شرکت دادهگستر عصر نوین (هایوب) را به عنوان مقصد مصاحبه تجربه کردم. برخورد همهی کارکنان، از نگهبان تا مدیر منابع انسانی، با احترام و گرمی بود و فرایند مصاحبه بهویژه قسمت فنی به شکل مطلوبی برگزار شد. از نگاه من، شرکت در حوزه مدیریت پروژه و طراحی و برنامهریزی عملکرد خوبی داشت و این بخشها را بهخوبی نشان میداد. مصاحبه با معاون و مدیر بخش نیز تجربهای عالی و پر از چالش بود، اما رفتارها صمیمانه و دوستانه بود و به هیچ عنوان حس منفی از جلسه پیدا نکردم. در مجموع همه چیز به خوبی پیش رفت و حتی با اینکه حقوق پیشنهادیشان کمتر از خواستهام بود، آن را پذیرفتم. تنها نکتهای که باعث نشد این مجموعه را انتخاب کنم، نبود پرداخت برای ساعات اضافه کاری بود؛ با توجه به صحبتهای مطرحشده، حجم کار بالاست و اضافهکاری اجتنابناپذیر... هر شرکتی قانونی خاص خودش را دارد، اما پذیرفتن آن برای من دشوار بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این تجربه را خیلی آرام و با دقت برای خودم ثبت کردم: مدیر دیجیتال مارکتینگ شرکت، که مسئول مصاحبه بود، هیچ اطلاعی از دیجیتال مارکتینگ نداشت و دیدگاهش نسبت به حوزهی کار آماتور به نظر میآمد؛ سوالهایش بیربط و نامتناسب با موضوع بودند. زمان شروع مصاحبه هم خیلی دیر بود و هیچ عذرخواهیای نکردند. در کل به نظر میرسید که شرکت نه کار مشخصی انجام میدهد و نه شناختهشدهای برای من داشت.
به نظرم شرکت هیچستان خیلی آرام و دلنشین میتونه باشه، اما مصاحبه به شکلی که انتظار داشتم نبود. از طریق لینکدین پیگیر شدند تا برای مصاحبه بیام و من هم چون موضوع کارشون برام جالب بود، رفتم. برخورد کارکنان منابع انسانی و به خصوص خانمی که در دفترشون راهنماییم کرد خیلی محترمانه و خوب بود. محیط کار خیلی آرام و زیبا به نظر میاومد. اما روند مصاحبه کمطرفدار و غیرجذاب بود. من بیشترین سکوت را داشتم و مصاحبهکننده که به نظر مدیر محتوا میآمد، مدام از سیاستها، فلسفهها و دلخوشیهای شرکت صحبت میکرد. به نظر میرسید بیشتر دنبال بیان مسائل غیرتجاری و غیرکاربردی هستن تا بحثهای حرفهای. مثلا میگفتند وقتی کسی وارد مجموعه میشود بهش کتابی از سهراب سپهری هدیه میدن و براش قصه تعریف میکنن؛ من اهل حرفهای سطحی و پرطمطراق نیستم و فکر میکنم این مسائل داخلی و بینتیمی ارزش گفتن در مصاحبه را ندارد. برای پوزیشن مصاحبهشده، بیشتر دنبال فردی بودن که بیاد داستان بگه و به خوشایندهای محیطی اشاره کنه، همون ارزشهای کلی که توی کل مصاحبه مطرح میشد. بنابراین خیلی انتظار بحثهای عملیاتی و تخصصی را نداشتم، چون آنها از خودشون بیشتر خوشنود بودند و رفتارشان چنین تصویری را منتقل میکرد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتن، در نهایت در صحبتهای من به وضوح اشاره نشد و محیط کارشان به نظر صلحآمیز و آرام میآمد.
برای مصاحبه frontend شرکت هیچستان، طولانی بودنش و تعداد زیاد سوالها رو به خوبی حس کردم؛ بیشتر آنها طوری طراحی شده بودند که طرز فکر من رو در مواجهه با مشکلات خاص بسنجند و تا حدی جزئیات به چشم میآمد. در نهایت قبول شدم، اما محل کار خیلی دور بود و از همکاری منصرف شدم. یکی از نکات منفی این تجربه این بود که گفتند اگر کار عقب بیفتد و مجموعه همچنان مانده باشد، تا دیر وقت باید بمانیم و کار را تمام کنیم، با مثالی تا ساعت یازده شب که برای من استرس ایجاد کرد.
آن مصاحبه واقعا دوستانه و گرم بود و بیشتر درباره کار و طراحی و تحلیل داده صحبت کردیم. صحبتها عمیق و جزیی بود و انتظار داشتند تا پایان هفته نتیجه را اعلام کنند، اما خبری نشد. سه ماه بعد دوباره تماس گرفتند و متوجه شدند که من قبلا آن مصاحبه را انجام دادهام.
شرکت هیچستان در مصاحبه گذاری برای کارشناس برداشت پلان، احساس کردم صحبت با فرد مصاحبهکننده به من آرامش داد و فضای جلسه تا حدی دوستانه بود، هرچند من در آن لحظه استرس داشتم و به وضوح پیدا بود. رفتار مصاحبهکنندهها مودبانه بود و سوالات را آرام میپرسیدند؛ در پاسخ به بیشتر سوالات هم کاملا آماده نبودم اما واکنش مناسبی از جانب آنها دیدم. به عنوان مثال وقتی پرسیدند داخل اتاق چند توپ تنیس جا میشود، از جواب دادن ناتوانیام را پذیرفتم و توضیح دادم بلد نیستم. همچنین وقتی در مورد حجم کره، یادم نبود و کمی گیج شدم، توضیح دادم که نمیدانم. فضای شرکت دلنشین و صمیمی بود و فاصلهاش با مترو تجریش حدود بیست دقیقه است. به نظر میرسید برای این شغل، شرکت بیش از هر چیز به آشنایی با تهران، داشتن وسیله نقلیه و دانش ابتدایی درباره ساختمانها اهمیت میداد. در کل تجربه خوبی بود و نقاط ضعفم را بهتر شناختنم. پ.ن: حجم کره برابر است با شعاع به توان سه ضرب در عدد پی ضربدر ۴/۳، از چپ به راست بخوانید. ساعت کاری
وقتی وارد شدم هیچکس نبود درو باز کنه یا جوابمو بده. یعنی حتی کسی نپرسید برای چی اومدی تو و با کی کار داری که توی ورود خیلی زد توی ذوقم. بعد از چند دقیقه اومدن و راهنمایی کردن به یکی از اتاق ها تا سرپرس تیم front-end اومد و مصاحبه رو شروع کرد. خیلی سریع وارد بحث فنی شد و سوالای ES6 و React پرسید. در صورتی که من توی رزومه نوشته بودم آشنا هستم و تجربه کاری با react ندارم و اصلا آمادگی نداشتم و فکر میکنم اصلا رزومه من رو اصلا نخونده بودند. روند مصاحبه خیلی تند پیش رفت و من هرچیزی بلد نبودم گفتم نمیدونم. وسط مصاحبه و صحبت ما یک نفر بدون اینکه در بزنه وارد اتاق شد و چند دقیقه بود نماز خوند و رفت بیرون! در نهایت گفتن مایل هستند که باهم کار کنیم اما باید ۳ ماه برم کارآموزی تا react یاد بگیرم تا بعدش دوباره ارزیابی کنن برای کار! فضای کار به شدت شلوغ و هرج و مرج بود. و کار کردن اونجا رو به کسی توصیه نمیکنم. ویژگیهایی که براشون مهم بود: گفتند فضای اینجا خیلی دوستانس ساعت کاری خاصی نداریم
بیشتر در باره سابقه گذشته و کلیات بود و توضیحات کار فرایند های شرکت و اعلام شرایط حقوقی در کل شرایط مناسبی نداره مگر اینکه یک بازاریاب حرفه ای باشید حقوق بر پایه درصد قرارداد های هست که برای شرکت میبندید و کلا خیلی پشتیبانی نداره فقط مذاکره تلفنی هست اصلا بیخیالش شید نرید بیشتر بازاریاب تلفنی میخان تا پشتیبان مرکز تماس حقوق هم درصدی هست بعد از مصاحبه تماس گرفتند که بیاید یک روز پشت خط آزمایشی بشینید و در پایان روز اعلام کردن که خوب بود تماس میگیریم و بعدش هیچ تماسی دریافت نکردم اصلا بیخیالش شید نرید بیشتر بازاریاب تلفنی میخان تا پشتیبان مرکز تماس حقوق هم درصدی هست بعد از مصاحبه تماس گرفتند که بیاید یک روز پشت خط آزمایشی بشینید و در پایان روز اعلام کردن که خوب بود تماس میگیریم و بعدش هیچ تماسی دریافت نکردم ویژگیهایی که براشون مهم بود: هیجی
اول از همه بد مسیر بودن شرکت کوچه و پس کوچه های روبرو خیابان موسیوند ،حتما وسیله نقلیه داشته باشی،نزدیکترین ایستگاه مترو قیطریه هستش که ۱۵-۲۰ دقیقه حداقل پیاده روی داشته باشید،فضای شرکت جالب بود یه ملک دربست!!،با دکوری تلفیقی از سنت مدرنیته،اون زمان که من رفتم داخل ای-استخدام درخواست نیروی فروش داده بودند و اسمی از شرکت نبود.معطلی برای مصاحبه یک نقطه ضعف دیگه برای شرکت بود نزدیک به یک ساعت!!!،فرد مصاحبه کننده خیلی بسته صحبت میکرد و اطلاعات آنچنانی درمورد شرکت نداد،شرایط کاری جالب نبود از ۸صبح تا۶بعد از ظهر حتی پنج شنبه ها،بیشتر هم بازاریاب می خواستند تا کارشناس فروش که از صبح بیرون باشه تا هر وقت شد،زمان آزمایشی هم ۳روز که کلا ۳روز زمانی که تازه بفهمی کار چیه تا بخوای خودی نشون بدی.حقوق ثابت هم ۱،۵۰۰،۰۰۰که کلا خرج کرایه ماشین،مترو و بنزین بخوای حساب کنی چیزی نمی مونه… در مورد مصاحبه هم،مصاحبه کننده هم سریع یه شکلات برداشت و گفت اینو به من بفروش،بعد هم با توجه سؤالش در موردبه جایی که اون زمان سرکار بودم(که یه جورایی شبیه کار شرکت هیچستان بود)،روند مصاحبه رفت توی حاشیه و سوال در مورد محل کارم و مدیر فروشش اینه و… اگه دوست دارین از صبح بیرون شرکت باشی و با املاکها سر و کله بزنی خوبه،
روند مصاحبه خیلی خوب بود اصلا معطل نشدم میدونستم چی میخان و منم گفتم هستم???? نوع برخوردشان بسیار خوب و گرم بود و از من میخاستن که نهایت تلاشم بکار ببرم سوالایی راجبه تیپه شخصیتی سابقه کار و دلیل بیرون اومدم از شرکت قبلی رو پرسیدن ومنم به شدت باهاشون صادق بودم سوال عجیبه خاصی هم نپرسیدن یکم از شرایط کاری گفتن و اینکه با ساعات کاری زیاد مشکلی نداشته باشم که من شکلی نداشتم سعی کنه واقعا اون چیزی رو که هست براشون توضیح بده و غلو نکنه
سخت نبود اول یه مصاحبه انلاین بعد بخاطر کرونا هر ماه تماس میگرفتن نهایت بعد ۲ ماه رفتم برای مصاحبه حضوری قبول شدم ولی چون بین مصاحبه اول و دوم تناقض زیاد بود از جمله حقوق و محل کار رد کردم.
به جای توضیح درباره کاری که باید انجام بدم و توانایی هام ،در مورد سابقه شغلی میپرسیدن که کاملا بی ربط بود ، انگار باز جویی میکنن ازت ، چرا از فلان شرکت اومدی بیرون و.. اصلا خودشون توضیح در مورد شرکت ندادن فضای شرکت کمی عجیب بود ، از در که وارد شدم فک کردم وارد اشپزخونه شرکت شدم 🙂 خخخ یه میز گذاشته بودن ۶تا خانوم داشتن غذا میخوردن ، یه لحظه گفتم شاید اشتباه اومد رستوران به نظرم اهمیتی به دانش طرف نمیدن ، فقط دنبال کسی هستن بتونه خوب خودشو جا بزنه ویژگیهایی که براشون مهم بود: اصلا سوالی نپرسیدن
سه نفر توی مصاحبه بودن اولش در مورد سابقه کار پرسیدن ، کجا ها کار کردی چیا بلد هستی ، چرا داری از شرکت قبلی میای بیرون بعد نفر بعدی در مورد خود شرکت توضیح داد که چه کار هایی میکنن و هدفشون چی هست ، اون موقع هنوز لانچ نشده بود و در حال توسعه بودن بعد گفت اگر سوالی داری بپرس در نهایت هم مدیر فنی یک سری سوال هوش مطرح کرد و بعد وارد فاز فنی و تخصصی شد بعد گفتن خبر میدیم تا یک هفته دیگه که به موقع تماس گرفتن گفتن برای تست عملی یک روز بیا کنار تیم باش بعد از اون همه چی خوب پیش رفت حتی یک هفته هم بعد از اون رفتم اما سر حقوق نهایی به نتیجه نرسیدیم ویژگیهایی که براشون مهم بود: تیم خلاقی به نظر میومد
تنها مزیت شرکت فضای جالب ترکیبی سنتی و مدرنی هست که داشتن و مابقی مسائل همش نکته منفی بود. مصاحبه رو چهل دقیقه دیرتر شروع کردن و شخص اولی که برای مصاحبه فنی اومد هیچ بویی از روابط اجتماعی نبرده بود و خودش استرس میداد و دائما جواب سوالهای قبلی رو با پرسیدن سوال جدید قطع می کرد. شخص بعدی هم که اومد معلوم نبود برای منابع انسانی اومده یا فنی یک سری سوال هایی که بنظر میومد با هدف پرسیده میشه اما بنظر نمیومد که اون شخص توانایی تحلیل جواب های این سوالات رو داشته باشه. پنجشنبه ها هم تا ساعت ۶ هستن! از لحاظ موقعیت هم بشدت بدمسیر در داخل کوچه پس کوچه های نزدیک تجریش. کارکردن تو اونجا رو اصلا توصیه نمی کنم. ویژگیهایی که براشون مهم بود: چیزی نگفتن.
من یک مصاحبه رفتم فقط. یکی از همکاران شرکت من رو معرفی کرده بود. برخوردشون خوب بود. خوش اخلاق بودن و مصاحبه خیلی صمیمانه و معمولی پیش رفت. زمان مصاحبه خیلی طولانی شد و چیزهای زیادی پرسیدن که بعضیاش ربطی هم به شغل درخواستی من نداشت. سه نفر در این جلسه با من مصاحبه کردن که یکیشون وسطش اومد و باز رفت. به نظر نمیومد خیلی مشخصا بدونن که دنبال کسی با چه ویژگی هایی می گردن. به نظر من به صورت کلی مصاحبه سردرگم و نامعلوم بود. در مورد محل کار قبلیم و این که چرا بیرون اومدم پرسیدن. در نهایت هم یک دور محل شرکت رو به صورت کامل بهم نشون دادن. گفتن ما ساعت کار برامون معنی نداره و تا هر وقت کار باشه می مونیم. محل شرکت باصفا ولی خیلی بدمسیر بود. نتیجه مصاحبه رو اصلا اطلاع ندادن و این خیلی بد بود به نظرم. یک نکته دیگه هم این که تصور درستی از بازاری که داشتن کارو شروع می کردن توش نداشتن. اگر جوون هستین و دنبال تجربه های جدید و ناآشنا و نامعلوم برید این جا وگرنه به نظر نمیاد که محل خوبی باشه براتون. ویژگیهایی که براشون مهم بود: دوست داشتن کسی که میاد اون جا با فرهنگ شرکتشون هماهنگ باشه.
ازم در آخر خواستن که به خودم نمره بدم 🙂 غیر منتظره بود. در مورد اوقات فراغتم سوال پرسیدن و خیلی براشون مهم بود که بدونن بعد از کار یا روزهای تعطیلمو چه جوری میگذرونم. ارزش های شخصی من براشون مهم بود و کامل در مورد شرایط کار، حجم کار و ارزش هاشون توضیح دادن اگه تایم کاری زیاد اذیتت نمیکنه و میتونی هندل کنی حتما برو
مصاحبه با هیچستان بهترین مصاحبهی من در ایران بود. میگم ایران چون من خیلی مصاحبه میرم و این کار رو یه جورایی دوست دارم و سعی میکنم از هر مصاحبهای کلی یاد بگیرم. خارج از ایران نبودم، اما خیلی خوندم و خوب یه روزی میرم، اون موقع میآم میگم اونور چهطوریه :)) بدترین قسمت هر تماسی که قراره منتج به مصاحبه بشه، اینه که یکی زنگ بزنه بگه فلان ساعت بیا! انگار من بیکارم منتظر تماسش نشستم. هیچستان اینطوری نبود. باهام تماس گرفتن، گفتن چه ساعتی برام اوکیه، و چک کردن ببینن مصاحبهکننده وقتش با من چطور مچ میشه. بخش جذابش این بود که همهچی اتومات بود، ساعت جلسه رو برام کلندر کردن، یه ایمیل فرستادن و آدرس هم همونجا بود. روز مصاحبه هم من زود رسیدم طبق معمول، اما معطل نشدم. فضای شرکت به شدت جذاب بود برام و هیجانزده شده بودم. آدمها هم خیلی بهروز و جذاب به نظر میرسیدن. حرفهای اولیه رو که زدیم قرار شد یه کار رو به صورت آزمایشی ببرم جلو. جلسه دوم کمتر از دو سه روز اوکی شد و من اونجا استخدام شدم. تنها مشکل هیچستان ساعت کاری طولانیشه، اما خوبیش هم اینه که مدیر تیمها بسته به تایم کارشون ساعت ورود و خروج رو تعیین میکنن. درباره حقوق نمینویسم اما نکته خوبش این بود که یه مقداری از چیزی که من پیشنهاد داده بودم بیشتر بود! الان من هیچستان کار نمیکنم، فضای فروش و عملیات رو هم نمیدونم، اما به نظرم برای تیمهای محصول، محتوا و برنامهنویسی جای خوبیه.
باورم نمیشود که چنین تجربهای در دنیای کار پیدا کنم؛ انتظارم از یک شرکت جوان و دغدغهمند به کلی تفاوت داشت با آن چه دیدم. در نخستین نشست، احساس کردم مصاحبه تنها جنبه آشنایی با تکنیکهای ارزیابی داشت و نه ارزیابی واقعا سازندهای برای من بهعنوان کاندیدای مالی. روند مصاحبه بیش از حد طولانی بود و برخی سوالها یا فعالیتها به نظرم صرفا وقتگیر میآمدند و بیشتر شبیه نظرسنجی داخلی شرکت بود تا یک ارزیابی حرفهای. همچنین با درخواست ارائه راهحل برای برخی مشکلات داخلی مواجه شدم که فکر میکنم نیازمند مشاوره تخصصی و پرداخت هزینه بود و ربطی به فرآیند مصاحبه نداشت. جالب اینکه از قبل در سایت شرکت رد شده بودم و این روند ادامه کار را برایم ادامهدار و غیر حرفهای نشان میداد. من تا پایان مصاحبه با احترام به حرفهام حضور داشتم، اما تصمیم گرفتم تجربیاتم را بهطور روشن با کسانی که ممکن است بهزودی با همین روند روبهرو شوند به اشتراک بگذارم تا واقعیت کار در چنین محیطی کمتر گمراهکننده باشد.
من برای گروه توسعه فناوری اطلاعات هزاردستان رزومه فرستادم، نه به خاطر نیاز فوری کار بلکه فقط برای امتحان کردن وضعیت بود و از کار فعلیم رضایت داشتم. تعریفهای زیادی درباره شرکت شنیده بودم و فقط یک خلاصه ساده فرستادم تا به من زنگ بزنن و نشان بدن که از باکلاسبودن استقبال میکنن. در نخستین تماس، پرسشهای تکراری مطرح شد که پاسخشان با یک جستجوی ساده در گوگل آشکار بود؛ از آیندهام پرسیدن و اینکه چطور میتونم نسبت به ناراحتی دوستانم واکنش نشان بدهم. در جلسه دوم، که اکثر افراد از آن رد میکنند، دوباره سوالاتی با محور رفتار مطرح شد و مسیر انتخابیام را زیرسوال بردند. در نهایت یک سوال نسبتا ساده درباره فرمولنویسی مطرح شد: چه توابعی بلد هستم و چند تا تابع تاپ اکسل را گفتم. انتظار داشتند که بتوانم بهسرعت روی پنجره صحبتها داشبورد و VBA را توضیح بدهم، اما آن سوال کاملا کارشناسینشده به نظر میآمد چون این توابع هر کدام دوره جداگانه دارند و میانگینبودن توابعی مثل این نیستند تا در یک دقیقه توضیح داده شوند. بهطور کل حرف من درباره سیاست شرکت این بود که مصاحبه برایشان جزئی از وظایف اعضا است و با این مصاحبهها دایما اطلاعات جدیدی به دست میآورند؛ از من و شما هم رفتار و هم جنبه فنی را میسنجند تا برای شرکتشان استفاده کنند. به دنبال تجربه برای افراد بیتجربه ایده میدهند و برای باتجربهها هم نکتههایی دارند که لزوما کارشان را بهراه درست هدایت نمیکند. امید دادن و ناامیدکردن یک آدم با انگیزه را نمیپسندم و فکر میکنم استفاده از ایدهها همواره بهخوبی تنظیم نشده است. توصیهام این است که اول امیدوار باشیم، اما رویاپردازی بیپشتوانه نداشته باشیم. ویژگیای که برایشان اهمیت داشت: کار تیمی
مصاحبه برای کارشناس تست نرمافزار در حساب رایان واقعا خوب بود. سوالات منابع انسانی بهگونهای منطقی مطرح شد و فضای برخورد با تیم مصاحبهکننده بسیار دلگرمکننده و پرانرژی بود. مدیر فنی نیز پرسشهای تخصصی مناسب و رویکردی مهربان داشت و برخوردشان هم محترمانه بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.