به مدت چند ماه در تیمی کار میکردم که با چالشهای جدی روبهرو بود. وقتی اوج مشکلات را دیدم، فهمیدم که چرا بسیاری از همکاران، از جمله حدود بیست تا سی نفر، به تدریج شرکت را ترک کردند و من هم پس از آنها تصمیم به ترک گرفتم. مدیر مربوطه نیز تجربهای از مدیریت کافی و درک مناسبی از روابط انسانی نشان نداد، و این موضوع به شدت روی فضای کار اثر میگذاشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دو ماه یکبار حقوق میگیرم و هنوز پس از یک سال تسویه نشدهاند؛ احتمال میدهم شرکت ورشکسته باشد. با این حال، به طور کلی تجربه بسیار منفیای بود و توصیه نمیکنم جای کار بودنش را دنبال کنید.
برای من این تجربه خیلی ناامیدکننده بود و از همین اول باید بگم که رفتار بعضی مدیران باعث شد حس کنم جای کار امن و عادلانهای نیست. مدیران رفتار حرفهای ندارند و دخالتشان در کار تکتک کارمندها مشخص بود. سطح دانش مدیریتی پایین است و بیادبی هم توی رفتارها دیده میشد. یکی از مشکلات اصلی اینجا این بود که به موقع حقوق پرداخت نمیشد و کسر تایم ناهار از حقوق هم وجود داشت. مرخصی به راحتی داده نمیشد و قولها و تعهداتی که در مصاحبه داده میشد فراموش میشدند یا عملا نقض میشدند. از نکات جالب این شرکت این بود که به جای مدیریت، اکثر زمان مدیران صرف مصاحبههای روزانه میشد؛ به محض ورود نفر جدید، بعد از چند روز متوجه میشد که اینجا جای کارش نیست و به صورت ناخوشایند فرار میکردند. در نهایت حقوق آخرین ماه هم به سختی پرداخت میشد. به گفتهی من کارمند، این مجموعه هم از نظر ساختار مدیریتی و هم از نظر رفتار کاری با چالشهای جدی روبهروست و تجربهی همکاری با این شرکت واقعا ناامیدکننده بود.
شرکت هنری را تجربه کردم و برخلاف ظاهر آرامشبخشش، با چیزهای زیادی مواجه شدم که واقعا قابل گفتن بود و میتوانست به هر کسی که این متن را میخواند دید بهتری بدهد. از همان ابتدای کار متوجه شدم حقوق در جلسات مصاحبه وعدههای روشن داشت اما هنگام پرداخت با مقدار متفاوتی روبرو میشدم و وقتی دلیلش را میپرسیدم، میگفتند که انتظارها برآورده نشده است؛ با اینکه این اتفاق را بین همکارانم هم شنیده بودم، عیدی و سنواتی که به ظاهر وعده داده بودند، در همان مبلغی پرداخت میشد که برای حقوق پایه در نظر گرفته شده بود. در پایان کار هم وضع مسأله تسویه بهگونهای بود که بهترین حالت این است که حقوق ماه آخر پرداخت نشود؛ این موضوع را از ده نفر پیگیری کردم و دیدم فقط یک نفر تسویه کامل داشت. از نظر کارمندهای تازهورود، جابهجایی پرسنل به شدت زیاد است و اکثر افرادی که وارد شرکت میشوند کمتر از یک ماه میمانند؛ شاید تا سه چهار ماه آنها به قدیمیترین عضو تبدیل میشوند اما همچنان وضعیت پایداری نیست. در مورد پیشرفت و رشد شغلی هم اوضاع خوب به نظر نمیرسید؛ به مرور متوجه میشدی که نباید با شیوههای اصولی و فنی که آموخته بودی کارها را انجام بدهی و تمام کارها باید با دقیقترین نظرهای مدیرعامل بیتخصص که در زمینههای مختلفی مثل عکاسی، حسابداری، برنامهنویسی و تولید محتوا خود را متخصص میداند، سازگار شود. یکی از مسائل نیز دریافت سفته بود که خیلی وقت است هنوز برنگشته است. تداخل کار با زندگی شخصی هم موضوعی بود که به خاطر حضور مداوم در زمان کار و پایان هفتهها، با تماسهای مکرر برای انجام کار روبهرو میشدی. ساعت کاری نیز طولانیتر از سایر جاها بود و هر روز نیم ساعت به عنوان ناهار از حقوق کسر میشد و مرخصی هم محدود بود؛ وقتی اجازه میدادند، باید کار مهمی داشت که با جزئیات دقیق برای مدیرعامل توضیح داده میشد. حقوقها معمولا بهموقع پرداخت نمیشدند و این تاخیر در اقساط هم بارها تکرار میشد. از همان ساعات اولیه کار، میشد برخی از این مسائل را درک کرد و تجربه نشان میدهد که بهتر است از همان ابتدا نسبت به این نکات هوشیار باشی و به خودت فرصت بدهی که تصمیم بهتری بگیری.
در ابتدا کلا همیشه انتظار داشتم با پذیرش نقش برنامهنویس فرعی، تجربهای مفید و قابل اتکا به دست بیارم. اما در شش ماهی که اینجا بودم، هیچ نشانهای از رشد یا یادگیری به چشمم نآمد. از من خواسته شد کارهایی انجام بدهم که هیچ ارتباطی با تخصص من نداشتند و حس کردم مسیر حرفهایام در اینجا مشخص نیست. این واحد خصوصی-دولتی است و با وجود روالهایی که میگویند ثابت بودن و امنیت شغلی وجود دارد، من شاهد خروج چند نفر از همکاران یا عدم تمدید قراردادشان بودم؛ به طور دقیقتر نمیتوانم عددی بگویم اما فقدان ثبات واضح بود. در نهایت هم گفتند شاید بهتر باشد به اداره کار مراجعه کنم.
برای من تجربهی اولم در دنیای کار این بود که با حدس و گمان و ترس از اشتباه و بیتجربگی، مدت زیادی در یک شرکت میموندم. حقوق کارفرما فقط به نام اداره میخورد و پنج ماه عقب میافتاد، ناگهان چکی میآمد و با بیمه هم همان پنج ماه را پوشش میداد. آخر کار هم عیدی، سنوات و اضافهکاری خبری نبود و در سال ۹۸، هفت میلیون تومان از دستم در رفته بود؛ شکایتی هم ثبت کردم و مدیر شرکت، که ادعا میکرد سنی در حدود هفتاد و پنج دارد، تا امروز خبر دارم که دو شکایت دیگر هم از او ثبت شده است. رئیس شرکت برای مشتریها کلاهبرداری میکرد و پروژهای که ده میلیون ارزش داشت را سی و پنج میلیون میگرفت، سه ماه هم حقوق عقبافتاده را هر ماه پنجصد تومان میداد و بعد برای توجیهش میگفت که آیفون خریدم و خیلی هم عالی است؟
شرکت به شدت سنتی. عدم تسویه ی به موقع معمولا بعد از سه چهار ماه توسیه میکنن تسویه و سنوات رو با پایه حقوق محاسبه میکنن. زیر مجموعه ی هولدینگ گلرنگ به هیچ عنوان کار نکنید. چون دستور از بالا میرسه و تمام شرکت ها تابع قوانین گلرنگ هستن. اولش وعده و قول زیاد میدن که ما چنین و چنانیم ولی متاسفانه موقع خروج متوجه میشید که کجا کار میکردید
شرکتی با رویکردی بسیار سنتی بود و پرداختها به موقع انجام نمیشد، معمولا بعد از سه چهار ماه تسویه میشدند. حقوق پایه روی تسویه و سنوات اثر میگذاشت. زیرمجموعههای هولدینگ گلرنگ را به هیچوجه توصیه نمیکنم، چون از بالا دستورات میرسد و همه شرکتها تابع قوانین گلرنگ هستند.
من چندسال اینجا کار کردم البته بعدا فهمیدم چقدر اشتباه کردم حقوق سر حقوق هر ماه ی داستانی داشتیم هربار ی چیزی اشتباه حساب میشد هیچ کدوم قوانین اداره کار رعایت نمیشد. ی بار اضافه کار ی بار مرخصی ها ی بار هم پایه حقوق تغییر کرد وسط سال و... حسابداری و منابع انسانی کلا افتضاح فنی کار کلا استرسی و فورس و فوری در صورتی که هیچکدوم فورس نبوده الکی استرس وارد میکردن. ی مدیر هست که بی ادب و فقط من میگه نظراتتون خیلی مهم نیست. کار درست بکنی میگه چون من گفتم ... اگه کار اشتباه بکنی میگه تو... نگاهش همیشه از بالا به پایین همکارها خیلی روشون نمیشه حساب کرد از لحاظ فنی خیلی پایین ولی ادعای بالایی دارن ته تجریه کاریشون ی دوتا سایت. کلا زیراب زن البته من خیلی وقته اومدم بیرون ولی خبر دارم هنوز هم هستن اینا حجم کار ظاهرا تایم ثابت داره ولی همیشه باید گوشی بدست اماده باشی شب نصفه شب روز تعطیل زنگ میزنه و بدون سلام گفتن فقط کارشو میگه مدیر رو میگم
من حدودا پنج ماه است تو این شرکتم وقتی نظرات را خوندم خیلی تعجب کردم حتی این احساس بهم دست داد که واقعا بعضی ها مغرضانه نوشتن چراش را نمی دانم .من بالغ بر ده سال تجربه کاری دارم و تجربه سه شرکت تقریبا بزرگ و متوسط را دیدم کمتر شرکتی دیدم اینقدر مدیرانش با همکاران احساس نزدیکی کنند بعضی از مدیران بسیار بی ادعا هستند و بطوری که من تا مدتها نمی دانستم کسی که بعضی وقتها وسط سالن می شینه یکی از فاندرهای کل مجموعه است تا تو جلسه معارفه که سر یک ماه برگزار شد فهمیدم. وقتی در مورد اینکه چطوری این شرکت شکل گرفته و رشد کرده صحبت کرد تازه فهمیدم چرا اینجا همه با هم سلام میکنند و احترام می گذارند نمی خواهم بگم همه چی گل و بلبل است اما واقعا شرکت تلاش میکند شرایط را بهتر کند و این برای کسانی که منصف باشند قابل درک است . مسیر رشد برای افراد فراهم است همه سعی میکنند از هم پشتیبانی کنند و کمتر دغدغه کسب درآمد کوتاه مدت شرکت دارد برعکس خیلی از شرکتهای بخش خصوصی به نظر می رسد سهامداران اینجا دنبال خلق ارزش برای جامعه هستند . من واقعا کار کردن تو این شرکت را توصیه میکنم و خیلی دوست دارم بتونم کمک کنم تا همچین شرکتی موفق بشه . یکی از نکاتی که خود من را اذیت میکند اینه که شرکت در حال رشد است و این باعث شده یکسری بی نظمی ها تو شرکت ایجاد بشه که به نظرم ناگزیر است . من دوست دارم بهش نمره چهار یا چهار و نیم بدهم( چون جا برای بهبود دارد ) اما چون می بینم بعضی ها خیلی بی انصافی دادند من پنج می دهم
سال ۱۴۰۰ را به یاد دارم وقتی میانگین دغدغههای شغلی را کنار گذاشتم، این شرکت در زمینه حقوق و مزایا عملکرد نسبتا خوبی داشت. حقوق به موقع یا زودتر از موعد پایان ماه پرداخت میشد و برای مناسبتهای مختلف ارزاق و هدیه نقدی در نظر میگرفتند. به عنوان مثال برای روز زن و روز مرد مبلغی به صورت هدیه نقدی اختصاص میدادند. اینجا به نظر میرسید که دورههای رفاهی تعریف شده و آییننامههای حمایتی نسبتا مناسبی وجود دارد، و پروژههای خوبی در بازار ارائه میشد. از نظر من، شرکت امنافزار در حوزه امنیت، یکی از گزینههای نسبتا مطلوب برای کار کردن محسوب میشد.
در شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان شرایط کار به شکل مشابه کارهای دولتی است؛ برای نمونه معمولا از منبع کار خصوصی انتظار میرود که از ۱۴ فروردین آغاز به کار کنند، اما اینجا از ۷ فروردین باید شرکت را در کنار کار حضوری همراهی کرد و از دورکاری استقبال نمیشود. فردی را میشناسم که در همینجا پروژهای را با سفتهای به ارزش ۵۰۰ میلیون داده است و پروژه داتنت همچنان سنگین به نظر میرسد. یکی از وظایف به شکل فنی، بخشی است که با نام خدماتی در شرکت کوزهگر شناخته میشود و در یک صفحه با حدود یکهزار خط کد ارائه میشود. کارفرمایی کروات که ادعا دارد بیست و یک سال سابقه کار دارد، آقای حسین کلایی، با کت و شلوار و کروات مشکی، هر روز باید گزارشهای صبح، ظهر و شب ارسال کند. اطلاعات او بهقدری محدود است که قبول ندارد هر ماه پسورد ویندوز تغییر کند و یکی از دلایل اخراج کارمندی با سابقه دهساله در شبکه همین موضوع بود.
مدیر عصبی ، محیط کاری غیر حرفه ای و خاله زنگ . خلاصه اگه دنبال کار تو محیط حرفه ای هستین اصلا پاتونو همچین جایی نذارید، قشنگ براتون جا میفته چرا بعضیا پیشرفت نمیکنن!!! ادعا بدون عمل
شرکت کاملا بی درو پیکر .پاچه خوار پرور بیمه تکمیلی نداره هزینه درمان میدن موقع تسویه هم تمام هزینه درمان ها رو کم میکنن از بیرون به به و چه چه داخل شرکت افتضاح همه پرسنل ناراضی خسته داغون پول ناهاری ۶ هزار تومن محیط درون دفاتر به شدت پاچه خوارانه پا درد کمردرد تا حرف بزنی میگن به سلامت حمالی مطلق کارمند بانک عین یه رفتگر باهات رفتار میکنه مرخصی دادن هفت خوان رستمه یا باید جایگزین داشته باشی یا پارتی شیف باید به زور وایسی مدیران بیسواد و رابطه ای ۵ سال عمرم به فنا رفت اخرشم گفتن به سلامت خلاصه اینکه خودتون رو سر کار نگذارید و دنبال یه شرکت درست و با درو پیکر بگردید
با سلام نیروی انسانی اصلا مهم نیست اینجا حقوق خیلی خیلی کمه مزایا نداره بیمه تکمیلی نداره بصورت خان و رعیتی ادارهمیشه همه با هم فامیلن درامد فوقالعاده کم هست پرداخت ها فوقالعاده بی نظم من خودم در پی رفتن هستم نظر شخصی من بود
باید بگم که حیف از عمر گرانمایه که تو این شرکت به حدر رفت . کار زیاد پول کم فشار زیاد پاداش کم و از اون طرف هم سرکوفت که ما بهتون خیلی داریم لطف میکنیم شما باید بیشتر کار کنید. و وقتی کارد به استخوان میرسه و میخوای بری چندر قاز پولی که میخوان بهت بدن از صد جاش میزنن مثلا گفته بودن بیمه تکمیلی شرکت هستین اما موقعه تسویه من رو نقره داغ کردن و مبلغ بالایی بابت بیمه مثلا تکمیلی ازمن کسر کردن امید وارم بچه هایی که دارن تو این شرکت کار می کنن هرچه زودتر شغل بهتری پیدا کنن.آمین
توصیه اکید من اینه که وارد اینجا نشید ، چه بسیار بچه های مقتدر و باسواد و باهوشی مه مثل من اینجا مار میکردن و همگی دیدن که هیچ ارزشی ندارن برای مجموعه و با پایین ترین حقوق و مزایا کار می کردن من خودم کلی رزومه زدم و حتما خواهم رفت هنوز کارانه ی ماه ها قبل و پاداش هایی که قرار یود بدن رو ندادن و ما روی اونا حساب کرده بودیم کلی خسته و دلسردم
عمرتون تو این شرکت هدر میره تخصصی که دارین فقط و فقط بدرد اینجا میخوره به نیزوهاشون ارزش قائل نیستن به راحتی میگن خدافز تاخیر در واریزی ها پول کم نهاری (۶۰۰۰ تومان!) نداشتن بیمه تکمیلی کار سنگین تقریبا میشه گفت این فیلد فیلد حمالی هست مدیرایی میشناسم که مدیر بودن چندین سال توی این شرکت ولی شدن کارشناس کدوم شرکتی همچین رفتاری باپرسنلش میکنه!؟ اسمش از بیرون خوبه توش که بیای تازه میبینی چه خبر بنده خودم واریس گرفتم کمردرد گرفتم
بنده با این شرکت مدت چند سال همکاری داشتم و به علت حقوق و مزایای خیلی پایین و همچنین دیرکرد در پرداخت از سمت شرکت و بی نظمی و بد قولی مدیران ارشد همکاری خودم رو قطع کردم
من از سال ۹۱ تو این شرکت مشغول شدم، سال های اول اوضاع خوب بود و در ظاهر پرسنل برای مدیران ارشد ارزشمند بودن، از همون موقع هم قول های سر خرمن زیاد میدادن. کم کم و با پیشرفت شرکت به قول معروف وقتی خرشون از پل گذشت رفتارشون تغییر کرد، تمام قولهایی که داده بودن فراموش کردن. کم کم نیروهای خبره و تاثیر گذار شروع کردن به رفتن از شرکت و با کاهش نیرو و افزایش فشار کاری بقیه پرسنل رو هم خسته، فرسوده و بی انگیزه کردن! سیاست کاریشون دقیقن مثل بانک هست، فقط به فکر ملک خریدن هستن و با حذف امکانات رفاهی که حق پرسنل هست مثل بیمه تکمیلی، لباس کار، عدم افزایش حق نهار (در حال حاضر ۶ هزار تومان!!) می خوان هزینه ها رو کم کنن. هزینه های جاری دفاتر رو با سیاست انداختن گردن کارشناسا و آژانس های طرف قرار داد!! پرسنل از جیب هزینه می کنن و با اسنپ برای انجام کار بیرون میرن، بازپرداختش گاهی هفته ها طول می کشه، به آژانسهای طرف قرارداد هم مبالغ سنگینی بدهکار هستن. در کل رفتارشون با پرسنل مصداق بارز برده داری از نوع نوین هست. من خودم دنبال راهی برای فرار از این شرکت هستم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.