سلام من مصاحبه سیناژن بصورت مجازی. برگزار کردم. اگر پارتی ندارید الکی تلاش نکنید. یه سری سوالات و مباحث مطرح میکنن که در جزوات دستورالعمل های خودشون هست و در هیچ سایتی پیدا نمیکنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام نمیدونم چیزایی که خوندم رو باور کنم یا نه ولی برای استخدام توی این شرکت رفتم که بعد از پر کردن فرم ها کمی معطل شدم، برای پوزیشن دات نت بودم، مصاحبه خوبی بود طرف هم مشخص بود سر در میاره و سوالات درستی هم ازم کرد. با اینکه نزدیک به 8 سال سابقه کار رو دارم ولی از لحاظ فنی تونستم حداقل 80% رو جواب بدم. امیدوارم استخدام بشم فضاش هم که من 10 دقیقه ایی منتظر موندم ساکت بود.
سلام بچه ها منتازه میخوام برمشرکت کروز مصاحبه پرکردمخواستم بدونم من چندتا خط تیغ رو بدنمه به اینا گیرمیده؟ چون خیلی میترسمکه موصع استخدام به این موارد گیریدن واذیتم کنند ؟
ناخودآگاه از همان برخورد اول با شرکت، احساس کردم جو کار تیمیشان خیلی عجیب است. مصاحبه با مدیر تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالاتی مطرح شد که ارتباط زیادی به کار عملی نداشتند و گاهی بیراه به نظر میرسیدند. با وجود اینکه در زمینه استخدام تخصص دارم، چنین سوالاتی را تجربه نکرده بودم و بیشتر حس کردم وارد مجموعهای میشوم که فضای آن خیلی متفاوت از انتظارم است. حضور در شرکت به خودی خودش شگفتانگیز بود و انگیزهام برای کار در آنجا نسبت به قبل تقویت شد. آدرس دفترشان خیابان احمدیان، شماره قصیر ۱۵ بود.
در شرکت همیار گشت سفربازی به من تماس گرفتند و گفتند یک مصاحبه آنلاین برای من تنظیم میکنند. وقتی رسیدم به جلسه، فقط یک ربع از زمان گذشت و هیچکس در جلسه حاضر نبود. با شمارهای که در ایمیل داده بودند تماس گرفتم ولی پاسخگو نبودند. پس از دو ساعت دوباره تماس گرفتند و گفتند در یک جلسه هستیم و شما نمیتوانید حضور پیدا کنید و برای همان روز، ساعت نه شب زمان دیگری مقرر شد. برای بار دوم در مصاحبه شرکت کردم و حدود یک ساعت و ربع سوال پرسیدند. در پایان گفتند از سطح دانشی که دارم تحتتأثیر بودهاند و یک تسکی ارسال میکنند. تسک را فرستادند و وقتی فایل فیگما را باز کردم دیدم قسمتی از پروژه پنل ادمین خود شرکت است. با این وجود دو روز زمان صرف کردم تا تسک را انجام دهم و فرستادم. بعد از هشت روز پیگیری کردم تا نتیجه را بدانم، چون میخواستم تصمیمگیری کنم. برای من پیامی فرستادند که همه تحت تأثیر مهارت من قرار گرفتند اما در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد. بدون اینکه دلیل مشخصی ارائه دهند فیدبکی دریافت نکردم و به طور کلی شنیدم که بعضی شرکتها چنین رویکردی دارند و پروژهها را جمع میکنند.
تمامی انچه که دوستان در مورد استخدام نوشتن درست هست، منم اولش باور نمیکردم، ولی بعد از یک ساعت نشستن در طبقه سوم، دیگه خدماتی برقا رو هم خاموش کرد فهمیدم تعطیله، هاهاهاهاها اومدم منشی طبقه سوم میگه اااااا کسی نیومد برای مصاحبه، بنده هم برگه رو پاره کردم اومدم بیرون جالبه که نیروی خودشون توی اسانسور داشت برای فرار میرفت جای دیگه مصاحبه خیلی خیلی خیلی شیرتوشیره ای کاش این کامنتا به منابع ضد انسانیشون برسه
تمامی انچه که دوستان در مورد استخدام نوشتن درست هست، منم اولش باور نمیکردم، ولی بعد از یک ساعت نشستن در طبقه سوم، دیگه خدماتی برقا رو هم خاموش کرد فهمیدم تعطیله، هاهاهاهاها اومدم منشی طبقه سوم میگه اااااا کسی نیومد برای مصاحبه، بنده هم برگه رو پاره کردم اومدم بیرون جالبه که نیروی خودشون توی اسانسور داشت برای فرار میرفت جای دیگه مصاحبه خیلی خیلی خیلی شیرتوشیره ای کاش این کامنتا به منابع ضد انسانیشون برسه
سلام وقت همگی بخیر من دو بار برای مصاحبه کروز دعوت شدم. یکبار سال ۱۴۰۱ و یکی هم سال ۱۴۰۳. هر بار به دلایل عجیبی کار ناتمام میموند. یعنی نه میگفتن بیا نه میگفتن رد شدی. بار اول فقط تماس تلفنی بود و شرح شغل و چند تا سوال فنی بسیار ساده، بعد گفتن برای جلسه مصاحبه حضوری هماهنگ میکنیم و بعدش دیگه هیچی. تیر ۴۰۳ هم یبار دیگه رزومه فرستادم رفتم مصاحبه، اولش ازم تست هوش گرفتن که تقریبا ۸۰ درصد رو جواب دادم، بعد شد مصاحبه فنی اما تنها چیزی که نپرسین سوال فنی بود، تمام صحبت ما این بود چرا میخوای بیا اینجا کار کنی، درسته این یک سوال مهمه اما اینکه یک ساعت و نیم سه نفر تیم مصاحبه کننده راحب همین موضوع سوال کنند عجیبه، بعدشم البته به نظر راضی میومدن و قرار شد پاورپوینت هایی که برای ارائه کارام آماده کرده بودم نشون بدم ک گفتن الان وقت کمه ی حلسه دیگه هفته بعد میگیم بیا اینجا دوباره، الان دو ماهه گذشته:)))) من با همون رزومه و با همون پاورپوینت ها تونستن از یک شرکت انگلیسی جاب آفر بگیرم، الان روی چیزایی کار میکنم که همیشه جز ارزوهام بود، من نمیگم کروز بده، ولی روند مصاحبه کاملا شانسیه، متاسفانه افراد با سواد و فنی در تیم مصاحبه کننده یا نیستند یا تو رو ب دید رقیب میبینن و اکر قوی باشی نمیزارن بری اونجا. با چند نفر که اونجان صحبت کردم و میگن که اگر در شرکت معرف داشته باشی در روند مصاحبه بسیار بسیار تاثیر گذاره. من انتقادم اینه که ته مصاحبه رو باز نزارید بلاخره ی جوابی بدید. اغلب این چیزایی که اینجا به عنوان مزیت آوردید حق مسلم نیروی کار هست برای همین من مزیت نزدم.
تقریبا سال گذشته من برای مصاحبه به این شرکت مراجعه کردم ...جدا از معطلی زیاد از زمانی که خودشون ست کرده بودن و پر کردم دوباره فرم (حتی پرینت رزومه دست کسی که مصاحبه میکرد نیود و مجبور بودم از ابتدا تا انتها دوباره رزومه بنویسم) بالاخره خانم مدیر منابع انسانی تشریف آوردن برای مصاحبه چندتا سوال بسیار پیش پا افتاده و ابتدایی پرسیدن. سوالاتی که به سادگی پشت تلفن قابل پاسخگویی بود. با لحن آروم و بسیار محترمانه گفتم این مصاحبه آنلاین هم میتونست باشه در صورت تایید برای صحبت های تخصصی تر مصاحبه حضوری هماهنگ میکردیم ... ایشون گفتن ناراحتی اومدی ؟ میتونی تشریف ببری ... ما به همکاری که از الان دخالت میکنه نیاز نداریم از اتاق خارج شدن و چون دیوارها و محیط شیشه ای هست دیدم که ادای منو برای همکارشون درآوردن. واقعا متاسفم فقط همین... خداروشکر که کار به جلسه دوم مصاحبه نکشید
سلام با بنده تماس گرفتن که برای مصاحبه حضوری ساعت ۲ برم شرکت هرمس،وقتی رفتم یه آقا و یه خانم که وردستشون بود وارد اتاق شدن و آقا شروع کردن به سوال کردن،کاملااا رفتار مصاحبه کننده بی ادبانه بود و از همون اول قصد تخریب کردن آدم رو داشت،اول گفتن خودتو معرفی کن و همه چی از افراد خانواده و غیره رو بگو،ده بار وسط حرف میپرید،تا صحبت میکردم هی حرفمو قطع میکرد،میگفت معدلت چنده میگم ۱۸.۳۳ میگه نه جزئی نگر نباش درآینده دیوونه میشی همون ۱۸ رو بگو،گفتن درس رو حفظ میکنی یا یاد میگیری،بهشون گفتم بعضی از درسارو مثل دروس عمومی معارف که به کارم نمیاد رو حفظ میکنم ولی دروس تخصصی رو سعی ام اینه که یاد بگیرم تا حفظ کردن بعد وسط حرفم میگه نگاه کن رفتی جزئی نگری،خب پس من چیجوری حرفمو بزنم؟!نیومدم بازپرسی،وقتی سوال کلی پرسیده میشه نباید جواب جزئی بدم که سوء تفاهم ایجاد کنه،شما خودت سوال رو جزئی بگو،بگو دروس تخصصی رو حفظ میکنی یا یاد میگیری تا منم خیلی کوتاه بگم یاد میگیریم. من با شلوار جین و یه تیشرت آستن کوتاه طرح ساده رفتم،رو کردن با پرویی تمام به بنده گفتن یعنی این شرکت رو در جایگاه و هم عبای جای های رسمی ندونستی که شلوار پارچه ایی و لباس آستین بلند تن نکردی بیای؟!!!! اصلا مونده بودم چیجوری جواب این بی احترامی رو بدم،درحالی که کلیه پرسنل خانم این شرکت بی حجاب و با بلوز آستین حلقه ایی یا آستین کوتاه و شلوار تو شرکت بودن(البته مسئله حجاب به خودشون ربط داره و شکی توش نیس ولی وقتی میان میگن در جایگاه رسمی ندونستید که لباس رسمی بپوشید،باید اول در نظر بگیرن محیط شرکت رو که هیچیش به محیط رسمی نمیخوره بعد همچین حرف الکی بزنن) منم گفتم علاقه ایی ندارم به همچین لباس هایی،دیگه با عرق گیر و شلوارک که نرفتم یه تیپ معمولی داشتم. بعد به من میگن شعر اصلا بلدی؟عروض قافیه رو بگو؟! مگه من اومدم برای استخدامی دبیر فارسی؟ بعد به بنده میگن فرق مولانا سعدی چیه اصلا؟اصلا میدونی مولانا کیه؟این سوالات رو هرکسی مدرسه رفته باشه میدونه ولی من رشتم حقوقه،برم جلو قاضی تو دادگاه شعر بگم از عروض و قافیه صحبت کنم؟ بعد کلا یه سوال مرتبط کردن که مال مشاع چیه؟که گفتم مالی است که از نظر قانونی سهم شرکا معلوم و معین است،از حیث جغرافیا نه و از نظر قانونی شریک هم هستند. آخرم به من گفتن چرا رزومه فرستادی چی شد؟ گفتم تو اینترنت وقتی همچین موقعیت شغلی رو دیدم گفتم بزار رزومه ام رو بفرستم،دوباره حرفمو قطع کرد گفت تو خودت گفتی میام هرمس و ناهار میخورمو باد کولرو .... چرت و پرت هایی که اصلا نمیتونم حتی دربارش فکر کنم. واقعا متاسفم برای این شرکت که همچین آدم عقده ایی رو استخدام میکنه،من که نظرات بد زیاد ازشون دیدم و مصاحبه های زیادی رفتم ولی این یکی دیگه نوبرش بود از بی ادبی و گستاخی شدید.یه آدم شدیدا عقده ایی بی نزاکتی بودن،حتی خانمی که بغلش نشسته بودن هم ناراحت شده بودن از رفتار های این آقا. واقعا خدایا به داده هات و نداده هات شکر
بعد مصاحبه، نیروی انسانی این شرکت گفت که من مورد قبول هستم، و خیلی با عجله و اصرار از من خواست که سریع ترین زمان ممکن برای حضور ر با شرکت فعلی خودم هماهنگ کنم. بعد اینکه به شرکت فعلی خودم گفتم که قصد ترک و شروع کار در جای دیگری دارم و خواستم به منابع انسانی آریا بنیز زمان اعلام کنم دیگر جواب تلفن و پیام من ر ندادند. بسیار رفتار زشت، زننده و غیر حرفه ای داشتن. اتفاقی با این سایت آشنا شدم و نظرات دوستان خوندم. خدا ر شکر می کنم که زود متوجه شدم و به چنین محیط کاری بدی وارد نشدم.
برای مصاحبه با گروهی دو نفره آمدم؛ یکی کارمند منابع انسانی و دیگری مدیر فنی بودند و فضای شرکت بهشدت دوستانه و ساده بود. صحنه انتظار کوتاه بود اما جو کاملا صمیمی بود و خود مصاحبه هم نسبتا خوب پیش رفت. در ابتدا سوالات از سوی HR ارائه شد که بیشتر جنبه شخصی داشت و سپس بخش فنی مطرح شد. گاهی سوالات شامل نکاتی بود که بهطور دقیق در آگهی درج نشده بود اما به نظرم شرکت شفاف بود چون توضیح دادند گاهی حقوق مقداری دیر یا زود ممکن است پرداخت شود.
من در روزمه خودم نوشته بودم متولد چه سالی هستم بعد از رفتن به اونجا گفتند یکی از موانع سن شماست.نمیدونم چرا اکثرا در طی مصاحبه من یاد دیالگهای سریال مختار میافتادم مختار : وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم. نعمان : درک سخنان من براي چون تويي که محضر مدیرعامل خداوند را درک نکردهاي ثقيل است
وقتی برای اولین بار به خاطر یک مصاحبه با تیم منابع انسانی در شرکت خانومی رفتم، در ادامه یک جلسه فنی هم داشتیم. سطح و نوع سوالات فنی نسبتا خوب بود، اما نتیجه مصاحبه را همان روز یا همان موقع دریافت نکردم. پس از گذشت یک ماه پیگیر شدم و گفتند که نتیجه را اعلام میکنند، اما دوباره خبری نشد. دوباره تماس گرفتم و گفتند برای اکنون جذب نداریم. این رفتار واقعا نامناسب بود؛ انتظار داشتم حداقل یک پاسخ شفاف بدهند بعد از انجام کل فرایند و این مدت طولانی.
با سلام بنده دارای چندین سال سابقه تخصصی و مدیریتی، و چندین مقاله ISI تخصصی، و رزومه ای پربار که نه جهت تعریف، بلکه جهت توجه به نکاتی که اینجا اعلام میکنم: بنده قرار مصاحبه داشتم، که با مطالعه مطالب اینجا، کنسل کردم به شرکت نامبرده پیشنهاد میکنم، مسائل ذکر شده رو حل کنن، نیروی انسانی سرمایه است، همانطور که اگر یک دستگاه گرون قیمت، در شرکت دچار مشکل شود و سر و صدا کند، باید در جهت رفع مشکل بر بیاییم، نه اینکه بزنیم تو سر دستگاه که نه همه چیز خوبه نباید سر و صدا کنی، و در ادامه هزینه میلیاردی پرداخت میکنیم، صدای نیروی انسانی در اومدن هم به همین شکله، بیایید جدی بگیریم. گواه بر صحبت های دوستان، عدم نهار می باشد، نیرو تا دیر وقت برای شما کار میکنه، یعنی چی که نهار ندین، این مساله دیگه توی تمام شرکت ها سال ها پیش حل شده، پس بیایین مثال مایکروسافت و گوگل نزنیم، شمایی که حتی نهار ندارین تشکر فراوان
افتضاح من امروز رفتم برای مصاحبه و معاینات پزشکی هزار تا عیب روم گذاشتن من عینکی هستم و تو بدنم جای بخیه زیبایی دارم بخاطر همین ردم کردن پرسنل واقن بی ادب و بی شخصیتن جوری آدمو لخت میکنن که انگار واسه پتروشیمی نیرو میگیرن جوری تحقیر و خورد میکنن آدمو که تا مدتها یادتون نره. اینا فقط دنبال آدمای بی نقص و سالمن که بعدا از کارافتاده بندازن بیرون از شرکت
برخورد در مصاحبههای مپنا برخلاف تصور اولیه راستیآزمایی میشود؛ مرحله ابتدایی با مدیران بخش معمولا خوب پیش میرود اما در روند دوم رفتار برخی مدیران گاه ناخوشایند است و حس میشود نگاه آنها خیلی بالا است و به بیاهمیت بودن مسیر و سابقهی فعالیتها توجه نمیکنن. من در مصاحبه دوم با سوالات غیرمرتبط فنی روبهرو شدم و حس کردم برای تأیید یا پذیرش نیاز به داشتن معرف یا پارتی است تا بتوان پذیرفته شد. بعد از این مرحله، بخش منابع انسانی و ارزیابی روانشناختی و تکمیل پرونده هم وجود دارد. بهطور کل، فضای شرکت از بیرون ظاهرا ساده است ولی مدیران بیشتری از دانشگاهی مشخص میآیند و تمرکزشان روی بودجه و تخصیص بودجه است تا کار واقعی. در گذشته مپنا بهعنوان نامی معتبر شناخته میشد، اما اکنون گاهی به نظر میرسد بیشتر به جنبههای اداری و اقتصادی وابسته است. تمام کارها بهصورت عمومی این است که نشان دهی در حال انجام کار هستی، خروجی مشخصی برای پروژهها وجود ندارد و در صورت استخدام ممکن است تعهدها و ارزیابیهای اضافی سختگیرانهای بر عهدهات بگذارند که در نهایت منجر به بازنگری یا تغییر موضع شود. این موارد از نقاط ضعفی هستند که گفته میشود، اما مزایا هم وجود دارد: سرویسدهی به کارکنان برای ناهار یا امکانات رفتوآمد در ساعات مشخص وجود دارد، و حقوق نسبتا بالاتری نسبت به برخی موقعیتها ارائه میشود. محیط اطراف نیروگاه و محلی که میشود سکونت داشت هم از نقاط مثبت است و کار با همکاران باکلاس نیز دیده میشود، هرچند گاهی افراد با رفتارهای ناخوشایند یافت میشوند. به نظر من برای کسانی که سطح بالایی از تخصص در الکترونیک ندارند، یا به دنبال مهاجرت نیستند، این فضا خیلی مناسب نیست و بهتر است به گزینههای دیگر فکر کنند. اما اگر واقعا در پی تجربهای کاری و فرصتهایی برای رشد هستید، ممکن است با وجود چالشها، مسیر دیگری برای پیشرفت وجود داشته باشد. در نهایت، افرادی که قصد دارند موفق باشند باید با دقت به شرایط و مسیرهای حرفهای فکر کنند و یا به دنبال فرصتهای مستقل باشند.
در مصاحبه اول با مسئول IT، رفتار حرفهای و احترام قابل توجهی دیدم که حس آرامش را در کنارشان به وجود میآورد؛ احساس میکردم از برخوردشان واقعا خوشحال هستم. اما نکتهای که برایم اهمیت داشت، وجود تضمین مالی بود که وقتی پرسیدم، پاسخشان این بود که چنین چیزی ندارند و من با همان فرض پیش رفتم. در مصاحبه دوم خانمی از واحد منابع انسانی حضور داشت که هیچ سوالی از من نپرسید و فقط تمایل داشت با من دیدار داشته باشد و رفتارش هم خوب بود. پس از آن به من فرم معرفی نامه دادند تا به دفترخانه مراجعه کنم و تعهد رسمی به همراه ضامن بدهیم؛ در آنجا هم من و هم ضامن متعهد میشویم که در صورت بروز مشکل محضر میتواند از سفته صد میلیونی علیه هر دو استفاده کند. متن قرارداد و تعهد محضری دارای بندهایی بود که با خواندنشان تعجب فوقالعادهای ایجاد میشد و بهطور کلْ حالت بیحاصل کار به من دست میداد. وقتی برای توضیح دلیل وجود چنین مواردی اعتراض کردم، به بخش حقوقی شرکت ارجاع داده شدم که پاسخهایی بیربط و غیرفنی شنیدم؛ نهایتا گفتند اگر میخواهی با ما همکاری کنی باید این تعهدات را بپذیری، اما من ناگفته باقی ماندم و تصمیم گرفتم از کار کنار بکشم. چند روز بعد تماسهای زیادی از سازمان برقرار شد و توضیح دادم که چرا نمیتوانم به قراردادها پایبند باشم. در یکی از تماسها فردی که روایت ماجرا را بهطور کامل نمیدانست، پیگیر حل مسئله شد و من گفتم که مشکل اصلی از قرارداد است و به خاطر همین نمیتوانم قرارداد را امضا کنم؛ او هم تلاشی برای توضیح داشت اما به نظر میرسید تجربهای کامل از متن قرارداد ندارد. در اواسط مکالمه، با لحنی تلمیحآمیز گفتند که شرکت ما خوب است و تلاش میکنند شرایط را مناسب نشان دهند، اما روشن بود که تلاش میکنند دوباره به کار جذب شوند. در نهایت به من تأکید شد که اگر آن قرارداد را دقیقا بخوانی، متوجه میشوی که حتی بعد از ترک شرکت نیز تعهدات محضری چه پیامدهایی دارد.
دو جلسه برای کارشناس پشتیبانی نرمافزار در شرکت توسنتکنو شرکت کردم. افتتاحیه جلسه اول با حضور مدیر واحد بود؛ فضا بهظاهر عادی بود اما از همان لحظه تا پایان مصاحبه، رفتار مدیر واحد و فضایی که ایجاد شده بود را نمیشد نادیده گرفت. او در کنار توضیح شرایط کار، مدام از حال و هوای آنجا و از مدیر IT صحبت میکرد و به نظر میرسید قصد داشت جو جلسه را تیره کند. همچنین در همان جلسه، برای توضیح دادن سوالاتی که قرار بود در جلسه بعد پرسیده شود، با شدتی خاص به من پاسخها را میگفت؛ به گونهای که تصور میشد بخشی از قصد او خالی کردن انرژی من است. در جلسه دوم با چهار مصاحبهکننده روبهرو شدم. یکی یکی از دیگری شدیدتر و ناخوشایندتر بودند. همان خانمی که در جلسه اول با آن مواجه شده بودم، دائما سرش روی لپتاپ بود و با لبخند کمرنگی نگاه میکرد. یک خانم دیگر از واحد منابع انسانی هم سوالاتی بیربط میپرسید و فردی که تا حدی وضعیت طبیعیتری داشت، به طور فنی سوالات را مطرح میکرد و مدیر IT که نسبتا سختگیر و جدی بود، بهطور مداوم حواسش به پیامهای گوشی بود. در طول جلسه، او گاهی به گوشی و اینستاگرام نگاه میکرد، گاهی صدای پخش کلیپهایی که میدید بهطور ناگهانی پخش میشد و مرتبا از مصاحبهکنندگان جدا میشد تا دوباره برگردد و سوال پرسید. با سوالاتش سعی میکرد آرامشم را به هم بزند و برایم دلایلی میآورد که باعث میشد به اعتماد بهنفس خودم شک کنم و به گزینههای دیگر فکر کنم. در پایان گفتند نتیجه مصاحبه از طریق ایمیل اعلام میشود. به ساعات مقرر اعتقادی ندارند و در هر دو جلسه من سر تاریخ مشخصی حاضر شدم اما احساس میکردم همیشه باید منتظر اتفاقی باشم؛ در نهایت هم تنها تماشاگر دیوارهای اطراف بودم و زمان را از دست میدادم.
من به عنوان یک مراقب کیفیت و بازرسی، تجربهای از یک مصاحبه را بازگو میکنم که در تاریخ بیستپنجم تیر یا همان ۹/۴/۱۴۰۳ داشتم؛ در ساعت دو بعدازظهر به صورت آنلاین با واحد منابع انسانی مصاحبه برگزار شد و جلسه به هیچ وجه رضایتبخش نبود. در طول گفتوگو آنها بیشتر به تلفن میز پاسخ میدادند و به حرفهای من توجه نمیکردند. اگر فرد مصاحبهشونده در حین صحبت با گوشی مواجه شود، از نظر آنها چه واکنشی نشان میدهد؟ به توهین و بیاحترامی من را تقبیح میکردند و من هم سعی داشتم تجربیاتم را بیان کنم اما آنها مستقیم به دوربین نگاه نمیکردند و با بیتوجهی به سوالات پاسخ مشخصی نمیدادند. درباره حقوق و پوزیشن شغلی هم توضیح دقیقی ارائه نشد. ضمن اینکه در حین مصاحبه، تمرکزم از دست رفت زیرا ایشان به طور مکرر با تلفن صحبت میکردند و من هنوز جملهام تمام نشده بود. وقتی گفتند انتظار داشتی در مدت کوتاه سرپرست شوید، من گفتم چنین انتظاری نداشتم و شرایط یادگیری را ترجیح میدادم. روز بعد از مصاحبه تماس گرفتند و گفتند نمیتوانم به مرحله بعد بروم بدون ارائه دلیل، و به نظر میرسید که مصاحبه به درستی برگزار نشد و به حرفهایم توجه ی کافی نشده بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.