من در شرکت رونیکس برای موقعیت کارشناس IT رزرو مصاحبه شدم. ابتدا با سرپرست IT و سپس با مدیر تیم IT صحبت کردم و هر دو نفر تسلط خوبی روی موضوع داشتند و مصاحبه به روانی پیش رفت. مرحله بعدی با مدیر منابع انسانی بود؛ به نظر من ایشان چندان حرفهای نبودند، چون در همان آغاز اعلام کردند ساعات کار شرکت از هشت و سی تا هشت عصر است و پنجشنبهها تا ساعت۱۳، و این که اضافهکاری نداریم. از همان برخورد اول یک حس مثبتی نگرفتم و سوال اولیهشان هم بیشتر به مسائل شخصی زندگی و خانواده و همسرم مربوط میشد. در نهایت با مدیر عامل مصاحبه دیگری انجام شد که خوب بود و نتیجه به من اعلام شد: پذیرفته شدم. با این حال به دلیل فاصله دفتر تا منزل و نداشتن مزایای قابل توجه، به فکر گزینههای دیگری افتادم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با این شرکت گریب و بیثبات روبهرو شدم و حس کردم کارفرمایی که فرمی دقیق و رفتاری حرفهای ندارد را میخواهم دنبال کنم. رزومه و نمونهکارهای من رو از طریق واتساپ برای شرکت فرستادم؛ بعد از چند روز زمان و روز مصاحبه را بهم اعلام کردند و در پایان پیام درخواست کردند در صورت تغییر زمان، اطلاع بدهند. من طبق همان وقت تعیینشده با مراجعه کردم. فرم رزومهای که خودشان ارائه کرده بودند را در لابی پر کردم. نگهبان تماس گرفت و گفت که برای مصاحبه آنجا هستم؛ وقتی قطع کردند، به من گفتند جلسه مدیرعامل طول میکشد و ممکن است معطل شوم. نفس کلام را گرفتم و گفتم من خودم وقت مصاحبه را تعیین نکردم؛ آنها زمان را مشخص کردند و رعایت ادب این بود که در همان ساعت وقتی برای جلسهشون آزاد بود یا حداقل اطلاع بدهند. به نظر من این سیاستهای سطحی و ناکارآمد خیلی از مدیران شرکتهاست که برای استخدام افراد تازهکار وضع میشوند و واقعا آزاردنده است. حتما پیغامم رو به ایشون برسونید و بگید که من هم میفهمم این جلسات گاه صرفا برای تحقیر و بیارزش نشان دادن کارجوست. بعد از اون هم خواستم رزومهای که پر کرده بودم رو پس بگیرم، چون اطلاعات هویتی من بود و هیچ مصاحبهای هم انجام نشده بود. گفتند رزومه رو بهتون نمیدم و پارهاش میکنم؛ و همینجا جلوی چشمم، رزومه رو پاره کردند و عذرخواهی کردند. این رفتار رویایی اولیه شرکت در ارزیابی کارجویان را هم زیر سوال میبرد. این تجربه برای من نشان داد که شرکت تا حدی فاقد الگوی روشن کارآمد برای جذب است و به نظر نمیرسد که به نیازهای واقعی کارجوها پاسخ بدهد.
سلام. من وارد شرکت شدم قرار مصاحبه ساعت ۱۰صبح بود.. خیلی کم وقت میزارن واس مراجعه کننده ها.. تا فرم را پر کردم زمانی طول نکشید.. برای مصاحبه اول حدودا ۱۰دقیقه بعداز پر کردن فرم صدام کردن.. بعد از مصاحبه اول گفتن بشینید صدا میکنیم برای مصاحبه دوم. که حدودا دوساعت طول کشید.من وقت من رو معطل کرد… مصاحبه دوم که انجام شده.. فرم دوم گرفتم. مشخصات اعضای خانواده بود. از ساعت ۱۲تا ساعت ۱۵نشستم تا نوبت بشه.. یعنی سه ساعت وقت آدم رو میگیرن آخرش هم هیچی ب هیچی.. کاشک مسئولین اصلی شرکت این متن ها رو بخونن و رسیدگی کنند.. چرا شرکت به این بزرگی مشکلی به این بزرگی دارد. کلا برای مصاحبه کاری ۵ساعت وقت ی نفر میگیرن. آخرسر هم جواب منفی میدهند. اصلا صحیح نیست.. وسط مصاحبه دوم طرف دنبال خط قرمز شرکت بود.. و زود عصبی میشد. بعد از اینکه ازش سوال میکردیم انگار بهش برمیخورد. روز خوش ممنون وقت گذاشتین خوندین
یه مصاحبه تخصصی با مدیر مالی انجام دادم اوکی بود بعد با منابع انسانی از نظر اونم اوکی بود بعد با مدیر عامل .در کل شرکت بزرگ و داغونی بود شرایطشون خیلی افتضاح بود باید اضافه کار میموندی ولی پولی بابت اضافه کار پرداخت نمیکردن رفتار هم فکر میکردن خدا هستن از بالا به ادمها نگاه میکردن منم حس خوبی نگرفتم نپذیرفتم برم باهاشون همکاری کنم وقتتون روهدر نکین درست شرکته بزرگیه ولی ادمهای عقده ای توش کارمیکنن مدیر عامله یه جور حرف میزنه انگار خداست خیلی منم منم داره برا همچین ادمی میلیارد هم بدن بازم گرونه کار کنی براش ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه خیلی معطیع باشی هر چی گفتن بگی چشم
من برای مصاحبه دعوت شدم بعد از ۲ هفته سر تایم به شرکت رونیکس رسیدم و بعد از پر کردن مجدد فرم مصاحبه ( پس از چه رزومه ای منو دعوت کردن ) به حراست یا نگهبان انجا بود تحویل دادم و فرمودند صدا میکنند و در لابی تشریف داشته باشد ( خدایی خیلی با احترام رفتار میکردند ) من حدود ۴۵ دقیقه منتظر در لابی شرکت صبر کردم و بعد که اعتراض کردم که من این تایم منتظر هستم گفتند که اقای فلانی در جلسه با مدیر عامل هستند . آخه این درسته اصلا به ارباب رجوع چیزی نمیگویند و طرف رو این مدت تایم زیاد منتظرمی گذارند !!! از اونجایی که من برای خودم شان و شخصیت دارم بهشون انصراف از مصاحبه ام را اعلام و از شرکت رونیکس خارج شدم الان دارم میفهمم که یه روابط عمومی برای شرکتی که فقط ویترین قشنگ داره و اصلا از اصول اولیه ارتباط با احترام به ارباب ارجوع و بیرون از شرکت قایل نیستند و براشون متاسفم واقعا !! من حقیقتا در مورد شرکت رونیکس برای اینکه به مصاحبه دعوت شدم سرچ میکردم که این سایت خوب ” سالپا ” پیدا شد و وقتی باز کردن و قسمت شرکت رونیکس رو خوندم با اگاهی از اینکه اونجا چه رفتاری با مصاحبه شونده ها خواهد شد جالب بود برام که برم و ببینم . اما شرکت عریض و طویل و ویترین قشنگی داره اما اداب و رفتار و احترام حتی به مصاحبه شونده را رعایت نمیکنند و وقت طرف براشون هیچ ارزشی نداره ( بدون اطلاع دادن ۴۵ دقیقه طرف را معطل میکنند ) ویژگیهایی که براشون مهم بود: اونها خودشون اداب اولیه رفتار و شخصیت را رعایت نمیکنند پس نباید هم انتظار داشته باشند دیگران بهشون احترام بگذارند
ی شماره تو همشهری بود ک من به واتس اپش رزومه دادم فرداش رفتم برا مصاحبه.. شرکت اوکی بود ظاهرش اما متوجه شدن کسی میخواد مصاحبه کنه هیچی بارش نیست با اینکه من سابقه فروش تو شرکتای معتبر رو داشتم اول گفت ماسکتو دربیار قیافتو باید ببینم بعد گفت کارای قبلیتو توصیح بده دقیقا چ کردی تا اومدم بگم گفت جزیاتو نگو(خب پس چطو توضیح بدم ؟؟؟) بعد گفت من حرفه ایم یهوام شما فروش نکردی چون ب حرفام گوش نکرد وقتی کارمو دوباره توصیح دادم گفت بله فروش داشتی ولی من حرفه ای میخوام. از خودش گفت ک استاد دانشگاستو از بچگییییی تا الان تو کار فروش بودا????یه چیز خیلی مهم اینه این ادم ۱۲ میلیون خیلی بود براش البته بقول خودش از بچگی تو فروش بود اما نمیدونست ۱۲ تومن پولی نیست الان و میگفت درصد پایینی میتونن اعتماد کنن و ۸ میلیون یا ۱۲ میلیون پول ی دستگاه رو با تلفن بریزن ب حساب???? من تو تجهیزات صنعتی کار کردم کمترین فاکتورها از ۶۰ میلیون شروع میشد تا ۲ .الی ۳ میلیارد بستگی به قطعه ای ک میخواستن داشت…. فک میکردم شرکت رونیکس چون برنده جای پیشرفت داره اما متوجه شدم کارمندش هیچی از فروش نمیدونست و محض اینکه تو این اوضاع حوصلش سر نره اگهی استخدام دادن دور هم شاد باشن
سلام این شرکت فقط ظاهرش قشنگه. تو لینکدین که میری میبینی وای چقد خفن. فقط ظاهرسازی میکنن. داخلش که میری برده داری نوین هست. همه رئیس هستند و دستور میدن. یه سری مدیر شدن که هیچی حالیشون نیست فقط چون رفیقای مدیرعامل هستن شدن مدیر. گول ظاهر نخورین. مزایای ظاهری زیادی داره. اما حقوق خیلی کم میدن و فقط یه سری عزیز کرده های خودشون حقوق خیلی بالا دارن. اگر هم از هر چیزی احساس ناراحتی کنی خیلی راحت باهات خداحافظی میکنن و یه سری آدم نابلد و بی تجربه جایگزینت میکنن.
به خاطر محیط کار ناسالمی که داشتم، مدت کوتاهی اونجا موندم. حقوق رو چند ماه یکبار میدادن و از بابت بیمه هم هنوز خبری نبود.
اگر بخواهم به طور واقعی از تجربهام بگویم، به این نتیجه رسیدهام که شایسته نیست هر چند ماه یکبار با حقوقی نصفه و نیمه روبهرو شوم و از بیمه هم محروم بمانم؛ بنابراین ترجیح میدهم از ورود به محیطی چنین سمی خودداری کنم.
در شرکت توسعه فناوران آگرین میخواهم تجربهای واقعی را بازگو کنم که از حضورم در آن به دست آوردهام. محیط کار در مدت کوتاهی ویژگیهایی داشت که به طور قابل توجهی مشخص میشد. کارکنان متخصص به اندازهای که انتظار میرفت مورد توجه قرار نمیگرفتند و گاهی به نظر میرسید توجه به نیازهای فنی کاستی دارد. تغییرات پیوسته در تیم و همچنین تغییر مداوم چیدمان و دکوراسیون شرکت را میدیدم. حقوق متخصصان گاه چند ماه تاخیر داشت و توجیه دقیقی ارائه نمیشد. اگر دنبال شغلی با تخصص بالا هستید و قصد همکاری با این شرکت را دارید، این مسیر را به عنوان گزینهای مناسب نمیدیدم. ساختار مدیریتی شرکت به نظر متمرکز نبود و در هر واحد مدیر مشخصی برای فروش وجود داشت، اما تصمیمات فنی بدون مشورت و به صورت بیاساس اعمال میشد. مدیران شرکت اغلب به منافع شخصی و جیب خود بیش از هر چیز دیگری اهمیت میدادند و نسبت به همکاران با نگاه دقیقی برخورد میکردند. از نظر فناوری شرکت نسبتا خوب به نظر میآمد و به دلیل منابع مالی، قطعات معقولی در اختیار داشتند.
باورم نمیشد که چنین تجربهای در یک شرکت تولیدی اتفاق بیفتد اما واقعا رخ داد. مدیرعامل با خانوادهاش، از جمله پسرش و چند نفر دیگر، به تربیت و رفتار مناسبی پایبند نبودند و رغبت زیادی به پرخاشگری داشتند. از کشور خارج میکردند و تقصیرها را به گردن کارمندان میانداختند. در این محیط، ظاهر داستانها و فشارهای غیرقانونی برای اجرای امور به نظر میرسید که به شکل طناببندی و فشار فکری به دیگران تحمیل میشد.
در زمان حضورم در آسه تجارت آسیا، تجربهای ناخوشایند از منابع انسانی داشتم که باعث کمبود کارایی تیم میشد. رفتارهای سازمانی نامناسب و نبود شناسایی دقیق تخصصها، به همراه کمبود اصول اولیه پیشنیازهای سازمانی، فضای کار را مشکل میکرد. حجم کار بالا و وجود تیم بازیگوش، نبود مهارتهای نرم و سخت کافی در مدیر فناوری اطلاعات را تشدید میکرد. به نظر میرسید تخصص لازم در حوزههای مربوطه وجود ندارد و برخورد با اعضای گروه احترامآمیز نبود.
مدیرعامل در فضای مجازی به شکلی نامطلوب عمل میکند و از افراد حاضر در شرکت برای رسیدن به منافع شخصی خانوادگی استفاده میکند. برادر مدیرعامل دروغگو است و علیه فرزند مدیرعامل فعالیت میکند، و عمو هم از این کارها حمایت میکند. من به عنوان کارمند تجربهای از تعارض و سوءاستفاده درونی شرکت دارم که وجود چنین رفتارهایی میتواند جو کاری را مخدوش کند.
در این شرکت، از نظر من رفتارها و اخلاق سازمانی به گونهای بود که اعتمادم نسبت به مدیریت کاهش پیدا کرد. موقعیتهای مختلف نشان میداد که اطراف مدیران و اعضای خانوادهشان نقش پررنگی دارند و بعضی تصمیمها به نظر میرسید منصفانه نباشد. کارمندان نزدیک به خانواده، حضور زیادی داشتند و این موضوع باعث شد احساس کنم شایستهسالاری کمتر رعایت میشود. با وجود این، بخشهایی از کار حرفهای و وظایف روزمره به خوبی پیش میرفت اما رفتارها و شیوههای مدیریت به طور کلی رضایتبخش نبود.
در این شرکت فضای کار روشن و منظم نیست و با وجود درخواستهای منظم برای رعایت نشانهها و افتتاحیههای قانونی، تابلو ورودی و حتی ساختمان محلی مشخص ندارد. به جای جلوی درب اصلی، گفته میشود برای جلوگیری از پیگیریهای شهری، کارمندان را به رفت و آمد از کوچه پشتی هدایت میکنند تا گمراهی ایجاد شود. از نظر من، این مجموعه به طور قابل توجهی نقص در شفافیت و روالهای قانونی دارد و به همین دلیل احساس میکنم با اعمال برخی شیوههای نامناسب مالی و ارزی روبه رو هستم.
شرکت مزبور را به عنوان کارفرمایی با رفتارهای غیرقانونی تجربه کردم و معتقدم که نظارت سازمانهای نظارتکننده مانند غذا و دارو و اداره کار بر این مجموعه ضروری است. در واحدهای مختلف، دوربینهای حفاظتی وجود دارد و ضبط صدا انجام میشود. به گفتهی این کاربر، برادر مدیرعامل ایشان نیز در برخی اقدامات به نظر میرسد که کلاهبرداری در کار باشد.
در تجربه کاریام از این شرکت برداشت من این بود که با وجود اینکه فرصت کوتاهی داشتم، محیط سازمانی خیلی نامنظم و خانوادگی بود و تصمیمگیریهای اجرایی به سختی پیش میرفت. مدیرعامل و یکی از اعضای نزدیکش به نظر میرسیدند که رفتارهای غیرشفاف و غیرمنصفانهای داشتند و منابع انسانی با تخصیص بودجه و پشتیبانی مناسب روبهرو نبود. برخوردهایی که از سوی یکی از اعضای تیم مدیریتی شنیدم، نشان میداد که فضا حاکی از بیاحترامی و فاصله با اصول حرفهای است. در این مجموعه بینالفرزندان و اقوام ارتباطات قویای وجود داشت و گاه روندها و فرایندها به صورت غیرمنظم اجرا میشدند. یکی از نکات حاضر در زمان آغاز همکاری این بود که هزینه کاری پیش از استخدام به کار میآمد و پس از مدت شش ماه ممکن بود تسویه یا ارائه مزایا به تاخیر بیفتد. در کل، محیط کار آرام و قابل استقرار نبود و به دلیل ترکیب خانوادگی در تصمیمگیریها، فضای حرفهای مطلوبی احساس نمیشد.
در این شرکت خانوادگی، کارم رو به عنوان کارشناس فروش یه مدت سه ماه تجربه کردم و واقعا با وضعی روبهرو شدم که از هر نظر ناامیدکننده بود. محیط تأثیرگذار نبود و مدیران، به ویژه مدیرعامل و برادرش، رفتارهای توهینآمیز زیادی با نیروها داشتند و نیرو رو فقط بهعنوان بخشی از گروه خودشان حساب میکردند. فضای کاری بینظم بود و برای هر تصمیمی سلسلهمراتبی مشخصی وجود نداشت. در این مدت هفت نفر از همکاران استعفا دادند که همگی به دلیل بینظمی، رفتارهای ناخوشایند و بیاحترامی مدیران بود. نمونههای متعددی از بیاحترامی و بیتوجهی به حقوق کارکنان دیده میشد و ارتباط با منابع انسانی کمتر از حد انتظار بود. در دو لیست جدا از هم کار میشدند و احتمال فرارهای مالیاتی هم وجود داشت، که دغدغه اخلاقی بالایی برای من ایجاد کرد. نیروها احساس میکردند نقششان تنها بهخاطر نیاز شرکت به کار گرفته شده و پس از مدت کوتاهی دوباره کنار گذاشته میشدند. ارتباطات درون سازمانی محدود به نزدیکان بوده و حضور خانواده و دوستان در ردههای مختلف شرکت مشهود بود. زمان خروج از شرکت، با بیاحترامی روبهرو شدم و هر چه به منابع انسانی مراجعه میکردم، پاسخ مطلوبی نگرفتم. در طول سهماه کارکردم، حدودا هفت نفر از همکاران از شرکت رفتند، دلیل هم بیشتر بینظمی و رفتار نامناسب بود. از مزیت خاصی خبری نبود و آموزش مناسبی ارائه نمیشد. قرارداد هم بهگونهای تنظیم شده بود که اگر بخواهی استعفا بدهی یک ماه زودتر به مدیران اطلاع بدهی، اما در هر زمانی که دلشان بخواهد میگذراندند و با کارمند برخورد نامعقولی داشتند. تسویهحساب را سه ماه بعد انجام میدادند و برای دریافت، سفته سفید امضا میگرفتند که شش ماه بعد بهدست آید. بهخاطر تمامی این موارد، تجربهام از این شرکت بسیار منفی بود و توصیه نمیکنم.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
شرکت من موسسه آتیه داران روماک بود و من تجربهای ناخوشایند بهعنوان کارشناس صادرات دارم. در آنجا با فردی روبهرو شدم که احساساتش ناپایدار و رفتارهایش خطرناک بود و توصیه نمیکنم کسی در چنین محیطی کار کند. بارها درباره بانوان صحبتهای توهینآمیز و بیحرمتی شنیدم. همچنین به من ادعای کلاهبرداری زدند و بخشی از حقوقم را دریافت نکردم؛ در مجموع حقوق و مزایای مشخصی به من تعلق نگرفت. من این تجربه را به خدا واگذار کردم؛ اگرچه شاید باورش برای برخی سخت باشد، اما احساس میکنم ارزشهای اخلاقی و عقیدتی در آن مکان بهخوبی رعایت نمیشد.
من در شرکت رونیکس برای موقعیت کارشناس IT رزرو مصاحبه شدم. ابتدا با سرپرست IT و سپس با مدیر تیم IT صحبت کردم و هر دو نفر تسلط خوبی روی موضوع داشتند و مصاحبه به روانی پیش رفت. مرحله بعدی با مدیر منابع انسانی بود؛ به نظر من ایشان چندان حرفهای نبودند، چون در همان آغاز اعلام کردند ساعات کار شرکت از هشت و سی تا هشت عصر است و پنجشنبهها تا ساعت۱۳، و این که اضافهکاری نداریم. از همان برخورد اول یک حس مثبتی نگرفتم و سوال اولیهشان هم بیشتر به مسائل شخصی زندگی و خانواده و همسرم مربوط میشد. در نهایت با مدیر عامل مصاحبه دیگری انجام شد که خوب بود و نتیجه به من اعلام شد: پذیرفته شدم. با این حال به دلیل فاصله دفتر تا منزل و نداشتن مزایای قابل توجه، به فکر گزینههای دیگری افتادم.
با این شرکت گریب و بیثبات روبهرو شدم و حس کردم کارفرمایی که فرمی دقیق و رفتاری حرفهای ندارد را میخواهم دنبال کنم. رزومه و نمونهکارهای من رو از طریق واتساپ برای شرکت فرستادم؛ بعد از چند روز زمان و روز مصاحبه را بهم اعلام کردند و در پایان پیام درخواست کردند در صورت تغییر زمان، اطلاع بدهند. من طبق همان وقت تعیینشده با مراجعه کردم. فرم رزومهای که خودشان ارائه کرده بودند را در لابی پر کردم. نگهبان تماس گرفت و گفت که برای مصاحبه آنجا هستم؛ وقتی قطع کردند، به من گفتند جلسه مدیرعامل طول میکشد و ممکن است معطل شوم. نفس کلام را گرفتم و گفتم من خودم وقت مصاحبه را تعیین نکردم؛ آنها زمان را مشخص کردند و رعایت ادب این بود که در همان ساعت وقتی برای جلسهشون آزاد بود یا حداقل اطلاع بدهند. به نظر من این سیاستهای سطحی و ناکارآمد خیلی از مدیران شرکتهاست که برای استخدام افراد تازهکار وضع میشوند و واقعا آزاردنده است. حتما پیغامم رو به ایشون برسونید و بگید که من هم میفهمم این جلسات گاه صرفا برای تحقیر و بیارزش نشان دادن کارجوست. بعد از اون هم خواستم رزومهای که پر کرده بودم رو پس بگیرم، چون اطلاعات هویتی من بود و هیچ مصاحبهای هم انجام نشده بود. گفتند رزومه رو بهتون نمیدم و پارهاش میکنم؛ و همینجا جلوی چشمم، رزومه رو پاره کردند و عذرخواهی کردند. این رفتار رویایی اولیه شرکت در ارزیابی کارجویان را هم زیر سوال میبرد. این تجربه برای من نشان داد که شرکت تا حدی فاقد الگوی روشن کارآمد برای جذب است و به نظر نمیرسد که به نیازهای واقعی کارجوها پاسخ بدهد.
سلام. من وارد شرکت شدم قرار مصاحبه ساعت ۱۰صبح بود.. خیلی کم وقت میزارن واس مراجعه کننده ها.. تا فرم را پر کردم زمانی طول نکشید.. برای مصاحبه اول حدودا ۱۰دقیقه بعداز پر کردن فرم صدام کردن.. بعد از مصاحبه اول گفتن بشینید صدا میکنیم برای مصاحبه دوم. که حدودا دوساعت طول کشید.من وقت من رو معطل کرد… مصاحبه دوم که انجام شده.. فرم دوم گرفتم. مشخصات اعضای خانواده بود. از ساعت ۱۲تا ساعت ۱۵نشستم تا نوبت بشه.. یعنی سه ساعت وقت آدم رو میگیرن آخرش هم هیچی ب هیچی.. کاشک مسئولین اصلی شرکت این متن ها رو بخونن و رسیدگی کنند.. چرا شرکت به این بزرگی مشکلی به این بزرگی دارد. کلا برای مصاحبه کاری ۵ساعت وقت ی نفر میگیرن. آخرسر هم جواب منفی میدهند. اصلا صحیح نیست.. وسط مصاحبه دوم طرف دنبال خط قرمز شرکت بود.. و زود عصبی میشد. بعد از اینکه ازش سوال میکردیم انگار بهش برمیخورد. روز خوش ممنون وقت گذاشتین خوندین
یه مصاحبه تخصصی با مدیر مالی انجام دادم اوکی بود بعد با منابع انسانی از نظر اونم اوکی بود بعد با مدیر عامل .در کل شرکت بزرگ و داغونی بود شرایطشون خیلی افتضاح بود باید اضافه کار میموندی ولی پولی بابت اضافه کار پرداخت نمیکردن رفتار هم فکر میکردن خدا هستن از بالا به ادمها نگاه میکردن منم حس خوبی نگرفتم نپذیرفتم برم باهاشون همکاری کنم وقتتون روهدر نکین درست شرکته بزرگیه ولی ادمهای عقده ای توش کارمیکنن مدیر عامله یه جور حرف میزنه انگار خداست خیلی منم منم داره برا همچین ادمی میلیارد هم بدن بازم گرونه کار کنی براش ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه خیلی معطیع باشی هر چی گفتن بگی چشم
من برای مصاحبه دعوت شدم بعد از ۲ هفته سر تایم به شرکت رونیکس رسیدم و بعد از پر کردن مجدد فرم مصاحبه ( پس از چه رزومه ای منو دعوت کردن ) به حراست یا نگهبان انجا بود تحویل دادم و فرمودند صدا میکنند و در لابی تشریف داشته باشد ( خدایی خیلی با احترام رفتار میکردند ) من حدود ۴۵ دقیقه منتظر در لابی شرکت صبر کردم و بعد که اعتراض کردم که من این تایم منتظر هستم گفتند که اقای فلانی در جلسه با مدیر عامل هستند . آخه این درسته اصلا به ارباب رجوع چیزی نمیگویند و طرف رو این مدت تایم زیاد منتظرمی گذارند !!! از اونجایی که من برای خودم شان و شخصیت دارم بهشون انصراف از مصاحبه ام را اعلام و از شرکت رونیکس خارج شدم الان دارم میفهمم که یه روابط عمومی برای شرکتی که فقط ویترین قشنگ داره و اصلا از اصول اولیه ارتباط با احترام به ارباب ارجوع و بیرون از شرکت قایل نیستند و براشون متاسفم واقعا !! من حقیقتا در مورد شرکت رونیکس برای اینکه به مصاحبه دعوت شدم سرچ میکردم که این سایت خوب ” سالپا ” پیدا شد و وقتی باز کردن و قسمت شرکت رونیکس رو خوندم با اگاهی از اینکه اونجا چه رفتاری با مصاحبه شونده ها خواهد شد جالب بود برام که برم و ببینم . اما شرکت عریض و طویل و ویترین قشنگی داره اما اداب و رفتار و احترام حتی به مصاحبه شونده را رعایت نمیکنند و وقت طرف براشون هیچ ارزشی نداره ( بدون اطلاع دادن ۴۵ دقیقه طرف را معطل میکنند ) ویژگیهایی که براشون مهم بود: اونها خودشون اداب اولیه رفتار و شخصیت را رعایت نمیکنند پس نباید هم انتظار داشته باشند دیگران بهشون احترام بگذارند
ی شماره تو همشهری بود ک من به واتس اپش رزومه دادم فرداش رفتم برا مصاحبه.. شرکت اوکی بود ظاهرش اما متوجه شدن کسی میخواد مصاحبه کنه هیچی بارش نیست با اینکه من سابقه فروش تو شرکتای معتبر رو داشتم اول گفت ماسکتو دربیار قیافتو باید ببینم بعد گفت کارای قبلیتو توصیح بده دقیقا چ کردی تا اومدم بگم گفت جزیاتو نگو(خب پس چطو توضیح بدم ؟؟؟) بعد گفت من حرفه ایم یهوام شما فروش نکردی چون ب حرفام گوش نکرد وقتی کارمو دوباره توصیح دادم گفت بله فروش داشتی ولی من حرفه ای میخوام. از خودش گفت ک استاد دانشگاستو از بچگییییی تا الان تو کار فروش بودا????یه چیز خیلی مهم اینه این ادم ۱۲ میلیون خیلی بود براش البته بقول خودش از بچگی تو فروش بود اما نمیدونست ۱۲ تومن پولی نیست الان و میگفت درصد پایینی میتونن اعتماد کنن و ۸ میلیون یا ۱۲ میلیون پول ی دستگاه رو با تلفن بریزن ب حساب???? من تو تجهیزات صنعتی کار کردم کمترین فاکتورها از ۶۰ میلیون شروع میشد تا ۲ .الی ۳ میلیارد بستگی به قطعه ای ک میخواستن داشت…. فک میکردم شرکت رونیکس چون برنده جای پیشرفت داره اما متوجه شدم کارمندش هیچی از فروش نمیدونست و محض اینکه تو این اوضاع حوصلش سر نره اگهی استخدام دادن دور هم شاد باشن
سلام این شرکت فقط ظاهرش قشنگه. تو لینکدین که میری میبینی وای چقد خفن. فقط ظاهرسازی میکنن. داخلش که میری برده داری نوین هست. همه رئیس هستند و دستور میدن. یه سری مدیر شدن که هیچی حالیشون نیست فقط چون رفیقای مدیرعامل هستن شدن مدیر. گول ظاهر نخورین. مزایای ظاهری زیادی داره. اما حقوق خیلی کم میدن و فقط یه سری عزیز کرده های خودشون حقوق خیلی بالا دارن. اگر هم از هر چیزی احساس ناراحتی کنی خیلی راحت باهات خداحافظی میکنن و یه سری آدم نابلد و بی تجربه جایگزینت میکنن.
به خاطر محیط کار ناسالمی که داشتم، مدت کوتاهی اونجا موندم. حقوق رو چند ماه یکبار میدادن و از بابت بیمه هم هنوز خبری نبود.
اگر بخواهم به طور واقعی از تجربهام بگویم، به این نتیجه رسیدهام که شایسته نیست هر چند ماه یکبار با حقوقی نصفه و نیمه روبهرو شوم و از بیمه هم محروم بمانم؛ بنابراین ترجیح میدهم از ورود به محیطی چنین سمی خودداری کنم.
در شرکت توسعه فناوران آگرین میخواهم تجربهای واقعی را بازگو کنم که از حضورم در آن به دست آوردهام. محیط کار در مدت کوتاهی ویژگیهایی داشت که به طور قابل توجهی مشخص میشد. کارکنان متخصص به اندازهای که انتظار میرفت مورد توجه قرار نمیگرفتند و گاهی به نظر میرسید توجه به نیازهای فنی کاستی دارد. تغییرات پیوسته در تیم و همچنین تغییر مداوم چیدمان و دکوراسیون شرکت را میدیدم. حقوق متخصصان گاه چند ماه تاخیر داشت و توجیه دقیقی ارائه نمیشد. اگر دنبال شغلی با تخصص بالا هستید و قصد همکاری با این شرکت را دارید، این مسیر را به عنوان گزینهای مناسب نمیدیدم. ساختار مدیریتی شرکت به نظر متمرکز نبود و در هر واحد مدیر مشخصی برای فروش وجود داشت، اما تصمیمات فنی بدون مشورت و به صورت بیاساس اعمال میشد. مدیران شرکت اغلب به منافع شخصی و جیب خود بیش از هر چیز دیگری اهمیت میدادند و نسبت به همکاران با نگاه دقیقی برخورد میکردند. از نظر فناوری شرکت نسبتا خوب به نظر میآمد و به دلیل منابع مالی، قطعات معقولی در اختیار داشتند.
باورم نمیشد که چنین تجربهای در یک شرکت تولیدی اتفاق بیفتد اما واقعا رخ داد. مدیرعامل با خانوادهاش، از جمله پسرش و چند نفر دیگر، به تربیت و رفتار مناسبی پایبند نبودند و رغبت زیادی به پرخاشگری داشتند. از کشور خارج میکردند و تقصیرها را به گردن کارمندان میانداختند. در این محیط، ظاهر داستانها و فشارهای غیرقانونی برای اجرای امور به نظر میرسید که به شکل طناببندی و فشار فکری به دیگران تحمیل میشد.
در زمان حضورم در آسه تجارت آسیا، تجربهای ناخوشایند از منابع انسانی داشتم که باعث کمبود کارایی تیم میشد. رفتارهای سازمانی نامناسب و نبود شناسایی دقیق تخصصها، به همراه کمبود اصول اولیه پیشنیازهای سازمانی، فضای کار را مشکل میکرد. حجم کار بالا و وجود تیم بازیگوش، نبود مهارتهای نرم و سخت کافی در مدیر فناوری اطلاعات را تشدید میکرد. به نظر میرسید تخصص لازم در حوزههای مربوطه وجود ندارد و برخورد با اعضای گروه احترامآمیز نبود.
مدیرعامل در فضای مجازی به شکلی نامطلوب عمل میکند و از افراد حاضر در شرکت برای رسیدن به منافع شخصی خانوادگی استفاده میکند. برادر مدیرعامل دروغگو است و علیه فرزند مدیرعامل فعالیت میکند، و عمو هم از این کارها حمایت میکند. من به عنوان کارمند تجربهای از تعارض و سوءاستفاده درونی شرکت دارم که وجود چنین رفتارهایی میتواند جو کاری را مخدوش کند.
در این شرکت، از نظر من رفتارها و اخلاق سازمانی به گونهای بود که اعتمادم نسبت به مدیریت کاهش پیدا کرد. موقعیتهای مختلف نشان میداد که اطراف مدیران و اعضای خانوادهشان نقش پررنگی دارند و بعضی تصمیمها به نظر میرسید منصفانه نباشد. کارمندان نزدیک به خانواده، حضور زیادی داشتند و این موضوع باعث شد احساس کنم شایستهسالاری کمتر رعایت میشود. با وجود این، بخشهایی از کار حرفهای و وظایف روزمره به خوبی پیش میرفت اما رفتارها و شیوههای مدیریت به طور کلی رضایتبخش نبود.
در این شرکت فضای کار روشن و منظم نیست و با وجود درخواستهای منظم برای رعایت نشانهها و افتتاحیههای قانونی، تابلو ورودی و حتی ساختمان محلی مشخص ندارد. به جای جلوی درب اصلی، گفته میشود برای جلوگیری از پیگیریهای شهری، کارمندان را به رفت و آمد از کوچه پشتی هدایت میکنند تا گمراهی ایجاد شود. از نظر من، این مجموعه به طور قابل توجهی نقص در شفافیت و روالهای قانونی دارد و به همین دلیل احساس میکنم با اعمال برخی شیوههای نامناسب مالی و ارزی روبه رو هستم.
شرکت مزبور را به عنوان کارفرمایی با رفتارهای غیرقانونی تجربه کردم و معتقدم که نظارت سازمانهای نظارتکننده مانند غذا و دارو و اداره کار بر این مجموعه ضروری است. در واحدهای مختلف، دوربینهای حفاظتی وجود دارد و ضبط صدا انجام میشود. به گفتهی این کاربر، برادر مدیرعامل ایشان نیز در برخی اقدامات به نظر میرسد که کلاهبرداری در کار باشد.
در تجربه کاریام از این شرکت برداشت من این بود که با وجود اینکه فرصت کوتاهی داشتم، محیط سازمانی خیلی نامنظم و خانوادگی بود و تصمیمگیریهای اجرایی به سختی پیش میرفت. مدیرعامل و یکی از اعضای نزدیکش به نظر میرسیدند که رفتارهای غیرشفاف و غیرمنصفانهای داشتند و منابع انسانی با تخصیص بودجه و پشتیبانی مناسب روبهرو نبود. برخوردهایی که از سوی یکی از اعضای تیم مدیریتی شنیدم، نشان میداد که فضا حاکی از بیاحترامی و فاصله با اصول حرفهای است. در این مجموعه بینالفرزندان و اقوام ارتباطات قویای وجود داشت و گاه روندها و فرایندها به صورت غیرمنظم اجرا میشدند. یکی از نکات حاضر در زمان آغاز همکاری این بود که هزینه کاری پیش از استخدام به کار میآمد و پس از مدت شش ماه ممکن بود تسویه یا ارائه مزایا به تاخیر بیفتد. در کل، محیط کار آرام و قابل استقرار نبود و به دلیل ترکیب خانوادگی در تصمیمگیریها، فضای حرفهای مطلوبی احساس نمیشد.
در این شرکت خانوادگی، کارم رو به عنوان کارشناس فروش یه مدت سه ماه تجربه کردم و واقعا با وضعی روبهرو شدم که از هر نظر ناامیدکننده بود. محیط تأثیرگذار نبود و مدیران، به ویژه مدیرعامل و برادرش، رفتارهای توهینآمیز زیادی با نیروها داشتند و نیرو رو فقط بهعنوان بخشی از گروه خودشان حساب میکردند. فضای کاری بینظم بود و برای هر تصمیمی سلسلهمراتبی مشخصی وجود نداشت. در این مدت هفت نفر از همکاران استعفا دادند که همگی به دلیل بینظمی، رفتارهای ناخوشایند و بیاحترامی مدیران بود. نمونههای متعددی از بیاحترامی و بیتوجهی به حقوق کارکنان دیده میشد و ارتباط با منابع انسانی کمتر از حد انتظار بود. در دو لیست جدا از هم کار میشدند و احتمال فرارهای مالیاتی هم وجود داشت، که دغدغه اخلاقی بالایی برای من ایجاد کرد. نیروها احساس میکردند نقششان تنها بهخاطر نیاز شرکت به کار گرفته شده و پس از مدت کوتاهی دوباره کنار گذاشته میشدند. ارتباطات درون سازمانی محدود به نزدیکان بوده و حضور خانواده و دوستان در ردههای مختلف شرکت مشهود بود. زمان خروج از شرکت، با بیاحترامی روبهرو شدم و هر چه به منابع انسانی مراجعه میکردم، پاسخ مطلوبی نگرفتم. در طول سهماه کارکردم، حدودا هفت نفر از همکاران از شرکت رفتند، دلیل هم بیشتر بینظمی و رفتار نامناسب بود. از مزیت خاصی خبری نبود و آموزش مناسبی ارائه نمیشد. قرارداد هم بهگونهای تنظیم شده بود که اگر بخواهی استعفا بدهی یک ماه زودتر به مدیران اطلاع بدهی، اما در هر زمانی که دلشان بخواهد میگذراندند و با کارمند برخورد نامعقولی داشتند. تسویهحساب را سه ماه بعد انجام میدادند و برای دریافت، سفته سفید امضا میگرفتند که شش ماه بعد بهدست آید. بهخاطر تمامی این موارد، تجربهام از این شرکت بسیار منفی بود و توصیه نمیکنم.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
شرکت من موسسه آتیه داران روماک بود و من تجربهای ناخوشایند بهعنوان کارشناس صادرات دارم. در آنجا با فردی روبهرو شدم که احساساتش ناپایدار و رفتارهایش خطرناک بود و توصیه نمیکنم کسی در چنین محیطی کار کند. بارها درباره بانوان صحبتهای توهینآمیز و بیحرمتی شنیدم. همچنین به من ادعای کلاهبرداری زدند و بخشی از حقوقم را دریافت نکردم؛ در مجموع حقوق و مزایای مشخصی به من تعلق نگرفت. من این تجربه را به خدا واگذار کردم؛ اگرچه شاید باورش برای برخی سخت باشد، اما احساس میکنم ارزشهای اخلاقی و عقیدتی در آن مکان بهخوبی رعایت نمیشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.