وقتی به ونوس فکر میکنم، دو نکته بیش از هر چیز دیگه منو نسبت به آینده شرکت pessimistic کرد. اول اینکه مدیران، چه کسانی که کار فنی انجام میدن و چه افرادی که جنبههای مدیریتی دارن، بیشتر پرهزینه و تازهپولدارن و به سفارش
پرگار: هنوز تجربهای از استخدام، کار یا مصاحبه ثبت نشده — اولین نفر باش که تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک میگذاری.
تجربهها
استخدام در پرگار
هنوز تجربه کاری یا مصاحبه استخدام برای پرگار ثبت نشده است. اگر در این شرکت کار کردهاید یا تجربه مصاحبه استخدام دارید، اولین نفر باشید که آن را بهصورت ناشناس به اشتراک میگذارد.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۰
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
سؤالات متداول درباره پرگار
آیا پرگار در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از پرگار ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در پرگار چگونه است؟
هنوز تجربهای از کار در پرگار ثبت نشده.
حقوق و مزایا در پرگار چقدر است؟
هنوز امتیاز کافی برای حقوق و مزایای پرگار ثبت نشده.
مصاحبه استخدام در پرگار چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از پرگار ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در رسانه و انتشارات
براي مصاحبه دعوت شدم به صورت رفرال و وقتي وارد مجموعه شدم تايم زيادي رو منتظر موندم و با مدير عامل محموعه دو ساعت مصاحبه كردم و در طول مصاحبه بسيار رفتار تحقير اميزي داشتند و بسيار غير حرفه اي بودندو در طول مصاحبه افراد
برای مصاحبه رفتم و فضا برای بخش فنی خوب بود، اما بخش منابع انسانی تفاوت چندانی با انتظار من نداشت و تنها چند آزمون ساده گرفتند: یک تست شخصیتی و دو آزمون دیگر که نتیجههای MBTI آنها با تجربهها و تستهای قبلیم همسو نبود.
هلدینگ بسیار ضعیف با پوسته بیرونی و ظاهری بسیار شیک و از درون مثل میوه ای خراب و پلاسیده.حقوق ها دیر امنیت شغلی صفر مدیریت افتضاح فورس کاری همیشه تعادل بین زندگی و کاری منفی 100.جزو بدترین تجربه های کاریم بود.از لحاظ تخص
مسطح بودن فضای کار و رفتار مدیر به قدری من را ناامید کرد که نگاه من نسبت به استارتاپها کاملاً تغییر کرد. او با تصمیماتش طوری رفتار میکرد که هر روز انگیزهام برای کار کمتر میشد و تجربه کار در این مجموعه را به کلی به چ
روی کار کنار بچهها خیلی علاقه داشتم؛ تدریس رباتیک پارهوقت در واحد پژوهش هم دقیقاً همین حس رو زنده نگه میداشت. با وجود اینکه منبع تخصصی من آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود، مسیر همکاریمون به دلیل مشغله بالا و سوءتف