منابع انسانی ماله کشی که اومدی نظر گذاشتی مشخصه که حتی توی منابع انسانی هم نیستی و حتی توی تیم ما هم نیستی بدبخت، مشخصه جزو بمالو بلیس ها هستی وگرنه میدونستی که کاریزما اینجا 10 میلیارد هم خرج نکرده چه به برسه به ده ها این حرفا رو تحویل ما نده بچه نیستیم کاریزما از حقوق کارمنداش نمیگذره بعد ک.ا ضرر ده ها میلیاردی زده و چیزی نگفتن میخوای ماله بکشی با ماست بکش نه با دوغ مدیر شرکت ای تی رو ورداشتن یه حساب دار گذاشتن، تو میمالی میمونی ما اینجا باید با این یارو کار کنیم خوشبختانه ما مثل تو لنگ حقوق نیستیم و به جای لیسش حرفمونو میزنیم شما فعلا برنامه آخر هفتتو بچین
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعد از اینکه از این مجموعه با تمام چالشهاش اومدم بیدون(حتی یک کامنت منفی گذاشته شده کذب نیست از طریق اکسپت پرسنل قبلی تو لینکدین و یا حتی حضور چند روزه هم میشه تمام حرف ها رو به اثبات رسوند) رفتم برای کار تو مصاحبه تا فهمیدن من تابان شهر کار میکردم گفتنن نمیتونیم با شما همکاری داشته باشیم چون سایت ما رو تابان شهر زده و هزار و یک چالش داشته و اگر اون مجموعه نتونسته این چالش ها رو رفع کنه مطمئنا شما هم که اونجا بودید نمیتونید چون اگر میتونستید ما این سایت داغون رو تحویل نمیگرفتیم روزی که من برای کارآموزی وارد این مجموعه شدم با هزار ادعا از خودشون تعریف کردن که فکر میکردم اگر یه روزی که تمام بی احترامی ها و رفتارهای بیمارگونه پ.ا رو تحمل کنم و رفتارها و نگاه های سنگینش رو بگذرونم و وارد کار بشم موفق هستم اما الان میبینم تحقیر و بی احترامی رو تحمل کردم و در نتیجه هیچ علمی ندارم( تلاش های بی وقفه کردم مدام سرچ میکردم و کسی بودم که با حداقل ترین مشکل پروژه ها رو تحویل میدادم و برخلاف بقیه به بعد مادی که خیلی هم تحت فشار بودم توجه نمیکردم و بیشتر از همه میموندم کار میکردم حتی گاهی ساعت اضافه باز نمیکردم چون برام فقط آموزش مهم بود بماند که خود سرپرست چیزی برای یاددادن نداشت....دلیل اینکه اکثر بچه ها از نداشتن آگاهی مینالن اینه که تابان شهر چند تا گرافیست میخواد که قالب آماده های راستچین و ژاکت و روی دامنه و هاست بالا بیاره و دیزاین کنه نه طراح سایت)و در نهایت چیزی که بعد از این همه وقت متوجه شد اینه که تمام آموخته هام قدیمیه و فقط زمانم تلف شده و سختترین روزها رو با حداقل ترین درآمد گذروندم تازه من که بی حاشیه ترین آدم این مجموعه بودم اما کوبیدن پنجره پرت کردن گوشی الفاظ زشت تحقیر کردن نگاه های سنگین حقوق کم رو تحمل کردم که رزومه بسازم و الان که میخوام کار کنم میگن اطلاعات شما قدیمیه یا میگن چون تو این مجموعه کار کردید مطمئنا نیروی مناسبی برای ما نیستید متاسفم برای خودم که ذوق و شوق آموزشم رو تو این مجموعه گذاشتم از بین بره و تحقیرها رو تحمل کردم برای هیچی
من حدود شش ماه توی چارگون بودم،فاجعه ترین تجربه کاریم بود نه مرخصی میتونستم برم،نه فضای کاری خوبی داشت،نه حقوق انچنانی دریافت میکردم در مجموع چیزی برای ارائه نداشت برام. در ضمن رفتار مدیرانش هم اصلا درست و خوب نبود و کاملا از بالا به پایین بود.
از اسفند 1401 این روزا عین روز روشن بود پاشیدن hr - قانونای تخ.. تخلیلی - برده داری و.... وقتی تذکر میدی گاوی که رعایت نمیکنه اصلا به خودش نمیگیره میگه منظورش من نیستم اونیکه رعایت میکنه به خودش میگیره میگه چشم از فردا بهتر میشم الانم من یا دوستان هرچی بگیم اون بی وجدانی که بیسوادی و مشکل جنسیشو میاره توو محیط کار انگااااااااااااااااااااااااار نه انگااااااااااااااااااااااااااار ولی تووف توو وجدان اوناییکه چه اینجا چه توو شرکت کاسه لیسی کردن خاک برسر کساییکه این پیجو دو هفته بستن اخه مفلوک اینکارارو کردی چی شد؟ چاه پر از گ.. ی که ساختید نزد بالا؟ بخدا شعار نیست قسم به هرچیو هرچیزی که میپرستی شعار نیست یه خورده وجدان داشته باشید.سمت درست واستید امثال شماها مملکتو به اینجا کشوندید که زر مفت میزنید اگر من نکنم یکی دیگه میکنه نکنید میدونم انسان نیستید ولی سعی کنید باشید تووووووووووووووف تو وجدان و شرف هرکی که باعثو بانی این اوضاعه از اون پایین تا بالا
من تجربه کار ثابت ندارم ولی بعنوان پرسشگر چند سالی هست که با این شرکت کار میکنم. البته من با شرکت های مشابه هم کار کردم. این شرکت از بهترین های بازار هست. روزی که بچهام به دنیا اومد فقط این شرکت بود که براش مهم بود و به دادم رسید.خدا بهشون برکت بده.
به نظرم تایگر میتونه کارمای کارای بد هر کسی باشه 😂 اگه میخواین کارما پس بدید برید تایگر و هر روز از اینکه قرارداد امضا کردید پشیمون بشید. توصیف خوبی بود؟ تایگر یه بیزنس خانوادگی به شدت عالی و سود ده برای خود خانواده و به شدت مخرب برای روح و روان کارمندهاشه! جایی که هر روز حس میکنی داری رمان ۱۹۸۴ جورج اورول رو زندگی میکنی 😂 هر ثانیه مانیتور میشی و هر روز یک عدد فرض میشی نه یک انسان! ترکیب رییس به شدت بی ادب و بی توجه و کوتاه فکر و سرپرستهای عموما عقدهای و فرومایه و بیسواد چه خروجی ای میتونه داشته باشه؟ نه سرپرست نه رییس هیچکدوم پشتت نیستن و حس میکنی اضافه ای اونجا. صد سال هم که اونجا کار کنی پیشرفتی نخواهی داشت و اگر ذره ای روح انسانی داشته باشی هنوز، خیلی زود استعفا میدی با دیدن شرایط. در مورد حقوق پرداختی اینو بگم که کمترین حقوق رایج سال رو بهتون خواهند داد و هر سال موقع تمدید قرارداد هم کلی باهاتون چونه خواهند زد حتی سر پونصد تومن! توو پول غلت میزنن ولی موقع پول دادن به کارمند انگار دور از جون همه، جلو سگ استخون میندازن. واقعا چنین حسی داشتم هر بار 🙂 من شده هر جا برم سایت تجربه کاری رو تبلیغ میکنم که افراد بیشتری با این شرکت آشنا بشن و زندگیشونو تباه نکنن حتی برای یک روز! توو اون مدتی که من اونجا بودم همه فرار میکردن به نحوی امیدوارم شما توو این چرخه نیفتی!
دو سه نفری که تعریف کردن یا از خود پرسنل مدیریتی هستند بی ادب ترین مدیریتی هست که من تو تمام عمرم دیدم درکی از شخصیت اجتماعی و شعور حضور در جامعه نداره بد دهن و به شدت عصبی هست که تمام رفتارهاش جز بار و تنش روانی برای پرسنل چیزی نداره این آدم حتی علم این حوزه کاری رو هم ندارد و فقط ادعاست یه بچه ست با کلی مشکلات روحی و روانی این مشکل رو یکی دو نفر ندارن ۹۹درصد مجموعه باهاش دارن اون یه درصد هم مدیرعامل هست که از مدیریت سادیسمیک این آدم حمایت میکنه کسیکه الگوش هیتلر باشه معلومه چه روانییه!!!!نه تنها پرسنل که کارفرما ها هم باهاشون مشکل دارن بارها دعواهای شدید که کارفرما ها با مدیریت داشتن رو تمام پرسنل دیدن و شنیدن بدترین روزهای کاری من مربوط به همون دورهست الان با همون پوزیشن در شرکت بزرگتری کار میکنم بدون ذره ای مشکل... چشم چرون،هیز، بی ادب هستن و هیچ وقت نیروی کار نمیگیرند فقط کارآموز میگیرن که حقوق کارآموزی بدن با نهایت تحقیر و هزار تا فحش و جریمه صد نفر میشینن جلوت تا برگه حقوقی رو که به هزار بهونه سر و تهش رو زدن امضا کنی یه بار نه تشکر بلدن بکنن نه قدردانی اما تا دلتون بخواد عین گوسفند برخورد میکنن و نگاه های مغرورانه و از بالا به پایین دارن وارد شرکت میشی تمام فضا رو دود گرفته بسکه سیگار میکشن شبا هم که تا صبح بعضی از پرسنل میمونن و معلوم نیست چیکار میکنن که وقتی وارد شرکت میشی نمیتونی نفس بکشی اگر شخصیت و شعورتون براتون مهمه تو این شرکت وارد نشید و کار ندید چون چه کارمند باشی چه کارفرما ضرر کردی اگر دختری که کلا این سمتی نرو چون اگر از نظر کاری تحقیر نشی از یه سری موارد دیگه حتما بهت ضربه میزنن مگر اینکه برات مهم نباشه...
دوست عزیز با عنوان "سرمایه انسانی | تمام وقت"خدمتت عرض شود که چه زمانی که تو اون ..کده بودیم چه الان که تو یکی از بهترین شرکت های تهرانم همیشه تمام توانم را گذاشتم مطمئنم بیشتر بچه ها همینطور بودن ما اگه اینجا هستیم برای اینه که به بقیه که کمتر آشنایی دارن امثال دستمالکش هایی مثل شما را بشناسونیم دوست عزیز سرمایه انسانی ، مشخصا یکی از مشکل دار ترین واحد های شرکت با بیشترین مشکل حرفه ای و اخلاقی همین واحدهای مرتبط به HR هستن بهتره به جای فرافکنی و تخریب بچه هایی که بیشترین سهم را توی اندک پیشرفت پروژه های شرکت دارند، کلاهتون را بزارین بالاتر و برنامه آخر هفته را اوکی کنین که زمان کمه و خوراکی و نوشیدنی آخر هفته باید زودتر تامین بشه تا رفقای جینگ شما برای حضور و چرخیدن بین خانم های شرکت مخصوصا تازه کارها و دستچین کردنشون دارن ثانیه شماری میکنن HR کاریزما رسما شده دلال ..... بله کلاهتو بزار بالاتر عزیزم
با عرض سلام و خسته نباشید به یکی دو عزیزی که طی ماه های گذشته این صفحه را مورد عنایت قرار دادند کاریزما طی ۳ ماه گذشته پس از بررسی دقیق میزان بازدهی و عملکرد کارکنان و همچنین مدیران میان رده تصمیم بر این گرفت که تعدادی از ضعیف ترین ها را از مجموعه حذف کند و مدیران و کارمندان لایقتر را جایگزین کند اینکه طی چند هفته گذشته این عزیزان به طرز قابل تحسینی در این صفحه در حال سم پاشی هستند گویای درست بودن این تصمیمات هست وگرنه به قول معروف یک نیروی قوی هیچوقت روی دست نمیماند و پس از جدایی از مجموعه انقدری بیکار نیست که انقدر سم پاشی نسبت به مجموعه انجام بدهد آفای ک.ا یکی از بدترین مدیران میانی این شرکت بود و به صرافی کاریزما ضرر چند ده میلیاردی وارد کرد، سپس مجموعه عذر او را خواست و بدون هیچ چشم داشت و اقدام قضایی ایشان را حذف کرد این فرد متاسفانه پس از اخراج همچنان داخل شرکت حضور پیدا کرده و به سم پاشی خود ادامه می دهد به لطف خدا و همکاری افراد تیم مدیریت جدید شروع به کار کرده و هیچگونه ناهنجاری از تیم علیه مدیریت جدید صورت نگرفته و حتی تیم از این تغییر استقبال هم کردند در نهایت امیدوارم دوستانی که زمان زیادی در این صفحه گذراندند شغلی برای خود پیدا کنند و به دنبال پیشرفت و ارتقای معلومات خود باشند درهای کاریزما همیشه به روی افراد حرفه ای با سطح شعور و دانش بالا باز هست موفق و مؤید باشید
در ابتدای کار فهمیدم که فضای شرکت واقعا حرفهای و منسجم است و حمایت جدی از کارکنان را در اولویت میگذارد. آنها فرآیندهای استخدام را به شکلی کاملا متفاوت از هر چیزی که تا به حال دیده بودم تغییر دادهاند و با فراهم کردن محیطی کاری حرفهای، فرصتهای متنوعی برای توسعه و تجربههای مختلف ایجاد کردهاند. وقتی وارد میشوی، به محض پذیرش در یکی از بخشهای مالی، بازرگانی یا حقوق و دستمزد، یک میز و صندلی به تو داده میشود و بقیهی کار با خودت میافتد، که به نوعی نشان از اعتماد به کاربر و استقلال عمل است. حقوقها به نسبت مناسب است و در دو بخش، با رویکردی منظم و هماهنگ در قالب پرداختهای ماهانه تقسیم میشود تا هم تنوع تجربهها را پوشش دهد و هم هوش هیجانی را تقویت کند.
درود چندین سال توی این شرکت کار میکردم. شرکت در بسیاری از نقاط ضعف داره که مهترین اون مدیریت ضعیف هستش و متاسفانه هیچ انتقادی رو هم قبول نمیکنند. شرایط توی شرکت برای خانم ها بسیار سخته و اصلا پیشنهاد نمی کنم که وارد شن. بنده خودم هم واقعا بعد از ورود بسیار سریع از قرار داد یک طرفه ای که نوشتم پشیمون شدم. محیط کاری بسیار غیرحرفه ای و پر سر و صداست و هیچ موقع تمرکز لازم رو پیدا نمیکنید. نکته منفی دیگه اینه که منابع انسانی شرکت اونطور که باید در حمایت از کارکنان نیستن و بیشتر در خدمت دستورات آقای رییس هستند. چه بسیار مواردی که بنده به خاطر یه هوا خوردن در پشت بام شرکت که توبیخ نشدم! فقط به خاطر چند دقیقه استراحت!! به هر حال اگر برای سلامتیتون ارزش قائلید و دوست ندارید که همیشه در محل کار زیر فشار باشید و ساعت به ساعت از طریق دوربین چک بشید، وارد این شرکت نشید. سپاس
از همان روزهای ابتدایی حضورم در شرکت اتصال یکپارچه حس کردم وارد گروهی فعال و متفاوت شدم. فضایی که با حرفهایگری و تمرکز عمیق بر کار تعریف میشود، فرصت داد مرا در پروژههای مهم مشارکت داده و تجربههای ارزشمندی به من بدهد. با این حال، تجربهام همراه با چند نکته قابل بهبود هم بود؛ برخی روالهای داخلی نیازمند بازنگریاند تا تیم کارآمدتر شود و توزیع وظایف میان اعضا هم میتواند به بهبود کارایی کمک کند. به طور کلی، تجربه من مثبت بود. نقاط قوتی که احساس میکنم از آنها بهره بردم عبارتند از رشد حرفهای که فراهم شد و امکاناتی که در اختیارم قرار گرفت، فرصتهای یادگیری فراوان در محیطی پویا، و برخورداری از فضایی سالم و دوستانه که حس راحتی و انس با تیم را به من القا میکند. اما ضعفهایی هم وجود داشت از جمله فشار کاری گاه سنگین که نیازمند مدیریت بهتری و تعادل میان کار و زندگی است، و برخی جنبههای محیط کار که به نظر رسمی میرسید و ممکن است برای برخی از اعضا احساس ناراحتی ایجاد کند. با همه این موارد، میتوانم بگویم تجربهام در این شرکت مثبت بوده و امیدوارم با تداوم رشد و پیشرفت، این سازمان بهترینها را هم برای تیم و هم برای مشتریانش فراهم کند.
۴ عصر تو راه ۴ صبح میرسیم خونه ۱۲ ساعت کاری حساب میشه مدریت صفر کاری که کشاورزا از الاغ میکشن اینجا از ما میکشن سرپرستای چاپلوس آدم فروش تایم استراحت تو ۱۰ ساعت خر حمالی ۴۵ دقه با شکم پر میفرستنت خاور پر کنی هرکی میاد یچی میگه میره حراست عقده ای
در ابتدای کار، مصاحبهای فنی با شرکت پرداخت اول کیش داشتم که بیشتر حول سابقه کاری من میگشت تا سوالات نظری. بعد از چند روز برای کدنویسی چالش به من زنگ زدند و من گفتنم به دلیل فشار کاری مقداری تاخیر دارم اما در نهایت قبول کردند. دو روز دیگر دوباره پیگیری کردند تا مطمئن شوند که کار چالش را انجام دادهام و صحت انجام آن را تأیید کردند. پس از مدتی با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه منابع انسانی بیایم. مصاحبه منابع انسانی حدود دو تا سه ساعت طول کشید و واضح بود که اخلاق و روحیه کارمندان برایشان اهمیت زیادی دارد. چند روز بعد خبر دادند که در فرایند استخدام تأیید شدهام و اکنون حدود شش تا هفت ماه است که در این شرکت مشغول کارم. در بخش فنی فضای کار واقعا آرام و بدون حاشیه است و امکان رشد وجود دارد. از نظر حقوق و مزایا به نسبت مناسب است و همواره به من و مدیرم گوش شنوا داده میشود تا در صورت وجود کمبودها آنها را برطرف کنند. هرچند هیچ شرکتی عاری از اشکال نیست، اما بهطور کل از نظر من، جیرینگ شرکت خوب و نسبتا بیدغدغهای است و تجربهاش نسبتا مثبت بوده است.
برای من که در بادبادک هفت آسمان کار میکردم، تجربهای کاملا ناامیدکننده بود. رفتار مدیران ناوناخت و بیادب بود و دائما حرفهایی زده میشد که حس بیاحترامی میداد. فضای کار پر از تنش و بیاعتمادی بود و بیشتر همکاران به مواد مخدر گرایش داشتند که اثر منفی روی محیط کار میگذاشت.
من در تجربهای کار میکنم که با وجود پول و رانت خانوادگی، مدیریت درستی ندارم؛ صاحب کارخانه که مردی به نام آ موجود است، بر همهچیز سلطه دارد و اجازه نمیدهد نظر بقیه به کرسی بنشیند. كسی که با پول پدرش چند کسبوکار راهاندازی کرده، اما هیچ آگاهی از مدیریت و صنعت ندارد و بیشتر کارهایش جنبه دلالی و ساختمانسازی دارد. توجه کافی به نیروی کار نمیشود و نتیجه این وضعیت گاهی به نزاع و برخورد فیزیکی در کارگاه منجر شده است. اگر تصمیم دارید بیایید، باید آماده باشید که چند ماه تاخیر در حقوق و فقدان اختیار عملی در کار برایتان آزاردهنده باشد و انتظار ندید که همهچیز براساس برنامه و نظم پیش برود. البته تجربهی من تنها بازتابی از رفتارهای داخلی این مجموعه است و لازم است با دید باز و تحقیق دقیقتر بررسی شود.
اگر بخواهم از این تجربه برداشت دقیق و تازهای ارائه کنم، باید بگویم رشد و یادگیری به شخصیت مدیر کارخانه بستگی زیادی دارد؛ بدون وجود مدیری با روحیه حمایتی، مسیر پیشرفت هموار نمیشود. مالک مجموعه که مدیریت پایه را در اختیار دارد، گاهی تأثیر منفی قابل توجهی بر فرایندها میگذارد و کار تیمی را دستخوش چالش میکند. پرداخت بهموقع حقوق از اهمیت بالایی برخوردار است و تأخیر در آن میتواند بار منفی بزرگی روی روحیه کارکنان بگذارد. در این محیط، هیچ مزیت واضحی به جز موارد ضروری دیده نمیشد و برای کوچکترین ابتداییات هم باید پیگیری و مقاومت کرد.
مالک مجموعه بسیار اهل دخالت در امور مدیران و میکرو منیجمنت هستند. در یک کلام شما به عنوان مدیر، مسئول بی اختیارید. چاپلوسی و موافقت با نظرات مدیرعامل(مالک مجموعه) شرط دوام شماست محیطی مناسب کارکنان تنبل و با عزت نفس پایین. کارمند قوی ، با سواد و تاثیر گذار در بلندمدت دوام نخواهد آورد. قدردانی وجود ندارد و همواره از حق شما دزدیده خواهد شد. مالک مجموعه علاقه ای به رشد پرسنل ندارد و بهترین و تاثیرگذار ترین همکاران که منجر به تغییرات و تحول در سیستم شده بودند نیز به مرور بدلیل عدم قدردانی و دیده نشدن زحمات، مجموعه را ترک میکنند. نگاه مدیریت از بالا به پایین بوده و حق خود میدانند تا جای امکان از حقوق شما بکاهند. علاقه به گماشتن نیروی انسانی جاسوس بوده و دهن بینی و توجه به شایعات در ایشان بسیار پر رنگ است. نقدینگی در مجموعه بسیار ضعیف بوده و عدم پرداخت و تاخیر پرداخت حقوق پرسنل را زرنگی تعبیر کرده و همیشه به دنبال استفاده از مبلغ حقوق در خرید مواد اولیه هستند و تا جای امکان این رویه را پیش میگیرند، مگر اینکه مدیر کارخانه قدرتنمد و شریفی باشد تا در برابر ایشان ایستاده و حق و حقوق پرسنل را بگیرد. که در این شرایط در بلند مدت دوام نخواهد آورد. بعد از 10 سال و تغییر 10 مدیر همچنان نتوانسته اند برای خود برندسازی داشته باشند. اگر شانس داشته باشید و در دوره حضور شما، مدیری قوی، باسواد و جنگنده در مجموعه حضور داشته باشد که بتواند مشکلات متاثر از مدیریت عامل را با مبارزه و سیاست تا حدی رفع کند، این مجموعه محل مناسبی برای یادگیری، رشد و سکوی پرتاب شما خواهد بود. شخص مالک دانش و تجربه لازم برای مدیریت مجموعه را ندارند اما متاسفانه اصرار بر دخالت در همه امور دارند. اخیرا از یک مجموعه مشاوره کمک گرفته اند، اما متاسفانه عدم آگاهی ایشان از روند های جاری در مجموعه و نداشتن دانش کافی برای کنترل عملکرد مشاورین، این راه نیز منجر به از دست رفتن منابع شرکت و حذف یا ترک بهترین نیروهای انسانی که در چند سال گذشته بیشترین اثر مثبت را با وجود همه موانع داشتند، شده است. تیم مشاور از ایشان به عنوان منبع خوبی برای کسب درآمد و ایجاد اشتغال برای افراد آشنای خود استفاده میکند. در مجموع شخصیتی بسیار سطح پایین و بخیل و کم بین بر این مجموعه مدیریت میکند ( مالک مجموعه)
شرکت نوآوران پردازش گستر نصر تجربهای را از نگاه من روایت میکند که فرهنگ سازمانی و رفتارهای روزمره در ماه اول حضور را به وضوح نشان میدهد. اولین نکته مربوط به ساعات کار است؛ شرکت از ساعت هشت صبح تا شش عصر باز است و پایه بر هشت ساعت کار میچید. وقتی وارد مجموعه میشویم، نرمافزار تایمتراکسینگ روی سیستم نصب میشود و با ورود به محیط کار، باید آن را استارت کرد. در زمان ناهار یا هر گفتگوی غیرکاری، باید استاپ شود و فقط وقتی به سرویس میرویم، اجازه استاپ نداریم. در زمینه مانیتورینگ، تمامی میزها با دوربینهای سقفی به صورت صوتی و تصویری ثبت و بازبینی میشوند و ممکن است در حین کار پیامهایی درباره رفتارهای خارج از منشور شرکت دریافت کنیم. روی ویندوز، اپلیکیشن اسکرینشات نصب شده که بلافاصله پس از استارت تایم فعال میشود و به شدت بیشتر از استخراج تصاویر و لینکهای جستجو را ذخیره میکند. منشور سازمانی حاکم بر کار این است که استفاده از موبایل در محل کار ممنوع است مگر در زمان استاپ و خروج از شرکت. افشای نحوه همکاری و دیتای قراردادی با سایر همکاران هم ممنوع بوده و این موضوع در قرارداد ذکر میشود. گاه امکان صحبت غیرکاری در حین کار وجود ندارد و در صورت تکرار، تذکر میگیرم. تسکهای دستوری هم وجود دارد؛ پس از مدتی متوجه میشوم که تسکها به شکل دستوری طراحی شدهاند و برخی روندها هم ذکر میشود که گاهی اجازه استفاده از روشهای استاندارد را به من نمیدهد. آگهیهای استخدام شرکت همیشه باز هستند و این به دلیل ورود و خروج مداوم نیرو است. در مورد پروژه هم توضیح داده میشود که شرکت برای یک وبسایت آمریکایی ایجاد شده تا هزینهها کاهش یابد و به هیچ عنوان اجازه ندارم نام شرکت یا نامهای مرتبط را در رزومه یا هر جای دیگری به کار ببرم. در حقیقت من به عنوان نیرویی از نوآوران پردازش گستر نصر یا NPG Nasr شناخته میشوم. در مورد محیط کار نیز باید گفت فضای اغلب گفتوگو و شوخی کوتاه است و جو غالب کمی خشک است مگر در لحظات ناهار که اوضاع تغییر میکند. صندلی ماساژ وجود دارد که کاور شده و استفاده از آن ممکن نیست، اما چای و قهوه رایگان است. وعدههای نهار در روزهای مختلف سطوح متنوعی دارد و عموما کیفیت غذا متوسط است، گاهی بهتر میشود. زمان استیمنیتی که برای هر تسک در نظر گرفته میشود ۳۰ دقیقه است و اگر مطابق برنامه پایان نیابد، باید دوباره استیمنیت گرفته شود که برای من نکته منفی قابل توجهی محسوب میشود. تمامی تجربیات من را میتوان از همکاران فعلی و قدیمی سؤال کرد تا تصویر جامعتری به دست آید.
بی رگو ریشه ترین افراد در سداد جمع شدند یعنی باور نکردنیه انقدر ادم چیپ و سراپا عقده یکجا جمع بشند.به نظر من که نمیتونه اتفاقی باشه مثلا ادم حقیری که خودش کد زدن بلد نبوده و نیست ولی گوش وایمیستاد حرف میبردو میاورد بعد چوو مینداخت که این خبرو فلانی اومده گفته و یه مدت ذوق میکرد مدیرش کردند بخاطر اینکه کف دستش پوست پوست شده بود انقد مالیده بوده برا همه ولی در نهایت با رفتن م.و کاهو یونجش اونجوری که برنامه ریزی کرده بود پروپیمون نشد.قیافه دهاتی و شخصیت لجنشو هم کشید رفت یه جای دیگه رو به گند بکشه بنده خدا مجبور شد بره از سداد .... خوریاشم جواب نداد و رفت خیلی بده سواد نداشته باشی.قیافه و شخصیت وشعور وخانوادهه نداشته باشی یه موجود تهی طلبکار
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.