برای من تجربهای دلچسب بود از ابتدای ورود تا پایان مصاحبه؛ برخورد دوستان حراست تا مدیرعامل نمونه یک شرکت دانشبنیان، همهچیز بهخصوص و اخلاقمدارانه بود. مصاحبهکنندهها حرفهای رفتار کردند و بازخوردهای سازندهای پس از آزمون ارائه دادند. مزیتهایش واقعا قابل توجه بود و تیم شرکت واقعا انسانهای شریف بودند؛ بهنظراتی که درباره شرکت میدهند، جفایی ندارد. برای همه آرزوی موفقیت دارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به شرکتی که در بازرسی بینالمللی بخرد فعالیت میکنم، همواره به بازخورد همکاران اهمیت میدهم و باور دارم که نظرات شما میتواند به بهبود فرآیندها کمک کند. در این شرکت تلاش میشود ساختار سازمانی منظمی با شفافیت و احترام متقابل شکل بگیرد. سیاستهای مربوط به مرخصی، نحوه ورود و خروج شناور و سایر روالهای اداری بر پایه استانداردهای حرفهای تدوین شدهاند و با الزامات سازمانی همخوانی دارند؛ اما در مواقع اضطراری یا شرایط خاص کارکنان، مدیریت بهصورت موردی و با نگاه انسانی برخورد میکند. اگر تجربه شما با این رویکرد همسو نبوده، از این موضوع متأسفم و قطعا بازخورد شما برای بهبود فرایندها استفاده میشود. در حوزه بیمه تکمیلی نیز هدف، ارائه حمایتی حداکثری به همکاران است و انتخاب SOS با همین هدف صورت میگیرد. هر چند ممکن است برخی خدمات برای گروههای سنی یا شرایط فردی متفاوت کارایی داشته باشد، اما این خدمت بخشی از چشمانداز بزرگتر ما برای رفاه کارکنان است و بهعنوان ابزار رقابتی استفاده نمیشود. فرهنگ سازمانی بخرد بر احترام، همکاری، شفافیت و رفتار حرفهای تکیه دارد و هر رفتاری که با این ارزشها مغایرت داشته باشد بهطور جدی پیگیری میشود. نتیجه این رویکرد، همکاری بلندمدت و رضایت قابل توجه در ارزیابیهای داخلی است؛ هرچند مانند هر سازمان در حال رشد، چالشهایی وجود دارد و بهبود مستمر را وظیفه میدانیم. در پایان، از دیدگاه سازنده شما سپاسگزارم و برایتان بهترین آرزوها را دارم.
در این شرکت هیچ نظم مشخصی وجود ندارد و حقوق پایین است. اگر دنبال کار میگردید، دوباره به این شرکت فکر کنید؛ چون بعدها از همکاری با شان بیدانش پشیمان خواهید شد.
به جایی با نام ایران رول فکر میکنم که از بیرون شهرت خوبی دارد اما درون آن معنای دیگری جریان دارد. اگر دنبال محیطی هستی که بالعکس اخلاق حرفهای تشویق شود و مدیریت به ریاکاری و تظاهر بیش از صداقت اهميت بدهد، این شرکت میتواند تجربهای سورئال و وارونه را به تو ارائه بدهد. در چنین فضایی راستگویی و کار منظم به عنوان خصیصهای مضر برای سیستم تصور میشود و به همین دلیل رفتارهایت ممکن است روزبهروز بیپایهتر از قبل ارزیابی شود. به نظر من انتخاب همین شرکت میتواند تجربهای متفاوت و غیرعادی باشد.
در این شرکت بعد از مدتی به خاطر سروصدای زیاد تصمیم گرفتم ترک کار کنم؛ محیط کار خیلی پرتنش بود و به خاطر جو شدید پارتیبازی اخلاق کارمندها هم افت کرده بود. از نگاه بعضی از همکاران با بالا به پایین برخورد میشد و به من به چشم فردی معمولی نگاه میکردند. رفتارشان خوشایند نبود و در نتیجه از شرایط ناراضی شدم و از شرکت بیرون رفتم.
به حضور شرکت پارسیان ترمز به عنوان تجربهای واقعی از یک داوطلب در فرایند مصاحبه اشاره میکنم. در این تجربه احساس کردم که برگزاری مصاحبهها تنها جنبه ظاهری دارد و رفتار برخی از اعضای کارخانه همواره تحقیرآمیز و پاییننگری بود. در مراحل اولیه، دعوت به مصاحبه به ظاهر مثبت اعلام میشد اما وقتی به محل میرفتم، برخوردها بسیار نامناسب و با نگاهی بالا به پایین بود. متنفر شدم از نحوه رفتار با رزومههایی که ارسال میشد؛ وقتی فرایند دعوت به مصاحبه انجام شد، برخی از مسؤلان تماس گرفتند و گفتند بیایید برای مصاحبه، اما در عمل هیچ نتیجهای در پی نداشت و گفتند در دو هفته آینده اگر نیاز بود با من تماس میگیرند. همچنین با من و سایر داوطلبان برای همان شغل در کنار هم حضور داشتیم و همه بدون نتیجه رها شدیم. به طور کلی حس کردم که دعوتنامهها فقط جنبه نمایشی دارد و نه واقعا قصد همکاری است. تصمیم گرفتم از ادامه همکاری و حضور در چنین فرایندهایی صرفنظر کنم، زیرا تجربه فشرده و ناهمسو با انتظارها بود و از نظر من به کار در چنین محیطی نه تنها علاقهای ندارم بلکه انرژی من را هم میگیرد.
با من تماس گرفتند و گفتند که ساعات کار شرکت از هشت تا شانزده است و این یعنی بیش از چهلم ساعت کار موظف هر کارگر. همچنین گفته شد بیمه تأمین اجتماعی جزء مزایای رفاهی شرکت نیست و بیمه تکمیلی تنها در سه ماه اول حضور ارائه میشود. به نظر من هر جایی که به شما بگویند تأمین اجتماعی جزو مزایاست، بهتر است با احتیاط رفتار کنید، چون معمولا حقوق پایه و مزایای قانونی کارگران از این موارد جداست و بیمه تأمین اجتماعی جزو تعهدات قانونی شرکتهاست و نمیتواند جزو مزایا محسوب شود. بهتصادف برای انجام مصاحبه رفتم و وقتی با مسئول منابع انسانی صحبت کردم، نحوهی برخوردشان به من خوشایند نبود و سؤالات شخصی ناخوشایندی پرسیدند که برخی از آنها به نظرم خارج از حدود حرفهای بود. واقعا از چنین تجربهای متأسفم و فکر میکنم شرکتهایی که چنین شیوهای را در استخدام به کار میگیرند، رفتار حرفهای درستی ندارند.
برای من خیلی واضح بود که در این شرکت هیچ چارچوبی برای حقوق و قوانین وجود ندارد و فضای کاری به شدت منفی بود و بر خلاف انتظار بودجه و قراردادها به شکل نامنظم اجرا میشد. در دوران آزمایشی یک ماهه تصمیم به ترک گرفتم و با مخالفت جدی مواجه شدم؛ شنیدم برای آموزش یک میلیون تومان از من خواسته شد و در صورت عدم پرداخت، اصل شناسنامهام را به عنوان وثیقه از من میگیرند تا قرارداد تنظیم شود و برگشت داده نشود. شرکت به طرز آشکاری غیر قانونی رفتار میکرد و صحبتهای روز مصاحبه با واقعیتهای عملیاتی فاصله زیادی داشت. حقوق ثابت وجود نداشت و پورسانت فقط در مواقع دلخواه شرکت پرداخت میشد. بیمه هم ارائه نمیشد و نوع رعایت قوانین کار وزارت کار عملا معنا نداشت. جو کاری بسیار سمی و با انرژی منفی بود، دائما افراد را توهین میکردند و کنترل شدیدی برقرار بود. مدیر را مانند شخصیتی مقدس میپرستیدند و با الفاظ تند با کارکنان برخورد میکردند. در کل تجربهام نشان میدهد که توصیه نمیشود.
در شرکت توسعه فناوران آگرین میخواهم تجربهای واقعی را بازگو کنم که از حضورم در آن به دست آوردهام. محیط کار در مدت کوتاهی ویژگیهایی داشت که به طور قابل توجهی مشخص میشد. کارکنان متخصص به اندازهای که انتظار میرفت مورد توجه قرار نمیگرفتند و گاهی به نظر میرسید توجه به نیازهای فنی کاستی دارد. تغییرات پیوسته در تیم و همچنین تغییر مداوم چیدمان و دکوراسیون شرکت را میدیدم. حقوق متخصصان گاه چند ماه تاخیر داشت و توجیه دقیقی ارائه نمیشد. اگر دنبال شغلی با تخصص بالا هستید و قصد همکاری با این شرکت را دارید، این مسیر را به عنوان گزینهای مناسب نمیدیدم. ساختار مدیریتی شرکت به نظر متمرکز نبود و در هر واحد مدیر مشخصی برای فروش وجود داشت، اما تصمیمات فنی بدون مشورت و به صورت بیاساس اعمال میشد. مدیران شرکت اغلب به منافع شخصی و جیب خود بیش از هر چیز دیگری اهمیت میدادند و نسبت به همکاران با نگاه دقیقی برخورد میکردند. از نظر فناوری شرکت نسبتا خوب به نظر میآمد و به دلیل منابع مالی، قطعات معقولی در اختیار داشتند.
در شرکتی که در زمینه ایمنسازی پلمپها و برچسبهای امنیتی فعالیت میکرد، فرصت رشد حرفهای و همکاری با تیمی متخصص برایم پیش آمد. مسئول بهینهسازی سئوی وبسایت شرکت بودم و طی سه سال توانستم ترافیک ارگانیک سایت را به طور قابل توجهی افزایش دهم. از طریق تحقیق کلمات کلیدی مرتبط با محصولات امنیتی، بهبود محتوا و ساختار سایت و همچنین لینکسازی داخلی و خارجی، پیشرفت قابل توجهی حاصل شد. با تیم تولید و بازاریابی همکاری نزدیکی داشتم که تجربههایم را در ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس، کنسول جستجو و Ahrefs تقویت کرد و به اهمیت رضایت مشتری و حضور گستردهتر در بازارهای منطقهای پی بردم. محیط کاری پویا و تیممحور با حمایت مستمر و فرصتهای یادگیری مداوم، من را به فردی تبدیل کرد که در سئوی صنعتی نسبت به دیگران تسلط بیشتری پیدا کرد. این تجربه برای من پایهای قوی است تا در هر پروژه دیجیتال به کیفیت و نوآوری پایبند باشم.
در یک نگاه، آرامش و رفتاری محترمانه در محیط کار به چشم میخورد، اما وقتی به عمق ماجرا نگاه میکنم، تناقضها بین ظاهر و حقیقت به وضوح معلوم میشود. من در این شرکت، در بخشهای فنی، مناقصات و بازرگانی و همچنین همکارانی از بخش فروش تجربه همکاری داشتم و بر اساس مشاهدات مستقیم خود به همراه سه نفر دیگر، این گزارش را نگارش میکنم. یکی از مدیران میانی شرکت که هم مدیر فروش است و هم نایبرئیس هیئتمدیره، حضور خیلی پررنگی در شکلدهی فضای کاری دارد. او در جمعها با لحن آرام، مثبت و شعارهای روزمره درباره احترام متقابل، کار گروهی و پرهیز از حاشیه صحبت میکند؛ اما عملکرد واقعی نشان میدهد که خیلی از حاشیهها و تنشهای میان همکاران با نقشدهی یا هدایت او ایجاد میشود. از تجربهی ما روشن است که رفتار او دوگانه و کنترلگرانه است: ظاهرا فردی منطقی و دلسوز نشان داده میشود، اما پشت صحنه با رقابت ناسالم، انتقال گزینشی اطلاعات و تحریک اختلافات، فضایی بیاعتمادی میآورد. یکی از همکاران بخش فنی بهطور غیررسمی به عنوان منبع انتقال اطلاعات برای او تعیین شده و بهطور مرتب پشت سر سایر کارکنان صحبتها، گزارشها و قضاوتها را منتقل میکند. اخیرا هم فردی در منابع انسانی جذب شده و بسیاری از کارکنان انتظار دارند همان نقش را ایفا کند. در بخش بازرگانی وضعیت مشابهی وجود دارد. مدیرعامل ارتباط نزدیکی با این مدیر میانی دارد و سبک مدیریتی او به گونهای است که همکاری طولانیمدت با او برای بسیاری از نیروها دشوار میشود؛ از این رو آگهیهای استخدام برای این بخش بهطور مداوم تکرار میشوند. بخش مناقصات بهطور خاص پرتنش است. در سالهای اخیر تعدادی از نیروها پس از درگیریهای کاری با همین مدیر فروش شرکت را ترک کردهاند و آخرین مورد هم به سمت شکایت در اداره کار پیش رفته است. او در ظاهر خوشبرخورد و حرفهای به نظر میرسد، اما رفتارهای احساسی و دستکاریگرانه باعث بازی روانی میشود و در بلندمدت میتواند به فرسایش روحی و عاطفی منجر شود. در جلسات، کوچکترین اشتباه را با برخوردی تند و تحقیرآمیز پاسخ میدهد نه با حمایت سازنده، و در موقعیتهای حساس همیشه نقش قربانی را بازی میکند تا خودش را بیتقصیر جلوه دهد. از دیدگاه من و سایر همکارانی که تجربه مشابهی داشتند، این رفتارها نمونهای از ریاکاری و دوگانگی سازمانی است؛ تقریبا همهی مهارتهای بازیگری سازمانی، تحریف واقعیت و ایجاد فضای دوگانه در او وجود دارد. همکاری بلندمدت با او محسوسا آزارنده و فرساینده است و به تدریج به سلامت روان تیم آسیب میزند. شرکت به صورت خانوادگی اداره میشود و مدیرعامل برادر همین مدیر فروش است؛ ضعف رهبری مدیر فروش در رفتار و مدیریت بهوضوح دیده میشود. او بارها ادعا کرده که برای دورههای توسعه فردی هزینههای زیادی صرف شده است، اما در عملکرد مدیریتی او خروجی مثبتی مشاهده نشده است. این تجربه بر پایهی مشاهدات شخصی و اطلاعاتی است که بهطور مداوم در طی مدت همکاری به دست آمده و نه نتیجهی احساسات مقطعی یا واکنش آنی است. هدف از نگارش این گزارش، تخریب یا سیاهنمایی نیست؛ بلکه آگاهیبخشی به کسانی است که ممکن است در آینده در این شرکت مشغول به کار شوند. اطلاعات بهدور از بزرگنمایی یا تحریف ارائه میشود و با وجدان و تعهد به حقیقت، قصد دارم دیگران با آگاهی بیشتری تصمیم
از وقتی وارد نبض افزار شدم، احساس کردم تبعیض شدیدی بین کارکنان وجود دارد. برای انجام حتی کار سادهای هم، باید صورتجلسات و نامههای بیارزش نوشته شود. مدیریتی که با سواد نیست و به نظر سفارشی میآیند، فضای کار را به شدت ناسالم کردهاند. این شرکت ارزش واقعی برای کار من قائل نمیشود و حضور در آن به هیچ وجه دانش یا تجربهای به من اضافه نمیکند؛ فقط کارهای فرسایشی تکراری انجام میدهم.
در مصاحبهای که با شرکت تامین کالا نیلا داشتم، از ۱۷:۱۵ تا حدود ۱۸:۳۰ منتظر ماندیم و نهایتا چهار نفر مثل من وارد جلسه شدیم. جلسه که آغاز شد، مديرعامل بهطور یکطرفه صحبت میکرد و تقریبا تا ساعت ۲۰ ادامه پیدا کرد. در پایان، برای مصاحبه تأیید شدم و مدارک لازم را تحویل گرفتم؛ یکی از مدارک مورد نیاز سفتهای به مبلغ پنج میلیارد ریال بود. فردای همان روز فهمیدم که این مبلغ برای دوره آزمایشی یک ماهه است و پس از آن با افزایش به پنجاه میلیارد ریال تغییر میکند. در دوره آزمایشی قرارداد بسته نمیشود و به جای آن فاکتوری در قبال سفته صادر میگردد که برداشت من این است که شرکت بعدها برای نقدکردن سفته، راحتتر بتواند ادعا کند که کالا را به من فروخته و من سفته دادهام. به هیچوجه نکته مثبتی از رفتار در مصاحبه و بهطور کلی از فرایند استخدام دیده نشد. بنابر این توصیه میکنم در ارتباط با این شرکت و شرکتهای مشابه با احتیاط رفتار کنید.
باور دارم که قصران گروپ تلاش میکرد فرآیند مشاوره و بررسی پروندهها را به صورت روشن و شفاف نمایش بده. برخورد مشاوران با من محترمانه بود و تا حدودی اطلاعات درباره مسیرهای مختلف مهاجرت ارائه شد. به نظر من بهتر است هر کسی قبل از اقدام، وضعیت خود را دقیق توضیح بدهد تا بتواند راهنمایی درستتری دریافت کند.
در دورهی همکاریام با این شرکت، فضایی سالم، حرفهای و باکیفیت را تجربه کردم و ارزش زیادی برایم داشت. از نقاط قوتش میتوان به رعایت استانداردهای کاری، نظم تیمی و محیط دوستانه اشاره کرد. کار با تیم فراخود تجربهای آموزنده و گرانقدر بود.
همواره به این نتیجه میرسم که هر شرکتی هم مزایا دارد و هم محدودیتها. با توجه به تفاوتهای شخصیتی، برداشتها از این شرکت میتواند گوناگون باشد. از نظر من نباید انتظار داشت که سازمانی کاملا بالغ و بینقص در همه زمینهها باشد. در کل، جنبههای مثبت و منفی شرکت را با هم میسنجم و نتیجهگیری نهایی من مثبت است. کسانی که تمایل به رشد دارند، فرصت پیشرفت هم برای خودشان و هم برای شرکت فراهم میکنند.
شرکت خدمات انفورماتیک را تجربه کردم با گرهای بزرگ از بیتجربگی در مدیریت فناوری اطلاعات. مدتی است که از کمکاری مدیر فناوری اطلاعات رنج میبریم؛ به خاطر نبود دانش لازم در زمینه فناوری اطلاعات و صرفا آشنایی با کابلکشی و Ping، وظیفه مدیریت IT به فردی سپرده شده که سابقهای در این حوزه ندارد. او به همراه چند همکار بیدقت خود را مسئول گروه کرده و در نتیجه تعداد زیادی از همکاران با تجربه و توانمند از شرکت جدا میشوند. اکنون بسیاری از سامانهها و سرورهای داخلی از دسترس خارج شدهاند و به دلیل عدم فاصلهگیری مناسب از سوی مدیر جدید، اطلاعرسانی لازم به ذینفعان انجام نمیشود. رفتارها و روالهای رسیدگی به رخدادها و طرحهای بازیابی فاجعه برای او کاملا آشنا نیست و چنین مدیریتی در چنین شرکت بزرگی قابل قبول نیست.
در این شرکت بودن تجربهای بود که نشان میداد فضای کار به شدت پویا و پرتنش است و رفتارها تفاوت زیادی با انتظارها دارد. منابع انسانی را بیاحترام و همدست میبینم که به همکاران فشار میآورند و پشتسر هم نظر میگذارند. عقدههای مدیریتی به وضوح در برخورد با کارشناسان دیده میشود و محیط کار به هیچ وجه آرام و مساعد نیست.
به نظر من شرکت داده گستر امن برنا با رویکردهای ضابطهمحور و ارتباطات گسترده مدیرعامل به دنبال سودآوری است، اما این مسیر به هزینههای مالی و حقوقی برای کارکنان منجر میشود. به باور من، منافع شرکت بیشتر از طریق استقراض منابع از دسترنج کارکنان تأمین میشود و تعدادی مشتری یا فرد ذینفع از این روند بهره میبرند. متأسفانه به نظر میرسد حسابداري و تسویهها به صورت مطلوب انجام نمیشود و در مواردی شکایات کارگری زیادی در اداره کار ثبت شده است. از دید من، پرداختها و تسویهها بدون وجود شکایت یا تهدید به شکایت ممکن نیست و برای کارمندان عادی امنیت شغلی وجود ندارد. به تازگی، بهکارگیری نیروهای دورکار به شکل پروژهای مطرح شده تا از جریانات بدهیها و مسائل مربوطه بیخبر باشند و پرداختها به راحتی صورت گیرد. برای ارزیابی صحت این صحبتها، میتوان خروجی کار شرکت را بررسی کرد و منبع درآمدهای آن را مشخص کرد. ارتباط با کارمندان قدیمی شرکت در لینکدین میتواند دید بهتری بدهد و اطلاعات بیشتری ارائه دهد.
نگفتههای پشت سر این شرکت در سایتها اغلب مغرضانه به نظر میرسید و من هم تا حدودی بهش فکر کرده بودم. اما روز مصاحبه کاملا متفاوت بود؛ یکی از بهترین تجربههای مصاحبهام را داشتم و به نظر میرسید که شانس قبولی دارم. فرد مصاحبهکنندهای که با او گفتوگو داشتم و همچنین تیم منابع انسانی خیلی محترم بودن و به نظر میرسیدند که دانش و اشراف خوبی دارند. امیدوارم هرچه که خیر است، رخ بدهد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.