اول بگم لوکیشن شرکت دقیق روبرو مصلی و جالب اینکه هیچ تابلویی نداره و انگار فرار مالیاتی یا متعلق به سازمان امنیتیه که نمیخوان دیده بشن ۹۵ درصد کارکنان ظاهر و تفکر کاملا مذهبی دارن انگار رفتی صف اول نماز جمعه نشستی که مطمعنم اگه تو این خط فکری نیستین اذیت میشین پس نرین بهتره . نمیدونم وابسته به چه نهادیه ولی فضای خشک بی روح و بسته ای داشت و مشخص بود کسایی که اعتقادات مذهبی ندارن سخت در عذابن اونجا ولی دم نمیزنن البته سعی میکنن افراد مث خودشون رو جذب کنن که تنش ایجاد نشه . مصاحبه کننده های منابع انسانی اصلا دانش به روز نداشتن و عین مداح های هییت بود ظاهرشون .کلا انگار قرارداد با شریف دارن که همه کارکنانشون رو از اونجا بگیرن البته دانشجویانی که سطح معمولی دارن و شاید جای دیگه کار نمیتونن پیدا کنن که اونم عجیبه بخاطر بسته بودن فضا اصلا آپدیت نیستن تو فرایندها من نپسندیدم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در ابتدا که ورودم با نگهبانی هماهنگ نشده بود در جریان نبودن تا راهنمایی کنند از غذاهایی که اسنپ میاورد مشخص بود وعده ناهار خود شرکت نمیده و یه ترافیک رفت اومد ادما تایم ناهار شکل گرفته بود بعد از کمی انتظار بین دو طبقه جابه جا شدم اتاق مصاحبه وایب خوبی نمیداد موقع انتظار یه آدمایی دم ورودی اتاق مصاحبه وایساده بودن بلند بلند با موبایل حرف میزدن حتی میخواستن بیان تو اتاق مصاحبه حرف بزنن میدیدن من نشستم برمیگشتن( فون باکس رو هنوز کشف نکردن) محیط شرکت فلت الکی شلوغ پلوغ تنگ تاریک ادما تو هم دیگه هی میرن میان حس شلختگی وبی نظمی میداد خیلی عجیب ترین چیزی که دیدم یه مراجعه کننده تو اون گرما اومد از ابسرد کن آب بخوره گفتن لیوان نداریم و جالب تر اینکه تو هیچ طبقه هم کنار ابسرد کن لیوان نبود بعد حرف از محیط حرفه ای میزنن سوالایی که سرپرست جذب مطرح کردن لول بالایی نداشت و فکر میکنم تجربه عمیقی نداشتن در کل جذابیت بالایی از لحاظ محیط کاری ، مزایا و سطح تخصص تو این فضای رقابتی برای من نداشت و تا جایی که متوجه شدم خروج بالایی در بین همکاران دارن شاید برای کسایی که تازه میخوان وارد محیط کار بشن مناسب باشه
در طول همکاری با این شرکت، با مشکلات مدیریتی متعددی روبهرو شدم که به مرور باعث شد انگیزه و علاقهام به ادامه همکاری از بین برود. مدیرعامل نسبت به بسیاری از مسائل مدیریتی بیتفاوت بود و پرداخت حقوق کارکنان نیز معمولاً با تأخیر انجام میشد. از طرف دیگر، از نیروی مارکتینگ انتظار میرفت علاوه بر انجام وظایف تخصصی خود، مشکلات فنی سایت و حتی خطاهای مربوط به سرور را نیز برطرف کند؛ در حالی که این موارد خارج از شرح وظایف واحد مارکتینگ بود و نیاز به تخصص فنی در حوزه سرور داشت. با این حال، هر زمان مشکلی در سایت یا سرور پیش میآمد، مدیریت با لحنی طلبکارانه علت آن را از تیم مارکتینگ جویا میشد و مسئولیت آن را متوجه این واحد میدانست. این برخوردها به مرور باعث شد انگیزهام برای فعالیت در شرکت کاملاً از بین برود. در بخش فروش، یکی از کارکنان که نسبت خانوادگی با همسر مدیرعامل داشت، عملکرد موفقی در حوزه فروش نداشت و معمولاً مسائل را پیچیدهتر از واقعیت نشان میداد. با وجود ضعف در فروش، مسئولیت نتایج نامطلوب را متوجه تیم مارکتینگ میکرد و متأسفانه مدیریت نیز در بسیاری از موارد از این دیدگاه حمایت میکرد. در بخش Customer Care نیز شخصی به نام ریحانه طاهریان مشغول به کار بود که رفتار حرفهای مناسبی نداشت. در طول همکاری، برخوردهای او را بیادبانه و گستاخانه میدیدم و احساس میکردم نسبت به انجام مسئولیتهایش تعهد و مسئولیتپذیری کافی ندارد. همچنین در موارد مختلف، اظهاراتی از او شنیدم که با واقعیت مطابقت نداشت. به جای تمرکز بر انجام وظایف خود، بارها در امور سایر همکاران دخالت میکرد و درباره دیگران صحبت میکرد که این رفتارها فضای کاری را متشنج میکرد. اعتماد به نفس بالایی داشت، اما این اعتماد به نفس با عملکرد حرفهای متناسب نبود و در مجموع همکاری با او برای من تجربهای ناخوشایند بود. در مجموع، احساس میکردم مدیریت شرکت از این افراد حمایت میکند و نسبت به مشکلات ایجادشده برای سایر کارکنان بیتفاوت است. در نهایت نیز پس از پایان همکاری، مطالبات قانونی من از جمله سنوات و مانده مرخصیهای استفادهنشده پرداخت و تسویه نشد که این موضوع تجربه نامطلوبی از همکاری با این شرکت برای من به جا گذاشت.
در مصاحبه با عنوانِ برنامهنویس .NET سطح میانی بود که تجربهای نسبتاً ناخوشایند رقم خورد. حدود یک ساعت معطل شدم چون مصاحبهکننده به دلیل رفتن به ناهار دیگر باز نگشته بود. وقتی کار را آغاز کرد، رفتارش نسبت به من خیلی بیحوصله و بحثبرانگیز بود و بخشهای زیادی از تجربههایم را نادیده گرفت. در نهایت، پیشنهادی با حقوقی پایینتر از سطح جونیور ارائه دادند و وقتی گفتم قبول نیست، گفتند حقوقی که مدنظر دارم را برای سِنیورها کنار میگذارند. فضای دفتر خیلی خشک و رسمی بود و طراحی محیط نیز قدیمی و نادرست بود.
شروع مصاحبه با ۱۵ دقیقه معطلی همراه بود با وجود گرما خیلی زیاد آب هم در اتاق مصاحبه نبود پس از تاخیر خانم و آقایی وارد اتاق شدن بدون اینکه خودشونو معرفی کنن خانم شروع کرد به پرسش فضای خیلی رسمی تکیه به زیرمجموعه بودن ایران خودرو ولی فقط یدک کشیدن اسم برند ، هیچ رفتار حرفه ای در همون ابتدا نخواهید دید و فایل ورد رو بجای پرسلاین ارسال کردن که قبل مصاحبه اطلاعات رو وارد کنم پرینت بگیرم و بفرستم عملا وقت کارجو رو هدر میدن
برای من همکاران خیلی پرانرژی و فعال هستند و به شدت در زمینه فروش هاستینگ تجربه دارن. فضای کار امن و باصفاست، طوری که به راحتی میتونم کارم رو انجام بدم. همیشه فرصت وجود داره تا تو مهارتهای فروش و جنبههای فنی پیشرفت کنم. مدیرها به دغدغههام گوش میدن و عموماً دنبال راهحلهای عملی هستن تا مشکلات رو سریعتر برطرف کنن.
دوست داشتم تجربهام از کار در تعالی پروژه دهگام را با صداقت بیان کنم، اما به طور کلی محیط آنجا رضایتبخش نبود و خیلی از جنبهها ضعف داشتند. اصولاً تعطیلات رسمی هم به کار مشغولم میکردند و فضا پر از حاشیههای بیربط به وظیفههای کاری بود. مدیران و مدیران میانی از نظر حرفهای بودن جای بحث داشتند و اکثر کارکنان از قبل تجربهای متفاوت داشتند که به کار ربطی نداشت. حقوق پایین بود اما توقعات بالا بود، و به طور خلاصه اگر امکان داشت با خیال راحتتر میشد در خانه ماند.
در شرکت پلین نگار، تجربهای که داشتم را به شکلی تازه و با صدای خودم بازگو میکنم. به نظر من، بخش پشتیبانی اداری فقط ظاهر سازگار داشت، اما تا زمانی که کارم با وظایفشان تداخل میکرد، رفتار همکاران عملاً سرد بود. کار من بیشتر معطوف به ارتباط با مدیران بود؛ مدیرانی که به ظاهر دوستداشتنی و بدون دردسر به نظر میرسیدند اما در پسِ ماجرا بسیار زیرک و گمراهکننده بودند. نظم و پاکیزگی در محیط کمرنگ بود و معاونان به دلیل کمبود دانش، تنها به پیروی از مدیران بسنده میکردند.
شرکت توسط افرادی سنتی و کم سواد اداره میشه ، شاید قدیم سوادی داشتن اما رشد نکردن بعد اون درز اطلاعات کارت مردم سعی کرده کمر راست کنه اما در مدیریت کلان تمایلی ندارن فردی در بدنه شرکت هست که از قدیمهای اون شرکته و شما نباید ازش باسواد تر خودتو نشون بدی چون دیگه کار تو تمومه به خانم ها اصلا پیشنهاد نمیکنم چون خیلی ساده میتونن بررسی کنن سوابق مدیرعامل رو و برای آقایان تازه از سربازی اومده پیشنهاد میکنم ضمنا هر چیزی تحت عنوان فوق العاده حقوقی میگن حتماکتبی بنویسن چون قطع کردن مزایا و پاداش و اضافه کار یک امر کاملا عادی هست
سالها تجربهای از حضور در این مجموعه دارم و دوباره برای فرصت تازهای به مصاحبه آمدم؛ آنها با وجود آشنایی قبلی، سوالات را تکرار کردند تا مطمئن شوند واقعاً دنبال پیشرفت هستم و اگر لازم باشد مرا راهنمایی میکنند تا به اهدافم برسم. انتظار دارم امتیازات بر مبنای بازههای سهماهه افزایش یابد. تیم در حوزههای معماری، مطالعات، آموزش و آیتی واقعاً حرفهای است و احساس میکنی تنها نیستی؛ آنها از رشد من حمایت میکنند و اگر دنبال توسعه باشی، جای مناسبی است. برایشان نظم و کار گروهی اهمیتی بالا دارد و روش جالبی برای حفظ نظم دارند که حتماً در جلسه مصاحبه توضیح میدهند.
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
با سلام این تجربه رو امروز با نهایت عصبانیت ثبت میکنم بعد از ندادن حقوقم ار 18 دی تا اول اسفند به دلیل فسخ یک طرفه شرکت شکایت کردم و امروز بعد ار حدود 4 ماه رای اومد .بماند که به دلیل رانتی که دارن میتونن هر کاری بکنن فقط سنوات و عیدی منو رای دادن که بدن که شده یود مبلغ 74 تومن با رای وزارت کار. نیروی حقوقی زنگ زده به من میگه که ما حساب کردیم شده 50 میلیون می خوای بیا بگیر و گرنه اعتراض میزنیم میره تا 6 ماه دیگه 74 میلیونت دیگه هیچ ارزشی نداره. هرکی می خواد اعصاب و روانش متلاشی شه بره این شرکت
مصاحبه با آقایی که سرپرست جذب استخدام بود شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشید ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های مناسب بدم چون کار خودم تخصصی این فیلد هست راحت تفاوت کسی که خبره هست با یک تازه کار رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مستعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر کردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
برای مصاحبه رفتم و با اینکه کلا ۱ ساعت تو محیط بودم ولی با خوندن کامنت بقیه میتونم تایید کنم سعی کردن جو حاکم رو مشابه دولتیا کنن یعنی کار رو بزرگ جلوه بدن خودشونو برتر نشون بدن ولی در اصل ملوم نیست کی داره چکار میکنه یا اصلا کسی کار میکنه یا نه بیشتر تو نقش دولتی ها فرو رفتن فکر میکنن آسمون باز شده این ها افتادن بقیه بیسوادو ناچیزن ولی برعکسه معمولا این جو ها کاملا سمی هستن حداقل ۳-۴ ماه طول میکشه تا وضعیت مصاحبه یک نفر مشخص بشه نمیگن یه نفر ممکنه فرصت های بعدیو از دست بده اخرم شاید تایید بشه شاید نشه این اداها و مدل کار کردن اصلا تو شرکت خصوصی قابل قبول نیست و پدر منابع انسانیو در میارن ولی اچ ار اینجا هتله انگار کار نمیکنن اصلا نمیدونم چه مدلی کار میکنن عجیبه
همونطوری که هر شرکتی نکات مثبت و همینطور منفی داره، این شرکت هم از این قائده مستثنا نیست نکات مثبت شرکت • شرکت دانش بنیانه و سابقه فعالیت قابل قبولی داره • محیط شرکت بیشتر شبیه استارتاپه • همکاران در کل ادم های خوبی هستن • فشار کاری و استرس مستقیم زیادی وارد نمیشه • در زمینه ی مرخصی و زمان بندی انعطاف پذیرن • سخت گیری افراطی در انجام کار وجود نداره • با وجود توقعات بالا معمولا ادم های اسون گیرین و فضای خیلی سخت و نظامی ندارن نکات منفی شرکت • کارها بیشتر انفرادیه تا تیمی • برنامه ریزی مشخص و اصولی وجود نداره • کمیت مهم تر از کیفیته، فقط انجام شدن کار اهمیت داره • سطح فنی شرکت پایینه • کار باکیفیت و تلاش بیشتر دیده نمیشه • تلاش برای ارائه خروجی حرفه ای ارزش گذاری نمیشه • این فضا باعث بی انگیزگی و عدم رشد فنی افراد میشه • مهارت های ارتباطی (نه لزوما حرفه ای) اولویت بالاتری نسبت به توان فنی دارن • قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه • با اینکه شرکت کوچیکه، حاشیه و چنددستگی وجود داره • حقوق ها پایینه • در طول یکسال ۷ نفر استعفا دادن که خب برای شرکتی که کلا ۲۰ نفر نیرو داره زیاد جالب نیست جمعبندی نهایی • اگر سیستم مدیریتی اصلاح شه، • اگر جلوی جو سمی، تبعیض و چندگانگی گرفته شه، • و اگر رشد فنی و کیفیت کار (نه فقط انجام شدن تسک) اهمیت پیدا کنه، این شرکت میتونه جای بسیار بهتری برای کار باشه در حال حاضر اما، برای افرادی که به رشد حرفهای، کیفیت و عدالت سازمانی اهمیت میدن، گزینهی مناسبی نیست. امیدوارم که در آینده موفقتر عمل کنن
این شرکت یه مجموعه خانوادگی با مدیریت ضعیفه. رفتار مدیریت حرفهای نیست و بهجای تمرکز روی رشد شرکت، بیشتر درگیر کنترل، حاشیه و ایجاد تنشه. حتی دوربین های شرکت هم مدام چک میشن و کارمندها حس میکنن همیشه زیر نظرن. جو شرکت کاملاً سمیه.تقریباً هر ماه یه حاشیه یا دعوای جدید پیش میاد. فضای زیر آب زنی و بی اعتمادی کاملاً حس میشه و در بعضی برخوردهای مدیریت با همکاران خانم هم مرزبندی حرفهای رعایت نمیشه. تو کمتر از دو سال، ۱۴ نفر از شرکت رفتن. اون هم تو شرکتی که معمولاً به زور ۱۰ نفر کارمند داره. این آمار خودش گویای شرایط مجموعه هست. از نظر فنی هم شرکت به شدت ضعیفه و بعد از مدتی حس میکنی داری پسرفت میکنی. با این حال خودشون رو با شرکتهایی مثل گوگل مقایسه میکنن :) حقوق هم نسبت به شرایط کاری بسیار پایینه. در کل، کار کردن اینجا از نظر روحی و ذهنی واقعاً فرسایشی و انرژی بره.
واقعا فکر میکردم شرکت های وابسته به کوبل دارو بهترین شکل ممکن فرایند رو پیش میبرن الان 1 ماهه رزومه فرستادم برای سنیور رکرویتمنت شرکت فارما آپریشنز اما اصلا رزومه من باز نشده و پیش نبردن مگه تایم تو فیل ندارین؟ خدا شاهده اگه ما اینجوری کار میکردیم حتما تو ارزیابی عملکرد جریمه میشدیم چجوریه مدل اینجا انگار این شرکتا از دور فقط خوبن اسم در کردن دوستان جذب استخدام استراحت مطلق هستن گویا
با وجود بزرگ بودن شرکت و داشتن ساختمان و تیم پر از نیرو، چیزهایی هست که واقعاً اذیتم میکند. دسترسی مستقیم به اینترنت نداریم و مجبوریم از طریق میز اینترنت ارتباط بگیریم. کار دائم فشرده است و حجم کار بالاست. فناوریهای استفادهشده قدیمیاند و بهروز نیستند؛ مدیریت هم به برنامهنویسها و ابزارهای جدید اعتماد چندانی ندارد. وعدهها معمولاً روی زمین میافتد و تیم منابع انسانی هم به اندازه کافی دلسوز یا متعهد نیست. از همه بدتر این است که حقوق نسبتاً پایین است.
توی سایتهای کاریابی براشون رزومه فرستادم. اول رزومه رو تایید اولیه کردن ولی بعد بدون هیچ تماس یا مصاحبهای رد کردن و اما دلیلشون: عدم تناسب با محیط و فرهنگ سازمان من هنوز نمیدونم از کجا متوجه شدن من با فرهنگ سازمانیشون تناسب ندارم!
سالها توی این شرکت کار کردم تیم های مختلفی داره که همه توی حوزه بانکی هستند ولی شرکت شناخته شده ای نیست تیم سخت افزار داره که سخت افزارهای شبیه خودپرداز میسازند تیم سوئیچ داره که سوئیچ های چند تا بانکو داره توسعه و پشتیبانی میده تیم ارزی داره که واسط ارزی چندین بانک رو داره انجام میده تیم حساب های متمرکز داره که هسته مرکزی یکی از بانک های کشوره فضا کمی قدیمیه و مقاومت هایی برای استفاده از تکنولوژی های روز دنیا وجود داره اکثرا افراد قدیمی قدرت رو دست گرفتن و معمولا کسی رو راه نمیدن جدیدا وارد بورس شده و مجبور شده صورت های مالی رو شفاف کنه حقوق و مزایای متوسط رو پایین نسبت به بقیه شرکت های مشابه می پردازه سالن غذاخوری روی پشت بومش داره که خیلی جذابه و صبحونه و سالاد میده به کارمندا مسابقات سالانه برگزار می کنه مثل شطرنج و دارت و تخته فضا دوستانه است وام هم یه صندوق قرض الحسنه داره و به بانک ها هم معرفی میکنه ولی خیلی بدرد بخور نیستن اگه بتونید لینکی اونجا پیدا کنید و از طریق اون وارد بشین معمولا امکان پیشرفت دارید ولی صلاحیت فنی خیلی اونجا ملاک نیست و افراد بدرد بخوری مسئولیت ها رو بعهده نگرفتن، به جز تیم ارزی وکه تیم مدیریتش با بقیه تیم ها فرق داره و آدم های بدردبخوری اونجان بیمه تکمیلیش هم خیلی اذیت میکنن و خودشون فاکتور رو ازت میگیرن و پرداخت میکنن و عملا بدرد نمی خوره حقوق هارو کمی دیر(مثلا پنجم ماه) پرداخت می کنن تا توی بانک بخوابونن و خودشون وام بگیرن
اول بگم لوکیشن شرکت دقیق روبرو مصلی و جالب اینکه هیچ تابلویی نداره و انگار فرار مالیاتی یا متعلق به سازمان امنیتیه که نمیخوان دیده بشن ۹۵ درصد کارکنان ظاهر و تفکر کاملا مذهبی دارن انگار رفتی صف اول نماز جمعه نشستی که مطمعنم اگه تو این خط فکری نیستین اذیت میشین پس نرین بهتره . نمیدونم وابسته به چه نهادیه ولی فضای خشک بی روح و بسته ای داشت و مشخص بود کسایی که اعتقادات مذهبی ندارن سخت در عذابن اونجا ولی دم نمیزنن البته سعی میکنن افراد مث خودشون رو جذب کنن که تنش ایجاد نشه . مصاحبه کننده های منابع انسانی اصلا دانش به روز نداشتن و عین مداح های هییت بود ظاهرشون .کلا انگار قرارداد با شریف دارن که همه کارکنانشون رو از اونجا بگیرن البته دانشجویانی که سطح معمولی دارن و شاید جای دیگه کار نمیتونن پیدا کنن که اونم عجیبه بخاطر بسته بودن فضا اصلا آپدیت نیستن تو فرایندها من نپسندیدم
در ابتدا که ورودم با نگهبانی هماهنگ نشده بود در جریان نبودن تا راهنمایی کنند از غذاهایی که اسنپ میاورد مشخص بود وعده ناهار خود شرکت نمیده و یه ترافیک رفت اومد ادما تایم ناهار شکل گرفته بود بعد از کمی انتظار بین دو طبقه جابه جا شدم اتاق مصاحبه وایب خوبی نمیداد موقع انتظار یه آدمایی دم ورودی اتاق مصاحبه وایساده بودن بلند بلند با موبایل حرف میزدن حتی میخواستن بیان تو اتاق مصاحبه حرف بزنن میدیدن من نشستم برمیگشتن( فون باکس رو هنوز کشف نکردن) محیط شرکت فلت الکی شلوغ پلوغ تنگ تاریک ادما تو هم دیگه هی میرن میان حس شلختگی وبی نظمی میداد خیلی عجیب ترین چیزی که دیدم یه مراجعه کننده تو اون گرما اومد از ابسرد کن آب بخوره گفتن لیوان نداریم و جالب تر اینکه تو هیچ طبقه هم کنار ابسرد کن لیوان نبود بعد حرف از محیط حرفه ای میزنن سوالایی که سرپرست جذب مطرح کردن لول بالایی نداشت و فکر میکنم تجربه عمیقی نداشتن در کل جذابیت بالایی از لحاظ محیط کاری ، مزایا و سطح تخصص تو این فضای رقابتی برای من نداشت و تا جایی که متوجه شدم خروج بالایی در بین همکاران دارن شاید برای کسایی که تازه میخوان وارد محیط کار بشن مناسب باشه
در طول همکاری با این شرکت، با مشکلات مدیریتی متعددی روبهرو شدم که به مرور باعث شد انگیزه و علاقهام به ادامه همکاری از بین برود. مدیرعامل نسبت به بسیاری از مسائل مدیریتی بیتفاوت بود و پرداخت حقوق کارکنان نیز معمولاً با تأخیر انجام میشد. از طرف دیگر، از نیروی مارکتینگ انتظار میرفت علاوه بر انجام وظایف تخصصی خود، مشکلات فنی سایت و حتی خطاهای مربوط به سرور را نیز برطرف کند؛ در حالی که این موارد خارج از شرح وظایف واحد مارکتینگ بود و نیاز به تخصص فنی در حوزه سرور داشت. با این حال، هر زمان مشکلی در سایت یا سرور پیش میآمد، مدیریت با لحنی طلبکارانه علت آن را از تیم مارکتینگ جویا میشد و مسئولیت آن را متوجه این واحد میدانست. این برخوردها به مرور باعث شد انگیزهام برای فعالیت در شرکت کاملاً از بین برود. در بخش فروش، یکی از کارکنان که نسبت خانوادگی با همسر مدیرعامل داشت، عملکرد موفقی در حوزه فروش نداشت و معمولاً مسائل را پیچیدهتر از واقعیت نشان میداد. با وجود ضعف در فروش، مسئولیت نتایج نامطلوب را متوجه تیم مارکتینگ میکرد و متأسفانه مدیریت نیز در بسیاری از موارد از این دیدگاه حمایت میکرد. در بخش Customer Care نیز شخصی به نام ریحانه طاهریان مشغول به کار بود که رفتار حرفهای مناسبی نداشت. در طول همکاری، برخوردهای او را بیادبانه و گستاخانه میدیدم و احساس میکردم نسبت به انجام مسئولیتهایش تعهد و مسئولیتپذیری کافی ندارد. همچنین در موارد مختلف، اظهاراتی از او شنیدم که با واقعیت مطابقت نداشت. به جای تمرکز بر انجام وظایف خود، بارها در امور سایر همکاران دخالت میکرد و درباره دیگران صحبت میکرد که این رفتارها فضای کاری را متشنج میکرد. اعتماد به نفس بالایی داشت، اما این اعتماد به نفس با عملکرد حرفهای متناسب نبود و در مجموع همکاری با او برای من تجربهای ناخوشایند بود. در مجموع، احساس میکردم مدیریت شرکت از این افراد حمایت میکند و نسبت به مشکلات ایجادشده برای سایر کارکنان بیتفاوت است. در نهایت نیز پس از پایان همکاری، مطالبات قانونی من از جمله سنوات و مانده مرخصیهای استفادهنشده پرداخت و تسویه نشد که این موضوع تجربه نامطلوبی از همکاری با این شرکت برای من به جا گذاشت.
در مصاحبه با عنوانِ برنامهنویس .NET سطح میانی بود که تجربهای نسبتاً ناخوشایند رقم خورد. حدود یک ساعت معطل شدم چون مصاحبهکننده به دلیل رفتن به ناهار دیگر باز نگشته بود. وقتی کار را آغاز کرد، رفتارش نسبت به من خیلی بیحوصله و بحثبرانگیز بود و بخشهای زیادی از تجربههایم را نادیده گرفت. در نهایت، پیشنهادی با حقوقی پایینتر از سطح جونیور ارائه دادند و وقتی گفتم قبول نیست، گفتند حقوقی که مدنظر دارم را برای سِنیورها کنار میگذارند. فضای دفتر خیلی خشک و رسمی بود و طراحی محیط نیز قدیمی و نادرست بود.
شروع مصاحبه با ۱۵ دقیقه معطلی همراه بود با وجود گرما خیلی زیاد آب هم در اتاق مصاحبه نبود پس از تاخیر خانم و آقایی وارد اتاق شدن بدون اینکه خودشونو معرفی کنن خانم شروع کرد به پرسش فضای خیلی رسمی تکیه به زیرمجموعه بودن ایران خودرو ولی فقط یدک کشیدن اسم برند ، هیچ رفتار حرفه ای در همون ابتدا نخواهید دید و فایل ورد رو بجای پرسلاین ارسال کردن که قبل مصاحبه اطلاعات رو وارد کنم پرینت بگیرم و بفرستم عملا وقت کارجو رو هدر میدن
برای من همکاران خیلی پرانرژی و فعال هستند و به شدت در زمینه فروش هاستینگ تجربه دارن. فضای کار امن و باصفاست، طوری که به راحتی میتونم کارم رو انجام بدم. همیشه فرصت وجود داره تا تو مهارتهای فروش و جنبههای فنی پیشرفت کنم. مدیرها به دغدغههام گوش میدن و عموماً دنبال راهحلهای عملی هستن تا مشکلات رو سریعتر برطرف کنن.
دوست داشتم تجربهام از کار در تعالی پروژه دهگام را با صداقت بیان کنم، اما به طور کلی محیط آنجا رضایتبخش نبود و خیلی از جنبهها ضعف داشتند. اصولاً تعطیلات رسمی هم به کار مشغولم میکردند و فضا پر از حاشیههای بیربط به وظیفههای کاری بود. مدیران و مدیران میانی از نظر حرفهای بودن جای بحث داشتند و اکثر کارکنان از قبل تجربهای متفاوت داشتند که به کار ربطی نداشت. حقوق پایین بود اما توقعات بالا بود، و به طور خلاصه اگر امکان داشت با خیال راحتتر میشد در خانه ماند.
در شرکت پلین نگار، تجربهای که داشتم را به شکلی تازه و با صدای خودم بازگو میکنم. به نظر من، بخش پشتیبانی اداری فقط ظاهر سازگار داشت، اما تا زمانی که کارم با وظایفشان تداخل میکرد، رفتار همکاران عملاً سرد بود. کار من بیشتر معطوف به ارتباط با مدیران بود؛ مدیرانی که به ظاهر دوستداشتنی و بدون دردسر به نظر میرسیدند اما در پسِ ماجرا بسیار زیرک و گمراهکننده بودند. نظم و پاکیزگی در محیط کمرنگ بود و معاونان به دلیل کمبود دانش، تنها به پیروی از مدیران بسنده میکردند.
شرکت توسط افرادی سنتی و کم سواد اداره میشه ، شاید قدیم سوادی داشتن اما رشد نکردن بعد اون درز اطلاعات کارت مردم سعی کرده کمر راست کنه اما در مدیریت کلان تمایلی ندارن فردی در بدنه شرکت هست که از قدیمهای اون شرکته و شما نباید ازش باسواد تر خودتو نشون بدی چون دیگه کار تو تمومه به خانم ها اصلا پیشنهاد نمیکنم چون خیلی ساده میتونن بررسی کنن سوابق مدیرعامل رو و برای آقایان تازه از سربازی اومده پیشنهاد میکنم ضمنا هر چیزی تحت عنوان فوق العاده حقوقی میگن حتماکتبی بنویسن چون قطع کردن مزایا و پاداش و اضافه کار یک امر کاملا عادی هست
سالها تجربهای از حضور در این مجموعه دارم و دوباره برای فرصت تازهای به مصاحبه آمدم؛ آنها با وجود آشنایی قبلی، سوالات را تکرار کردند تا مطمئن شوند واقعاً دنبال پیشرفت هستم و اگر لازم باشد مرا راهنمایی میکنند تا به اهدافم برسم. انتظار دارم امتیازات بر مبنای بازههای سهماهه افزایش یابد. تیم در حوزههای معماری، مطالعات، آموزش و آیتی واقعاً حرفهای است و احساس میکنی تنها نیستی؛ آنها از رشد من حمایت میکنند و اگر دنبال توسعه باشی، جای مناسبی است. برایشان نظم و کار گروهی اهمیتی بالا دارد و روش جالبی برای حفظ نظم دارند که حتماً در جلسه مصاحبه توضیح میدهند.
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
با سلام این تجربه رو امروز با نهایت عصبانیت ثبت میکنم بعد از ندادن حقوقم ار 18 دی تا اول اسفند به دلیل فسخ یک طرفه شرکت شکایت کردم و امروز بعد ار حدود 4 ماه رای اومد .بماند که به دلیل رانتی که دارن میتونن هر کاری بکنن فقط سنوات و عیدی منو رای دادن که بدن که شده یود مبلغ 74 تومن با رای وزارت کار. نیروی حقوقی زنگ زده به من میگه که ما حساب کردیم شده 50 میلیون می خوای بیا بگیر و گرنه اعتراض میزنیم میره تا 6 ماه دیگه 74 میلیونت دیگه هیچ ارزشی نداره. هرکی می خواد اعصاب و روانش متلاشی شه بره این شرکت
مصاحبه با آقایی که سرپرست جذب استخدام بود شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشید ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های مناسب بدم چون کار خودم تخصصی این فیلد هست راحت تفاوت کسی که خبره هست با یک تازه کار رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مستعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر کردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
برای مصاحبه رفتم و با اینکه کلا ۱ ساعت تو محیط بودم ولی با خوندن کامنت بقیه میتونم تایید کنم سعی کردن جو حاکم رو مشابه دولتیا کنن یعنی کار رو بزرگ جلوه بدن خودشونو برتر نشون بدن ولی در اصل ملوم نیست کی داره چکار میکنه یا اصلا کسی کار میکنه یا نه بیشتر تو نقش دولتی ها فرو رفتن فکر میکنن آسمون باز شده این ها افتادن بقیه بیسوادو ناچیزن ولی برعکسه معمولا این جو ها کاملا سمی هستن حداقل ۳-۴ ماه طول میکشه تا وضعیت مصاحبه یک نفر مشخص بشه نمیگن یه نفر ممکنه فرصت های بعدیو از دست بده اخرم شاید تایید بشه شاید نشه این اداها و مدل کار کردن اصلا تو شرکت خصوصی قابل قبول نیست و پدر منابع انسانیو در میارن ولی اچ ار اینجا هتله انگار کار نمیکنن اصلا نمیدونم چه مدلی کار میکنن عجیبه
همونطوری که هر شرکتی نکات مثبت و همینطور منفی داره، این شرکت هم از این قائده مستثنا نیست نکات مثبت شرکت • شرکت دانش بنیانه و سابقه فعالیت قابل قبولی داره • محیط شرکت بیشتر شبیه استارتاپه • همکاران در کل ادم های خوبی هستن • فشار کاری و استرس مستقیم زیادی وارد نمیشه • در زمینه ی مرخصی و زمان بندی انعطاف پذیرن • سخت گیری افراطی در انجام کار وجود نداره • با وجود توقعات بالا معمولا ادم های اسون گیرین و فضای خیلی سخت و نظامی ندارن نکات منفی شرکت • کارها بیشتر انفرادیه تا تیمی • برنامه ریزی مشخص و اصولی وجود نداره • کمیت مهم تر از کیفیته، فقط انجام شدن کار اهمیت داره • سطح فنی شرکت پایینه • کار باکیفیت و تلاش بیشتر دیده نمیشه • تلاش برای ارائه خروجی حرفه ای ارزش گذاری نمیشه • این فضا باعث بی انگیزگی و عدم رشد فنی افراد میشه • مهارت های ارتباطی (نه لزوما حرفه ای) اولویت بالاتری نسبت به توان فنی دارن • قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه • با اینکه شرکت کوچیکه، حاشیه و چنددستگی وجود داره • حقوق ها پایینه • در طول یکسال ۷ نفر استعفا دادن که خب برای شرکتی که کلا ۲۰ نفر نیرو داره زیاد جالب نیست جمعبندی نهایی • اگر سیستم مدیریتی اصلاح شه، • اگر جلوی جو سمی، تبعیض و چندگانگی گرفته شه، • و اگر رشد فنی و کیفیت کار (نه فقط انجام شدن تسک) اهمیت پیدا کنه، این شرکت میتونه جای بسیار بهتری برای کار باشه در حال حاضر اما، برای افرادی که به رشد حرفهای، کیفیت و عدالت سازمانی اهمیت میدن، گزینهی مناسبی نیست. امیدوارم که در آینده موفقتر عمل کنن
این شرکت یه مجموعه خانوادگی با مدیریت ضعیفه. رفتار مدیریت حرفهای نیست و بهجای تمرکز روی رشد شرکت، بیشتر درگیر کنترل، حاشیه و ایجاد تنشه. حتی دوربین های شرکت هم مدام چک میشن و کارمندها حس میکنن همیشه زیر نظرن. جو شرکت کاملاً سمیه.تقریباً هر ماه یه حاشیه یا دعوای جدید پیش میاد. فضای زیر آب زنی و بی اعتمادی کاملاً حس میشه و در بعضی برخوردهای مدیریت با همکاران خانم هم مرزبندی حرفهای رعایت نمیشه. تو کمتر از دو سال، ۱۴ نفر از شرکت رفتن. اون هم تو شرکتی که معمولاً به زور ۱۰ نفر کارمند داره. این آمار خودش گویای شرایط مجموعه هست. از نظر فنی هم شرکت به شدت ضعیفه و بعد از مدتی حس میکنی داری پسرفت میکنی. با این حال خودشون رو با شرکتهایی مثل گوگل مقایسه میکنن :) حقوق هم نسبت به شرایط کاری بسیار پایینه. در کل، کار کردن اینجا از نظر روحی و ذهنی واقعاً فرسایشی و انرژی بره.
واقعا فکر میکردم شرکت های وابسته به کوبل دارو بهترین شکل ممکن فرایند رو پیش میبرن الان 1 ماهه رزومه فرستادم برای سنیور رکرویتمنت شرکت فارما آپریشنز اما اصلا رزومه من باز نشده و پیش نبردن مگه تایم تو فیل ندارین؟ خدا شاهده اگه ما اینجوری کار میکردیم حتما تو ارزیابی عملکرد جریمه میشدیم چجوریه مدل اینجا انگار این شرکتا از دور فقط خوبن اسم در کردن دوستان جذب استخدام استراحت مطلق هستن گویا
با وجود بزرگ بودن شرکت و داشتن ساختمان و تیم پر از نیرو، چیزهایی هست که واقعاً اذیتم میکند. دسترسی مستقیم به اینترنت نداریم و مجبوریم از طریق میز اینترنت ارتباط بگیریم. کار دائم فشرده است و حجم کار بالاست. فناوریهای استفادهشده قدیمیاند و بهروز نیستند؛ مدیریت هم به برنامهنویسها و ابزارهای جدید اعتماد چندانی ندارد. وعدهها معمولاً روی زمین میافتد و تیم منابع انسانی هم به اندازه کافی دلسوز یا متعهد نیست. از همه بدتر این است که حقوق نسبتاً پایین است.
توی سایتهای کاریابی براشون رزومه فرستادم. اول رزومه رو تایید اولیه کردن ولی بعد بدون هیچ تماس یا مصاحبهای رد کردن و اما دلیلشون: عدم تناسب با محیط و فرهنگ سازمان من هنوز نمیدونم از کجا متوجه شدن من با فرهنگ سازمانیشون تناسب ندارم!
سالها توی این شرکت کار کردم تیم های مختلفی داره که همه توی حوزه بانکی هستند ولی شرکت شناخته شده ای نیست تیم سخت افزار داره که سخت افزارهای شبیه خودپرداز میسازند تیم سوئیچ داره که سوئیچ های چند تا بانکو داره توسعه و پشتیبانی میده تیم ارزی داره که واسط ارزی چندین بانک رو داره انجام میده تیم حساب های متمرکز داره که هسته مرکزی یکی از بانک های کشوره فضا کمی قدیمیه و مقاومت هایی برای استفاده از تکنولوژی های روز دنیا وجود داره اکثرا افراد قدیمی قدرت رو دست گرفتن و معمولا کسی رو راه نمیدن جدیدا وارد بورس شده و مجبور شده صورت های مالی رو شفاف کنه حقوق و مزایای متوسط رو پایین نسبت به بقیه شرکت های مشابه می پردازه سالن غذاخوری روی پشت بومش داره که خیلی جذابه و صبحونه و سالاد میده به کارمندا مسابقات سالانه برگزار می کنه مثل شطرنج و دارت و تخته فضا دوستانه است وام هم یه صندوق قرض الحسنه داره و به بانک ها هم معرفی میکنه ولی خیلی بدرد بخور نیستن اگه بتونید لینکی اونجا پیدا کنید و از طریق اون وارد بشین معمولا امکان پیشرفت دارید ولی صلاحیت فنی خیلی اونجا ملاک نیست و افراد بدرد بخوری مسئولیت ها رو بعهده نگرفتن، به جز تیم ارزی وکه تیم مدیریتش با بقیه تیم ها فرق داره و آدم های بدردبخوری اونجان بیمه تکمیلیش هم خیلی اذیت میکنن و خودشون فاکتور رو ازت میگیرن و پرداخت میکنن و عملا بدرد نمی خوره حقوق هارو کمی دیر(مثلا پنجم ماه) پرداخت می کنن تا توی بانک بخوابونن و خودشون وام بگیرن
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.