتن فرهنگ سازمانی خوب ، محیط پویا و حقوق به موقع فقط دانشگاهی خوب برای جوانان مستعدی است که پس از خروج از دانشگاه به دنبال کسب تجربه و دانش هستند. در همکاران نه تنها دانش فنی بلکه نحوه تعامل با مشتری و همکار یاد گرفته می شود. ولی طول حضور باید کوتاه و مناسب با برنامه ریزی برای آینده شغلی باشد چراکه بعد از گذشت چند سال عدم تعادل بین حقوق و کار ، فشار کاری وحشتناک و عدم پیشرفت نسبت به ابتدای مسیر بیداد می کند . در کل فرهنگ سازمانی منابع انسانی همکاران سیستم برای نحوه مسئولیت پذیر کردن و از خود گذشتگی بچه ها نسبت به کار و سازمان باید در دانشگاه های علوم اجتماعی و انسانی تدریس شود!
مجموعه برای افرادی که دوست دارن توی کارشون پیشرفت کنن و کار یاد بگیرن و همچنین با ادم های حرفه ای تو هر حوزه ای کار کنن فوق العاده ست. محیط هم کاملا دوستانه و گرم و صمیمی هست و آدم ها ارتباط دوستانه و همدلانه ای باهمدیگه دارن هرکسی توی کار ، هرکاری بتونه برای اون یکی انجام میده از اونی که تو اینستا ازشون میبینی خیلی خفن تر و بهترن
کلا افراد زیر ذره بین هستن و تک تک فعالیت ها ثبت میشه حتی شنود میشه این سطح از بی اعتمادی به اعضای تیمی که دارن همه انرژی و زمانشونرو میذارن خیلی بی رحمانه است در ازای حقوق کمی که دریافت میکنند
نکات منفی: فرهنگ ضعیف سازمانی و بیشتر مشکلات سازمان از مدیریت نالابالغ مجموعه به خصوص بخش IT و HR نشات میگیره. مدیران مجموعه عاشق پاچه خواری و زیراب زنی هستن و هرکسی زاویه خم شدن گردن و کمرش بیشتر باشه، براشون عزیزتره حتی اگه اون فرد هیچ صلاحیتی در حیطه کاری و تخصص مورد نظر نداشته باشه و زمان بندی تصمیمات فنی که میتونه بگیره مطابق با زمان بندی ریست شدن اکانت chatgpt و claude اش هست. دولوپرها به شدت زیر ذرهبین هستن (میکرومنیج حرف اول رو میزنه) و حتی تیم لیدهای مجموعه نمیتونن تصمیم گیری های لازم رو انجام بدن چون مدیران توی کار همه، از تیم لیدها گرفته تا دولوپر و دیزاینر به صورت مستقیم و غیرحرفه ای دخالت میکنن و در نهایت هرچی اونا بگن باید انجام بشه. هیچ طبقه بندی بین وظایف افراد وجود نداره. یک تیم لید هیچ فرقی با یک دولوپر تازه وارد نداره چون هیچ کس قدرت و اجازه تصمیم گیری نداره و هرکسی مخالفتی حتی به جا انجام بده، تهدید به اخراج و یا واقعا اخراج میشه یا طوری باهاش برخورد میشه که اون شخص ترجیح میده دیگه هیچ حرفی نزنه و به جمع برده ها بپیونده و عملا این باعث میشه خلاقیت، فعال بودن و حس مهم بودن در افراد و تیم ها بعد از یه مدت از بین بره و همه تبدیل به ربات هایی بشن که فقط تسک رو میزنن و سر تایم کاری پاشن برن خونشون. هیچ قدردانی از کارهای شما انجام نمیشه و همیشه انتظار دارن که بیشتر از تایم کاری بمونید و کار کنید و اگر چند روز این کار رو انجام بدید تبدیل به بخشی از وظایفتون میشه و اگر هم این کارو نکنید به شما انگ بی خیال بودن و بیکار بودن میزنن. سطح پروژه ها همیشه به خاطر فورس بودن کارها پایین نگه داشته میشه (همیشه رسیدن کار مهم تر از کیفیت کار هست و از تکنولوژی های به روز استفاده نمیشه) و عملا شما هیچ وقت جای یادگیری و پیشرفت نخواهید داشت بنابراین اگر پیشرفتتون براتون مهمه به هیچ وجه وقتتون رو توی این شرکت تلف نکنید. به هیچ وجه به HR مجموعه اعتماد نکنید چون ایشون که باید الگوی رفتاری برای بقیه باشن خودشون منشا ایجاد شایعات و حرف پراکنی و زیراب زنی در مجموعه هستن در صورتی که در صحبت و برخورد بسیار خوش رو هستن ولی تنها تخصصی که دارن دو به هم زنی هست. اگر اشتباها مجبور شدید وارد این شرکت بشید حتما قراردادهاتون رو به دقت بررسی کنید و کپی قراردادهاتون رو داشته باشید چون مواردی مشاهده شده که موقع خروج افراد قراردادی که با فرد بسته شده دستکاری شده. و در نهایت همونقدر که موقع ورود ازتون استقبال میشه و باهاتون خوش برخورد هستن موقع خروج ذره ای براتون احترام قائل نمیشن (مثالی از رفتار غیرحرفه ای افراد مسئول در این سازمان) به محض ورود به مجموعه متوجه حضور یک گروه قوی شامل اسکرام ها و بخشی از PM ها میشید که به دلیل صمیمیت زیاد با مدیریت (صمیمیت حاصله از پاچه خواری و زیراب زنی پرقدرت) تقریبا میتونن افراد دیگه رو بولی کنن و هرکاری که میخوان به خواست خودشون پیش ببرن. نکات مثبت: حقوق ها همیشه به موقع پرداخت میشه (هرچند این مورد یک باید هست، ولی بر اساس اینکه اینجا ایرانه و خیلی از شرکت ها پرداخت به موقع ندارن این مورد میتونه مزیت به حساب بیاد) اکثرا (تاکید میکنم اکثرا نه همه)، افراد فنی تیم ها، آدم های توانا و درستی هستن و در تیم ها میتونن با هم ارتباط خوبی بگیرن و شاید تنها چیزی که شما رو جذب این مجموعه کنه محیط صمیمی بین افراد هست که خودشون ایجاد میکنن و سعی میکنن با ایجاد این جو، محیط و رفتارهای سمی ذکر شده رو برای خودشون قابل تحمل تر کنن (افرادی که وارد گروه ذکر شده بالا نمیشن و اخلاق و رفتار حرفه ای براشون اولویت هست)
حدود ۳ سال در یکتانت کار کردم. متأسفانه تجربه من از مدیریت در بخشهایی با خشونت کلامی و رفتاری، توهین و دعوا در محیط کار، تخریب اعتمادبهنفس و ایجاد مداوم احساس ناکافی بودن همراه بود؛ حتی در مواردی این رفتارها علناً در جمع اتفاق میافتاد. در کنار آن، انجام کارهای بیهوده و دستوری و برخورد نامناسب با نیروها، فضای کاری را برای من بسیار فرسایشی کرده بود. در مورد نیروهای خدماتی هم در دورهای با رفتارهایی مواجه شدم که از نظر شخصی برایم بسیار نامناسب و غیرحرفهای بود و حتی مواردی از بیادبی و چیزی که من آن را دزدی و مصرف مواد میدانستم، دیده شد. عدم سلامت روان در طی کار جلسات بیهوده و وقت گیر و بی نتیجه متعدد . پرداخت با تاخیر ۲-۳ماه حقوق نا رضایتی تمامی مشتریان عدم وجود فلو و جریان کاری در همه بخش ها . عدم شفافیت .گرفتن مشتریان شخصی و در کل من نمره صفر رو از ۱۰۰ به کار در اینجا میدم . در کنار این موارد، یکتانت برای من تجربههای حرفهای و یادگیریهای زیادی داشت، اما فشار و فضای مدیریتی باعث شد در مقطعی اعتمادبهنفسم بهشدت آسیب ببیند و احساس کنم کافی نیستم. حدود ۶ ماه بعد از ترک شرکت، با فاصله گرفتن از آن محیط بهتر توانستم بفهمم که بخشی از این احساسات ناشی از شرایط کاری و نحوه مدیریت بوده، نه الزاماً تواناییهای خودم.
مزایاش زیاده اما مدیرا و سرپرستاشون واقعا بد اخلاق و زیراب زنن و مثل بچه های مهدکودکی لجبازی میکنن و به محض اینکه خطایی بکنید اخراج میکنن. کلا میشه گفت جنگ اعصاب و خستگی زیاد داره بیشتر بخاطر آدمایی ک این تیمو تشکیل دادن. اصلا هم امنیت شغلی نداره اما از مزایاشم نمیشه گذشت
شرکت کوچک با مدیریت شهرستانی (سطح فرهنگی بسیار پایین) علی رقم ظاهر مدرن و شیک، بسیار بدبین و پر مدعا و به طرز عجیبی افتضاح در همه ابعاد مدیریت، مناسب برای افراد ضعیف، فاقد تجربه مناسبت و متناسب و مجیزگوی صاحب شرکت، راضی به صبحانه (در حد تخم مرغ آبپز)پارکینگ نوبتی و حداقل دریافتی. بدون اقرار شرکت به صورت قبیله ای و کدخدا منشانه اداره میشود و روابط به تخصص ارجحیت دارد، محیط کاری بسیار سمی و غیر حرفه ای بدون ساختار و فرایند درست، مدیر عاملِ همه کاره، بسیار تنبل و بی انگیزه و در صورت عدم حضور هیچ کاری انجام نمیشود. تیم فنی و فروش بسیار ضعیت(از همون فامیل ها) که هیچ جایی دیگه ای برای موقعیت کاری مشابه نمی توانند جذب شوند، محیط بسیار طاقت فرسا و فرسایشی برای افراد متخصص و باتجربه که باید با یه سری بی سواد هر روز سرو کله بزنن. اصلا توصیه نمیشود
مدیریت غیر حرفهای. دروغ گویی در تمامی لایه های مدیریتی. محیط کار سمی. زیرابزنی و باند بازی. اصلا محیط مناسبی برای کار نیست. یک کلمه حرف راست از دهن هیچکسی خارج نمیشه مخصوصا مدیران.
شرکت خوبی هست برای شروع به کار تو حوزه IT، من تو بخش پشتیبانی هاست کار کردم. مدیر واحد هاست آدم خوبیه و همکاران با هم روابط کاری حرفه ای و صمیمی دارن. کارها و تسک ها به صورت سلسله مراتبی صورت میگره و پشتیبانی سطح بندی داره میتونی برای شروع کار چیز های زیادی یاد بگیری ولی خب اگه بخوای سطح های بالا پشرفت کنی نیاز که self study داشته باشی از محیط شرکت چیز خاصی در نمیاد. حقوقش مصوب وزارت کار هستش و پاداش و عیدی رو هم آخر هر ماه تسویه می کنن | اضافه کاری نداره | کمک هزینه برای ناهار داره |کار تو بخش پشتیبانی به صورت شیفت چرخشی صبح، عصر، شب هستش | ترافیک کاری به شدت متغیره بعضی وقت ها خلوت و بعضی وقت ها خیلی، خیلی، خیلی شلوغ ... مزایای خاصی به جز مواردی که گفتم نداره در مجموع برای یه سال و دو سال خوبه ولی زیاد موندن تو این شرکت رو پیشنهاد نمی کنم چون پیشرفت خاصی حداقل تو سطح پشتیبانی نداره
اگر اسم «شرکت فناوری پیشگام بینش» را برای استخدام شنیدید، قبل از هر تصمیمی خوب تحقیق کنید. این متن تجربه چندساله کسی است که از نزدیک فضای این شرکت و نحوه مدیریت و همکاری در آن را دیده و تجربه کرده است. از همان اول چیزی که باید خیلی جدی بگیرید، **حقوق، قرارداد، بیمه و سفته** است. حقوقی که با شما دربارهاش صحبت میشود، لزوماً همان مبلغی نیست که در عمل به شما پرداخت میشود. مبلغ توافقی را به دو بخش تقسیم میکنند؛ یک قسمت بهعنوان حقوق اصلی و قسمت دیگر با عنوان «پاداش». در حالی که در تجربه من، این مبلغ دوم عملاً پاداشی بابت عملکرد خاص یا اضافهکاری و امثال آن نبود و جزئی از مبلغی بود که از ابتدا قرار بود بهعنوان دریافتی شما باشد. این مدل پرداخت از نظر من موضوع بسیار مهمی است، چون وقتی بخشی از دریافتی شما با عنوان «پاداش» ثبت میشود، در زمان اختلاف، اثبات اینکه کل مبلغ، حقوق واقعی مورد توافق بوده میتواند سختتر شود. بنابراین **هر مبلغی که قرار است دریافت کنید، حتماً دقیق و شفاف داخل قرارداد نوشته شود.** موضوع بعدی قرارداد است. چیزی که من در این شرکت دیدم این بود که **دو نسخه قرارداد در اختیار کارمند قرار نمیگرفت** و نسخهای که باید دست خود کارمند باشد، در اختیارش نبود و نسخه اصلی نزد شرکت میماند. در مورد سفته هم حتماً دقت کنید. از کارمند سفته گرفته میشود و موضوع مهم این است که برای سفتهای که تحویل میدهید، حتماً رسید معتبر و مشخصات کامل سفته را داشته باشید. بیمه هم موضوعی است که نباید فقط به حرف اعتماد کنید. **سوابق بیمه خودتان را از تأمین اجتماعی بررسی کنید و ببینید واقعاً برایتان چه چیزی ثبت شده است.** درباره سابقه بیمه و وضعیت کارکنان قبلی هم میتوانید از مسیرهای رسمی مربوط به تأمین اجتماعی استعلام و تحقیق کنید و قبل از شروع کار، با چشم باز تصمیم بگیرید. در مورد مدیریت شرکت هم تجربه من این بود که ظاهر صحبتها با واقعیت محیط کار همیشه یکسان نبود. وعده دادن و صحبت کردن زیاد بود، اما در عمل وقتی صحبت از پرداخت، قرارداد، بیمه و تعهدات میشد، شرایط متفاوت میشد. فضای داخلی شرکت هم از نظر من فضای سالم و آرامی نبود. تفرقه بین کارکنان، حساسیت روی اینکه چه کسی چه چیزی گفته و تلاش برای اطلاع داشتن از مسائل داخلی افراد، چیزی بود که در مدت حضورم بارها شاهدش بودم. در این میان، بعضی افراد بسیار نزدیک به مدیریت بودند و جایگاه و نفوذ بیشتری نسبت به سایر کارکنان داشتند. یکی از مواردی که خودم در طول زمان دیدم، رشد بسیار سریع جایگاه یکی از نیروهای نزدیک به مدیریت از کارهای دفتری به مسئولیتهای مدیریتی و تصمیمگیری بود. موضوع دیگری که برای من عجیب بود، **دخالت در مسائل شخصی و مالی کارکنان** بود. درباره شرایط زندگی، وضعیت مالی، پسانداز، دارایی و مسائل خصوصی سؤال میشد و حتی در بعضی موارد درخواست ارسال تراکنش حساب مطرح میشد؛ چیزی که از نظر من هیچ تناسبی با یک رابطه کاری حرفهای ندارد. تغییر مداوم نیروها و عوامل شرکت هم چیزی بود که به چشم میآمد؛ در حالی که بعضی افراد نزدیک به مدیریت، جایگاه ثابتتری داشتند. در مورد وعدههایی که برای ماندن نیروها داده میشد هم شخصاً مواردی دیدم که در نهایت مطابق وعده اولیه پیش نرفت. بنابراین اگر برای استخدام وعدهای درباره حقوق، بیمه، سربازی، ارتقا یا هر مزیت دیگری به شما داده شد، **حرف شفاهی را ملاک قرار ندهید و همه چیز را مکتوب بگیرید.** محیط شرکت از نظر تنش و حاشیه هم برای من تجربه عجیبی بود. من خودم شاهد دعوا و درگیری بر سر مسائل مربوط به محل شرکت و اجاره بودم و حتی یکبار هم شاهد حضور فردی برای مطالبه طلب در محل شرکت بودم. در نهایت چیزی که میخواهم به کسی که این شرکت را برای کار به او پیشنهاد دادهاند بگویم این است: **فقط به ظاهر شرکت، حرفهای جلسه استخدام و وعدههایی که شفاهی داده میشود اعتماد نکنید.** قبل از شروع کار، قرارداد را دقیق بخوانید و نسخه خودتان را بگیرید. مبلغ واقعی دریافتی را دقیق مشخص کنید. درباره عنوان «پاداش» سؤال کنید و ببینید دقیقاً چرا و بر چه مبنایی پرداخت میشود. وضعیت بیمه را خودتان مرتب بررسی کنید. برای هر سفته رسید معتبر بگیرید و هیچ موضوع مهمی را شفاهی رها نکنید. اینها مواردی است که از نزدیک دیده و تجربه شده، نه چیزی که صرفاً از جایی شنیده شده باشد. **برای تصمیم گرفتن درباره این شرکت، قبل از ورود تحقیق کنید؛ چون بعد از شروع همکاری، چیزی که روی کاغذ ثبت شده اهمیت بسیار بیشتری از تمام وعدههایی دارد که در جلسه استخدام شنیدهاید.**
سمی ترین شرکتی که دیدم ایتجا بود . محیط بسیار غیرحرفه ای است. همه مردان به خودشون اجازه میدن با خانمها وارد روابط غیرکاری بشن. خانمها برای اینکه بمونن یا پیشرفت کنن باید از شرایط زن بودنشون استفاده کنن. اگر مثل خودشون نباشی و باهاشون صمیمیت ایجاد نکنی کم کم حذفت میکنن. محیط بسیار کثیفه، فرهنگ چاپلوسی موج میزنه. افراد جدید رو مورد تمسخر و افترا قرار میدن. از روز اول باهات جنگ روانی راه میندازن تا در نهایت سلامت جسم و روانتو از دست بدی. وارد جایی میشی که مدام با افراد سطح پایین باید دهن به دهن بشی.اصلا توصیه نمیکنم به هیچ وجه. تنها مزیتش حقوقشه که اونم انگار نون توی خون خودت میزنی و میخوری.
در این حد که بعد چند ماه کار کردن کلی دنبال سفته ای که به اسم شخص هم خودشون بهم دادن امضا کردم و ازم گرفتن دوییدم که ازشون بگیرم هیچ حقوقی هم بهم ندادن چند ماه بیخودی تو دوره آزمایشی نگهم داشتن در حالی که میدونستن توانایی ام و سطح دانشم بیش از پوزیشن کاریشون هست بیمه هم رد نشد یعنی دزدی کامل. وقت کنم شکایت هم میکنم ازشون بابت اون چند ماه
من از طریق یکی از دوستام معرفی شدم اول خوب مصاحبه رفتم گفتن وام میدن عالی بیمه بیمه تکمیلی اول حسین بامن حرف زد (البته پرتش کردن بیرون)بعد مصطفی مدیر تیم پشتیبانی حرف زد گفت وام میدیم عالی شرایط راضی کننده هستش. بعد دوباره حسین حرف زد(در ضمن بگم اونجا اقا یا خانم یا فامیلی حق نداری صدا کنی فقط اسم کوچیک باید باشه طبق قانون شرکت )خلاصه حسین شرایط رو گفت یدفعه گفت وام میدن چون میدونستم ری اکشن نشون ندادم برگشت گفت چرا خوشحال نشدی گفتم میدونم گفت باید خوشحال بشی منم بهت گفتم دقیقا فهمیدم که یه ادم عقده ای هستش بیخیال شدم بعد رفتیم شرکت شروع بکار بخاطر اولین روز کاری از من فیلم برداری کردن من باخنده گفتم خوشحال که اومدم تو همچنین شرکتی با این سابقه هفته بعدش منو صدا کردن گفتن چرا موقع صبحت کردن لبخند زدی چرا با حالت تمسخر گفتی روانشانس شرکت گفته داری مسخره کنی میکنی من موندم چی بگم بالاخره گفتم ببخشید اینجوری بگم حق نداشتم با کسی حرف بزنم جایی برم حتی سیگار بکشم دقیقا مثل پادگان بود بالاخدمتها راحت ماهاکه سه نفر بودیم مثل برده یا چس ماه باید مثل سگ کار مکیردیم حق نشستن استراحت بازی کردن نداشتیم واقعا مسخره بود خیلی از دور حال میکردن از نزدیک حال ادم بهم میخورد بدترین کارکردمن توی 30سال کردن بود چون من از ده سالگی کار کردم
یکی از مهمترین مشکلاتی که در دوران همکاری خود با فارا با آن مواجه شدم، نبود معیار مشخص و عادلانه برای ارزیابی عملکرد افراد است. در عمل، به نظر میرسد شایستهسالاری آنطور که باید وجود ندارد و گاهی افرادی بیشتر دیده میشوند که توانایی بیشتری در معرفی و تعریف از عملکرد خود دارند، حتی اگر خروجی و عملکرد واقعی آنها متناسب با این میزان دیدهشدن نباشد. همچنین در دورهای که در باشگاه مشتریان فعالیت داشتم، شاهد رفتارهایی از سوی مدیر این بخش خانم آ.ت بودم که از نظر من با یک محیط کاری حرفهای و محترمانه فاصله زیادی داشت. در مواردی، افراد مورد تحقیر یا تمسخر قرار میگرفتند و از آنها خواسته میشد کارهایی خارج از وظایف شغلی خود، از جمله پیگیری برخی امور شخصی را انجام دهند. مسئله نگرانکنندهتر این بود که در صورت اعتراض یا مخالفت با چنین درخواستهایی، این نگرانی وجود داشت که گزارشهایی نادرست یا یکطرفه درباره عملکرد فرد به مدیر بالاتر منتقل شود؛ مدیری که به دلیل فاصله با جزئیات روزمره کار، ممکن است تصویر کاملی از اتفاقات و شرایط واقعی تیم نداشته باشد. به نظر من، یکی از مهمترین نیازهای مجموعه، ایجاد یک سیستم شفاف برای ارزیابی عملکرد، ایجاد فرصت برابر برای دیدهشدن افراد و مهمتر از همه، برخورد محترمانه و انسانی با کارکنان است. امیدوارم در آینده شرایط بهتر شود و محیطی ایجاد شود که در آن افراد بر اساس عملکرد واقعی، توانایی و نتیجه کارشان ارزیابی شوند و شأن و احترام آنها بهعنوان یک انسان و یک نیروی حرفهای حفظ شود.
یکی از سمی ترین محیط هایی که مشغول بودم که با کلاه برداری و دزدی برند لوگوی شرکتی دیگر تاسیس شده، مدیریت از سطح فرهنگی خیلی نازلی برخوردار هستند در حدی که شرکا سر همدیگه رو کلاه میذارن. فساد مالی و اخلاقی به طرز مضحکی سراسر شرکت رو فرا گرفته، محیط بسیار سمی، غیر حرفه ای و غیر اخلاقی. به هیچ عنوان در صنعت فناوری نام و سابقه درخشانی ندارند. فرایند و روال در هیچ جایی شرکت وجود ندارد و همه چی طبق حال و هوایی روانی و احساسی مدیر عامل انجام پیش می رود
از وقتی خانم «ی.ش» وارد کامرشال اسنپفود شدن، چیزی که اتفاق افتاد افت شدید انگیزه و رضایت تیم ها بود. آدمهای توانمند زیادی به خاطر فضای ایجادشده رفتن و عملاً تیمی نمونده که از شرایط کاریش راضی باشه. سبک مدیریت و برخورد ایشون پر از تصمیمهای هیجانی، تحقیر، منت گذاشتن و ایجاد حاشیهست. مخالفت با ایشون عملاً هزینه داره و خیلیها ترجیح میدن سکوت کنن و فقط شرایط رو تحمل کنن. چیزی که بیشتر به چشم میاد اینه که نزدیکی و تایید کردن ایشون گاهی بیشتر از تخصص و توانمندی ارزش پیدا کرده و فقط همین افراد ارتقا پیدا میکنن. حتی برخلاف چیزی که خودشون میگن، توی بخشهای مختلف پوزیشنها باز نمیشه که افراد توانمند بتونن اپلای کنن و در نهایت همون افراد نزدیک به خودشون رو بالا میبرن. برای نیروی انسانی و خروج کارمندان خوب شرکت هم هیچ ارزشی قائل نیستن؛ بهطوری که در یک پوزیشن، طی کمتر از ۶ ماه سه مدیر عوض شده، چون ظاهراً افراد نمیتونن با این سبک مدیریت و رفتار کار کنن، مگر اینکه کاملاً سکوت کنن و ایشون رو تأیید کنن. دوست دارن کارها با داد و بیداد و زور پیش بره و از اینکه افراد با دانش بخوان بالا بیان، استقبال نمیکنن. در عین حال انتظار دارن افراد مثل برده تمام ساعات در خدمتشون باشن. منابع انسانی هم عملاً اوامر ایشون رو اجرا میکنه و بیشتر شبیه مترسک ایشون شده. اگر برای سلامت روح و روانت ارزش قائلی، حتی توی بدترین شرایطت هم وارد زبالهدونی کامرشال اسنپفود نشو.
نه پیشرفت دارید نه حقوق مکفی نه رشد شخصی نه هیچ چیز به ویژه در ERP یک پروژه داغون و بیش از حد قدیمی با حجم کاری بیش از حد بالا دلیل این حجم بالای کار : پروژه کاملا غیر استاندارد به قدری که بیش از اندازه به لحاظ فنی و معماری خرابه یعنی نمیشه اونو آپدیت کرد و فقط باید از اول بسازنش اصلا نمیتونید چیزی از اینترنت سرچ کنین فقط مدام گیر میکنید و باید بگردید دنبال این و اون تا یکی جوابتونو بده فقط با کاراموز پیش میبرن و بعد از اتمام کاراموزی میگن کارت خوب نبود و باید کاراموزیت تمدید بشه و سه ماه سه ماه اونو تمدید میکنن که حقوق درست بهتون ندن تمام مزایا کارانه اضافه کار حذف شده خواهشا وقتتونو برای داتین تلف نکنین چیزی از داتین در نمیاد براتون
متأسفانه تجربه کاری در این مجموعه برای من بیشتر از آنکه حرفهای و سازنده باشد، با ضعف جدی در مدیریت و بیعدالتی همراه بود. در این مجموعه شایستگی واقعی همیشه معیار اصلی برای انتخاب افراد نیست و افراد متملق و نزدیک به مدیریت، نسبت به افراد توانمند در اولویت قرار میگیرند. این مسئله بهشدت روی انگیزه کارکنان و کیفیت محیط کاری تأثیر منفی میگذارد. از طرفی، حجم کار بالا ، در کنار مشکلات مربوط به پرداخت حقوق و کسر از دریافتیها، فشار زیادی ایجاد میکند. همچنین، رفتارهای غیرحرفهای و نگاه ابزاری مدیریت نسبت به برخی همکاران خانم ، محیط کار را برای کارکنان نامطلوب و غیرحرفهای کرده بود. در مجموع، به نظر من این مجموعه به یک مدیریت حرفهای نیاز دارد که شایستگی براساس عملکرد افراد و احترام حرفه ای را مدنظر قرار دهد. تا زمانی که این مسائل جدی گرفته نشوند، بعید است محیط کاری سالم و انگیزهبخشی شکل بگیرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.