مدتی است از آن مجموعه جدا شدم. یک سال اونجا بودم و هرچه بیشتر کار میکردم اوضاع تیرهتر میشد. کدبیس به شدت کهنه بود و با بدهی فنی فراوان همراه شده بود؛ اثراتش در همهجا مشهود بود. مدیریتها بیتجربه و به نوعی با اخلاقی زنانهشکل بودند که برخوردشان تحملنکردنی بود. از من میخواستند نقدم را جلوی جمع مطرح کنم، سپس یا آن را نادیده میگرفتند یا با ژستهایی، تقصیر را به من واگذار میکردند — جلسات رترو عملاً بیفایده بود. تیم لید عملاً وجود نداشت و برای ریفکتور و نوشتن تست، زمان یا منابعی در اختیار ما نمیگذاشتند؛ هر بار که به این مسائل اشاره میکردی، آنها را مسخره میکردند. حقوق هم وضعیت مطلوبی نداشت و بودجه صرفهجویی میکردند؛ از آنجا که خیلیها کارشان را کند انجام میدادند، اگر تو سریع بودی، فشار اضافی بیشتری به تو وارد میشد. در نهایت از نظر رشد فنی هیچ فرصت مشخصی وجود نداشت؛ اگر هدف رشد تکنیکی دارید، بهتر است کارآموزی در یک شرکت دیگر را ترجیح بدهید تا اینجا.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این مجموعه، چهار ماه حضور داشتم و فضای کار پر از حاشیه و تهمت بود. مدیران و سرپرستان اغلب تجربهٔ قابلتوجهی نداشتند و برای اولینبار بود که در جایگاه لید یا مدیر وظیفه میگرفتند؛ همین موضوع باعث میشد جسارتِ زیرآبزنی و دروغگویی رواج پیدا کند و افراد حرفهای را به حاشیه برانند. من هم به ناچار از آنجا رفتهام. حقوق به صورت قسطی پرداخت میشود و اضافهکاریها هم بازگردانده نمیشود. همیشه سرکوفت میشنویم، فضا پر از دوربین و وعدههای دروغ که هیچکدام عملی نمیشوند. اعضای تیم را در مقابل هم قرار میدادند و هیچگونه مشارکت یا همدلی وجود نداشت؛ فضای شرکت پر از شایعهپراکنی بود. بهمحض اینکه فهمیدم در بازهٔ یکونیم سال حدود هفتادوهشت نفر از مجموعه خارج شدند، وضعیت بیش از پیش روشن شد.
تجربه من از کار در شرکت مهندسان مشاور سکو این بود که حقوق به ذاتاً پرداخت نمیشود یا با تاخیر زیادی روبهرو میشد و فشار کار تا حد زیادی بالا بود. فضای کار به نظر میرسید برای آدمهایی طراحی شده باشد که جدی نیستند؛ برخی از همکاران ترجیح میدادند با تکیه بر ظاهر و ایجاد رابطه با مدیر، شاید به حقوق برسند.
در اینجا فضا آرام است و با همکارانِ باادب روبهرو میشوم. کسانی که کنارت هستند معمولاً حرفهایاند و فرصت خوبی برای یادگیری و کسب تجربه به من میدهند. اما مدیران اصلاً برنامهریزی منظمی ندارند؛ تصمیمات هر روز تغییر میکند و اعتبارشان تا روز بعد باقی نمیماند؛ بهطبع کار بیشتر شبیه مدیریت سنتیِ یک رستوران است. اگر دوست داری مثل یک آچارفرانسه که هر روز کارِ متفاوتی به عهدهاش میافتد باشی و به دنبال برنامههای بلندمدت یا نتیجههای پایدار نباشی، اینجا جای مناسبی است.
به یه مجموعه تماس گرفتم و با یک خانم صحبت کردم تا بپرسم کارمند اداری لازم دارن یا نه. خیلی سریع گفتن نیازی به نیرو ندارن. بعد یعنی وقتی رفتم سایتهای کاریابی رو دیدم، آگهی کارمند اداری رو اونجا دیدم اما حتی یک بار هم رشمو نگرفتن. این برخورد رو نمیفهمم؛ من فقط میخواستم رزومهمو بفرستنم.
مدیری دروغگو و بسیار حسود. مانع پیشرفت و بسیار مایکرومنیجمنت. از روز نخست ورود به شرکت قول بیمه دادن و هرگز بیمه نکردن و بخاطر اینکه فهمیدن شرکت های مشابه درخواست مصاحبه به من دادند، قراردادم رو یکطرفه نقض کردند. هرگز حتی یک روز اجازه استفاده از مرخصی هام رو ندادند.
در این شرکت احساس میکنم اولویت با ظاهر و شایستگیهای سطحی است تا تواناییهای واقعی افراد. اگر گفتنِ بر اساس شایستهسالاری بود، میتوانست بهتر باشد، اما به نظر میرسد بیشتر جنبهی نمایشی دارد. این احساس به ویژه در تیمهای تست، پشتیبانی و پروداکت تقویت میشود. به باور من، بخشی از آن به دلیل وجود مدیران مرد سریعالتحرک است که هم مصاحبه میکنند و هم کارشناساند، و در نتیجه واقعاً سردرگم میشویم که چه اقدامی درست است.
شرکت هونام به من فرصت داده بود تا به عنوان برنامهنویس جاوا کار کنم، اما محیط کار واقعاً غیرعادی و چالشبرانگیز بود. مدیری که باختصار میشد گفت به نحوی سختگیر و کمگذشت با تیم رفتار میکرد و تصمیمات ناهمخوان با رفتار تیمی و اهداف شرکت داشت. ظاهراً ادعا میکردن در حال ساختن یک نرمافزار متنباز پیشرفته هستند، اما به نظر میرسید دانش لازم در زمینه مخابرات وجود ندارد. از طرفی انتظار داشتند که برنامهنویسها تحلیل بازار انجام بدهند و محصول را کاوش کنند، در حالی که تیم محصول و رویکرد اجایل برای کار با این حوزهها بهدرستی تعریف نشده بود. فضای کار را میشد تا حدودی پادگانی برداشت کرد؛ در دو سال اخیر چند بار کل تیم فنی ترک کار کرده بود. پرداخت حقوق به موقع رایج نبود و در صورت تاخیر، از حقوق کسر میشد. اضافهکاری هم معمولاً جبران نمیشد. مزایای مشخصی وجود نداشت و بیمهٔ تکمیلی ارائه نمیگردید؛ برخی از سیاستهای مالی مانند دریافت سفتهای بهعنوان تضمین هم وجود داشت. هر اتاق نظارت داشت و برخی مدیران رفتارهای نامناسب و بیسوادانه از خود نشان میدادند که منجر به فشار روانی زیادی میشد.
در طول نزدیک به سالی که اینجا بودم، تجربهام نسبتاً رضایتبخش بود و حس میکردم در جای درست قرار دارم. مدیر داخلی از همکارانش دل میسُزد و واقعاً به حرفهای تیم گوش میداد. پرداخت حقوق بهموقع بود و در برخی مواقع هم افزایش سطحی دیده شد. ناهار رایگان هم میدادند که کمک خوبی محسوب میشد. تنها نکته ناراحتکننده برای من، برخورد سرد و رسمیِ رئیس مستقیم بود و کمبود فضا برای صمیمیت در محیط کار؛ همچنین انتظار داشتند توسعهدهندگان پنجشنبهها هم در محل بمانند تا در صورت نیاز کار انجام شود، که برای من مناسب نبود.
در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را بهطور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکتهای که به ذهنم میرسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزهام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا بهاندازهی بزرگ فکر نمیکنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدفهای بلندپروازانهای میسازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگیهای مهم برای آنها عبارتاند از صراحت، اعتمادبهنفس و تعهد.
تجربهای که دارم از کار در شرکت مهندسین مشاور پارس پرنون این است که ساختار سازمانی به خوبی کار نمیکند و توجه لازم به کارکنان نمیشود. اخیرا بارها شاهد اخراجهای بیدلیل بودم، به خصوص در کمترین خطاها یا بهانههای کوچک، که این رفتار در چندین بخش و در طول یک سال تکرار شد و حتی در یک واحد دیسیپلین، هفت مرتبه نیرو تغییر کردند. یکی از مشکلات بزرگ اینجا این است که حقوق را به صورت سه ماهه پرداخت میکنند و گاهی به جای تسویه حقوق، مدیران بخشی از سرمایهگذاریهای شرکت را گزینه میکنند. به علاوه، نظم کاری پایین است و مراقبت کافی از تمیزی و نظافت محیط کار هم وجود ندارد.
من تجربهی حرفهایم را از شرکت رهآورد به اشتراک میگذارم، و امیدوارم دیگران به هیچ وجه به چنین محیطی نیاند. در اینجا، فضای شرکت خیلی پرتنش بود و بیشتر از هر چیز از پارتیبازی و روابط برای پیشبرد استخدام و نگاه داشتن مزایا استفاده میشد. پرداخت حقوق گاه تا چهار تا شش ماه به تعویق میافتاد و بیمه برای برخی همکاران درست و حسابی اعمال نمیشد. برای پیگیری حقمان باید بارها تماس میگرفتیم و التماس میکردیم، در نهایت ناچار به شکایت شدیم و رای به سود ما نبود. مدیران و سرپرستان هم با بیاعتمادی نسبت به تخصصشان و کمسوادی در مسئولیتهای خود روبهرو بودیم؛ برخی هیچوقت مدرک دکترایشان را در واقعیت دریافت نکرده بودند، اما مدعی بودند که فقط ظاهر حرفهای دارند. اگر دنبال محیطی آرام و با برنامه نبودید، این شرکت را ترک کنید. اینجا استادان و کارآموزان زیادی را جذب میکند، اما در دو تا سه ماه بعد کارآموزان متوجه خسارتشان میشوند و به جای وعدههای دروغین، با کار سخت و بیعملی رو به رو میشویم. حقوق همواره وعده میشد و قراردادها همواره دروغی بیش نبودند. لطفا گول این شرکت را نخورید و جایگاهی دیگر را انتخاب کنید. من چهار سال اینجا کار کردم.
در زمان کار در خانه معماران کاکتوس، وضع کار به شدت سخت بود و پر از چالشهای بیپایان بود. همیشه بیوقفه به دنبال حفظ مدیریت کارآمد بودم اما با وجود این همه فشار، آتیهای برای آینده نمیدیدم. عیدی هرگز به موقع پرداخت نمیشد، بیمه سه ماهه رد میشد و همواره نوعی توهین یا تحقیر در محیط وجود داشت. حقوق من مطابق پایههای تعیینشده توسط وزارت کار بود، اما پورسانت به کمترین حد ممکن میرسید و این شرایط را به شکل استثمار مدرن تجربه میکردم.
برای من همون روزها که باهاشون صحبت کردم، تصمیم گرفتم از حضور در این شرکت صرفنظر کنم چون رفتارشون با من خیلی نامناسب بود و احساس کردم تعهدی وجود نداره. من در مصاحبه گفتم که میتونم از دو هفته بعد شروع کنم چون فعلا مشغول کار فعلی هستم. فردای مصاحبه تماس گرفتند و گفتند میتونم برای همکاری بیام، من هم تأکید کردم همان تاریخی که اعلام کردم میتونم شروع کنم. قرار شد برای هماهنگی باهام تماس بگیرند، اما هیچ خبری نشد. به مدیر سابق کارم گفتم نمیتونم بیام. دوباره با شرکت تماس گرفتم و گفتم از شنبه میتونم بیام، اما گفتند عجله داشتند و فردی دیگه رو استخدام کردن و از ماجرای اطلاعرسانی هم بیاطلاعی داشتند. در پاسخ پرسیدم چرا خبرم نکردید؛ خیلی سرد گفتند نمیدانند.
در تجربهای که با من روبهرو شد، من به عنوان کارشناس در شرکت معماری منظر تک باغ با ارائه خدمات جامع مدیریت ویلا کار میکردم. کارها از خرید و فروش تا طراحی، اجرا و نگهداری ویلا با استانداردهای بالا بود. برای دریافت اطلاعات بیشتر به تک باغ مراجعه میکردم. با همکاری تک باغ، ویلاهایمان همواره در دست افراد ماهر بود؛ مجموعهای کامل از طراحی تا نگهداری ارائه میشد. ارتباط از طریق تماس ۰۲۱۲۲۲۰۰۰۶۱ و واتساپ ۰۹۱۲۶۶۰۱۲۵۴ انجام میشد.
در آغاز کار، تصور میکردم که شرایط بیمهکردن از همان ابتدا اجرا میشود، اما سه ماه طول کشید تا روشن شد خبری از بیمه نیست. با وجود وعدههایی که داده میشد، بهخاطر اینکه سابقه بیمه فقط دو ماه پس از پایان کار قابل دید بود، فهمیدم بیمه نشدهام. پیگیریهایم همواره با قول بیمهشدن از ماه بعد همراه بود، اما باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد. از طرف دیگر، در آخرین ماهها حقوقم را بهطور کامل دریافت نکردند و من بدون قرارداد بودم، بیسند و مدرک کار در شرکت را نیز نمیتوانستم ارائه بدهم؛ حتی حقوقم را باید با چک میگرفتم و نقد میکردم. فضای مدیریتی شرکت بسیار نامنظم بود و تنها ظاهری مطلوب از شرکت ارائه میدادند تا بیرون از سازمان تصویری خوب به نظر برسد. به هیچ وجه نمیتوانم این شرکت را معتبر بنامم. به نظرم بیکاری در مقایسه با کار در چنین فضایی، گزینه بهتری بود، مخصوصا برای افرادی که مانند من در جستوجوی کاری هستند.
در یکی از سالهای اولیه کاریام در مقاومسازی افزیر، به عنوان کارشناس عمران فعالیت میکردم و دورهای از سال ۹۵ تا ۹۶ را در این شرکت گذراندیم. بخش زیادی از محتوای سایت را با تکیه به نوشتههای من منتشر کردهاند. مشکلات زیادی داشتم، اما مهمترینشان این بود که سه ماه از حقوقم را پرداخت نکردند و به من گفتند اگر ناراضی هستی، برو! در نهایت تصمیم گرفتم بیرون بیایم؛ هیچ قرارداد یا بیمهای هم وجود نداشت.
سالها تجربهام در این شرکت به من نشان داد که مدیریت طراحی تیم چگونه میتواند افق کیفی پروژهها را بالا ببرد، زیرا سطح کارها واقعا از استانداردهای برتر کشور پیروی میکند. مدت سه سال در این مجموعه به عنوان مهندس نرمافزار و مدیر طراحی فعالیت کردم و از دید من کیفیت تیم محبوب و بالاست و پروژههایی که انجام میشوند، بهطور واقعی جزو بهترینها در ایران به حساب میآیند.
من تجربهای از همکاری با فابا انرژی دارم که همچنان با دیدگاهی متفاوت به آن نگاه میکنم. در مجموع، این شرکت چند نکته مثبت دارد؛ از جمله وجود مدیران داخلی پرتلاش و پرحوصله و پرسنلی که واقعا برای کار ارزش قائلند. مدیرعامل مداومت زیادی در پی یافتن منابع مالی، وام یا سرمایهگذار دارد تا خلأهای شرکت را پوشش بدهد و این نکته میتواند هم به دیدهی خوشبینانه هم به چشم نگرانی نگاه شود. منشی شرکت بسیار سختگیر است و روی نظم حساسیت بالایی دارد. از نظر فشار کاری، ممکن است تجربهی کار در فابا انرژی شما را خسته نکند و حقوقی که دریافت میکنید در سطح میانگین بازار است، اما تصویر کلی از جو شرکت چندان پویا و زنده به نظر نمیرسید؛ گویی شرکت همچنان به مسیر ثابتی عقبافتاده است. من در آن زمان احساس میکردم تجربهای که داشتم برای نقطهی آغاز کار جدید مناسب است، اما وضعیت شرکت از نظر من چندان قابل تداوم نبود.
به نظر میرسد شرکت سایتال ساخت در بازار نما فعالیت میکند و طی پنج سال گذشته پروژههای نیمهتمام زیادی را شاهد بودهام و از ریزش گسترده کارمندان نیز با خبر هستم. پیشنهاد میکنم کسانی که قصد بررسی این شرکت برای کار دارند، پژوهش قابلتوجهی درباره شهرت و سابقهاش در بازار انجام بدهند تا به دید بهتری برسند.
مدتی است از آن مجموعه جدا شدم. یک سال اونجا بودم و هرچه بیشتر کار میکردم اوضاع تیرهتر میشد. کدبیس به شدت کهنه بود و با بدهی فنی فراوان همراه شده بود؛ اثراتش در همهجا مشهود بود. مدیریتها بیتجربه و به نوعی با اخلاقی زنانهشکل بودند که برخوردشان تحملنکردنی بود. از من میخواستند نقدم را جلوی جمع مطرح کنم، سپس یا آن را نادیده میگرفتند یا با ژستهایی، تقصیر را به من واگذار میکردند — جلسات رترو عملاً بیفایده بود. تیم لید عملاً وجود نداشت و برای ریفکتور و نوشتن تست، زمان یا منابعی در اختیار ما نمیگذاشتند؛ هر بار که به این مسائل اشاره میکردی، آنها را مسخره میکردند. حقوق هم وضعیت مطلوبی نداشت و بودجه صرفهجویی میکردند؛ از آنجا که خیلیها کارشان را کند انجام میدادند، اگر تو سریع بودی، فشار اضافی بیشتری به تو وارد میشد. در نهایت از نظر رشد فنی هیچ فرصت مشخصی وجود نداشت؛ اگر هدف رشد تکنیکی دارید، بهتر است کارآموزی در یک شرکت دیگر را ترجیح بدهید تا اینجا.
در این مجموعه، چهار ماه حضور داشتم و فضای کار پر از حاشیه و تهمت بود. مدیران و سرپرستان اغلب تجربهٔ قابلتوجهی نداشتند و برای اولینبار بود که در جایگاه لید یا مدیر وظیفه میگرفتند؛ همین موضوع باعث میشد جسارتِ زیرآبزنی و دروغگویی رواج پیدا کند و افراد حرفهای را به حاشیه برانند. من هم به ناچار از آنجا رفتهام. حقوق به صورت قسطی پرداخت میشود و اضافهکاریها هم بازگردانده نمیشود. همیشه سرکوفت میشنویم، فضا پر از دوربین و وعدههای دروغ که هیچکدام عملی نمیشوند. اعضای تیم را در مقابل هم قرار میدادند و هیچگونه مشارکت یا همدلی وجود نداشت؛ فضای شرکت پر از شایعهپراکنی بود. بهمحض اینکه فهمیدم در بازهٔ یکونیم سال حدود هفتادوهشت نفر از مجموعه خارج شدند، وضعیت بیش از پیش روشن شد.
تجربه من از کار در شرکت مهندسان مشاور سکو این بود که حقوق به ذاتاً پرداخت نمیشود یا با تاخیر زیادی روبهرو میشد و فشار کار تا حد زیادی بالا بود. فضای کار به نظر میرسید برای آدمهایی طراحی شده باشد که جدی نیستند؛ برخی از همکاران ترجیح میدادند با تکیه بر ظاهر و ایجاد رابطه با مدیر، شاید به حقوق برسند.
در اینجا فضا آرام است و با همکارانِ باادب روبهرو میشوم. کسانی که کنارت هستند معمولاً حرفهایاند و فرصت خوبی برای یادگیری و کسب تجربه به من میدهند. اما مدیران اصلاً برنامهریزی منظمی ندارند؛ تصمیمات هر روز تغییر میکند و اعتبارشان تا روز بعد باقی نمیماند؛ بهطبع کار بیشتر شبیه مدیریت سنتیِ یک رستوران است. اگر دوست داری مثل یک آچارفرانسه که هر روز کارِ متفاوتی به عهدهاش میافتد باشی و به دنبال برنامههای بلندمدت یا نتیجههای پایدار نباشی، اینجا جای مناسبی است.
به یه مجموعه تماس گرفتم و با یک خانم صحبت کردم تا بپرسم کارمند اداری لازم دارن یا نه. خیلی سریع گفتن نیازی به نیرو ندارن. بعد یعنی وقتی رفتم سایتهای کاریابی رو دیدم، آگهی کارمند اداری رو اونجا دیدم اما حتی یک بار هم رشمو نگرفتن. این برخورد رو نمیفهمم؛ من فقط میخواستم رزومهمو بفرستنم.
مدیری دروغگو و بسیار حسود. مانع پیشرفت و بسیار مایکرومنیجمنت. از روز نخست ورود به شرکت قول بیمه دادن و هرگز بیمه نکردن و بخاطر اینکه فهمیدن شرکت های مشابه درخواست مصاحبه به من دادند، قراردادم رو یکطرفه نقض کردند. هرگز حتی یک روز اجازه استفاده از مرخصی هام رو ندادند.
در این شرکت احساس میکنم اولویت با ظاهر و شایستگیهای سطحی است تا تواناییهای واقعی افراد. اگر گفتنِ بر اساس شایستهسالاری بود، میتوانست بهتر باشد، اما به نظر میرسد بیشتر جنبهی نمایشی دارد. این احساس به ویژه در تیمهای تست، پشتیبانی و پروداکت تقویت میشود. به باور من، بخشی از آن به دلیل وجود مدیران مرد سریعالتحرک است که هم مصاحبه میکنند و هم کارشناساند، و در نتیجه واقعاً سردرگم میشویم که چه اقدامی درست است.
شرکت هونام به من فرصت داده بود تا به عنوان برنامهنویس جاوا کار کنم، اما محیط کار واقعاً غیرعادی و چالشبرانگیز بود. مدیری که باختصار میشد گفت به نحوی سختگیر و کمگذشت با تیم رفتار میکرد و تصمیمات ناهمخوان با رفتار تیمی و اهداف شرکت داشت. ظاهراً ادعا میکردن در حال ساختن یک نرمافزار متنباز پیشرفته هستند، اما به نظر میرسید دانش لازم در زمینه مخابرات وجود ندارد. از طرفی انتظار داشتند که برنامهنویسها تحلیل بازار انجام بدهند و محصول را کاوش کنند، در حالی که تیم محصول و رویکرد اجایل برای کار با این حوزهها بهدرستی تعریف نشده بود. فضای کار را میشد تا حدودی پادگانی برداشت کرد؛ در دو سال اخیر چند بار کل تیم فنی ترک کار کرده بود. پرداخت حقوق به موقع رایج نبود و در صورت تاخیر، از حقوق کسر میشد. اضافهکاری هم معمولاً جبران نمیشد. مزایای مشخصی وجود نداشت و بیمهٔ تکمیلی ارائه نمیگردید؛ برخی از سیاستهای مالی مانند دریافت سفتهای بهعنوان تضمین هم وجود داشت. هر اتاق نظارت داشت و برخی مدیران رفتارهای نامناسب و بیسوادانه از خود نشان میدادند که منجر به فشار روانی زیادی میشد.
در طول نزدیک به سالی که اینجا بودم، تجربهام نسبتاً رضایتبخش بود و حس میکردم در جای درست قرار دارم. مدیر داخلی از همکارانش دل میسُزد و واقعاً به حرفهای تیم گوش میداد. پرداخت حقوق بهموقع بود و در برخی مواقع هم افزایش سطحی دیده شد. ناهار رایگان هم میدادند که کمک خوبی محسوب میشد. تنها نکته ناراحتکننده برای من، برخورد سرد و رسمیِ رئیس مستقیم بود و کمبود فضا برای صمیمیت در محیط کار؛ همچنین انتظار داشتند توسعهدهندگان پنجشنبهها هم در محل بمانند تا در صورت نیاز کار انجام شود، که برای من مناسب نبود.
در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را بهطور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکتهای که به ذهنم میرسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزهام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا بهاندازهی بزرگ فکر نمیکنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدفهای بلندپروازانهای میسازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگیهای مهم برای آنها عبارتاند از صراحت، اعتمادبهنفس و تعهد.
تجربهای که دارم از کار در شرکت مهندسین مشاور پارس پرنون این است که ساختار سازمانی به خوبی کار نمیکند و توجه لازم به کارکنان نمیشود. اخیرا بارها شاهد اخراجهای بیدلیل بودم، به خصوص در کمترین خطاها یا بهانههای کوچک، که این رفتار در چندین بخش و در طول یک سال تکرار شد و حتی در یک واحد دیسیپلین، هفت مرتبه نیرو تغییر کردند. یکی از مشکلات بزرگ اینجا این است که حقوق را به صورت سه ماهه پرداخت میکنند و گاهی به جای تسویه حقوق، مدیران بخشی از سرمایهگذاریهای شرکت را گزینه میکنند. به علاوه، نظم کاری پایین است و مراقبت کافی از تمیزی و نظافت محیط کار هم وجود ندارد.
من تجربهی حرفهایم را از شرکت رهآورد به اشتراک میگذارم، و امیدوارم دیگران به هیچ وجه به چنین محیطی نیاند. در اینجا، فضای شرکت خیلی پرتنش بود و بیشتر از هر چیز از پارتیبازی و روابط برای پیشبرد استخدام و نگاه داشتن مزایا استفاده میشد. پرداخت حقوق گاه تا چهار تا شش ماه به تعویق میافتاد و بیمه برای برخی همکاران درست و حسابی اعمال نمیشد. برای پیگیری حقمان باید بارها تماس میگرفتیم و التماس میکردیم، در نهایت ناچار به شکایت شدیم و رای به سود ما نبود. مدیران و سرپرستان هم با بیاعتمادی نسبت به تخصصشان و کمسوادی در مسئولیتهای خود روبهرو بودیم؛ برخی هیچوقت مدرک دکترایشان را در واقعیت دریافت نکرده بودند، اما مدعی بودند که فقط ظاهر حرفهای دارند. اگر دنبال محیطی آرام و با برنامه نبودید، این شرکت را ترک کنید. اینجا استادان و کارآموزان زیادی را جذب میکند، اما در دو تا سه ماه بعد کارآموزان متوجه خسارتشان میشوند و به جای وعدههای دروغین، با کار سخت و بیعملی رو به رو میشویم. حقوق همواره وعده میشد و قراردادها همواره دروغی بیش نبودند. لطفا گول این شرکت را نخورید و جایگاهی دیگر را انتخاب کنید. من چهار سال اینجا کار کردم.
در زمان کار در خانه معماران کاکتوس، وضع کار به شدت سخت بود و پر از چالشهای بیپایان بود. همیشه بیوقفه به دنبال حفظ مدیریت کارآمد بودم اما با وجود این همه فشار، آتیهای برای آینده نمیدیدم. عیدی هرگز به موقع پرداخت نمیشد، بیمه سه ماهه رد میشد و همواره نوعی توهین یا تحقیر در محیط وجود داشت. حقوق من مطابق پایههای تعیینشده توسط وزارت کار بود، اما پورسانت به کمترین حد ممکن میرسید و این شرایط را به شکل استثمار مدرن تجربه میکردم.
برای من همون روزها که باهاشون صحبت کردم، تصمیم گرفتم از حضور در این شرکت صرفنظر کنم چون رفتارشون با من خیلی نامناسب بود و احساس کردم تعهدی وجود نداره. من در مصاحبه گفتم که میتونم از دو هفته بعد شروع کنم چون فعلا مشغول کار فعلی هستم. فردای مصاحبه تماس گرفتند و گفتند میتونم برای همکاری بیام، من هم تأکید کردم همان تاریخی که اعلام کردم میتونم شروع کنم. قرار شد برای هماهنگی باهام تماس بگیرند، اما هیچ خبری نشد. به مدیر سابق کارم گفتم نمیتونم بیام. دوباره با شرکت تماس گرفتم و گفتم از شنبه میتونم بیام، اما گفتند عجله داشتند و فردی دیگه رو استخدام کردن و از ماجرای اطلاعرسانی هم بیاطلاعی داشتند. در پاسخ پرسیدم چرا خبرم نکردید؛ خیلی سرد گفتند نمیدانند.
در تجربهای که با من روبهرو شد، من به عنوان کارشناس در شرکت معماری منظر تک باغ با ارائه خدمات جامع مدیریت ویلا کار میکردم. کارها از خرید و فروش تا طراحی، اجرا و نگهداری ویلا با استانداردهای بالا بود. برای دریافت اطلاعات بیشتر به تک باغ مراجعه میکردم. با همکاری تک باغ، ویلاهایمان همواره در دست افراد ماهر بود؛ مجموعهای کامل از طراحی تا نگهداری ارائه میشد. ارتباط از طریق تماس ۰۲۱۲۲۲۰۰۰۶۱ و واتساپ ۰۹۱۲۶۶۰۱۲۵۴ انجام میشد.
در آغاز کار، تصور میکردم که شرایط بیمهکردن از همان ابتدا اجرا میشود، اما سه ماه طول کشید تا روشن شد خبری از بیمه نیست. با وجود وعدههایی که داده میشد، بهخاطر اینکه سابقه بیمه فقط دو ماه پس از پایان کار قابل دید بود، فهمیدم بیمه نشدهام. پیگیریهایم همواره با قول بیمهشدن از ماه بعد همراه بود، اما باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد. از طرف دیگر، در آخرین ماهها حقوقم را بهطور کامل دریافت نکردند و من بدون قرارداد بودم، بیسند و مدرک کار در شرکت را نیز نمیتوانستم ارائه بدهم؛ حتی حقوقم را باید با چک میگرفتم و نقد میکردم. فضای مدیریتی شرکت بسیار نامنظم بود و تنها ظاهری مطلوب از شرکت ارائه میدادند تا بیرون از سازمان تصویری خوب به نظر برسد. به هیچ وجه نمیتوانم این شرکت را معتبر بنامم. به نظرم بیکاری در مقایسه با کار در چنین فضایی، گزینه بهتری بود، مخصوصا برای افرادی که مانند من در جستوجوی کاری هستند.
در یکی از سالهای اولیه کاریام در مقاومسازی افزیر، به عنوان کارشناس عمران فعالیت میکردم و دورهای از سال ۹۵ تا ۹۶ را در این شرکت گذراندیم. بخش زیادی از محتوای سایت را با تکیه به نوشتههای من منتشر کردهاند. مشکلات زیادی داشتم، اما مهمترینشان این بود که سه ماه از حقوقم را پرداخت نکردند و به من گفتند اگر ناراضی هستی، برو! در نهایت تصمیم گرفتم بیرون بیایم؛ هیچ قرارداد یا بیمهای هم وجود نداشت.
سالها تجربهام در این شرکت به من نشان داد که مدیریت طراحی تیم چگونه میتواند افق کیفی پروژهها را بالا ببرد، زیرا سطح کارها واقعا از استانداردهای برتر کشور پیروی میکند. مدت سه سال در این مجموعه به عنوان مهندس نرمافزار و مدیر طراحی فعالیت کردم و از دید من کیفیت تیم محبوب و بالاست و پروژههایی که انجام میشوند، بهطور واقعی جزو بهترینها در ایران به حساب میآیند.
من تجربهای از همکاری با فابا انرژی دارم که همچنان با دیدگاهی متفاوت به آن نگاه میکنم. در مجموع، این شرکت چند نکته مثبت دارد؛ از جمله وجود مدیران داخلی پرتلاش و پرحوصله و پرسنلی که واقعا برای کار ارزش قائلند. مدیرعامل مداومت زیادی در پی یافتن منابع مالی، وام یا سرمایهگذار دارد تا خلأهای شرکت را پوشش بدهد و این نکته میتواند هم به دیدهی خوشبینانه هم به چشم نگرانی نگاه شود. منشی شرکت بسیار سختگیر است و روی نظم حساسیت بالایی دارد. از نظر فشار کاری، ممکن است تجربهی کار در فابا انرژی شما را خسته نکند و حقوقی که دریافت میکنید در سطح میانگین بازار است، اما تصویر کلی از جو شرکت چندان پویا و زنده به نظر نمیرسید؛ گویی شرکت همچنان به مسیر ثابتی عقبافتاده است. من در آن زمان احساس میکردم تجربهای که داشتم برای نقطهی آغاز کار جدید مناسب است، اما وضعیت شرکت از نظر من چندان قابل تداوم نبود.
به نظر میرسد شرکت سایتال ساخت در بازار نما فعالیت میکند و طی پنج سال گذشته پروژههای نیمهتمام زیادی را شاهد بودهام و از ریزش گسترده کارمندان نیز با خبر هستم. پیشنهاد میکنم کسانی که قصد بررسی این شرکت برای کار دارند، پژوهش قابلتوجهی درباره شهرت و سابقهاش در بازار انجام بدهند تا به دید بهتری برسند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.