صحبت من رو به یه شکل روشن و بیتعارف میتونم اینطور بیان کنم: کار در این شرکت فشار عصبی زیادی داشت و از همون ابتدا مشخص بود که همسو نبودن بین تیمها و مدیران، کار رو دشوار میکنه. فضای کار پر از تضاد و بیپاسخی بود و با وجود ادعای مسئولان، پاسخگویی به نیازهای کارمندها خیلی کم بود. تیم منابع انسانی هم بهنظرم پراکنده و بدون یه برنامه مشخص برای تطبیق تجربه و تخصص افراد عمل میکرد و جلساتی برگزار میکرد که واقعاً انگار به جامهٔ کارمندها توجه نمیکردند. روند استخدام هم شفاف نبود؛ در مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد اما بعد از جذب، نه قرارداد دقیق و حسابداری مناسبی میدیدیم و نه احترام، بلکه تعهداتی غیر مرتبط و تهدیدگونه مطرح میشد تا فرد ملزم به پیروی شود. احساس میکردم گویی آدم رو به عنوان بدهی نگهد میدارند. من هم بارها مشکلات تیم و HR را مطرح کردم اما به نظر میرسید دنبال حلشون نبودند، چون نتیجهای عاید هیچکس نمیشد. مسئول HR هم واقعاً مسئولیتپذیر نبود و با شوخی وقت مردم را هدر میداد؛ تنها متنهای آماده را میخواندند و واقعاً از اجرای همانها هم ناتوان بودند. برای حرفهایها یا کسانی که بیش از چهار سال سابقه دارند، جایی برای رشد به چشم نمیآمد و روابط بر اساس دستورالعملها ترجیح داده میشد. و در نهایت، فرایند تسویهحساب خیلی آزاردهنده بود: بیش از پنج ماه درگیر تسویه بودم و هنوز نتیجه مشخصی نگرفته بودم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دو سال است که وضع شرکت به شدت ناامیدکننده است و اوضاع به هم ریخته است. افراد تازهواردی با حقوق بالا جذب شدهاند و این مسئله باعث بههمریختگی بیشتر شده. شرکت که دراصل محوریتش فناوری اطلاعات است، اکنون منابع انسانی و واحدهای کسبوکار فرماندهی را در دست دارند و معاونت فناوری کنار گذاشته شده است. یکی از مسئولان منابع انسانی از میان نیروهای تازهورود است و تنها به دنبال استخدام نیروهای با حقوق بالا است؛ حفظ و نگهداری از تیم فنی برایش اولویت ندارد—مدیریتهای متعددی جذب شدند تا جایی که از حدود بیست نفر، شش مدیر شدهاند ولی تیم فنی تنها یک مدیر دارد. به نظر میرسد برایشان عنوان مدیر و رئیس بودن اهمیت بیشتری از تخصص و کارکرد عملی است و در هر حالکارشناسان کمارزش شمرده میشوند و امکان خروج آسان است. سایر واحدها هم وضعیتی مشابه دارند: بخشهای تماس با مشتریان، زنجیره تأمین و کسبوکار هر کدام مدیر تازهواردی دارند که پیشتر کارشناس بوده و به تجربه لازم دست کم نمیآورد. مزایای بسیاری از کارکنان قطع شده و بخش مالی نیز در پرداختها تخصص لازم را ندارد. مدیرعامل هم بالاخره تغییر کرده است؛ امیدوارم با حضور مدیر جدید این گروه نالایق از شرکت کنار برود و وضع بهبود یابد.
فرایند پراخت حقوق ها افتضاح افتضاح افتضاح
وقتی به عنوان پشتیبان این شرکت کار میکردم، حس میکردم جو فضا پر از دروغ و زیرآبهزنی است. اطرافم کسانی بودند که یا ارزش لازم را نداشتند یا واقعاً شور و اشتیاق کار کردن را ندارند. احساس میکردم عمرم را برای کاری میگذارم که نه حقوق کافی دارد و نه احترام اجتماعی برخوردار است و در مجموع هیچ ارزشی ندارد. به طور خلاصه، اینجا از نظر شرافت و وضعیت کاری، حتی یک پیک موتوری هم از نظر من بهتر به نظر میرسید.
با اینکه واقعیتها رو خیلی ساده نمیتونم برداشت کنم، اما از دید من اداره بهطور کامل به نظرم نهایی نشده بود و مشکلات مدیریتی گستردهای داشت. حقوق معمولاً بهموقع پرداخت نمیشد و گاهی با پیگیری زیاد میتونستی بخش کوچکی ازش رو دریافت کنی. کار سخت و فشار بالا بود و از سمت مدیران خبری از تشکر یا قدردانی نبود. پاداش و مزایا هم در حداقلها قرار داشت یا اصلاً وجود نداشت. مدیرها در مسائل مختلف دخالت میکردن و بهطور کلی احساس میشد که همه به دنبال تغییر شغل و پیدا کردن فرصت بهتر با استفاده از اینترنت شرکت هستند.
از همکاری با این مجموعه خیلی راضی بودم و رفتار همکاران واقعا محترمانه بود. حدود شش ماه است که به تازگی به تیم پیوستهام و در حال انجام کارم هستم. امیدوارم ادامهی همکاری اینطور باشد و بتوانم با هدایت تیم کارکنان، وظیفهام را به خوبی انجام بدهم. تاکنون همهچیز نسبتاً خوب پیش رفته است.
امکان انجام کار دورکاری برای من که دانشجو هستم و در خارج از تهران زندگی میکنم خیلی ارزش داشت؛ در شرکت فاخر چنین امکانی فراهم بود و این موضوع برایم بسیار مهم بود. به عنوان برنامهنویس ارشد وردپرس و PHP وارد این تیم شدم و فضای کار هم صمیمی بود و هم حرفهای. مدیران واقعاً همراه و پشتیبان بودند و این حمایت، تجربهای پرورشدهنده ایجاد کرد. در نتیجه هم دانش فنیم افزوده شد و هم اعتمادبهنفسم تقویت شد، که انگیزهام را برای ادامه کار بالا برد. در این مدت چیزهای زیادی آموختم و با تیم هم یادگرفتههایم را به اشتراک گذاشتم.
این تجربه را در محیطی واقعی به نحوی روشن و صریح بازگو میکنم که دیگر هیچ شائبهای دربارهی جهتگیریها نداشته باشد، اما محتوا را درست حفظ میکنم. وقتی وارد این شرکت شدم، با یک فضای سمی و ناامیدکننده روبهرو شدم؛ چیزی که انتظارش را داشتم نبود. ظاهر شرکت شاید بتواند جذاب به نظر برسد، اما پشت صحنه پر از افراد بیتجربه و جوّ کاری ناسالم بود. روابط دوستانهسازیهای غیر حرفهای و باندبازی خیلی رایج بود و رفتارهای غیراخلاقی زیادی هم وجود داشت. به عبارتی اگر هدفم صرفاً کار کردن بود، ممکن بود با اینجا کنار بیایم، اما اگر زندگی و رضایت شخصی هم برایم مهم است، به نظرم باید دنبال جای بهتری گشت.
هیچ نکته مثبتی به ذهنم نرسید که بخوام درباره این کلینیک بگم. اولا روند مصاحبه بسیار غیرحرفه ای بود و فقط حقوق براشون مهم بود که زیر ۲۰ تومان توافق بشه. سه روز ارزیابی و در واقع کار رایگان براشون انجام میدی تا بعد تصمیم بگیرن که استخدامت کنند یا نه. با مدیرعامل مصاحبه انجام میشه و با حقوق نصف وزارت کار باهات قرارداد یک ماهه میبندن و تا سه ماه بیمه نیستی. علاوه بر اون یک سفته صدمیلیونی هم همون اول کار قبل عقد قرارداد ازت میگیرن بعد قرارداد میبندن یعنی حتما شما باید سفته رو داده باشید! بعد از یک الی دو هفته کاملا بی دلیل باهات قطع همکاری میکنن و میگن مدیریت تصمیم گرفته با شما همکاری نکنه!!!! وقتیم از منابع انسانی دلیل میپرسی میگن منم خبر ندارم فقط بهم اطلاع دادن باهاتون قطع همکاری کنیم!!! برای استخدام که هیچ، حتی برای خدمات دندانپزشکی هم به کسی اینجارو معرفی نخواهم کرد. ضمنا گفتند سه ماه بعد از قطع همکاری حقوق اون چندروز کارکرد براتون واریز میشه و میتونید سفته رو تحویل بگیرید. با گذشت سه ماه هنوز خبری ازشون نیست. این نکته هم اضافه کنم که با همه تازه استخدامی ها همین روند رو تکرار میکنند و هیچکس بیشتر از دو هفته اونجا موندگار نیست. از اردیبهشت که اگهی میزارن تا الان که شهریوره هنوز اگهی ها با همون عناوین شغلی در ای استخدام و جابینجا موجوده!! این تجربه کاری من از این کلینیک به اصطلاح مدرن بود که فرهنگ سازمانیشون بسیار ضعیفه.
بیش از سه سال با شرکت پرتو همکاری داشتم و در این مدت تجربهای به دست آوردم که شاید بد نباشد با دیگران هم در میان بگذارم؛ بهخصوص کسانی که قصد همکاری با این مجموعه را دارند. پرتو در ظاهر یک سازمان منظم و ساختاریافته به نظر میرسد، اما تجربه شخصی من نشان داد که در بسیاری از موارد، روابط بیشتر از ضوابط تعیینکننده هستند. به نظر من، داشتن ارتباط نزدیک با مدیران میتواند مسیر پیشرفت را بسیار کوتاهتر کند؛ در حالی که صرفاً داشتن دانش، تجربه، توانایی و عملکرد مناسب، لزوماً به همان اندازه در پیشرفت شغلی اثرگذار نیست. در بخش فنی نیز با مواردی مواجه شدم که از نظر من نشاندهنده وجود فضای ناسالم رقابتی بود؛ افرادی که برای دیدهشدن یا پنهان کردن ضعفهای خود، رفتارهایی انجام میدادند که به فضای کاری آسیب میزد و متأسفانه مدیریت و سرپرستی همیشه برخورد مؤثری با این مسائل نداشتند. موضوع دیگری که برای من آزاردهنده بود، توقع دسترسی دائمی به نیروی کار بود. شیفتها گاهی در لحظات آخر اعلام میشدند و امکان جابهجایی چندانی وجود نداشت. حتی در روزهای تعطیل یا روزهایی که شیفت نداشتید، در صورت نیاز مجموعه، ممکن بود از شما انتظار حضور اجباری وجود داشته باشد. از طرفی، برخلاف تصوری که ممکن است وجود داشته باشد، به نظر من حقوق و مزایا آنقدر بالا نیست که حجم و فشار کاری اضافه را توجیه کند. در بسیاری از موارد، چیزی که دریافت میکنید بیشتر در قبال مسئولیت و کار بیشتر است، نه لزوماً شرایط مالی متفاوت. البته اینها برداشت و تجربه شخصی من در طول بیش از سه سال همکاری با این مجموعه است و طبیعتاً ممکن است تجربه افراد دیگر متفاوت باشد. با این حال، اگر بخواهم بر اساس تمام سالهایی که در صنعت گردشگری فعالیت کردهام قضاوت کنم، همکاری با پرتو برای من یکی از ضعیفترین و ناخوشایندترین تجربههای کاری بود. به نظرم قبل از تصمیم به همکاری با هر مجموعهای، فقط به ظاهر سازمانیافته آن توجه نکنید؛ درباره فرهنگ سازمانی، نحوه مدیریت، شیوه تعیین شیفتها، میزان تعادل کار و زندگی و مهمتر از همه، معیار واقعی پیشرفت در آن مجموعه تحقیق کنید.
مدیریت ضعیف و chatgpt محور با اجرای نظرات غیرفنی و تاثیرات پسر بچه گرامیشان که تمام فرایند های توسعه نرم افزار رو به سخره گرفتن و محیط کار نرم افزاری رو با بازار میوه تره بار اشتباه گرفتن. و صحبت های افراد متخصص رو بعد از گذشت مدتی کوتاه با تغییر در لحن و بیان به اسم خودشون و به اشتباه ترین شکل ممکن اجرا میکنن!!! ضعف و بی سوادی در تیم فروش که نهایت میشه ازشون در یه بوتیک لباس استفاده کرد و فروش امکانات و فیچرهای ناموجود در سیستم بدون هماهنگی با تیم فنی و اعلام سرخود زمان اجرا به مشتری - فشار بیش از حد برای اجرای همون امکانات ناموجود- مدیریت تبعیض گونه بین گروه های مختلف شرکت- پرداخت حقوق های گزاف به افراد نابلد و ناکارامد و غیرمتخصص در شغل (برای بعضی ها لابد دلیل دیگه ای داشته!) و عدم پرداخت به موقع و متناسب با عملکرد افراد. تخلف در پرداخت حقوق و مزایا و اعلام حقوق پایینتر از قرارداد به بیمه تامین اجتماعی با اینکه شرکت معاف از مالیات هست باز تخلف میکنن!!! دریافت هزینه های پروژه ها در حساب شرکت و خالی کردن حساب ها توسط شخص مدیرعامل به حساب های شخصی خودش و یا خرید ملک و زمین و ماشین و یا خرید و انبار کردن تجهیزات و مواد اولیه و در نتیجه عدم پرداخت به موقع حقوق به اسم اینکه پول نداریم بدهکار بودیم -دریافت وام های کلان با بهره های پایین و مدت تنفس بالا و استفاده های شخصی از این وام ها و سند سازی و پرونده سازی برای وام دهنده ها - بی سوادی شخص مدیرعامل و دروغگویی به پرسنل و مشتری ها در هرچیزی که به ذهن یک شخص برسه.برخورد های توهین آمیز - مدیریت خاله زنکی و کنترل افراد پای دوربین و تماس های مکرر به افراد به علل مختلفی که در دوربین مشاهده میکنن- ایجاد جو و فضای تفرقه آمیز بین افراد توسط شخص مدیرعامل- عدم توجه به زمان بندی ها و امکانات موجود توسط شخص مدیرعامل برای توسعه سیستم.زبون بازی و برقراری جلسات بی معنی و بی جهت و بدون نتیجه . انقدر مشکلات مختلفی میشه بیان کرد که فقط میتونم بگم برای وقتتون و شخصیتتون ارزش قائل بشین بعضی جاها برای مصاحبه رفتن هم اشتباهه - چه برسه به کار کردن
هر روز با یک فضای کاملاً حرفهای روبهرو بودم که رعایت معیارهای رفتاری بسیار جدی است. اگر بخواهی رفتاری غیرحرفهای از خودت نشان دهی، قطعاً با چنین برخوردی مواجه میشوی و اینجا جایی نیست که بتوانی آسان از پسش برآیی؛ در نتیجه انتظار از همهی همکاران رفتار حرفهای است و در غیر این صورت شاید بهتر باشد به دنبال شرکتهای دولتی بروی. حقوق و مزایا بر پایهی تخصص و سابقهست و پرداختها همواره دقیق و سر زمان پرداخت میشود، معمولاً روز بیست وپنجم ماه بعد واریز میشود. مسیر رشد و توسعه فردی وجود دارد و کارها غالباً با رویکرد مدیریت پروژه انجام میشود. روابط بین همکاران و مدیران رسمی است و به طور بروکراتیک پیش میرود؛ چه کار خوب باشد چه بد، نتیجهی کار برای همه مشخص است. همینطور لازم است بگویم که سرپرست و مدیر باید دانش و تجربهی لازم را داشته باشند و روی اصول سختگیری بالایی تمرکز میشود.
برای مدت طولانی حقوقمو عقب میفرستن و واقعاً وقتِ منو بیخودی تلف میکنن. این موضوع فقط محدود به یکی دو نفر نیست و به طور مداوم تکرار میشه؛ حتی به نیروهای تازهوارد هم همین اتفاق میافته. مدیر ارشد هم کاملاً توی این قضیه دخیل به نظر میرسه.
مدت چند سالی با همتیمیها کار میکردم تا اینکه شرکت ناگهان جمع شد و همه قراردادهاشون رو به بانکها منتقل کردند. یکی از جنبههای مثبتش این بود که حقوق رو بهموقع میدادند و بیمهٔ تکمیلی هم داشتن، انگار اینها تضمینِ ثبات بودند. از نظر رشد حرفهای اما فضا تعدیل نبود: مدیران فنی از نظر علمی و فنی سطح لازم رو نداشتند و در بلندمدت هیچ پیشرفت واقعیای رو انتظار نمیکشیدی؛ با این وضع از نظر تکنولوژی هم عقب میافتادی. در مجموع از جهات مشخصی خوب بود، ولی من تصمیم گرفتم به دنبال شرکتهای بهتری بگردم.
بدترین تجربه کاری من به عنوان مدرس زبان توی این موسسه بوده. از بی نظمی در پرداخت حقوق، پایه حقوقی بسیار پایین و عدم افزایش حقوق گرفته تا بدقولی در صادر کردن مدرک و ندادن حقوق ترم های آخر و بعد هم پاسخگو نبودن. نه تنها تسویه حساب نکردن بلکه دیگه تلفن جواب نمیدن، پیامک جواب نمیدن، حتی توی تلگرام پیام رو سین میزنن و جواب نمیدن! پیشنهاد من به شما مدرس زبان اینه که به هیچ عنوان اینجا کار نکنی. شما بهترین و با اخلاق ترین هم باشی، اینجا کاری باهات میکنن که بدترین روی خودت رو ببینی. این رو هم اضافه کنم که همهی کادر اداری این مجموعه به شدت بدبرخورد میکنن و پشت سر همه حرف میزنن. توی تمام شعبه هاش.
یه شرکت کوچیک بی نظمه که معلوم نیست بر چه پایه و اساسی درست شده اصلا، شما مثل آب خوردن تعدیل میشید و میگن از هفته بعد دیگه نیا، حقوقا هم در ۲ پارت داده میشه که گند میخوره تو حقوقت رسما، جا کوچیکه و یه میز ۲۰ سانتی با صندلی های داغون به شما میدن کلا این شرکت هییییچ مزیتی نداره اگرم نکته مثبتی میبینید اونایی که چاپلوس مدیریت هستن اومدن نوشتن لطفا گول نخورید به هیچ وجه
یکی از بدترین تجربه ها کاری من بوده تغییر ساختار تعدیل هایه آخر لحظه ای با عناوین بی مورد مثل کاهش هزینه و در عین حال پروموت کردن افراد در موازا با تعدیل کردن نیروها. اعلام بررسی عملکرد به صورت فصلی و قانون ۲ عملکرد ضعیف بابت تمدید نکردن قرارداد ولی پایبند نبودن به همین چارچوبی که ادعا میکنند با دلیل آوردن کاهش هزینه. منابع انسانی به شدت سمی و غیره حرفه ای که هیچ دانشی در زمینه منابع انسانی ندارند. بی هدف بودن سازمان و حضور افراد چاپلوسی که قدرت دارند و بدتر از اون مدیر بودن این افراد با اینکه هیچ دانش و لیاقت اون سمت و منسب رو ندارند و صرفا به خاطره چاپلوسی و مافیا بودن جو در سمت مدیریت اند. امکانات اصلا وجود نداره و برای سازمان هیچ اهمیتی افراد ندارند. اگر سلامت جسم و روان براتون مهمه از این سازمان دوری کنید چون نه بهتون ترفیع میده اگر جزو مافیا نباشید و نه امنیت شغلی دارید و نه حقوق مزایا به درد بخوری داره حتی هزینه بیمه تکمیلی ام ازتون میگره.
در کل واقعا افتضاح مدیران مجموعه بی تجربه
من به مدت ۸ سال در شرکت سرزمین یاس، آگهینامههای ظرفینه و اسکان، به عنوان کارمند مشغول به کار بودم و در مجموع تجربه بسیار خوبی از همکاری با این مجموعه داشتم. مدیرعامل شرکت فردی بسیار محترم، با شخصیت و دلسوز بودند و محیط شرکت منظم و بر اساس اصول حرفهای اداره میشد. ادب و احترام به همکاران و رضایت مشتری همیشه اهمیت زیادی داشت. حقوق بهصورت هفتگی و منظم پرداخت میشد و مزایا، عیدی و سنوات نیز طبق قانون کار پرداخت میشد. مرخصیها هم مطابق قانون بود. پرسنل مجموعه افراد کوشا و مسئولیتپذیری بودند و در مجموع تیم خوبی داشتیم. در نهایت، با توجه به ۸ سال سابقه همکاری، میتوانم بگویم که از کار در این شرکت رضایت زیادی داشتم و از دورهای که در این مجموعه سپری کردم، خاطره خوبی دارم.
من مدتی توی این شرکت به عنوان مدیر محصول کار کردم. تجربهای که از کار توی این مجموعه داشتم این بود که یکی از مشکلات اصلی واحد محصول، حضور فردی بود که خودش رو در جایگاه سرپرست مدیران محصول میدید، در حالی که به نظر من این جایگاه با تجربه و توانمندی لازم برای این مسئولیت همخوانی نداشت. این فرد هنوز هم در سازمان حضور داره و در طول همکاری من، دخالت در کارها، حاشیه درست کردن، زیرآب زدن و انداختن اشتباهات به گردن بقیه باعث شد خیلی از مدیرمحصولها دچار مشکل بشن و حتی بعضیها مجبور بشن شرکت رو ترک کنن. تجربه من این بود که این فرد برای تثبیت جایگاه خودش، به جای اینکه باعث رشد و حمایت از تیم بشه، گاهی با تضعیف جایگاه دیگران و ایجاد فضای رقابتی ناسالم مسیر پیشرفت خودش رو دنبال میکرد. به نظرم سازمانها باید نسبت به این مدل رفتارها جدی باشن؛ چون آدمهایی که با ایجاد حاشیه، از بین بردن اعتماد و ناسالم کردن فضای کاری به تیم آسیب میزنن، نه تنها به رشد سازمان کمک نمیکنن، بلکه جلوی پیشرفت اون رو هم میگیرن. بهتره درباره حضور و نقش چنین افرادی بازنگری جدی انجام بشه تا فضای کاری سالمتری ایجاد بشه. به کسانی که قصد پیوستن به این شرکت رو دارن پیشنهاد میکنم قبل از تصمیمگیری، حتماً درباره ساختار واقعی واحد محصول، حدود اختیارات و نحوه تعاملات داخل تیم تحقیق کنن تا با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرن.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.