مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا از جای قبلی بیرون اومدی چه کار خفنی انجام دادی و آخرش بیشتر شبیه مصاحبه فنی بود پرسیدن اگه مشکلی تو سیستم پیش بیاد چیکار میکنی لاگارو چجوری چک میکنی 😄 ( چه ربطی به hr داره نمیدونم). فرداش رزومم بدون ارائه دلیل رد شد به نظرم سر عدد حقوق بود هر چند مطمئنم اگر hr حرفه ای تری برای مصاحبه میومدن و شاید رقم رو پیشنهاد میدادن اکی میشدیم. ۲۰۰ تومن کمک هزینه هر ناهار جهت خرید از تپسی فود و کمک هزینه مکتب خونه و شارژ اکانت وندور ماشین به گفته خودشون و نکته دیگه ظاهرا تا دیر وقت (تا ۵ صبح)میمونن بچه هاشون جهت تحویل فیچر که ظاهرا تو شرکتهای گلرنگ مرسومه. ارزیابی کلیم اینه که فنی اکی هستن ولی hr ضعیف دارن.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تو جلسهٔ اول دربارهٔ این شرکت، دستاوردها و تعداد نفراتی که دارن حرف زدیم؛ بعد هم منو با کار و مسئولیتهام آشنا کردن و در مورد امکانات و مزایایی که بهم میدن توضیح دادن. بعد از خروج از اون مصاحبه کلی خوشم اومد؛ برخلاف مصاحبههای دیگه اصلاً حس خستگی یا فشار نداشتم و بیشتر شبیه یه گفتوگوی دوستانه بود. بعد که مرحلهٔ اول رو رد کردم منو به مصاحبهٔ دوم دعوت کردن؛ توی اون مرحله بیشتر دربارهٔ کارهای قبلی، شرکتهای گذشته و دلایلِ خروجم حرف زدیم و وارد جزئیات شدیم. سوالهایی که داشتم رو پرسیدم و خیلی مودبانه و محترمانه جواب دادن.
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و بسیاری تصور میکنند حالا اتفاقات بهتری میافتد و چندنفری به شکلی ممتد در پستها باقی میمانند. در ابتدای کار، به استخدام تعدادی همکار که معمولاً به خاطر ارتباطات یا رفتار خوب با مدیران وارد شرکت میشوند، برخورد کردم. پس از مدتی، گروهی از همکاران که تمرکز اصلیشان روی همکاری و بهرهوری نبود، کمکم در محیط حضور داشتند؛ اما حضور چنین أشخاصی باعث شد فضای کار کمتر روی تخصص و نتیجهگیری متمرکز باشد. پاداشها و حقوقها هم به جای شایستگی، گرهخورده به روابط و نفوذ در سطحهای بالادستی شد. در نهایت، مدیران معاونتها به نظر میرسید از مجموعهای از افراد با رفتارهای با اعتمادبهنفس بالا اما گاه بیدلیل افتخار و تفاوتهای فردی در نظر گرفته میشوند و گویی شیوه ارتباطی بر مبنای رابطه است تا تخصص. بهویژه برخورد با مسئول توسعه منابع انسانی به شکلی رسمی و جدیتر بود که گویی گفتوگو با او نیازمند حساسیت ویژهای است.
در قدم اول اصلا با حراست برج مصاحبه هماهنگ نشده بود و حراست تماس هم نمیگرفت بالاخره با ایمیل ثابت کردم که مصاحبه دارم و گذاشت برم بالا وارد شرکت که شدم هیچ منابع انسانی نیمد که راهنمایی کنه و یک کارشناس مرکز تماس آخر پرسید چیکار دارم و مدیری که قرار بود با من مصاحبه کنه روبه روی من نشسته بود ولی اصلا توجه نکرد و اون کارشناس رفت به منابع انسانی گفت ولی بازم منابع انسانی نیمد بالاخره بعد گذشت 10 دقیقه یک اتاق جلسه خالی شد و وارد اتاق شدم تازه خدمات داشت صندلی هایی که از اتاق برده بودن رو میاورد بعد گذشت 10 مین دیگه یه چایی و آب آوردن ولی هنوز هیچکس نیمده بود خلاصه مصاحبه با این همه تاخیر برگزار شد منابع انسانی و مدیر واحد ، وارد اتاق شدن که منابع انسانی انگار به زور آورده بودنش خلاصه ای از فعالیت های خودم گفتم که مدیر واحد شروعکزد به سوال پرسیدن و جالب اینه که مدیر منابع انسانی هم سوالات منابع انسانی نمی پرسید برای جو دادن به مدیر سوالات تخصصی می پرسید مدیر سوالاتی میپرسید و وقتی سوال پاسخ میدادیم فقط نیت تخریب داشت و خودش هم خیلی چیزها رو اشتباه میگفت ولی قبول نمیکرد کارهایی رو میخواست که نه تو عنوان شغلی بود نه تو تسک های اون شغل و سازمان و خودتون رو تخریب میکرد جای منابع انسانی هم گلدون قرار میدادن فرقی نداشت هیچ تاثیری نداشت حتی در مورد سازمان هم توضیح نداد یک اتاق گرم ، فضای با انرژی منفی ، مدیر بی ادب و علاقه مند به تخریب فعالیت های گذشته و منابع انسانی که نه استایل مرتبی داشت نه وظایفش اومدم بیرون با یک تحقیق که کاش قبل مصاحبه میکردم فهمیدم که جای من نیست
مدیر منابع انسانی به حس تیم توجه میکنه وشنونده خوبی هست،مدیر ارشد فنی هم تیمش خیلی براش مهمه و تیمش حس خوبی دارن از همکاری باهاشون
وقتی وارد بازار کار شدم، این شرکت فرصتهای رشد و پیشرفت زیادی ارائه میدهد. محیطی با چالشهای جذاب، تنوع کار و فناوریهای مختلف است و مخصوصاً اگر سال اول ورودت باشد، تقریباً تجربهی چند ساله را در طول یک سال به دست میآوری. اما اگر سابقهٔ کاری زیادی داری، آن شور و انگیزهٔ اولیه خیلی محسوس نیست. اغلب احساس میکنی درآمدت نسبت به حجم کاری که انجام میدی کم است و مسیر پیشرفت شغلی بهطور مشخص مشخص نیست. قبلاً حقوقها از طریق مذاکره و عملکرد تعیین میشد، اما چند سالی است که برای همه یک مقدار ثابت در نظر میگیرند. مدل حقوق و پاداش بیشتر بر اساس کارانه است؛ برای نمونه اگر پایهٔ حقوقت ماهیانه یک میلیون باشد، همان را دریافت میکنی و پس از سه ماه با ارزیابی مدیر تا سقف دویستوسخت درصدی میتوانی پاداش سهماهه را دریافت کنی— اگر ارزیابی ۱۰۰٪ باشد، در پایان سه ماه عملاً یک میلیون و هشتصد هزار بهصورت یکجا پاداش میگیری. پاداشها برای افرادِ واقعاً خوب قابل دسترسیاند. تنوع موضوعی اینجا باعث میشود نقشِ کارمندِ چندکاربردی خیلی پررنگ باشد و کارها اغلب چندان تخصصی نمیشوند؛ اگر بتوانی مسیر خودت را بسازی و درگیر این تنوع نشوی، وضعیتی مناسب است. فضای باز برای ارائهٔ ایدههای جدید وجود دارد و فرصت تجربهٔ پروژههای مختلف هم پیدا میشه، هرچند همهشون الزاماً به اجرا نمیرسند. جابجاییهای داخلی نسبتاً سخت است اما با تلاش میشود. امکانات و مزایایی که معمولاً شرکتها دارن اینجا هم فراهم است. بهنظرم جذابترین بخش، فرهنگ سازمانی است؛ همکاران اکثر همفکر و همطبقهاند، حاشیههای آزاردهنده کم است و فضای کاری دلپذیر است.
شرکت خوبی نیست.افراد در حال جاسوسی از همدیگر هستن. آدم رو گس لایت میکنن. به خصوص خود مدیر البته با همکاری همسرش.
شرکت ماکسیم یکی از سمی ترین محیط های کاری رو دارد_ من شرکتهای مختلف و زیادی کار کردم و واقعا محیطی غیر حرفه ای تر و سمی تر از ماکسیم ندیدم_ مدیریت به شدت آماتور و غیر حرفه ای _ ساعت کاری زیاد _ کنترل لحظه به لحظه با دوربین_ تایم کاری زیادی _ عدم امکان استفاده از مرخصی ساعتی - امنیت شغلی صفر قرارداد ها یکماه یه یکماه تمدید می شه و راحت اخراجت میکنن هیچ مزایایی نداری جز حقوقت
در این مجموعه احساس فشار روحی زیادی داشتم و از نظر روانی با مشکلاتی روبهرو شدم. هیچ فرصتِ رشد واقعی وجود ندارد و تبلیغاتشان در شبکههای اجتماعی فریبکارانه به نظر میرسد؛ واقعیت کار با چیزی که نشان میدهند تفاوتهای زیادی دارد. نرخ خروج کارکنان بالا است و رفتن افراد به سرعت اتفاق میافتد. ارتقاءها هم غیرمعمول و برخلاف انتظار پیش میآید؛ معمولاً به افراد کمسواد داده میشود تا ضعفِ مدیران و معاونها به چشم نیاید و تهدیدی هم احساس نشود. در نهایت، افراد باسواد و حرفهای نمیتوانند در چنین وضعیتی بمانند و به سطحی از رشد برسند.
کارکن این شرکت از وضع فعلی خیلی ناراضیام و معتقدم اوضاع واقعاً به هم ریخته است. فرآیندها و تحویل پروژهها نقصهای زیادی دارند و تیمها با هم درگیرند. مدیران میانی اعتماد لازم از بالادستیها ندارند و بالعکس نفرات بالا هم از کار دپارتمانهای میانی راضی نیستند؛ نتیجه این است که رابطهها بیشتر با سیاست و جناحبندی گره خورده است. روابط شخصی تا حدی باز است که اگر افشا شود، احتمال دارد یکی از طرفین بر اساس سیاستهای شرکت کنار گذاشته شود. هر کس از جای خودش بلند میشود و برایش دپارتمانی میسازد و بعد برایش نیاز درست میکند؛ برای مثال دپارتمان اجایل را یکی از عجیبترینها میدانم؛ عملاً فعالیتی انجام نمیدهد و هر مسئلهای هم که مطرح میشود، روبهرو با این پاسخاند که از دست ما خارج است. جلسات بازنگری هم فقط شکل ظاهری تغییرات را نشان میدهند و جرات اجرای تغییر واقعی را ندارند. جالب است که هرکسی با این دپارتمان کار نکند، به نظر میرسد وضعیت بهتری دارد و پروژهها هم روند بهتری پیدا میکند. تعدادی از افراد هم فقط ادعا میکنند و خروجی مشخصی ارائه نمیدهند. در نهایت خروجی تیمها قابل دفاع نیست و پروژهای وجود ندارد که از آن بهعنوان موفقیت یاد کنیم. بهنوعی شرکت تبدیل شده به منبعی برای سود برخی مدیران، و بالادستیها از این وضع بهره میبرند. اگر دنبال کار جدی نیستی و دوست داری فضای تفریحی را پیش بگیری، جای مناسبی است.
دو هفته بیشتر از فرستادن رزومه نمیگذشت که با من تماس گرفتند و خوشحال شدم برای گفتوگو باهاشون. اول از همه درباره شرکت و شیوهی کار توضیح دادن و سپس زمان مصاحبه رو مشخص کردند. مصاحبه به صورت آنلاین و با حضور دو نفر بود و جلسه دقیقاً از همون لحظهی مقرر آغاز شد. در ابتدای کار، استرس زیادی داشتم اما پس از چند دقیقه آرامش برگشت چون همکاران خیلی مهربان و فضادار بودند و جو صمیمی بود. توانستم به خوبی صحبت کنم و ایدهها و تجربههام رو بهخوبی منتقل کنم. طول مصاحبه حدود یک ساعت و چند دقیقه بود و هر نکتهای رو که بلد نبودم با حوصله توضیح دادن تا برام روشن بشه و یاد بگیرم. در کل تجربهام مثبت بود و امیدوارم در مرحلهی بعدی سهمیه قبول شدن رو پیدا کنم.
برای من که پارهوقت وارد تیم بازاریابی دیجیتال شدم، از همان ماه اول فهمیدم حقوق پرداخت نمیشود و کارها بینظمی دارد. از ابتدا هماهنگی با مدیرعامل را پیگیری کردم و قولِ درست شدن مشکل نقدینگی تا همان هفته داده شد، اما بعدها فهمیدم که چند نفر دیگر هم با همین مشکل مواجهاند و من هم درگیرش شدم. مدام به مدیرعامل مراجعه کردم و هر بار بهانهای مانند نبود روزنامه رسمی، کمبود بودجه یا اینکه من هنوز کاری نکردهام، مطرح میشد و وعدههای «هفته بعد» تکرار میشد. پس از گذشت یک ماه و بیفایده بودن تلاشها، ناچار شدم هشدار دهم که از عدم پرداخت حقوق شکایت میکنم و از قرارداد نبستن هم شکایت خواهم کرد تا پیگیر وزارت کار شوم. بر این تجربه چند نکته بهدست آمد که قبل از پذیرش کار بهتر است بدانید: - هرگز کارتان را بدون قرارداد آغاز نکنید؛ بهانههایی مثل بیماری مسئول منابع انسانی یا کمبود کاغذ و گم شدن مهر شرکت هرگز دلیل قانعکنندهای نیست. - طبق قانون تامین اجتماعی، اگر همزمان برای دو کارفرما کار میکنید، هر کارفرما باید سهم خود را بر همان پایه حقوق پرداخت کند؛ یعنی امکان مطالبه بیمه از هر دو شرکت وجود دارد. - وزارت کار معمولاً از حقوق کارمند پشتیبانی میکند؛ داشتن قرارداد یا حتی چند فیش واریزی از شرکت معمولاً روند پیگیری را سادهتر میکند.
در حال حاضر به عنوان برنامهنویس فولاستک در مجموعهای مشغول به کارم و با آرامشی نسبی در محیط همکاری میکنم. فضای کار دوستانه است و همکاران برخورد مثبت و هماهنگی محکمی دارند؛ همه چیز بهطور مرتب و با طرحریزی دقیق پیش میرود. مدیریت هم بهطور منظم و اصولی عمل میکند؛ مدیر مجموعه واقعاً دانش و فهم بالایی دارد و میداند چه اقداماتی لازم است انجام شود. به طور کلی از این موقعیت راضیام و خوشحال هستم.
سلام این شرکت به خودیه خود در تهران شناخته شده نیست ودر اراک ظاهرا مرکزیت دارد ودر تهران شاید شعبه جدید باشد ولی تماسی که گرفته شد با بنده علا رقم اینکه تمام توضیحات کافی کامل ولازم در رزومه نوشته شده بود روع کردن به پرسیدن همان سوال ها که نشان میداد اون فرد تماس گیرنده یا کلا رزومه را نخوانده بود ویا از روی کنجکاوی های خود داشت سوال میپرسید چون کعمولا کسی که تایید میکند رزومه را بدون شک این مدل سوال هارو نمیپرسد پس اول اینکه این خانوم منشی به شدت نامناسب برای این امر هستش یا اگر مارمند منابع انسانی بوده که دیکه بدتر .ودوم اینکه رفتار خیلی مغرورانه وگویی که مثلا فرد کار جو کارتن خواب وهم لس هستش و منتظر این است تا اینها لطف ورحم کنند وفرصت کار بهش بدهند ودر نهایت پرسیدند مشغول بکاری کفتم بله گفتند چرا گفتم بخاطر رشد پیشرفت ونبود فضای رشد در محل کار فعلی واینکه مسلما حقوق پایین جای فعلی وبعداز چند دقیقه دیدم رزومه ی من رد شده والبته من رفتم که امصراف از ارسال رزومه را فهال کنم که اونها پیش دستی کرده بودند ولی درکل رفتار نامتاسب و عدم مطالعه ی رزومه و این مکالمه نشان میدهد این شرکت به شدت ضعیف هستش بخصوص در حوزه منابع امسانی وجذب نیرو وپیشنهاد میکنم اگر مجبور بودین در حد چند ماه نهایت یکسال تا پیداکردن کار مناسب به این مدل شرکت های اماتور حوچیک وعاری از سواد واخلاق سازمانی پرهیز کنید
از طریق جاب ویژن رزومه ارسال کردم. بعد دو هفته برای یک ایمیل اومد. یک نظرسنجی که مواردی که داخل رزومه شخصی و رزومه جاب ویژنم بود توش پرسیده شده بود. از طریق ایمیل ارسال شد. در پاسخ ایمیل تشکرم پاسخی دریافت نکردم. ده روز بعد تماس گرفته شد برای مصاحبه. روز مصاحبه متوجه شدم این اولین مرحله مصاحبه هست و با منابع انسانی هست. مصاحبه با وبکم خاموش مسئول منابع انسانی بود و بعد از اشاره به وبکم خاموش باز هم همون روند ادامه دار بود. بعدش هم تماسی با من گرفته تشد یا اطلاع رسانی نشد برای اعلام قبولی یا ردی. در جاب ویژنم اطلاعی داده نشد. مصاحبه گویا سه مرحله ای بود.
من درباره اینو پلاس تجربهای کارکردم که فضای کاریش هر لحظه حس مثبت داشت و مدیران باهامون با احترام برخورد میکردن. حقوق هم راضیم بود و اگر دنبال یک شغل ثابت میگشتی، اینجا رو گزینهی خوبی میبینم؛ خودم هم بهش پیشنهاد میکنم.
جلسه مصاحبه با حدود ۱ ساعت تاخیر شروع شد ، بر خلاف اینکه در آگهی قید شده بود کارشناس حسابداری حقوق و دستمزد، گفته شد که باید تمام کارهای مالی و انجام بدید سوالات مربوط به حوزه مالی درست جواب دادم اما شخص مصاحبه کننده تصمیم گرفت سوالات مربوط به بخش های دیگه رو بیشتر بپرسن خیلی جلسه متشنج و ایشون خیلی استرس میدادن جوری که همونجا حس کردم چقدر کار کردن با همچین آدمی سخته.
سلام، تقریباً یه ساله که توی این مجموعه کار میکنم. مهمترین چیز واسه من این بوده که واقعاً جای خوبی برای پیشرفت هست؛ هم فضای آموزش فراهمه و هم امکان ارتقاء شغلی. یکی دیگه از نکات برا من سطح علمیِ بالای آدمهایی هست که اینجا هستن — از مدیرای ارشد گرفته تا بقیه پرسنل همه حرفهای و با دانشن و همین باعث میشه اینجا با بقیه فرق داشته باشه. نظم و انضباط هم جدی رعایت میشه و مدیرها پیگیرن. با حمایت و اعتماد مدیران تونستم توی کارم پیشرفت کنم و این موضوع انگیزهم رو برای ادامهی کار بیشتر کرده. برای این مجموعه هم آرزوی موفقیت دارم.
شرکت فدک رایان را تجربه کردم. روند استخدام سه مرحله داشت؛ ابتدا در ساختمان اصلی با یک خانم مصاحبه کردم که سوالات معمولی را مطرح کرد، اما وقتی فهمید مهارتهایم را میدانم به سوالات تخصصی رفت. روز بعد از من خواستن در تست ورد و اکسل شرکت کنم؛ سطح کار خیلی ساده بود و فقط مباحث پایهای را میپرسیدند. چند روز بعد به مدیریت منابع انسانی و مدیر بازاریابی معرفی شدم و پاسخهایم را به سوالات نشان دادم، هر بار با پرسش تکمیلیِ چرا؟ که مجبور بودم پاسخ دقیق بدهم. در نهایت گفتند دو روز دیگر تماس میگیرند، اما تماس گرفتند و گفتند صلاحیت ندارم، در حالی که احساس میکردم خوب عمل کردم. بعد از من یک خانم دیگر آمد و با او بحث شد، اما او هم پذیرفته شد؛ دلیل رد من را هیچوقت نفهمیدم. بهکل خلاصه اینکه اگر در مرحله ابتدایی موفق نشوی، نباید خیلی امیدوار بود چون مصاحبهی اصلی سوم است و تصمیمها ممکن است اتفاقی باشد.
مدتی بهعنوان عضو تیم نرمافزار این شرکت فعالیت کردم. با وجود آشنایی با چند همکار مسئولیتپذیر و همراه، تجربه کلی من با ضعف جدی در مدیریت، برنامهریزی، ارتباطات حرفهای، تصمیمگیری فنی، عملکرد منابع انسانی و فرایند پایان همکاری همراه بود. در ابتدای همکاری چند مرتبه افزایش حقوق بهصورت شفاهی وعده داده شد، اما تا پایان همکاری عملی نشد و هیچ توافق مکتوب یا زمانبندی مشخصی نیز ارائه نشد. این تجربه نشان داد که وعدههای شفاهی، حتی در صورت تکرار، جای تعهد مکتوب را نمیگیرند. در طول همکاری، تقریباً تمام تسکها فوری اعلام میشدند. بسیاری از کارهایی که نیازمند تحلیل، طراحی، اولویتبندی و ارزیابی ریسک بودند، بدون زمان کافی برای طیشدن یک فرایند حرفهای مطرح میشدند. بخش زیادی از این فوریتها، در تجربه من، نتیجه نبود برنامهریزی شفاف، مشخصنبودن اولویتها و تصمیمگیری دیرهنگام بود و هزینه آن از زمان شخصی و انرژی اعضای تیم تأمین میشد. پیشنهاد برای بررسی دقیقتر مسئله، ارزیابی راهحلهای جایگزین یا بیان ریسکهای فنی معمولاً تا جایی پذیرفته میشد که اجرای تصمیم مدیر را به تأخیر نیندازد. مدیر مستقیم بیشتر بر انجام دقیق چیزی که گفته بود تأکید داشت، حتی زمانی که نتیجه فنی مناسبی نداشت. این رفتار گاهی به شکل غیرحرفهای، کودکانه و همراه با بیارزش جلوهدادن تلاش انجامشده بروز پیدا میکرد. نقد فنی میتواند صریح و سختگیرانه باشد، اما طعنه، تمسخر و کوچکشمردن فرد یا کار او بازخورد حرفهای نیست. چنین فضایی بهمرور انگیزه، اعتماد و امکان بیان صادقانه مخالفتهای فنی را از بین میبرد. از نظر رشد فنی نیز تجربه مثبتی نداشتم. مدیران برای تحلیل مسائل و ارائه پاسخها تقریباً فقط به ابزارهای هوش مصنوعی متکی بودند و در جایگاه سینیور، دانش یا تجربه فنی قابلتوجهی برای انتقال نداشتند. بنابراین نباید انتظار داشته باشید بهعنوان نیروی سینیور، از مدیران این مجموعه نکته فنی یا حرفهای مهمی یاد بگیرید. در روزهای پایانی، مجموعهای از تغییرات فنی، مستندسازی و انتقال دانش با زمانبندی بسیار فشرده درخواست شد. با وجود درخواست مکتوب من برای مشخصشدن اولویتها، محدوده مسئولیت و خروجیهای مورد انتظار، پاسخ روشن و قابل استنادی ارائه نشد، اما همچنان انتظار تحویل چندین مورد در مدت محدود وجود داشت. برای حل مشکلات چند مرتبه به منابع انسانی مراجعه کردم، اما معمولاً مسئله دوباره به همان مدیر ارجاع داده میشد. در تجربه من، منابع انسانی نقش مؤثری در میانجیگری، ثبت بیطرفانه مشکلات یا ایجاد مسیر امن برای طرح اختلافها ایفا نکرد. در مجموع، این محیط برای افرادی که به دنبال مدیریت حرفهای، برنامهریزی شفاف، گفتوگوی فنی واقعی، رشد از طریق منتورینگ و احترام در محیط کار هستند، انتخاب مناسبی نیست.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.