کار گروه: شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا، واحد آی تی مدت ده روزی که اونجا بودم، فهمیدم هر پروژه معمولا تا دو ماه زمان میبرد و بعد ناگهان تصمیم میآمد که دیگر به آن نیاز نداریم. در واقع توی واحد آی تی هیچکس کار ویژهای انجام نمیداد؛ همتیمیها صرفا برای ضبط و نگهداری آرشیو فیلمها اقدام میکردند، فیلمها را دانلود میکردند و سپس دستهبندی میکردند تا برای استفادههای بعدی نگهداری شوند. جالب این بود که همان زمان تعدیل نیرو هم صورت گرفته بود و حدود سی درصد از کارگران کارخانه اخراج شدند. اگر دنبال مسیر حقوق و مزایا با حداقل دردسر هستید و به دنبال پیشرفت حرفهای نیستید، اینجا میتواند گزینهای مناسب باشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت پنج سال تجربه کار داشتم و میخواهم از تجربهام صریح بگویم. محیط کار به شدت کنترل میشود؛ صحبت کردن در محل کار به طور کامل ممنوع است و رفت وآمد با همکاران هم محدود است. سیستمها تحت نظارت کاملاند و در برابر پشت سر هم دوربین وجود دارد. زندگی شخصی من نیز تحت نظر بود و احساس میکردم باید همیشه در اختیار شرکت باشم. مسئولیتهای من مشخص شده نبودند و گاهی به نظر میرسید که چارچوب وظیفهها نامشخص است. با فناوریهایی که قدیمی محسوب میشوند، مثل دلفی ۷، ناچار بودم کار کنم. قرارداد کاری ملموسی به من ارائه نمیشد و گاهی سفته یا نگرانیهای مالی به وجود میآمد. پرداخت حقوق همواره به تاخیر میافتاد یا کمتر از انتظار بود و مزایا و بیمه و سایر حقوق به شکل قابل توجهی ارائه نمیشد.
من تجربهام را از کار با وب پارس بهزبان ساده و طبیعی بازگو میکنم: فضایش گرم و دوستانه بود و من برای آنها پروژهای را انجام دادم، اما تسویهحسابش چند ماه طول کشید و در نهایت کامل بسته شد.
یه استارتاپ جالب دیدم و تصمیم گرفتم رزومهم رو براش بفرستم. وقتی این شرکت را پیدا کردم، با خودم گفتم فرصت خوبیه و برای مصاحبه دعوت شدم. روز اول مصاحبه خیلی پرسش کردند و در پایان گفتن یک تسک ساده برای ارزیابی میفرستند. انجامش دادم و فرستادم؛ دوباره تماس گرفتن و گفتن برای جلسه نهایی باید آزمون عملی بدهام. تسکی که داده بودند یک بازی بود که باید توی یک ساعت پیادهش کنم. از قبل حقوق هم صحبت کرده بودند و میگفتند از دو و نیم میلیون شروع میشود تا دوازده میلیون برای افراد با امتیازات خاص. آن روز вось نفر بودیم و هیچکدام نتوانستیم کامل انجام بدهیم؛ فیلم بررسیشدهشون هم وجود داشت تا مبلغ قرارداد را پایین بیاورند. به این نتیجه رسیدند که همه حداقل حقوق را بگیرند و هیچکدام قبول نکردیم. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند: حقوق ماه اول دو و نیم میلیون بود و بعد از اطمینان از تواناییهایمان به سه و نیم میلیون تغییر دادند. گفتم باشه، از شنبه کار را آغاز کردیم. این روند تقریبا چهل روز طول کشید. در ابتدای کار کار خاصی انجام نمیدادیم و منتظر UI بودیم، اما به محض آماده شدن UI، کار را شروع کردیم. به دلیل بیبرنامگی مدیر محصول، مهلتها از دست رفت و بین تیم بالا گرفت. وکیل آوردند و تهدیدهایی مطرح شد؛ به وعدههای مربوط به حقوق و سهام هم عمل نشد. تیم بیشتر از همه دنبال این بود که سریعتر تمام شود و بدون دردسر و شکایت کار را رها کنند. تنها نکته مثبتی که در اینجا برای من وجود داشت، پیدا کردن دوستهای خوب بود و تجربه برخوردهای نسبتا ناخوشایند و ناسالم در محیط کار.
کار گروه: شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا، واحد آی تی مدت ده روزی که اونجا بودم، فهمیدم هر پروژه معمولا تا دو ماه زمان میبرد و بعد ناگهان تصمیم میآمد که دیگر به آن نیاز نداریم. در واقع توی واحد آی تی هیچکس کار ویژهای انجام نمیداد؛ همتیمیها صرفا برای ضبط و نگهداری آرشیو فیلمها اقدام میکردند، فیلمها را دانلود میکردند و سپس دستهبندی میکردند تا برای استفادههای بعدی نگهداری شوند. جالب این بود که همان زمان تعدیل نیرو هم صورت گرفته بود و حدود سی درصد از کارگران کارخانه اخراج شدند. اگر دنبال مسیر حقوق و مزایا با حداقل دردسر هستید و به دنبال پیشرفت حرفهای نیستید، اینجا میتواند گزینهای مناسب باشد.
در این شرکت پنج سال تجربه کار داشتم و میخواهم از تجربهام صریح بگویم. محیط کار به شدت کنترل میشود؛ صحبت کردن در محل کار به طور کامل ممنوع است و رفت وآمد با همکاران هم محدود است. سیستمها تحت نظارت کاملاند و در برابر پشت سر هم دوربین وجود دارد. زندگی شخصی من نیز تحت نظر بود و احساس میکردم باید همیشه در اختیار شرکت باشم. مسئولیتهای من مشخص شده نبودند و گاهی به نظر میرسید که چارچوب وظیفهها نامشخص است. با فناوریهایی که قدیمی محسوب میشوند، مثل دلفی ۷، ناچار بودم کار کنم. قرارداد کاری ملموسی به من ارائه نمیشد و گاهی سفته یا نگرانیهای مالی به وجود میآمد. پرداخت حقوق همواره به تاخیر میافتاد یا کمتر از انتظار بود و مزایا و بیمه و سایر حقوق به شکل قابل توجهی ارائه نمیشد.
من تجربهام را از کار با وب پارس بهزبان ساده و طبیعی بازگو میکنم: فضایش گرم و دوستانه بود و من برای آنها پروژهای را انجام دادم، اما تسویهحسابش چند ماه طول کشید و در نهایت کامل بسته شد.
یه استارتاپ جالب دیدم و تصمیم گرفتم رزومهم رو براش بفرستم. وقتی این شرکت را پیدا کردم، با خودم گفتم فرصت خوبیه و برای مصاحبه دعوت شدم. روز اول مصاحبه خیلی پرسش کردند و در پایان گفتن یک تسک ساده برای ارزیابی میفرستند. انجامش دادم و فرستادم؛ دوباره تماس گرفتن و گفتن برای جلسه نهایی باید آزمون عملی بدهام. تسکی که داده بودند یک بازی بود که باید توی یک ساعت پیادهش کنم. از قبل حقوق هم صحبت کرده بودند و میگفتند از دو و نیم میلیون شروع میشود تا دوازده میلیون برای افراد با امتیازات خاص. آن روز вось نفر بودیم و هیچکدام نتوانستیم کامل انجام بدهیم؛ فیلم بررسیشدهشون هم وجود داشت تا مبلغ قرارداد را پایین بیاورند. به این نتیجه رسیدند که همه حداقل حقوق را بگیرند و هیچکدام قبول نکردیم. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند: حقوق ماه اول دو و نیم میلیون بود و بعد از اطمینان از تواناییهایمان به سه و نیم میلیون تغییر دادند. گفتم باشه، از شنبه کار را آغاز کردیم. این روند تقریبا چهل روز طول کشید. در ابتدای کار کار خاصی انجام نمیدادیم و منتظر UI بودیم، اما به محض آماده شدن UI، کار را شروع کردیم. به دلیل بیبرنامگی مدیر محصول، مهلتها از دست رفت و بین تیم بالا گرفت. وکیل آوردند و تهدیدهایی مطرح شد؛ به وعدههای مربوط به حقوق و سهام هم عمل نشد. تیم بیشتر از همه دنبال این بود که سریعتر تمام شود و بدون دردسر و شکایت کار را رها کنند. تنها نکته مثبتی که در اینجا برای من وجود داشت، پیدا کردن دوستهای خوب بود و تجربه برخوردهای نسبتا ناخوشایند و ناسالم در محیط کار.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.