در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را بهطور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکتهای که به ذهنم میرسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزهام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا بهاندازهی بزرگ فکر نمیکنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدفهای بلندپروازانهای میسازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگیهای مهم برای آنها عبارتاند از صراحت، اعتمادبهنفس و تعهد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دوست داشتم بدون استرس وارد مصاحبه بشم و به همین دلیل نخستین گفتوگوم با مدیرعامل شرکت بود. با حال و هوای صمیمی و گرمی آغاز شد و از همان لحظه احساس کردم نباید نگران چیزی باشم. درباره سابقههای کاری و نرمافزارهایی که بلد بودم به طور صادقانه صحبت کردم و خودم رو معرفی کردم. سوالاتی درباره نحوه تفکرم، سبک طراحیام و علایقم پرسیده شد و اینکه چرا تمایل دارم تجربه کار تماموقت توی یک مجموعه داشته باشم هم مطرح شد. در جلسه بعد، چند نمونهکار فرستادم تا نظرشان را ببینند و ارائهدهند. جو کار، نسبتا آرام بود و به نظر میرسید سیاست شرکت این است که بر پایه توانایی و امکان پوزیشن تصمیم بگیرند. از نگاه آنها، ویژگیهای مهم شامل اهل فکر بودن، خلاقیت، مطالعه و سفر بود.
در فرصتی غیرمنتظره، پس از فرستادن رزومه با من تماس گرفتند تا برای یک مصاحبه بیایم. ورود به اتاق مصاحبه، جایی که حدود پنج نفر حضور داشتند، با روی گشاده همراه بود و من با سرپرست منابع انسانی مصاحبه کردم. سوالاتی که مطرح شد سطحی بود و فرصت پرسش از جانب من داده نشد. قول قطع خبری دادند و گفتند با من تماس خواهند گرفت، اما در نهایت خبری دریافت نکردم. انتظارم از سطح پاسخگویی سرپرست منابع انسانی بیش از این بود، هرچند برخورد بهطور کلی عادی بود.
مصاحبه آنلاین بود و سر وقت شروع شد. لید تیم دواپس خانم بود و مدام تاکید داشتن که برای نیروهای جونیور و مید هیچ برنامه آموزشیای ندارن، یعنی خودت باید تلاش کنی و یاد بگیری. خیلی روی آشنا بودن با دو تا ابزار مدیریت پروژه و مستندسازی پافشاری داشتن — حتی بیشتر از ابزاری که کانتینرها رو اورکستره میکنه، که این برام عجیب بود. در کل شرکت بد نیست؛ قبلاً سرپرست دواپس آقا بودن که نقش منتور داشت و جونیورها رو خوب آموزش میداد.
دوست داشتم تجربهای صادقانه اما منصفانه از مصاحبههایم بگویم، اما این مراسم دو مرحلهای را یک روزه برگزار کردند و با وجود انتظارهای متفاوت از کار، دقیقا مشخص نبود که دنبال چه نگاهی هستند؛ احتمالا میخواستند کارشناس بازرگانی باشند یا بازاریاب یا کسی که در تحقیق بازار دخیل است، یا حتی فردی که در حوزه دیجیتال تخصص دارد. درباره حقوق و مزایا هیچ صحبتی نشد و حرفهای به نظر نمیرسیدند و انگار پلان مشخصی برای مصاحبه وجود ندارد. جمعبندی من از تجربه این بود که روند نامشخص و بیبرنامه بود و پس از دو ماه نیز هیچ ارتباطی گرفته نشد. حتی حس کردم شاید با بازاریابی شبکهای مرتبط باشد.
به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفهای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بیادبانه و غیرحرفهای بود.
در آغاز تماس تلفنی، فضای آرام و دوستانهای حاکم بود و سوالات نسبتا گسترده مطرح شد؛ چند روز بعد از من خواستند تا مصاحبه حضوری بروم. اما هنگام حضور، با رفتاری کمابیش سرد برخی مصاحبهکنندهها روبهرو شدم، گویی با من از موضع قضاوت یا رقابت صحبت میشد. در مقابل، یکی دیگر از مصاحبهکنندگان با رفتار دوستانه و برخورد مناسبی پاسخگو بود. سوالات بیشتر جنبهی موقعیتی داشتند و نسبتا کلی مطرح میشدند، اما انتظار داشتند تا همهی رفتارها به شکل یکسانی تکرار شود و پاسخها را دقیقا با آنچه میخواهند همسو کنند. وقتی پاسخی میدادم، معمولا همان پاسخ را مجددا میخواستند و میپرسیدند که آیا واقعا همینطور نیستم؟ فضای مصاحبه بهنوعی دوگانه و باز بود، به طوری که به نظر میرسید پاسخها را به گونهای کلی بیان کنم تا برداشت موردنظرشان را تکمیل کند. بزرگترین ایرادم برای این مجموعه این است که به نظر میرسد انتظار دارند همه دارای یک الگوی واحد رفتار باشند و دنبال ایناند که فرد همان چیزی را بگوید که آنها میخواهند.
وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفهای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر میآمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط میشدند. همه سوالها بجا و منطقی به نظر میرسیدند و از اهمیت حرفهای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت میشد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیتهای فرد متقاضی اهمیت میدهد و به کیفیت کار اهمیت میدهد.
به طور کماهمیت و ساده بود که از یه سایتی کاریابی رزوممو فرستادم و کمتر از یک هفته بعد باهام تماس گرفتن و زمان مصاحبه آنلاین تعیین شد. چند ساعت قبلش هم زنگ زدن تا بگن اگه اتصال به نرمافزار تماس دچار مشکل شد، راهنماییش کنم. خود مصاحبه خیلی کوتاه بود؛ ده دقیقه بیشتر طول نکشید و سوالها آنقدر ساده بودن که واقعا تعجب کردم.
در یک مصاحبه استخدامی ناامیدکننده با مواجههای روبهرو شدم که به نظر میرسید انتظار تجربهای سطح بالا را دارند در حالی که من تازهکار بودم. ساعات کاری شرکت از شنبه تا پنجشنبه و از هفت صبح تا شب بود و بهجز ایام عاشورا و تاسوعا تعطیلیای نداشتند؛ در واقع تعطیلات رسمی هم اغلب به کار میکشیدند. زمانی که شرکت هنوز به شهرت مطلوب نرسیده بود، به جوانهای تازهکار فرصت میدادند، اما با مشهور شدن، دیگر پاسخگوی تماسها نبودند. امیدوارم برایتان بهتر پیش برود.
دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامهای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار میشود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال میپرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشتسرهم پوزخند میزدند. جالب این که عملا سوالات فنیای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسشها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربههای قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربهاش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربهی ناخوشایندی داشته باشم.
در جلسهای برای استخدام به عنوان کارشناس فروش رفتم و همان آغاز کار با پرسشهای دقیق درباره سابقهام و شرکتهایی که پیش از این در آنها کار کرده بودم روبهرو شدم، سوالاتی که کاملا روشن و جامع مطرح شدند. در پایان مصاحبه، سوالهای بیشتری مطرح شد که از نظر جذابیت خوب بودند اما کمی مرا سردرگم کردند، چون چیزهایی که در مصاحبههای قبلی شنیده بودم نبودند. مصاحبه با مدیر انجام شد و به نظر میرسید فردی باهوش و با رفتاری محترمانه دارد. دفتر کار مرتب و منظم به نظر میآمد و گمان میکنم حدود ده تا پانزده نفر در آنجا مشغول به کار بودند.
به من گفتن برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس دعوت شدم. در اتاق دو مرد و یک زن که مسئول منابع انسانی بود حضور داشتند. رزومهام را یکی از بستگان فرستاده بود و پس از بررسی فرم رزومه اعلام کردند به دلیل وجود یکی از آشنایانم در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند. مشکل این بود که از شهر دیگری آمده بودم چون در شهر خودمان جذب نداشتند و اصلا برایشان مهم نبود که با تجربه و توانایی کار سخت، سفر طولانی برای مصاحبه را به جان خریدم. ایکاش همان اول با یک تماس میگفتند به خاطر آشنا بودن نمیتوانند پذیرش کنند تا این همه مسیر را بیدلیل طی نمیکردم.
تجربهای که داشتم نشان میدهد این مؤسسه به شدت ناهماهنگ و بیاعتماد است؛ از همان نخست به نظر میرسید که هدف اصلی آن جذب شدن کارجوها با وعدههای غیرواقعی است. من با دیدگاهی امیدوارانه وارد شدم اما با گذشت زمان کمکم متوجه شدم که رفتار کارکنان نامناسب و دروغین است و زمان من را بدون احترام به مشغول نگه میدارند. برای نوبتدهی، از طریق منشیها باید چند روز جلوتر تماس میگرفتیم و معمولا تا ساعتها در صف منتظر مینشستیم. هر بار ورود به اتاق مصاحبه تنها چند دقیقه طول میکشید و بعد کارت بانکی را جلوی من میگذاشتند تا به سرعت هزینهای را بگیرند. در دورههای سنتی و بدون استفاده از فناوری مدرن، از ما میخواستند در دورههای بیفایده شرکت کنیم و با بهانهای نامعلوم دوباره افراد را به شرکت در دورههای بعدی ترغیب میکردند. من به طور کل در دو دوره هزینهای معادل ده میلیون تومان پرداخت کردم اما نتیجهای حاصل نشد؛ به نظر میرسید این مؤسسه بازی با زمان و آینده جوانان بیکار است و هدف آن پولاندوزی است تا ارائه خدمات واقعی.
شرکت پارسیان حساب برای من تجربهای نامطلوب و آزاردهنده به جا گذاشت. تنها یک روز در هفته فرصت مصاحبه داده میشد و در اتاق انتظار، چند منشی زنان به طور مکرر به دفتر میرفتند و برمیگشتند. من از ظهر وارد شرکت شدم و تا حوالی سه بعدازظهر در صف طولانی سی نفره منتظر نوبت خود بودم تا بالاخره با مدیر شرکت، آقای مهندس جلیلی، ملاقات کنم. سوالات مطرحشده بیشتر از مباحث درسهای ابتدایی دانشگاه بود و ایشان با نگاه نامناسبی به من خیره میشدند و در رفتارشان نوعی آزردگی تجربه کردم. در نهایت مبلغی به مبلغ چهار میلیون از من دریافت شد و پس از اتمام دوره، دوباره مرا برای دورهی دیگری دعوت کردند. پژوهشهای من نشان داد که بسیاری از افراد بهطور واقعی جذب نمیشدند و من هم چهار ماه از این فرصت گذشت.
شرکت پرداخت نوین آرین را برای تجربهام از فرآیند مصاحبه انتخاب کردم و با وجود انتظار طولانی، مصاحبهکننده در زمان حاضر نشد. سوالاتی که مطرح شد اغلب بیربط به محیط کار بود و گاهی بیادبی و نامناسب جلوه میکردند، در حالی که سوالهای مرتبط با وظایف حرفهای کم بود. فشار کار بالا و اضافهکاری اجباری از دیگر نکات منفی تجربه بود و محیطی پر از سردرگمی و شلوغی به چشم میخورد. در نهایت روند مصاحبه به کندی پیش رفت و باعث ناامیدی شد.
در روز اول ورودم به پارسیان حساب، با رفتاری نامتعارف روبرو شدم که نشان میداد مجموعهای دقیقا آماده همکاری نیست و از نظر حرفهای دچار نقص میباشد. اوایل مصاحبه با برخوردی سرد و گاه وعدههای بیش از حد طولانی مواجه شدم و برنامهریزی جلسات به تعویق افتاد. صحبتهای مدیر شرکت حول استخدام بود اما روند مصاحبه به شکل پیچیدهای انجام شد و متوجه شدم پس از اینکه پیشنهاد شد هزینهای برای نرمافزار و ابزارها پرداخت کنم، این پرداختها بدون کارایی مشخصی مطرح شد و در جریان پرداخت با بهانههای مختلف از من پول دریافت کردند. وقتی نوبت به استخدام رسید، پاسخی مشخص دریافت نکردم و همکاران پذیرش و منشیها تنها به من پاسخهای مبهم میدادند. به همکاران و دوستانم میگویم در چنین موسساتی سرمایهگذاری نکنند و به جای آن به دنبال کارفرمایی با رویکرد روشن و شفاف باشند.
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و چیزی که در آگهی نوشته بودم با واقعیت تفاوت زیادی داشت. بحث ناهار و میانوعده مطرح شد، اما به واقع چنین امکانی وجود ندارد و تنها چیزی که داده میشود، حق ناهار است که هیچ چیزی را شامل نمیشود. زمانی که به محل مراجعه کردم، ساعات کاری هم با آنچه منابع انسانی اعلام کرده بود تفاوت داشت و پروسه استخدامی که چند هفته طول میکشید، در عمل موقعیتهای تعطیلی زیادی به همراه داشت. در کل آنچه در متن آگهی قول داده شده بود، با واقعیت خیلی تفاوت داشت و به نظر من سازمانی که از همان ابتدا با نیرو صداقت ندارد، در ادامه هم با مشکل مواجه میشود.
برای این تجربه به دلیل تکرار مصاحبههای طولانی و برخوردهای نامطلوب، احساس ناامیدی و انتظارهایی که پاسخگو نبودند را تجربه کردم. دوبار در زمان مقرر به دفتر رفتم و هر بار با تاخیر حدود یک ساعت روبهرو شدم. فرمی استخدامی پر میکردم و پرسشهای شخصی زیادی مطرح میشد که با وجود اینکه رزومهام قبلا ارسال شده بود، باز هم رویهای غیرکاربردی به نظر میرسید. رفتار مدیران به شکل بالا به پایین بود و به جای ارزیابی مهارتها، بیش از حد بر تمجید از خود متمرکز بودند. به جای تمرکز بر تواناییهای من به عنوان کارجو، به نحوه مدیریت صرفا به جای درک نیازهای من به عنوان کاندیدا نگاه میکردم. از تجربه من به عنوان یکی از بدترین مصاحبهها در بیست سال سابقهکاریام یاد شد، با وجود مجموعهای که بهبودهای سازمانی و منابع انسانی را میطلبند.
در جلسه نخست یک مصاحبه، حضور سه نفر از تیم مدیران و کارشناسان منابع انسانی احساس پررونق اما کمی سردی میداد. در نخستین رویداد، هیچ مدرکی برای پر کردن ارائه نشد و رزومه کفایت میکرد. از همان ابتدای کار مشخص شد که وظیفه بهصورت چرخشی در واحدهای پردیس، مرزداران و ونک خواهد بود و جابهجایی محل کار محتمل است. در آگهی، سرویس رفت و آمد ذکر شده بود اما در مصاحبه گفتند که بهطور دائم تضمین نمیشود. روند مصاحبه نسبتا آرام بود اما بیشتر به نوعی گفتوگو برای استخراج اطلاعات از شرکتهای قبلی شبیه بود تا ارزیابی دقیق دانش فنی. بیشترین پرسشها از جانب مدیر IT حول استخراج اطلاعات درباره شرکتهای پیشین بود تا بررسی تخصصی و مهارتهای فنی متقاضی. نظرات شخصی من درباره هر کدام از اعضا به این شکل بود: مدیر IT خندههای سردی داشت، به نظر میآمد که وظیفهای برای جمعآوری دادههای مربوط به تجهیزات، بودجه و تجربههای شرکتهای قبلی بهعهده اوست و پرسشهای فنی چندانی مطرح نکرد؛ شاید تنها حدود ده درصد از کل مصاحبه به مباحث فنی اختصاص یافت. از طرف دیگر، مدیرعامل تا پایان جلسه مشغول نگه داشتن با گوشی بود و همچنان به سوالاتی درباره بودجههای شرکتهای پیشین پاسخگویی خواستار میشد. تیم منابع انسانی با گرمی و حرفهای بودن، جو کاری را همسو با نقش شغلیشان میکردند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.