تا کنون پرداخت حقوق های ما در این 12 سال کاری زمان خاصی نداشته. امکان پیشرفت در این شرکت وجود ندارد و حتما باید با روابط و یا تملق به جایگاه بالاتر رسید. تایم کاری ای که در رده شغلی تعریف شده با تایمی که مدیران انتظار دارند کاملا متفاوت است و حتی اضافه کاری هم دریافت نمی شود. الآن که 11 اردیبهشت و روز کارگر است، ما هنوز حقوق فروردین ماهمون رو نگرفتیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه به عنوان مدیر فروش رفتم و از همان ابتدا کاهش نظم و مدیریتی پرنوسان را احساس کردم. مدیرعامل وعدههای زیادی داد، اما به مرور دریافتم مجموعه در وضعیت نامطمئنی به سر میبرد و به شدت از نظر سازماندهی دچار اشکال است. کارها به صورت پراکنده انجام شده و فشار فشارهای مدیریتی از طرف مدیرعامل بیاندازه بود. حقوق پرسنل بیش از سه ماه تأخیر داشت و این تأخیر باعث ضعف عملکرد تیم میشد. در محیطی که نیروهای مختلف بدون ثبات استخدام میشدند، برخی کارها به دلیل حفظ حقوق دریافت نشده کیفیت لازم را پیدا نمیکردند و این موضوع اثر منفی روی خروجیها میگذاشت. با وجود این مسائل، رفتارهای خام و دخالتهای جزئی و کلی مدیرعامل به چشم میآمد و در طول یک سال چندین نفر بهعنوان مدیر فروش وارد مجموعه شدند و خود را از پروژهها کنار میکشیدند یا خروج میکردند. تنها یک نفر توانست بیشتر از چهارهفته دوام بیاورد و در مقابل، طی مدت کوتاهی تعداد مدیران اجرایی تغییر کرد و این تغییرات بدون برنامه مشخص و بدون جذب نیروهای متخصص صورت میگرفت. پیشنهاد میکنم قبل از وارد شدن به چنین محیطی، وقت و رزومه خود را بیخودی به خطر نیندازید و با احتیاط تصمیم بگیرید.
کاربین یک شرکت تو حوزه مهاجرته و از کاریابی های قدیمی بین المللی تو تهرانه.. تخصص اصلی شون، پیدا کردن کار تو آلمانه خاصه گرفتن بلوکارت. البته تو استرالیا هم قوی هستن. فضای کاری تو این شرکت دوستانه و صمیمی هست. اگر علاقمند به کار تو حوزه مهاجرت هستی، این موسسه رو بهت پیشنهاد میکنم.
حدودا یکسال سابقه حضور در سازمان دارم. حقوق به موقع میده، رفاهیات داره، بزرگه و... اما به شدت مدیریت ضعیفی داره، البته اغلب سازمان های دولتی به همین صورت هست. فضای نامنظم و عدم وجود شایسته سالاری رو با پوست و استخون حس خواهید کرد. اغلب مدیران سازمان، مهندس هایی هستند که هیچ تجربه و دانش مدیریتی ندارند. دیگه وابسته به شرایط اوضاع از متوسط رو به پایین تا فاجعه غیرقابل هضم در ادارات پیش میره ولی اگر دنبال پیشرفت و یادگیری زیاد و رشد نیستید، جای خوبیه. در بخش محسوسی از سازمان هیچ فشار کاری نیست چون عملا کاری نیست! صرفا ظاهرسازی میکنند. شما هستید و یک روتین رفت و امدی با حقوق و رفاهیات خوب نسبت به کار خاصی که انجام نمی دهید. طبیعی هست که گاهی بواسطه پول یا سرمایه نامشهود برندشون ادم های توانمندی هم گذری وارد سازمان می کنند ولی یا تحت تاثیر سیستم ناکارامد میشه یا از سازمان میره
اکر دنبال جایی با حاشیه بالا و همکارانی بی تجربه و پر ادعا هستید بهترین انتخاب است. بانک مسکن هم دنبال حاشیه و ناواکو حیات خلوت مدیران بی خاصیت بانک است.
به این نکته پی بردم که فضای سایت معمولا بدون ممیزی یا ارزیابی معتبر است و نمیشود به محتوای آن به سادهترین شکل اعتماد کرد. اگر جای شرکت بودم، در چنین وضعیتی چه کار میکردم؟ به نظر میرسد بخش عمده نظرات اینجا از دلخوریها یا تجربههای شخصی نشأت میگیرد و کمکم به جایگاه منابع معتبر لطمه میزند. منابع انسانی برای هر سازمان همچون سرمایهاند و طبیعی است که شرکتها از کارکنان خود حمایت کنند. معمولا اختلافاتی که مطرح میشود، بیشتر جنبه فردی دارد تا نشاندهنده ضعف کل مجموعه. در واقع، محتوای این سایت بیشتر سبب ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها میشود تا کمکی مفید. اگر کسی تصور کند که چون هر نظری آزاد است، اینجا جای مطلوبی است، باید بگویم اشتباه میکند؛ در این محیط هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر چیزی به محض انتشار منتشر میشود. برای رقى دیدن قضایا، نگاه صریحتری لازم است. من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات بودم و تجربه آن، به جز ضرر نتیجه دیگری در پی نداشت. بیایید با رویکردی منطقی و آگاهانهتر تصمیم بگیریم.
دوست گرامی که این تجربه را میخوانی، گاهی به نظرات اینجا نگاه میکنم و از خودم میپرسم آیا میشود به محتوایی اعتماد کرد که هیچ سازوکاری برای تایید صحت ندارد؟ پیش از هر قضاوتی، بیاید به جای شرکتها بنشینم و شرایط را مرور کنم. در روزگار پرچالش بازار و با دشواریهای درآمد، اگر جای آنها بودم چگونه عمل میکردم؟ آیا تصور میکنید اکثر دیدگاههای اینجا به خاطر دلخوریها یا تجربههای شخصی نوشته شدهاند؟ واقعیت این است که در هر سازمانی منابع انسانی مثل سرمایه آن هستند، بنابراین منطقی است که شرکت از کارکنانش حمایت کند. اختلافهای مطرحشده اغلب جنبه شخصی دارد و لزوما نشاندهنده بد بودن کل مجموعه نیست. واقعیت این است که محتوای این سایت تا حد زیادی میتواند ترس و تردید ایجاد کند و فرصتها را از بین ببرد. اگر فکر میکنید اینجا محیط خوبی برای انتشار هر نظری است، باید بگویم در اشتباهید، زیرا هیچگونه نظارت یا بررسیای روی مطالب نیست و هر چیزی فورا منتشر میشود. بیاییم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر برخی نظرات این سایت بودم، اما نتیجه این وابستگی تنها به ضرر ختم شد. بیاییم با دقت تصمیم بگیریم و عاقلانهتر عمل کنیم.
دوست گرامی، تا حالا به این فکر کردی که میشه به محتوای همینجا اعتماد کرد وقتی هیچ ممیزی یا اعتبارسنجیای وجود نداره؟ قبل از هر قضاوتی، بذار جای شرکتها باشم و شرایط بازار و دشواریهای درآمدزایی رو تصور کنم؛ اگر جای اونها بودی چه کار میکردی؟ فکر میکنی اکثر نظرات اینجا نتیجه دلخوریها یا تجربههای فردی باشه؟ در واقع، منابع انسانی برای هر کسبوکار مثل سرمایهاست و طبیعی است که شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا شخصیاند نه نشانهی بد بودن کل مجموعه. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمک، گاهی ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها رو به همراه داره. اگر فکر میکنی چون هر نظری ممکنه منتشر بشه، اینجا جای خوبیه، باید بگم در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارتی روی مطالب انجام نمیشه و هر چیزی در همان لحظه منتشر میشه. بیایم منطقیتر نگاه کنیم... اوایل تحت تأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری جز ضرر چیزی نبود. بیخیال افراط شویم و با دقت تصمیم بگیریم.
من همیشه به خاطر دارم که وقتی با این سایت برخورد کردم، واقعیت این بود که هیچ نظارت یا اعتبارسنجی مشخصی وجود ندارد و هر چیزی بدون کمترین فیلتر منتشر میشود. با وجود این دیدگاهها، قبل از هر قضاوتی بیایید کمی به شرایط شرکتها نگاه کنیم. در فضای پرالتهاب بازار و چالشهای درآمدزایی، اگر جای مدیران بودم چه راهی را میرفتم؟ آیا به نظر نمیرسد اکثر گفتههای اینجا از دلخوریها و تجربههای شخصی نشأت میگیرد؟ به عنوان یک سرمایه انسانی، افراد همانند سرمایههای یک سازماناند و طبیعی است که شرکتها از کارکنانشان حمایت کنند. اغلب اختلافات مطرحشده جنبه شخصی دارند و لزوما نشاندهنده بد بودن کل تیم نیست. واقعا محتوای این سایت زیاد به سود نیست و میتواند باعث ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر فکر میکنی چون هر نظری را میتوان منتشر کرد، جای مناسبی است باید بگویم در اشتباهی؛ هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر مطلب بلافاصله منتشر میشود. بیاییم با رویکرد منطقیتری به قضیه نگاه کنیم. من هم در آغاز تحت تأثیر دیدگاههای اینجا بودم اما تجربهام از این تحتتأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نصیبم نکرد. بیایید با فکر و تصمیمی آگاهتر پیش برویم.
من در این تجربه دیدم که از شرکت کارگزاری بیمه فرزام شکایتی درباره چند رفتار ناعادلانه مطرح شده است. اما قبل از هر چیز باید به نکتهای اشاره کنم: متن اصلی حاوی اتهامات غیرقابل ثابت شدن و کلیگوییهایی است که ما نباید آنها را به صورت مطلق بیان کنیم. بنابراین بازنویسی من با حفظ معنای کلی و احساس کاربر، با بیانی واقعبین و مسئولانه صورت میگیرد و از تکرار یا تأیید هر ادعای غیرقابل اثبات خودداری میکنم. من تجربهام را با صدای روشن و صریح توضیح میدهم: در محیط کار، احساس کردم که حقوق و مزایای کارکنان به شکل نامطلوبی مورد بیتوجهی قرار میگیرد و پرداخت حق و حقوق به خوبی انجام نمیشود؛ به نظر میرسید که مزایای بیمه در اولویت است و حقوق جداگانهای برای کارکنان ندارد. همچنین مشاهده کردم که برخی همکاران به نظر میرسیدند با مشکلات خانوادگی و مسائل شخصی روبهرو هستند و در رفتار حرفهای با آنها فاصلههایی وجود دارد. به نظر میرسید تعدادی از همکاران بدون مجوز یا نظارت مناسب، به فعالیتهای خارج از چارچوب صحیح دست میزنند و این موضوع به محیط کار آسیب میرساند. در نتیجه نگرانیهایی درباره سوءاستفادههای احتمالی از منابع شرکت و بینظمیهای مالی مطرح شد. بهطور کلی احساس کردم شرکت فرزندهای از قوانین داخلی و نظارتهای حرفهای دور میشود و این موضوع بر اعتماد تیم اثر میگذارد. نکتهای که تأکید دارم این است که این تجربه به من احساس بیاعتمادی نسبت به مدیریت و فرآیندهای اجرایی را منتقل کرده است و نیازمند پیگیری برای بهبود شفافیت حقوقی، حمایت از کارکنان و بازبینی روشهای کارآیی و نظارت است.
سلام و درود من ۴سالی با این موسسه همکاری داشتم. میتونم بگم امکان رشد خوبی داره و بچه های قوی تو این مجموعه کار میکنن. با آروزی موفقیت برای دوستان جویای کار.
ادم های که فقط در ظاهر حرف از دین و ایمان میزنن ولی حق کارگر میخورن خدا بزنه توی کمر تک تکشون . ریا اگر تصویر بود میشد شرکت رادین با اون تیم ریا کار مسخره اش
با حضور تیم جدید بیشتر فهمیدم ؛ مدیر عامل بانک و معاونت فناوری اطلاعات شدن قابلیتی می خواهد که هر کسی ندارد بتوانی هم خودت دزد و کلاش باشی هم همراه خوبی برای دزدان قافله ات باشی آقایون مشاور و جمع رفقا هم از توبره می خورن و هم از آخور حیف پول مردم!!!!!!!
من با وجود آغاز promising، خیلی زود متوجه شدم که فضای کار به شدت به سلیقهای تبدیل میشود و رفتار مدیران بر روند کار اثر میگذارد. اگر مدیر با شما همدل نباشد، نه تنها پیشرفتی محسوس ندارید، بلکه آرامش کاری هم از دست میدهید. شرکت بویژه شاهد مدیرانی با سابقه طولانی و غیرمتخصص در برخی بخشها بود که به جای تخصص، تنها به عنوان مدیر بخش منصوب میشدند. مدیرعامل هم به صورت روزانه تغییر میکرد و ما اصلا فهم درستی از کسی که اکنون مدیرعامل است نداشتیم و این بیثباتی باعث سردرگمی میشد. تجربه خروج از شرکت هم دیدنی بود؛ پس از ده ماه از ترک کار، همچنان تسویهحسابم انجام نشده بود و این مسئله ادامه دار شد. از نظر من، در کل شرایط کار به شدت ناراضیکننده و ناپایدار بود.
دنبال دیدگاه من پیرامون محتوای اینجا هستی؟ من هم اوایل تحتتأثیر نظراتی که بدون ممیزی یا اعتبارسنجی منتشر میشوند، تردید داشتم اما به مرور فهمیدم که نباید با این شکل از محتوا تصمیم گرفت. در شرایط فعلی بازار و دشواریهای درآمدی، اگر جای شرکتها بودم، به چه چیزی فکر میکردم؟ به این نکته هم فکر کن که بسیاری از نظردهیها ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردی است و نمیشود بهطور کل صحت یا نابسامانی کل مجموعه را با آنها سنجید. اصولا منابع انسانی، مثل سرمایهای ارزشمند برای هر سازماناند و طبیعی است که شرکتها از کارمندهای خود حمایت کنند. اختلافات موجود بیشتر جنبه شخصی دارد تا اینکه نمایانگر بدی یک مجموعه باشد. واقعیت این است که این فضا بیش ازآنکه مفید باشد، گاهی موجب ترس، دودستگی و از دست رفتن فرصتها میشود. اگر تصور میکنی اینجا چون امکان انتشار هر نظری وجود دارد، جای مناسبی است، باید بگویم در واقع این باور درست نیست؛ هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب صورت نمیگیرد و هر چیزی بلافاصله منتشر میشود. بیا با نگاهی منطقیتر به قضیه نگاه کنیم. من هم در ابتدای مسیر تحت تأثیر این نظرات بودم، اما تجربهام از این تأثیرگذاری جز ضرر نبوده است. بیاییم با دقت و تصمیمی مستدلتر پیش برویم.
دوست عزیزی که داری نظرات این سایت رو میخونی، تا حالا فکر کردی میشه به محتوای اینجا که نه ممیزی داره و نه اعتبارسنجی، اعتماد کرد؟! قبل از هر قضاوتی، یه لحظه خودتو بذار جای این شرکتها. تو این شرایط سخت بازار و مشکلات درآمدزایی، اگه جای اونا بودی چیکار میکردی؟ فکر نمیکنی بیشتر نظراتی که اینجا نوشته شده، ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ واقعیت اینه که تو هر کسبوکاری، منابع انسانی مثل سرمایهاش میمونه. پس منطقیه که یه شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا حالت شخصی دارن، نه لزوما نشونه بد بودن کل اون مجموعه. راستش، محتوای این سایت بیشتر از اینکه کمکی کنه، باعث ترس، تردید و از دست دادن فرصتها میشه. اگه فکر میکنی این سایت چون اجازه میده هر نظری منتشر بشه، جای خوبیه، باید بگم سخت در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب نداره و هر چیزی همون لحظه منتشر میشه. یکم منطقیتر نگاه کنیم... من خودم اوایل تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهم از این تحت تأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نشد. بیاییم عاقلانهتر تصمیم بگیریم.
دونوتن از روزهای اول فهمیدم که فضای این شرکت با رفتارهای توهینآمیز و بیاحترامی نسبت به کارمندان همراه است. گروهی که اسمش را کدی گذاشتهاند، به جای تمرکز روی بهبود و رشد، بیشتر دغدغهی پر کردن جیب خودشان و تخلیه عقدههای روانیشان از طریق کارمندان است. فشار کاری غیرمنصفانه و کمتوجهی به نیازها و حقوق نیروها به چشم میخورد و اصول اولیهشان شامل تحقیر و بیتوجهی به مزایا و شرایط کاری بود. از تیمهای مختلفی که در مجموعه وجود داشتند، کدی در بازاریابی، کدی در بازرگانی و منابع انسانی هم به نظر میرسید که مسیرهای جداگانهای برای بهرهبرداری از کارمندان دارند. به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم حتی با حقوق مناسب به چنین محیطی وارد شوید.
یکی از مهم ترین مزیت شرکت آرمان در حال حاضر بودن مدیر عاملی دلسوز و پیگیر در این شرکت هست. که در این دوره و زمونه کم پیدا می شه. جناب دکتر ***** در کمتر از ۱.۵ سال سه محصول بانکداری باز و موبایل بانک و پیشخوان مجازی بانکداری دیجیتال رو از هیچ برای بانک توسعه صادرات به ارمغان آورد. و یکی از مزیت این شرکت در دسترس بودن مدیرعامل و پیگیر بودن و صحبت کردن مستقیم مدیر عامل با بچه ها ست. و برای من باعث افتخاره با بیش از ۸ سال سابقه در این شرکت حرفه ای کار می کنم.
بهطور خلاصه از کار در ویستا سامانه آسا تجربهای داشتم که هم جنبههای مثبت داشت و هم نکتههای منفیای که ترجیح میدهم با احتیاط بازگو کنم. اول صبحها باید در شرکت حضور میافتادم و برای حقوق، مقدار دقیق را به تومان محاسبه میکردند؛ حقوق سه ماه بهطور مساوی تقسیم میشد و بیمه هر ماه واریز میشد. برخلاف تصور، بخشی از مبلغ بهعنوان کارانه در نظر گرفته میشد که تعریف دقیق آن با حقوق مطابقت ندارد و از اینرو توضیح مشخصی دربارهی نحوهی محاسبه ارائه نمیشد. بیمهی تکمیلی وجود داشت، اما نگرانیهایی دربارهی کیفیت انتخاب شرکت بیمه و احتمال سو استفاده مطرح بود. اتاق استراحت بهعنوان فضای آرامش معرفی میشد، اما بهقول همکاران، کارکرد ایمنیش زیر سؤال بود و استفادهی بیش از حد از آن به مشکلاتی منجر میشد. اتاق بازی هم وجود داشت، اما با محدودیت زمانی که در نظر گرفته میشد احتمالا نتیجهبخش نبود. اخلاق و رفتار در محیط کار گاهی بهسمت گشادهگوییهای شخصی میرفت؛ از نظر برخی همکاران، برخورد با همکاران مرد و زن بهنوعی مناسب بود و گاهی امکان تعامل غیرکاری وجود داشت. منابع انسانی گاهی خوب و کارآمد جلوه میکرد اما با توجه به اینکه کادر جدید غالبا جوان بودند، مدیریت برخورد حرفهای بعضا کمبودهایی داشت. تیم روانشناسی شرکت هم فعال بود و گاهی مطالب مفیدی منتشر میکرد که در حقوقم تأثیرگذار نبود. یک وعده میوه ارائه میشد و برای تغذیه، مبلغی برای خرید ناهار یا استفاده برای پارکینگ و لوازم جانبی اختصاص داده میشد. صبحانه اگر قبل از ساعت هشت و سی دقیقه حضور داشتم، فراهم میشد و در لابی کافه کوچکی وجود داشت که باید برای نوشیدن قهوه لیوان را با خود میبردم. به مناسبتهای تعطیلات، بستههای آجیل کوچکی داده میشد که کمتر از یک کیلو وزن داشت. اضافهکاری معمول نبود مگر اینکه تیم لید درخواست تأیید میداد. گزارشهای لاگ در جیرا تأثیر مستقیم بر حقوق داشتند که برخی اظهار میکردند اینطور نیست؛ اما در عمل تاثیر داشت. بودجهی آموزشی وجود داشت اما محدود بود و بهطور معمول با وضعیت حقوق همسو نبود. برای ترک کار و گواهی حسن انجام کار ارائه میشد و در صورت تمایل به مهاجرت تحصیلی، مدت همکاری طولانی میتوانست نامهی جابآفر کمک کند تا مدارک سفارت تکمیل شود. رعایت بهداشت و شیوهی پوشش هم ارزیابی میشدند و روی حقوق اثر داشتند. برای آیندهنگری و بازنشستگی، شرکت در مقایسه با جنبههای تجربهیارانه، گزینهی خوب بود اما برای گرفتن تجربهی تازه چندان مطلوب نبود. اغلب شرکتها بهسرعت از تکنولوژیهای نوین استفاده نمیکردند و بهآرامی به سمت فناوریهای جدید حرکت میکردند تا بقیه هم بتوانند به آن برسند. اگر قصد کارکردن در آسا را دارید، باید صبور باشید؛ با وجود پراکتیسهای ناکارآمد، تیم لیدها گاهی بیسواد بهنظر میرسیدند و یافتن راهی برای تأثیرگذاری و یاد دادن به آنها کار دشواری بود. اما انصافا بقیهی تیمها و دوستان همکاران، افراد خوبی بودند و کار را بهطور کلی تجربهی خوشایندی میکرد.
بهراستی محیط کاریمون خیلی نامنظم بود و در نتیجه احساس بیاعتمادی و ناامیدی داشتم. تجربهم این بود که در شرکت ویستا سامانه آسا با واژهها و رفتارهای غیرحرفهای روبهرو شدم و بسیاری از استانداردهای کار تیمی و منابع انسانی به چشم نمیخورد. اولا فضا و رفتارهای نامناسبی وجود داشت که بهنوعی حقوق کارکنان هم رعایت نمیشد و فشارهای غیرمنصفانه و سوءاستفادههای رفتاری به چشم میخورد. مسئله این بود که ارتباطات داخلی به نحوی بود که به نظر نمیآمد حمایت لازم از تیم وجود دارد و مدیران هم حمایت واقعی نمیکردند. در نتیجه آرامش کاری کم بود و محیط برای انجام وظایف استاندارد مناسب نبود. ثانیا رویکردهای مدیریتی ناکارآمد و برخی از شیوههای انگیزشی غیرواقعی باعث اتلاف وقت شد. بهطور مشخص، برنامهریزی کافی و ساختارهای روشن برای کارها وجود نداشت و اغلب پروژهها با تاخیر یا عدم وضوح requisitos مواجه میشدند. در نهایت، نتیجهای که از این تجربه گرفتم این بود که فضای کار، در مجموع بهسلامت حرفهای من لطمه زد و احساس کردم زمان و انرژیام خیلی هدر میرود. با این وجود، نکتههای مثبت هم وجود داشت که من از آنها برای بهبود آینده استفاده کردم، مثل یادگیری مدیریت زمان و درخواست روشنتر برای انتظارها و پشتیبانیهای لازم از تیم.
تا کنون پرداخت حقوق های ما در این 12 سال کاری زمان خاصی نداشته. امکان پیشرفت در این شرکت وجود ندارد و حتما باید با روابط و یا تملق به جایگاه بالاتر رسید. تایم کاری ای که در رده شغلی تعریف شده با تایمی که مدیران انتظار دارند کاملا متفاوت است و حتی اضافه کاری هم دریافت نمی شود. الآن که 11 اردیبهشت و روز کارگر است، ما هنوز حقوق فروردین ماهمون رو نگرفتیم.
برای مصاحبه به عنوان مدیر فروش رفتم و از همان ابتدا کاهش نظم و مدیریتی پرنوسان را احساس کردم. مدیرعامل وعدههای زیادی داد، اما به مرور دریافتم مجموعه در وضعیت نامطمئنی به سر میبرد و به شدت از نظر سازماندهی دچار اشکال است. کارها به صورت پراکنده انجام شده و فشار فشارهای مدیریتی از طرف مدیرعامل بیاندازه بود. حقوق پرسنل بیش از سه ماه تأخیر داشت و این تأخیر باعث ضعف عملکرد تیم میشد. در محیطی که نیروهای مختلف بدون ثبات استخدام میشدند، برخی کارها به دلیل حفظ حقوق دریافت نشده کیفیت لازم را پیدا نمیکردند و این موضوع اثر منفی روی خروجیها میگذاشت. با وجود این مسائل، رفتارهای خام و دخالتهای جزئی و کلی مدیرعامل به چشم میآمد و در طول یک سال چندین نفر بهعنوان مدیر فروش وارد مجموعه شدند و خود را از پروژهها کنار میکشیدند یا خروج میکردند. تنها یک نفر توانست بیشتر از چهارهفته دوام بیاورد و در مقابل، طی مدت کوتاهی تعداد مدیران اجرایی تغییر کرد و این تغییرات بدون برنامه مشخص و بدون جذب نیروهای متخصص صورت میگرفت. پیشنهاد میکنم قبل از وارد شدن به چنین محیطی، وقت و رزومه خود را بیخودی به خطر نیندازید و با احتیاط تصمیم بگیرید.
کاربین یک شرکت تو حوزه مهاجرته و از کاریابی های قدیمی بین المللی تو تهرانه.. تخصص اصلی شون، پیدا کردن کار تو آلمانه خاصه گرفتن بلوکارت. البته تو استرالیا هم قوی هستن. فضای کاری تو این شرکت دوستانه و صمیمی هست. اگر علاقمند به کار تو حوزه مهاجرت هستی، این موسسه رو بهت پیشنهاد میکنم.
حدودا یکسال سابقه حضور در سازمان دارم. حقوق به موقع میده، رفاهیات داره، بزرگه و... اما به شدت مدیریت ضعیفی داره، البته اغلب سازمان های دولتی به همین صورت هست. فضای نامنظم و عدم وجود شایسته سالاری رو با پوست و استخون حس خواهید کرد. اغلب مدیران سازمان، مهندس هایی هستند که هیچ تجربه و دانش مدیریتی ندارند. دیگه وابسته به شرایط اوضاع از متوسط رو به پایین تا فاجعه غیرقابل هضم در ادارات پیش میره ولی اگر دنبال پیشرفت و یادگیری زیاد و رشد نیستید، جای خوبیه. در بخش محسوسی از سازمان هیچ فشار کاری نیست چون عملا کاری نیست! صرفا ظاهرسازی میکنند. شما هستید و یک روتین رفت و امدی با حقوق و رفاهیات خوب نسبت به کار خاصی که انجام نمی دهید. طبیعی هست که گاهی بواسطه پول یا سرمایه نامشهود برندشون ادم های توانمندی هم گذری وارد سازمان می کنند ولی یا تحت تاثیر سیستم ناکارامد میشه یا از سازمان میره
اکر دنبال جایی با حاشیه بالا و همکارانی بی تجربه و پر ادعا هستید بهترین انتخاب است. بانک مسکن هم دنبال حاشیه و ناواکو حیات خلوت مدیران بی خاصیت بانک است.
به این نکته پی بردم که فضای سایت معمولا بدون ممیزی یا ارزیابی معتبر است و نمیشود به محتوای آن به سادهترین شکل اعتماد کرد. اگر جای شرکت بودم، در چنین وضعیتی چه کار میکردم؟ به نظر میرسد بخش عمده نظرات اینجا از دلخوریها یا تجربههای شخصی نشأت میگیرد و کمکم به جایگاه منابع معتبر لطمه میزند. منابع انسانی برای هر سازمان همچون سرمایهاند و طبیعی است که شرکتها از کارکنان خود حمایت کنند. معمولا اختلافاتی که مطرح میشود، بیشتر جنبه فردی دارد تا نشاندهنده ضعف کل مجموعه. در واقع، محتوای این سایت بیشتر سبب ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها میشود تا کمکی مفید. اگر کسی تصور کند که چون هر نظری آزاد است، اینجا جای مطلوبی است، باید بگویم اشتباه میکند؛ در این محیط هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر چیزی به محض انتشار منتشر میشود. برای رقى دیدن قضایا، نگاه صریحتری لازم است. من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات بودم و تجربه آن، به جز ضرر نتیجه دیگری در پی نداشت. بیایید با رویکردی منطقی و آگاهانهتر تصمیم بگیریم.
دوست گرامی که این تجربه را میخوانی، گاهی به نظرات اینجا نگاه میکنم و از خودم میپرسم آیا میشود به محتوایی اعتماد کرد که هیچ سازوکاری برای تایید صحت ندارد؟ پیش از هر قضاوتی، بیاید به جای شرکتها بنشینم و شرایط را مرور کنم. در روزگار پرچالش بازار و با دشواریهای درآمد، اگر جای آنها بودم چگونه عمل میکردم؟ آیا تصور میکنید اکثر دیدگاههای اینجا به خاطر دلخوریها یا تجربههای شخصی نوشته شدهاند؟ واقعیت این است که در هر سازمانی منابع انسانی مثل سرمایه آن هستند، بنابراین منطقی است که شرکت از کارکنانش حمایت کند. اختلافهای مطرحشده اغلب جنبه شخصی دارد و لزوما نشاندهنده بد بودن کل مجموعه نیست. واقعیت این است که محتوای این سایت تا حد زیادی میتواند ترس و تردید ایجاد کند و فرصتها را از بین ببرد. اگر فکر میکنید اینجا محیط خوبی برای انتشار هر نظری است، باید بگویم در اشتباهید، زیرا هیچگونه نظارت یا بررسیای روی مطالب نیست و هر چیزی فورا منتشر میشود. بیاییم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر برخی نظرات این سایت بودم، اما نتیجه این وابستگی تنها به ضرر ختم شد. بیاییم با دقت تصمیم بگیریم و عاقلانهتر عمل کنیم.
دوست گرامی، تا حالا به این فکر کردی که میشه به محتوای همینجا اعتماد کرد وقتی هیچ ممیزی یا اعتبارسنجیای وجود نداره؟ قبل از هر قضاوتی، بذار جای شرکتها باشم و شرایط بازار و دشواریهای درآمدزایی رو تصور کنم؛ اگر جای اونها بودی چه کار میکردی؟ فکر میکنی اکثر نظرات اینجا نتیجه دلخوریها یا تجربههای فردی باشه؟ در واقع، منابع انسانی برای هر کسبوکار مثل سرمایهاست و طبیعی است که شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا شخصیاند نه نشانهی بد بودن کل مجموعه. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمک، گاهی ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها رو به همراه داره. اگر فکر میکنی چون هر نظری ممکنه منتشر بشه، اینجا جای خوبیه، باید بگم در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارتی روی مطالب انجام نمیشه و هر چیزی در همان لحظه منتشر میشه. بیایم منطقیتر نگاه کنیم... اوایل تحت تأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری جز ضرر چیزی نبود. بیخیال افراط شویم و با دقت تصمیم بگیریم.
من همیشه به خاطر دارم که وقتی با این سایت برخورد کردم، واقعیت این بود که هیچ نظارت یا اعتبارسنجی مشخصی وجود ندارد و هر چیزی بدون کمترین فیلتر منتشر میشود. با وجود این دیدگاهها، قبل از هر قضاوتی بیایید کمی به شرایط شرکتها نگاه کنیم. در فضای پرالتهاب بازار و چالشهای درآمدزایی، اگر جای مدیران بودم چه راهی را میرفتم؟ آیا به نظر نمیرسد اکثر گفتههای اینجا از دلخوریها و تجربههای شخصی نشأت میگیرد؟ به عنوان یک سرمایه انسانی، افراد همانند سرمایههای یک سازماناند و طبیعی است که شرکتها از کارکنانشان حمایت کنند. اغلب اختلافات مطرحشده جنبه شخصی دارند و لزوما نشاندهنده بد بودن کل تیم نیست. واقعا محتوای این سایت زیاد به سود نیست و میتواند باعث ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر فکر میکنی چون هر نظری را میتوان منتشر کرد، جای مناسبی است باید بگویم در اشتباهی؛ هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر مطلب بلافاصله منتشر میشود. بیاییم با رویکرد منطقیتری به قضیه نگاه کنیم. من هم در آغاز تحت تأثیر دیدگاههای اینجا بودم اما تجربهام از این تحتتأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نصیبم نکرد. بیایید با فکر و تصمیمی آگاهتر پیش برویم.
من در این تجربه دیدم که از شرکت کارگزاری بیمه فرزام شکایتی درباره چند رفتار ناعادلانه مطرح شده است. اما قبل از هر چیز باید به نکتهای اشاره کنم: متن اصلی حاوی اتهامات غیرقابل ثابت شدن و کلیگوییهایی است که ما نباید آنها را به صورت مطلق بیان کنیم. بنابراین بازنویسی من با حفظ معنای کلی و احساس کاربر، با بیانی واقعبین و مسئولانه صورت میگیرد و از تکرار یا تأیید هر ادعای غیرقابل اثبات خودداری میکنم. من تجربهام را با صدای روشن و صریح توضیح میدهم: در محیط کار، احساس کردم که حقوق و مزایای کارکنان به شکل نامطلوبی مورد بیتوجهی قرار میگیرد و پرداخت حق و حقوق به خوبی انجام نمیشود؛ به نظر میرسید که مزایای بیمه در اولویت است و حقوق جداگانهای برای کارکنان ندارد. همچنین مشاهده کردم که برخی همکاران به نظر میرسیدند با مشکلات خانوادگی و مسائل شخصی روبهرو هستند و در رفتار حرفهای با آنها فاصلههایی وجود دارد. به نظر میرسید تعدادی از همکاران بدون مجوز یا نظارت مناسب، به فعالیتهای خارج از چارچوب صحیح دست میزنند و این موضوع به محیط کار آسیب میرساند. در نتیجه نگرانیهایی درباره سوءاستفادههای احتمالی از منابع شرکت و بینظمیهای مالی مطرح شد. بهطور کلی احساس کردم شرکت فرزندهای از قوانین داخلی و نظارتهای حرفهای دور میشود و این موضوع بر اعتماد تیم اثر میگذارد. نکتهای که تأکید دارم این است که این تجربه به من احساس بیاعتمادی نسبت به مدیریت و فرآیندهای اجرایی را منتقل کرده است و نیازمند پیگیری برای بهبود شفافیت حقوقی، حمایت از کارکنان و بازبینی روشهای کارآیی و نظارت است.
سلام و درود من ۴سالی با این موسسه همکاری داشتم. میتونم بگم امکان رشد خوبی داره و بچه های قوی تو این مجموعه کار میکنن. با آروزی موفقیت برای دوستان جویای کار.
ادم های که فقط در ظاهر حرف از دین و ایمان میزنن ولی حق کارگر میخورن خدا بزنه توی کمر تک تکشون . ریا اگر تصویر بود میشد شرکت رادین با اون تیم ریا کار مسخره اش
با حضور تیم جدید بیشتر فهمیدم ؛ مدیر عامل بانک و معاونت فناوری اطلاعات شدن قابلیتی می خواهد که هر کسی ندارد بتوانی هم خودت دزد و کلاش باشی هم همراه خوبی برای دزدان قافله ات باشی آقایون مشاور و جمع رفقا هم از توبره می خورن و هم از آخور حیف پول مردم!!!!!!!
من با وجود آغاز promising، خیلی زود متوجه شدم که فضای کار به شدت به سلیقهای تبدیل میشود و رفتار مدیران بر روند کار اثر میگذارد. اگر مدیر با شما همدل نباشد، نه تنها پیشرفتی محسوس ندارید، بلکه آرامش کاری هم از دست میدهید. شرکت بویژه شاهد مدیرانی با سابقه طولانی و غیرمتخصص در برخی بخشها بود که به جای تخصص، تنها به عنوان مدیر بخش منصوب میشدند. مدیرعامل هم به صورت روزانه تغییر میکرد و ما اصلا فهم درستی از کسی که اکنون مدیرعامل است نداشتیم و این بیثباتی باعث سردرگمی میشد. تجربه خروج از شرکت هم دیدنی بود؛ پس از ده ماه از ترک کار، همچنان تسویهحسابم انجام نشده بود و این مسئله ادامه دار شد. از نظر من، در کل شرایط کار به شدت ناراضیکننده و ناپایدار بود.
دنبال دیدگاه من پیرامون محتوای اینجا هستی؟ من هم اوایل تحتتأثیر نظراتی که بدون ممیزی یا اعتبارسنجی منتشر میشوند، تردید داشتم اما به مرور فهمیدم که نباید با این شکل از محتوا تصمیم گرفت. در شرایط فعلی بازار و دشواریهای درآمدی، اگر جای شرکتها بودم، به چه چیزی فکر میکردم؟ به این نکته هم فکر کن که بسیاری از نظردهیها ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردی است و نمیشود بهطور کل صحت یا نابسامانی کل مجموعه را با آنها سنجید. اصولا منابع انسانی، مثل سرمایهای ارزشمند برای هر سازماناند و طبیعی است که شرکتها از کارمندهای خود حمایت کنند. اختلافات موجود بیشتر جنبه شخصی دارد تا اینکه نمایانگر بدی یک مجموعه باشد. واقعیت این است که این فضا بیش ازآنکه مفید باشد، گاهی موجب ترس، دودستگی و از دست رفتن فرصتها میشود. اگر تصور میکنی اینجا چون امکان انتشار هر نظری وجود دارد، جای مناسبی است، باید بگویم در واقع این باور درست نیست؛ هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب صورت نمیگیرد و هر چیزی بلافاصله منتشر میشود. بیا با نگاهی منطقیتر به قضیه نگاه کنیم. من هم در ابتدای مسیر تحت تأثیر این نظرات بودم، اما تجربهام از این تأثیرگذاری جز ضرر نبوده است. بیاییم با دقت و تصمیمی مستدلتر پیش برویم.
دوست عزیزی که داری نظرات این سایت رو میخونی، تا حالا فکر کردی میشه به محتوای اینجا که نه ممیزی داره و نه اعتبارسنجی، اعتماد کرد؟! قبل از هر قضاوتی، یه لحظه خودتو بذار جای این شرکتها. تو این شرایط سخت بازار و مشکلات درآمدزایی، اگه جای اونا بودی چیکار میکردی؟ فکر نمیکنی بیشتر نظراتی که اینجا نوشته شده، ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ واقعیت اینه که تو هر کسبوکاری، منابع انسانی مثل سرمایهاش میمونه. پس منطقیه که یه شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا حالت شخصی دارن، نه لزوما نشونه بد بودن کل اون مجموعه. راستش، محتوای این سایت بیشتر از اینکه کمکی کنه، باعث ترس، تردید و از دست دادن فرصتها میشه. اگه فکر میکنی این سایت چون اجازه میده هر نظری منتشر بشه، جای خوبیه، باید بگم سخت در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب نداره و هر چیزی همون لحظه منتشر میشه. یکم منطقیتر نگاه کنیم... من خودم اوایل تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهم از این تحت تأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نشد. بیاییم عاقلانهتر تصمیم بگیریم.
دونوتن از روزهای اول فهمیدم که فضای این شرکت با رفتارهای توهینآمیز و بیاحترامی نسبت به کارمندان همراه است. گروهی که اسمش را کدی گذاشتهاند، به جای تمرکز روی بهبود و رشد، بیشتر دغدغهی پر کردن جیب خودشان و تخلیه عقدههای روانیشان از طریق کارمندان است. فشار کاری غیرمنصفانه و کمتوجهی به نیازها و حقوق نیروها به چشم میخورد و اصول اولیهشان شامل تحقیر و بیتوجهی به مزایا و شرایط کاری بود. از تیمهای مختلفی که در مجموعه وجود داشتند، کدی در بازاریابی، کدی در بازرگانی و منابع انسانی هم به نظر میرسید که مسیرهای جداگانهای برای بهرهبرداری از کارمندان دارند. به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم حتی با حقوق مناسب به چنین محیطی وارد شوید.
یکی از مهم ترین مزیت شرکت آرمان در حال حاضر بودن مدیر عاملی دلسوز و پیگیر در این شرکت هست. که در این دوره و زمونه کم پیدا می شه. جناب دکتر ***** در کمتر از ۱.۵ سال سه محصول بانکداری باز و موبایل بانک و پیشخوان مجازی بانکداری دیجیتال رو از هیچ برای بانک توسعه صادرات به ارمغان آورد. و یکی از مزیت این شرکت در دسترس بودن مدیرعامل و پیگیر بودن و صحبت کردن مستقیم مدیر عامل با بچه ها ست. و برای من باعث افتخاره با بیش از ۸ سال سابقه در این شرکت حرفه ای کار می کنم.
بهطور خلاصه از کار در ویستا سامانه آسا تجربهای داشتم که هم جنبههای مثبت داشت و هم نکتههای منفیای که ترجیح میدهم با احتیاط بازگو کنم. اول صبحها باید در شرکت حضور میافتادم و برای حقوق، مقدار دقیق را به تومان محاسبه میکردند؛ حقوق سه ماه بهطور مساوی تقسیم میشد و بیمه هر ماه واریز میشد. برخلاف تصور، بخشی از مبلغ بهعنوان کارانه در نظر گرفته میشد که تعریف دقیق آن با حقوق مطابقت ندارد و از اینرو توضیح مشخصی دربارهی نحوهی محاسبه ارائه نمیشد. بیمهی تکمیلی وجود داشت، اما نگرانیهایی دربارهی کیفیت انتخاب شرکت بیمه و احتمال سو استفاده مطرح بود. اتاق استراحت بهعنوان فضای آرامش معرفی میشد، اما بهقول همکاران، کارکرد ایمنیش زیر سؤال بود و استفادهی بیش از حد از آن به مشکلاتی منجر میشد. اتاق بازی هم وجود داشت، اما با محدودیت زمانی که در نظر گرفته میشد احتمالا نتیجهبخش نبود. اخلاق و رفتار در محیط کار گاهی بهسمت گشادهگوییهای شخصی میرفت؛ از نظر برخی همکاران، برخورد با همکاران مرد و زن بهنوعی مناسب بود و گاهی امکان تعامل غیرکاری وجود داشت. منابع انسانی گاهی خوب و کارآمد جلوه میکرد اما با توجه به اینکه کادر جدید غالبا جوان بودند، مدیریت برخورد حرفهای بعضا کمبودهایی داشت. تیم روانشناسی شرکت هم فعال بود و گاهی مطالب مفیدی منتشر میکرد که در حقوقم تأثیرگذار نبود. یک وعده میوه ارائه میشد و برای تغذیه، مبلغی برای خرید ناهار یا استفاده برای پارکینگ و لوازم جانبی اختصاص داده میشد. صبحانه اگر قبل از ساعت هشت و سی دقیقه حضور داشتم، فراهم میشد و در لابی کافه کوچکی وجود داشت که باید برای نوشیدن قهوه لیوان را با خود میبردم. به مناسبتهای تعطیلات، بستههای آجیل کوچکی داده میشد که کمتر از یک کیلو وزن داشت. اضافهکاری معمول نبود مگر اینکه تیم لید درخواست تأیید میداد. گزارشهای لاگ در جیرا تأثیر مستقیم بر حقوق داشتند که برخی اظهار میکردند اینطور نیست؛ اما در عمل تاثیر داشت. بودجهی آموزشی وجود داشت اما محدود بود و بهطور معمول با وضعیت حقوق همسو نبود. برای ترک کار و گواهی حسن انجام کار ارائه میشد و در صورت تمایل به مهاجرت تحصیلی، مدت همکاری طولانی میتوانست نامهی جابآفر کمک کند تا مدارک سفارت تکمیل شود. رعایت بهداشت و شیوهی پوشش هم ارزیابی میشدند و روی حقوق اثر داشتند. برای آیندهنگری و بازنشستگی، شرکت در مقایسه با جنبههای تجربهیارانه، گزینهی خوب بود اما برای گرفتن تجربهی تازه چندان مطلوب نبود. اغلب شرکتها بهسرعت از تکنولوژیهای نوین استفاده نمیکردند و بهآرامی به سمت فناوریهای جدید حرکت میکردند تا بقیه هم بتوانند به آن برسند. اگر قصد کارکردن در آسا را دارید، باید صبور باشید؛ با وجود پراکتیسهای ناکارآمد، تیم لیدها گاهی بیسواد بهنظر میرسیدند و یافتن راهی برای تأثیرگذاری و یاد دادن به آنها کار دشواری بود. اما انصافا بقیهی تیمها و دوستان همکاران، افراد خوبی بودند و کار را بهطور کلی تجربهی خوشایندی میکرد.
بهراستی محیط کاریمون خیلی نامنظم بود و در نتیجه احساس بیاعتمادی و ناامیدی داشتم. تجربهم این بود که در شرکت ویستا سامانه آسا با واژهها و رفتارهای غیرحرفهای روبهرو شدم و بسیاری از استانداردهای کار تیمی و منابع انسانی به چشم نمیخورد. اولا فضا و رفتارهای نامناسبی وجود داشت که بهنوعی حقوق کارکنان هم رعایت نمیشد و فشارهای غیرمنصفانه و سوءاستفادههای رفتاری به چشم میخورد. مسئله این بود که ارتباطات داخلی به نحوی بود که به نظر نمیآمد حمایت لازم از تیم وجود دارد و مدیران هم حمایت واقعی نمیکردند. در نتیجه آرامش کاری کم بود و محیط برای انجام وظایف استاندارد مناسب نبود. ثانیا رویکردهای مدیریتی ناکارآمد و برخی از شیوههای انگیزشی غیرواقعی باعث اتلاف وقت شد. بهطور مشخص، برنامهریزی کافی و ساختارهای روشن برای کارها وجود نداشت و اغلب پروژهها با تاخیر یا عدم وضوح requisitos مواجه میشدند. در نهایت، نتیجهای که از این تجربه گرفتم این بود که فضای کار، در مجموع بهسلامت حرفهای من لطمه زد و احساس کردم زمان و انرژیام خیلی هدر میرود. با این وجود، نکتههای مثبت هم وجود داشت که من از آنها برای بهبود آینده استفاده کردم، مثل یادگیری مدیریت زمان و درخواست روشنتر برای انتظارها و پشتیبانیهای لازم از تیم.