شرکت مهندسی تابکو را تجربه کردم و میخواهم از روز مصاحبه برای یک شغل دولوپر جاوا بگویم. با جاوا تقریبا شش ماه کار کردم؛ یک ماه با SE و حدود سه ماه هم با اسپرینگ. در حال یادگیری بودم و تمرینهای زیادی انجام داده بودم. روز مصاحبه خیلی راحت پیش رفت؛ اکثر سوالها آشنا بودند و مشکلی برای پاسخ دادن نداشتم. از نتیجه راضی بودم. گفتنی است که مصاحبه حدود نیم ساعت طول کشید، گفتگو بیش از حد نبود و سوالات بیهودهای پرسیده نشد. برخورد مصاحبهکننده عادی، آرام و منطقی بود. سوالات هم همان مواردی بودند که معمولاً از یک دولوپر جاوا میپرسند. واقعاً نمیفهمیدم چرا برخی نظرهای منفی داده بودند. در روز مصاحبه از نظر جسمی خیلی خسته و عصبی بودم، اما فضای کار آرام بود و میانکاری مصاحبهکننده با انتظار من کاملاً فرق داشت و به طرز مثبتی surprisedم کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه دعوت شدم و قبل از حضور، رزومهام را فرستاده بودم؛ با وجود اینکه دقیقاً سر وقت نرسیدم، گفتند عجلهای نیست. فرصت جلسه را مدیر فنی به طور مستقیم برگزار کرد و مسئول پشتیبانی حضور نداشت. تقریباً نیم ساعت طول کشید و در خلال آن هم پرسشهای فنی مطرح شد و هم سوالهای عمومی؛ به نظر میرسید اولویت شرکت، وفاداری به سیستم و چارچوبهای آن است، چون دورهی کارآموزی حقوق داشت.
به نظر میرسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومهام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفتهی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومهام بود و باید دوباره پرش میکردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربههایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژههای شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفتوگویی فنی نبود و از نمونهکار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر میآمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب میپرسیدند که آیا تواناییهایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بینظمی همراه بود.
بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دومصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت کنند من چنین تجربه ای قبلا نداشتم اما این روش برام جذاب بود از این جهت که کارجوها در مقایسه با هم سنجیده میشدند و البته که این تکنیک به نظرم فقط در سطح مدیران ارشد قابل پیاده سازی است
مدیرعامل اینجا فکر کرده چون اوضاع اقتصادی خرابه اینم میتونه هر غلطی دلش خواست بکنه. نحوه پرداختشون به این صورت هست که عدد درخواستی شما رو ضربدر ۱۲ میکنن تا عدد سالیانه به دست بیاد، سپس عدد سالیانه رو تقسیم بر ۱۶ میکنن و هر ماه ۱/۱۶ عدد سالیانه (یعنی ٪۷۵ عدد درخواستی ماهانه!) رو به عنوان حقوق پرداخت میکنن و هر سه ماه یک بار هم ۱/۱۶ عدد سالیانه رو به عنوان پاداش پرداخت میکنن! اما چون پاداش هست میتونن پرداخت نکنن تو این اوضاع و مدیرعامل گفت یا ۱/۱۶ کامل یا کمتر یا بیشتر رو بر اساس عملکرد پرداخت میکنیم. اما بیمه، مالیات، عیدی، و سنوات شما بر اساس همون عدد ٪۷۵ از حقوق درخواستی محاسبه میشه که کاملا به ضرر شماست. چرا باید تو این وضعیت اقتصادی ٪۲۵ حقوق من و امثال من دست شما بمونه و باهاش کاسبی کنید و بعد از سه ماه، پول خودم رو به عنوان پاداش بهم پرداخت کنید؟! تازه اگه پرداخت کنید، چون از اول دنبال بهانه هستید! مدیرعامل گفت پرداخت عدد اصلی بستگی به محاسبات مالیات داره که این هم یک بهانه هست که هر بار خواستن عدد کمتری پرداخت کنن. سه نوع قرارداد باهاتون میبندن + سفته! یک قرارداد کار باهاتون میبندن که قطعا یکطرفه خواهد بود. یک قرارداد NDA برای پروژههای شرکت. یک قرارداد تعهدات حرفهای که شما باید تعهد بدید تا پایان مدت قرارداد در شرکت میمونید! اگر داستان گروگانگیری و بهرهکشی از نیروی کار نیست چرا این همه تضمین میخواید از یه نیروی کار؟ قطعا دنبال سواستفاده هستید، قبلا در گروه ویکیتجربه تلگرام خوندم که گفته بودن جوانهای مردم میرن این شرکت و گرفتار میشن. موقعیت شرکت جنب میدان نیلوفر در سهروردی هست، جای بسیار شلوغ، و داخل کوچه شرکت شما حتی جای پارک موتور پیدا نمیکنید. دو طبقه مجزا از هم فکر میکنم ۳ و ۵ دارند که شما احتمالا باید بین این طبقات با آسانسوری در رفتوآمد باشید که اندازهی تابوت متحرک هست و به سختی ۳ نفر ظرفیت داره. دوستان عزیز، میدونم فشار اقتصادی روی همهمون هست، ولی این شرایطی که گفتم اسمش هرچی باشه کار نیست. برای تخصص و اعصاب و روان و وقت و انرژی و انگیزه خودتون احترام قائل باشید و با این مدل آدمهای مریض و سمی، و شرکتهای دوزاری کار نکنید.
متاسفانه برای این شرکت رزومه فررستادم که پشیمونم این افراد ناشی رزومه منو دریافت کردن و بابت مصاحبه تماس گرفتن روز مشخص رفتم که هوا بارونی بود اولا در ورودی نفررو نبود از محوطه پارکینگ رفتم اتاق نگهبانی هماهنگ نشده بود من برای چی اومدم سردرگم به من گفتن برو از ساختمون داخل بپرس رفتم همه اتاقا درش بسته بود یا کسی داخل نبود بالاخره بعد چند دقیقه الاف شدن اتاق مصاحبه رو پیدا کردم که تو حیاط ضلع شمالی طبقه پایین بود .دیدم یک پیرمرد با موهای سفید شبیه امین تارخ داخله ولی در از بیرون قفله حالا منم زیر بارون در زدم که بیاد دیدم توجه نمیکنه بالاخره بعد ۵ دقیقه که خیس شدم حسابی به خودش زحمت داد اومد پشت در انگار طلبکار بود مردک احمق که چرا اینقدر در میزنی چخبره ! واقعا شعور در حد صفر پیرمرد نادان هیچی از تشریفات مصاحبه نمیدونست که هیچ انگار مدیر منابع انسانیم بود !!! خلاصه چیزی نگفتم سعی کردم رفتار حرفه ای داشته باشم رفتیم نشستیم فضای اتاق شبیه سنگر جبهه پر عکس شهیدو المان های جنگ و پاچه خواری که قشنگ ریاکاری موج میزد هم تو ظاهر اون مرد هم تو فضای اتاق حالا نشستیم کلی حرف مفت که اینجا مال بنیاد مستضعفانه فلان سردار سهام داره و… بعد رزوممو دیده میگه ما برای فیلد دیگه ای غیر از تخصص شما نیرو میخواهیم بلدی بسم الله !!! آخه ادم نفهم ریا کار بی سواد مگه مردم مسخره شمان مگه رزومه منو ندیده بودین منو زیر بارون کشوندین الاف کردین آخرشم اینطور . پشبمونم چرا نشستمش همونجا والکی احترام گذاشتم جالب اینجاس موقع برگشت انتظامات گفت چی شد گفتم هیچ گفت ببین داداش اینا تیپ شما رو نمیگیرن باید ریش کله قندی و تیپ برادر گونه داشته باشی ادکلن زده کت شلواری قبول نمیکنن خلاصه اصلا نرید سمت این شرکت به هیچ وجه منم فکر می کردم برند معتبریه نگو یه مشت ادم رانتی اونجان ادمین جان خواهشا نظرمو کامل بزار رفتار بسیار بدی داشت و ناراحت شدم
بعد از ارسال رزومه این شرکت نامعتبر بدون اینکه تماس از خط معتبر شرکتی بگیره یا هر مدل دیگه خانمی به اسم سمیرا یک پیام داخل واتساپ فرستاد بدون اینکه معرفی کنه بگه عنوانش چیه و… گفت رزومه دادی قبل برا اینکه در وقت صره جویی بشه چنتا سوال نیفرستم جواب بده !!!! سوالا ها کاملا معلوم بود از چت جی پی تی درومده و منم چون این رفتارو غیر حرفه ای دیدم جوابارو دادم چت جی پی تی دراورد فرستادم براش بعد گفت مرحله اول قبول شدی بریم مرحله بعد 😂😂😂😂 دوباره کفت یک سری سوال مجدد میفرستم تاثیری رو استخدام نداره فقط بیشتر اشنا بشیم سوالاش بازم تخصصی بود بازم هوش مصنوعی 😂😂😂 بازم روش قبلی جواب دادم گفت اطلاع میدم نتیجه رو خلاصه چندروز بعد پیام داد نشد 😂 گفتم این مدلی ندیده بودیم حای تماس نکرفتین شاید طرف کرو لال بلشه این چ مدل مسخره ایه سوالاتونم از هوش مصنوعی گرفتین و… کاملا معلوم بود ناشیه اگهی بابت بنچ مارک بود یا هر چیز دیگه سرگرمی… خلاصه این مدت که بیکار شدم عجب چیزایی دیدم مسخره ها به هیچ وجه نرید اینجور جاها چون بی در دیکره هیچی بلد نیستن ساختار ندارن حقتون ضایع میشه
بابت مصاحبه یک مرحله انلاین پذیرفته شدم مرحله بعد حضوری بود رفتم با سرپرست جذب ع.ر مصاحبه کردم حین مصاحبه که حواسش به بازی گوشی بود گوش نمیداد و انگار سوری بود ۹۰ درصد سوالارو با بهترین حالت ممکن و امادگی جواب دادم که بنظرم قابل قبول بود ابشون دانش کافی نداشت در مورد جواب یکی از سوالاشون اصرار داشت اشتباه میگم ولی میدونستم درسته جوابم که حتی بعد مصاحبه رفتم تحقیق کردم دیدم حق با من بوده و اشتباه اون بود خلاصه ایشون رو توانمند ندیدم حتی حین صحبت گفتن اینجا اکثرا خانم هستن و خودم کار کردن با خانم دوست ندارم کلی دردسر دارن!!! مطمعنم در تعاملاتشون با خانم ها مشکل دارن خلاصه بعد ۳ ماه با پیگیری بالاخره جواب دادن مورد قبول نیستم و حق من رو ضایع کردن اگر ناحق بوده خدا نگذره ازشون
در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را بهطور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکتهای که به ذهنم میرسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزهام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا بهاندازهی بزرگ فکر نمیکنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدفهای بلندپروازانهای میسازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگیهای مهم برای آنها عبارتاند از صراحت، اعتمادبهنفس و تعهد.
دوست داشتم بدون استرس وارد مصاحبه بشم و به همین دلیل نخستین گفتوگوم با مدیرعامل شرکت بود. با حال و هوای صمیمی و گرمی آغاز شد و از همان لحظه احساس کردم نباید نگران چیزی باشم. درباره سابقههای کاری و نرمافزارهایی که بلد بودم به طور صادقانه صحبت کردم و خودم رو معرفی کردم. سوالاتی درباره نحوه تفکرم، سبک طراحیام و علایقم پرسیده شد و اینکه چرا تمایل دارم تجربه کار تماموقت توی یک مجموعه داشته باشم هم مطرح شد. در جلسه بعد، چند نمونهکار فرستادم تا نظرشان را ببینند و ارائهدهند. جو کار، نسبتا آرام بود و به نظر میرسید سیاست شرکت این است که بر پایه توانایی و امکان پوزیشن تصمیم بگیرند. از نگاه آنها، ویژگیهای مهم شامل اهل فکر بودن، خلاقیت، مطالعه و سفر بود.
دوست داشتم تجربهای صادقانه اما منصفانه از مصاحبههایم بگویم، اما این مراسم دو مرحلهای را یک روزه برگزار کردند و با وجود انتظارهای متفاوت از کار، دقیقا مشخص نبود که دنبال چه نگاهی هستند؛ احتمالا میخواستند کارشناس بازرگانی باشند یا بازاریاب یا کسی که در تحقیق بازار دخیل است، یا حتی فردی که در حوزه دیجیتال تخصص دارد. درباره حقوق و مزایا هیچ صحبتی نشد و حرفهای به نظر نمیرسیدند و انگار پلان مشخصی برای مصاحبه وجود ندارد. جمعبندی من از تجربه این بود که روند نامشخص و بیبرنامه بود و پس از دو ماه نیز هیچ ارتباطی گرفته نشد. حتی حس کردم شاید با بازاریابی شبکهای مرتبط باشد.
به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفهای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بیادبانه و غیرحرفهای بود.
وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفهای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر میآمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط میشدند. همه سوالها بجا و منطقی به نظر میرسیدند و از اهمیت حرفهای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت میشد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیتهای فرد متقاضی اهمیت میدهد و به کیفیت کار اهمیت میدهد.
در یک مصاحبه استخدامی ناامیدکننده با مواجههای روبهرو شدم که به نظر میرسید انتظار تجربهای سطح بالا را دارند در حالی که من تازهکار بودم. ساعات کاری شرکت از شنبه تا پنجشنبه و از هفت صبح تا شب بود و بهجز ایام عاشورا و تاسوعا تعطیلیای نداشتند؛ در واقع تعطیلات رسمی هم اغلب به کار میکشیدند. زمانی که شرکت هنوز به شهرت مطلوب نرسیده بود، به جوانهای تازهکار فرصت میدادند، اما با مشهور شدن، دیگر پاسخگوی تماسها نبودند. امیدوارم برایتان بهتر پیش برود.
دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامهای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار میشود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال میپرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشتسرهم پوزخند میزدند. جالب این که عملا سوالات فنیای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسشها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربههای قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربهاش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربهی ناخوشایندی داشته باشم.
به من گفتن برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس دعوت شدم. در اتاق دو مرد و یک زن که مسئول منابع انسانی بود حضور داشتند. رزومهام را یکی از بستگان فرستاده بود و پس از بررسی فرم رزومه اعلام کردند به دلیل وجود یکی از آشنایانم در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند. مشکل این بود که از شهر دیگری آمده بودم چون در شهر خودمان جذب نداشتند و اصلا برایشان مهم نبود که با تجربه و توانایی کار سخت، سفر طولانی برای مصاحبه را به جان خریدم. ایکاش همان اول با یک تماس میگفتند به خاطر آشنا بودن نمیتوانند پذیرش کنند تا این همه مسیر را بیدلیل طی نمیکردم.
شرکت مهندسی تابکو را تجربه کردم و میخواهم از روز مصاحبه برای یک شغل دولوپر جاوا بگویم. با جاوا تقریبا شش ماه کار کردم؛ یک ماه با SE و حدود سه ماه هم با اسپرینگ. در حال یادگیری بودم و تمرینهای زیادی انجام داده بودم. روز مصاحبه خیلی راحت پیش رفت؛ اکثر سوالها آشنا بودند و مشکلی برای پاسخ دادن نداشتم. از نتیجه راضی بودم. گفتنی است که مصاحبه حدود نیم ساعت طول کشید، گفتگو بیش از حد نبود و سوالات بیهودهای پرسیده نشد. برخورد مصاحبهکننده عادی، آرام و منطقی بود. سوالات هم همان مواردی بودند که معمولاً از یک دولوپر جاوا میپرسند. واقعاً نمیفهمیدم چرا برخی نظرهای منفی داده بودند. در روز مصاحبه از نظر جسمی خیلی خسته و عصبی بودم، اما فضای کار آرام بود و میانکاری مصاحبهکننده با انتظار من کاملاً فرق داشت و به طرز مثبتی surprisedم کرد.
برای مصاحبه دعوت شدم و قبل از حضور، رزومهام را فرستاده بودم؛ با وجود اینکه دقیقاً سر وقت نرسیدم، گفتند عجلهای نیست. فرصت جلسه را مدیر فنی به طور مستقیم برگزار کرد و مسئول پشتیبانی حضور نداشت. تقریباً نیم ساعت طول کشید و در خلال آن هم پرسشهای فنی مطرح شد و هم سوالهای عمومی؛ به نظر میرسید اولویت شرکت، وفاداری به سیستم و چارچوبهای آن است، چون دورهی کارآموزی حقوق داشت.
به نظر میرسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومهام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفتهی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومهام بود و باید دوباره پرش میکردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربههایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژههای شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفتوگویی فنی نبود و از نمونهکار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر میآمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب میپرسیدند که آیا تواناییهایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بینظمی همراه بود.
بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دومصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت کنند من چنین تجربه ای قبلا نداشتم اما این روش برام جذاب بود از این جهت که کارجوها در مقایسه با هم سنجیده میشدند و البته که این تکنیک به نظرم فقط در سطح مدیران ارشد قابل پیاده سازی است
مدیرعامل اینجا فکر کرده چون اوضاع اقتصادی خرابه اینم میتونه هر غلطی دلش خواست بکنه. نحوه پرداختشون به این صورت هست که عدد درخواستی شما رو ضربدر ۱۲ میکنن تا عدد سالیانه به دست بیاد، سپس عدد سالیانه رو تقسیم بر ۱۶ میکنن و هر ماه ۱/۱۶ عدد سالیانه (یعنی ٪۷۵ عدد درخواستی ماهانه!) رو به عنوان حقوق پرداخت میکنن و هر سه ماه یک بار هم ۱/۱۶ عدد سالیانه رو به عنوان پاداش پرداخت میکنن! اما چون پاداش هست میتونن پرداخت نکنن تو این اوضاع و مدیرعامل گفت یا ۱/۱۶ کامل یا کمتر یا بیشتر رو بر اساس عملکرد پرداخت میکنیم. اما بیمه، مالیات، عیدی، و سنوات شما بر اساس همون عدد ٪۷۵ از حقوق درخواستی محاسبه میشه که کاملا به ضرر شماست. چرا باید تو این وضعیت اقتصادی ٪۲۵ حقوق من و امثال من دست شما بمونه و باهاش کاسبی کنید و بعد از سه ماه، پول خودم رو به عنوان پاداش بهم پرداخت کنید؟! تازه اگه پرداخت کنید، چون از اول دنبال بهانه هستید! مدیرعامل گفت پرداخت عدد اصلی بستگی به محاسبات مالیات داره که این هم یک بهانه هست که هر بار خواستن عدد کمتری پرداخت کنن. سه نوع قرارداد باهاتون میبندن + سفته! یک قرارداد کار باهاتون میبندن که قطعا یکطرفه خواهد بود. یک قرارداد NDA برای پروژههای شرکت. یک قرارداد تعهدات حرفهای که شما باید تعهد بدید تا پایان مدت قرارداد در شرکت میمونید! اگر داستان گروگانگیری و بهرهکشی از نیروی کار نیست چرا این همه تضمین میخواید از یه نیروی کار؟ قطعا دنبال سواستفاده هستید، قبلا در گروه ویکیتجربه تلگرام خوندم که گفته بودن جوانهای مردم میرن این شرکت و گرفتار میشن. موقعیت شرکت جنب میدان نیلوفر در سهروردی هست، جای بسیار شلوغ، و داخل کوچه شرکت شما حتی جای پارک موتور پیدا نمیکنید. دو طبقه مجزا از هم فکر میکنم ۳ و ۵ دارند که شما احتمالا باید بین این طبقات با آسانسوری در رفتوآمد باشید که اندازهی تابوت متحرک هست و به سختی ۳ نفر ظرفیت داره. دوستان عزیز، میدونم فشار اقتصادی روی همهمون هست، ولی این شرایطی که گفتم اسمش هرچی باشه کار نیست. برای تخصص و اعصاب و روان و وقت و انرژی و انگیزه خودتون احترام قائل باشید و با این مدل آدمهای مریض و سمی، و شرکتهای دوزاری کار نکنید.
متاسفانه برای این شرکت رزومه فررستادم که پشیمونم این افراد ناشی رزومه منو دریافت کردن و بابت مصاحبه تماس گرفتن روز مشخص رفتم که هوا بارونی بود اولا در ورودی نفررو نبود از محوطه پارکینگ رفتم اتاق نگهبانی هماهنگ نشده بود من برای چی اومدم سردرگم به من گفتن برو از ساختمون داخل بپرس رفتم همه اتاقا درش بسته بود یا کسی داخل نبود بالاخره بعد چند دقیقه الاف شدن اتاق مصاحبه رو پیدا کردم که تو حیاط ضلع شمالی طبقه پایین بود .دیدم یک پیرمرد با موهای سفید شبیه امین تارخ داخله ولی در از بیرون قفله حالا منم زیر بارون در زدم که بیاد دیدم توجه نمیکنه بالاخره بعد ۵ دقیقه که خیس شدم حسابی به خودش زحمت داد اومد پشت در انگار طلبکار بود مردک احمق که چرا اینقدر در میزنی چخبره ! واقعا شعور در حد صفر پیرمرد نادان هیچی از تشریفات مصاحبه نمیدونست که هیچ انگار مدیر منابع انسانیم بود !!! خلاصه چیزی نگفتم سعی کردم رفتار حرفه ای داشته باشم رفتیم نشستیم فضای اتاق شبیه سنگر جبهه پر عکس شهیدو المان های جنگ و پاچه خواری که قشنگ ریاکاری موج میزد هم تو ظاهر اون مرد هم تو فضای اتاق حالا نشستیم کلی حرف مفت که اینجا مال بنیاد مستضعفانه فلان سردار سهام داره و… بعد رزوممو دیده میگه ما برای فیلد دیگه ای غیر از تخصص شما نیرو میخواهیم بلدی بسم الله !!! آخه ادم نفهم ریا کار بی سواد مگه مردم مسخره شمان مگه رزومه منو ندیده بودین منو زیر بارون کشوندین الاف کردین آخرشم اینطور . پشبمونم چرا نشستمش همونجا والکی احترام گذاشتم جالب اینجاس موقع برگشت انتظامات گفت چی شد گفتم هیچ گفت ببین داداش اینا تیپ شما رو نمیگیرن باید ریش کله قندی و تیپ برادر گونه داشته باشی ادکلن زده کت شلواری قبول نمیکنن خلاصه اصلا نرید سمت این شرکت به هیچ وجه منم فکر می کردم برند معتبریه نگو یه مشت ادم رانتی اونجان ادمین جان خواهشا نظرمو کامل بزار رفتار بسیار بدی داشت و ناراحت شدم
بعد از ارسال رزومه این شرکت نامعتبر بدون اینکه تماس از خط معتبر شرکتی بگیره یا هر مدل دیگه خانمی به اسم سمیرا یک پیام داخل واتساپ فرستاد بدون اینکه معرفی کنه بگه عنوانش چیه و… گفت رزومه دادی قبل برا اینکه در وقت صره جویی بشه چنتا سوال نیفرستم جواب بده !!!! سوالا ها کاملا معلوم بود از چت جی پی تی درومده و منم چون این رفتارو غیر حرفه ای دیدم جوابارو دادم چت جی پی تی دراورد فرستادم براش بعد گفت مرحله اول قبول شدی بریم مرحله بعد 😂😂😂😂 دوباره کفت یک سری سوال مجدد میفرستم تاثیری رو استخدام نداره فقط بیشتر اشنا بشیم سوالاش بازم تخصصی بود بازم هوش مصنوعی 😂😂😂 بازم روش قبلی جواب دادم گفت اطلاع میدم نتیجه رو خلاصه چندروز بعد پیام داد نشد 😂 گفتم این مدلی ندیده بودیم حای تماس نکرفتین شاید طرف کرو لال بلشه این چ مدل مسخره ایه سوالاتونم از هوش مصنوعی گرفتین و… کاملا معلوم بود ناشیه اگهی بابت بنچ مارک بود یا هر چیز دیگه سرگرمی… خلاصه این مدت که بیکار شدم عجب چیزایی دیدم مسخره ها به هیچ وجه نرید اینجور جاها چون بی در دیکره هیچی بلد نیستن ساختار ندارن حقتون ضایع میشه
بابت مصاحبه یک مرحله انلاین پذیرفته شدم مرحله بعد حضوری بود رفتم با سرپرست جذب ع.ر مصاحبه کردم حین مصاحبه که حواسش به بازی گوشی بود گوش نمیداد و انگار سوری بود ۹۰ درصد سوالارو با بهترین حالت ممکن و امادگی جواب دادم که بنظرم قابل قبول بود ابشون دانش کافی نداشت در مورد جواب یکی از سوالاشون اصرار داشت اشتباه میگم ولی میدونستم درسته جوابم که حتی بعد مصاحبه رفتم تحقیق کردم دیدم حق با من بوده و اشتباه اون بود خلاصه ایشون رو توانمند ندیدم حتی حین صحبت گفتن اینجا اکثرا خانم هستن و خودم کار کردن با خانم دوست ندارم کلی دردسر دارن!!! مطمعنم در تعاملاتشون با خانم ها مشکل دارن خلاصه بعد ۳ ماه با پیگیری بالاخره جواب دادن مورد قبول نیستم و حق من رو ضایع کردن اگر ناحق بوده خدا نگذره ازشون
در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را بهطور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکتهای که به ذهنم میرسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزهام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا بهاندازهی بزرگ فکر نمیکنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدفهای بلندپروازانهای میسازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگیهای مهم برای آنها عبارتاند از صراحت، اعتمادبهنفس و تعهد.
دوست داشتم بدون استرس وارد مصاحبه بشم و به همین دلیل نخستین گفتوگوم با مدیرعامل شرکت بود. با حال و هوای صمیمی و گرمی آغاز شد و از همان لحظه احساس کردم نباید نگران چیزی باشم. درباره سابقههای کاری و نرمافزارهایی که بلد بودم به طور صادقانه صحبت کردم و خودم رو معرفی کردم. سوالاتی درباره نحوه تفکرم، سبک طراحیام و علایقم پرسیده شد و اینکه چرا تمایل دارم تجربه کار تماموقت توی یک مجموعه داشته باشم هم مطرح شد. در جلسه بعد، چند نمونهکار فرستادم تا نظرشان را ببینند و ارائهدهند. جو کار، نسبتا آرام بود و به نظر میرسید سیاست شرکت این است که بر پایه توانایی و امکان پوزیشن تصمیم بگیرند. از نگاه آنها، ویژگیهای مهم شامل اهل فکر بودن، خلاقیت، مطالعه و سفر بود.
دوست داشتم تجربهای صادقانه اما منصفانه از مصاحبههایم بگویم، اما این مراسم دو مرحلهای را یک روزه برگزار کردند و با وجود انتظارهای متفاوت از کار، دقیقا مشخص نبود که دنبال چه نگاهی هستند؛ احتمالا میخواستند کارشناس بازرگانی باشند یا بازاریاب یا کسی که در تحقیق بازار دخیل است، یا حتی فردی که در حوزه دیجیتال تخصص دارد. درباره حقوق و مزایا هیچ صحبتی نشد و حرفهای به نظر نمیرسیدند و انگار پلان مشخصی برای مصاحبه وجود ندارد. جمعبندی من از تجربه این بود که روند نامشخص و بیبرنامه بود و پس از دو ماه نیز هیچ ارتباطی گرفته نشد. حتی حس کردم شاید با بازاریابی شبکهای مرتبط باشد.
به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفهای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بیادبانه و غیرحرفهای بود.
وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفهای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر میآمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط میشدند. همه سوالها بجا و منطقی به نظر میرسیدند و از اهمیت حرفهای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت میشد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیتهای فرد متقاضی اهمیت میدهد و به کیفیت کار اهمیت میدهد.
در یک مصاحبه استخدامی ناامیدکننده با مواجههای روبهرو شدم که به نظر میرسید انتظار تجربهای سطح بالا را دارند در حالی که من تازهکار بودم. ساعات کاری شرکت از شنبه تا پنجشنبه و از هفت صبح تا شب بود و بهجز ایام عاشورا و تاسوعا تعطیلیای نداشتند؛ در واقع تعطیلات رسمی هم اغلب به کار میکشیدند. زمانی که شرکت هنوز به شهرت مطلوب نرسیده بود، به جوانهای تازهکار فرصت میدادند، اما با مشهور شدن، دیگر پاسخگوی تماسها نبودند. امیدوارم برایتان بهتر پیش برود.
دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامهای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار میشود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال میپرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشتسرهم پوزخند میزدند. جالب این که عملا سوالات فنیای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسشها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربههای قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربهاش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربهی ناخوشایندی داشته باشم.
به من گفتن برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس دعوت شدم. در اتاق دو مرد و یک زن که مسئول منابع انسانی بود حضور داشتند. رزومهام را یکی از بستگان فرستاده بود و پس از بررسی فرم رزومه اعلام کردند به دلیل وجود یکی از آشنایانم در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند. مشکل این بود که از شهر دیگری آمده بودم چون در شهر خودمان جذب نداشتند و اصلا برایشان مهم نبود که با تجربه و توانایی کار سخت، سفر طولانی برای مصاحبه را به جان خریدم. ایکاش همان اول با یک تماس میگفتند به خاطر آشنا بودن نمیتوانند پذیرش کنند تا این همه مسیر را بیدلیل طی نمیکردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.