برای مدت زمانی که در شرکت مانا انرژی کار میکردم، با بینظمی مدیریتی و رفتار نامناسب منابع انسانی روبهرو بودم و احساس میکردم بهعنوان انسان ارزش چندانی برایشان قائل نیستند. ای کاش کسانی که برای خودشان احترام قائلاند، شرکت بهتری را برای کار انتخاب کنند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با یک شرکت کاریابی بینالمللی کاربین دچار تجربهای نارضایتی جدی شدم و از تبهکاری احتمالی آنها مطلع شدم. از سال چهارده و یک تا حال حاضر، احساس میکنم رفتار آنها به شکل فریب و سوءاستفاده از اعتماد است و گمان میکنم ممکن است با دفترچه و پروندههای حقوقی بازی کنند تا کار را به تعویق بیندازند. به نظر میرسد محاکمه یا پیگیری حقوقی طولانی و پرهزینه باشد، مخصوصا وقتی مالکیت مالی مشخصی به نام شرکت وجود ندارد و احتمال جمعآوری دفتر کار آنها بالاست. به دوستانی که تجربه مشابه دارند پیشنهاد میکنم برای تشکیل یک گروه همصدا با من تماس بگیرند تا تعداد ما مشخص باشد و بتوانیم به صورت دستهجمعی برای پیگیری حقوقی اقدام کنیم؛ شاید این رویکرد سبب تسریع در پاسخگویی شود. در صورت تمایل، لطفا پیام بدهید تا همفکری بیشتری داشته باشیم و میزان افراد مالباخته بررسی شود. ایمیل تماس من: Print_nash@yahoo.com
در محیطی دوستانه و متفاوت کار میکردم که فرصت رشد سریع فراهم میکرد؛ به طوری که در چند سال روندی چشمگیر از پیشرفت داشتم. حقوق در آغاز پایینتر بود، اما با گذر زمان و افزایش تجربه بهبود مییافت و مسیر رشدی مناسب وجود داشت. این مسیر عمدتا عمودی بود تا اینکه بعد از حدی امکان رشد محدود شد و بیشتر به سوی رشد افقی رفت. کار پروژهمحور باعث میشد حجم کار گاهی بالا باشد و در دورههای live ممکن بود تعطیلات و آخر هفتهها هم حضور داشته باشم تا کار را به موقع برسانم. زمان کار به طور کلی شناور بود؛ میشد صبح دیرتر بیاییم اما در عوض مجبور بودیم ساعات بیشتری بمانیم. با این وجود تجربه ارزشمندی برای پیشبرد حرفهای محسوب میکرد.
وقتی اینجا رو برای کار انتخاب کردم، فکر میکردم یادگیری SAP واقعا زمانبر خواهد بود. اما فضای دوستانه و فضای آموزشی که اینجا حاکم بود، مسیر یادگیری را خیلی سریعتر کرد. حقوق ابتدای کار من خیلی بالا نبود، اما با هر پروژه جدید هم تجربه و دانشام بیشتر میشد و هم دریافتیام افزایش مییافت. روزهای منتهی به راهاندازی پروژهها واقعا سخت و پرکارند، اما احساس پیروزی پس از اتمام کار ارزش تمام زحمات را دارد.
وقتی من اونجا بودم، اوایل دوران شرکت بود و حقوق خوب و وعدههای غذاهای رایگان وجود داشت. با این حال جو سازمانی خیلی ناسالم بود و استرس بالا بود. از صبح تا حوالی چهار، بیشتر وقتها در حال کار بودی و گاهی با ورود پروژههای جدید، مجبور میشدی اضافه کار انجام بدهی. گاهی مدیرعامل وارد میشد و با نارضایتی از وضع کار صحبت میکرد و خودش را مقصر میدانست که چرا استخدامش کرده است. در ظاهر همه مودب بودند، اما روشن بود که مدیریت بهطور مستقیم در جریان امور است و اطرافیان سمی و منفی زیادی بودند و شاید حتی به لحاظ گزارشدهی هم در نظر گرفته میشدند. یکی از همکاران نسبت به کار بیانگیزه و پرتنش بود و رفتار نامناسبی داشت که تأثیر منفی روی تیم میگذاشت. با وجود اینکه جمع خیلیی از همکاران همزمان ترک کردند، آن فرد همچنان در شرکت حضور داشت. محیط کار صرفا پویا نبود و فضا برای پیشرفت یا آرامش کافی فراهم نبود. بعضی مواقع شنیده میشد که حقوق با تاخیر پرداخت میشود و امنیت شغلی بالایی وجود ندارد. به ما گفتند که فردا دیگر نیاییم و مسیر مشخصی برای توسعه شغلی وجود نداشت. امکان رشد شخصی یا فرصتهای پیشرفت هم بهخوبی فراهم نبود; در چنین محیطی اگر کسی دقت نداشت، ممکن بود اثر منفی روی روحیه و عملکردش بگذارد.
وقتی وارد شرکت شدم، فهمیدم که برای موفقیت باید به هر کار غیرقانونی یا غیراخلاقی متوسل بشی تا بتونی پیشرفت کنی. مدیر جدید هم که آوردن، فقط بلد بود با حرفهای بیپایه و بیسواد حرف بزنه و هیچ شخصیتی از خودش نشون نمیداد. از درخواست تفرقه و زیرآب زنی برخی همکاران خبری نبود، فقط انتظار میکشیدن تا به هر نحوی بهشون خدمت کنن. واقعا توصیه میکنم وقت و عمرتون رو برای کار در اینجا هدر ندین. از بیرون که نگاه میکنی خیلی قشنگ به نظر میرسه، اما وقتی واردش میشی خیلی فراتر از یک باغوحش پیچیده است.
با سلام خدمت همگی حقیقت اینکه این شرکت خیلی بزرگه ساختمان های مختلفی داره و تو هر ساختمون این های متعددی هست.نکته ی اساسی ضعف شدید در لایه ی مدیریت میانی هست . بسیاری از این مدیران جوان بی تجربه سیستم رو به گروگان گرفته اند و اجازه ی هرگونه اصلاح رو هم نمیدم. چون می دانند در صورت اصلاح سیستم کاسه کوسه رو باید جمع کنند. بنظر من بدترین جای این سیستم core bankingهست.مدیران دیوانه بی سواد که یک تعداد زیاد از مدرسه ی داتین رو تو تیم هاشون پر کردند. خیلی دقت کن خمره ی طلاهم بهت دادن این دور و برا نیا. اینم که می گن می خوان coreرو میکرو سرویسش کنند شر و وری بیش نیست. مدیرای تیم های coreهم یه عادتی دارند اگه حس کنند یه ذره از لحاظ فنی از این ها جلوتری سریع به بهانه های مختلف حذفت می کنند. یا کاری می کنند خودت با پای خودت الفرار کنی تیم سپرده هم که با حضور استاد اسدی سر لوحه ی همه چیزه. دست به اخراجش خوبه و اما منابع انسانی.... بنظرم فرو پاشی سیستم از منابع انسانی شروع میشه . همه ی منابع انسانی با پارتی و رابطه و آشنا بازی اومدند (حالا شاید چند نفر این وسط استثنا باشند) وگرنه دلیل منطقی ندارد که کسی که بارها و بارها داره سوتی میده علاوه بر اینکه اخراج نمیشه ترفیع هم میگیره بخدا خیلی از این مدیرای میانی منابع انسانی و خیلی از مدیرای میانی و ارشد بهتر از همه می دانند اگه امروز از شرکت اخراج بشن بیرون باید کاسه ی چه کنم چه کنم دستشون بگیرند اگه یک شرکت استاندارد بود بعد از حادثه ی بانک سپه و پاسارگاد کل کادر مدیریتی باهم اخراج میشدند ولی در اوج حیرت با گرفتن این آزمون های مسخره عملا دارند تعدیل نیرو می کنند و انتقام این اتفاق رو از لایه ی کارشناسی میگیرند
دو سالی میشود که در واحد مارکتینگ آرتا ویژن آوا فعالیت میکنم و تجربهی واقعا خوبی برام رقم خورده. محیط شرکت جوان و پرانرژی است و نکتهای که برای من خیلی ارزشمند است این است که مدیران همواره روشنفکر و بهروز هستند و تجربه کافی در حوزه تخصصیشان دارند. آنها همواره سعی میکنند فضا برای یادگیری و پیشرفت فراهم باشد تا حس کنم در کنار کار، در حال رشد کردنم. در تیمها، سطح همکاری و صمیمیت بالاست و نظرات و انتقادات بهجا و با اهمیت بررسی میشود. برای من کار در این مجموعه یعنی هم یادگیری و هم تجربهکردن و هم بودن کنار آدمهایی که دغدغهی پیشرفت دارند.
مشکلات اینجا هم وجود داره ولی واقعا در حدی که دوستان نوشتن نیست باید نیمه پر لیوان را هم دید. به نظر میرسه که اخیرا اوضاع کمی بهتر شده و افراد فقط با تکیه بر توان فنی و مدیریتی خودشون و بدون سیاست بازی میتونن رشد سازمانی داشته باشن. در کل برای کسی که دوست داره کار فنی انجام بده و مطالب جدید یاد بیگیره، زمینه کاملآ فراهمه. خیلی از همکاران به پشتوانهی تلاشی که داشتن و تجربه ای که در اینجا کسب کردهاند تونستن در شرکت های مطرح اروپایی مشغول به کار بشن.
سال اولی بود که در اونجا کار میکردم و خیلی زود فهمیدم که محیط کار همدلانه نبود و فضاش منفی و پر تنش بود. مدیران آنجا به اندازه کافی کارآمد نبودند و حقوق به موقع پرداخت نمیشد. حاشیههای غیرضروری زیادی وجود داشت و احساس میکردم وقتم در حال هدر رفتن است، بهخصوص در نقشهایی که نگرانی درباره کلاهبرداری و سوءاستفاده مطرح بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم از آن مجموعه بیرون بیایم.
برای مدت حدود یک سال نزد این شرکت کار کردم و تنها نکتهی مثبتش این بود که حقوق را سر وقت پرداخت میکرد. تعادل بین زندگی و کار به هیچوجه وجود ندارد و مدیریت هم از روی ددللاینهای بیمنطق پیروی میکند. پنجشنبهها به اصطلاح تعطیل است، اما اگر کاری برای انجام نداشته باشید و نروید، بعدا از شما شکایت میکنند که برای کارت و وقت کاری چه میکنید. اینجا را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم جز برای کسی که فقط میخواهد برای مدتی به صورت منظم حقوق بگیرد.
به عنوان یه متولد 80 باید بگم به شدت غیرانعطاف پذیر و فاقد درک درموارد مثل مرخصی های اضطراری و در عین حال ورود خروج شناور چیزی که خودشون عنوان میکنن هستند و منم به ناچار از اونجا خارج شدم ولی تجربه خوبی بود اگر فراموش نکنم بیمه تکمیلی SOS مورد مثبت این مجموعه است اما اونقدی که برای خودشون با ارزشه برای پرسونل هم رده سنی من ارزشی نداره ولی شدیدا ازش به عنوان ابزاری برای برتری نسبت به شرکت های دیگه اعلام میکنن که زحمتشون رو زیر سوال میبره حقوق متوسط
نقطه ضعف و مهمترین واحدی که شرکت باید دست روش بزاره و اصلاحش کنه منابع انسانی هست داتین برند معرفی هست و شرکت استخوانداری به حساب میاد اما متاسفانه اچآر بسیااار بیکفایت هست جالبه تجربه 7 ساله من در داتین چه در نسل و مدیر قبلی اچآر چه در نسل و مدیر جدید اچآر اینه که هرچی سمت افراد بالاتر میره بیکفایتی بیشتر میشه افراد معمولی و کارمندهای منابع انسانی واقعا پاسخگو و دلسوز هستند اما مدیران میانی و مدیر اچآر یه موجودات عجیبی هست مدیر اداری - نوزری- که معلومالحال هست همه باهاش مشکل دارن HRBP- ماهینی- که وحشیه پاچه میگیره فقط اصلا یه موجود عجیبی هیچکسی سمت نمیره ترس دارن بپره گازت بگیره جواب تلفن و تماس که ماشالله اصلا نمیده فکر کنید مدیرمیانی منابع انسانی شروع میکنی زیرآبزنی بچهها کردن چپ میری، راست میری بهت وصله ناجور میچسبونه وااقعا نمیدونم آقای آموزگار چجوری این روانپریسها رو قبول کرده
در این شرکت، سابقهای خوب از نظر فضای کاری و همکاران را دارم. بهعنوان توسعهدهنده فرانتاند در یک سازمان ۱۰ ساله مشخص شده، کار میکنم و از محیطی با شرایط مطلوب برخوردارم. بیمه پایه و بیمه تکمیلی جزو مزایای منطبق با قوانین شرکت است و تعامل سازندهای با همتیمیها دارم. امکان دورکاری تا حدی وجود دارد، هرچند تصمیم نهایی با نظر مدیران در هر بازه زمانی تعیین میشود. حجم کار نسبتا بالا است و با وجود اینکه حقوق فوقالعاده نیست، اما پرداختها معمولا بهموقع انجام میشود.
حس من از کار توی این مرکز مشاوره به شدت منفی بود و نتیجهای جز اضطراب و بیاعتمادی به همکاری ایجاد نمیکرد. در ابتدای کار حدود دو ماه به عنوان مشاور تحصیلی بودم، اما رفتارها به مرور تغییر کرد و جو کلی بسیار ناسالم شد. مسئول آموزش با شدت زیادی کار میکرد و به ویژه خانمی حضور داشت که تماسهای تلفنی و زمانهای گفتوگو را به دقت کنترل میکردند؛ به طوری که فرصت استراحت و ناهار را هم از ما میگرفتند و جرئتش برای تنظیم زمانها کم بود. شیفت مسئول با مدیریتی که گاهی به نظر میرسید دستوری و سختگیرانه است، به شکل شعارگونه تأکید میکردند که قانون چگونه باید باشد. این فضا منبع اضطراب بود و بعضی از همکاران من که در مردادماه به عنوان مشاور حقوقی کار میکردند هم به خاطر بیاحترامی و نگاه از بالاتر، از مجموعه فرار کردند. نکته جالب این بود که همان فرد مسئول خودش معمولا درگیر حاشیههای فکری و روابط شخصی میشد، اما در برابر دیگران چنین رفتارهایی را ترویج میکرد. به نظر من اینجا بیشتر از یک محیط کاری، به یک محیط پرتنش و آشفته میماند.
از نظر من امنیت شغلی خوبه و محیط کار نسبت به خیلی از جاها ساده و بدون حاشیه است، هرچند برخی مشکلات شخصی بین بعضی مدیران هم وجود داره و من نمیتونم ادعا کنم همهی مدیرها بدون ایرادن. جو دوستانه و صمیمی بین تیم مشخصه و تقریبا همه از این موضوع راضین. امکان دورکاری و ساعات کار شناور وجود داره و این برای کارجویان خوبه. حقوق بهطور میانگین پایین تر است ولی به موقع پرداخت میشه؛ نسبت به سالهای قبل، پاداش به ارزیابی عملکرد هم بود اما دقیقا از امسال خبر ندارم. بار کاری متوسطه و از نظر رانت و امتیازهای غیرمنصفانه، شرکت تا حدی با رفتار صحیح جلو میره. بخشی از حقوق به شکل کارانه در قرارداد ذکر میشه و این مبلغ با توضیحی مبهم نوشته میشه. باید بهروزتر و علمیتر شویم تا در بازار رقابتی امروز دوام بیاریم. مدیران افراد بااخلاق و محترم هستند و مشکلات فردی و کارکنان را درک میکنند. محل شرکت ساده و دسترسیاش مستقیمه، که برای متقاضیان کار اهمیت زیادی داره. امیدوارم وضعیت مالی شرکت بهتر شود تا بتوانند رشد بیشتری تجربه کنند.
خلاصه بگم، به هیچ وجه برای مهاجرت با این موسسه قراردادی نبندید ولی اگر وسوسه شدید چالشی رو توی زندگیتون تجربه کنید که تا آخر عمر یادتون نره حتما با یه وکیل حرفه ای اقدام کنید که در این صورت هم تو این پروسه به اندازه کافی پوست میندازید. ضمنا شرکت کاربین، هرمس، پیشروسازان همشون یکی هستن و تا الان که این کامنت رو میزارم، مدیر اصلی شرکت تحت پیگرد قانونی هست. صادقانه جهت ادای وظیفه ای که در قبال همنوعان خودم دارم این کامنت رو گذاشتم ولاغیر.
راستش این واحد پر حاشیه و فوق العاده بی تربیتن، مدتی که من اونجا بودم خیلی اذیت شدم و واقعا دیگه کلاهم بیافته، بر نمیگردم. داغون به معنای واقعی بی ادب و بی تربیت در اوج و مخصوصا اون خانومه
به مدت دو سال است که در این مجموعه حضور دارم و مثل هر جایی با نقاط قوت و کارکردهای قابل بهبود روبهرو هستم. در مجموع طی این مدت نه چندان بینقص و نه کاملا بدون مشکل، ولی از وضعیت کلی خود رضایت دارم.
من حدود ۲ ساله اینجا هستم، مثل خیلی جاها اینجا بی نقص نیست و در کل هم بدی و هم خوبی های خودشو داره، در کل تواین مدتی اینجا بودم از همه چیز راضیم نسبتا
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.