چیزی که در طول این مصاحبه بیشتر به نظر می رسه شرکتی تقریبا همه روزهای سال در همه سایت های کاریابی آگهی میزنه قصدش تبلیغ و مطرح کردن نام شرکت هست با یک سرچ در هر سایت کاریابی می تونید صحت این موضوع رو تایید کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من هیچ وقت درخواست مصاحبه برای این شرکت نداشتم و حتی به صورت داوطلب هم ایمیلی از طرف آنها دریافت نکردم. ناگهان آنها بدون شناخت از من با من تماس گرفتند و با ارسال شش فایل پیوست، دقیقا همان روز اول متوجه شدم چه قدر فرمها و آزمونهای زیادی وجود دارد. در ابتدای کار فکر میکردم فقط دو فایل لازم است، اما آنها دو فایل را بهعنوان نمونه و چهار فایل دیگر شامل تصاویر لوگو و یک نامه همکاری را فرستاده بودند که تنها صرف باز کردنشان بیفایده به نظر میرسید. پس از دو روز پژوهش در شبکههای اجتماعی و بررسی وبسایت شرکت، تصمیم گرفتم پاسخ ایمیل را بدهم. وقتی فایل اول را باز کردم، دیدم ۱۲۵ سوال روانشناسی وجود دارد که پاسخهای بله یا خیر داشت و سریع پاسخ دادم. سپس فرم استخدام را در فایل پیدیاف بعدی باز کردم و با کمال تعجب دیدم هر باکسی که پر میکنم، حروف بههم میریزد و به صورت غیرمنطقی نمایش داده میشود؛ مثلا واژه مدیریت پروژه به صورت بیمعنی هژورپلرتنک نوشته شده بود. فکر کردم باکس ایراد دارد و به باکس بعدی رفتم و همان مشکل ادامه داشت. سپس سعی کردم انگلیسی پر کنم اما باز هم با فاصلهها روبهرو شدم و فایل پیدیاف قابل ویرایش نبود. در توضیحات نامه همکاری آمده بود اگر سوالی دارید با منابع انسانی تماس بگیرید، اما چون شنبه بود فرصت تماس نبود و من قرار شد در روز بعد پیگیر شوم. روز شنبه با منابع انسانی تماس گرفتم و خانمی به نام مظلومی گفت که دوباره فایل پیدیاف را میفرستند، و اشاره کرد که قبلا هم چنین مشکلی وجود داشته و فایلهای پیدیاف ایراد دارند. با اعتراض من در مورد این که چرا شش فایل فرستادهاند اما در واقع فقط دو فایل وجود دارد، گفتند که فرمت اداری لازم است و دوباره دو فایل را درست بفرستند تا باقیها پیشکش شوند. گفتم اگر دوباره مشکل داشت، WORD بفرستید تا نیازی به زنگ زدن نباشد. آنها دوباره فایلها را فرستادند و دیدم همان پیدیاف قبلی است و باکسهای فایل WORD هم به هم ریختهاند؛ بهطوری که اگر بخواهد با من تایپ کنم، همه چیز به هم میریزد. تصمیم گرفتم بهطور دستی پر کنم و اسکنش را بفرستم. پیش از این هم گفتم که اگر لازم است با شماره تماس پاسخ دهم تا این مشکل را اطلاع بدهم که به صورت دستی پر کنم، اما باز هم به من گفتند اگر از این کار خسته شدهاید اصلا ارسال نکنید. در نهایت تصمیم گرفتم فرم را به صورت چاپی پر کنم و اسکن کنم، اما پشیمان شدم چون شرکتی که به منابع انسانی اهمیت نمیدهد و کار را با این سطح از اشتباهات مدیریت میکند، برای همکاری ارزش ندارد. خوشحال بودم که از همان ابتدا با شرکت با این سطح از بیمسئولیتی همکاری و حتی مصاحبه را ادامه ندادم.
در مصاحبه با مدیر فناوری اطلاعات، برخوردشان بسیار آرام و حرفهای بود. از نظراتم درباره سایت پرسیدند و من چند تا انتقاد مطرح کردم؛ آنها هیچگونه عصبانیت نشان ندادند و رفتارشان کاملا حرفهای بود. درباره کارهایی که به عنوان کارشناس سئو قرار است انجام بدهم، ازم پرسیدن و روند کار را میخواستن با جزئیات بدانن؛ من برخی مهارتها را بلد بودم اما بخش تئوریای که مطرح شد باید در عمل تجربه کنم تا قابلاجرا باشد. سپس مدیر مجموعه هم با من مصاحبه کرد که برخوردشون خیلی خوشبرخورد بود. حتی همان جلسه، کار بهطور کامل انجام شد و دو روز بعد قرارداد بسته شد. تلاش کنید آرام باشید و استرسی نداشته باشید؛ بیشتر به قابلیتهای اجرایی صحبت شود تا سابقههای گذشته.
در جلسهی ورود به موسسه زبان ایران اروپا با فرم پر شدن اطلاعات شخصی آغاز کردم و بعد از آن وارد مرحلهای شدم که پاسخ دادن به پرسشهای تخصصی در آن الزامی بود؛ پس از تکمیل فرم، من را به مدیر منابع انسانی و مدیر آموزش ارجاع دادند تا مصاحبهای مشترک برگزار شود. این مصاحبه سخت بود و پاسخگویی به بسیاری از پرسشها برایم خیلی دشوار شد. بیشتر سؤالها به روشها و اصول تدریس مربوط میشدند و انتظار داشتند مدرسها بهطور کامل نسبت به کتابهای Teaching تسلط داشته باشند. برای داوطلبانی که قصد حضور در مصاحبه دارند، پیشنهاد میکنم حتما سری کتابهای How to Teach و Teaching Principles را به طور جامع مطالعه کنند. در آغاز مصاحبه پرسشها آسان به نظر میرسید اما با پیش رفتن، سطح آنها به شکل چشمگیری بالا میرفت و چند سؤال آخر را نتوانستم پاسخ بدهم؛ به گفتهی مدیر منابع انسانی، دقیقا خوب است که هر چیزی که نمیدانم را با صراحت بگویم و پاسخهای نامطمئن ندهم. پس از مصاحبه اعلام کردند باید یک Demo ارائه دهم. برای این کار از کتاب Four Corners 4 یک درس را کپی کردند و برای روز بعد از مصاحبه زمانی را برای Demo تعیین کردند. از من خواسته شد برای همان درس یک Lesson Plan بنویسم و آن را ارائه کنم. شنیده بودم که در جلسات Demo سختگیرانه برخورد میشود و استرس زیادی دارم. روز Demo سه نفر در کلاس حضور داشتند: مدیر آموزش، مدیر منابع انسانی و مدیر دپارتمان بزرگسالان (حدس میزنم بهخاطر هدف من برای تدریس بزرگسالان بود). Demo من حدود بیست تا سی دقیقه طول کشید و در طول آن بهطور کامل از زوایای گوناگون ارزیابی شدم؛ اوضاع به قدری چالشبرانگیز بود که نفس کشیدنم هم سخت میشد. دو روز بعد با من تماس گرفتند تا با مدیرعامل موسسه صحبت کنم و قرارداد را نهایی کنم. برای پذیرش، باید اطلاعات کامل ارائه میشد و صداقت در پاسخها حفظ میگردید؛ همچنین انتظار داشتند که حداقل سه تا چهار سال سابقه تدریس داشته باشم و در صورت ندانستن سوالی، بهجای پاسخدهی اشتباه، صادقانه بگویم و برای Demo آمادهسازی کامل انجام داده باشم. از ویژگیهای مهمی که برایشان اهمیت داشتند، برخورداری از خلق خوب و صبور بودن بود.
خیلی برخورد خوبی داشتند سطح زبان انگلیسی سنجیده شد و تقریبا سوالای تخصصی رو انگلیسی پرسیدند فک میکنم من از نظر فنی میتونستم نیاز شرکت برابرده کنم ، ولی دلیل رد شدن رو اعلام نکردند. نهایتا خیلی خوب بود، چون با یه ایمیل به موقع اعلام کردند که ما کس دیگه ای رو جذب کردیم . ممنونم ازشون
باور کنید من از اول فکر نمیکردم به این شرکت بپیوندم، چراکه روال کار و فضایش به یکباره روشن نبود. مراجعهام برای مصاحبه سرپرست پشتیبانی خیلی ساده بهنظر میرسید، اما وقتی رسیدم نمیدانستم دقیق باید کجا بروم و چه کسی جوابگویم خواهد بود. فضای دفترشان مرتب و بهنظر میآمد اما پر از رفت و آمد افرادی بود که هدفشان بازاریابی میکردند. آنها خودشان فرایند کارشان را توضیح ندادند و من بهطور مکرر پرسیدم چه کارهایی انجام میدهند؛ به این نتیجه رسیدم که اگر روال کارشان را میدانستم شاید اصلا تقاضا نمیدادم. برخورد مصاحبه ساده بود و ظاهرشان نشان میداد راضیاند، اما دستمزدی که من انتظار داشتم برایشان بالا بود و ترجیح میدادند با پدیدار شدن رسانههای ارتباطی جبران کنند. جایی که این شرکت واقعا کار میکند بیشتر به یک سایت بازاریابی میخورد تا یک استارتاپ فناوری اطلاعات؛ کارهای بازاریابی حضوری و تلفنی عمدتا در اولویت قرار دارد و پورسانت نقش قابل توجهی در آن ایفا میکند. بهنظر من فضا خیلی رقابتی ناسالم است و ظاهر کار خیلی به سمت تبلیغات کشیده میشود. از نظر من مسیر شغلی هم روشن نیست و داشتن ماشین الزامی بهنظر میرسد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت از ظاهر و لباس تا زبان و رفتار بود و به این موارد تأکید میکردند.
شرکت توسعه الکترونیک هدفمند برای مصاحبه سبدگردان، وقتی رزومهام را فرستادم خیلی سریع تماس گرفتند و حضوری جلسه را تنظیم کردند. با توجه به شیوع کرونا و این که میدانستم در مصاحبههای نخست معمولا افراد زیادی رد میشوند، از آنها خواستم که نخستین مصاحبه را به صورت آنلاین یا تلفنی بگذارند، اما پاسخ دادند که این فرایند حضوری است. تصمیم گرفتم حضور پیدا نکنم. به نظرم هیچ چیز بدتر از این نیست که روزانه چندصد نفر به دلیل یک مریضی به خطر بیفتند و برخی شرکتها در انعطافپذیری نسبت به سفارشهای متقاضیان کمکار باشند. همچنین از این درخواست میتوان فهمید شرکت چقدر سنتی است و چقدر به رفاه و حال کارکنانش اهمیت میدهد.
برای مصاحبه android در هایپراستار ثبت نام کردم و رزومهام را فرستادم؛ دو روز بعد تماس گرفتند. مصاحبهکننده رفتار خوشبرخوردی داشت اما به نظر میرسید دانش برنامهنویسی زیادی ندارد و بیشتر از روی پرسشهای پیشروی روی سوالها پاسخ میگرفت. از میانهی جلسه به بعد تماما به زبان انگلیسی صحبت شد. تأکید داشت که فرایند مصاحبه چند مرحلهای است و در پایان هم خیلی خوب بود و گفتند در چند روز دو نفر خیلی توانستهاند نظرشان را جلب کنند و یکی از آنها من بودم؛ برخوردشان هم بسیار محترمانه بود. در نهایت گفتند قبول میشوی اما تماس نگرفتند با من. مصاحبهکنندهای که با من هممحور شد، از نظر دانشی قدری کمبود داشت ولی فردی باهوش بود. برایش اهمیت داشت که علاوه بر تجربه و کار، چقدر کنجکاو هستی و تا چه حد اطلاعات جانبی از حرفه داری. ویژگیهای مهم برایشان عبارت بود از محیط شرکت که بسیار باکلاس به نظر میرسید و هیچ نشانی از نگاههای ایدئولوژیک در محیط کاری احساس نمیشد.
در بهار کار با شرکت هایپراستار آشنایی با تیم استخدامی به من نشان داد که مهمتر از مهارت صرفا فنی، ظاهر و رفتار حرفهای هم وزن دارد. من، با وجود اینکه سطح ارشدم نسبت به نیازها کمی پایینتر بود، رزومه را فرستادم و دو روز بعد قرار مصاحبه را گذاشتند. مصاحبهگر از سطح دانش برنامهنویسی دقیقا جویا نمیشد و گاهی سوالها را از روی لپتاپش میخواند و با پاسخی که در جلسه بود، ارزیابی میکرد. با وجود این، برخورد مصاحبهگر دوستانه و باهوش بود و خودش درباره مباحثی از برنامهنویسی اندکی دیدگاه داشت. از نیمه مصاحبه به بعد، گفتگو به صورت انگلیسی ادامه پیدا کرد و گفتند که مرحلههای بعدی هم به زبان انگلیسی انجام میشود. او گفت که به من فرصت داده میشود و همچنان انتظار داشتند که گزینهای مناسب باشم، اما هیچ تماسی از جانب شرکت دریافت نکردم. به نظر میرسید که برای شرکت مهمترین عامل، برخورد مثبت و قیافهی آراسته است، و اکثر تیم هم همینطور به نظر میرسیدند. در نگاهشان هیچ حساسیت سختگیرانهای به عقاید من نداشتند و فضای شرکت بهویژه باکیفیت و باکلاس بود و جو کلی شاد و مثبت بود.
مصاحبه با شرکت هایپراستار را آغاز کردم و برخورد مصاحبهکننده آنقدر حرفهای بود که حس خوبی داشتم. فضای اتاقهای مصاحبه طوری چیده شده بود که تعدادی میز با پارتیشنهای کوتاه جدا شده بودند و صدای همدیگر را میفزود، به همین دلیل در شنیدن صحبتهای مصاحبهکننده کمی مشکل داشتم. در طول جلسه سوال غیرمنتظرهای مطرح نشد. این شرکت برای استخدام بیدرنگ به تجربه کار فراگیر در حوزههای مختلف منابع انسانی اهمیت بالایی میداد و دنبال فردی بودند که سابقه کار در جنبههای گوناگون منابع انسانی داشته باشد.
باور کنید که در نگاه من، مصاحبه با هایپراستار تجربهای روشن و حرفهای بود؛ در جلسه اول با بخش منابع انسانی راحت بودم و روند کار صحیح به نظر میرسید، و جلسه دوم که روز بعد با مدیر ارشد مرتبط برقرار شد، دقیق و جدی برگزار شد. به نظرم باید با صداقت کامل و همینطور با حضور واقعی خودتان در مصاحبه ظاهر شد.
مصاحبه خیلی سطحی بود، عجله داشتن زودتر مشغول بشم. فقط درباره ی کار قبلی ام صحبت کردیم. من با مدیر پروژه مصاحبه کردم، مدیرعامل ندارن و یه نفر مدیرعامل کل مجموعه استارت آپ هاست. ایشون خیلی مضطرب بودن. از صحبت هایی که موقع انتظار از کارمندان می شنیدم فهمیدم همه ی نیرو ها تو کمتر از شش ماه مدام دارن اخراج می شن . هیچ سوال فنی از من نشد. حدود یک ساعت هم منتظر بودم. نصف شرکت هم خالی بود متاسفانه به نظرم با تحقیقاتی که کردم و چیزایی که خودم دیدم و شنیدم، اصلا سمت این شرکت نرین. از اسم آپ برای استخدام استفاده می کنن ولی گویا اصلا ربطی به آپ ندارن.تا جایی که فهمیدم حقوق رو هم خیلی دیر بهشون پرداخت می کنن.
با توضیحاتی که از تجربه دارم، دیدگاه من این است که بخش تجربه کاری آنها بیشتر از حد به سابقه و تجربه عملی ارزش میدهد. چون بیشتر در فضای استارتاپی کار کردم، با سوالات کلاسیک آنها ارتباط برقرار نکردم و احساس کردم تجربهام برایشان اهمیتی بالاتر دارد. همچنین شنیدم از همکاران سابقشان نکات منفی مطرح شد؛ گفتهاند که قراردادها بهجا نمیرسند و سفته میگیرند.
ورودم به دفتر شرکت با دکوراسیون شیک و تمیز آغاز شد و پس از حدود یک ساعت انتظار، مرا به اتاقی بردند که در آن از من درباره خودم توضیح خواسته شد؛ پس از توضیحات، از صحبتها تشکر کردند و خداحافظی صورت گرفت. مصاحبه اصلا فنی نبود و نه ارزیابی منابع انسانی انجام شد، این تجربه تا کنون مشابه چیزی نبود که دیده باشم و کل فرایند در پنج دقیقه به پایان رسید. به نظر میرسید تصمیمی برای جذب وجود ندارد و رفتار حضوری بسیار نامناسب بود؛ به هیچ وجه توصیه نمیکنم برای چنین شکلی از مصاحبه اقدام کنید.
برای این موقعیت شغلی درخواست داده بودم و مصاحبه را با مدیرعامل یا احتمالا مدیر اجرایی انجام دادم. حدود یک هفته طول کشید تا تماس بگیرند و در جلسه، روشن نبود که دقیقا باید کجا کار کنم و چه وظایفی داشته باشم. در جلسه از همان رزومه درباره سابقه کارم سوال شد و همچنین از نحوه کارکردنم در محل فعلیم و روش انجام وظایفم پرسیدند. فرآیند مصاحبه به نظر میرسید برایشان رضایتبخش بوده، اما پس از آن خبری از پیگیری یا پاسخ نشد، با این که قول داده بودند اطلاع رسانی میکنند. درباره کار شرکت و خود شرکت توضیحی داده نشد و به نظر میرسید توضیحها مبهم یا ناقص باشد.
شرکت هومینگ برای مصاحبه برنامهنویس موبایل ترتیب جلسهای را با من گذاشت، اما تاریخ و زمان را واقعا بهدرستی هماهنگ نکردند و من هم از دست دادم. هرچند مدیر هماهنگی بسیار با صبر و احترام برخورد کرد و در تنظیم زمان دوباره همکاری داشت، اما روند مصاحبه از لحاظ رفتار مصاحبهکننده مطلوب نبود. طرف مقابل بدون مقدمه از من خواست درباره خودم و انتظاراتم از شرکت صحبت کنم و رفتار نسبتا خشک و سردی داشت. وقتی گفتم ترجیح میدهم ارتباطی دوطرفه با شرکت بسازم، احساس کردم نظرشان جلب نشده و سوالاتی چون اینکه دوست دارم در کدام تیم فعالیت کنم را پرسیدند و بس. همچنین از اینکه با شرکت آشنایی داشتم پرسیدند، در حالی که من توضیح دادم جزییات سایتها و تجربههای مشابه را بررسی کرده بودم، اما هیچ توضیحی راجع به خود شرکت ارائه نشد. کل مصاحبه بسیار کوتاه بود و به جز چند سوال، اطلاعاتی درباره شرکت ارائه نکردند و گفتند در صورت توافق، با من تماس میگیرند. اگر به هر دلیل مصاحبه منتفی است، بهتر است برای زمان صرفشده احترام قائ: ست و اطلاع رسانی دقیقتری صورت بگیرد. به نظر میرسد نباید انتظار زیادی از شرکت داشت.
در شرکت هومینگ رفتارها و اشارههای مدیران زیرمجموعه آسان پرداخت را خیلی نامحسوس میدیدم، اما ارتباط این موضوع با فرآیند مصاحبه کاملا روشن نبود. به طور کلی از صحبتهای مدیران معلوم بود که تجربهی زیادی ندارند و سن پایینتر آنها هم این نکته را بیشتر نشان میداد. فضای شرکت بیشتر سازمانی بود تا استارتاپی و حس اینکه محیطی کارآفرینانه وجود ندارد کاملا مشهود بود. کسی که مصاحبه را هدایت میکرد تسلط کافی بر شرح وظایف ارائهشده نداشت و توضیح روشن و جامعی از وظایف کاری هم به من ارائه نکرد. اگر دنبال فضایی حرفهایتر هستی، شاید مناسب نباشد؛ اما از طرفی به نظر میرسید تنها به جنبههای مالی اهمیت میدهند و به محیط کار چندان توجه نمیکنند.
برای مصاحبه کارشناس پسیو و مخابرات، با سرعت جواب گرفتن از فرم اینترنتی آغاز شد؛ انگار رزومهام همزمان با درخواست نیروها ارسال شده بود. در تماس تلفنی سوالات ابتدایی پرسیدند و از پاسخها رضایت داشتند؛ فردای همان روز برای مصاحبه حضوری دعوت شدم. در مصاحبه حضوری، جلسه با کارشناس ارشد واحد پسیو و مدیر کال سنتر برگزار شد. در آن زمان واحد پسیو زیرمجموعه کال سنتر بود و بعدها مستقل شد. فضای مصاحبه خیلی خوب بود: ازم پرسیدن چه کارهایی بلدم، کجاها تجربه دارم، دلیل خروج از شغل قبلی و انگیزهام برای پیوستن به اینجا چیست. هر دو مصاحبهگر جو را طوری ساختند که من احساس فشار نکنم و اگر چیزی بلد نبودم صادقانه گفتم که بلد نیستم. دو مصاحبهگر آرام، محترم و منطقی بودن و حتی وقتی گفتم از این شرکت انتظارهایی دارم به خوبی به حرفهایم گوش دادند و تلاش کردند نگرانیهایم را رفع کنند. همچنین از من خواستند تا نتیجه هنوز مشخص است را برای بررسی به شرکت قبلیم اطلاع ندهند تا موقعیت شغلیم به خطر نیفتد و خودشان گفتند چنین کارى نمیکنند تا آرامش من حفظ شود. روز بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند هر وقت بخواهم میتوانم برای کارهای استخدام به آنجا مراجعه کنم؛ تجربهای بود که یکی از بهترینهای مصاحبههای من شد. کسانی که میخواهند در بخشهای فنی های وب مصاحبه بدهند، باید سابقه کار و تسلط لازم را داشته باشند. Be صادق راهنمایی میکند که دروغ نگن و باهوش بودنشان به سرعت تشخیص میشود؛ بنابراین ادعای بیجا نکنید چون بعدا در کار با مشکل مواجه میشوید. آرامش خود را حفظ کنید و اعتماد به نفس داشته باشید.
شرکت دادهگستر عصر نوین (هایوب) را به عنوان مقصد مصاحبه تجربه کردم. برخورد همهی کارکنان، از نگهبان تا مدیر منابع انسانی، با احترام و گرمی بود و فرایند مصاحبه بهویژه قسمت فنی به شکل مطلوبی برگزار شد. از نگاه من، شرکت در حوزه مدیریت پروژه و طراحی و برنامهریزی عملکرد خوبی داشت و این بخشها را بهخوبی نشان میداد. مصاحبه با معاون و مدیر بخش نیز تجربهای عالی و پر از چالش بود، اما رفتارها صمیمانه و دوستانه بود و به هیچ عنوان حس منفی از جلسه پیدا نکردم. در مجموع همه چیز به خوبی پیش رفت و حتی با اینکه حقوق پیشنهادیشان کمتر از خواستهام بود، آن را پذیرفتم. تنها نکتهای که باعث نشد این مجموعه را انتخاب کنم، نبود پرداخت برای ساعات اضافه کاری بود؛ با توجه به صحبتهای مطرحشده، حجم کار بالاست و اضافهکاری اجتنابناپذیر... هر شرکتی قانونی خاص خودش را دارد، اما پذیرفتن آن برای من دشوار بود.
این تجربه را خیلی آرام و با دقت برای خودم ثبت کردم: مدیر دیجیتال مارکتینگ شرکت، که مسئول مصاحبه بود، هیچ اطلاعی از دیجیتال مارکتینگ نداشت و دیدگاهش نسبت به حوزهی کار آماتور به نظر میآمد؛ سوالهایش بیربط و نامتناسب با موضوع بودند. زمان شروع مصاحبه هم خیلی دیر بود و هیچ عذرخواهیای نکردند. در کل به نظر میرسید که شرکت نه کار مشخصی انجام میدهد و نه شناختهشدهای برای من داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.