در یک محیط کاری با مدیریت ضعیف روبهرو شده بودم که گاهی به نظر میرسید ارتباطات در آن قطع شده و تصمیمگیریها ناقص و بیثباتاند. رفتار مدیران را نمیشد پیشبینی کرد و گاه به شکل غیرحرفهای با تیم برخورد میشد؛ انگار مسائل صرفا به شیوهای سطحی و بدون توضیح روشن مطرح میشد. کارفرمایان فرصتهای مشخص برای بهبود و آموزش فراهم نمیکردند و انتظارات از کارمندان بهطور یکسان و شفاف تعیین نمیشد. این وضعیت به من و دیگر همکاران احساس بیارزشی نسبت به کار میداد و فضای کار را از انگیزه خالی میکرد. در نتیجه، احساس کردم که توانمندیهای من به درستی به کار گرفته نمیشوند و چالشهای روزمره به شکلی پایدار مورد توجه قرار نمیگیرند. با این وجود، تجربهای بود که به من آموخت چگونه در مواجهه با فشارهای محیط کار، به دنبال راههای بهبود و حفظ حرفهایتم باشم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت، اوضاع بسیار پیچیده بود و من با دیدی واقعبینانه به تجربهام نگاه میکنم. مدیریت به شکلی افتضاح عمل میکرد و از توییقها و ارتباطات درست خبری نبود. انتظارات بالا و غیرمنطقی از طرف مدیران، فضای کار را به سمت فشار بیوقفه برد، تا حدی که احساس میکردم فرهنگ کار به شکل ارباب و برده درآمده است. مزایایی وجود نداشت و فضای سازمانی به طور کلی هیچ حمایتی ارائه نمیکرد. محیط کار به نظر من مزهی کار تیمی را میگرفت و به جای انگیزهدهی، ضررهای بیشتری ایجاد میشد. از سمت مدیریتی، امکان تغییر یا بهبود وضعیت وجود نداشت و با سرعت زیادی حتی پرسنل را به خروج سوق میدادند.
به نظرم ساعات کار ۹ تا پر استرس است و وقتی اضافهکاری هم در بر میگیرد واقعا فضای خالی برای زندگی باقی نمیماند. اگر کارمند تحت فشار باشد و ذهنش مشغول کارهای عقبافتاده باشد و ترافیک هم سر خانه و زندگیاش را بزند، چگونه میتواند از پس کارها بربیاید و حجم کار را با اضافهکاری کم کند؟ شبانهروز فقط ۹ ساعت برای انجام کار کافی نیست، حالا اگر دو ساعت هم اضافه کار شود و باز رفتوبرگشت هم به مجموع اضافه شود، به عبارتی تقریبا ۱۳ ساعت میشود. با ۸ ساعت خواب، سه ساعت باقی میماند تا به کارهای روزانه برسد. پس کی فرصت زندگی و استراحت باقی میماند؟ واقعا این روال کار را دوست دارید و میخواهید چنین سبک زندگی را تجربه کنید؟
دیدن این شرکت را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم؛ با وجود حجم بالای کار، دستمزد هم مناسب نیست و معمولا خیلی چیزها چیزی جز ناامیدی ندارد. کار در اینجا خیلی سنگین است و ساعات کار طولانی است؛ از صبح هفت تا عصر یا نزدیک به آن میمانند و گاهی تا شب هفتم هم ادامه میدهد. حقوق هم تفاوت زیادی با جاهای دیگر ندارد و اکثر کارها در کارخانهها استاندارد نیستند. در مجموع اگر تصمیم به کار در جای کوچکتر و با کاهش فشار دارید، شاید بهتر باشد به دنبال فرصتهایی با حجم کار کمتر باشید تا بتوانید برای خانواده و زندگی شخصیتان وقت بگذارید. به نظر میرسد که اداره و نظارتها هم با واقعیت تفاوت زیادی دارند: حجم کار بالا و فشار زیاد، اخلاق ناخوشایند برخی همکاران و رفتارهایی که حس بردگی میدهد. تعطیلات رسمی هم به نظر نمیرسد که به درستی رعایت شوند و گاهی کارفرماها حتی جمعهها را هم تعطیل نمیکنند. در آگهیها ادعا میشود که حقوق تا دو میلیون بالاست و از وزارت کار بهتر است، اما واقعا اینطور نبوده و احتمالا برای نیروی قدیمی به سختی میشود دوام آورد؛ اغلب افراد به سرعت از کار میروند یا کنار میروند و محیط کار خیلی پوست کلفت میطلبد. نهار ارائهشده هم کیفیت مناسبی ندارد. اگر دنبال کار با فشار کمتر و تعادل بهتر بین کار و زندگی هستید، به نظر من جای بهتری را انتخاب کنید. در کل اینجا حجم کار بالا، ساعات طولانی و رفتارهای نامطلوبی دیده میشود و به نوعی مثل کار کردن در یک محیط غیرمنصفانه به نظر میرسد.
به نظر من شرکت دمنده محیطی با ساختار سنتی و قدیمی دارد و بیشتر روی تولید متمرکز است. برای نقش کارشناس مهندسی تقاضا میکردند و در نهایت اکثر افراد را بهعنوان کارشناس جذب میکردند. در اینجا کارکردن به شدت به کار فیزیکی در سالنها محدود است و حجم کار بالاست؛ هر چه بیشتر در مسیر کار حرکت کنید و بدون دلیل سرگردان باشید، تصور میشود که عملکرد بالاتری دارید و این تصویر از کارایی را تقویت میکند. فرصت کار پشت سیستم به ندرت فراهم میشود و اگر کارهای سیستمی وجود داشته باشد، ساعات محدود است و در غیر این صورت با دوربینها نظارت میشوید و ممکن است با شما برخورد شود. به زبان دیگر، انتظارات کارکرد مطلوب از نظر مدیریت با نگرشهای کهنه و غیرکارآمد همسو شده است. در نتیجه کار در کارخانه را اصلا توصیه نمیکنم. تمرکز صرف روی تولید و فشار بالا بر اپراتورها برای ثبت و اندازهگیری عملکرد وجود دارد و حقوق نیز پایین است. سطح نارضایتی در مجموعه بالا است و نیروهای قدیمی که به کار وابستهاند، به نیروهای جوان و تازهکار در بخشهای مهندسی فرصت پیشرفت نمیدهند. مدیریت کارخانه را فردی با منافع شخصی میبینم که به جای ایجاد فضای گفتوگو بین واحدها، همواره فضای رقابت میان افراد ایجاد میکند و از درگیری بین کارشناسان واحدهای مختلف بهره میبرد. افرادی با سطح مدیریتی پایین و حقوق نسبتا بالا در جایگاه نامناسبی هستند و به تدریج روند مجموعه را به عقب میرانند. فضای کار بهطور کل غیرحرفهای است، با حجم کاری زیاد، ساعات طولانی کار، جلسات بیهدف و بازخواست غیرعادلانه از نیروهای جدید بهخاطر کمکاری افراد قدیمی از جمله معایب دیگر شرکت است. بهطور کلی کار در اینجا را توصیه نمیکنم و امیدوارم ظاهر بزرگ شرکت و شکل ظاهری افراد باعث جذب افراد نشود.
من تجربهای از شرکت پارسترونیک را چنین بازنویسی میکنم که لحن و معنا حفظ شود اما بیانش تازه باشد. در این شرکت، من به عنوان وکیل فعالیت میکردم و با همسرم فرزانه جاوهری درگیر پروندهای در چین و ایران هستیم. افرادی که اطلاعاتی دارند میتوانند از طریق ایمیل [email protected] با ما ارتباط بگیرند. رزومه من شامل مدرک لیسانس در الکترونیک قدرت از دانشگاه تهران و مدرک کارشناسی ارشد در مهندسی قدرت از دانشگاه ایالتی میشیگان است. همچنین تجربهای کوتاه در GM و دلفی داشتم.
در مصاحبهای که در سال ۱۴۰۴ داشتم، دو نفر حضور پیدا کردند و با بیاحترامی کنار من نشستند و رفتارشان مانند جلسه دادگاهی بود. آنها با لحن نامناسب سوالات بیربط و غیرمستدل مطرح میکردند و از احترام به من چیزی باقی نگذاشتند، بهطوری که بعد از رفتنشان احساس پشیمانی کردم و از نحوهی برخوردشان پشیمان شدم.
به نظرم اینجا فضای کاری خیلی بیثبات و پرتنش است؛ مدیران دائما با فحاشی و بددهنی سعی در پیشبرد کار دارند و نظم مدیریتی آنها قابل اعتماد نیست. جو زیرآبزنی و درگیریهای مداوم بین اعضا، باعث میشود محیط کار خیلی خراب به نظر برسد.
در حال حاضر در ایران تابلو مشغول به کارم و واقعا از محیط کار رضایت دارم. یکی از نکات کلیدی برای من برخورد صمیمانه و عادلانه با همه همکاران و نیروهای انسانی است؛ چه از طرف مدیران و چه همکاران. اینجا هیچ کسی بالاتر از من نیست و به تواناییهایم اعتماد میشود. نظم کار بالا است و پروژهها با برنامهریزی مشخص پیش میرود؛ هر فرد دقیقا میداند وظیفهای که باید انجام بدهد چیست. در طول مدت کار، فضای آموزش و یادگیری فعال است و بهخصوص در بخشهای فنی، مدیران با پشتیبانیهای مفید به رشد نیروها کمک میکنند تا تجربهشان افزایش یابد. شرایط کاری نسبت به صنعت برق واقعا مناسب است: ساعات کاری منظم، پرداختها بهموقع، محیط کار تمیز و با احترام است. به طور کلی حس میکنم در شرکت قدیمی و معتبرای کار میکنم که برای کارکنان ارزش قائله و تنها به دنبال صرفا تحویل پروژه نیست.
در نگاه من، جای بهبود کلان در مدیریت شرکت حس میشود؛ هرچند امکانات قبلی مانند وعدههای غذایی و میانوعدهها وجود دارد، اما پرداخت حقوق با تأخیرهای نسبتا طولانی همراه است و اضافهکاری هم بهطور قابل توجهی وجود ندارد.
برای من تجربهی کاری در این مجموعه، به عنوان یه برنامهنویس، تجربهای نسبتا تیره نیست اما نقاط ضعف و کاستیهایی هم داره که باید بهش اشاره کنم. من حدود هشت تا نه ساله که با این شرکت همکاری میکنم و دیدم برخی نظرات منتشرشده واقعبینانه نیستند و خیلیها بدون دیدن جزئیات، بدبینانه حرف میزنند. هر شرکتی مشکلات خودش رو داره و نمیشه زور داشت که با معیارهای هرکس همسو بود. با این حال، در مقابل خیلی از شرکتهای همرده، اینجا عملکرد بهتری ارائه میشه و با استانداردهای روز بازار سازگاری داره و با اعضای تیم خوب همکاری میکنم.
خیلی تجربه بدی بود . خیلی راحت و ساده بهت توهین و بی ادبی و بی احترامی میکنند و تو جلسه جلوی همه افراد بد دهنی میکنند و اصلا اجازه توضیح هم بهت نمیدن اگر خیلی بخوای برای دفاع از خودت پا فشاری کنی هرچی روی میز مدیرعامل هست ممکنه تو سر و صورتت پرتاب بشه واقعا میدون جنگه خیلی ترسناک تر از چیزی که فکر کنید و فحش هم راحت اونجا داده میشه به آدم اصلا محیط با تبلیغاتی که میکنند زمین تا آسمون متفاوته
تجربهام از کار در یک شرکت بینظم و بیپایه آغاز شد، جایی که مسئولان و مدیران جایگاه مشخصی نداشتند و پاسخگویی به کارکنان سفرهای بینظم و بیپاسخ بود. پرداخت حقوق با تاخیر چند ماهه انجام میشد و برای جلوگیری از شکایت، سفته میگرفتند. حداقل حقوق تنها روالی بود که پرداخت میشد و امتیاز تحصیلی برای کارگران قائل نبودند؛ بیمه هم بهطور داوطلبانه و اختیار شرکت بود. هیچکدام از بخشهای مالی، اداری یا شعبه پاسخگوی نیروی کار نبودند و حضور تلفنی هم مکررا بیپاسخ میماند. قراردادها به نفع مدیران نوشته میشد و با مهر تأیید میشدند. بهطور کل، این شرکت از منظر کارایی و سازماندهی ناکارآمدترین نمونهها بود. برخی از افرادی که از شرکت تعریفهای اغراقآمیز میکردند نیز بهنوعی در کنار مدیران بالا جای میگرفتند و حقوق کارگران را بهنفع خود میبلعیدند.
شرکت پرگاس طب را ترک کردم به خاطر بیثباتی قانونی و بیتفاوتی به حقوق کارگری. زمانی که قرارداد کار کتبی هیچگاه به امضا نمیرسید، احساس میکردم راهی برای پیگیری حقوقم وجود ندارد و این رفتار نقض اصول ابتدایی کار بود. عدم ثبات مالی و مدیریتی هم مزید بر علت شد؛ پرداخت حقوق به تأخیر افتاد و نشانههای ورشکستگی در شرکت نمایان بود که امنیت شغلی را به شدت کاهش میداد. فضای کار ناسالم و بینظم، با کمبود شفافیت و رفتارهای دوگانه، از مسیر حرفهای من جدا شد و با ارزشهای رشدی من همخوانی نداشت. به طور شخصی، محیطی را دیدم که وجود افراد ناکارآمد و سوء استفاده از منابع کارکنان را نشان میداد و این شرایط انگیزهام را برای حضور در اینجا کاهش داد.
متن رو در قالب تجربهای واقعی اما با صدای تازه و طبیعی بازنویسی میکنم تا به صورت ساده و قابل فهم منتقل بشه. از دید من و تجربهای که داشتم شروع میکنم و همه چیز رو به صورت منسجم بیان میکنم. سال قبل، به مدت پانزده روز به عنوان سرپرست در این شرکت کار کردم و خیلی از موارد برام روشن شد و سریع تصمیم به ترک گرفتم. از همون روز اول متوجه شدم که حریم شخصی به شدت رعایت نمیشه و همه جای شرکت امکانات نظارتی داشتن؛ از سرویسهای بهداشتی تا اتاقهای کار، دوربینهای با قابلیت ضبط صدا وجود داشت و مدیرعامل در اتاق خودش مرتب گزارش میگرفت و هر چیزی رو به عنوان نقص میدید و با من صحبت میکرد. نکتهای که خیلی زود فهمیدم، این بود که در جلسه مصاحبه درباره شاخصهای کلیدی عملکرد که حقوق من رو متاثر میکنن چیزی گفته نشد و بهطرز فشرده کار از من خواسته میشد که کارها رو انجام بدم تا جایی که نتونم شاخصها رو ثبت کنم و حقوقم رو کم کنه. همچنین یک بلندگو نصب شده بود تا اسم کارمندان رو صدا بزنه؛ این موضوع هنوز برام تازگی و اثر منفی داره. در یک اتاق مانیتورینگ هم یک کارمند خانم حضور داشت و به صورت مداوم مینوشت و به مدیران گزارش میداد؛ هر از گاهی مشکلات رو اینجاها میدیدند و ایرادها رو توضیح میدادند. قائممقام مدیرعامل فردی با رفتاری متغیر بود و به تخصص و دانش افراد زیاد توجه نمیکرد؛ درباره مدرک دکترا هم حرفزدنهای خاصی داشت. مدیر تولید هم دو ماه بعد من از کار خارج شد و با شرایط شرکت به گونهای رفتار میکرد که اخلاق حرفهای در آن کمتر دیده میشد. خلاصه وضعیتی که داشتم با مجموعهای از رفتارها و شیوههای مدیریتی روبهرو بود که به نظرم مناسب نبود. خود مدیرعامل و صاحب مجموعه هم در رفتارهای درست و محترمانه کمخوشی داشتند و نکات ناخوشایندی را در برمیگرفتند. و نهایتا هنگام تسویهحساب، من را به بالا صدا نزدند و همان نگهبان خانم به نام کاوسی برگهها را آورد و گفت این موارد به حساب شما تعلق میگیرد. وقتی این صحنه را دیدم، سریع قرارداد و امضاها را ترک کردم و با مدیر اداری تماس گرفتم و گفتم با مجموعهای از مشکلات روبهرو شدم. اگر دنبال تجربه کاری در این حوزه هستید، به تجربه من میشود گفت خوب است اما پس از یک تا دو سال به دنبال فرصت بهتری باشید. برای واضحتر شدن، روش کار هنوز هم در برخی جنبهها ایراد داشت و من ترجیح دادم از آنجا بیرون بیایم. اینها بخش کوچکی از چیزهایی بود که دیدم و واقعا تمایل نداشتم بیشتر بخوانم.
من وقتی وارد این مجموعه میشم که بفهمم چطور جنبههای مختلفش با هم جور درمیآیند، اما واقعا هر روز فهمیدنش سختتر میشود. پرداختیها فراموش میشود و مدیریت به شدت غیرمنعطف است؛ مدیران بالادستی تنها به دنبال ایناند که زیرمجموعههای کمسن و کمتجربهتر را به جایگاههای بالاتر بنشانند و از خودشان تعریف کنند. اعتراض کردن به تأخیر و وضعیت حقوقی تنها به برخورد سرد منتهی میشود و در نهایت سعی میکنند با ارائه واژههای اغلب تکراری، از مسئولیت فرار کنند. یکی از نکات مثبتی که خیلیها به آن اشاره میکنند، محیط کاری دوستانه و صمیمی است که با وجود این، سایر مزایا چندان جدی نیستند و به شکل قابل توجهی دنبال نمیشود. حقوق نیز جزو نکات کمتر بهبود یافته است و اخیرا حتی پرداخت برخی از مسائل مالی به تعویق افتاده است. موضوعی به نام مساعده وجود دارد که با تعاریف معمول تفاوت دارد و به صورت غیرشفاف اجرا میشود. در حال حاضر برای حقوق مردادماه پرداختی وجود ندارد و برجها هم بهروز نشدهاند؛ حقوق مهرماه هنوز پرداخت نشده است. بحثهای فنی و مدیریتی هم به دلیل تعطیلیهای گسترده چندان پیگیری نمیشود. در حال حاضر بیش از شصت روز است که مبالغی به برخی از کارکنان پرداخت نشده و با وجود اعتراضهای متعدد، پاسخ مشخصی داده نمیشود و اخیرا برخی از همکاران اخراج شدهاند. با این اوصاف، اگر به دنبال محیطی بسیار آرام با پرداختی سریع و شفاف نیستید، اینجا ممکن است گزینه مناسبی نباشد.
من به عنوان کارشناس فروش در گروه تک سامان هور تجربهای ناخوشایند داشتم. به هیچ وجه این شرکت، دفتر یا کارگاه تولید آجر بلوک را پیشنهاد نمیکنم و با گذشت نزدیک به یک سال، بدون توضیح و بیدلیل باید شرکت را ترک کردم. در حال حاضر کارکنان بخش منابع انسانی و کارمند تحصیلدار و نظافت کار شرکت نیز به عنوان کارشناس فروش در این مجموعه فعالیت میکنند؛ به نظر میرسد دامنه گزینههای شغلی برای کارجویان بسیار محدود است و ارزشی برای جذب هیچکس قائل نیستند. آنها حتی از واژه ویزیتور سیار استفاده میکنند تا عنوان کارشناس فروش به کار بگیرند که دارای بار روانی خاصی است، اما واقعا مسئولیتهای قدرتمندی به آنها نسبت داده میشود.
تعریف من از این تجربه اینه که وضع شغلیم با شرکت پرگاس طب خیلی بحرانی بود؛ حقوقم را پنج ماه عقب میانداختن و حتی هزینه رفت و آمد هم نمیدادن. ساعات کاری خارج از حد قانونی بود و با کارگر قانون کار همخوانی ندارد. مزایا هم هیچکدام نبود و تنها نکتهای که به چشم میخورد، کمبود توجه به کارکنان بود. با این وضعیت، نمیتونم ازش چیزی به عنوان محیط مناسب کاری تصور کنم و به نظر من بهتره که به تجربهام از اینجا فکر نکنم و زمانم را در این شرکت سپری نکنم.
تو این شرکت کلی به خاطر کار آدمو نگه میدارن حتی روزهای تعطیل بعد خیلی راحت حق و حقوق آدمو نمیدن.برادران مدیر انشالله که هر حقی که ناحق کردین مرض بشه تو جون بچه هاتون
من تنها یه چیز میخوام بگم اینه که حتی برای مصاحبه هم ارزش رفتن نداره چه برسه برای مار کرد من مدت ۷ ماه مشغول به کار بودم تا زمانی که مدیر عامل داشت شرکت اوکی بود از زمانی که ح م یکی از برادرا اومد نشست جای مدیر ادم بی تربیت بد دهن زن و مرد هم فرقی براش نمیکنه مدیری که از الفاظ حرمزاده به کار میبره باید فاتحه اون شرکت خوند وافرادی که هستن وموندن از نظر من مثل خودش باید باشن که بتونن دوام بیارن در غیر این صورت محاله
در یک محیط کاری با مدیریت ضعیف روبهرو شده بودم که گاهی به نظر میرسید ارتباطات در آن قطع شده و تصمیمگیریها ناقص و بیثباتاند. رفتار مدیران را نمیشد پیشبینی کرد و گاه به شکل غیرحرفهای با تیم برخورد میشد؛ انگار مسائل صرفا به شیوهای سطحی و بدون توضیح روشن مطرح میشد. کارفرمایان فرصتهای مشخص برای بهبود و آموزش فراهم نمیکردند و انتظارات از کارمندان بهطور یکسان و شفاف تعیین نمیشد. این وضعیت به من و دیگر همکاران احساس بیارزشی نسبت به کار میداد و فضای کار را از انگیزه خالی میکرد. در نتیجه، احساس کردم که توانمندیهای من به درستی به کار گرفته نمیشوند و چالشهای روزمره به شکلی پایدار مورد توجه قرار نمیگیرند. با این وجود، تجربهای بود که به من آموخت چگونه در مواجهه با فشارهای محیط کار، به دنبال راههای بهبود و حفظ حرفهایتم باشم.
در این شرکت، اوضاع بسیار پیچیده بود و من با دیدی واقعبینانه به تجربهام نگاه میکنم. مدیریت به شکلی افتضاح عمل میکرد و از توییقها و ارتباطات درست خبری نبود. انتظارات بالا و غیرمنطقی از طرف مدیران، فضای کار را به سمت فشار بیوقفه برد، تا حدی که احساس میکردم فرهنگ کار به شکل ارباب و برده درآمده است. مزایایی وجود نداشت و فضای سازمانی به طور کلی هیچ حمایتی ارائه نمیکرد. محیط کار به نظر من مزهی کار تیمی را میگرفت و به جای انگیزهدهی، ضررهای بیشتری ایجاد میشد. از سمت مدیریتی، امکان تغییر یا بهبود وضعیت وجود نداشت و با سرعت زیادی حتی پرسنل را به خروج سوق میدادند.
به نظرم ساعات کار ۹ تا پر استرس است و وقتی اضافهکاری هم در بر میگیرد واقعا فضای خالی برای زندگی باقی نمیماند. اگر کارمند تحت فشار باشد و ذهنش مشغول کارهای عقبافتاده باشد و ترافیک هم سر خانه و زندگیاش را بزند، چگونه میتواند از پس کارها بربیاید و حجم کار را با اضافهکاری کم کند؟ شبانهروز فقط ۹ ساعت برای انجام کار کافی نیست، حالا اگر دو ساعت هم اضافه کار شود و باز رفتوبرگشت هم به مجموع اضافه شود، به عبارتی تقریبا ۱۳ ساعت میشود. با ۸ ساعت خواب، سه ساعت باقی میماند تا به کارهای روزانه برسد. پس کی فرصت زندگی و استراحت باقی میماند؟ واقعا این روال کار را دوست دارید و میخواهید چنین سبک زندگی را تجربه کنید؟
دیدن این شرکت را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم؛ با وجود حجم بالای کار، دستمزد هم مناسب نیست و معمولا خیلی چیزها چیزی جز ناامیدی ندارد. کار در اینجا خیلی سنگین است و ساعات کار طولانی است؛ از صبح هفت تا عصر یا نزدیک به آن میمانند و گاهی تا شب هفتم هم ادامه میدهد. حقوق هم تفاوت زیادی با جاهای دیگر ندارد و اکثر کارها در کارخانهها استاندارد نیستند. در مجموع اگر تصمیم به کار در جای کوچکتر و با کاهش فشار دارید، شاید بهتر باشد به دنبال فرصتهایی با حجم کار کمتر باشید تا بتوانید برای خانواده و زندگی شخصیتان وقت بگذارید. به نظر میرسد که اداره و نظارتها هم با واقعیت تفاوت زیادی دارند: حجم کار بالا و فشار زیاد، اخلاق ناخوشایند برخی همکاران و رفتارهایی که حس بردگی میدهد. تعطیلات رسمی هم به نظر نمیرسد که به درستی رعایت شوند و گاهی کارفرماها حتی جمعهها را هم تعطیل نمیکنند. در آگهیها ادعا میشود که حقوق تا دو میلیون بالاست و از وزارت کار بهتر است، اما واقعا اینطور نبوده و احتمالا برای نیروی قدیمی به سختی میشود دوام آورد؛ اغلب افراد به سرعت از کار میروند یا کنار میروند و محیط کار خیلی پوست کلفت میطلبد. نهار ارائهشده هم کیفیت مناسبی ندارد. اگر دنبال کار با فشار کمتر و تعادل بهتر بین کار و زندگی هستید، به نظر من جای بهتری را انتخاب کنید. در کل اینجا حجم کار بالا، ساعات طولانی و رفتارهای نامطلوبی دیده میشود و به نوعی مثل کار کردن در یک محیط غیرمنصفانه به نظر میرسد.
به نظر من شرکت دمنده محیطی با ساختار سنتی و قدیمی دارد و بیشتر روی تولید متمرکز است. برای نقش کارشناس مهندسی تقاضا میکردند و در نهایت اکثر افراد را بهعنوان کارشناس جذب میکردند. در اینجا کارکردن به شدت به کار فیزیکی در سالنها محدود است و حجم کار بالاست؛ هر چه بیشتر در مسیر کار حرکت کنید و بدون دلیل سرگردان باشید، تصور میشود که عملکرد بالاتری دارید و این تصویر از کارایی را تقویت میکند. فرصت کار پشت سیستم به ندرت فراهم میشود و اگر کارهای سیستمی وجود داشته باشد، ساعات محدود است و در غیر این صورت با دوربینها نظارت میشوید و ممکن است با شما برخورد شود. به زبان دیگر، انتظارات کارکرد مطلوب از نظر مدیریت با نگرشهای کهنه و غیرکارآمد همسو شده است. در نتیجه کار در کارخانه را اصلا توصیه نمیکنم. تمرکز صرف روی تولید و فشار بالا بر اپراتورها برای ثبت و اندازهگیری عملکرد وجود دارد و حقوق نیز پایین است. سطح نارضایتی در مجموعه بالا است و نیروهای قدیمی که به کار وابستهاند، به نیروهای جوان و تازهکار در بخشهای مهندسی فرصت پیشرفت نمیدهند. مدیریت کارخانه را فردی با منافع شخصی میبینم که به جای ایجاد فضای گفتوگو بین واحدها، همواره فضای رقابت میان افراد ایجاد میکند و از درگیری بین کارشناسان واحدهای مختلف بهره میبرد. افرادی با سطح مدیریتی پایین و حقوق نسبتا بالا در جایگاه نامناسبی هستند و به تدریج روند مجموعه را به عقب میرانند. فضای کار بهطور کل غیرحرفهای است، با حجم کاری زیاد، ساعات طولانی کار، جلسات بیهدف و بازخواست غیرعادلانه از نیروهای جدید بهخاطر کمکاری افراد قدیمی از جمله معایب دیگر شرکت است. بهطور کلی کار در اینجا را توصیه نمیکنم و امیدوارم ظاهر بزرگ شرکت و شکل ظاهری افراد باعث جذب افراد نشود.
من تجربهای از شرکت پارسترونیک را چنین بازنویسی میکنم که لحن و معنا حفظ شود اما بیانش تازه باشد. در این شرکت، من به عنوان وکیل فعالیت میکردم و با همسرم فرزانه جاوهری درگیر پروندهای در چین و ایران هستیم. افرادی که اطلاعاتی دارند میتوانند از طریق ایمیل [email protected] با ما ارتباط بگیرند. رزومه من شامل مدرک لیسانس در الکترونیک قدرت از دانشگاه تهران و مدرک کارشناسی ارشد در مهندسی قدرت از دانشگاه ایالتی میشیگان است. همچنین تجربهای کوتاه در GM و دلفی داشتم.
در مصاحبهای که در سال ۱۴۰۴ داشتم، دو نفر حضور پیدا کردند و با بیاحترامی کنار من نشستند و رفتارشان مانند جلسه دادگاهی بود. آنها با لحن نامناسب سوالات بیربط و غیرمستدل مطرح میکردند و از احترام به من چیزی باقی نگذاشتند، بهطوری که بعد از رفتنشان احساس پشیمانی کردم و از نحوهی برخوردشان پشیمان شدم.
به نظرم اینجا فضای کاری خیلی بیثبات و پرتنش است؛ مدیران دائما با فحاشی و بددهنی سعی در پیشبرد کار دارند و نظم مدیریتی آنها قابل اعتماد نیست. جو زیرآبزنی و درگیریهای مداوم بین اعضا، باعث میشود محیط کار خیلی خراب به نظر برسد.
در حال حاضر در ایران تابلو مشغول به کارم و واقعا از محیط کار رضایت دارم. یکی از نکات کلیدی برای من برخورد صمیمانه و عادلانه با همه همکاران و نیروهای انسانی است؛ چه از طرف مدیران و چه همکاران. اینجا هیچ کسی بالاتر از من نیست و به تواناییهایم اعتماد میشود. نظم کار بالا است و پروژهها با برنامهریزی مشخص پیش میرود؛ هر فرد دقیقا میداند وظیفهای که باید انجام بدهد چیست. در طول مدت کار، فضای آموزش و یادگیری فعال است و بهخصوص در بخشهای فنی، مدیران با پشتیبانیهای مفید به رشد نیروها کمک میکنند تا تجربهشان افزایش یابد. شرایط کاری نسبت به صنعت برق واقعا مناسب است: ساعات کاری منظم، پرداختها بهموقع، محیط کار تمیز و با احترام است. به طور کلی حس میکنم در شرکت قدیمی و معتبرای کار میکنم که برای کارکنان ارزش قائله و تنها به دنبال صرفا تحویل پروژه نیست.
در نگاه من، جای بهبود کلان در مدیریت شرکت حس میشود؛ هرچند امکانات قبلی مانند وعدههای غذایی و میانوعدهها وجود دارد، اما پرداخت حقوق با تأخیرهای نسبتا طولانی همراه است و اضافهکاری هم بهطور قابل توجهی وجود ندارد.
برای من تجربهی کاری در این مجموعه، به عنوان یه برنامهنویس، تجربهای نسبتا تیره نیست اما نقاط ضعف و کاستیهایی هم داره که باید بهش اشاره کنم. من حدود هشت تا نه ساله که با این شرکت همکاری میکنم و دیدم برخی نظرات منتشرشده واقعبینانه نیستند و خیلیها بدون دیدن جزئیات، بدبینانه حرف میزنند. هر شرکتی مشکلات خودش رو داره و نمیشه زور داشت که با معیارهای هرکس همسو بود. با این حال، در مقابل خیلی از شرکتهای همرده، اینجا عملکرد بهتری ارائه میشه و با استانداردهای روز بازار سازگاری داره و با اعضای تیم خوب همکاری میکنم.
خیلی تجربه بدی بود . خیلی راحت و ساده بهت توهین و بی ادبی و بی احترامی میکنند و تو جلسه جلوی همه افراد بد دهنی میکنند و اصلا اجازه توضیح هم بهت نمیدن اگر خیلی بخوای برای دفاع از خودت پا فشاری کنی هرچی روی میز مدیرعامل هست ممکنه تو سر و صورتت پرتاب بشه واقعا میدون جنگه خیلی ترسناک تر از چیزی که فکر کنید و فحش هم راحت اونجا داده میشه به آدم اصلا محیط با تبلیغاتی که میکنند زمین تا آسمون متفاوته
تجربهام از کار در یک شرکت بینظم و بیپایه آغاز شد، جایی که مسئولان و مدیران جایگاه مشخصی نداشتند و پاسخگویی به کارکنان سفرهای بینظم و بیپاسخ بود. پرداخت حقوق با تاخیر چند ماهه انجام میشد و برای جلوگیری از شکایت، سفته میگرفتند. حداقل حقوق تنها روالی بود که پرداخت میشد و امتیاز تحصیلی برای کارگران قائل نبودند؛ بیمه هم بهطور داوطلبانه و اختیار شرکت بود. هیچکدام از بخشهای مالی، اداری یا شعبه پاسخگوی نیروی کار نبودند و حضور تلفنی هم مکررا بیپاسخ میماند. قراردادها به نفع مدیران نوشته میشد و با مهر تأیید میشدند. بهطور کل، این شرکت از منظر کارایی و سازماندهی ناکارآمدترین نمونهها بود. برخی از افرادی که از شرکت تعریفهای اغراقآمیز میکردند نیز بهنوعی در کنار مدیران بالا جای میگرفتند و حقوق کارگران را بهنفع خود میبلعیدند.
شرکت پرگاس طب را ترک کردم به خاطر بیثباتی قانونی و بیتفاوتی به حقوق کارگری. زمانی که قرارداد کار کتبی هیچگاه به امضا نمیرسید، احساس میکردم راهی برای پیگیری حقوقم وجود ندارد و این رفتار نقض اصول ابتدایی کار بود. عدم ثبات مالی و مدیریتی هم مزید بر علت شد؛ پرداخت حقوق به تأخیر افتاد و نشانههای ورشکستگی در شرکت نمایان بود که امنیت شغلی را به شدت کاهش میداد. فضای کار ناسالم و بینظم، با کمبود شفافیت و رفتارهای دوگانه، از مسیر حرفهای من جدا شد و با ارزشهای رشدی من همخوانی نداشت. به طور شخصی، محیطی را دیدم که وجود افراد ناکارآمد و سوء استفاده از منابع کارکنان را نشان میداد و این شرایط انگیزهام را برای حضور در اینجا کاهش داد.
متن رو در قالب تجربهای واقعی اما با صدای تازه و طبیعی بازنویسی میکنم تا به صورت ساده و قابل فهم منتقل بشه. از دید من و تجربهای که داشتم شروع میکنم و همه چیز رو به صورت منسجم بیان میکنم. سال قبل، به مدت پانزده روز به عنوان سرپرست در این شرکت کار کردم و خیلی از موارد برام روشن شد و سریع تصمیم به ترک گرفتم. از همون روز اول متوجه شدم که حریم شخصی به شدت رعایت نمیشه و همه جای شرکت امکانات نظارتی داشتن؛ از سرویسهای بهداشتی تا اتاقهای کار، دوربینهای با قابلیت ضبط صدا وجود داشت و مدیرعامل در اتاق خودش مرتب گزارش میگرفت و هر چیزی رو به عنوان نقص میدید و با من صحبت میکرد. نکتهای که خیلی زود فهمیدم، این بود که در جلسه مصاحبه درباره شاخصهای کلیدی عملکرد که حقوق من رو متاثر میکنن چیزی گفته نشد و بهطرز فشرده کار از من خواسته میشد که کارها رو انجام بدم تا جایی که نتونم شاخصها رو ثبت کنم و حقوقم رو کم کنه. همچنین یک بلندگو نصب شده بود تا اسم کارمندان رو صدا بزنه؛ این موضوع هنوز برام تازگی و اثر منفی داره. در یک اتاق مانیتورینگ هم یک کارمند خانم حضور داشت و به صورت مداوم مینوشت و به مدیران گزارش میداد؛ هر از گاهی مشکلات رو اینجاها میدیدند و ایرادها رو توضیح میدادند. قائممقام مدیرعامل فردی با رفتاری متغیر بود و به تخصص و دانش افراد زیاد توجه نمیکرد؛ درباره مدرک دکترا هم حرفزدنهای خاصی داشت. مدیر تولید هم دو ماه بعد من از کار خارج شد و با شرایط شرکت به گونهای رفتار میکرد که اخلاق حرفهای در آن کمتر دیده میشد. خلاصه وضعیتی که داشتم با مجموعهای از رفتارها و شیوههای مدیریتی روبهرو بود که به نظرم مناسب نبود. خود مدیرعامل و صاحب مجموعه هم در رفتارهای درست و محترمانه کمخوشی داشتند و نکات ناخوشایندی را در برمیگرفتند. و نهایتا هنگام تسویهحساب، من را به بالا صدا نزدند و همان نگهبان خانم به نام کاوسی برگهها را آورد و گفت این موارد به حساب شما تعلق میگیرد. وقتی این صحنه را دیدم، سریع قرارداد و امضاها را ترک کردم و با مدیر اداری تماس گرفتم و گفتم با مجموعهای از مشکلات روبهرو شدم. اگر دنبال تجربه کاری در این حوزه هستید، به تجربه من میشود گفت خوب است اما پس از یک تا دو سال به دنبال فرصت بهتری باشید. برای واضحتر شدن، روش کار هنوز هم در برخی جنبهها ایراد داشت و من ترجیح دادم از آنجا بیرون بیایم. اینها بخش کوچکی از چیزهایی بود که دیدم و واقعا تمایل نداشتم بیشتر بخوانم.
من وقتی وارد این مجموعه میشم که بفهمم چطور جنبههای مختلفش با هم جور درمیآیند، اما واقعا هر روز فهمیدنش سختتر میشود. پرداختیها فراموش میشود و مدیریت به شدت غیرمنعطف است؛ مدیران بالادستی تنها به دنبال ایناند که زیرمجموعههای کمسن و کمتجربهتر را به جایگاههای بالاتر بنشانند و از خودشان تعریف کنند. اعتراض کردن به تأخیر و وضعیت حقوقی تنها به برخورد سرد منتهی میشود و در نهایت سعی میکنند با ارائه واژههای اغلب تکراری، از مسئولیت فرار کنند. یکی از نکات مثبتی که خیلیها به آن اشاره میکنند، محیط کاری دوستانه و صمیمی است که با وجود این، سایر مزایا چندان جدی نیستند و به شکل قابل توجهی دنبال نمیشود. حقوق نیز جزو نکات کمتر بهبود یافته است و اخیرا حتی پرداخت برخی از مسائل مالی به تعویق افتاده است. موضوعی به نام مساعده وجود دارد که با تعاریف معمول تفاوت دارد و به صورت غیرشفاف اجرا میشود. در حال حاضر برای حقوق مردادماه پرداختی وجود ندارد و برجها هم بهروز نشدهاند؛ حقوق مهرماه هنوز پرداخت نشده است. بحثهای فنی و مدیریتی هم به دلیل تعطیلیهای گسترده چندان پیگیری نمیشود. در حال حاضر بیش از شصت روز است که مبالغی به برخی از کارکنان پرداخت نشده و با وجود اعتراضهای متعدد، پاسخ مشخصی داده نمیشود و اخیرا برخی از همکاران اخراج شدهاند. با این اوصاف، اگر به دنبال محیطی بسیار آرام با پرداختی سریع و شفاف نیستید، اینجا ممکن است گزینه مناسبی نباشد.
من به عنوان کارشناس فروش در گروه تک سامان هور تجربهای ناخوشایند داشتم. به هیچ وجه این شرکت، دفتر یا کارگاه تولید آجر بلوک را پیشنهاد نمیکنم و با گذشت نزدیک به یک سال، بدون توضیح و بیدلیل باید شرکت را ترک کردم. در حال حاضر کارکنان بخش منابع انسانی و کارمند تحصیلدار و نظافت کار شرکت نیز به عنوان کارشناس فروش در این مجموعه فعالیت میکنند؛ به نظر میرسد دامنه گزینههای شغلی برای کارجویان بسیار محدود است و ارزشی برای جذب هیچکس قائل نیستند. آنها حتی از واژه ویزیتور سیار استفاده میکنند تا عنوان کارشناس فروش به کار بگیرند که دارای بار روانی خاصی است، اما واقعا مسئولیتهای قدرتمندی به آنها نسبت داده میشود.
تعریف من از این تجربه اینه که وضع شغلیم با شرکت پرگاس طب خیلی بحرانی بود؛ حقوقم را پنج ماه عقب میانداختن و حتی هزینه رفت و آمد هم نمیدادن. ساعات کاری خارج از حد قانونی بود و با کارگر قانون کار همخوانی ندارد. مزایا هم هیچکدام نبود و تنها نکتهای که به چشم میخورد، کمبود توجه به کارکنان بود. با این وضعیت، نمیتونم ازش چیزی به عنوان محیط مناسب کاری تصور کنم و به نظر من بهتره که به تجربهام از اینجا فکر نکنم و زمانم را در این شرکت سپری نکنم.
تو این شرکت کلی به خاطر کار آدمو نگه میدارن حتی روزهای تعطیل بعد خیلی راحت حق و حقوق آدمو نمیدن.برادران مدیر انشالله که هر حقی که ناحق کردین مرض بشه تو جون بچه هاتون
من تنها یه چیز میخوام بگم اینه که حتی برای مصاحبه هم ارزش رفتن نداره چه برسه برای مار کرد من مدت ۷ ماه مشغول به کار بودم تا زمانی که مدیر عامل داشت شرکت اوکی بود از زمانی که ح م یکی از برادرا اومد نشست جای مدیر ادم بی تربیت بد دهن زن و مرد هم فرقی براش نمیکنه مدیری که از الفاظ حرمزاده به کار میبره باید فاتحه اون شرکت خوند وافرادی که هستن وموندن از نظر من مثل خودش باید باشن که بتونن دوام بیارن در غیر این صورت محاله
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.