برای مصاحبه کار در تابان آتی پرداز (تاپ) با وجود تغییرات اخیر، روند کار بهبود پیدا کرده و روند پیشروی خوبی دارد. در جلسه، آزمونهای شخصیتشناسی و هوش مطرح و بررسی شد. ورود به تیم محصول در چنین شرکتی که در مسیر توسعه قرار دارد، نیازمند مجموعهای از مهارتهای تخصصی و حتی مهارتهای عمومی فراوان است تا مسیر پیشرفت تداوم یابد و انجام شود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت با تمام وجود فهمیدم که کار در بخش IT چه چالشی دارد و تجربهام در تیوا سافت را بهشیوهای کاملا متفاوت از پیش روایت میکنم. مدت حضور من کمتر از یک سال بود و آخرین سالی که با این تیم همکاری کردم، سال ۱۳۹۹ بود. با وجود تمام سختیها، آن تجربه برایم درسهای مهمی به همراه داشت و سرعت رشد حرفهایام را تحتتأثیر قرار داد.
در یک سال کمتر از حضورم در شرکت تیوا سافت، به صورت تماموقت کار کردم و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۹ بود. با وجود اینکه این تجربه برای من چالشهای زیادی داشت، سعی کردم از هر روز کار یاد بگیرم و نکتههای جدیدی بیاموزم. اما به طور کلی احساس میکنم این مدت برای من زمان مفیدی نبود. واقعیتی که برای من مشخص است، این است که دریافت حقوق و وضعیت قرارداد بهطور مناسب اجرا نشد. همچنین برخورد با پروژهها و تیمها در برخی مواقع مطلوب نبود و این تجربه را از نظر حرفهای برایم کمتر سودمند کرد. نتیجهگیری من از این دوره این بود که به دنبال محیطی با نظم و احترام به تعهدات مالی و حرفهای باشم تا بتوانم با انگیزه بیشتری به کار ادامه دهم.
من از طریق یک پلتفرم کاری با تیپاکس آشنا شدم و گفتند برای مصاحبه دعوت شدم. در ابتدا فرم نسبتا قدیمی و طولانیای برای ثبت اطلاعات به من ارائه شد که حدودا چهار صفحه بود و حتی جزئیترین اطلاعات خانوادگی مثل مشخصات پدر و مادر را هم میخواست. مصاحبه طولانی بود و حدود یک تا دو ساعت طول کشید؛ سوالات سطحی مربوط به نقش سرپرستی نبود. تیم مصاحبه از سرپرست پیشین که برای جذب به همراه کارشناسان جذب آمده بودند، تشکیل شده بود. به نظرم میتونستم در ابتدای مصاحبه درباره سمتها و مسئولیتهای افراد مصاحبهکننده هم پرسشی بپرسم.
برای مصاحبه به سمت دفترشان رفتم و دیدم که مسیر مصاحبه به طور مشخص مشخص نشده بود؛ نتیجه این بود که بعد از صرف وقت برای رسیدن به جاده مخصوص، به یکی از کارکنان منابع انسانی ارجاع داده شدم و معلوم نبود چه کسی مسئول هماهنگی است. محیط دفتر پر سر و صدا و تا حدی بینظم بود و برخوردها چندان دوستانه نبود. فرم پروفایل هم گویا از اینترنت کپی شده بود و به نظر میرسید بخش منابع انسانی با یک شرکت تازهکار رو به روست. به هیچ عنوان برنامه روشنی برای جذب نیروهای تخصصی وجود نداشت و فقط به پرکردن فرمهای کهنه وابسته بودند.
در ابتدای کار، فرمهایی آنلاین را پر کردم و چند روز بعد برای مصاحبه دعوت شدم. آنجا هم یک فرم دیگر داشتند که پیش از انجام مصاحبه کاملش را پر کردم؛ عجیبترین فرم مربوط به شخصیت و رفتار بود که حدس زدن جواب صحیحش واقعا دشوار به نظر میرسید. فرم دوم اما حاوی سوالهای فنی بود.
تجربهای که از مصاحبه کارشناس فروش داشتم خیلی ناامیدکننده بود. اوایل کار منتظر موندم تا مشخص کنند کجا برم؛ پس از مدتی با فردی که خود را مدیر فروش معرفی میکرد صحبت کردم، اما فهمیدم که او برای این عنوان شغلی هیچ آگاهی نداشت و با گفتن اینکه اشتباه آمدهام، برخورد بینظمشان شروع شد. وقتی پس از بررسی سایت و درخواست فهمیدند که درخواست درست است، باز هم او بیاطلاع بود. کل مصاحبه فقط پنج دقیقه طول کشید و در همان ابتدا مشخص شد که هیچ اطلاعی از داخل سازمان ندارند و وضعیت تیم را نمیشناختند. در شرایط کرونایی این نگرش و بیبرنامهگی برای سلامتی و زمان آدمها اصلا مناسب نبود. این آقا حتی ندید داخل سازمان چه خبر است. من به خاطر احترام به شغلم و نیاز به مرخصی در آن روز مجبور شدم وقت و هزینه و انرژی و ریسک ابتلا به کرونا را صرف کنم، اما در نهایت نتیجهای نگرفتم. بعدا فهمیدم که آن فرد واقعا مدیر فروش نبود و دروغ گفتند که مدیر امور اداری است؛ همه کارهای شرکت با ایشان بود. تنها پنج دقیقه مصاحبه بود که سه دقیقهاش صرف صحبت با همکارانشان از طریق تلفن شد. بهنظر من، شرکت با سه نفر پرسنل هم در رفتار حرفهای از این شرکت بزرگتر و بهتر بود.
اولین نکته منفی جمع کردن تعداد زیادی کارجو برای فیلدهای مختلف شغلی در یک ساعت در اتاق کنفرانس کوچک شرکت آنهم در این شرایط کرونا بطوریکه جا نبود و دوستان کارجوی جدیدتر نزدیک منشی ایستاده بودند! متاسفانه اینهمه کارجو تا چهل دقیقه منتظر بودند تا اولین فرد صدا زده شود! بعد یک گپ در حد کجا بودی چه کردی و پنج دقیقه برای هر کارجو و خداحافظ تماس میگیریم! در کل عده زیادی را فراخوانده و سر کار گذاشته بودند
دوست دارم از تجربهای بگویم که در شرکت تدبیر گستران بهینه ساز گذراندم و به آن نگاه میکنم بهعنوان یک نمونه از مصاحبه ارشد منابع انسانی. در دو نشست ابتدایی با مدیر منابع انسانی و توسعه، سوالاتی مطرح شد که بیشتر جنبهی تخصصی مدیریت منابع انسانی استراتژیک داشت. حس خوبی از این مصاحبه داشتم و روند کار هم چون آشنایی با فضای کار باعث ایجاد همین حس مثبت شد. تمام سوالات در حوزه تخصصی من بود و هیچ سوال عجیب یا خارج از چارچوب پرسیده نشد. مصاحبهکننده فرد باهوشی بود که به سادگی از پاسخ دادن به سوالات عبور نمیکرد و به این نکته توجه داشت که قبل از مصاحبه افراد بدانند چه وظایفی از آنها انتظار میرود و خودشان را از نظر علمی برای آنها آماده کنند. نکتهای که برای من خیلی مهم بود، تعاملات بینفردی بود که برایشان اهمیت داشت.
مصاحبه دیجیتال مارکتینگ با فردی که مسئول پروژه دیجیتال بود بسیار گرم و محترمانه بود. او پرسشهای تخصصی مطرح کرد و ما درباره کار و دغدغههای بخش مارکتینگ و راهحلهای ممکن برای آنها گفتوگو کردیم. درباره سابقههای کاری و کاراییای که داشتم هم سؤالاتی پرسیده شد و در کل حس خوبی از مصاحبه داشتم. شرکت آنها ظاهر زیبایی داشت اما موقعیت مکانیاش خوب نبود و لازم است حتما با ماشین شخصی رفت و آمد کرد.
در یک پیام به من از طریق لینکدین پیشنهاد ترجمه و کارشناس تولید محتوا داده شد. از تیم منابع انسانی گفتند پروفایلت را بررسی کردند و تمایل به مصاحبه با تو داشتند؛ نکته جالب این بود که متن درخواست به انگلیسی نوشته شده بود. مصاحبه با مسئول محتوا و یکی از همکاران مترجم انجام شد و بهطور کامل به زبان انگلیسی بود. تجربه خوبی بود چون هم با کار آشنا بودم و هم آنها میدانستند دقیقا چه انتظاراتی دارند.
من حدود یک سال و نیم پیش برای اولین بار به شرکت دعوت شدم و با وجود اینکه پذیرش شدم، به دلیل برخی شرایط نتوانستم همکاری را آغاز کنم. امسال دوباره مدیر منابع انسانی شرکت از طریق لینکدین پیامی فرستاد و شمارهام را گرفت تا برای مصاحبه هماهنگ کنیم. در روز مصاحبه، اول فرمی را پر کردم و سپس مدیر فنی بخش موبایل را دیدم که با من صحبت کرد. درباره مفاهیم پایه گفتوگو کردیم و سپس به سوالات مربوط به iOS و تسلط بر زبانهای برنامهنویسی و سایر فناوریهای مرتبط پرداخت. سوالات نسبتا سخت نبودند و به طور کلی به صورت دوستانهای بحث کردیم؛ سؤالاتشان دقیق و بهجا بود. آنها درباره شرایط کاری شرکت توضیح دادند و تأیید کردند که من مناسب هستم. بعد از آن مدیر منابع انسانی آمد و در مورد شرکت، شرایط کاری و نحوه همکاری صحبت کردیم و بیشتر به صورت گپزدن بود. ایشان هم تأیید من را اعلام کردند. قرار شد یک هفته برای کارآموزی تست انجام دهم و سپس دو ماه آزمایشی با حقوق مشخص و در نهایت قرارداد رسمی امضا شود.
ورودی شرکت تدبیر گستران بهینه ساز را تجربهای مینامم که با برونرفت آرام شرکت و فضای سبز آن آغاز شد. زمانی که وارد بخش منابع انسانی شدم، فرم را پر کردم و منتظر ماندم تا مصاحبه تکنیکی انجام شود؛ پس از آن نیز با مدیر منابع انسانی گفتوگو کردم که هر دو تخصصی و بهدرستی انجام شد. چند روز بعد با من تماس گرفتند تا برای شروع همکاری به آنها بپیوندم، اما خوششانس نبودم و شرکت قبلیم قرارداد من را دوباره تمدید کرد. فضایی آرام و مناسب در شرکت احساس میشد و قبل از مصاحبهها بهتر است با دقت آماده بود، زیرا معمولا مصاحبهها در همان روز برگزار میشد. نکتههایی که برای آنها اهمیت داشت عبارت بود از: منظم بودن در ورود و خروج، جلوگیری از مرخصیهای بیدلیل و احترام به مدیران و همکاران.
رفته بودم تا برای یک کار Front-end در شرکت تدبیر گستران بهینه ساز مصاحبه بدهم. اوایل با CTO شرکت صحبت کردم و سوالاتش هم یا خیلی ساده بودن یا خیلی بیربط؛ من سعی میکردم نکتههای بیشتری توضیح بدهم و ظاهرش این بود که ایشان اطلاعی از مباحث front-end ندارند و حتی مطلبی درباره React و Vue.js هم نداشتند. چند موردی که گفتم را با کمال ناباوری گفت من اصلا React و Node کار نکردم و منم خیلی تعجب کردم. بعد با مدیر منابع انسانی گفتگو کردم که با تاخیر زیادی آمد و هیچ عذرخواهی نکرد؛ برخوردش برام ناخوشایند بود. او هم بیشتر درباره تنبیهها، کسری کار و مسائل پرسنلی صحبت میکرد و از مزایا و تشویقیها خبری نبود. یک سوال چالش هوش هم پرسیدن که بعد از محاسبه با ماشین حساب فهمیدم که خودش پاسخ درست را نمیدانست و ظاهرا از جایی کپی کرده بودند. فرم استخدامی پر از سوالات شخصی و نامرتبط بود و برخی را پاسخ ندادم. در نظر بگیرید که معمولا برای برخی پوزیشنها نزدیک به ۱۰ تا ۲۰ برابر سفته میگیرن بدون رسید و بدون قید قرارداد، و نسخه قرارداد هم به کسی داده نمیشود، حتی در همان هفته اول. برای مصاحبه منابع انسانی خیلی معطل شدم و در راهرو منتظر بودم؛ اتفاقا از گفتگوی همکارها فهمیدم که یکی از همکاران رفته و من استعفا دادم و ماه بعد قصد دارم به کار دیگری بروم. فهمیدم شرکت نیروهای زیادی را از دست داده و عجله و استرس جذب بخاطر پایان پروژههای شرکت، برای رسیدن به نتیجه است. محیط و دکوراسیون شرکت بسیار خشک و تکرنگ بود و اگر برای کسب تجربه به مصاحبه رفتید، نتیجهاش همان چیزی بود که گفتم. به خاطر کمبود فضا میزهای داخل راهرو چیده شده بود تا پرسنل بنشینند و چنین صحنهای را کار نکرده بودم دید. آگهی هم پرداخت حقوق به دلار را مطرح کرده بود که یا تأیید یا تکذیب نمیشد و برایش فرمول آوردن که در نهایت فهمیدم حقوق دلاری در کار نیست. در کل امیدوارم برای همه موفق باشید. ویژگیهایی که برای این شرکت مهم بود، صبر و تحمل استرسهای کاری بود و حتی پرسیدن اینکه مدیر کل شرکت مثلا به شما تذکر بدهد یا حتی فریاد بکشد، واکنش شما چیست؟
با اولین برخورد، مسئول گرافیک با تأخیری طولانی وارد شدند و اتاق جلسه هم بهطور کامل آماده نبود؛ ما مدتها در محیط منتظر ماندیم تا اتاق خالی شود و جلسه آغاز گردد. سوالاتی که مطرح شد سطحی بود و از من پرسیدند آیا میتوانم از فردا کار را آغاز کنم یا نه، که این نکته عجیبی بود چون بدون صحبت با مدیر منابع انسانی و مدیریت شرکت، هنوز میدیدند که احتمال جذب من وجود دارد. در ابتدا گفتم بله، اما وقتی با مدیر منابع انسانی درباره شرایط قرارداد صحبت کردم، پشیمان شدم. بحثها حول سفتهها، عدم ارائه نسخه قرارداد و احتمال کسری حقوق حتی به اندازه یک دقیقه تاخیر بود. به هیچ وجه فرایند جذب را بهطور واضح توضیح ندادند و اینکه مسئول واحد گرافیک چنین عجلهای برای استخدام داشت برایم جای سؤال باقی گذاشت؛ به نظر میرسید قصد داشتند نخستین فردی که شرایط قراردادی را میپذیرد، استخدام کنند تا خلاء نیرویی خود را پر کنند. ایدهای که آنها درباره نمونهکارها و رزومه داشتند کاملا واضح بود و تأکید زیادی روی آن میکردند. همچنین به نظر میرسید که برای استخدام سفتهای نیز دریافت میشود و با وجود تأکید مدیر منابع انسانی بر خیالتان راحت است، رسیدی رسمی یا قید کتبی در قرارداد وجود ندارد که برای من دلهرهآور بود. آنچه بیش از همه برایم مشخص شد این بود که اولویت آنها رعایت دقیق زمانبندی حضور نیست و احتمالا کارهای شخصی را در ساعات کاری انجام میدادند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، شامل عدم تاخیر در آغاز کار صبح و پرهیز از انجام کارهای شخصی در ساعات حضور بود.
شرکت تدبیر گستران بهینه ساز را تجربه کردم و اولین چیزی که از بحث منابع انسانی شنیدم درباره شرکت، کارهایی که انجام میدهند و برنامههای آتی بود؛ توضیحاتی که درباره امکانات شرکت و نحوه قرارداد مطرح شد، به نظر من اغراقآمیز بود و با آن چه تا به حال شنیده بودم تفاوت داشت. سپس مصاحبه فنیای داشتم که دو نفر درگیر بودند؛ یکی سکوت کرده بود و دیگری سوالات را میپرسید. آنها درباره مشخصات فنی پروژهها، ابزارها و فریمورکهای استفادهشده توضیح دادند. سوالات نسبتا ساده بود و نکته خاصی به چشم نمیخورد. مشکل اصلی پس از مصاحبه این بود که گفتند باید یک هفته بیایم و واقعا برای من ممکن نبود. بعدها وقتی شنیدم درآمد اصلی شرکت از سیستمهای ارزش افزوده یا همان VAS است، دیگر پیگیر ادامه مصاحبه نشدم، هرچند آنها دو بار تماس گرفتند تا برای دوره آزمایشی و حضور یک هفتهای به آنجا بیایم. از لحاظ فنی مصاحبه چندان جدی نبود و بهطور کلی معمولا از بیشتر مصاحبهها چیزی میآموزم، اما این تجربه چیز خاصی برای من نداشت.
به نظر میرسید مصاحبه بهطور کامل روی جنبههای فنی متمرکز نباشد و فضای جلسه خشک و سنگین بود. اولین مصاحبه با مدیر فنی بود و او سوالهای کلانی مطرح میکرد؛ هر چه توضیح بیشتری میدادم، میگفتند نیاز نیست و رفتار برخوردی سرد داشت. مدیر منابع انسانی هم با تأخیر حاضر شد و بهطور کلی به ترساندن و تأکید بر کسر کار و دریافت سفته میپرداخت و این نکتهها را مطرح کرد. من فقط منتظر پایان جلسه بودم تا از شرکت بیرون بیایم. به نظر میرسید تسلط چندانی به مسائل فنی ندارند و بیشتر دنبال جذب نیرو بودند. محلی که شرکت در آن قرار دارد نسبتا دور است و داشتن ماشین شخصی لازم بهنظر میرسید.
مصاحبه کننده به مباحث خیلی تسلط داشت. ازم خیلی سوال پرسید و صحبتمون بیشتر حالت گپ داشت تا مثلا سوال جواب. ازم درباره اصول SOLID پرسید و گفت برامون مهمه همه از این استفاده کنن. یسری سوالای جالبی هم پرسید مثلا اینکه هر فانکشنی که مینویسی چند خط داره و اینا؟ تقریبا هرچی پرسید رو بلد بودم یا کار کرده بودم. در کل راضی به نظر میرسید و گفت اگرقبول شی دو روز آزمایشی اینجا کار میکنی و برات یه پروژه تعریف میشه تا به صورت عملی بسنجیمت. منتهی باهام تماس نگرفتن و قبول نشدم. حتما اصول SOLID رو مسلط باشید و استرس نداشته باشید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به نظر نمیومد به عقاید آدم کاری داشته باشن و مصاحبه کننده تاکید داشت که فضا دوستانست
سوالات معمولی پرسیدند و خیلی سخت نبود ولی کلا HR خیلی حرفه ای مصاحبه نمی کرد و سوالات بی مورد میپرسید، خیلی منو منتظر گذاشتن به قدری که می خواستم شرکت را ترک کنم و بلافاصله متوجه شدند می خوام برم یکی اومد که با من مصاحبه بکنه من حقوق درخواستی را ۶.۵ ملیون خالص دریافتی ذکر کردم و در فرم هم نوشتم بعد از یه مدت تماس گرفتن و دعوت به همکاری کردند و یک هفته آزمایشی با حقوق مشغول شدم و دوره آزمایشی را با موفقیت هم تموم کردم ولی در عین ناباوری به من گفتم که حقوق خالص نمی تونن بدن و ناخالص منظورشون هست از تعجب و عصبانیت نمی دونستم چکار کنم خوشبختانه هنوز با شرکتی که کار میکردم قطع همکاری نکرده بودم مدیر منابع انسانیشون انسان با شخصیتی بود و کلی با من صحبت کرد ولی دیگه نمیتونستم به این سیستم اعتماد کنم و شرکت را ترک کردم حقوق آن یک هفته را با اینکه تسک شرکت را انجام داده بودم پرداخت نکردن همه چیز را کاملا کلیر کنید با HR و قبل از عقد قرار داد کارتون را با شرکت شروع نکنید
مصاحبه دو مرحله داشت اول یه فرم پیش مصاحبه پر کردم و حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا مسئول مصاحبه بیاد نفر اول مدیر فنی شرکت بود و نفر دوم مدیر منابع انسانی هر دو نفر به شدت محترم بودن فقط گویا این ذهنیت رو داشتن که باید شما رو از کار کردن بترسونن و انقدر کارشون رو عجیب جلوه بدن که اصلا بترسی بری اونجا کل روند مصاحبه حدود ۱.۵ ساعت طول کشید و بعدش هم که رد کردن و طبق رسم شرکت های ایرانی نتیجه رد شدن رو اعلام نکردن خیلی خوب میشد که شرکت ها با فرد مصاحبه شده ارتباط برقرار میکردن و نقاط ضعف و قوتش رو برای خود شخص بیان میکردن تا بتونه خودش رو تقویت کنه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.