شرکت اسنپ فود بود و من برای شغلی در زمینه مدیریت رستورانها مصاحبه داده بودم. بعد از برچیده شدن یکی از ونچرهای گروه IIG، همهی شرکتهای فعال در اون مجموعه شروع به مصاحبه با کارکنان سابق کرده بودند و من هم با اکثریت شرکتهای IIG مصاحبه کردم چون رزومههای ما در اختیارشون بود و به همین خاطر با من تماس میگرفتند و برای مصاحبه دعوت میکردند. نخستین مصاحبه با مدیر مربوطه بود و از من سوالات فنی بسیاری پرسید تا دربارهی بخشبندی و مدیریت اصولی رستورانها نظراتم را بنویسم؛ کاری که تا آن زمان انجام نداده بودند. چون در شغل قبلیم همین کارها را انجام میدادم، با جزییات کامل همهی ایدههایم را گفتم و مدیر آن بخش خیلی از آنها استقبال کرد و خوشحال شد. قرار شد جلسهی بعدی با واحد منابع انسانی باشد و آفر ارائه شود، اما هیچ خبری از آنها نشد. پیگیریهایم هم نتیجهای نداشت و حتی ایمیلی از طرف آنها دریافت نکردم تا اینکه در نهایت یکی از همکاران از اسکایپ را پیدا کردم و پیگیر شدم؛ گفتند فعلا امکان همکاری نداریم. دو نکته که برای من خیلی مهم بود: - در آن مقطع بحران منابع انسانی در کل گروه وجود داشت و احتمالا کموکاستی در هماهنگی بین منابع انسانی و دپارتمان توجیهپذیر است؛ با این حال عملکرد منابع انسانی اسنپ فود در مدیریت این بحران ضعیف بود. - در کار قبلیم سرپرست بخش بودم و سطح کارشناس نسبتا پایینتر بود. این مسئله را در همان مرحله مطرح کردم و مدیر بخش گفت که این دپارتمان را از صفر میسازیم و افرادی مثل من که اولین اعضا هستند، شایستهی مدیریتی خواهند بود. - اگر به دلایل سابقه یا کیفیت کارتان حقوق بالاتری نسبت به میانگین دارید، اسنپ فود گزینهی ایدهآل برای شما نیست؛ رنج حقوق معمولی است، نه خیلی خوب و نه خیلی بد. دوستان من در حال حاضر آنجا مشغولاند و حقوق حدود سه تا چهار میلیون میگیرند. البته این به حوزهی کار آنها در بخش تجاری مربوط میشود و درباره حقوق تیمهای IT اطلاعی ندارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در حال کار با یک شرکت معتبر بودم و در تجربهای از مصاحبه کنترل پروژه صحبت میکنم. از من دربارهی سوابق تحصیلیم و کارهای قبلیم پرسیدند و سوال عجیبی هم مطرح شد: اگر تهران در وضعیتی خطرناک بیفتد و فقط بیست و چهار ساعت فرصت داشتم شهر را تخلیه کنم، چگونه این کار را انجام میدادم؟
ابتدا برای من یک تست تایپ انجام دادند و پس از آن یک آزمون هوش گرفتند، و در نهایت مصاحبهای نسبتا کوتاه به مدت حدودا یک ربع برگزار شد. آنها به سوالاتی که در فرم ثبت کرده بودم پاسخ دادند و توضیحی کوتاه درباره کارهایی که باید انجام بدهم ارائه کردند؛ در مورد میزان حقوق چیزی نگفتند اما گفتند زمان پرداخت حقوق را نیز اعلام میکنند. از من پرسیدند نظر من دربارهی پیشرفت شغلی چیست، چرا برای این شرکت رزومه فرستادهام و هدفم از آینده چگونه است؛ همچنین گفتند اگر تأیید یا رد نهایی شدم، ظرف دو روز آینده خبر میدهند. برایشان مهم بود که نقاط ضعف و قوتم را به وضوح بیان کنم و تمام کارهای مرتبط با وظیفهای که برای آن مصاحبه میکنم را توضیح دهم، زیرا این مسئله برایشان بسیار اهمیت دارد. همچنین درباره حضور در سمینارها یا گذراندن دورههای آموزشی نیز سوال کردند تا بدانند تا کنون چنین تجربهای داشتهام یا نه.
شرکت اسنپ فود را بهعنوان مقصد مصاحبه بیان میکنم و توضیح میدهم چگونه دو آزمون مختلف برای من پیش رفتند. نخستین مرحله بر اساس ارتباط از طریق لینکدین بود و شخص مسئولHR پیام را ارسال کرد تا پذیرش اولیه را اعلام کند. در مجموع دو جلسه مصاحبه برگزار شد و هر کدام با یک نفر انجام شد. جلسه اول از دید من بهتر بود؛ هم نحوه پاسخهایم رضایتبخش بود و هم سوالها بهدرستی مطرح میشدند و منطقشان را میپسندیدم. اما در جلسه دوم، فردی با سطح مدیریتی بالاتر حضور داشت که دقیقا سمتش را به خاطر نمیآورم. از ابتدای گفتوگو اجازه نمیداد زیاد صحبت کنم و من برای ارائه توضیحات کامل در پاسخها، بارها با تذکرهایی مبنی بر کمبود زمان مواجه میشدم. پرسشها بهگونهای بود که برخی از آنها نیازمند توضیحات طولانی بودند و امکان پاسخ کوتاه برایشان وجود نداشت. بهعنوان مثال در یک موقعیت فرضی از من خواسته میشد تا تمامی جنبهها و فرضیاتم را بیان کنم و سپس پاسخ خود را ارائه دهم، اما مصاحبهکننده این فرصت را در اختیارم قرار نمیداد و در نهایت از جلسه دوم کاملا راضی نبودم. با وجود این، خود سوالات مطرحشده ارزشی داشتند و بهنوعی خوب بودند.
در نخستین برخورد، از من یک مصاحبه دیجیتال مارکتینگ گرفتند که با سرپرست تیم روبهرو شدم. او آدمی بود با انرژی و روحیهی بالا که حتی اگر چیزی بلد نبودم هم با لبخند میگفت اوکیه و کار راحت است. در طول جلسه سوالات تخصصی زیادی مطرح شد و چند چالش هم ارائه شد تا راهکارهای خودم را توضیح بدهم. از من خواست تا توضیح بدهم تجربههایم در شرکتهای قبلی چه جلوهای داشتند و دستاوردهای هر کدام را واکاوی کنم. مجموعا برخوردشان بهطور کلی دلنشین و مثبت بود.
روز مصاحبه را با فرض آمادهبودن برای چالشهای واقعی تیم تجربه مشتریان آغاز کردم. دو مصاحبه تخصصی ترتیب داده شد و علاوه بر آن، یک تسک نسبتا عجیب و دشوار به من محول شد که فقط یک روز فرصت داشت تا انجامش بدهم. هر یک از سوالهای تسک، گویی پروژه نسبتا طولانی سه هفتهای بود و برای مصاحبهکنندگان هم دقیقا چنین انتظارهایی وجود داشت. در جلسه نهایی گفتند با مدیر ارشد عملیات هماهنگی میشود تا مصاحبهای دیگر برگزار شود. اما روز بعد ناگهان ایمیل آمد و خبر دادند که ریجکت شدهام. هیچوقت هم از من حقوقی برای بررسی پیشنهاد نکردند. به نظر من هدف این مصاحبه شاید چیز دیگری بود که با روحیه سازمانی اسنپ فود همخوانی دارد و چنین کارهایی را در بر میگیرد.
تصمیم گرفتم برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس در اسنپ فود شرکت کنم و از همان ابتدا فهمیدم مسیر نسبتا چالشبرانگیزی در پیش دارم. در مرحله اول باید اطلاعاتم را در سیستم شرکت وارد میکردم و سپس در همان سیستم با آزمونهای مختلفی مواجه شدم که ترکیبی از سوالات ریاضی و زبان بود و در ادامه تستهای تایپ و سایر بخشهای مختلف هم اضافه شد. سوالات واقعا سخت به نظر میرسیدند، اما وقتی به اتاق مصاحبه رفتم با رفتاری مثبت مواجه شدم. برخورد Assistant محترمانه و آرام بود و با طمأنینه طوری رفتار میکرد که اگر چیزی بلد نبودم یا در هر زمینهای ضعف داشتم، احساس غرور یا استرس نکنم و آرامش لازم را داشتم. این فضا به من فهماند که جو مصاحبه نسبت به سختی سوالات، خیلی آرام و حمایتی است. در نهایت میشود گفت که سختی مصاحبه وجود داشت، اما برای استخدام به اندازهای که انتظار میرود دشوار نبود و به طور کلی خودم هم باید توانایی کار در چنین فضایی را میداشتم تا بتوانم از پسش بر بیایم. با این که گویی روند مصاحبه خیلی سخت بود، اما به خاطر جو مصاحبه و رفتار مثبت تیم، درک بهتری از فرایند پیدا کردم و متوجه شدم که اگر توانایی لازم را داشته باشم، احتمال قبولی بالاست.
من مرحله اول مصاحبه که رفتم با مدیر منابع انسانی این شرکت بود که بعد از پر کردن دوباره فرم مصاحبه و تکرار اطلاعات داخل رزومه و تقریبا ۷-۸ دقیقه انتظار، ابتدا یک نفر به اشتباه به سراغ من اومد و شروع به صحبت کردیم و بعد متوجه شد و رفت و دوباره بعد از کلی انتظار مدیر مربوط اومد و گفت بریم یه اتاق دیگه واسه مصاحبه. در حین مصاحبه هیچ وقتی به من برای پرسیدن سوال داده نشد و هیچ توضیحی نیز از طرف ایشون درباره شرایط و تسهیلات کار و شرکت داده نشد!! ولی مهم ترین نکته ای که این جلسه داشت و واقعا حس توهین به من داد این بود که خانم مدیر مثلا منابع انسانی یک شرکت پر ادعا دائم این سوال رو از من تکرار میکرد که چرا با وجود تحصیلات خوبی که داشتی اومدی تو این کار…!!! و من اصلا نمیفهمیدم که چی باید بگم… یعنی انگار به کسی که هیییچ اطلاعی از اهمیت و کار منابع انسانی در دنیای امروز نداره بخوای دلیل انتخابتو توضیح بدی…. و دائما به این اشاره میکرد که منابع انسانی باید خودشو تو چشه کارمندان کنه تا بفهمن که هستن و کار انجام میدن…!!! واقعا با این رویکرد و دیدگاهی که داشتن من متعجبم چطور به این پوزیشن رسیدن و اون شرکت از نظر مدیریت منابع انسانی در چه وضعیت اسفباری به سر می بره… .
بعد از ارسال رزومه خیلی دیر با من تماس گرفتن و با hr یه مصاحبه اسکایپی ست کردن، که مصاحبه خیلی خوب پیش رفت و مصاحبه کننده هم خیلی دوستانه برخورد کردن. و بعد مصاحبه فنی هماهنگ کردن که توی ایمیل گفته بودن با هد فرانت اند که اسمشون هم توی ایمیل بود و مقاله هاشونم توی ویرگول خونده بودم و ایشون رو میشناختم، ولی روز مصاحبه شخص دیگری با من مصاحبه کرد که من اصلا حس خوبی نداشتم، اصلا توضیح ندادن که چی شده ایشون اومدن مصاحبه کنن و شروع کردن به پرسیدن سوال،صدای محیط خیلی زیاد بود و خودشون هم حواسشون به اطراف بود و چندبار هم خندیدن!! یه سوال خیلی ساده جاوااسکریپت پرسیدن که به من گفتن اشتباهه و از اونجایی که من مطمئن بودم و براشون توضیح دادم قبول نکردن!! و اخر جلسه هم گفتن اوکی ممنون خدانگهدار! و بعدشم هیچ تماسی نگرفتن. من واقعا برام عجیب بود شرکتی که فکر میکردم خیلی معروف هست ، انقدر نگاه بالا به پایین داره و یه کسی که خودش جواب سوال رو اشتباه میده میزارن برا مصاحبه! من بعدش از چندتا از دوستانم که تو زمینه جاوااسکریپت senior هستن پرسیدم و بعدش مطمئن شدم که ایشون اشتباه کرده. من تجربه خیلی بدی داشتم .
سه مرحله مصاحبه بود که مرحله اول اصلا جالب نبود و برخورد مصاحبه کننده واقعا بد بود. چند روز بعد برای مصاحبه دوم و شغل مشابه دعوت شدم که با فرد مصاحبه کننده که خوش برخورد بود به توافق رسیدیم به جز مساله مالی مرحله آخر با مدیرعامل بود که سوالات ریاضی و هوش پرسید و تهش پیشنهادی که داد نصف مبلغ پیشنهادی من بود و اصرارش بر این بود شاید مبلغ کم باشه ولی اینجا اسنپ فوده! فکر کنم اگه مدیرعامل گوگل بود یه پولی هم درخواست میکرد که ماهیانه بدیم به شرکتشون. قرار شد باز هم تماس بگیرند و مبلغ نهایی رو بگن که اصلا تماسی گرفته نشد. در مجموع با کارجو بسیار بد و آماتور و از دید بالا به پایین برخورد میشه. به نظرم از روز اول سر مبلغ صحبت بشه که زیاد وقتش گرفته نشه و بعد کلی رفت و امد به نتیجه نرسه.
من در شرکت اسنپ فود بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۸ بوده.
اولا ک حتما با امادگی کامل برید فایل صوتی مصاحبه دکتر شهبانعلی رو گوش کنید حتما در زمینه کاریتون مطالعه کنید و بعد با خیال راحت برید اول از تجربیلت شغلی پرسیدن مرحله بعد یه خانم دیگه باز از رشته تحصیلی و کارای و توانایی پرسید مرحله اخر یه اقایی بودن ک خیلی خوش برخورد بودن و خیلی سوال نپرسیدم از همون اول گفتن میدونی کارت چیه گفتم با اسنپ فود اشنا هستم و کار فروش کردم و تحربه دارم و مطالعه داشتم در این زمینه ک گفتن فن بیانت عالیه و میذاریمت برای بخش داخل شرکت و منتظر تماسمون باش مطالعه در زمینه نحوه مصاحبه و در مورد عنوان شعلی و همچنین در زمینه کاری خود شرکت ویژگیهایی که براشون مهم بود: فن بیان صبر
شرکت اسنپ باکـس بود و من برای مصاحبه Junior Data Analyst آماده شدم. در نخستین مرحله، فردی که تخصصی در زمینه داشت و بهعنوان senior شناخته میشد با من گفتوگو کرد. از من خواست تا درباره تحصیلات و سوابقم صحبت کنم و در مدت حدود چهل و پنج دقیقه، سوالات تخصصی مطرح شد. او سناریوهایی را مطرح میکرد و از من میخواست راهحلهایم را برای مسائل نشان دهم. پس از آن، پیام ایمیلی دریافت کردم که فاصله تقریبی یک هفتهای تا مرحله بعدی را یادآوری میکرد. در مرحله دوم، مدیر ارشد تیم با من مصاحبه کرد. جو کار به نسبت دوستانه و تا حدودی غیررسمی بود. در این گفتوگو، جزئیات کارهای سابقم در شرکتهای گذشته بهطور دقیق پرسیده شد و همچنین بخشی از سوالات مرتبط با منابع انسانی مطرح شد؛ مثلا موقعیتهای چالشی که در گذشته با آنها مواجه شده بودم و عکسالعملم در آن شرایط چگونه بوده است. از نزدیک به توضیحات مربوط به جزئیات نرمافزارهایی که در رزومهام ذکر کرده بودم و سطح تسلطم در هر کدام پرسیده شد. این مرحله نیز تقریبا چهل و پنج دقیقه طول کشید. حدود یک هفته بعد، ایمیلی از بخش منابع انسانی مبنی بر ارائه حقوق پیشنهادی دریافت کردم. تمام جزئیات رزومه باید دقیق و واقعی باقی میماندند. از نکتههای کلیدی که برای آنها اهمیت داشت، آماده بودن برای یادگیری مسائل جدید و داشتن روحیه کار تیمی بود.
قبل از اولین تجربه مصاحبهام برای کارشناس مرکز تماس، کمی دلواپس بودم. یک پادکست درباره سوالهای مصاحبهای مثل نقطههای قوت و ضعف و سوالات روانشناختی را که معمولا مطرح میشود گوش کردم؛ فکر میکنم خیلی در آمادهسازی کمک میکند. توصیهام این است که هم خودتان باشید و هم با آمادگی کامل بروید دنبال مصاحبه. یک جستوجوی ساده انجام بدهید و به اندازه نیمساعت پادکست گوش بدهید؛ واقعا موثر است. نکتهای که میخواهم اضافه کنم این است که فکر نکنید اینگونه نکتهبرداریها فقط برای برونگراهاست؛ اینها هیچ ربطی به شخصیت شما ندارد. مهم این است که بتوانید به خودتان مسلط باشید و روند رفتار و صحبتهایتان را آرام و کنترلشده مدیریت کنید.
مرحله اول یه مصاحبه اسکایپی کمتر از یک ساعت بود، که بیشتر در مورد جاوا و کمی هم در مورد اسپرینگ و هایبرنیت سوال پرسیدن، بیشتر رویکرد حل مساله داشتن و خیلی ملالغتی سوالها رو نمیپرسید بعد این مرحله قرار شد یه تسک برام بفرستن که چهار روز وقت داشتم برای انجامش، بعضی ابزارهای مورد نیازش رو کار نکرده بودم ولی با سرچ و اینا کار رو کامل انجام دادم و براشون ارسال کردم، تسک یه پروژه نسبتا کوچیک بود که باید با جاوا و اسپرینگ بوت و اسپرینگ دیتا دولوپ میشد و من رو داکر بهشون تحویل دادم. بعد یکی دو هفته تماس گرفتن و جلسه دوم مصاحبه گذاشتن، یک ساعتش مصاحبه منابع انسانی بود و بعدش دو ساعت مجدد مصاحبه فنی داشتم. مصاحبه منابع انسانی نسبتا خوب بود و مودبانه و دوستانه یه سری سوال نسبتا معمولی پرسیدن. بعدش مصاحبه فنی دوم بود که قرار بود یه مساله رو با مصاحبه کننده پیش ببریم. با تاکید بر جزییات و حتی annotation ها و متدهایی که باید تو هر مرحله استفاده میکردیم. من چند تا از ابزارها رو این وسط کار نکرده بودم و البته تو رزومه ام هم نیاورده بودم ولی باز پرسیده میشد. یه سوال الگوریتم کوچیک هم آخرش پرسیدن که چیز خاصی نبود. حسم نسبت به جلسه آخر فنی این بود که فرد مصاحبه کننده فقط میخواست چیزی که تو ذهنش بود رو ازم بشنوه، رویکرد حل مساله کمتری داشت. تصورم قبل اون روز این بود که فرصت یاد گرفتن چیزهای جدید بهم داده میشه و با دادن تسک میخوان قدرت یادگیری و انجام درست کار رو در من بسنجن ولی خب هم مسئول منابع انسانی و هم مصاحبه کننده فنی بهم گفتن که ما کاندیدهای مختلف رو با هم مقایسه میکنیم و در صورتی که نیرویی بهتر از شما ببینیم اون فرد رو استخدام میکنیم و البته رزومه شما رو هم نگه میداریم برای بعد حدود یه هفته بعدش هم بهم ایمیل زدن و گفتن که ما کاندید بهتری داشتیم و متشکریم از شما و خداحافظ. فکر کنم اگه ادامه پیدا میکرد، یه احتمالی داشت که دوباره یه مصاحبه فنی داشته باشم، در غیر این صورت سه نفر از همکاران یا مدیران شرکت سابق رو باید بهشون معرفی میکردم که referral check انجام بدن کل فرآیند از وقتی زنگ زدن تا آخر فکر کنم یک و نیم ماه اینها طول میکشید، البته گویا خیلی متقاضی زیاد داشتن. راستی محل شرکت جردنه، همونجا که اسنپ هست، مرزداران نیستن دیگه گرچه در دوران کرونا کلا دورکارن ویژگیهایی که براشون مهم بود: تو جلسه اچ آر قدرت یاد دادن و انتقال دانشم رو میخواستن بسنجن و ازم خواست براش یه موضوع رو توضیح بدم بقیه چیزها رو خیلی نپرسیدن، فقط من محیط دوستانه و غیررسمی دوست داشتم اونها هم گفتن ما هم همینطوری هستیم
درخواست من برای این موقعیت بهمنظور پیدا کردن آیندهای که برایم مناسبتر باشد، با یک تماس سریع دنبال شد و ساعات کار هم از همان ابتدا انعطافپذیر در نظر گرفته شد. در نخستین مرحله از مصاحبه، مانند اکثر شرکتها، فرم مشخصات تکراری را پر کردم و اطلاعات غیرضروری چندانی درخواست نکردند؛ فقط سابقه کار، وضعیت نظام وظیفه و سلامتی را پرسیدند و از من خواستند درباره این موارد توضیح بدهم. در بخش اول، گفتوگو با یک نفر از تیم منابع انسانی داشتیم و عمده تمرکز روی انگیزه ترک شغل فعلی، روش برخورد من با مسائل و چگونگی مدیریت قطع و وصل بودن کار در موقعیت Oncall بود. بخش دوم مصاحبه با یکی از سرپرستان فنی زیرساخت بود و گفتگوی صمیمانهای شکل گرفت؛ سوالات فنی بهطور صریح مطرح شد و توضیحاتی درباره پروژهها و کارهایی که لازم بود انجام شود، بهوضوح بیان شد. فرصتی هم برای دریافت بازخورد و طرح پرسشها وجود داشت که از نظر من مفید بود. در نهایت، مصاحبه را بهصورت کلی خوب ارزیابی کردم. نکته مثبت کلیدی این ملاقات این بود که بهطور روشن توضیح دادند چگونه فرایند جذب نیرو را انجام میدهند و معیارهای تصمیمگیریشان برای استخدام چیست. همچنین تأکید کردند که باید به الزامات مندرج در شرح موقعیت شغلی قبل از شرکت در مصاحبه توجه شود.
برای مصاحبهنویسی بهتازگی از تجربهی مصاحبهی من با شرکت اسنپ باکس مینویسم. یک جلسه با مدیر عملیات و جلسهای دیگر با مدیر فنی داشتم. مشکل اصلی این بود که در آزمون مهارتهای برنامهنویسی یک تسک به من دادن و من همان روز تسک را انجام دادم؛ مدیر فنی هم کاملا راضی بود و گفت از هفته بعد میتوانم آغاز به کار کنم و دقیقا با من تماس میگیرند تا هماهنگ بشود. اما هیچ کس با من تماس نگرفت و پیگیری هم پاسخ مشخصی نداد. به نظرم این رفتار خیلی غیر حرفهای بود.
در اولین برخورد فهمیدم که رویکردشون بیشتر گفتوگو محور بود تا آزمون مستقیم. دو نفر از تیم فنی در یک گفتوگوی فنی هماوقات با من نشستند، و بحثها بیشتر روی درک مسئله و ارائه راهحل با توجه به توانایی و دانش من متمرکز بود. به صراحت میگفتند که هدفشان یک مکالمه است و قرار نیست به سوالات تئوری پاسخ بدهید یا دیزاین پترنها و ماکرو سرویسها را به صورت فهرستوار نام ببرید؛ بلکه از شما انتظار داشتند تا مسئلهای مشخص را توضیح بدهید و مطابق با توان و دانش خود یک راه حل ارائه بدهید. بعد از جلسه اول، سه یا دو روز بعد برای مصاحبه نهایی تماس گرفتند. انتظار من این بود که با تیم منابع انسانی مصاحبه کنم، اما باز هم مصاحبه به صورت فنی ادامه یافت. همان رویکرد گفتوگو را حفظ کردند و تأکید داشتند که مصاحبه برای بررسی درک عمیق و استفاده عملی از دانستههاست نه فقط بلد بودن تئوری. به عبارتی از من میخواستند بدانم در عمل موقعیت را چگونه مدیریت میکنم، نه اینکه دقیقا بلد باشم چه کار باید کرد. این مصاحبه تقریبا دو ساعت طول کشید و باز هم فرصت برای پاسخ به همه سوالات کم بود. سطح سوالات بالا بود و چالشبرانگیز به نظر میرسید. پیشنهادشان این بود که آرامش خود را حفظ کنم و واقعا آن چه را که بلد هستم و عمیقا درکش میکنم، بدون رودربایستی بیان کنم. نکتهای که برایشان اهمیت داشت، داشتن تصویر روشن از چیزهایی بود که در ذهنشان مهم است؛ اما من بهطور کامل متوجه نمیشدم که دقیقا چه چیزهایی برایشان ارزش دارد.
مصاحبه برای تحلیلگر هوش تجاری در اسنپ باکس دو بخش داشت و من در ابتدای جلسه با پرسشهای تحلیلی روبهرو شدم که هدفشان ارزیابی توان ذهنی، حل مسئله و تفکر نقادانه بود. در بخش دوم از اهداف فردی و ویژگیهای شخصیام پرسیده شد و درباره مهارتهای فنی و نرمافزارهایی که بلد هستم هم صحبت کردند و کمی هم به مسیر پیشرفت این شغل اشاره کردند. درباره ساعات کار و حقوق هم گفتگو کردند. سعی کردم آرامش حضور داشته باشم و طبیعی خودم باشم، و فهمیدم آنجا دنبال فردی با پشتکار هستند.
برای مستندسازی تجربهام از مصاحبه مدیر محصول در اسنپ، با آغاز کار از این نتیجه گیری میکنم که تماس با من خیلی دیر گرفته شد و حدود سه ماه پس از ارسال رزومه خبر دادند که عذرخواهی هم کردند. در مرحله نخست وارد شرکت شدیم و فرم نسبتا مفصلی پر کردم که شامل سوابق کاری،_positions قبلی و افراد شناختهشده در آن موقعیتها و شمارههای تماسشان بود. مصاحبه فنی اولین مرحله بود که دو نفر از تیم محصول با من گفتگو کردند؛ درباره ویژگیهای مثبت و منفی اپلیکیشن اسنپ صحبت کردم و باگهای خاصی را بهشدت توضیح دادم که آنها را شگفتزده کرد و باورشان نمیشد. آنها از کلیات مدیریت محصول پرسیدند و به من فرصت دادند پاسخها را ارائه دهم؛ من هم توضیح دادم و اظهار کردند که پاسخها درست بوده و تقریبا هیچ سوالی بیپاسخ باقی نماند. پس از این مرحله گفتند برای مصاحبهی بعدی HR خبر میدهند. دو ماه بعد دوباره برای مصاحبه دعوت شدم؛ وارد اتاق شدم و دو نفر دیگر از تیم محصول سوالاتی نسبتا تکراری پرسیدند. در میانه مصاحبه گفتم که قبلا فنی مصاحبه دادهام که همکاران تعجب کردند؛ یکی از آنان اتاق را ترک کرد و دوباره برگشت تا مصاحبه را پایان بدهد، اما دیگر خبری نشد. حدود یک ماه پس ایمیلی عمومی با موضوع رد شدن از مصاحبه دریافت کردم، بدون بیان دلیل. قبل از رفتن به شرکت بهتر است با ویژگیهای شغل درخواستی در منابع انگلیسی آشنا شوید؛ خیلی کمک میکند. به دلیل تعداد بالای متقاضیان، احتمال استخدام کم است و وقت کافی به شما تخصیص داده نمیشود و انتظار برخورد کاملا حرفهای هم نباید داشته باشید چون آنها بسیار درگیر هستند. سعی کنید از قبل فهرستی از مواردی که لازم است در مصاحبه مطرح شود تهیه کنید و توضیح دهید؛ ممکن است به ذهنشان نرسد که درباره برخی موارد صحبت کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.