این تجربه کاری را در قالبی تازه و با زبان ساده برای خودم بازگو میکنم. با قیاسی صادقانه، بدون اغراق و با حفظ نکات اصلی، وضع کار را توضیح میدهم. در این شرکت فضای کار خیلی ناسالم بود و احساس میکردم هر روز با چالشهای بیشتری روبهرو میشدم. مدیران از سطح لازم برای اداره تیم برخوردار نبودند و رفتارشان تا حد زیادی ناپسند و زننده به چشم میخورد. به گونهای که به وضوح میشد تفاوت بین انتظار از یک محیط حرفهای و واقعیت فضا را حس کرد. ترغیب به ابراز نظر و حفظ احترام در میان همکاران به سختی میدیدم و حتی گاهی احساس میکردم بازخوردها به شکل منفی یا غیرمنصفانه مطرح میشوند. به طور کلی، تجربه کار در این مجموعه برایم بسیار دشوار و نامطلوب بود و به نظر من ادامه همکاری در چنین شرایطی توصیه نمیشود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در یک شرکت فناوری اطلاعات کار میکردم و تجربهام از آنجا چند نکتهی منفی را نشان میدهد. اصلیترین مشکل آن نبود ثبات مدیریتی بود، چون سهامدار اصلی شرکت یکی از ارگانهای نظامی است. پرسنل تحت نظارت دائمی قائممقام و مدیر عالی هستند و از دوربینهای مداربسته برای رصد استفاده میکنند. همچنین حواشی و شایعات در محیط به شدت رایج بود و فضا به گونهای بود که حس میکردم زیرآبزنی وجود دارد. به هیچوجه به دیگری توصیه نمیکنم چنین شرکتی را برای کار انتخاب کند.
در این مجموعه جو آرام و رفتار محترمانه از فرهنگ کاری به وضوح مشخص است و همکارانی متخصص دارم که فضای مناسبی برای یادگیری و تجربه فراهم میکنند. با این حال مدیریت پروژهها هنوز منسجم و مشخص نیست و تصمیمات به شکل روزانه اتخاذ میشود و اعتبارشان تا پایان همان روز است؛ به نظر میرسد روال کار بیشتر به مدیریت سنتی رستوران شبیه است. اگر خود را فردی میدانید که مثل یک آچار فرانسه هر روز میتواند کار متفاوتی انجام بدهد و به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور علاقهای ندارید، این محل میتواند برایتان مناسب باشد.
الان که دارم این تجربه رو مینویسم چند ماهی میشه که از شرکت بیرون اومدم. من یک سال تو چارگون کار کردم و هر چی گذشت من سختتر کار کردم اما وضعیت بدتر و بدتر شد. کدبیس قدیمی و پر از بدهی فنی به کنار اینجور چیزا همه جا هست، مشکل مدیرای بیسواد و خاله زنک بود که نمیتونستم تحمل کنم. ازت میخواستن انتقاداتتو تو جمع بیان کنی که بعد نادیده گرفته بشی و تهش اونا بودن که بدهکار بودن (جلسات احمقانه رترو). بازم میگم کدبیس افتضاحی داشتیم که تا یه حدی عادیه اما چیزی که عادی نبود این بود که هیچکس حتی تیم لید به هیچ جاش نبود و تایم ریفکتور و تست نویسی نمیدادن و حتی وقتی مطرح میکردی مسخره میکردن. و مهمتر از همه بحث حقوقه که خیلی گدا بازی در میارن که البته وقتی وارد شرکت میشی با عقل جور در میاد چون همه عین لاکپشت کار میکنن و هر چقدر هم که سریع و خفن باشی فقط بیشتر سوارت میشن همین. تو یه شرکت خوب کاراموز باشی بهتره تا اینکه وارد چارگون بشی چون تو چارگون حتی از لحاظ تکنیکال هم رشد نخواهی کرد.
در شرکت همیار گشت سفربازی به من تماس گرفتند و گفتند یک مصاحبه آنلاین برای من تنظیم میکنند. وقتی رسیدم به جلسه، فقط یک ربع از زمان گذشت و هیچکس در جلسه حاضر نبود. با شمارهای که در ایمیل داده بودند تماس گرفتم ولی پاسخگو نبودند. پس از دو ساعت دوباره تماس گرفتند و گفتند در یک جلسه هستیم و شما نمیتوانید حضور پیدا کنید و برای همان روز، ساعت نه شب زمان دیگری مقرر شد. برای بار دوم در مصاحبه شرکت کردم و حدود یک ساعت و ربع سوال پرسیدند. در پایان گفتند از سطح دانشی که دارم تحتتأثیر بودهاند و یک تسکی ارسال میکنند. تسک را فرستادند و وقتی فایل فیگما را باز کردم دیدم قسمتی از پروژه پنل ادمین خود شرکت است. با این وجود دو روز زمان صرف کردم تا تسک را انجام دهم و فرستادم. بعد از هشت روز پیگیری کردم تا نتیجه را بدانم، چون میخواستم تصمیمگیری کنم. برای من پیامی فرستادند که همه تحت تأثیر مهارت من قرار گرفتند اما در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد. بدون اینکه دلیل مشخصی ارائه دهند فیدبکی دریافت نکردم و به طور کلی شنیدم که بعضی شرکتها چنین رویکردی دارند و پروژهها را جمع میکنند.
میخواستم در یک محیط کار آرام و امن تجربه کنم اما این شرکت خیلی فراتر از انتظارم عمل نکرد. حقوقم رو بهطور غیرمنظم و با تاخیر دریافت کردم و هدیهای از تشویق و انگیزه به من داده نشد. در پرداختها با کتهتیکه و فشار مواجه شدم و انگار چیزی به نام حقوق کامل وجود ندارد. برای خروج از شرکت هم تهدید به نگهداشتن حقوق یا دو برابر کردن تعهدات داخل قرارداد شد؛ در نتیجه احساس کردم باید با پیگیری و دعوا پیگیری کنم تا بتوانم حقوقم را بگیرم. در کنار اینها، برخورد کارکنان با من تحقیرآمیز بود و درگیریهای غیرضروری پیش میآمد. مدیر واحد حقوقی شرکت سابقه شکایتهای متعددی در اداره کار داشت که این موضوع نشان میداد ساختار سازمانی چندان پایدار نیست. از نظر سطح کاری نیز بیشتر با کارهای اضافی و مزاحم روبهرو بودم و فرصتهای رشد و پیشرفت کم بود. به طور کلی مدت حضور در این شرکت برای من تجربهای بود که همزمان با ارزشهای حرفهایام همخوانی نداشت و بهطور کل به من توصیه نمیکنم طولانیمدت در این محیط بمانم.
قبل از اينكه درباره شخصي اظهار فضل كنيد ، حداقل درباره سوابق كاريش بررسي كنيد نمي دونم سابقه آن شخصي كه مطلب را نوشته چقدر است ولي اين را مي دانم از سال 79 دارم برنامه نويسي مي كنم و نيازي هم ندارم به كسي اثبات كنم كسي كه استقرار و توليد يك محصول را غير مرتبط ميدونه نشان از غير حرفه اي بودنش داره اگر با اين شركت مشكل داريد با خودش حل كنيد و از ديگران مايه نزاريد
شرکت داده پردازی رسپینا کاملا بی برنامه و بی نظم علی الخصوص در واحد مالی و منابع انسانی بی برنامگی زیادی وجود داره و عدم پاسخگویی از طرف دو واحد وجود داره رئیس حسابداری واحد مالی خانم س.ح تسویه تمام پرسنل رو بی دلیل نگه میداره و پاسخگو هم نیستن بعد از 6 ماه تسویه پرسنل به زور و پیگیری های بسیار پرداخت میکنند. در واحد مالی کاملا باند بازی وجود داره و بین پرسنل فرق های زیادی گذاشته میشه و عدم مدیریت بسیاری وجود دارند. پاتون رو رسپینا علی الخصوص در واحد مالی جهت همکاری نذارید.
اول از همه از مصاحبه یا جلسه بازجویی باید بگم که به دفعات شما رو میکشونن پای میز محاکمه تا مصاحبه اخرش که از اینها رد شدی تازه میرسی به غول مرحله اخر یه مشت ادم سن بالا میریزن سرت که چرا از محل کار قبلیت اومدی بیرون ما اطمینان نداریم اینجا بمونی!!!!!! اصلا یکی بگه چرا باید یه نفر بخواد کل عمر حرفه ای خودشو بیاد اینجا با حقوق ناچیز بدون هیچ مزایا یا حتی اضافه کاری بگزرونه ؟ اتفاقا من هم اطمینان ندارم به شما اضافه کار ندارن ولی جرات داری بگو تایم کارم تموم شده میخوام برم و عواقبشو ببین هیچ پاداش مناسبتی هم در کار نیست مزایا و ... هم هیچ فقط همون حقوق که اول سال اونم با عنوان ارزیابی عملکرد ازش بریدن و البته تو واقعیت بسته به اینکه چه قد پاچه خاری نکردی و مستحق تسویه حساب شخصی هستی کم میکنن سر سال وقت تسویه حساب شخصیه یه برنامه نویس رو میکنن مدیر تیم بدون هیچ اموزشی بدون هیچ توانایی مدیریتی بعد نتیجه میشه اعصاب خرد کردن و خاله زنک بازی حالا یکی سوال کنه چرا فکر میکنید حتما باید یه نفر مدیر یه چیزی بشه ؟ مثلا نمیشه کارشناس برنامه نویس بمونه و پیشرفت کنه ؟ حتما باید عقده ها شو سر بقیه خالی کنه ؟ جالبه یکی از همین عقده ای ها هم اخرش پارسال رفت که مثلا بره کانادا ولی فعلا رفته یه شرکت دیگه اسم نمیارم ولی "مرت ض..." شاید برای خیلی ها اشنا باشه و بشناسنش شما جرات نداری از چیزی انتقاد کنی چون قطعا همه میریزن سرت و اخرشم کینه میکنن تو یه بازی مسقره ای به اسم ارزیابی عملکرد چندرغازی که میخوان بهت بدن رو کم میکنن اونم با منت یعنی ادم تحصیلکرده اینقدر تحقیر بشه برای دوزار حقوق باعث شرمندگیه اون شرکت باید باشه یه سری مثلا دوره اموزشی بهت اجبار میکنن که باید بری سر کلاس انلاین بعد یه مشت ادم تعطیل مثل نوار ضبط شده میان یه چیزهایی رو رو خونی میکنن و میرن سوال و ... نداریم فقط گوش کن حوصله ات سر بره کافیه حالا اگه و امتحانو قبول بشی که هیچ اگه نه تا ابد همون دو زار حقوق سرسال رو با همین عنوان که فلان دوره رو امتحان ندادی کم میکنن خیلی ها رو میشناسم چند نفری تقلب کردن که فقط بیخیالشون بشن اینجا یه سری عاشق همیشه سبز هایی هست که به نظرم برای فرار از شکستهای زندگیشون واسه شرکت کاسه داغ تر از آش میشن ولی سواد تعطیل مطلقا تعطیل کار فنی و تجربه تکنولوژی خاصی هم وجود نداره عملا فقط در حد نگهداری و تسکهای خرابی دیتا و .... اگه جای بهتری سراغ دارید اینجا نیاین وگرنه یه مدت بمونید و برید دنبال کار دیگه که عمرتون حدر نشه عمده عمده جذب نفراتشون هم دانشجو هست امریه سربازی هم محدود دارن خلاصه بیاین اینجا عاشق همیشه سبز بشین سربازی رو بگزروننین بعد برید یه جای دیگه هیچ ساختار منسجمی نیست پشتیبانی با محصول دعوا محصول با تولید کلا هم همه هر کاری میکنن حتی کارهای روزمره رو با جلسه بازی فقط میخوان گنده اش کنن من خنده ام میگیره همیشه جالب ترش اینه که میگن هیچ شرکتی رقیب ما نیست اما هر کاری میخوان بکنن میرن سراغ همونهایی که هر روز مسقره شون میکنن و خودشونو ساعتها با بحث های خاله زنکی جر میدن کارهای پیش پا افتاده که نهایتش با یه درخواست حل میشه باید بری جلسه بزاری 2 ساعت صبحانه دارن، نهار هم میتونین نصف بها از شرکت بخرین یا سفارش بدین از نهار تایم خیلی کیفیتی نداره ولی بد هم نیست یه صندوق هم برای وام دارن یه مبلغی هر ماه ازت کسر میشه ولی من که نتونستم بگیرم هر بار یه شرطی گذاشتن که جور نمیشد نگاه از بالا به پایین شدیدا اونجا هست از بس هر کی اونجا مونده زدن تو سرش نوبت خودش که شده میخواد جبران کنه گول اسم اینجا رو نخورین، اینجا هیج اتفاق شگفت انگیزی نمیوفته تازه انگیزه هاتونم از دست میدین
برای شرکتی که باهاش کار میکردم، جو امنیتی فوقالعاده سخت بود و این دیدگاه همیشه توی ذهنم بود. حقوق هم نسبت به کاری که انجام میدادم، انصافا مناسب به نظر نمیرسید. چندی پیش هم اطلاعات همهی اعضا در اینترنت منتشر شد.
شخصی نوشته «یک نفر از تیم استقرار الان تو تیم تولید داره کار میکنه و این یعنی انعطاف پذیری .....» بله! Job Rotation تو بعضی از شرکت ها اتفاق می افته ولی اولویت با شغل های مرتبط هست یعنی اینطوری فرض کنید که یک نفر سابقه ۱۰ ساله در تیم استقرار و پشتیبانی داره و هیچ سابقه ای در تیم تولید نداره. مدیران سازمان تصمیم میگیرن یک نیروی با سابقه در استقرار رو به عنوان یک نیروی بی سابقه و بی تجربه در تولید جذب کنند ولی مساله خود شرکت هست که در جذب نیرو به مشکل خورده و به جا به جایی نیرو از دو بخش نامرتبط روی آورده!!! و اثراتش سالها بعد دیده میشه! آینده کاوان نه ناهار میده و نه پول ناهار رو میده، آینده کاوان از هر سفارش غذا با رستوران های طرف قراردادش، 60 هزار تومانش رو پرداخت میکنه یعنی تقریبا ۳۰٪ از هزینه یک غذای معمولی! فضای کار آینده کاوان یا آیکن، سمی هست. میبینید پرسنلی که اتفاقا از طرف هیات موسس حمایت میشن هر رفتاری که دلشون بخواد میکنن! خیلی زود این رفتارها رو میبینید و تازه متوجه میشید که نمیتونید اعتراض کنید. #آیکن آینده کاوان کهکشان نرم افزار آینده سازان کهکشان نرم افزار داده نگاران نرم افزار پارسی
مزخرف ترین شرکت ممکن هیچ مزایایی که ندارن با آدم مثل برده رفتار میشه انقدر این رفتارها تکرار میشه که انگیزه و اعتماد به نفس آدم رو میارن پایین انتظار هزار کار از آدم رو دارن ولی حقوق یه نفرهم بهت نمیدن مدیران نالایق و پارتی بازی شدید. پاداش هارو به هرکی که دلشون میخواد میدن و اصلا کار براشون مهم نیست
من از سر اجبار به این شرکت اومدم، ولی دوست داشتم لااقل پیشرفت کنم و ارتقاء بگیرم اما پس از سالها فقط و فقط درجا زدم و موندم سرجای اولی که بودم. مدیریت میگفتن که زورم به بچهها نمیرسه و خودتون مشکلتونو حل کنید. محیطی به شدت پر از استرس و تنش و حاشیه. تکون بخوری زیرآبتو زدن. همه الکی باهات دوستن و باهات کلی درد و دلای دروغی میکنن تا ازت آتو بگیرن و سریع بفروشنت. در کل اگه کسی دنبال پیشرفت و جایی واسه درست کار کردن و رسیدن به آرزوهاشه اینجا جاش نیست.
من به عنوان کارمند اینجا حس میکنم که منابع انسانی واقعا انسانها رو دید نمیگیره و فقط به عنوان نیروی کار ازشون یاد میکردند. امیدوارم روزی مدیران بفهمند که امروزه به جای منابع انسانی از سرمایه انسانی صحبت میشه و این دیدگاه بهویژه برای مدیریتی که در پارمیس وجود داره مناسب نیست. هر کسی که از اینجا خارج میشه یا وارد میشه، تجربهای رو به خاطر میسپاره و نهایتا میتونه جاهای بهتری پیدا کنه و جذب بشه، اما به نظر من این شرکت همچنان درجا میزند.
در ایمیلی که از شرکت پارمیس دیدم به عنوان فرصت استخدام مجدد معرفی میشد اما انگار برای من کارجو هیچ ثباتی وجود ندارد. مدیران به جای بررسی دقیق عملکرد و شنود تماس با همکاران، جلسات بیوقفه با مشاوران را برگزار میکنند تا علت اصلی کمبود مدت زمان حضور نیروها را پیدا کنند؛ اما انگار هیچکس بیش از سه سال در آنجا نمیماند و همین موضوع حیرتآور است. البته شاید اگر یکی از ما هم بماند، کار بسیار دشوار میشود چرا که بیشتر آنها یا آشنا یا دوستهای مدیران محسوب میشوند و حقوق نسبتا مناسبی میگیرند. مدیریت اکنون به دست یک نفر از بخش منابع انسانی افتاده که به نظر میرسد با روحیات انسانی چندان سازگار نیست و هدف اصلیاش کاهش نیروهاست، هرچقدر که ظاهرا با ما مهربان است. اگر کسی تملقگو، چاپلوس، فروشنده مطلوب، دو رو و زیرابزن باشد، در این شرکت میتواند بدون مشکل استخدام شود. واقعا موقعیت استخدام در این شرکت یکی از بدترینهاست و تنها چیزی که به نظر میرسد این است که آنها بیمه میپردازند تا نشان دهند حسن نیت دارند.
فضای کاری اتاقک برای من تجربهای آرامبخش نبود؛ احساس کردم مدیریت کارآمدی ندارد، محیط کار ناسالم است و افراد حاضر در تیم غیرحرفهای و بیاخلاق به نظر میرسند. توصیه من به دیگران احتیاط است و از فرصتهایی که فراهم میشود با دقت استفاده کنند. تجربهام از این شرکت کوتاه بود و واقعا خوششانس بودم که زود تمام شد.
چه خبره تو پارمیس؟؟؟؟ یه تستر رفت، آی تی استعفا داد، برنامه نویس اصلیشون داره میره، مسئول دفتر رفت. چقدر آگهی زدن. چه میکنههههه منابع انسانی و مدیریت بی کفایتش :////
با سلام شرکت داناپرداز بدترین انتخاب برای نیروهای جویای کاره مخصوصا اگه تو یکی از تیم های پشتیبانی و یا محصول باشی مدیران شرکت بسیار سطح پایین هستند و با عدم انتقال دانش ،برا خودشون امنیت شغلی ایجاد کردن،مدیر عامل در جزئی تربن موارد ورود می کنه و مدیر فنی بسیار دو رویی داره که نمیزاره کسی اونجا رشد کنه و موقعیتش به خطر بیفته نکته جالبتر اینکه چرخش پست های مدیریتی هستش ،مدیر مارکتینگ مدیر پشتیبانی میشه مدیر فروش مدیر منابع انسانی و این چرخه معیوب ادامه داره و بی کفایتی تو هر بخش بیداد می کنه مخصوصا یه مدیر خانم داره که انگار اونجا ارث پدرشه .فقط کسایی که اونجا کار کردن صحبت من رو متوجه میشن
درست مثل زمانی که تازه به مجموعه ملحق شده بودم، اوضاع خیلی به هم ریخته بود و تجربهام از کار در این شرکت چنین آغاز شد که محیط کاری واقعا دشوار بود. من به صورت از راه دور مشغول به کار بودم و به وضوح احساس میکردم که هیچ چیز با استانداردهای یک شرکت بینالمللی همخوانی ندارد. مدیریتی که با گفتار سطح پایین احترام به همکاران را تضعیف میکرد، به راحتی زیر آب دیگران را میزد و پاسخ همکاران هم به این سازوکار عادت کرده بود. اکثر سرپرستان تیمها جوان و کمتجربه بودند و این موضوع کار را به سمت ناپایداری میبرد. تنها نکته مثبت، پرداخت منظم حقوق بود که در این بین یکی از معدود نکاتی بود که به درستی انجام میشد.
بعد از شروع همکاری٬ یه پنل برای ثبت ساعت های کاری به من دادن ولی لایسنس اون پنل رو نخریده بودن و ۱۴ روزه بود من یه مدت کار کردم و ساعت هامم ثبت کردم ولی بعد از ۱ ماه همکاریشون رو با من قطع کردن و گفتن هیچ ساعتی ثبت نکردین و کاری نکردین و من اسکرین شات از ساعت های کاری اون روزام رو گرفته از برنامه گرفته بودن بهشون دادم ولی گفتن داخل برنامه هیچ ساعتی ثبت نشده در حالی که چون از ۱۴ روز گذشته بود٬ اون پنل اجازه دیدن ساعت های ثبت شده رو نمیداد و باید پلن پریمیوم خریداری میشد. و متاسفانه هزینه ۱ ماه کار کردن بنده رو ندادن و به دلیل قبول نکردن سرمایه گذارشون با بنده قطع ارتباط کردن. مزخرف ترین شرکتی که بود که تا بحال باهاشون همکاری داشتم چون هیچ برنامه کاری نداشتن و بلاتکلیف کار میکردن.
این تجربه کاری را در قالبی تازه و با زبان ساده برای خودم بازگو میکنم. با قیاسی صادقانه، بدون اغراق و با حفظ نکات اصلی، وضع کار را توضیح میدهم. در این شرکت فضای کار خیلی ناسالم بود و احساس میکردم هر روز با چالشهای بیشتری روبهرو میشدم. مدیران از سطح لازم برای اداره تیم برخوردار نبودند و رفتارشان تا حد زیادی ناپسند و زننده به چشم میخورد. به گونهای که به وضوح میشد تفاوت بین انتظار از یک محیط حرفهای و واقعیت فضا را حس کرد. ترغیب به ابراز نظر و حفظ احترام در میان همکاران به سختی میدیدم و حتی گاهی احساس میکردم بازخوردها به شکل منفی یا غیرمنصفانه مطرح میشوند. به طور کلی، تجربه کار در این مجموعه برایم بسیار دشوار و نامطلوب بود و به نظر من ادامه همکاری در چنین شرایطی توصیه نمیشود.
من در یک شرکت فناوری اطلاعات کار میکردم و تجربهام از آنجا چند نکتهی منفی را نشان میدهد. اصلیترین مشکل آن نبود ثبات مدیریتی بود، چون سهامدار اصلی شرکت یکی از ارگانهای نظامی است. پرسنل تحت نظارت دائمی قائممقام و مدیر عالی هستند و از دوربینهای مداربسته برای رصد استفاده میکنند. همچنین حواشی و شایعات در محیط به شدت رایج بود و فضا به گونهای بود که حس میکردم زیرآبزنی وجود دارد. به هیچوجه به دیگری توصیه نمیکنم چنین شرکتی را برای کار انتخاب کند.
در این مجموعه جو آرام و رفتار محترمانه از فرهنگ کاری به وضوح مشخص است و همکارانی متخصص دارم که فضای مناسبی برای یادگیری و تجربه فراهم میکنند. با این حال مدیریت پروژهها هنوز منسجم و مشخص نیست و تصمیمات به شکل روزانه اتخاذ میشود و اعتبارشان تا پایان همان روز است؛ به نظر میرسد روال کار بیشتر به مدیریت سنتی رستوران شبیه است. اگر خود را فردی میدانید که مثل یک آچار فرانسه هر روز میتواند کار متفاوتی انجام بدهد و به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور علاقهای ندارید، این محل میتواند برایتان مناسب باشد.
الان که دارم این تجربه رو مینویسم چند ماهی میشه که از شرکت بیرون اومدم. من یک سال تو چارگون کار کردم و هر چی گذشت من سختتر کار کردم اما وضعیت بدتر و بدتر شد. کدبیس قدیمی و پر از بدهی فنی به کنار اینجور چیزا همه جا هست، مشکل مدیرای بیسواد و خاله زنک بود که نمیتونستم تحمل کنم. ازت میخواستن انتقاداتتو تو جمع بیان کنی که بعد نادیده گرفته بشی و تهش اونا بودن که بدهکار بودن (جلسات احمقانه رترو). بازم میگم کدبیس افتضاحی داشتیم که تا یه حدی عادیه اما چیزی که عادی نبود این بود که هیچکس حتی تیم لید به هیچ جاش نبود و تایم ریفکتور و تست نویسی نمیدادن و حتی وقتی مطرح میکردی مسخره میکردن. و مهمتر از همه بحث حقوقه که خیلی گدا بازی در میارن که البته وقتی وارد شرکت میشی با عقل جور در میاد چون همه عین لاکپشت کار میکنن و هر چقدر هم که سریع و خفن باشی فقط بیشتر سوارت میشن همین. تو یه شرکت خوب کاراموز باشی بهتره تا اینکه وارد چارگون بشی چون تو چارگون حتی از لحاظ تکنیکال هم رشد نخواهی کرد.
در شرکت همیار گشت سفربازی به من تماس گرفتند و گفتند یک مصاحبه آنلاین برای من تنظیم میکنند. وقتی رسیدم به جلسه، فقط یک ربع از زمان گذشت و هیچکس در جلسه حاضر نبود. با شمارهای که در ایمیل داده بودند تماس گرفتم ولی پاسخگو نبودند. پس از دو ساعت دوباره تماس گرفتند و گفتند در یک جلسه هستیم و شما نمیتوانید حضور پیدا کنید و برای همان روز، ساعت نه شب زمان دیگری مقرر شد. برای بار دوم در مصاحبه شرکت کردم و حدود یک ساعت و ربع سوال پرسیدند. در پایان گفتند از سطح دانشی که دارم تحتتأثیر بودهاند و یک تسکی ارسال میکنند. تسک را فرستادند و وقتی فایل فیگما را باز کردم دیدم قسمتی از پروژه پنل ادمین خود شرکت است. با این وجود دو روز زمان صرف کردم تا تسک را انجام دهم و فرستادم. بعد از هشت روز پیگیری کردم تا نتیجه را بدانم، چون میخواستم تصمیمگیری کنم. برای من پیامی فرستادند که همه تحت تأثیر مهارت من قرار گرفتند اما در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد. بدون اینکه دلیل مشخصی ارائه دهند فیدبکی دریافت نکردم و به طور کلی شنیدم که بعضی شرکتها چنین رویکردی دارند و پروژهها را جمع میکنند.
میخواستم در یک محیط کار آرام و امن تجربه کنم اما این شرکت خیلی فراتر از انتظارم عمل نکرد. حقوقم رو بهطور غیرمنظم و با تاخیر دریافت کردم و هدیهای از تشویق و انگیزه به من داده نشد. در پرداختها با کتهتیکه و فشار مواجه شدم و انگار چیزی به نام حقوق کامل وجود ندارد. برای خروج از شرکت هم تهدید به نگهداشتن حقوق یا دو برابر کردن تعهدات داخل قرارداد شد؛ در نتیجه احساس کردم باید با پیگیری و دعوا پیگیری کنم تا بتوانم حقوقم را بگیرم. در کنار اینها، برخورد کارکنان با من تحقیرآمیز بود و درگیریهای غیرضروری پیش میآمد. مدیر واحد حقوقی شرکت سابقه شکایتهای متعددی در اداره کار داشت که این موضوع نشان میداد ساختار سازمانی چندان پایدار نیست. از نظر سطح کاری نیز بیشتر با کارهای اضافی و مزاحم روبهرو بودم و فرصتهای رشد و پیشرفت کم بود. به طور کلی مدت حضور در این شرکت برای من تجربهای بود که همزمان با ارزشهای حرفهایام همخوانی نداشت و بهطور کل به من توصیه نمیکنم طولانیمدت در این محیط بمانم.
قبل از اينكه درباره شخصي اظهار فضل كنيد ، حداقل درباره سوابق كاريش بررسي كنيد نمي دونم سابقه آن شخصي كه مطلب را نوشته چقدر است ولي اين را مي دانم از سال 79 دارم برنامه نويسي مي كنم و نيازي هم ندارم به كسي اثبات كنم كسي كه استقرار و توليد يك محصول را غير مرتبط ميدونه نشان از غير حرفه اي بودنش داره اگر با اين شركت مشكل داريد با خودش حل كنيد و از ديگران مايه نزاريد
شرکت داده پردازی رسپینا کاملا بی برنامه و بی نظم علی الخصوص در واحد مالی و منابع انسانی بی برنامگی زیادی وجود داره و عدم پاسخگویی از طرف دو واحد وجود داره رئیس حسابداری واحد مالی خانم س.ح تسویه تمام پرسنل رو بی دلیل نگه میداره و پاسخگو هم نیستن بعد از 6 ماه تسویه پرسنل به زور و پیگیری های بسیار پرداخت میکنند. در واحد مالی کاملا باند بازی وجود داره و بین پرسنل فرق های زیادی گذاشته میشه و عدم مدیریت بسیاری وجود دارند. پاتون رو رسپینا علی الخصوص در واحد مالی جهت همکاری نذارید.
اول از همه از مصاحبه یا جلسه بازجویی باید بگم که به دفعات شما رو میکشونن پای میز محاکمه تا مصاحبه اخرش که از اینها رد شدی تازه میرسی به غول مرحله اخر یه مشت ادم سن بالا میریزن سرت که چرا از محل کار قبلیت اومدی بیرون ما اطمینان نداریم اینجا بمونی!!!!!! اصلا یکی بگه چرا باید یه نفر بخواد کل عمر حرفه ای خودشو بیاد اینجا با حقوق ناچیز بدون هیچ مزایا یا حتی اضافه کاری بگزرونه ؟ اتفاقا من هم اطمینان ندارم به شما اضافه کار ندارن ولی جرات داری بگو تایم کارم تموم شده میخوام برم و عواقبشو ببین هیچ پاداش مناسبتی هم در کار نیست مزایا و ... هم هیچ فقط همون حقوق که اول سال اونم با عنوان ارزیابی عملکرد ازش بریدن و البته تو واقعیت بسته به اینکه چه قد پاچه خاری نکردی و مستحق تسویه حساب شخصی هستی کم میکنن سر سال وقت تسویه حساب شخصیه یه برنامه نویس رو میکنن مدیر تیم بدون هیچ اموزشی بدون هیچ توانایی مدیریتی بعد نتیجه میشه اعصاب خرد کردن و خاله زنک بازی حالا یکی سوال کنه چرا فکر میکنید حتما باید یه نفر مدیر یه چیزی بشه ؟ مثلا نمیشه کارشناس برنامه نویس بمونه و پیشرفت کنه ؟ حتما باید عقده ها شو سر بقیه خالی کنه ؟ جالبه یکی از همین عقده ای ها هم اخرش پارسال رفت که مثلا بره کانادا ولی فعلا رفته یه شرکت دیگه اسم نمیارم ولی "مرت ض..." شاید برای خیلی ها اشنا باشه و بشناسنش شما جرات نداری از چیزی انتقاد کنی چون قطعا همه میریزن سرت و اخرشم کینه میکنن تو یه بازی مسقره ای به اسم ارزیابی عملکرد چندرغازی که میخوان بهت بدن رو کم میکنن اونم با منت یعنی ادم تحصیلکرده اینقدر تحقیر بشه برای دوزار حقوق باعث شرمندگیه اون شرکت باید باشه یه سری مثلا دوره اموزشی بهت اجبار میکنن که باید بری سر کلاس انلاین بعد یه مشت ادم تعطیل مثل نوار ضبط شده میان یه چیزهایی رو رو خونی میکنن و میرن سوال و ... نداریم فقط گوش کن حوصله ات سر بره کافیه حالا اگه و امتحانو قبول بشی که هیچ اگه نه تا ابد همون دو زار حقوق سرسال رو با همین عنوان که فلان دوره رو امتحان ندادی کم میکنن خیلی ها رو میشناسم چند نفری تقلب کردن که فقط بیخیالشون بشن اینجا یه سری عاشق همیشه سبز هایی هست که به نظرم برای فرار از شکستهای زندگیشون واسه شرکت کاسه داغ تر از آش میشن ولی سواد تعطیل مطلقا تعطیل کار فنی و تجربه تکنولوژی خاصی هم وجود نداره عملا فقط در حد نگهداری و تسکهای خرابی دیتا و .... اگه جای بهتری سراغ دارید اینجا نیاین وگرنه یه مدت بمونید و برید دنبال کار دیگه که عمرتون حدر نشه عمده عمده جذب نفراتشون هم دانشجو هست امریه سربازی هم محدود دارن خلاصه بیاین اینجا عاشق همیشه سبز بشین سربازی رو بگزروننین بعد برید یه جای دیگه هیچ ساختار منسجمی نیست پشتیبانی با محصول دعوا محصول با تولید کلا هم همه هر کاری میکنن حتی کارهای روزمره رو با جلسه بازی فقط میخوان گنده اش کنن من خنده ام میگیره همیشه جالب ترش اینه که میگن هیچ شرکتی رقیب ما نیست اما هر کاری میخوان بکنن میرن سراغ همونهایی که هر روز مسقره شون میکنن و خودشونو ساعتها با بحث های خاله زنکی جر میدن کارهای پیش پا افتاده که نهایتش با یه درخواست حل میشه باید بری جلسه بزاری 2 ساعت صبحانه دارن، نهار هم میتونین نصف بها از شرکت بخرین یا سفارش بدین از نهار تایم خیلی کیفیتی نداره ولی بد هم نیست یه صندوق هم برای وام دارن یه مبلغی هر ماه ازت کسر میشه ولی من که نتونستم بگیرم هر بار یه شرطی گذاشتن که جور نمیشد نگاه از بالا به پایین شدیدا اونجا هست از بس هر کی اونجا مونده زدن تو سرش نوبت خودش که شده میخواد جبران کنه گول اسم اینجا رو نخورین، اینجا هیج اتفاق شگفت انگیزی نمیوفته تازه انگیزه هاتونم از دست میدین
برای شرکتی که باهاش کار میکردم، جو امنیتی فوقالعاده سخت بود و این دیدگاه همیشه توی ذهنم بود. حقوق هم نسبت به کاری که انجام میدادم، انصافا مناسب به نظر نمیرسید. چندی پیش هم اطلاعات همهی اعضا در اینترنت منتشر شد.
شخصی نوشته «یک نفر از تیم استقرار الان تو تیم تولید داره کار میکنه و این یعنی انعطاف پذیری .....» بله! Job Rotation تو بعضی از شرکت ها اتفاق می افته ولی اولویت با شغل های مرتبط هست یعنی اینطوری فرض کنید که یک نفر سابقه ۱۰ ساله در تیم استقرار و پشتیبانی داره و هیچ سابقه ای در تیم تولید نداره. مدیران سازمان تصمیم میگیرن یک نیروی با سابقه در استقرار رو به عنوان یک نیروی بی سابقه و بی تجربه در تولید جذب کنند ولی مساله خود شرکت هست که در جذب نیرو به مشکل خورده و به جا به جایی نیرو از دو بخش نامرتبط روی آورده!!! و اثراتش سالها بعد دیده میشه! آینده کاوان نه ناهار میده و نه پول ناهار رو میده، آینده کاوان از هر سفارش غذا با رستوران های طرف قراردادش، 60 هزار تومانش رو پرداخت میکنه یعنی تقریبا ۳۰٪ از هزینه یک غذای معمولی! فضای کار آینده کاوان یا آیکن، سمی هست. میبینید پرسنلی که اتفاقا از طرف هیات موسس حمایت میشن هر رفتاری که دلشون بخواد میکنن! خیلی زود این رفتارها رو میبینید و تازه متوجه میشید که نمیتونید اعتراض کنید. #آیکن آینده کاوان کهکشان نرم افزار آینده سازان کهکشان نرم افزار داده نگاران نرم افزار پارسی
مزخرف ترین شرکت ممکن هیچ مزایایی که ندارن با آدم مثل برده رفتار میشه انقدر این رفتارها تکرار میشه که انگیزه و اعتماد به نفس آدم رو میارن پایین انتظار هزار کار از آدم رو دارن ولی حقوق یه نفرهم بهت نمیدن مدیران نالایق و پارتی بازی شدید. پاداش هارو به هرکی که دلشون میخواد میدن و اصلا کار براشون مهم نیست
من از سر اجبار به این شرکت اومدم، ولی دوست داشتم لااقل پیشرفت کنم و ارتقاء بگیرم اما پس از سالها فقط و فقط درجا زدم و موندم سرجای اولی که بودم. مدیریت میگفتن که زورم به بچهها نمیرسه و خودتون مشکلتونو حل کنید. محیطی به شدت پر از استرس و تنش و حاشیه. تکون بخوری زیرآبتو زدن. همه الکی باهات دوستن و باهات کلی درد و دلای دروغی میکنن تا ازت آتو بگیرن و سریع بفروشنت. در کل اگه کسی دنبال پیشرفت و جایی واسه درست کار کردن و رسیدن به آرزوهاشه اینجا جاش نیست.
من به عنوان کارمند اینجا حس میکنم که منابع انسانی واقعا انسانها رو دید نمیگیره و فقط به عنوان نیروی کار ازشون یاد میکردند. امیدوارم روزی مدیران بفهمند که امروزه به جای منابع انسانی از سرمایه انسانی صحبت میشه و این دیدگاه بهویژه برای مدیریتی که در پارمیس وجود داره مناسب نیست. هر کسی که از اینجا خارج میشه یا وارد میشه، تجربهای رو به خاطر میسپاره و نهایتا میتونه جاهای بهتری پیدا کنه و جذب بشه، اما به نظر من این شرکت همچنان درجا میزند.
در ایمیلی که از شرکت پارمیس دیدم به عنوان فرصت استخدام مجدد معرفی میشد اما انگار برای من کارجو هیچ ثباتی وجود ندارد. مدیران به جای بررسی دقیق عملکرد و شنود تماس با همکاران، جلسات بیوقفه با مشاوران را برگزار میکنند تا علت اصلی کمبود مدت زمان حضور نیروها را پیدا کنند؛ اما انگار هیچکس بیش از سه سال در آنجا نمیماند و همین موضوع حیرتآور است. البته شاید اگر یکی از ما هم بماند، کار بسیار دشوار میشود چرا که بیشتر آنها یا آشنا یا دوستهای مدیران محسوب میشوند و حقوق نسبتا مناسبی میگیرند. مدیریت اکنون به دست یک نفر از بخش منابع انسانی افتاده که به نظر میرسد با روحیات انسانی چندان سازگار نیست و هدف اصلیاش کاهش نیروهاست، هرچقدر که ظاهرا با ما مهربان است. اگر کسی تملقگو، چاپلوس، فروشنده مطلوب، دو رو و زیرابزن باشد، در این شرکت میتواند بدون مشکل استخدام شود. واقعا موقعیت استخدام در این شرکت یکی از بدترینهاست و تنها چیزی که به نظر میرسد این است که آنها بیمه میپردازند تا نشان دهند حسن نیت دارند.
فضای کاری اتاقک برای من تجربهای آرامبخش نبود؛ احساس کردم مدیریت کارآمدی ندارد، محیط کار ناسالم است و افراد حاضر در تیم غیرحرفهای و بیاخلاق به نظر میرسند. توصیه من به دیگران احتیاط است و از فرصتهایی که فراهم میشود با دقت استفاده کنند. تجربهام از این شرکت کوتاه بود و واقعا خوششانس بودم که زود تمام شد.
چه خبره تو پارمیس؟؟؟؟ یه تستر رفت، آی تی استعفا داد، برنامه نویس اصلیشون داره میره، مسئول دفتر رفت. چقدر آگهی زدن. چه میکنههههه منابع انسانی و مدیریت بی کفایتش :////
با سلام شرکت داناپرداز بدترین انتخاب برای نیروهای جویای کاره مخصوصا اگه تو یکی از تیم های پشتیبانی و یا محصول باشی مدیران شرکت بسیار سطح پایین هستند و با عدم انتقال دانش ،برا خودشون امنیت شغلی ایجاد کردن،مدیر عامل در جزئی تربن موارد ورود می کنه و مدیر فنی بسیار دو رویی داره که نمیزاره کسی اونجا رشد کنه و موقعیتش به خطر بیفته نکته جالبتر اینکه چرخش پست های مدیریتی هستش ،مدیر مارکتینگ مدیر پشتیبانی میشه مدیر فروش مدیر منابع انسانی و این چرخه معیوب ادامه داره و بی کفایتی تو هر بخش بیداد می کنه مخصوصا یه مدیر خانم داره که انگار اونجا ارث پدرشه .فقط کسایی که اونجا کار کردن صحبت من رو متوجه میشن
درست مثل زمانی که تازه به مجموعه ملحق شده بودم، اوضاع خیلی به هم ریخته بود و تجربهام از کار در این شرکت چنین آغاز شد که محیط کاری واقعا دشوار بود. من به صورت از راه دور مشغول به کار بودم و به وضوح احساس میکردم که هیچ چیز با استانداردهای یک شرکت بینالمللی همخوانی ندارد. مدیریتی که با گفتار سطح پایین احترام به همکاران را تضعیف میکرد، به راحتی زیر آب دیگران را میزد و پاسخ همکاران هم به این سازوکار عادت کرده بود. اکثر سرپرستان تیمها جوان و کمتجربه بودند و این موضوع کار را به سمت ناپایداری میبرد. تنها نکته مثبت، پرداخت منظم حقوق بود که در این بین یکی از معدود نکاتی بود که به درستی انجام میشد.
بعد از شروع همکاری٬ یه پنل برای ثبت ساعت های کاری به من دادن ولی لایسنس اون پنل رو نخریده بودن و ۱۴ روزه بود من یه مدت کار کردم و ساعت هامم ثبت کردم ولی بعد از ۱ ماه همکاریشون رو با من قطع کردن و گفتن هیچ ساعتی ثبت نکردین و کاری نکردین و من اسکرین شات از ساعت های کاری اون روزام رو گرفته از برنامه گرفته بودن بهشون دادم ولی گفتن داخل برنامه هیچ ساعتی ثبت نشده در حالی که چون از ۱۴ روز گذشته بود٬ اون پنل اجازه دیدن ساعت های ثبت شده رو نمیداد و باید پلن پریمیوم خریداری میشد. و متاسفانه هزینه ۱ ماه کار کردن بنده رو ندادن و به دلیل قبول نکردن سرمایه گذارشون با بنده قطع ارتباط کردن. مزخرف ترین شرکتی که بود که تا بحال باهاشون همکاری داشتم چون هیچ برنامه کاری نداشتن و بلاتکلیف کار میکردن.