بصورت شفاف و صادقانه تصمیم گرفتم افتضاح ترین تجربه مصاحبه قرن با این شرکت رو با بقیه اشتراک بزارم تا متضرر نشید ۲ ماه بعد از ارسال رزومه با من تماس گرفتند دفتر مرکزی واقع در اصفهان هست و بعد از مصاحبه اولیه تلفنی و توضیحات مختصر از شرکت قرار به انجام مصاحبه آنلاین با مدیر جذب استخدام اقای م.محمدی گذاشتند مصاحبه با ایشون کمتر از ۵ دقیقه بدون هیچ سوال فنی و تخصصی یا توضیح در مورد شرایط کار شکل گرفت که تعجب کردم ولی تصور کردم باتوجه به رزومه و مهارت هام نیاز به ارزیابی مجدد ندیدن ولی اینطور نبود در اصل دانش لازم رو برای سنجیدن نداشتن بعد از اون مصاحبه تلفنی با مدیر منابع انسانی داشتم ایشون گرم و صمیمی بودن سپس کلی مدارک شخصی از من گرفتند (در حالی که استخدام هنوز قطعی نبود و اشتباه کردم اعتماد کردم مدارک فرستادم) قرار شد مصاحبه نهایی با مدیر عامل انجام بشه که بعد از مصاحبه به من گفتند همه موافق همکاری هستند فقط می بایست یکبار هم حضوری دفتر اصفهان بیایید تا مدیر عامل ارزیابی نهایی داشته باشن جالب این بود که این دعوتشون بدون در نظر گرفتن هزینه ایاب ذهاب و… بود و میگفتن با خودتونه در حالیکه سایر شرکت های معتبر یا نامعتبر متوجه هستن اگر کسی رو از شهر دیگه با مسافت ۵۰۰ کیلومتری می خوان دعوت کنن تمام هزینه هاش رو پرداخت کنن و این لحظه بود که در مورد این روند غیر اصولی طی شده و ادامه فرایند با این شرکت به فکر فرو رفتم و در نهایت با تردید تصمیم به سفر گرفتم . ۱۰۰۰ کیلومتر رفت برگشت با مخاطرات جاده طی کردم و حضورا با مذیر عامل ملاقات کردم در نهایت تایید نهایی رو دادن و قرار شد مدارک تکمیل کنم بعد از حداقل ۶ مرحله مصاحبه انلاین و حضوری که شامل هزینه و گذشت زمان و نادیده گرفتن سایر موقعیت هام بود مدیر جذب نالایق با من تماس کرفت و با لحن دستوری مدل بازجویی تازه شرایط کار رو رو کرد که روزانه چندساعت اضافه کار اجباری داری ، پنجشنبه ها کاریه ، ماهی یکبار باید بری ماموریت شهرستان فقط با اتوبوس پرواز و تاکسی در کار نیست ، حق نظر در مورد استخدام ها نداری، علاوه بر جذب تشکیل پرونده هم با خودته، از وقتی رسیدی شرکت باید گزارش کار پر کنی هر روز بفرستی ، و هر هفته یکبار باید بیای دفتر اصفهان جلسه !!!!! همون لحظه صحبتش رو قطع کردم و گفتم نمیتونم هر هفته بیام شهرستان و جلسه انلاین شرکت می کنم که گفت نه منم گفتم شرایطی که میگی اصلا برام قابل قبول نیست و چرا این چیزارو الان میگی که کلی زمان و هزینه کردم و روز اول کاملا شرایط دیگه ای بهم اعلام شده بود و… این آدم که اصلا نه رفتار و نه علم و نه دانش جذب استخدام داشت هیچ جوابی نداد مطمعنم از این شگرد استفاده می کنن تا آدم ها رو فریب بدن طرف ناچارا قبول کنه چون اگه اول میگفت هیچچچچ فرد باتجربه حتی کسایی که تازه میخوان بیان تو این فیلد شرایط مسخرشو قبول نمی کنن و بعد پیگیری کردم همکاران خودشون هم تایید کردند ایشون اصلا صلاحیت این شغل رو نداره و هرکی باهاش کار میکنه داره استعفا میده و سوابق قبلیش محدود پراکنده تو شرکت های اجر پزی و… بوده و نصف من سابقه کار داشت و مطمعنم یک دهم من تخصص نداشت و بعید میدونم حتی توانایی صحبت در مورد شغل خودش رو داشته باشه و نمیدونم چجوری با چه روشی اومده اون شرکت البته تازه اونجا استخدام شده و مطمعنم زیاد دووم نمیاره اینارو گفتم قبل از هر تصمیمی با اطلاع باشین تا مثل من نقره داغ نشین اصلا توصیه نمی کنم جای بشدت غیر حرفه ای
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در ابتدای کار، وقتی رزومه را ارسال کردم، ظرف یک روز با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. ورودی ساختمان قدیمی و فرسوده بود و همان لحظه ذوق من کمی تحلیل رفت. رفتار پرسنل خوب بود، اما راهنماییشان کاملاً ناکافی بود و بین واحدها دچار سردرگمی میشدم. خود مصاحبهگر برخوردی خوشرو داشت اما به نظر میرسید در حوزه آیتی تخصص چندانی نداشت؛ سوالها سطحی و غیرحرفهای بود و هیچ سوال فنیای مطرح نشد. درباره حقوق هم پیشنهادشان واقعاً پایین بود؛ همان مقدار حقوق یک تحلیلگر کارآموز بود در حالی که من سابقه و دستاوردهای تحریمی بالاتری داشتم. در همان ملاقات گفتند پذیرش شدی و پرسیدند چه زمانی میتوانی شروع کنی، اما با آن حقوق موافق نبودم. در مسیر به چند نفر از کارکنان هم گفتم که احساس نابرابری حقوق وجود دارد و از جنبههای مختلفی نسبت به جایگاه و کارهای انجامشده گلایه داشتند. به نظر من برای تازهکارها یا کسانی که میخواهند با جدیت وارد محیطی تازه شوند، شاید مناسب باشد، اما برای افراد با سابقه تجربهشده توصیه نمیکنم.
به کار ورود به شرکت شهدینه آران برای من تجربهای ناامیدکننده بود و به خاطر فضای محدودِ پارتی و روابط خانوادگی، پیشرفتی احساس نمیکردم. گفته میشود که رزومه فرستادن فایدهای ندارد و برای بسیاری از موقعیتها مانند مدیریت خدمات هم اگر آقازاده نباشی، شانس پذیرفته شدنت کم است. در بالادست شرکت هم به نظر میرسد مدیرعامل رفته و رفیقها و شبکهٔ محدودی همچنان باقیاند، و نتیجه این چنین است که حس میکنم در میان دوستان و حلقههای خاص گیر کردهام.
حدود چهار ماه پیش به این تیم پیوستم و تصمیم گرفتم تجربهام را بازگو کنم. از همان ابتدای کار، با راهاندازی پروژه روبهرو شدیم و از روز اول تیم لید و مدیرعامل واقعاً پیگیر جلو رفتن کار بودند. برای من عجیب بود که برخی میگفتند خروجی وجود ندارد، چون من واقعاً شرایطی دیدم که نتیجهمحوری واضح بود. با شنیدن صحبتهایی درباره حقوق پایین یا پرداخت دو مرحلهای و بینظمی، باید بگویم حقوقم نسبت به کار قبلیم دو برابر شد و با میانگین بازار هم همسطح است؛ حقوقم هم بهموقع و به صورت تکمرحلهای واریز شد. در یک مناسبت مثل روز زن، سه میلیون کارت هدیه داشتیم که نسبت به سابقهام تفاوت معناداری بود؛ شرکت قبلیم نهایتاً فقط دسر و شاخهگلی میداد. در رابطه با اهمیت دادن به نظر کارکنان، اینجا دو بار پیمانکار خدمات غذایی را تغییر دادهاند و در نهایت با نظرسنجی، همان گزینهای که تیم خواسته بود را پیادهسازی کردند. تا حالا رئیس خشک یا رفتاری غیرحرفهای از همکاران ندیدم و فضا بین اعضای تیم دوستانه است. در مصاحبه هم هیچکس به تهمت یا تخریب نپرداخت و خودشان هم چند مزیت برای همکاران پیشنهاد دادند. فعلاً در کلاسهای آموزشی شرکت نکردم و درخواست اضافهکاری هم نداشتم، اما حس میکنم اگر بخواهم مدیرم مخالفتی نشان نمیدهد. تا به اکنون نیازی به اضافهکاری نداشتم و ترجیح میدهم تعادل بین کار و زندگی حفظ شود. درباره کارانه و پاداش چیزی به من نگفتهاند؛ اگر وجود داشت، احتمالاً انگیزهام را بیشتر میکرد. البته مطمئناً همهجا در شرکت یکسان نیست، اما دیدگاه من نسبت به اینجا مثبت است و مجموعه را به دیگران هم توصیه میکنم.
یک روز شهر فرهنگ و هنر خاقانی اصفهان کار کردم و آنقدر رفتار مدیریت نامحترمانه و بچگانه بود که فقط فرار کردم.
مصاحبه بسیار سختی بود برام و توانمندی های لازم رو نداشتم اما نتیجه مصاحبه اطلاع داده شد.
مصاحبه خوب بود اما رد شدن یا پذیرفته شدن رو اطلاع ندادن.
با موتوسل سپاهان شهر مصاحبه بسیار حرفه ای و دوستانه ای داشتم و در دو جلسه مصاحبه ای که داشتیم بسیار از مدیر واحد مربوطه چیزهای جدید یاد گرفتم و مسیر شغلیم برام روشنتر شد.
شرکت سامانه راهکار دلفین اسپادانا را تجربه کردم. مصاحبه برای موقعیت برنامهنویسی مانند آزمون ورودی بود؛ همیشه در حال فشار و یافتن نقاط ضعف میگشتند و از هر سؤالی دقیقاً میخواستند منظورت را بدانند. برخوردها بهطور مکرر از جانب مدیران بالا دستی بود و دائماً القا میکردند که این مجموعه واقعاً ویژه است و باید از پذیرش بهرهمند شدن، شکرگزار باشی. طوری صحبت میکردند که گویی حقوقی که مطرح میکنی را بدون بحث باید بپذیری و افتخار کنی که پیشنهاد میگیرى. حس کردم هدفشان صبوریام را سنجیدن است، چون فشارها و تحقیرها بیمعنی بهنظر میرسید. هنوز پاسخی ندادهاند، اما اگر هم پذیرشم کنند، به نظر نمیرسد در محیط کار با تغییر رفتار مواجه شوم و احتمالاً کارکنان را همچون خدمتکاران تصوّر میکنند.
شرکتی با مدیریت خانوادگی و بسیار ضعیف .با وجود پروژه های بزرگ همیشه درگیر مشکلات مالی . هیچ وقت این مشکلات حل نمیشه همیشه فشار کاری زیاده و وعده اصلاح در آینده داده میشه . شرکت هیچ پیشرفت کاری و فنی برای هیچ کس نداره . به نظر تنها کسی که از این شرکت راضیه مدیر و صاحب شرکته . پر از حاشیه و اعصاب خورد کنیه. اگه اعصاب و وقتتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید
شرکتی با کمترین راندمان کاری . مدیریت ضعیف . به شدت دچار کوتولگی . شرکت پر از فارق تحصیل ها با مدارک بالا بدون تجربه کاری است که از جلسه ای به جلسه دیگر رفت و آمد می کنن و حرف های قشنگ می زنن و خروجی هیچی . پر از پروژه های بیهوده و سلیقه ای که نیمه کاره هستند . به شدت دچار توهم توطعه هستند و همه چیز امنیت زدس . دسترسی به همه چیز بستس .کوچکترین کارها بسیار طولانی سخت و انرژی گیر هستند . شرکت به شدت به روابط وابستس نه به قواعد . مدیریت منابع انسانی هم اصلا وجود نداره کاملا به چشم کارگر به شما نگاه میشه که فقط باید اطاعت کنید . اگر به مکانی برای پیشرفت فنی . کاری و فرهنگ کاری خوب نیاز دارید سمت این شرکت نرید که انگیزه کاریتونم نابود می کنه
نکته جالبی که برای من بود وقت و انرژی که مدیریت برای رشد و پرورش نیروها میگذاشتند و دلسوزانه انرژی میگذاشتند و پای نیرو می ایستادن فرصت ها بسیار زیادی ارائه میشد در هیچ کجا از استفاده مواردی مثل تازه کار و کارآموز نداشتند و این خیلی جالب بود،بعضی شرکت ها چند ماه یا مدت طولانی نیرو رو رایگان میخوان قرارگیری در تیم های پروژه وقتی که مدیرا برای تک تم پرسنل میگذاشت و حرف ها رو میشنیدند خیلی حرفه ای بود بنطرم
مصاحبه برای من بهعنوان کارشناس منابع انسانی تجربهای مثبت بود؛ مهمترین نکته این بود که با آدمهای باتجربه آشنا شدم و تصویر روشنی از شرکت پیدا کردم، فارغ از نتیجه نهایی. جلسه دقیقاً با زمان مقرر آغاز شد و در همان ابتدا یک گرمآمادگی کوتاه برای واردکردن من به فضای مصاحبه ارائه شد. سوالات اولی ساده و روبهراه بودند؛ دلیل رفتنم به سمت MBA پس از دوران IT را پرسیدند تا هدف و انگیزهام را برای هر پوزیشن مشخص کنم و بتوانم خوب ارائهاش کنم. واقعاً ارائه اولیه تأثیرگذار بود. سپس درباره پروژههای دانشگاهی مرتبط با منابع انسانی و آشناییام با فرایندهای حوزه کار باشگاه بحث شد. من همه تجربهها و دانشم را در قالب پاسخهاشتم و سعی کردم به خوبی نشان بدهم چه تواناییهایی دارم. طرح یک چالش منابع انسانی هم مطرح شد تا برایش چند گزینه ارائه کنیم؛ این فرصت خوبی بود تا روش تفکرم را نشان بدهم. در طول مصاحبه از روانشناسی و کتابهایی که میخوانم هم سوال شد. یک سوال مربوط به مدل شایستگی وجود داشت که از من خواسته شد ویژگیهای لازم برای یک کارشناس منابع انسانی را بیان کنم. همچنین پرسیدند تا چه اندازه با شرکت آشنا هستم؛ اینجا بهوضوح گفتم که حتما قبل از مصاحبه باید سایت، اپهای شرکت و پروژههایش را مرور کنید و مأموریتش را درک کنید تا وارد فضا شوید. مدیر منابع انسانی ساختار تیمها و حوزههای کاری را توضیح داد و نکاتی درباره فضای کار را روشن کرد. در نهایت پیشنهاد حقوق نیز مطرح شد. توصیهام این است که قبل از ارسال رزومه، شرح وظایف را دقیق بخوانید و بدانید در ورود به شرکت چه ارزشی میخواهید ارائه دهید. هنگام مصاحبه با صداقت پاسخ بدهید و خود واقعیتان باشید؛ این بهعنوان اصل مهمی است که باید رعایت شود. همچنین با اعتمادبهنفس ظاهر شوید و روی زبان بدنتان کار کنید تا مصاحبه دوطرفه و تعاملی باشد. نکته خوشحالکننده این بود که از من سوال خصوصی یا عقیدتی پرسیده نشد و به نظر آنها برای موقعیت HR برونگرایی اهمیت داشت.
در جایگاهی بهعنوان طراح، دو سال در یک مجموعه فعالیت کردم و مثل هرجا هم با چالشها و هم با مزیتها روبهرو بودم. از نکات مثبت این شرکت، قدمت بالا و رویکرد دائمی به پیشرفتهبودن است؛ از منظر فنی پیگیرند و تلاش میکنند فرهنگ کاریشان را بهبود دهند. مدیریتی قویت بهخصوص مدیرعامل وجود دارد که واقعاً میدانند چه میکنند و این خود بزرگترین نقطه قدرت است. نکتهی منفی هم اینکه جلسات زیادی برگزار میکنند و گاهی این امر برای من آزاردهنده میشود. در مجموع تجربهای مثبت و خوب بود.
این تجربه را با نگارهای روشنتر و بیانی تازهتر بازنویسی میکنم اما نکتهها و احساسات اصلی را حفظ میکنم. به رغم وجود حراست و مصاحبههای ιδ، اوضاع به گونهای است که انسانهای بااخلاقی کمرنگ میشوند. مدیری که واقعاً تخصص نداشت، به رغم این که توانایی کدنویسی هم نداشت، به دلیل مهارت در برخوردهای بالا دستی و لابی با مدیران پیش رفت و به سمت مدیرگیری رسید. او همراه با مسئول برنامهریزی و یکی از معاونان باعث شد که شرکت با جریمهای به ارزش تقریبی نهصد میلیارد تومان روبهرو شود، زیرا کارها به موقع و دقیق انجام نمیشد. فرد دیگری که سابقاً واحدی را به نظم و سامان رسانده بود، حالا به این تیم پیوسته تا اوضاع را اصلاح کند. خوشبختانه یکی از افراد را به صورت گستردهای کنار گذاشتند و حتی یک روز صبح اجازه ورود به او داده نشد. در سایر واحدها نیز نه تنها بینظمی وجود دارد که سرقتهای سنگین هم گزارش میشود. در کل، وضعیت شرکت بههمریخته و پر از آشفتگی است.
در یک جلسه، با دو مصاحبهکننده از طریق اسکایپ صحبت کردم و سوالها تقریبا خصوصی بودند و به حوزهٔ تخصص من ارتباطی نداشتند. سوال دربارهٔ روابط شخصی و وضعیت خانواده و همچنین درآمد و شغل پدر و مادرم را پرسیدند و سپس از تعداد همکاران فعلیم و کسانی که در شرکت فعلیم حضور دارند پرسیدند. نتیجه اینکه حس کردم این مصاحبه بیشتر شبیه مراسمی سنتی برای خواستگاری بود تا یک مصاحبه برای پیوستن به یک مجموعه خصوصی.
مدیر سمی حسود اجازه رشد به کسی نمیده نمیزاره نیرویی که کار بلده دیده بشه از ترس اینکه نکنه جاشو بگیرن برعکس به نیرویی که سواد نداره بها میده چون همیشه زیر دستش میمونه عملا میگه مسئولیت پذیری زیادی خوب نیست سازمان خیلی خوبیه ولی این واحد با این مدیر یک محیط سمی خالص است توی بخش هی دیگه مشغول به کار بشید ولی خودتونو نابود نکنید و توی این واحد نرید این خانم شهپری فرد نه وجدان داره نه انسانیت و ادم به شدت ظالمی هست که به راحتی حق دیگران رو ناحق میکنه و ادعای دین داری میکنه خدا میدونه من به چشم دیدم به غیر از من چند نفر دیگرو بدبخت کرد اینو مینویسم بلکه بقیه تو چاهی که این همه ادم افتادن نیوفتن و متاسفانه با اینکه به حراست به منابع انسانی هم اطلاع داده شد باز هم تاثیری در وجود این انسان حسود دورو نداشت فقط زندگی ادمهای زیادی رو خراب کرد
شرکت کامیونت اینجا را دوست دارم اما همیشه امیدوارم که مسیر رشد هم برای همه واضح باشد. من کمتر از یک سال است اینجا کار میکنم و به نظرم تیم در حال پیشرفت است؛ افرادی که عملکردشان پایین بود، جدا شدند و الأولویت روی نتیجهگیری بهتر گشته است. در این میان، برخی با رابطه وارد میشوند که طبیعی است در شرکتهای خصوصی، اما باید دید آیا کسانی که با این روش آمدهاند واقعاً توانمندند و چه نقشی ایفا میکنند. از اینجا خیلی شیفته نیستم، با این حال نسبت به تجربههای قبلیم محیط اینجا سالمتر جلوه میکند و برخورد محترمانه و تربیت خانوادگی کارکنان برایم اهمیت دارد. اگر روزی تصمیم به ترک اینجا بگیرم، شاید به مایههای دلنشین و مشکلاتی که با هم مطرح میشود، نگاه کنم.
دو ماه کارآموز بودم و این دوره را در فضایی آرام و دوستانه سپری کردم. همکاران خیلی صمیمی و پذیرا بودند و باهاشون کار کردن برایم راحت بود. در این مدت با مفاهیمی مثل تولید محتوا، سئو و چرخه تولید محصول آشنا شدم و تجربههای ارزشمندی کسب کردم. از کمکهای بسیار و همراهی دوستان همکار که در فرایند یادگیری کنارم بودن واقعاً سپاسگزارم.
حدود یک سال در مجموعهای کار میکردم و این مدت برای من به اندازهی یک عمر طولانی شد. ظاهر بیرونی مجموعه مرتب و زیبا بود، اما درون مجموعه وضعیت بههمریختهای حاکم بود و گاه بوی بیاعتمادی به مشام میرسید. مدیر اداری فردی بود که با تحصیلات پایین و انگیزهی مالی زیاد معرفی میشد، و مسئول منابع انسانی هم به نظر میآمد که با مسائل خانوادگی دستبهدست هم دادهاند؛ گمانهها میگفت مدارک فاکتورها تا مبالغ سنگین مانند چهارصد میلیون تومان بالا میرود و برخی هزینهها را به فاکتورهای اضافهکاری میفزودند. خریدهای سادهای مانند نان صبحانه پرسنل نیز به عنوان اضافهکاری ثبت میشد. بخشی از واحد منابع انسانی با توجه به املاک شخصیاش انگار در خانه با فاکتورهای شرکت هزینهها را وارد میکرد تا پرسنل مجبور به مصرف غذای مشخصی شوند. فردی از واحد اداری با مدارکی که داشت از طریق فشار قانونی و بازیهای حقوقی کنار گذاشته شد تا دسترسی به مدارکش از بین برود. اینجا به جای حمایت از رفاه کارکنان، به دنبال راهی برای کاهش هزینهها بودند. مدیران و سرپرستانی انتخاب میشدند که حتی دارای دیپلم نبودند اما به خاطر عضویت در تیم داخلی و بهدستآوردن حقوق بالا منصوب میشدند؛ برای مثال یکی از کارگران انبار با چاپلوسی و زیرآبزدن به پلههای مدیریتی رسید. بهاندازهای فساد وجود داشت که اگر بخواهم همه را بنویسم ممکن است موضوع تا صبح طول بکشد. فردی هم بود که به دلیل یک رابطه با خانم مسئول منابع انسانی، تعدادی از همکاران را از کار اخراج کرد تا آن خانم باقی بماند و بعدها شنیدم که آن خانم با چند نفر از همکاران فنی رابطه داشت. مدیرعامل یا حضور دائمیای در شرکت نداشت یا بهصورت غیرحضوری به کار میپرداخت. دلم برای همکاران بدبختم میسوزد که برای چند تومان کمتر اینجا را تحمل میکنند.
بصورت شفاف و صادقانه تصمیم گرفتم افتضاح ترین تجربه مصاحبه قرن با این شرکت رو با بقیه اشتراک بزارم تا متضرر نشید ۲ ماه بعد از ارسال رزومه با من تماس گرفتند دفتر مرکزی واقع در اصفهان هست و بعد از مصاحبه اولیه تلفنی و توضیحات مختصر از شرکت قرار به انجام مصاحبه آنلاین با مدیر جذب استخدام اقای م.محمدی گذاشتند مصاحبه با ایشون کمتر از ۵ دقیقه بدون هیچ سوال فنی و تخصصی یا توضیح در مورد شرایط کار شکل گرفت که تعجب کردم ولی تصور کردم باتوجه به رزومه و مهارت هام نیاز به ارزیابی مجدد ندیدن ولی اینطور نبود در اصل دانش لازم رو برای سنجیدن نداشتن بعد از اون مصاحبه تلفنی با مدیر منابع انسانی داشتم ایشون گرم و صمیمی بودن سپس کلی مدارک شخصی از من گرفتند (در حالی که استخدام هنوز قطعی نبود و اشتباه کردم اعتماد کردم مدارک فرستادم) قرار شد مصاحبه نهایی با مدیر عامل انجام بشه که بعد از مصاحبه به من گفتند همه موافق همکاری هستند فقط می بایست یکبار هم حضوری دفتر اصفهان بیایید تا مدیر عامل ارزیابی نهایی داشته باشن جالب این بود که این دعوتشون بدون در نظر گرفتن هزینه ایاب ذهاب و… بود و میگفتن با خودتونه در حالیکه سایر شرکت های معتبر یا نامعتبر متوجه هستن اگر کسی رو از شهر دیگه با مسافت ۵۰۰ کیلومتری می خوان دعوت کنن تمام هزینه هاش رو پرداخت کنن و این لحظه بود که در مورد این روند غیر اصولی طی شده و ادامه فرایند با این شرکت به فکر فرو رفتم و در نهایت با تردید تصمیم به سفر گرفتم . ۱۰۰۰ کیلومتر رفت برگشت با مخاطرات جاده طی کردم و حضورا با مذیر عامل ملاقات کردم در نهایت تایید نهایی رو دادن و قرار شد مدارک تکمیل کنم بعد از حداقل ۶ مرحله مصاحبه انلاین و حضوری که شامل هزینه و گذشت زمان و نادیده گرفتن سایر موقعیت هام بود مدیر جذب نالایق با من تماس کرفت و با لحن دستوری مدل بازجویی تازه شرایط کار رو رو کرد که روزانه چندساعت اضافه کار اجباری داری ، پنجشنبه ها کاریه ، ماهی یکبار باید بری ماموریت شهرستان فقط با اتوبوس پرواز و تاکسی در کار نیست ، حق نظر در مورد استخدام ها نداری، علاوه بر جذب تشکیل پرونده هم با خودته، از وقتی رسیدی شرکت باید گزارش کار پر کنی هر روز بفرستی ، و هر هفته یکبار باید بیای دفتر اصفهان جلسه !!!!! همون لحظه صحبتش رو قطع کردم و گفتم نمیتونم هر هفته بیام شهرستان و جلسه انلاین شرکت می کنم که گفت نه منم گفتم شرایطی که میگی اصلا برام قابل قبول نیست و چرا این چیزارو الان میگی که کلی زمان و هزینه کردم و روز اول کاملا شرایط دیگه ای بهم اعلام شده بود و… این آدم که اصلا نه رفتار و نه علم و نه دانش جذب استخدام داشت هیچ جوابی نداد مطمعنم از این شگرد استفاده می کنن تا آدم ها رو فریب بدن طرف ناچارا قبول کنه چون اگه اول میگفت هیچچچچ فرد باتجربه حتی کسایی که تازه میخوان بیان تو این فیلد شرایط مسخرشو قبول نمی کنن و بعد پیگیری کردم همکاران خودشون هم تایید کردند ایشون اصلا صلاحیت این شغل رو نداره و هرکی باهاش کار میکنه داره استعفا میده و سوابق قبلیش محدود پراکنده تو شرکت های اجر پزی و… بوده و نصف من سابقه کار داشت و مطمعنم یک دهم من تخصص نداشت و بعید میدونم حتی توانایی صحبت در مورد شغل خودش رو داشته باشه و نمیدونم چجوری با چه روشی اومده اون شرکت البته تازه اونجا استخدام شده و مطمعنم زیاد دووم نمیاره اینارو گفتم قبل از هر تصمیمی با اطلاع باشین تا مثل من نقره داغ نشین اصلا توصیه نمی کنم جای بشدت غیر حرفه ای
در ابتدای کار، وقتی رزومه را ارسال کردم، ظرف یک روز با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. ورودی ساختمان قدیمی و فرسوده بود و همان لحظه ذوق من کمی تحلیل رفت. رفتار پرسنل خوب بود، اما راهنماییشان کاملاً ناکافی بود و بین واحدها دچار سردرگمی میشدم. خود مصاحبهگر برخوردی خوشرو داشت اما به نظر میرسید در حوزه آیتی تخصص چندانی نداشت؛ سوالها سطحی و غیرحرفهای بود و هیچ سوال فنیای مطرح نشد. درباره حقوق هم پیشنهادشان واقعاً پایین بود؛ همان مقدار حقوق یک تحلیلگر کارآموز بود در حالی که من سابقه و دستاوردهای تحریمی بالاتری داشتم. در همان ملاقات گفتند پذیرش شدی و پرسیدند چه زمانی میتوانی شروع کنی، اما با آن حقوق موافق نبودم. در مسیر به چند نفر از کارکنان هم گفتم که احساس نابرابری حقوق وجود دارد و از جنبههای مختلفی نسبت به جایگاه و کارهای انجامشده گلایه داشتند. به نظر من برای تازهکارها یا کسانی که میخواهند با جدیت وارد محیطی تازه شوند، شاید مناسب باشد، اما برای افراد با سابقه تجربهشده توصیه نمیکنم.
به کار ورود به شرکت شهدینه آران برای من تجربهای ناامیدکننده بود و به خاطر فضای محدودِ پارتی و روابط خانوادگی، پیشرفتی احساس نمیکردم. گفته میشود که رزومه فرستادن فایدهای ندارد و برای بسیاری از موقعیتها مانند مدیریت خدمات هم اگر آقازاده نباشی، شانس پذیرفته شدنت کم است. در بالادست شرکت هم به نظر میرسد مدیرعامل رفته و رفیقها و شبکهٔ محدودی همچنان باقیاند، و نتیجه این چنین است که حس میکنم در میان دوستان و حلقههای خاص گیر کردهام.
حدود چهار ماه پیش به این تیم پیوستم و تصمیم گرفتم تجربهام را بازگو کنم. از همان ابتدای کار، با راهاندازی پروژه روبهرو شدیم و از روز اول تیم لید و مدیرعامل واقعاً پیگیر جلو رفتن کار بودند. برای من عجیب بود که برخی میگفتند خروجی وجود ندارد، چون من واقعاً شرایطی دیدم که نتیجهمحوری واضح بود. با شنیدن صحبتهایی درباره حقوق پایین یا پرداخت دو مرحلهای و بینظمی، باید بگویم حقوقم نسبت به کار قبلیم دو برابر شد و با میانگین بازار هم همسطح است؛ حقوقم هم بهموقع و به صورت تکمرحلهای واریز شد. در یک مناسبت مثل روز زن، سه میلیون کارت هدیه داشتیم که نسبت به سابقهام تفاوت معناداری بود؛ شرکت قبلیم نهایتاً فقط دسر و شاخهگلی میداد. در رابطه با اهمیت دادن به نظر کارکنان، اینجا دو بار پیمانکار خدمات غذایی را تغییر دادهاند و در نهایت با نظرسنجی، همان گزینهای که تیم خواسته بود را پیادهسازی کردند. تا حالا رئیس خشک یا رفتاری غیرحرفهای از همکاران ندیدم و فضا بین اعضای تیم دوستانه است. در مصاحبه هم هیچکس به تهمت یا تخریب نپرداخت و خودشان هم چند مزیت برای همکاران پیشنهاد دادند. فعلاً در کلاسهای آموزشی شرکت نکردم و درخواست اضافهکاری هم نداشتم، اما حس میکنم اگر بخواهم مدیرم مخالفتی نشان نمیدهد. تا به اکنون نیازی به اضافهکاری نداشتم و ترجیح میدهم تعادل بین کار و زندگی حفظ شود. درباره کارانه و پاداش چیزی به من نگفتهاند؛ اگر وجود داشت، احتمالاً انگیزهام را بیشتر میکرد. البته مطمئناً همهجا در شرکت یکسان نیست، اما دیدگاه من نسبت به اینجا مثبت است و مجموعه را به دیگران هم توصیه میکنم.
یک روز شهر فرهنگ و هنر خاقانی اصفهان کار کردم و آنقدر رفتار مدیریت نامحترمانه و بچگانه بود که فقط فرار کردم.
مصاحبه بسیار سختی بود برام و توانمندی های لازم رو نداشتم اما نتیجه مصاحبه اطلاع داده شد.
مصاحبه خوب بود اما رد شدن یا پذیرفته شدن رو اطلاع ندادن.
با موتوسل سپاهان شهر مصاحبه بسیار حرفه ای و دوستانه ای داشتم و در دو جلسه مصاحبه ای که داشتیم بسیار از مدیر واحد مربوطه چیزهای جدید یاد گرفتم و مسیر شغلیم برام روشنتر شد.
شرکت سامانه راهکار دلفین اسپادانا را تجربه کردم. مصاحبه برای موقعیت برنامهنویسی مانند آزمون ورودی بود؛ همیشه در حال فشار و یافتن نقاط ضعف میگشتند و از هر سؤالی دقیقاً میخواستند منظورت را بدانند. برخوردها بهطور مکرر از جانب مدیران بالا دستی بود و دائماً القا میکردند که این مجموعه واقعاً ویژه است و باید از پذیرش بهرهمند شدن، شکرگزار باشی. طوری صحبت میکردند که گویی حقوقی که مطرح میکنی را بدون بحث باید بپذیری و افتخار کنی که پیشنهاد میگیرى. حس کردم هدفشان صبوریام را سنجیدن است، چون فشارها و تحقیرها بیمعنی بهنظر میرسید. هنوز پاسخی ندادهاند، اما اگر هم پذیرشم کنند، به نظر نمیرسد در محیط کار با تغییر رفتار مواجه شوم و احتمالاً کارکنان را همچون خدمتکاران تصوّر میکنند.
شرکتی با مدیریت خانوادگی و بسیار ضعیف .با وجود پروژه های بزرگ همیشه درگیر مشکلات مالی . هیچ وقت این مشکلات حل نمیشه همیشه فشار کاری زیاده و وعده اصلاح در آینده داده میشه . شرکت هیچ پیشرفت کاری و فنی برای هیچ کس نداره . به نظر تنها کسی که از این شرکت راضیه مدیر و صاحب شرکته . پر از حاشیه و اعصاب خورد کنیه. اگه اعصاب و وقتتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید
شرکتی با کمترین راندمان کاری . مدیریت ضعیف . به شدت دچار کوتولگی . شرکت پر از فارق تحصیل ها با مدارک بالا بدون تجربه کاری است که از جلسه ای به جلسه دیگر رفت و آمد می کنن و حرف های قشنگ می زنن و خروجی هیچی . پر از پروژه های بیهوده و سلیقه ای که نیمه کاره هستند . به شدت دچار توهم توطعه هستند و همه چیز امنیت زدس . دسترسی به همه چیز بستس .کوچکترین کارها بسیار طولانی سخت و انرژی گیر هستند . شرکت به شدت به روابط وابستس نه به قواعد . مدیریت منابع انسانی هم اصلا وجود نداره کاملا به چشم کارگر به شما نگاه میشه که فقط باید اطاعت کنید . اگر به مکانی برای پیشرفت فنی . کاری و فرهنگ کاری خوب نیاز دارید سمت این شرکت نرید که انگیزه کاریتونم نابود می کنه
نکته جالبی که برای من بود وقت و انرژی که مدیریت برای رشد و پرورش نیروها میگذاشتند و دلسوزانه انرژی میگذاشتند و پای نیرو می ایستادن فرصت ها بسیار زیادی ارائه میشد در هیچ کجا از استفاده مواردی مثل تازه کار و کارآموز نداشتند و این خیلی جالب بود،بعضی شرکت ها چند ماه یا مدت طولانی نیرو رو رایگان میخوان قرارگیری در تیم های پروژه وقتی که مدیرا برای تک تم پرسنل میگذاشت و حرف ها رو میشنیدند خیلی حرفه ای بود بنطرم
مصاحبه برای من بهعنوان کارشناس منابع انسانی تجربهای مثبت بود؛ مهمترین نکته این بود که با آدمهای باتجربه آشنا شدم و تصویر روشنی از شرکت پیدا کردم، فارغ از نتیجه نهایی. جلسه دقیقاً با زمان مقرر آغاز شد و در همان ابتدا یک گرمآمادگی کوتاه برای واردکردن من به فضای مصاحبه ارائه شد. سوالات اولی ساده و روبهراه بودند؛ دلیل رفتنم به سمت MBA پس از دوران IT را پرسیدند تا هدف و انگیزهام را برای هر پوزیشن مشخص کنم و بتوانم خوب ارائهاش کنم. واقعاً ارائه اولیه تأثیرگذار بود. سپس درباره پروژههای دانشگاهی مرتبط با منابع انسانی و آشناییام با فرایندهای حوزه کار باشگاه بحث شد. من همه تجربهها و دانشم را در قالب پاسخهاشتم و سعی کردم به خوبی نشان بدهم چه تواناییهایی دارم. طرح یک چالش منابع انسانی هم مطرح شد تا برایش چند گزینه ارائه کنیم؛ این فرصت خوبی بود تا روش تفکرم را نشان بدهم. در طول مصاحبه از روانشناسی و کتابهایی که میخوانم هم سوال شد. یک سوال مربوط به مدل شایستگی وجود داشت که از من خواسته شد ویژگیهای لازم برای یک کارشناس منابع انسانی را بیان کنم. همچنین پرسیدند تا چه اندازه با شرکت آشنا هستم؛ اینجا بهوضوح گفتم که حتما قبل از مصاحبه باید سایت، اپهای شرکت و پروژههایش را مرور کنید و مأموریتش را درک کنید تا وارد فضا شوید. مدیر منابع انسانی ساختار تیمها و حوزههای کاری را توضیح داد و نکاتی درباره فضای کار را روشن کرد. در نهایت پیشنهاد حقوق نیز مطرح شد. توصیهام این است که قبل از ارسال رزومه، شرح وظایف را دقیق بخوانید و بدانید در ورود به شرکت چه ارزشی میخواهید ارائه دهید. هنگام مصاحبه با صداقت پاسخ بدهید و خود واقعیتان باشید؛ این بهعنوان اصل مهمی است که باید رعایت شود. همچنین با اعتمادبهنفس ظاهر شوید و روی زبان بدنتان کار کنید تا مصاحبه دوطرفه و تعاملی باشد. نکته خوشحالکننده این بود که از من سوال خصوصی یا عقیدتی پرسیده نشد و به نظر آنها برای موقعیت HR برونگرایی اهمیت داشت.
در جایگاهی بهعنوان طراح، دو سال در یک مجموعه فعالیت کردم و مثل هرجا هم با چالشها و هم با مزیتها روبهرو بودم. از نکات مثبت این شرکت، قدمت بالا و رویکرد دائمی به پیشرفتهبودن است؛ از منظر فنی پیگیرند و تلاش میکنند فرهنگ کاریشان را بهبود دهند. مدیریتی قویت بهخصوص مدیرعامل وجود دارد که واقعاً میدانند چه میکنند و این خود بزرگترین نقطه قدرت است. نکتهی منفی هم اینکه جلسات زیادی برگزار میکنند و گاهی این امر برای من آزاردهنده میشود. در مجموع تجربهای مثبت و خوب بود.
این تجربه را با نگارهای روشنتر و بیانی تازهتر بازنویسی میکنم اما نکتهها و احساسات اصلی را حفظ میکنم. به رغم وجود حراست و مصاحبههای ιδ، اوضاع به گونهای است که انسانهای بااخلاقی کمرنگ میشوند. مدیری که واقعاً تخصص نداشت، به رغم این که توانایی کدنویسی هم نداشت، به دلیل مهارت در برخوردهای بالا دستی و لابی با مدیران پیش رفت و به سمت مدیرگیری رسید. او همراه با مسئول برنامهریزی و یکی از معاونان باعث شد که شرکت با جریمهای به ارزش تقریبی نهصد میلیارد تومان روبهرو شود، زیرا کارها به موقع و دقیق انجام نمیشد. فرد دیگری که سابقاً واحدی را به نظم و سامان رسانده بود، حالا به این تیم پیوسته تا اوضاع را اصلاح کند. خوشبختانه یکی از افراد را به صورت گستردهای کنار گذاشتند و حتی یک روز صبح اجازه ورود به او داده نشد. در سایر واحدها نیز نه تنها بینظمی وجود دارد که سرقتهای سنگین هم گزارش میشود. در کل، وضعیت شرکت بههمریخته و پر از آشفتگی است.
در یک جلسه، با دو مصاحبهکننده از طریق اسکایپ صحبت کردم و سوالها تقریبا خصوصی بودند و به حوزهٔ تخصص من ارتباطی نداشتند. سوال دربارهٔ روابط شخصی و وضعیت خانواده و همچنین درآمد و شغل پدر و مادرم را پرسیدند و سپس از تعداد همکاران فعلیم و کسانی که در شرکت فعلیم حضور دارند پرسیدند. نتیجه اینکه حس کردم این مصاحبه بیشتر شبیه مراسمی سنتی برای خواستگاری بود تا یک مصاحبه برای پیوستن به یک مجموعه خصوصی.
مدیر سمی حسود اجازه رشد به کسی نمیده نمیزاره نیرویی که کار بلده دیده بشه از ترس اینکه نکنه جاشو بگیرن برعکس به نیرویی که سواد نداره بها میده چون همیشه زیر دستش میمونه عملا میگه مسئولیت پذیری زیادی خوب نیست سازمان خیلی خوبیه ولی این واحد با این مدیر یک محیط سمی خالص است توی بخش هی دیگه مشغول به کار بشید ولی خودتونو نابود نکنید و توی این واحد نرید این خانم شهپری فرد نه وجدان داره نه انسانیت و ادم به شدت ظالمی هست که به راحتی حق دیگران رو ناحق میکنه و ادعای دین داری میکنه خدا میدونه من به چشم دیدم به غیر از من چند نفر دیگرو بدبخت کرد اینو مینویسم بلکه بقیه تو چاهی که این همه ادم افتادن نیوفتن و متاسفانه با اینکه به حراست به منابع انسانی هم اطلاع داده شد باز هم تاثیری در وجود این انسان حسود دورو نداشت فقط زندگی ادمهای زیادی رو خراب کرد
شرکت کامیونت اینجا را دوست دارم اما همیشه امیدوارم که مسیر رشد هم برای همه واضح باشد. من کمتر از یک سال است اینجا کار میکنم و به نظرم تیم در حال پیشرفت است؛ افرادی که عملکردشان پایین بود، جدا شدند و الأولویت روی نتیجهگیری بهتر گشته است. در این میان، برخی با رابطه وارد میشوند که طبیعی است در شرکتهای خصوصی، اما باید دید آیا کسانی که با این روش آمدهاند واقعاً توانمندند و چه نقشی ایفا میکنند. از اینجا خیلی شیفته نیستم، با این حال نسبت به تجربههای قبلیم محیط اینجا سالمتر جلوه میکند و برخورد محترمانه و تربیت خانوادگی کارکنان برایم اهمیت دارد. اگر روزی تصمیم به ترک اینجا بگیرم، شاید به مایههای دلنشین و مشکلاتی که با هم مطرح میشود، نگاه کنم.
دو ماه کارآموز بودم و این دوره را در فضایی آرام و دوستانه سپری کردم. همکاران خیلی صمیمی و پذیرا بودند و باهاشون کار کردن برایم راحت بود. در این مدت با مفاهیمی مثل تولید محتوا، سئو و چرخه تولید محصول آشنا شدم و تجربههای ارزشمندی کسب کردم. از کمکهای بسیار و همراهی دوستان همکار که در فرایند یادگیری کنارم بودن واقعاً سپاسگزارم.
حدود یک سال در مجموعهای کار میکردم و این مدت برای من به اندازهی یک عمر طولانی شد. ظاهر بیرونی مجموعه مرتب و زیبا بود، اما درون مجموعه وضعیت بههمریختهای حاکم بود و گاه بوی بیاعتمادی به مشام میرسید. مدیر اداری فردی بود که با تحصیلات پایین و انگیزهی مالی زیاد معرفی میشد، و مسئول منابع انسانی هم به نظر میآمد که با مسائل خانوادگی دستبهدست هم دادهاند؛ گمانهها میگفت مدارک فاکتورها تا مبالغ سنگین مانند چهارصد میلیون تومان بالا میرود و برخی هزینهها را به فاکتورهای اضافهکاری میفزودند. خریدهای سادهای مانند نان صبحانه پرسنل نیز به عنوان اضافهکاری ثبت میشد. بخشی از واحد منابع انسانی با توجه به املاک شخصیاش انگار در خانه با فاکتورهای شرکت هزینهها را وارد میکرد تا پرسنل مجبور به مصرف غذای مشخصی شوند. فردی از واحد اداری با مدارکی که داشت از طریق فشار قانونی و بازیهای حقوقی کنار گذاشته شد تا دسترسی به مدارکش از بین برود. اینجا به جای حمایت از رفاه کارکنان، به دنبال راهی برای کاهش هزینهها بودند. مدیران و سرپرستانی انتخاب میشدند که حتی دارای دیپلم نبودند اما به خاطر عضویت در تیم داخلی و بهدستآوردن حقوق بالا منصوب میشدند؛ برای مثال یکی از کارگران انبار با چاپلوسی و زیرآبزدن به پلههای مدیریتی رسید. بهاندازهای فساد وجود داشت که اگر بخواهم همه را بنویسم ممکن است موضوع تا صبح طول بکشد. فردی هم بود که به دلیل یک رابطه با خانم مسئول منابع انسانی، تعدادی از همکاران را از کار اخراج کرد تا آن خانم باقی بماند و بعدها شنیدم که آن خانم با چند نفر از همکاران فنی رابطه داشت. مدیرعامل یا حضور دائمیای در شرکت نداشت یا بهصورت غیرحضوری به کار میپرداخت. دلم برای همکاران بدبختم میسوزد که برای چند تومان کمتر اینجا را تحمل میکنند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.