سلام وقت بخیر. میخوام تجربه نزدیک به دو سال کار کردنم در واحد دیجیتال مارکتینگ فامکو، با مدیریت مهندس ناصری و سرپرستی آقای رضوانی رو بگم؛ تجربهای که صادقانه بگم، بدترین تجربه کاری من بود. چیزی که من در این تیم تجربه کردم این بود که لزوماً خوب کار کردن، دلسوز بودن، مسئولیتپذیری یا نتیجهای که برای مجموعه میاری، ملاک اصلی نیست. چیزی که بیشتر اهمیت داره اینه که چقدر بتونی مدیرت رو راضی نگه داری و چقدر با خواستههاش همراه باشی. اگر با چیزی مخالفت کنی، اون هم برای حفظ حرمت وابروخودت یا کاری رو که قبول نداری انجام ندی، شرایط میتونه اونقدر برات سخت بشه وسختش کنن که در نهایت خودت تصمیم بگیری از مجموعه خارج بشی. اما بخش تلختر ماجرا برای من، رفتار سرپرست تیم بود. در طول همکاریام با رفتارها و صحبتهایی مواجه شدم که از نظر من هیچ جایی در یک رابطه حرفهای بین مدیر و کارمند نداشت. پیشنهاد همکاری خارج از مجموعه درتایم های ساعت ۲ شب پیشنهادشمال و صحبتهای شخصی و مطرح کردن مسائلی مثل «من طلاق عاطفی گرفتم» در حالی که ایشون متأهل بودند، وشب خوابتودیدم برای من کاملاً خارج از چارچوب حرفهای بود. اما چیزی که بیشتر از خود این رفتارها من رو متعجب کرد، واکنش مدیریت بود. سؤال من از مهندس ناصری اینه: وقتی درباره رفتار یک مدیر یا سرپرست اعتراضهایی مطرح میشه، چرا به جای اینکه موضوع بیطرفانه بررسی بشه، اولویت حفظ جایگاه همون فرده؟ در طول این مدت درباره رفتارهای مختلف ایشون اعتراضهایی مطرح شد. حتی نیروهای قدیمیتر از اتفاقات گذشته اطلاع داشتند چون این مواردگویابارهابادختران مجموعه تکرارشده بود. اما چیزی که من دیدم این بود که به جای اینکه اصل مسئله بررسی بشه، بعضی از همان نیروهایی که از اتفاقات خبر داشتند، از مجموعه خارج شدند. حتی از طرف منابع انسانی هم این برداشت به من منتقل شد که با رفتن این افراد، گذشته تیم عملاً پاک میشه. واقعاً سؤال من اینه: اگر مشکلی در یک تیم وجود داره، چرا باید آدمهایی که از اون مشکل خبر دارن حذف بشن، نه اینکه خود مشکل بررسی و حل بشه؟ من نمیدونم دلیل حمایت مدیریت از این سرپرست چی بوده.و طبیعتاً چیزی رو که نمیتونم ثابت کنم، به عنوان واقعیت مطرح نمیکنم وبرداشت وبازمیذارم. اما چیزی که میتونم دربارهاش حرف بزنم، تجربه خودمه. تجربه من این بود که جایگاه بعضی افراد از احساس امنیت نیروها مهمتر بود. نتیجه چنین فضایی هم مشخصه: بیاعتمادی، فشار روانی و امنیت. به نظر من این خطرناکترین اتفاقیه که میتونه برای یک تیم کاری بیفته. من نزدیک دو سال اونجا بودم. کار کردم، یاد گرفتم، تلاش کردم و برای تیم وقت گذاشتم. اما چیزی که در نهایت با خودم بردم، فقط تجربه کاری نبود؛ بخشی از آرامش و اعتمادم به کارو ادم ها ومحیط کار هم آسیب دید. مهندس ناصری، من بدترین تجربه کاریام رو در تیم شما داشتم. شما حتی سر حرف خودتون هم نایستادید و تصمیمی گرفتید که تبعاتش رو ما با آینده، آرامش و روح و روانمون پرداخت کنیم. من مطمئنم تبعات تصمیمی که گرفتید رو بهزودی خواهید دید. چون من شخصاهیچوقت شمارونمیبخشم مخصوصاباتوجیهاتی که اوردید. و این دقیقاً چیزی بود که ما تجربه کردیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
همون ابتدای کار 10 درصد مبلغ درخواستیتون رو کم میکنن و به بهانه اینکه بعد دوره آزمایشی با صلاح دید مدیریت بهتون میدن. محیط کاری پر از فامیل های هییت مدیره است که به رغم نداشتن صلاحیت کافی برای تصدی پست های سازمانی سر کار هستند. قراردادها یک ماه یک ماه تمدید میشه که این یعنی شما امنیت شغلی در این سازمان نداری. تمام تصمیمات مهم حول محور مشاور هییت مدیره که آدمی خودشیفته و کار نابلد است گرفته میشود. عملا مدیر عامل مجموعه در خیلی از موارد قدرت تصمیم گیری ندارد و این مشاور با دخالت های بیجا در کار تیم بازرگانی و فروش عملا جو را مسموم کرده است. میفرستنتون طب کار و هزینه اش رو خودتون باید بدید و اگه تو دوره آزمایشی باهاتون قطع همکاری کنن این مبلغ را به شما بر نمیگردونند. بدون هیچ دلیل مشخصی و فقط با تحویل یک مشت دورغ و حرف های ضد و نقیض با شما قطع همکاری میکنند. برای افراد تازه کار محیط خوبی است ولی برای افراد با تجربه من اینجا را توصیه نمیکنم.
حدود ۳ سال در یکتانت کار کردم. متأسفانه تجربه من از مدیریت در بخشهایی با خشونت کلامی و رفتاری، توهین و دعوا در محیط کار، تخریب اعتمادبهنفس و ایجاد مداوم احساس ناکافی بودن همراه بود؛ حتی در مواردی این رفتارها علناً در جمع اتفاق میافتاد. در کنار آن، انجام کارهای بیهوده و دستوری و برخورد نامناسب با نیروها، فضای کاری را برای من بسیار فرسایشی کرده بود. در مورد نیروهای خدماتی هم در دورهای با رفتارهایی مواجه شدم که از نظر شخصی برایم بسیار نامناسب و غیرحرفهای بود و حتی مواردی از بیادبی و چیزی که من آن را دزدی و مصرف مواد میدانستم، دیده شد. عدم سلامت روان در طی کار جلسات بیهوده و وقت گیر و بی نتیجه متعدد . پرداخت با تاخیر ۲-۳ماه حقوق نا رضایتی تمامی مشتریان عدم وجود فلو و جریان کاری در همه بخش ها . عدم شفافیت .گرفتن مشتریان شخصی و در کل من نمره صفر رو از ۱۰۰ به کار در اینجا میدم . در کنار این موارد، یکتانت برای من تجربههای حرفهای و یادگیریهای زیادی داشت، اما فشار و فضای مدیریتی باعث شد در مقطعی اعتمادبهنفسم بهشدت آسیب ببیند و احساس کنم کافی نیستم. حدود ۶ ماه بعد از ترک شرکت، با فاصله گرفتن از آن محیط بهتر توانستم بفهمم که بخشی از این احساسات ناشی از شرایط کاری و نحوه مدیریت بوده، نه الزاماً تواناییهای خودم.
در بدو مصاحبه خیلی بااحترام و منظم برخورد کردند، موقع خداحافظی هم همینطور. با اینکه مدیراشون به ادما فرصت میدادن و ایدهها رو سرکوب نمیکردن ولی حجم بالای کار فشار ایجاد میکرد. گاهی ساعتهای طولانی باید سرکار میموندیم و این به زندگی شخصیمون آسیب میزد. جو بین همکارا دوستانه و خوب بود و ساختمان نوساز و تر و تمیز با امکانات خوب و حتی یه روف بزرگ برای سیگار داشتن. اگر حجم کارش کمتر میشد جای خوبی برای کار بود.
مزایاش زیاده اما مدیرا و سرپرستاشون واقعا بد اخلاق و زیراب زنن و مثل بچه های مهدکودکی لجبازی میکنن و به محض اینکه خطایی بکنید اخراج میکنن. کلا میشه گفت جنگ اعصاب و خستگی زیاد داره بیشتر بخاطر آدمایی ک این تیمو تشکیل دادن. اصلا هم امنیت شغلی نداره اما از مزایاشم نمیشه گذشت
شرکت کوچک با مدیریت شهرستانی (سطح فرهنگی بسیار پایین) علی رقم ظاهر مدرن و شیک، بسیار بدبین و پر مدعا و به طرز عجیبی افتضاح در همه ابعاد مدیریت، مناسب برای افراد ضعیف، فاقد تجربه مناسبت و متناسب و مجیزگوی صاحب شرکت، راضی به صبحانه (در حد تخم مرغ آبپز)پارکینگ نوبتی و حداقل دریافتی. بدون اقرار شرکت به صورت قبیله ای و کدخدا منشانه اداره میشود و روابط به تخصص ارجحیت دارد، محیط کاری بسیار سمی و غیر حرفه ای بدون ساختار و فرایند درست، مدیر عاملِ همه کاره، بسیار تنبل و بی انگیزه و در صورت عدم حضور هیچ کاری انجام نمیشود. تیم فنی و فروش بسیار ضعیت(از همون فامیل ها) که هیچ جایی دیگه ای برای موقعیت کاری مشابه نمی توانند جذب شوند، محیط بسیار طاقت فرسا و فرسایشی برای افراد متخصص و باتجربه که باید با یه سری بی سواد هر روز سرو کله بزنن. اصلا توصیه نمیشود
هیچ وقت، هیچ وقت تو این شرکت نرید. منابع انسانی بسیار ضعیف. روز اول به من نگفتن که عیدی سنوات جزوی از حقوقی که پرداخت میکنند. حین قرارداد هم من اون قسمت رو نخوندم چرا که به رسم معمول، عیدی سنوات جزو حقوق نیست. در نهایت بعد از اینکه متوجه شدم قول دادند پرداخت کنند که نکردند. منابع انسانی= موانع انسانی مدیر ما کتینگ ضعیف که فقط اجرا کننده سیاست های مدیرعامله.
حدودا ۱ سال اونجا بودم. بهترین انسانهای بودن که میشه باهاشون کار کرد. با شعور و همدل اما بدون دانش مدیریت. افسوس که عدم حضور مدیران قوی و متخصص باعث شد نتونه رشد کنه. عدم دانش مدیریت مدیرعامل و مدیرمارکتینگ از مهمترین نقاط ضعف این برنده. آرزوی موفقیت روزافزون.
این نظر راجع به گروه میلی است. رویکرد امنیتی و غیرحرفهای در سراسر سازمان حاکمه. ذرهای به سلامت روان کارکنان اهمیت داده نمیشه. مدیران بسیار بیکفایت و کوتوله اند. حقوق و مزایا بسیار معمولی است. آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی!
مدیریت غیر حرفهای. دروغ گویی در تمامی لایه های مدیریتی. محیط کار سمی. زیرابزنی و باند بازی. اصلا محیط مناسبی برای کار نیست. یک کلمه حرف راست از دهن هیچکسی خارج نمیشه مخصوصا مدیران.
مدیریت در بخش فروش بسیار ضعیفه جلسات توجهی بی اندازه زیاد و بی فایده است و فقط تهدید میشن نیرو ها با وجود این که ادعا می کنن ساعت کاری تا پنج و نیم و یا در صورت تارگت نزدن تا شیش و نیم هست نیروها رو تا هشت شب یا خیلی وقتا بیشتر نگه میدارن بدون هیچ اضافه کاری . فشار کاری بسیار بالا فرسودگی بسیار زیاد برخورد توهین آمیز و پر از عقده ی مدیریت ضعیف فروش . داد و هوار تقریبا هر روزه در فیلد فروش خاله زنک های زیاد و حواشی غیر منطقی
در مجموع تجربه کاری خوبی داشتم و فکر میکنم این مجموعه، مخصوصاً برای کسی که دنبال یادگیری و کسب تجربه در یک محیط نسبتاً پویاست، میتونه جای مناسبی باشه. یکی از نقاط مثبت، همکارها و فضای همکاری بین تیمهاست. در بیشتر مواقع افراد برای کمک به هم آماده هستن و اگر خودت هم پیگیر باشی، فرصت یادگیری و جلو رفتن وجود داره. تنوع کارها هم باعث میشه خیلی زود درگیر موضوعات مختلف بشی و تجربه خوبی به دست بیاری. از طرفی مثل هر مجموعهای، بعضی فرایندها هنوز میتونن منظمتر و شفافتر باشن. گاهی هماهنگی بین بخشها زمانبر میشه یا تصمیمگیریها میتونه سریعتر انجام بشه. به نظرم اگر روی این موارد بیشتر کار بشه، تجربه کاری افراد هم بهتر خواهد شد. در کل، تجربه من بیشتر مثبت بوده و نکات مثبت مجموعه برای من پررنگتر از موارد قابل بهبود بوده. برای کسی که اهل یادگیری، مسئولیتپذیری و کار تیمی باشه، میتونه تجربه قابل قبولی باشه.
شرکت خاله زنک بازی هست، یک سری کارمندان نور چشمی از طرف مدیریت، بین کارمندان دیگه زیرآب میزنن و حرف ها رو جابجا میکنند. بسیار شرکت غیرحرفه ای هست. خیلی اذیت میکنن سر تسویه. بهانه های واهی میارن و تسویه نمیدن و میگن چندماه زمان میبره. ادعای مسلمانی دارند . ولی بویی از شرف و مردانگی نبردن. کلا هیچ مزایایی این شرکت نداره. هر کی رفته بدبخت شده. بیشتر شبیه حوزه علمیه هست تا شرکت مهندسی.
یک شرکت کوچک و غیر حرفه ای که فقط آدم عمر و وقت اش رو برای پر کردن جیب مدیرعامل و مدیر مارکتینگ و فروش اش که یک خانمی هست، هدر میده و اصلا رزومه ای نمیشه برای آدم. محیط خاله زنگ بازی داره. و یک تیم مافیایی شامل همین خانم و یک آقای کنترل پروژه و یک خانم منشی بی تربیت و از خود راضی تشکیل دادن و بخور بخور میکنن و اگه حرفی بزنی ریشه ات رو میزنن. هیچکس را هم به این سفره راه نمیدهند .مدیر مارکتینگ و فروش اش یک خانم بداخلاقی هست که فقط باید ازش اطلاعت کنی و با توجه به خلاف هایی که میکنند و پول های غیرقانونی که بصورت ارزی و مخفیانه کسب میکند، نباید صدات دربیاد و باید سکوت کنی. مدیرعامل و شخص این خانم پول شویی میکنند و مبالغ هنگفتی درآمد ارزی کسب میکنند و لی اصلا حقوق خوب نمیدهند و فقط اون تیم مافیایی از سفره بهره میبرند. حقوق مزایا ندارد. بیمه تکمیلی ندارد. فرصت رشد و یادگیری ندارد. ناهار ندارد. کلا هیچ مزایایی ندارد.
متاسفانه شرکت در دست یک منابع انسانی بی ادب افتاده و هرکاری می خواد با نیرو ها می کنه تا فرار کنند.
این شرکت دیگه گیتی پسند نیست شرکت صفاتی پسنده همه مدیران شرکت رو سپرده بودند دست یک سرپرست در دفتر تهران ( م ص ) شخصی مفسد و بی کفایت و هرزه دختر باز صفاتی که هر بلایی دلش خواست سر این شرکت آورد و حسابی جولان می داد و برند شرکت را حسابی در بازار خراب کرد، البته که شرکت مال خودشه هرکاری دلش می خواست کرد.
اینجانب به مدت کمتر از یک سال در این شرکت مشغول به کار بودم. این شرکت اساسا یک شرکت پوششی برای یک شرکت هلندی هست و البته تنها نکتۀ مثبت این شرکت هم همینه که امکان کار در مقیاس بین المللی برات فراهم میشه و واقعا امکان رشد توش وجود داره. ولی بدی هاش اونقدر زیاد هست که احتمالش خیلی کمه کسی بتونه اون فضای عجیب غریب رو به امید رشد کاری تحمل کنه. در ابتدای ورود که عموما آزمون گرفته می شه و در صورت قبولی، یه دورۀ آزمایشی و یه دورۀ آموزشی داره که اولی بدون حقوق و دومی حقوقش قانون کار هست. برای من اینجوری بود که در مدت آزمایشی و آموزشی تسک های دیگه ای رو ازم خواستن انجام بدم و وقتی مدت زمان آزمایشی و آموزشی به اتمام رسید گفتن خب تو هنوز تسک های این دو دوره رو یاد نگرفتی و بنابراین دورۀ آموزشی من تمدید شد و مدت ها من یا بدون پول و یا با حقوق ناچیز اونجا کار کردم. برای کسی که اجاره خونه می ده حتی یک ماه بدون حقوق کار کردن بسیار سخته و باعث به هم ریختن شرایط روحی آدم می شه. ولی اونجا با حجم بسیار زیاد کار باید روحیه ت رو حفظ می کردی. محیط شرکت بیشتر شبیه سالن مطالعه ست و افراد خیلی با همدیگه صحبت نمی کنن مگر اینکه مدیران در شرکت اصلی با بچه ها کال کنن. خیلی ناگهانی و بدون اطلاع قبلی وارد میتینگ هایی میشی که افراد حاضر در اون میتینگ در کشورهای مختلف هستن و تو اصلا نمی دونی موضوع بحثشون چی هست و این استرس زیادی وارد می کنه. سیستم هاشون لپ تاپه و لپ تاپ رو باید ببری خونه که هر وقت نیاز بود آنلاین بشی. مثلا یکبار روز پنجشنبه من توی داروخانه بودم به من زنگ زدن که میتینگ داریم و حتما آنلاین شو! به دلیل عدم انطباق روزهای تعطیل ایران و کشور هلند، روز شنبه با انبوهی ایمیل مواجه می شدم و این بسیار استرس زا بود. روی سیستم هامون برنامه هایی نصب بود که کارهای ما رو رهگیری کنه که چقدر توی چه وب سایتی بودیم یا چقدر تایم برای کتاب و مقاله خوندن گذاشتیم در طول هفته. در مجموع افراد کمی می تونن با اون شرایط پیچیده کنار بیان و به نظر من میزان استرسی که توی فضای اون شرکت هست خیلی قابل تحمل نیست. اگرچه تاکید می کنم اگر کسی می خواد کار واقعی رو به صورت اینترنشنال یاد بگیره بسیار جای مناسبی هست اونجا.
شرکت خوبی هست برای شروع به کار تو حوزه IT، من تو بخش پشتیبانی هاست کار کردم. مدیر واحد هاست آدم خوبیه و همکاران با هم روابط کاری حرفه ای و صمیمی دارن. کارها و تسک ها به صورت سلسله مراتبی صورت میگره و پشتیبانی سطح بندی داره میتونی برای شروع کار چیز های زیادی یاد بگیری ولی خب اگه بخوای سطح های بالا پشرفت کنی نیاز که self study داشته باشی از محیط شرکت چیز خاصی در نمیاد. حقوقش مصوب وزارت کار هستش و پاداش و عیدی رو هم آخر هر ماه تسویه می کنن | اضافه کاری نداره | کمک هزینه برای ناهار داره |کار تو بخش پشتیبانی به صورت شیفت چرخشی صبح، عصر، شب هستش | ترافیک کاری به شدت متغیره بعضی وقت ها خلوت و بعضی وقت ها خیلی، خیلی، خیلی شلوغ ... مزایای خاصی به جز مواردی که گفتم نداره در مجموع برای یه سال و دو سال خوبه ولی زیاد موندن تو این شرکت رو پیشنهاد نمی کنم چون پیشرفت خاصی حداقل تو سطح پشتیبانی نداره
اگر اسم «شرکت فناوری پیشگام بینش» را برای استخدام شنیدید، قبل از هر تصمیمی خوب تحقیق کنید. این متن تجربه چندساله کسی است که از نزدیک فضای این شرکت و نحوه مدیریت و همکاری در آن را دیده و تجربه کرده است. از همان اول چیزی که باید خیلی جدی بگیرید، **حقوق، قرارداد، بیمه و سفته** است. حقوقی که با شما دربارهاش صحبت میشود، لزوماً همان مبلغی نیست که در عمل به شما پرداخت میشود. مبلغ توافقی را به دو بخش تقسیم میکنند؛ یک قسمت بهعنوان حقوق اصلی و قسمت دیگر با عنوان «پاداش». در حالی که در تجربه من، این مبلغ دوم عملاً پاداشی بابت عملکرد خاص یا اضافهکاری و امثال آن نبود و جزئی از مبلغی بود که از ابتدا قرار بود بهعنوان دریافتی شما باشد. این مدل پرداخت از نظر من موضوع بسیار مهمی است، چون وقتی بخشی از دریافتی شما با عنوان «پاداش» ثبت میشود، در زمان اختلاف، اثبات اینکه کل مبلغ، حقوق واقعی مورد توافق بوده میتواند سختتر شود. بنابراین **هر مبلغی که قرار است دریافت کنید، حتماً دقیق و شفاف داخل قرارداد نوشته شود.** موضوع بعدی قرارداد است. چیزی که من در این شرکت دیدم این بود که **دو نسخه قرارداد در اختیار کارمند قرار نمیگرفت** و نسخهای که باید دست خود کارمند باشد، در اختیارش نبود و نسخه اصلی نزد شرکت میماند. در مورد سفته هم حتماً دقت کنید. از کارمند سفته گرفته میشود و موضوع مهم این است که برای سفتهای که تحویل میدهید، حتماً رسید معتبر و مشخصات کامل سفته را داشته باشید. بیمه هم موضوعی است که نباید فقط به حرف اعتماد کنید. **سوابق بیمه خودتان را از تأمین اجتماعی بررسی کنید و ببینید واقعاً برایتان چه چیزی ثبت شده است.** درباره سابقه بیمه و وضعیت کارکنان قبلی هم میتوانید از مسیرهای رسمی مربوط به تأمین اجتماعی استعلام و تحقیق کنید و قبل از شروع کار، با چشم باز تصمیم بگیرید. در مورد مدیریت شرکت هم تجربه من این بود که ظاهر صحبتها با واقعیت محیط کار همیشه یکسان نبود. وعده دادن و صحبت کردن زیاد بود، اما در عمل وقتی صحبت از پرداخت، قرارداد، بیمه و تعهدات میشد، شرایط متفاوت میشد. فضای داخلی شرکت هم از نظر من فضای سالم و آرامی نبود. تفرقه بین کارکنان، حساسیت روی اینکه چه کسی چه چیزی گفته و تلاش برای اطلاع داشتن از مسائل داخلی افراد، چیزی بود که در مدت حضورم بارها شاهدش بودم. در این میان، بعضی افراد بسیار نزدیک به مدیریت بودند و جایگاه و نفوذ بیشتری نسبت به سایر کارکنان داشتند. یکی از مواردی که خودم در طول زمان دیدم، رشد بسیار سریع جایگاه یکی از نیروهای نزدیک به مدیریت از کارهای دفتری به مسئولیتهای مدیریتی و تصمیمگیری بود. موضوع دیگری که برای من عجیب بود، **دخالت در مسائل شخصی و مالی کارکنان** بود. درباره شرایط زندگی، وضعیت مالی، پسانداز، دارایی و مسائل خصوصی سؤال میشد و حتی در بعضی موارد درخواست ارسال تراکنش حساب مطرح میشد؛ چیزی که از نظر من هیچ تناسبی با یک رابطه کاری حرفهای ندارد. تغییر مداوم نیروها و عوامل شرکت هم چیزی بود که به چشم میآمد؛ در حالی که بعضی افراد نزدیک به مدیریت، جایگاه ثابتتری داشتند. در مورد وعدههایی که برای ماندن نیروها داده میشد هم شخصاً مواردی دیدم که در نهایت مطابق وعده اولیه پیش نرفت. بنابراین اگر برای استخدام وعدهای درباره حقوق، بیمه، سربازی، ارتقا یا هر مزیت دیگری به شما داده شد، **حرف شفاهی را ملاک قرار ندهید و همه چیز را مکتوب بگیرید.** محیط شرکت از نظر تنش و حاشیه هم برای من تجربه عجیبی بود. من خودم شاهد دعوا و درگیری بر سر مسائل مربوط به محل شرکت و اجاره بودم و حتی یکبار هم شاهد حضور فردی برای مطالبه طلب در محل شرکت بودم. در نهایت چیزی که میخواهم به کسی که این شرکت را برای کار به او پیشنهاد دادهاند بگویم این است: **فقط به ظاهر شرکت، حرفهای جلسه استخدام و وعدههایی که شفاهی داده میشود اعتماد نکنید.** قبل از شروع کار، قرارداد را دقیق بخوانید و نسخه خودتان را بگیرید. مبلغ واقعی دریافتی را دقیق مشخص کنید. درباره عنوان «پاداش» سؤال کنید و ببینید دقیقاً چرا و بر چه مبنایی پرداخت میشود. وضعیت بیمه را خودتان مرتب بررسی کنید. برای هر سفته رسید معتبر بگیرید و هیچ موضوع مهمی را شفاهی رها نکنید. اینها مواردی است که از نزدیک دیده و تجربه شده، نه چیزی که صرفاً از جایی شنیده شده باشد. **برای تصمیم گرفتن درباره این شرکت، قبل از ورود تحقیق کنید؛ چون بعد از شروع همکاری، چیزی که روی کاغذ ثبت شده اهمیت بسیار بیشتری از تمام وعدههایی دارد که در جلسه استخدام شنیدهاید.**
هیچ نشانه ای از وجود فرهنگ و چارت سازمانی در مجوعه وجود ندارد و فقط شخص مدیر عامل تصمیم گیرنده هستش و به دلخاوه ایشان مجموعه اداره میشود که باعث بی نظمی زیاد و بی قانونی های فراوانی میشود. امنیت شغلی افتضاح می باشد و با کوچیک ترین حرف پیش مدیرعامل بدون هیچ تحقیقی یک شخص اخراج میشود و تهمت دزدی و کار شکنی به اون شخص زده میشود. ارتقا شغلی در این مجموعه بر اساس تخصص و دانش نیست و فقط بر اساس نزدیکی به مدیرعامل و زیراب زنی بقیه پرسنل هستش
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.