افتضاح ترین و بدترین و پراسترس ترین دیر حقوق بده ترین و طلبکارترین و بدقول ترین غیر حرفه ای ترین و خاله زنکترین شرکتی که تا به حال دیدم این بوده.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی از دوران پرتنش جنگ عبور میکردم، شرکت با حمایتی بیدریغ همراهمان بود. اول اینکه حقوقمان را یک هفته زودتر واریز کردند و علاوه بر این، برخی روزهای غیبت را خود شرکت تقبل کرد تا فشارهای روی تیم نباشد. همچنین چند روز هم برایمان مرخصی تعیین کردند تا نگرانی بیپولی یا فشار کاری کمتر شود.
من چند ماهی است که از این مجموعه جدا شدم و هدفم از نوشتن این تجربه، راهنمایی برای کسانی است که ممکن است بخواهند در آنجا همکاری کنند. معایب اصلی شامل کمبود نقدینگی و تاخیر در پرداخت حقوق است. همچنین فرصت تجربه کاری تنها در زمینههای مرتبط با صنعت برق است و در زمینههای دیگر شرکت چندان همکاری نمیکند، اگرچه پتانسیل بالایی دارد. جلسات کاری هم بسیار زیاد برگزار میشود. مزایا هم شامل حقوق همسطح با شرایط بازار است، وجود سالن ناهارخوری جداگانه که با توجه به اندازه شرکت نکته مثبتی محسوب میشود، فرصت رشد و پیشرفت شغلی، سطح بالای عملی پرسنل و عدم نیاز به اضافهکاری طولانی است. سال گذشته برای کسانی که در یک پروژه اصلی شرکت اضافهکاری داشتند، علاوه بر مبلغ اضافهکاری، پاداش قابل توجهی هم پرداخت کردند که از سوی تیم توسعه بود.
من 4-5 سال تو بخش نرم افزار بودم و فقط در مورد معاونت نرم افزار (ببخشید مافیای نرم افزار) می تونم نظر بدم! راستش اکثر برنامه نویس ها حتی نسل خیلی جوان آنها از سطح سواد و دانش خیلی پایینی برخوردار بودند که تقصیری هم نداشتند چون مدیران و سرپرست های پروژه ها و معاونت نرم افزار آدم های بیسواد و تنبل و فسیل بودند و تمایلی به کارهای جدید با تکنولوژی های جدید نداشتند و فقط حقوق و وام برایشان مهم بود! کلا دپارتمان نرم افزار یک مافیای مخوف بود بخصوص شخصی که پس از مهندس علی سلیمی به معاونت این بخش رسید (یک آرسن لوپن و نامرد واقعی و بی نظیر و نون به نرخ روز خور)! اکثر برنامه نویس ها تقریبا 10 درصد وقت را برای کارهای بی ارزش و مسخره و ساده اختصاص می دادند و بقیه وقت سر ها تو گوشی بود و یا داشتند با ارز دیجیتال کار می کردند و یا وقت تلف کنی با حرف و غیبت و زیراب زدن .... :) و جالب بود که این گروه از برنامه نویسان به شدت از فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی بدشون میامد و معتقد بودند که فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی معتبر بیسواد هستند و ما فقط خوبیم!!!!!!!!! (البته بنده خودم در فیلد نرم افزار بچه های دانشگاه آزاد خیلی خیلی خوب زیاد دیدم منتهی نه در ناواکو!) این معاونت که از مشتی برنامه نویس و مدیر بیسواد و بی انگیزه و تنبل تشکیل شده بود به راحتی مدیریت ناواکو و حتی بانک مسکن را تحت فشار قرار می دادند و به اصطلاح گروکشی می کردند برای اهداف خودشان و متاسفانه مدیریت شرکت و بانک مسکن هم که آدم های فنی نبودند مجبور بودند تمکین کنند. در حالیکه بانک خیلی خیلی از نرم افزار ها و سیستم های بی کفیت و پر از باگ ناراضی بود .... اما اگر مدیریان و آی تی بانک آدم های مطلع و فنی بودند به راحتی می توانستند قید این نرم افزار ها را بزنند و این معاونت مافیایی و هزینه بر را تعطیل کنند و در عوض از شرکت های کاردرست نرم افزار بخرند و برنامه نویسان جدیدتر معاونت نرم افزار هم برای پشتیبانی این نرم افزارها نگه دارند! منتهی ترس از خوابیدن کار داشتند و البته معاونت نرم افزار هم با خرابکاری مانع می شد! و بانک مجبور بود این شرایط را بپذیرد! من فکر می کنم که با برکنار کردن معون نرم افزار و مسرپرست های پروژه اوضاع معاونت نرم افزار و کلا ناواکو بسرعت بهتر خواهد شد اما نمی دانم چرا بانک مسکن این کا را نمی کنه!
من در موننکو ایران، شرکتی که ظاهرا شیک و حرفهای به نظر میرسد و جزو گروه مپنا محسوب میشود، تجربیات خود را به اشتراک میگذارم. واقعیت این است که رفتار و وضعیت من با مدیر مستقیمم رابطهای مستقیم داشت و تعادل کار و زندگی در این محیط معنایی نداشت. ارزیابی عملکرد براساس میزان اضافهکاری بود و اگر اضافهکاری از سوی مدیران رضایتبخش نبود، با من برخورد میشد، و ممکن بود حتی کارانهای به من تعلق نگیرد یا شغلم را از دست بدهم. در مورد حقوق و مزایا هم نسبت به سایر شرکتها مبالغی پایینتر بود و در ابتدای استخدام به طور روشن صحبت نمیشدند. معمولا شایعاتی مبنی بر اینکه اضافهکاری را به حقوق اعلامی اضافه میکنند، شنیده میشد و به واقعیت نمیرسید. دریافت کارانه هم به من گفته میشد به صورت حقوق هر دو ماه، اما این مبلغ هرگز بهطور منظم پرداخت نمیشد و تاخیرهای زیادی داشت. مسیر رشد در این شرکت بیشتر به ارتباطات شخصی با مدیران بستگی داشت و معمولا جای پیشرفت محسوس و مشخصی وجود نداشت. با این حال یکی از مزایا، اشاره به شغل به عنوان تجربهای از شرکت در رزومه است.
زنگ خطر برای تمام شرکت ها امروز از طرف یکی از روابطم که واسط مشترک بین بنده و خانم هنگ.... ارش.....است متوج شدم که نامبرده از شرکت آرمان اخراج شده یا بیرون اومده.( البته علت خیلی هم مهم نیست) جالب تر از اون اینکه متوجه شدم ایشون در تاریخ 1404/06/06 در خصوص افرادی که در شرکت مستقیم یا غیر مستقیم همکاری داشته نظری نوشته که در این خصوص نظری ندارم منتهای هشداری مهم دارم برای تمام کارفرمایان یا شرکت هایی که قصد جذب نیرو دارند : اگر فرد نام برده(هنگ.... ارش.....) برای شرکتتون کاندید شد قبل از هر اقدامی، سلامت روانی ایشون رو بررسی کنید ایشون از بیماری "آپوتمنوفیلیا" که یک بیماری روانی است رنج میبرند و از آثار آن پلک زدن های پی در پی و بی وقفه، چاقی مزمن و....میباشد و در نهایت حمله به اطرافیان و آسیب رساندن به آنها میباشد این تجربه ی تلخ کاری بنده و بسیاری از افراد دیگر هست که وظیفه انسانی خودم دانستم مطرح کنم
دو سالی را در ماورانت گذراندم و تجربهای موفق و پربار بود. از نظر فنی رشد قابل توجهی داشتم و پروژههای زیادی با نتیجههای مطلوب به ثمر رسیدند. فضای کار دوستانه و همسو با همکاران بود، اما به افرادی که از کار در محیطهای پرتور و شلوغ فرار دارند پیشنهاد نمیکنم؛ چون تعدد پروژهها همواره بالا بود و تیم منابع انسانی زیادی داشت.
به نظرم کار توی این شرکت تجربهای متفاوت و پرانرژی بود. اینجا فقط به کدنویسی محدود نمیشوی؛ دائم در حال یادگیری و پیشرفت هستی. فضای کار آنقدر فعال است که هر روز با چالشی تازه و هیجانآور روبهرو میشوی و از تازهترین فناوریها استفاده میکنی. چیزی که اینجا را از سایر places متمایز میکند این است که مدیران و همکاران واقعا به رشد تو اهمیت میدهند؛ هر ایدهای که داشته باشی به آنها میرسی و تشویقت میکنند تا روی پروژههای جدید کار کنی. حس پیوسته به بهبود خودت واقعا انگیزهات را بالا میبرد. در مجموع، اگر دنبال جایی هستی که هم از کار لذت ببری و هم هر روز چیز جدیدی یاد بگیری و به یک برنامهنویس حرفهایتر تبدیل شوی، این شرکت یکی از گزینههای عالی است.
من مدت دو سال اینجا همکاری داشتم در دفتر شیراز بودم تو vip مجتمع خلیج فارس با روف کاردن بود ! واقعا یه محیط بینظیر و استثنایی که شرکت های دیگه اینو نمیدیدین ! رفت وامد بهش ساده نبود که شش ما اخر با درخواستم موافقط کردند و یک کارت پارکینگشون هم بهم دادند که خیلی راحت تر شد ، واقعا میخوام تشکر از مهندس آذری که تجربه خودشون رو در اختیار من قرار دادند و امیدوارم همیشه موفق باشند
در پارمیس کار کردن تجربهای بود که حس و حالش بیشتر به فضای کنترلی و سختگیرانه میماند تا محیطی حرفهای. هر تاخیر اینجا برابر با سه دقیقه جریمه بود و از حقوقمان کسر میشد. تا قبل از ناهار که از ساعت یک تا یک و نیم بود باید بیوقفه کار میکردیم و حتی رفت و آمد به دستشویی هم تحتنظر بود. اگر ناهار دیرتر از یک دقیقه میکشید، اخطاری دریافت میکردیم و پس از ناهار تا پایان ساعات کار هم باید بیوقفه ادامه میدادیم. هنگام امضای قرارداد سفتهای جلوی من گذاشتند و گفتند امضاکننده با قطع همکاری، این سفته و تسویهاش در سه ماه به من تحویل داده میشود؛ همین اتفاق هم افتاد. مدیریت مجموعه به شدت پارانویایی و ناسپاس است و اکثر وقتها مکالمات کارکنان را میشنود چون صداها ضبط میشود و در بقیه مواقع هم درباره موفقیتش در قالب سخنرانی صحبت میکند. زمان و تخصصامان را در پارمیس به هدر ندادم.
باسلام بهترین شرکتی بوده که تا بحال کار کردم از نحوه برخورد همکاران بخصوص مدیر واحد با اینکه تجربه کاری نداشتم ولی فرصت یادگیری یمن داده شد
واحد شبکه و امنیت یاس مزخرفترین واحد این سازمان هست که سرپرست و مدیرش قبلا احتمالا نگهبان پارک بودن یا جلوی علاالدین گلس و گوشی دست دوم خرید و فروش میکردن . خدا بخواد بعد از یاس هم باید برن جلوی علاالدین بساط کنن
در تجربهای که داشتم، احساس کردم معاونت منابع انسانی به دلیل ارتباط فامیلی با مدیرعامل، جایگاه خود را به صورت نامنظم و بدون تخصص لازم در اختیار گرفته است. به خاطر کمتجربگی و ضعف مدیریتی آنها، رفتار حرفهای نیروها هم به شکل قابل ملاحظهای پایین آمده و این تیم کمتر توانسته نقش مؤثری در ادارهی شرکت ایفا کند. نتیجه اینکه اختیار کار را به دست گرفته و اوضاع را به چالش کشیده است.
من در شرکتی کار میکردم که برای رشد فردی فرصت میدهد و تشویق میکند تا از پتانسیل خود بهره ببرم. فضای کاری دوستانهای داشت و در کنار بحرانهای اقتصادی، توجه خاصی به رفاه نیروهای تیم میکرد.
این افرادی که میان توی این سایت از این شرکت تعریف میکنن همونایی هستن که با روابط و پارتی بازی که از چار چوبهای این شرکت هست با حقوق خوب و ولگردی توی این شرکت صبح تا شب .. موش چال میکنن . از همین تریبون اعلام میکنم اگر برای گول زدن افراد اینکارو میکنید حواله خودتون و عزیزانتون به حضرت ابوالفضل و خدا بزنه به کمرتون . من که توی واحد شبکه بودم کثافت تر از این واحد و شرکت ندیدم به خصوص در پستهای بالاتر از کارشناس
معمولا با وجود تجربهای که دارم میگم، محیط شرکت واقعا قابل قبول بود و تیم فنی و مهندسانش از سطح بالایی برخوردار بودند. حقوق نسبتا مناسب دریافت میشد و فضای کار بههمسویی و دوستانه بود.
برای مدت یک سال در این شرکت فرصت همکاری داشتم و به دلیل مهاجرت، کار را ترک کردم. به نسبت نقدها، به نظر میرسد بیشتر از حالت تحلیلی به احساسات و کینهای بودن اشاره میشود تا بررسی دقیق نقاط ضعف شرکت. در واحد دادهکاوی فعال بودم؛ رئیس واحد و تیمش از نظر فنی اغلب در سطح بالایی بودن و از نظر اخلاقی نیز مشکلی نبود. به طور کلی معاونت نرمافزار جای نامناسبی هم نبود. برای کسی که دنبال ماندن بلندمدت است، شرایط مناسب است اما پر از جابهجاییها و ترکهای شغلی میتواند آزاردهنده باشد. نقطه ضعف شرکت را میتوان در گستره بزرگ بودن آن دید؛ قوانینی که برای هجوم پاسخگویی به نیازهای حدود ۱٬۵۰۰ نفر تدوین میشود، باعث میشود هر درخواست برای مدت زیادی طول بکشد.
خیلی شخمی شخمی بود چارگون به خصوص سرکار خانم سمانه آبدارباشی و جناب آقای امید شریفی
من چهار ماه کارآموزی در پشتیبانی شرکت بلوهاست داشتم و حالا به عنوان کارمند مشغول به کارم. تجربهام نسبت به گذشتههایم حتی در دوره کارآموزی تفاوتهای زیادی داشت و واقعا بهروز و متفاوت بود. فضای کار آرامی داشتم و ساعات کاری و مرخصیها رو خیلی مناسب دیدم. در شرکت همواره عصرانه و خوراکیهای گوناگون وجود داشت و برخورد همکاران و مدیران برایم عالی بود. برای تکتک همکاران خوبم آرزوی موفقیت دارم.
مواجههی من در شرکت آریانیک تجربهای پرتنش بود که با وجود حقوق نسبتا مناسب، فضای کاری به شدت استرسآور و ناخوشایند مینمود. مدیرعامل با لحن تند و رفتار خشن، حتی وقتی کارهای سادهای مثل یادآوری مسائل شخصیاش هم به من محول میشد، احساس میکرد که همه برای خدمت به او هستند و انتظار اطاعت مطلق داشت. ارتباط با رئیس مستقیم هم به گونهای نبود که همگانی و همدلانه باشد و به نظر میرسید رویکردی مرموز و کنترلگرانه دارد. در کل حس میکردم آرامش و امنیت شغلی وجود ندارد و هر روز با فشار و نگرانی دربارهی برخوردهایی همراه بودم. وقتی از محیط خارج شدم، انگار از بند رها شده بودم. با وجود اینکه پرداختی نسبتا مطلوب بود، اجبار برای تحمل بیاحترامی و استرسهای مداوم، ارزش آن تجربه را پایین میآورد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.