1.عدم پرداخت حقوق به موقع به طوری که حقوق شما در سه وعده با فاصله های یک هفته یک هفته پرداخت میشود! یعنی عملا شما تا حدود اواخر ماه خیلی شانس اورده باشید نصف حقوقتون رو گرفته باشید همینطور سنوات و عیدی رو توی خواب باید ببینید چون وقتی برید هیج تسویه ای در کار نیست و اگه حالشو دارید باید شکایت کنید 2.عدم وجود امنیت شغلی با شرکتی که با مدیرعاملش کلا 8 نفرید! و جوری حق و حقوقتون رو میخورن که تا انتقاد یا اعتراضی کنید اخراجید 3.محیط کاری فرسوده با سیستم های 14 سال پیش مانیتور های 15 و 17 اینچی و دیوار هایی با گچ ریخته و بوی موندگی واحد با حداقل نظافت به طوری که روزانه صبح که میخواید پشت میزتون بشینید دیدن 4 5 تا سوسک مرده زیر میز و صندلیتون براتون یه فانتزی عادی میشه 4.مدیرعاملی متوهم که با کلا 8 نفر پرسنل، این دفتر قرون وسطایی رو هلدینگ پافکو میدونه و شما عملا حتی آبسرد کن یا چایی هم ندارید و برای مصرف آب خنک باید برید دفتر مدیرعامل چون فقط تو دفتر خودش آبسرد کن و چای گذاشته و خودم حقیقتا باورم نمیشد که تا این حد یه نفر عجیب باشه ...و در آخر تو این دفتر( مثلا شرکت) هیچ کرامت انسانی ای وجود نداره، ن احترام میبینید و ن رنگ پول و حقوق و آرامش، البته اگر از کثیفی بیش از حد سلامتیتونم از دست ندین
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در مدت کوتاهی که در واحد منابع انسانی این شرکت کار میکردم، تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم. فضا پر از روابط خانوادگی و دوستی بود که کار را به شکل غیرمنصفانهای تحت تأثیر قرار میداد. آنطور که به من میگفتند، ارتباطات شخصی روی تصمیمگیریها تأثیر میگذاشت و یک نفر که زیر نظر من بود، با مدیر ارتباط خانوادگی داشت و مدیر هم بدون اینکه به من اطلاع بدهد، برای او مرخصی میداد. چنین وضعیتی باعث میشد نتوانم به راحتی از حقوقم دفاع کنم، چون دوطرف با هم رفیق بودند. همچنین مشاهده میکردم برخی کارمندها بدون اینکه نظر من را لحاظ کنند، استخدام میشدند. اوضاع از این هم بدتر بود؛ در دورههای بودجهبندی دویست-سههفتهای، سه تا چهار شب بهطور مداوم تا ساعات پایانی شب در شرکت میماندیم و این فشار روی خانوادههایم تأثیر میگذاشت. مدیر با وجود درخواستهای مکرر برای تقسیم کار، اصرار داشت نگه داشتن نیرو تا چهار صبح حق اوست. به طور خلاصه، هیچ توصیهای برای کار در واحد منابع انسانی یا مالی این مجموعه ندارم و خوشحالم که از آنجا فرار کردم.
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چندصفحهای طولانی فرستاد که تکمیلش زمانبر بود؛ فرصت زیادی برای ارسال نداشتم اما دوباره با ادب تماس گرفتند و تأکید کردند که حتماً ارسال کنم. پس از ارسال فرم، یکی از اعضای تیم فنی با من تماس گرفت و چند سوال نسبتاً ساده از من پرسید. یک تست هم ارائه شد که با تأخیر فرستادم، اما پذیرفته شدم. سپس مدیر بخش و واحد منابع انسانی تماس گرفتند؛ برخوردشان خیلی خوب و محترمانه بود. مدیر پروژه سوالات پایهایتری مطرح کرد و HR از امکانات، مزایا و وضعیت شرکت توضیح داد. در کل فرایند منظم و محترمانه پیش رفت و انرژی منفی در آن حس نکردم؛ الان منتظرم تکمیل شود و کار را آغاز کنم.
برای منِ نویسنده، فضای شرکت چندان دلگرمکننده نبود و برخلاف ظاهر polished آن، دسترسی به کار درست همیشه با مشکل روبهرو میشد. مدیر شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و تبلیغات توجه داشت و دنبالِ اعتبارسازی بود تا انجام کار واقعی؛ خیلی نمایش و ریا در صحنه بود. حقوق به موقع پرداخت نمیشد و بیمه هم به شکل درستی برقرار نبود. تبلیغات زیبا و ستایشهای بیرونی را نباید مبنا قرار داد؛ کسانی که از شرکت تعریف میکردند، یا مدیر یا بستگان نزدیک او بودند و ما هم در آن محیط مجبور میشدیم نظرات ساختگی بدهیم. فضای کار به شدت سمی بود و جوِ زیرآبزدن، چاپلوسی و پارتیبازی بین همکارها به شکل قابل توجهی وجود داشت.
برای یک سال در شرکت اسکواد تجربه کار داشتم. آنجا مدام با بهانههای مختلف حقوقم را کم میکردند و اگر در طول کار حتی به صورت مختصر میخندیدم، به سرعت تذکر میگرفتند. اگر از شرایط کاری خسته میشدم یا تصمیم به استعفا میگرفتم، بلافاصله از من شکایت میکردند تا خسارت بگیرند.
به طور کلی مصاحبه در این شرکت ۳ مرحله داره: ۱-فنی اولیه (آنلاین) ۲- مدیر فنی(حضوری) ۳-منابع انسانی از نظر هماهنگی و تایم مصاحبه و اینا تقریبا همه چی اوکی بود. هر چند از زمانی که رزومه فرستادم ۱ ماه طول کشید بررسی کنن و برای مصاحبه دعوت کنن. مصاحبه اولیه آنلاین برگزار شد. سوالات خیلی کلیشه ای و انگار از روی کتاب میخوندن و میپرسیدن. اصلا تجربه کاری و سطح سنیوریتی طرف براشون مهم نیست، انگار دارن نیروی جونیور میگیرن و سوالات جزیی و کلیشه ای. بعضی هاش اینقد مسخره بود که بهشون میگفتم این چیزا رو میدونم اما یک بار هم در طول ۱۰ سال گذشته به کار نیومده! خلاصه که مصاحبه کننده خودش اونقدر حرفه ای نیست که بفهمه برای چه پوزیشنی و سطحی داره مصاحبه میکنه تا نحوه مصاحبه و سوالات رو تنظیم کرده باشه. یه قالب، برای همه. خیلی هم مسخره. نتیجه بعد از ۲ هفته با پیگیری خودم بهم گفتن قبول شدی و مرحله بعدی با مدیر فنی. مدیر فنی آفای سلیمانی یه جوان حدودا ۳۵ ساله که تازه ۵ ماهه اینجا CTO شده. بماند که وقتی تجارب قبلیش رو هم میخوندم به نظرم خیلی منطقی نبود. (توی لینکدین هست) با اینکه نیمساعت زودتر هم رسیدم باز هم مصاحبه با یه ربع تاخیر از تایم ست شده انجام شد. توی این یه ربع محیط شرکت رو یه دید زدم و بدک نبود. شبیه محیط های استارتاپی بود. درهم ریختگی کاری رو میشد توی رفتار آدم ها دید. مصاحبه شروع شد، مشخص بود رزومه کاری من رو از قبل خونده بود و از هر قسمت یه نکته پاورقی هم از قبل خونده بود که حین مصاحبه سعی کنه منو گیر بندازه. مشخصه طرف توی اون حوزه کار نکرده، چون سوالاتی که میپرسید بیشتر حالت تئوری محض داشت، توی کار هیچوقت بهش بر نمیخوری. مشخص بود رفته بود در مورد اون حوزه و تکنولوژی ای که من کار کردم مطالعه کرده و چند تا نکته خاص رو حفظ کرده بود که بتونه مچمه بگیره!!! منم که آدمی نیستم خیلی تفت بدم، اگر چیزی یادم نباشه یا دقیق بلد نباشم رک و راست میگم «نمیدونم». معلوم بود با هر «نمیدونم» من چشماش برق میزد!! انگار که آره دارم مچتو میگیرم!! ههه!! حین توضیحات من یهو الکی توی یه مواردی خیلی ریز وارد میشد، انگار دنبال یه چیزی بود، نمیدونم بهشون رسید یا نه، اما آخرش لو داد که دنبال اینه ببینه من دقیقا اونجا چه نقشی داشتم. گفتم خب من یه مهندسم! تسک میاد و من انجام میدم!! اما نظرش این بود حتی جونیور هم باشی بالاخره باید یه تز هایی داده باشی و تا تهش رفته باشی که بتونی به شرکت بعدی ارایه بدی بگی من این دستاوردها رو داشتم!! ولی ظاهرا با دستاوردهای عددی حال نمیکرد. توی دلم گفتم خب قرار نیست همه مثل تو نتیجه کار تیمشون رو به اسم خودشون ببرن جای دیگه ارایه بدن!! اون چیزی که توی ذهنته نتیجه زحمت کل تیمه نه یک فرد!! خلاصه آخراش الکی به اسم اینکه جلسه دارم مصاحبه رو زود تموم کرد و حتی زمان نداد که من سوالامو بپرسم. انگار من دارم بازجویی میشم. میگم الکی چون بعد از جلسه دیدم که توی لابی شرکت داشت واسه خودش میچرخید!! همینقد ضایع! بعد از ۲ روز همون ایمیل کلیشه ای رو فرستادن که رد شدی و با یه نفر دیگه که مرتبط تره ادامه دادیم. مشخص بود اینم دروغ میگن، چون همون روز دیدم که دوباره همون آگهی قبلی رو زدن. دقیقا همون متن ولی تاریخش امروز بود. مشخص نیست اصلا نیرو میخوان یا نه. چی میخوان، با خودشون چند چندن! خوشحال به همچین آدم هایی هم تیمی نشدم! مرسی که خودشون رو اینقد زود نشون میدن که آدم تکلیفش رو بدونه!!!
بدترین تجریه کاری که میتونستم داشته باشم
بابت این شرکت احساس سردرگمی داشتم و خیلی دوست داشتم کار کنمش. اولین بار با واحد منابع انسانی صحبت کردم و موافقت گرفتن، سپس مدیر واحد هم تأیید کرد. جلسه حضوری و آموزشی هم برگزار شد و به خاطر همین انتظار کشیدم و فرصت دیگری رو از دست دادم. قرار بود هفته بعد جلسه فنی برگزار بشه، اما از همون نخستین جلسه خبری نشد. پیام فرستادم و تأیید هم شد، ولی جوابی نگرفتم. به طور کلی حس میکنم فقط وقت مارو میگیرن؛ شرحوظایف رو اول میگن و بعد به مرور آنها رو اضافه میکنن. به خاطر نباید به ظاهر شرکتها اعتماد کرد و گول اسم بعضیشون رو نخورد. یادمه منابع انسانی در مصاحبه خیلی سردرگم بود و نتونست جلسه رو به خوبی مدیریت کنه.
باعث حیرت منه که بدون واسطه با بنیانگذار تماس داشتم و هر بار گزارش میدادم با چه کسی صحبت میکنم، حتی همکاران هم باید این تایید را از او بگیرند. در اینجا همه حتی سطحهای پایین هم به طور مستقیم به بنیانگذار وصل بودند و برای صحبت با مشتریهای گوناگون باید همان لحظه تأیید بگیرند. میگویند به همدیگر احترام میگذارند، اما واقعاً در عمل از اهمیت کافی برخوردار نیست. شاید حرفم صریح باشد، اما این تجربه من بود و به هیچکس توصیهش نمیکنم.
در گروه گلدن گیت فامیلی تجربهای از مصاحبه داشتم که با دوختگی زمان و بیانضباطی تیم منابع انسانی همراه بود. ابتدا پروژهای را معرفی کردند که سطح زیادی از وقتم را گرفت، سپس در مراحل بعدی برای مصاحبهها به موقع حاضر نمیشدند و رفتاری نشان میدادند که انگار حضور من اهمیتی ندارد. چنین روال دو بار تکرار شد و حتی بهانههایشان هم تکراری و بیاعتبار به نظر میرسید. پس از چند مرحله مصاحبه ظاهراً تصمیم به همکاری داشتند اما خبری به من ندادند و مدتی طول کشید تا از جانب خودم پیگیری کنم. وقتی با آنها تماس گرفتم، گفتند درگیر کارهای دیگری هستند. بهطور کل فرهنگ کاری شرکت را ناامیدکننده دیدم و پیشنهاد نمیکنم به سمتشان بروید.
سلام وقتتون بخیر مصاحبه انجام شد بنده رو به زور به دلیل عدم امضای قرارداد از شهرستان به تهران کشوندن ساعت ها از شعبه به شعبه دیگر ارجاع دادن و پس از اخذ قرارداد بعد از برگشت به شهرستان قرارداد رو بدون هیچ دلیل منطقی فسخ کردن و ادامه همکاری صورت نگرفت زمان و هزینه ای که برای این سفر کارمندی مثل من پرداخت شد بسیار گزاف بود برای مدیریت این شرکت متاسفم
سلام وقتتون بخیر شرکت خوبی بود منتها بی نظمی در اون موج میزد تمام افراد تیم برای خودشون کار میکردن و مدیریت فوق العاده ضعیف
برای کارشناس ارشد منابع انسانی رزومه دادم و تایید اولیه شد ۴۰ روز بعد ساعت ۷ غروب تماس کرفتن و مصاحبه انلاین برای چندروز بعد ست کردن بعد گفتن تو بله لینک میفرستیم که تا ۱ ساعت قبل مصاحبه نفرستادن خلاصه راس ساعت انلاین شدم اما دیدم کسی داخل روم نیست پیگیری کردم بعد از ۱۰ دقیقه یه خانم ا.پ که خودش به اصطلاح کارشناس شریک تجاری بود انلاین شد نکته اینکه درست نیست کسی که سطح پایین تر و تجربه غیر مرتبط و سطحی نسبت به اون شاخه داره برای مصاحبه انتخاب میشد .بعد از سلام علیک گفتن نت شما ضعیفه منم گفتم یکبار ریکانکت کنم البته این روزا هم که مشکل نت همگانی و باید اینو درک می کردن که نکردن بعد از استارت دوباره دیدم رفتن از روم و باز پیگیری کردم گفتن تایم مصاحبه تموم شده و اولین فرصت دوباره ست میکنیم منم منتظر بودم تا ۲ هفته بعد ایمیل گرفتم که رد شدین !!!!! اصلا مصاحبه نکردن که بخوام رد بشم و مطمعنم اون خانم همدلی، درک عمیق و تجربه لازم رو برای مصاحبه نداشت که شاید این فرصت برای افراد مهم باشه پس با حس مسیولیت پذیری پیگیری کنن انگار یکی از افراد خوانواده خودشون باشه. پس موضوع رو حتی به مدیر منابع انسانی گفتم جالب اینکه ایشون عکس العمل خاصی انجام نداد !!! قطعا اگر اچ آر با کیفیتی داشتن حتما پیگیری میکردن تو ارزیابی اون مصاحبه کر تاثیر میدادن اما فهمیدم کلا داغونن و خوب شد قسمتم نشد برند کارفرمایی ضعیف و تیم اچ آر که نیاز به توانمند شدن داره متاسفم واقعا یوقت اینجارو انتخاب کردین بدونین که اچ آری با کیفیتی بابت رسیدگی به مسایلتون وجود نداره و به دنبال نیرو باکیفیت نیستن فقط اگه باهاتون حال کنن یا اون خانم احساس کنن ظاهری شبیه خودشونی استخدامی کاملا سلیقه ای
اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم فاجعه تمام عیار!! اینهمه تجربه کاری داشتم همچین چیزی ندیده بودم اصلا شبیه چیزی که نشون میدن نیستن کلا شرکت روی هواست نه حقوق شبیه چیزیه که توافق میکنی نه رفتار منابع انسانی به شدت استعفا و تعدیل دارن و هرکی میاد اینجا سریع میره منم دنبال کار هستم زودتر خارج بشم از این محیط وقت و انرژی خودمو هدر دادم متاسفم براشون
برای من اینجا کار کردن تجربهای قابل اعتماد و رضایتبخش بوده است. دو سالی است که در ویستا کار میکنم و با وجود اظهار نظر همکاران درباره حقوق پایینتر، من تفاوت فاحشی نسبت به شرکتهای بزرگ نرمافزاری احساس نمیکنم و گاهی حتی حقوقهای برخی شرکتهای گمنامتر از اینجا هم میتواند بیشتر باشد. اما واقعیت این است که فرهنگ کار در این مجموعه واقعاً مطلوب است و وفاداری بین تیم بالا است. امنیت شغلی هم وضعیت خوبی دارد و لازم نیست همیشه بابت تمدید قرارداد استرس داشت. محیط کار برای یادگیری فراهم است و به طور مداوم چیزهای جدید یاد میگیرم و ارتباطاتم بهبود پیدا میکند. من اینجا را به دیگران توصیه میکنم و خودم نیز حس خوبی دارم، گویی در کنار خانواده کار میکنم.
دو ماه طول کشید تا کل روند مصاحبهام با مجموعهای از پنج مرحله به پایان برسد. امروز وقتی گفتن رزومهام قابل قبول نیست، ازم خواستن به جلسهای بیایم تا درباره روند مصاحبه نظر بدهم. گفته بودن پس از این جلسه بازخورد میدهند تا بتوانم رزومه و مهارتهای خودم را بهتر کنم، بنابراین شرکت کردم. تا حالا چنین روشی را جای دیگری تجربه نکرده بودم و برایم جالب و جذاب بود. نقدها و پیشنهادهایی که ارائه کردم، با استقبال خوب تیم روبهرو شد.
کار کردن اینجا برای من تجربهای بود که از خیلی جهات با انتظاراتم همخوانی نداشت. حقوقی که میدادن با کارِ واقعاً خواسته شده همسویی نمیکرد و معمولاً ازم انتظار میبردن نقش واسطه بین والدین و تیمهای مختلف را ایفا کنم. وقتی مشکلی پیش میآمد، بیش از همه نگاهها به من بود و هر دو طرف اول از من سوال میکردن یا از من نتیجه میخواستن. اگر واقعاً دوست داشتی با بچهها کار کنی، زمان آزاد زیادی داری و به دنبال پول یا پیشرفت سریع نیستی، شاید تحملشپذیر باشه. اما در غیر این صورت نه پیشرفت چشمگیری میبینی و نه تجربهای که ارزش زیادی داشته باشه.
برای چهار سال کنار این مجموعه بودم و روزهای پرتلاشش برای من تجربهای پر از رشد بود. آدمهای بااستعداد زیادی در آنجا حضور داشتند و واقعاً فضای حرفهای و انگیزهبخش را میساختند. برای دوستانی که دنبال کار هستند، آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم راهی برایشان هموار شود.
برای من این کار رو مجبور شدم انتخاب کنم فقط وقتی که گزینههای دیگهای نبود. حقوق کم بود و فضای کار خیلی سرد و خشک بود و از هم نوعی ارتباط واقعی احساس نمیشد. مدیرا برخوردی داشتند که انگار من اختیار ندارم و مثل این بود که تحت فشار باشم. ضمنی بودن کامنتهای مثبت هم به چشم میخورد و به نظر میرسید که رَدّی از سمت جمعه و همسو با هم نوشته شده باشند.
در اینجا بر پایه رابطهای از رانت و رابطهمحوری کارها پیش میرود و اگر با مدیران ارتباط خوبی نداشته باشی، مسیر رشد برایت بسته میشود. هیچ واحد منابع انسانی وظیفهای برای پیگیری مشکلات ندارد و حقوق هم بهدرستی پرداخت نمیشود. سرپرست دائما فریاد میزند و مدیران هیچ اقدام مشخصی انجام نمیدهند؛ بهنظر میرسد از واکنش ترس دارند. برخی مدیران گاهی به دختران پیشنهادهایی میدهند و برای مسائل دیگر اهمیتی قائل نیستند. باید واقعاً انرژی زیادی صرف کنی و در پایان هم نتیجهای پیدا نمیشود؛ اگر بخواهی شرکت را ترک کنی، مسیر طولانی و پرمشقتی برای دریافت حقوقت طی میشود تا شاید بالاخره مبلغی به تو بدهند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.