بابت مصاحبه یک مرحله انلاین پذیرفته شدم مرحله بعد حضوری بود رفتم با سرپرست جذب ع.ر مصاحبه کردم حین مصاحبه که حواسش به بازی گوشی بود گوش نمیداد و انگار سوری بود ۹۰ درصد سوالارو با بهترین حالت ممکن و امادگی جواب دادم که بنظرم قابل قبول بود ابشون دانش کافی نداشت در مورد جواب یکی از سوالاشون اصرار داشت اشتباه میگم ولی میدونستم درسته جوابم که حتی بعد مصاحبه رفتم تحقیق کردم دیدم حق با من بوده و اشتباه اون بود خلاصه ایشون رو توانمند ندیدم حتی حین صحبت گفتن اینجا اکثرا خانم هستن و خودم کار کردن با خانم دوست ندارم کلی دردسر دارن!!! مطمعنم در تعاملاتشون با خانم ها مشکل دارن خلاصه بعد ۳ ماه با پیگیری بالاخره جواب دادن مورد قبول نیستم و حق من رو ضایع کردن اگر ناحق بوده خدا نگذره ازشون
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بابت مصاحبه رفتم به ادرسی که دادن یک ساختمان بی نام نشون که چندبار پرسیدم کجاست طبقه دوم یک داروخانه هیچ تابلویی نداشت داخل شدم استاندارد ها در حد صفر داشتن با یکی مصاحبه میکردن چون اتاق مصاحبشون داغون بود تمام دیالوگ ها شنیده میشد خلاصه نوبت من شد سرپرست جذب خانم م.س فیس افاده ای ک ای کاش ظاهر این اداها رو حداقل داشت با یک لپ تاپ اومد و کنارش یه آقا که از اول تا اخر مصاحبه هیچ نگفت و نگاه کرد بدون هیچ وارم آپ شروع کرد سوالا در حد جونیور جذب و دیکته شده عین ربات فقط تو ذهنش بود اینارو بپرسه و جواب بله خیر بگیره اصلا دانش مناسبی برای کشف استعداد رو مداشت اصلااااا و هر جواب ک دادم همون لحظه داشت تایپ می کرد تلاق تولوق کیبورد 😅 اخه بیسواد اون لحظه تمرکزت بهم نیخوره صرف تایپ میشه نمیتونی بفهمی طرف جی میگه تایپتم که ۱۰ انگشتی نبود همش مطمعنم غلط نوشتی 😅 اخر سر نه من فهمیدم چی شد نه اون فهمید چیکار کرد رد کرد 😅 خداشاهده ناراحت نیستم رد شدما از این ناراحتم که استاندارد ها برای این شرکت مطرح رعایت نمیشه و گند زده میشه تو برند کارفرمایی بخاطر یه ادم بی سواد ایشون سطحش کارشناس بود نمیدونم چرا هد بود شاید واس اینکه قبلا تو شرکت کوبل بوده که اصلا کافی نیست باید تجدید نظر بشه در موردشون چون استعداد ها الکی رد میشن الان ۷ ماهه خداشاهده آگهی این شغل فعاله همه جا هم گذاشتن اونم برای این شغل مه کلی متقاضی داره باید شک کرد به توانایی این خانم و تو ارزیابیش تاثیر داد قبل از اینکه ویکی تجربه بپره کلی ادم از تجربه افتضاحی که از مصاحبه با این خانم داشتن نوشته بودن حیف شد که پرید کاش برگرده دیتا واقعا مفید بود
شرکت عصر نوین کیهان را با یک دیدار ابتدایی آغاز کردم؛ در آن جلسه از توقعها و وظایف کار بهطور روشن صحبت شد. یک هفته بعد برای مصاحبه رفتاری دعوت شدم و برخورد مصاحبهگر کاملاً حرفهای بود و حال خوشی در جلسه داشتم. دو هفته بعد به مصاحبه تخصصی رسیدم که دو نفر آن را برگزار کردند؛ بهنظر میرسید در آن بخش تجربهی کمتری وجود دارد و من تصور میکردم مسئول دفتری با سابقهتر این بخش را هدایت کند. همچنین آزمون کتبی و عملی در یک روز برگزار شد و یک جلسه خارج از شرکت هم داشتیم که بیشتر بهعنوان ارزیابی کلی بود تا مصاحبهای عمیق. نکتهای که باید بهخاطر بسپارم این است که آنها خیلی به فهم من از دلیل انتخاب اینجا و اینکه 能راز بودنم برای بلندمدت اهمیت میدهند، اهمیت میدهند. ویژگیهایی که برای آنها ارزش داشت شامل صبر، وفاداری، رازداری و مدیریت احساسات و هیجان بود.
توی مصاحبه با شرکت هتل بلوط، برخورد کارشناس مرکز تماس خیلی محترمانه و صبور بود. روند مصاحبه ساده و بدون پرسش یا پروسه پیچیدهای بود، اما برای ضمانت ازم سفته گرفتند. چند روز بعد تماس گرفتند تا برای آموزش برم، اما به دلیل تصادف و شکستگی پادم نتونستم بیام و گفتم اگه امکانش باشه در زمان دیگری بیام چون واقعاً دوست دارم کار کنم. از اون روز به بعد نه ایمیلم پاسخ داده شد و نه تماس، و به طور کامل پیگیری نکردند.
در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را بهطور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکتهای که به ذهنم میرسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزهام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا بهاندازهی بزرگ فکر نمیکنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدفهای بلندپروازانهای میسازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگیهای مهم برای آنها عبارتاند از صراحت، اعتمادبهنفس و تعهد.
دوست داشتم بدون استرس وارد مصاحبه بشم و به همین دلیل نخستین گفتوگوم با مدیرعامل شرکت بود. با حال و هوای صمیمی و گرمی آغاز شد و از همان لحظه احساس کردم نباید نگران چیزی باشم. درباره سابقههای کاری و نرمافزارهایی که بلد بودم به طور صادقانه صحبت کردم و خودم رو معرفی کردم. سوالاتی درباره نحوه تفکرم، سبک طراحیام و علایقم پرسیده شد و اینکه چرا تمایل دارم تجربه کار تماموقت توی یک مجموعه داشته باشم هم مطرح شد. در جلسه بعد، چند نمونهکار فرستادم تا نظرشان را ببینند و ارائهدهند. جو کار، نسبتا آرام بود و به نظر میرسید سیاست شرکت این است که بر پایه توانایی و امکان پوزیشن تصمیم بگیرند. از نگاه آنها، ویژگیهای مهم شامل اهل فکر بودن، خلاقیت، مطالعه و سفر بود.
در فرصتی غیرمنتظره، پس از فرستادن رزومه با من تماس گرفتند تا برای یک مصاحبه بیایم. ورود به اتاق مصاحبه، جایی که حدود پنج نفر حضور داشتند، با روی گشاده همراه بود و من با سرپرست منابع انسانی مصاحبه کردم. سوالاتی که مطرح شد سطحی بود و فرصت پرسش از جانب من داده نشد. قول قطع خبری دادند و گفتند با من تماس خواهند گرفت، اما در نهایت خبری دریافت نکردم. انتظارم از سطح پاسخگویی سرپرست منابع انسانی بیش از این بود، هرچند برخورد بهطور کلی عادی بود.
تجربه من از مصاحبه در این شرکت اینطور آغاز شد که جلسه آنلاین بهموقع آغاز گردید و من با حضور در جلسه منتظر شدم. رهبر تیم دواپس که مدیر پروژه بود، به من تأکید میکرد که برای نیروهای سطح جونیور و مید هیچ برنامه آموزشی وجود ندارد و باید خودم دست به کار شوم و یادبگیرم. او تأکید زیادی روی آشنایی با دو ابزار مدیریت پروژه و مستندسازی داشت؛ گویی این دو ابزار مهمتر از پلتفرمهایی است که کانتینرها را مدیریت میکند، امری که برای من جالب بود. در مجموع جو شرکت خوب بود؛ پیش از این، سرپرست دواپس هم حضور داشت و نقش mentор را ایفا میکرد و به خوبی جونیورها را آموزش میداد.
دوست داشتم تجربهای صادقانه اما منصفانه از مصاحبههایم بگویم، اما این مراسم دو مرحلهای را یک روزه برگزار کردند و با وجود انتظارهای متفاوت از کار، دقیقا مشخص نبود که دنبال چه نگاهی هستند؛ احتمالا میخواستند کارشناس بازرگانی باشند یا بازاریاب یا کسی که در تحقیق بازار دخیل است، یا حتی فردی که در حوزه دیجیتال تخصص دارد. درباره حقوق و مزایا هیچ صحبتی نشد و حرفهای به نظر نمیرسیدند و انگار پلان مشخصی برای مصاحبه وجود ندارد. جمعبندی من از تجربه این بود که روند نامشخص و بیبرنامه بود و پس از دو ماه نیز هیچ ارتباطی گرفته نشد. حتی حس کردم شاید با بازاریابی شبکهای مرتبط باشد.
به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفهای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بیادبانه و غیرحرفهای بود.
در آغاز تماس تلفنی، فضای آرام و دوستانهای حاکم بود و سوالات نسبتا گسترده مطرح شد؛ چند روز بعد از من خواستند تا مصاحبه حضوری بروم. اما هنگام حضور، با رفتاری کمابیش سرد برخی مصاحبهکنندهها روبهرو شدم، گویی با من از موضع قضاوت یا رقابت صحبت میشد. در مقابل، یکی دیگر از مصاحبهکنندگان با رفتار دوستانه و برخورد مناسبی پاسخگو بود. سوالات بیشتر جنبهی موقعیتی داشتند و نسبتا کلی مطرح میشدند، اما انتظار داشتند تا همهی رفتارها به شکل یکسانی تکرار شود و پاسخها را دقیقا با آنچه میخواهند همسو کنند. وقتی پاسخی میدادم، معمولا همان پاسخ را مجددا میخواستند و میپرسیدند که آیا واقعا همینطور نیستم؟ فضای مصاحبه بهنوعی دوگانه و باز بود، به طوری که به نظر میرسید پاسخها را به گونهای کلی بیان کنم تا برداشت موردنظرشان را تکمیل کند. بزرگترین ایرادم برای این مجموعه این است که به نظر میرسد انتظار دارند همه دارای یک الگوی واحد رفتار باشند و دنبال ایناند که فرد همان چیزی را بگوید که آنها میخواهند.
به طور کماهمیت و ساده بود که از یه سایتی کاریابی رزوممو فرستادم و کمتر از یک هفته بعد باهام تماس گرفتن و زمان مصاحبه آنلاین تعیین شد. چند ساعت قبلش هم زنگ زدن تا بگن اگه اتصال به نرمافزار تماس دچار مشکل شد، راهنماییش کنم. خود مصاحبه خیلی کوتاه بود؛ ده دقیقه بیشتر طول نکشید و سوالها آنقدر ساده بودن که واقعا تعجب کردم.
وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفهای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر میآمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط میشدند. همه سوالها بجا و منطقی به نظر میرسیدند و از اهمیت حرفهای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت میشد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیتهای فرد متقاضی اهمیت میدهد و به کیفیت کار اهمیت میدهد.
در یک مصاحبه استخدامی ناامیدکننده با مواجههای روبهرو شدم که به نظر میرسید انتظار تجربهای سطح بالا را دارند در حالی که من تازهکار بودم. ساعات کاری شرکت از شنبه تا پنجشنبه و از هفت صبح تا شب بود و بهجز ایام عاشورا و تاسوعا تعطیلیای نداشتند؛ در واقع تعطیلات رسمی هم اغلب به کار میکشیدند. زمانی که شرکت هنوز به شهرت مطلوب نرسیده بود، به جوانهای تازهکار فرصت میدادند، اما با مشهور شدن، دیگر پاسخگوی تماسها نبودند. امیدوارم برایتان بهتر پیش برود.
دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامهای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار میشود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال میپرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشتسرهم پوزخند میزدند. جالب این که عملا سوالات فنیای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسشها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربههای قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربهاش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربهی ناخوشایندی داشته باشم.
به من گفتن برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس دعوت شدم. در اتاق دو مرد و یک زن که مسئول منابع انسانی بود حضور داشتند. رزومهام را یکی از بستگان فرستاده بود و پس از بررسی فرم رزومه اعلام کردند به دلیل وجود یکی از آشنایانم در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند. مشکل این بود که از شهر دیگری آمده بودم چون در شهر خودمان جذب نداشتند و اصلا برایشان مهم نبود که با تجربه و توانایی کار سخت، سفر طولانی برای مصاحبه را به جان خریدم. ایکاش همان اول با یک تماس میگفتند به خاطر آشنا بودن نمیتوانند پذیرش کنند تا این همه مسیر را بیدلیل طی نمیکردم.
در جلسهای برای استخدام به عنوان کارشناس فروش رفتم و همان آغاز کار با پرسشهای دقیق درباره سابقهام و شرکتهایی که پیش از این در آنها کار کرده بودم روبهرو شدم، سوالاتی که کاملا روشن و جامع مطرح شدند. در پایان مصاحبه، سوالهای بیشتری مطرح شد که از نظر جذابیت خوب بودند اما کمی مرا سردرگم کردند، چون چیزهایی که در مصاحبههای قبلی شنیده بودم نبودند. مصاحبه با مدیر انجام شد و به نظر میرسید فردی باهوش و با رفتاری محترمانه دارد. دفتر کار مرتب و منظم به نظر میآمد و گمان میکنم حدود ده تا پانزده نفر در آنجا مشغول به کار بودند.
بابت مصاحبه یک مرحله انلاین پذیرفته شدم مرحله بعد حضوری بود رفتم با سرپرست جذب ع.ر مصاحبه کردم حین مصاحبه که حواسش به بازی گوشی بود گوش نمیداد و انگار سوری بود ۹۰ درصد سوالارو با بهترین حالت ممکن و امادگی جواب دادم که بنظرم قابل قبول بود ابشون دانش کافی نداشت در مورد جواب یکی از سوالاشون اصرار داشت اشتباه میگم ولی میدونستم درسته جوابم که حتی بعد مصاحبه رفتم تحقیق کردم دیدم حق با من بوده و اشتباه اون بود خلاصه ایشون رو توانمند ندیدم حتی حین صحبت گفتن اینجا اکثرا خانم هستن و خودم کار کردن با خانم دوست ندارم کلی دردسر دارن!!! مطمعنم در تعاملاتشون با خانم ها مشکل دارن خلاصه بعد ۳ ماه با پیگیری بالاخره جواب دادن مورد قبول نیستم و حق من رو ضایع کردن اگر ناحق بوده خدا نگذره ازشون
بابت مصاحبه رفتم به ادرسی که دادن یک ساختمان بی نام نشون که چندبار پرسیدم کجاست طبقه دوم یک داروخانه هیچ تابلویی نداشت داخل شدم استاندارد ها در حد صفر داشتن با یکی مصاحبه میکردن چون اتاق مصاحبشون داغون بود تمام دیالوگ ها شنیده میشد خلاصه نوبت من شد سرپرست جذب خانم م.س فیس افاده ای ک ای کاش ظاهر این اداها رو حداقل داشت با یک لپ تاپ اومد و کنارش یه آقا که از اول تا اخر مصاحبه هیچ نگفت و نگاه کرد بدون هیچ وارم آپ شروع کرد سوالا در حد جونیور جذب و دیکته شده عین ربات فقط تو ذهنش بود اینارو بپرسه و جواب بله خیر بگیره اصلا دانش مناسبی برای کشف استعداد رو مداشت اصلااااا و هر جواب ک دادم همون لحظه داشت تایپ می کرد تلاق تولوق کیبورد 😅 اخه بیسواد اون لحظه تمرکزت بهم نیخوره صرف تایپ میشه نمیتونی بفهمی طرف جی میگه تایپتم که ۱۰ انگشتی نبود همش مطمعنم غلط نوشتی 😅 اخر سر نه من فهمیدم چی شد نه اون فهمید چیکار کرد رد کرد 😅 خداشاهده ناراحت نیستم رد شدما از این ناراحتم که استاندارد ها برای این شرکت مطرح رعایت نمیشه و گند زده میشه تو برند کارفرمایی بخاطر یه ادم بی سواد ایشون سطحش کارشناس بود نمیدونم چرا هد بود شاید واس اینکه قبلا تو شرکت کوبل بوده که اصلا کافی نیست باید تجدید نظر بشه در موردشون چون استعداد ها الکی رد میشن الان ۷ ماهه خداشاهده آگهی این شغل فعاله همه جا هم گذاشتن اونم برای این شغل مه کلی متقاضی داره باید شک کرد به توانایی این خانم و تو ارزیابیش تاثیر داد قبل از اینکه ویکی تجربه بپره کلی ادم از تجربه افتضاحی که از مصاحبه با این خانم داشتن نوشته بودن حیف شد که پرید کاش برگرده دیتا واقعا مفید بود
شرکت عصر نوین کیهان را با یک دیدار ابتدایی آغاز کردم؛ در آن جلسه از توقعها و وظایف کار بهطور روشن صحبت شد. یک هفته بعد برای مصاحبه رفتاری دعوت شدم و برخورد مصاحبهگر کاملاً حرفهای بود و حال خوشی در جلسه داشتم. دو هفته بعد به مصاحبه تخصصی رسیدم که دو نفر آن را برگزار کردند؛ بهنظر میرسید در آن بخش تجربهی کمتری وجود دارد و من تصور میکردم مسئول دفتری با سابقهتر این بخش را هدایت کند. همچنین آزمون کتبی و عملی در یک روز برگزار شد و یک جلسه خارج از شرکت هم داشتیم که بیشتر بهعنوان ارزیابی کلی بود تا مصاحبهای عمیق. نکتهای که باید بهخاطر بسپارم این است که آنها خیلی به فهم من از دلیل انتخاب اینجا و اینکه 能راز بودنم برای بلندمدت اهمیت میدهند، اهمیت میدهند. ویژگیهایی که برای آنها ارزش داشت شامل صبر، وفاداری، رازداری و مدیریت احساسات و هیجان بود.
توی مصاحبه با شرکت هتل بلوط، برخورد کارشناس مرکز تماس خیلی محترمانه و صبور بود. روند مصاحبه ساده و بدون پرسش یا پروسه پیچیدهای بود، اما برای ضمانت ازم سفته گرفتند. چند روز بعد تماس گرفتند تا برای آموزش برم، اما به دلیل تصادف و شکستگی پادم نتونستم بیام و گفتم اگه امکانش باشه در زمان دیگری بیام چون واقعاً دوست دارم کار کنم. از اون روز به بعد نه ایمیلم پاسخ داده شد و نه تماس، و به طور کامل پیگیری نکردند.
در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را بهطور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکتهای که به ذهنم میرسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزهام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا بهاندازهی بزرگ فکر نمیکنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدفهای بلندپروازانهای میسازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگیهای مهم برای آنها عبارتاند از صراحت، اعتمادبهنفس و تعهد.
دوست داشتم بدون استرس وارد مصاحبه بشم و به همین دلیل نخستین گفتوگوم با مدیرعامل شرکت بود. با حال و هوای صمیمی و گرمی آغاز شد و از همان لحظه احساس کردم نباید نگران چیزی باشم. درباره سابقههای کاری و نرمافزارهایی که بلد بودم به طور صادقانه صحبت کردم و خودم رو معرفی کردم. سوالاتی درباره نحوه تفکرم، سبک طراحیام و علایقم پرسیده شد و اینکه چرا تمایل دارم تجربه کار تماموقت توی یک مجموعه داشته باشم هم مطرح شد. در جلسه بعد، چند نمونهکار فرستادم تا نظرشان را ببینند و ارائهدهند. جو کار، نسبتا آرام بود و به نظر میرسید سیاست شرکت این است که بر پایه توانایی و امکان پوزیشن تصمیم بگیرند. از نگاه آنها، ویژگیهای مهم شامل اهل فکر بودن، خلاقیت، مطالعه و سفر بود.
در فرصتی غیرمنتظره، پس از فرستادن رزومه با من تماس گرفتند تا برای یک مصاحبه بیایم. ورود به اتاق مصاحبه، جایی که حدود پنج نفر حضور داشتند، با روی گشاده همراه بود و من با سرپرست منابع انسانی مصاحبه کردم. سوالاتی که مطرح شد سطحی بود و فرصت پرسش از جانب من داده نشد. قول قطع خبری دادند و گفتند با من تماس خواهند گرفت، اما در نهایت خبری دریافت نکردم. انتظارم از سطح پاسخگویی سرپرست منابع انسانی بیش از این بود، هرچند برخورد بهطور کلی عادی بود.
تجربه من از مصاحبه در این شرکت اینطور آغاز شد که جلسه آنلاین بهموقع آغاز گردید و من با حضور در جلسه منتظر شدم. رهبر تیم دواپس که مدیر پروژه بود، به من تأکید میکرد که برای نیروهای سطح جونیور و مید هیچ برنامه آموزشی وجود ندارد و باید خودم دست به کار شوم و یادبگیرم. او تأکید زیادی روی آشنایی با دو ابزار مدیریت پروژه و مستندسازی داشت؛ گویی این دو ابزار مهمتر از پلتفرمهایی است که کانتینرها را مدیریت میکند، امری که برای من جالب بود. در مجموع جو شرکت خوب بود؛ پیش از این، سرپرست دواپس هم حضور داشت و نقش mentор را ایفا میکرد و به خوبی جونیورها را آموزش میداد.
دوست داشتم تجربهای صادقانه اما منصفانه از مصاحبههایم بگویم، اما این مراسم دو مرحلهای را یک روزه برگزار کردند و با وجود انتظارهای متفاوت از کار، دقیقا مشخص نبود که دنبال چه نگاهی هستند؛ احتمالا میخواستند کارشناس بازرگانی باشند یا بازاریاب یا کسی که در تحقیق بازار دخیل است، یا حتی فردی که در حوزه دیجیتال تخصص دارد. درباره حقوق و مزایا هیچ صحبتی نشد و حرفهای به نظر نمیرسیدند و انگار پلان مشخصی برای مصاحبه وجود ندارد. جمعبندی من از تجربه این بود که روند نامشخص و بیبرنامه بود و پس از دو ماه نیز هیچ ارتباطی گرفته نشد. حتی حس کردم شاید با بازاریابی شبکهای مرتبط باشد.
به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفهای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بیادبانه و غیرحرفهای بود.
در آغاز تماس تلفنی، فضای آرام و دوستانهای حاکم بود و سوالات نسبتا گسترده مطرح شد؛ چند روز بعد از من خواستند تا مصاحبه حضوری بروم. اما هنگام حضور، با رفتاری کمابیش سرد برخی مصاحبهکنندهها روبهرو شدم، گویی با من از موضع قضاوت یا رقابت صحبت میشد. در مقابل، یکی دیگر از مصاحبهکنندگان با رفتار دوستانه و برخورد مناسبی پاسخگو بود. سوالات بیشتر جنبهی موقعیتی داشتند و نسبتا کلی مطرح میشدند، اما انتظار داشتند تا همهی رفتارها به شکل یکسانی تکرار شود و پاسخها را دقیقا با آنچه میخواهند همسو کنند. وقتی پاسخی میدادم، معمولا همان پاسخ را مجددا میخواستند و میپرسیدند که آیا واقعا همینطور نیستم؟ فضای مصاحبه بهنوعی دوگانه و باز بود، به طوری که به نظر میرسید پاسخها را به گونهای کلی بیان کنم تا برداشت موردنظرشان را تکمیل کند. بزرگترین ایرادم برای این مجموعه این است که به نظر میرسد انتظار دارند همه دارای یک الگوی واحد رفتار باشند و دنبال ایناند که فرد همان چیزی را بگوید که آنها میخواهند.
به طور کماهمیت و ساده بود که از یه سایتی کاریابی رزوممو فرستادم و کمتر از یک هفته بعد باهام تماس گرفتن و زمان مصاحبه آنلاین تعیین شد. چند ساعت قبلش هم زنگ زدن تا بگن اگه اتصال به نرمافزار تماس دچار مشکل شد، راهنماییش کنم. خود مصاحبه خیلی کوتاه بود؛ ده دقیقه بیشتر طول نکشید و سوالها آنقدر ساده بودن که واقعا تعجب کردم.
وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفهای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر میآمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط میشدند. همه سوالها بجا و منطقی به نظر میرسیدند و از اهمیت حرفهای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت میشد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیتهای فرد متقاضی اهمیت میدهد و به کیفیت کار اهمیت میدهد.
در یک مصاحبه استخدامی ناامیدکننده با مواجههای روبهرو شدم که به نظر میرسید انتظار تجربهای سطح بالا را دارند در حالی که من تازهکار بودم. ساعات کاری شرکت از شنبه تا پنجشنبه و از هفت صبح تا شب بود و بهجز ایام عاشورا و تاسوعا تعطیلیای نداشتند؛ در واقع تعطیلات رسمی هم اغلب به کار میکشیدند. زمانی که شرکت هنوز به شهرت مطلوب نرسیده بود، به جوانهای تازهکار فرصت میدادند، اما با مشهور شدن، دیگر پاسخگوی تماسها نبودند. امیدوارم برایتان بهتر پیش برود.
دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامهای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار میشود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال میپرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشتسرهم پوزخند میزدند. جالب این که عملا سوالات فنیای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسشها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربههای قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربهاش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربهی ناخوشایندی داشته باشم.
به من گفتن برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس دعوت شدم. در اتاق دو مرد و یک زن که مسئول منابع انسانی بود حضور داشتند. رزومهام را یکی از بستگان فرستاده بود و پس از بررسی فرم رزومه اعلام کردند به دلیل وجود یکی از آشنایانم در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند. مشکل این بود که از شهر دیگری آمده بودم چون در شهر خودمان جذب نداشتند و اصلا برایشان مهم نبود که با تجربه و توانایی کار سخت، سفر طولانی برای مصاحبه را به جان خریدم. ایکاش همان اول با یک تماس میگفتند به خاطر آشنا بودن نمیتوانند پذیرش کنند تا این همه مسیر را بیدلیل طی نمیکردم.
در جلسهای برای استخدام به عنوان کارشناس فروش رفتم و همان آغاز کار با پرسشهای دقیق درباره سابقهام و شرکتهایی که پیش از این در آنها کار کرده بودم روبهرو شدم، سوالاتی که کاملا روشن و جامع مطرح شدند. در پایان مصاحبه، سوالهای بیشتری مطرح شد که از نظر جذابیت خوب بودند اما کمی مرا سردرگم کردند، چون چیزهایی که در مصاحبههای قبلی شنیده بودم نبودند. مصاحبه با مدیر انجام شد و به نظر میرسید فردی باهوش و با رفتاری محترمانه دارد. دفتر کار مرتب و منظم به نظر میآمد و گمان میکنم حدود ده تا پانزده نفر در آنجا مشغول به کار بودند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.