امسال دوباره باهام تماس گرفتن و اول قرار ملاقات رو برای فردا گذاشتن، اما هیچ توضیحی ندادن و ایمیل تقویم گوگل اومد اما دو ساعت بعد ایونت رو حذف کردن. پارسال هم تماس گرفتن و من فرصت پاسخ دادن پیدا نکردم و دوباره دیگه تماس نگرفتن. به نظر من تیم منابع انسانی خیلی حرفهای نیستند؛ قبلا هم با وجود اینکه ادعای ارتباط با شرکت داشتن، به حقیقت خیلی نمیرسیدند و از این جهت احساس کردم اسم شرکت تنها روی کاغذ است. من هم نظر دارم که رفتارشان بیشتر نمایش تظاهر است تا واقعیت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این شرکت نوپا بود و بعضی از روال ها به صورت دقیق تعریف نشده بود. با این حال دوره حضور در هرمس برای من سرشار از یادگیری بود و برای منی که تازه وارد بازار کار شدم تجربه خوبی بود در کل.
شرکت ایران تلنت را تجربه کردم و میخواهم با تکهای از واقعیتهای کاری با شما صحبت کنم. در طول چهار سال حضورم، محیط شرکت همواره پرحرص و پرحاشیه بود و پیشرفت در گرو تایید بیچون و چرا از طرف خانم حاتمی و همسوئی با او بود. با گسترش شرکت، ثبات کارگاه به کلی کاهش یافت و نظم کار کاهش یافت. مسیر ارتقا برای کارمندها صرفا با رفتارهای خاصی همسو میشد و ارتقای شغلی بیشتر به عواملی غیر از بهبود دانش و مهارتها گره میخورد. مدت ماندگاری پرسنل در مجموعه کم شد و حتی آنهایی که باقی میماندند، به دلیل وضعیت حقوقی نامطلوب از سوی مدیرعامل، به فشارهای کاری و تصمیم به استعفا گشوده میشدند. به طور کلی، فضا جایی برای رشد واقعی به نظر نمیآمد و بیشتر شعارهای بدون محتوای پشتیبانی میشد.
من تصمیم داشتم حداقل یک سال با مادیران همکاری کنم، اما به خاطر ساعات کاری سنگین و فضای کاری خشک نتوانستم بیش از شش ماه دوام بیاورم. مدیریت واحد نرمافزار، به رغم ادعای حرفهای بودن، در عمل سختگیر و کمدانش به نظر میرسید و برای هر موضوع کوچک هم وارد بحث میشدند تا تمرکز تیم را به هم بریزند. از نظر اخلاقی هم اوضاع مطلوب نبود و روابط همکاران به شکل مطلوبی شکل نگرفته بود. سطح پروژهها کمتر بود و کار بیشتر شبیه پشتیبانی میماند تا توسعهی نرمافزار بهمعنای واقعی آن، بنابراین برای کسی که دنبال رشد حرفهای است، جای مناسبی نبود. فضای کاری برای برنامهنویسها مناسب نبود؛ اتاق کار به صورت باز (open office) و محیط پر سروصدا بود، و با این وجود حتی کوچکترین روابط دوستانه میان تیم وجود نداشت. چنین فضایی در میان تجربههای کاری من بیسابقه بود و با هیچ تجربهی دیگری قابل مقایسه نبود.
در این شرکت تجربههای زیادی از همکاران باانرژی و با شخصیتهای خوب دیدهام و یادگیریهای فراوانی در کنارشان داشتم. من به خاطر همکاری خانوادهگونه و فضای پویا، خاطرههای خوبی از این مدت کار میسازم. با اینکه برخی از دیدگاهها را نمیفهمیدم، اما تجربه کاری من در جوان فکران داده گستر همیشه با یادداشتهایی مثبت همراه بود.
جناب ماله کش و ......یه مال رفتی ژاپن به سلامتی ضربالمثلی ژاپنی میگه: دست مال به دستی شغل ناشریفی هست برو کار یاد بگیر به جای زیر اب زنی و دست مال به دستی
سلام دوستان آسایی شدن یعنی تو سری خور یه مشت بی سواد شدن، اونجا بچه های قدیمی تر نیرو های جدید واقعا آزار و اذیت میکنن مدیر منابع انسانی رسما تو چشاتون نگاه میکنه دروغ میگه تازه ادعاشون میشه روانشانس هستند، ایشوت خیلی بی ادب بی شخصیت و از خود راضی هستند حقوقاشون معلوم نیست چطور حساب میشه چون دوتا دفتر دارن که یکیشون اصلا حساب کتابش مشخص نیست من نمیدونم شرکتی که این همه درآمد داره چرا باید بخواد فرار مالیاتی کنه؟
👇👇👇👇👇 ضربالمثلی ژاپنی میگه: به خاطر میخی نعلی افتاد به خاطر نعلی اسبی افتاد به خاطر اسبی سواری افتاد به خاطر سواری جنگی شکست خورد به خاطر شکستی مملکتی نابود شد و همه این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.... #هلدینگ_کاریزما
ببنید از تپسی آدمای بی وجدان تر وجود نداره یک سری مفت خور در دفتر مرکزی اینا جمع شدن بدبخت راننده های بیچاره که باید کار کنن بدهند یه حمالایی مثل اینا بخورند واقعا نگاه اینا به راننده ها از برده ها هم بدتره، هر چی آدم مشکل دار و داغونه تو تپسی جمع شده، منظور راننده ها نیست کل مفت خورای بی چشم و رو مرکزشوت هست، این تپسی میدونستید آمار بی حجاب ها را برای خود شیرینی میده اس ام اس براشون بره،
قبل از اینک وارد شرکت بشم نظرات دوستان رو خوندم و واقعا ترسیدم ولی الان چن ماه از حضور من اینجا میگذره باید بهتون بگم نظرات منفی ک اینجا میبینید کاملا غیر واقعیه آسا جاییه ک پرسنلش تو رفاه کامل کار میکنن ناهار و صبونه ب راهه میوه و تنقلات هم همینطور و وام های خوبی ب پرسنل میدن ک هیچ شرکتی همچین چیزی نداره روی رفت وامد بچه ها فوکوس نمیکنن و فقط کار باید انجام بشه جو کاملا دوستانس و احساس راحتی میکنی تو این مجموعه اگ امکان حضور در آسا براتون محیا شد حتما از دستش ندین قطعا تجربه متفاوت و خوبی خواهد بود براتون
به خاطر شرایط شغلم در شرکت صحت صنعت رفیع حس میکنم محیط کار آرام و خانوادگی است، اگرچه تعداد کارمندها کم است. موقعیت مکانی کار در میدان ولیعصر است و به دلیل دسترسی نسبتا خوب از طریق مسیرهای اصلی، رفتوآمد نسبتا راحت است؛ ضمن اینکه از پارکینگ شرکت هم میشود استفاده کرد، البته اگر بتوانی به موقع از ترافیک عبور کنی. ساعات کاری طولانیتر از حد معمول است و با پرسوجو فهمیدم همه روزهای هفته غیر از جمعه باید کار کنیم و هر روز به طور معمول حدود نه ساعت. از دیدگاه من، یکی از مشکلات بالقوه شرکتهای کوچک همین است که با جذب نیرو و نگهداشتن آنها دست و پنجه نرم میکنن.
سلام، من تجربهام را درباره شرکت نگاه بانک با صداقت توضیح میدهم و هدفم از بازگو کردن، واقعگرایانه بودن است تا دوستان دیگر بهتر بتوانند قضاوت کنند. تجربه من به عنوان توسعهدهنده در نگاه بانک، بهطور کل فضایی ناسالم و پرتنش را نشان میدهد. این شرکت تازه تأسیس است و از سال هزار و سیصد و نود و نه آغاز به کار کرده است. دلیل تأسیس آن هم بهنظر من، ترکیب نامطلوب برخی کارهای فناوری بانک کارآفرین با مجموعهای که مشکلاتی داشت، بود. تعدادی از افرادی که قبلا با بانک قرارداد داشتند، بهعنوان نیروهای شرکت وارد شدند و قراردادهای جدیدی بر اساس قوانین کار و سایر مقررات برایشان منعقد شد. با اینکه حقوق آنها نسبت به دوران بانک بودن تغییر کرده بود، برخی مزایا مثل وامها، تسهیلات رفاهی و مسافرتی و امکانات اقامتی دیگر ارائه نمیشد. این تغییرات سبب نارضایتی شده بود و فضا به دلیل این وضعیت نسبت به همتیمیهای قدیمی و تازهواردها، پرتنش و حاشیهدار شد. در چنین شرایطی فضای شرکت به شکل عجیبی سمی شد و بحثها بین همکاران بالا گرفت. حتی مدیر مستقیم تیم هم موقع عقد قرارداد حضور داشت و گاهی از اعضا میخواست قرارداد نبندند تا اعتراضشان را نشان دهند. نتیجه این فشارها، تا حدود شش ماه، باعث تاخیرها و کارهای ناقص شد. فضای شرکت از نظر حرفهای سبک و مناسب نبود. رفتار برخی افراد به گونهای بود که ارزشهای حرفهای و محیط کار سالم را زیر سوال میبرد. نمونههایی که از کلاسبندی و اخلاق حرفهای فاصله داشتند، دیده میشد و در کار گروهی و یادگیری مباحث جدید خلل ایجاد میکرد. همچنین روابط میان برخی افراد با نحوهای ناسالم همراه بود که ترجیح میدهم دربارهشان جزئیات بیشتری بیان نکنم. در مجموع میخواهم بگویم از تجربه حضور در آنجا پشیمانم، هرچند یادگیریهایی هم داشت اما احتمالا اگر به مسیر دیگری میرفتم، نتیجه بهتری میگرفتم. آن زمان با ورود به شرکت، هدفم یادگیری بود اما به اندازه کافی مسیرش روشن نبود و من هم با مسئولیت خودم وارد شدم و کسی برای راهنمایی کامل در آن محیط نبود. در نهایت توصیهی من به دیگران این است که با دید باز و احتیاط به محیطهای کاری اینچنینی نگاه کنند و اولویتهای خود را در نظر بگیرند.
خیلی همه چیز ادا و شوآفه پوشش ازاد و راحت با یه چیز دیگه اشتباه گرفته شده پیشرفت فقط برای خودیاست مدیر باشی میتونی زن و بچه ات که سیکا ندارن رو هم بیاری توو تیم فنی و حقوق senior بهشون بدی جدیدا حقوقم معلوم نیس کی پرداخت میشه.در 3قسط هر زمان که صلاح بدونن من جو و سطح فنی شرکت رو مناسب نمیدونم
دوستان از تک تکتون برای ثبت نظرتون ممنونم اینکه بی تفاوت نبودید بااینکه بعضیها در مجموعه هستند یا رفتید ولی حقایق رو گفتید از ادبیات فردی که داره دفاع میکنه و از واحد منابع انسانی شرکت هست سطح فرهنگ سازمانی .سطح شعور و ادبشون کاملا مشخصه.دوستانی که در کاریزما نبودند براساس همین یه مورد میتونن تصمیم بگیرند هرکسی حقایق رو گفته شده سمی!!!! ولی یکبار نگفتند خروجی ****** جز ****** با نیروهاش چی بوده؟******راه انداخته یا گفتن بیرون کردیم بازم میکنیم.فردی که یکساعت مباحث hr رو مطالعه کرده باشه میدونه رفتن یه نیرو چه اسیبی به شرکت میزنه و چقدر هزینه داره.شما که ده ها نفر رو به دلیل سلیقه شخصی مدیر اخراج کردید نیاز نیست اینجا خروجی مدیر مذکور رو بگید ولی خودتون فکر کنید نیروهاشم اخراج کردید چیزی تغییر کرد؟پروژه لانچ شد؟یا برای بار هزارم طی 4سال دارن ریفکتور میکنن؟
تجربهای که دارم بیان میکنم این است که در سها، ارتقای شغلی و حقوق هیچ ربطی به سابقه طولانی ندارد و ممکن است نتیجهای برعکس داشته باشد. در طول مدت حضور من، فاکتورهای مالی و فنی بهشدت منفی بودند و بهطور مداوم تغییرات در تیمها و فضا ایجاد میشد. جو کاری و سطح تیمها بهطور قابل توجهی تفاوت داشت و این باعث نارضایتی برخی از همکاران شد. حقوقها بسیار پایین بود و همین مسئله باعث شد که نیروهای شهرستانی یا دورکار را هدف بگیرند و تصور عمومی این باشد که دورکاری مزیت محسوب میشود، در حالی که دلیل واقعی آن کاهش سطح دستمزد است. با وجود این همه، اکثر نیروهای با تجربه و باسواد از شرکت جدا شدند و در طول سال سه مدیرعامل تغییر پیدا کرد. در نتیجه پیشنهاد کار در سها را به خصوص برای تازهکارها نمیدهم.
بدترین اداره این شرکت اداره عملیاته، انقد ازت کار میشکن و شب و نصفه شب و تعطیلات نگهت میدارن یادت میره آدمی. تحویل سال شرکتی. عید شرکتی. شب شرکتی. هوا آلودست شرکتی. زلزله اومده شرکتی. سیل اومده شرکتی. مهمونی دعوتی شرکتی. همه رفتن مسافرت بازم شرکتی. اولش کلی وعده وعید میدن بعد میای میبینی کلا خبری نیس و حرف ****. شایدم تا حالا پول زیاد ندیدن به این میگن زیاد. نه پول درست میدن نه دست از سرت برمیدارن. کسی نیس هواتو داشته باشه کمکت کنه. پر خبرچین و چاپلوس و زیراب زن. رییس جدیدشم نه فنیه نه میشه باش حرف زد واست داستان میکنه. یه کاری کرده وقتی از در میای تو انگار رفتی زندون و کارمندا نشستن دارن به چک برگشتیشون فک میکنن. ****** که دیگه همه گفتن دروغگو و حیله گر و گدا گشنه. نیاین اینجا خودتونو بدبخت نکنید.
با احترام به نظرات سایر افرادی که کامنت گذاشتند من هم تمایل دارم تجربه کاری 14 ماهی که در شرکت پردازش کاریزما بود به اطلاع برسانم. در قدم اول به شدت پشیمانم که وارد شرکت کاریزما شدم چون: دور نمایی مشخصی برای افراد ترسیم نمیکردند. مدام قول هایی برای آینده میداند که همگی پوچ بودند و هیچ کدام عملی نشد. من 14 ماه آنجا صبر کردم اما متاسفانه هیچ اتفاق مثبت صورت نگرفت. به شدت بی برنامه بودند و اغلب دوستان فنی از هر رده(backend developer - frontend developer - devops) گلایه مندی هایی داشتند که خیلی در روند کار تاثیر داشت. هیچ گونه پلن ارتقای هارد اسکیل و سافت اسکیل ندارند. مباحث مالی که حقیقتش خجالت آور هست همون حقوق چند قسطی و بدون تاریخ مشخص و حقوق بسیار کم. همیشه دوستان را در تیم های مختلف روبروی هم قرار میدادند تا کم کاری و بی مسئولیتی تیم لیدهای سفارشی مشخص نشود. اگر به دنبال ارتقای فنی هستید به کاریزما فکر نکنید چون در یک محیط غیر سمی باید بجنگید و مدیران فنی(لیدها) چون دامنه اطلاعاتی بیسار ناچیزی دارند همیشه با شما مخالفت میکنند و سر سوزنی برای پیشنهادات شما احترام قائل نمیشوند. اگر دنبال حقوق خوب هستید که خیال باطی فقط به شما میگن حالا صبر کن حالا صبر کن .... اگر شخصیت و برندکاری تان برای شما مهم هست به هیچ عنوان وارد شرکت کاریزما نشید چون یک سری افراد بیشعور و بی تربیت و بیسواد مدیریت های فنی را بدست گرفته اند. امیدوارم نظرات من به شما در انتخاب محل کاری تون کمک شایانی کند. همین بود جمع بندی این حقیر از 14 ماه حضور در شرکت پردازش کاریزما
باور کنین که جوک ترین تجربه کاری من با 10 سال سابقه برنامه نویسی همون 7 ماهی بود که رفتم مهد کودک کاریزما!!! البته چون هیچ دورنمایی برای کار خودشون هم نداشتن پروژه ای که من براش جذب شدم رفت روی هوا! تیم منحل شد و مدیر پروژه پیرمرده رفت کانادا. خلاصه یه آش درهمی و استفراغی!!! اصلا آینده تون معلوم نیست و سر سورزنی امنیت شغلی ندارید پس عزت خودتون داشته باشید هر جایی هستین بمونین و نرید سمت اون دلقک بازاز کاریزما. هر کی زودتر رفته اونجا شده تیم لید🙄🙄🙄🙄🙄🙄 میخوام بگم توی کاریزما شایستگی و سطح سواد فنی کشک سمیه است حقوقشون که یادآموزش پروش میافتین چون هم کف حقوقه هم دو قسطی هم بی برنامه آها یه نکته جالب اینکه هر کاری میکنن همون موقع میان با دوربین ازتون فیلم میگیرن کلا ندید بدید که میگن شرکت کاریزماست یادم هست خیلی ها هم از اونجا جدا شدن
باسلام الان خودم این شرکت مشغولم هر چیزی گفته شده درسته و واقعا ****** این شرکت یه تعداد آدم چاپلوس حیله گر که فقط بلدن دروغ بگن و تیم تشکیل بدن و مواظب منافع تیمشون باشن اینجا حکومت میکنن فقط بلدن بیان چاپلوسی کنن که همدیگه رو حفظ کنن. اگه این شرکت نیومدید مطمئن باشید هیچ چیزی از دست ندادید و اگه بیاید هم چیزی خاصی بدست نمیارید جز عصاب خردی که یه تعداد آدم بی خانواده و بی شرف میشینن بخاطر منافع خودشون دهنتو سرویس میکنن. انشالله ما هم هر چه زودتر این شرکت رو برای همین کثافتهای بی خاصیت میزاریم و میریم.
تو ی کلمه بخام توضیف کنم دزد فقط عمر و انرژی تونو هدر میدند اصلا اعتماد نکنین که سخت پشیمون می شید پرداخت های نامنظم و عدم تسفیه کامل بعد قطع همکاری تا حداقل 2 سال آینده از قطع همکاری
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.