دنبال تجربهای از یک کارمند آموزش زبان میگشتم و اینجا را به خاطر دیدی که نسبت به محیط کار داشتم روایت میکنم. اوضاع این مجموعه به شدت ناامیدکننده بود و هر چه بگویم کمتر از واقعیت است. الان که به شرکت جدیدم نگاه میکنم، میبینم تفاوت زیادی از نظر آرامش روانی و شرایط مالی وجود دارد، به رغم اینکه آن زمان برای من خیلی سخت بود. حقوق به موقع پرداخت نمیشد، عیدی به شکل ملموسی وجود نداشت و تسویهحسابها هم انجام نمیشد. اینجا را بهشتی برای بیکفایتها و کسانی که به هر دلیلی از کار رفتهاند توصیف میکردند؛ اما واقعاً فضای کار از بسیاری نظر نامناسب بود. روابط بین همکاران حتی در سطح مدیران هم پر از نزاع و گفتوگوهای بینتیجه بود و برای همه واضح بود که تصمیمگیریها تا حد زیادی تحت تاثیر ایدههای شخصی و سودجویانه است. کل سیستم با فضایی فکری و سودجویی اداره میشد و از نظر حرفهای هم توازن درستی وجود نداشت. آنچه دیدم فراتر از حد تصور بود: محیطی که بهطور مداوم تنشآلود بود، مدیریتی که به سختی میشد با آن همسو شد و مزایای چندانی جز یادگیری زبان به چشم نمیآمد که آن هم با فشار و اجبار ادغام شده بود. اگر دنبال محیطی آرام و قابل اتکا هستید تا به اعتماد خودتان لطمه نخورد و روحتان سلامت بماند، پیشنهاد میکنم قبل از تصمیمگیری دقیقتری به این دفتر مرکزی فکر نکنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
روی کار کنار بچهها خیلی علاقه داشتم؛ تدریس رباتیک پارهوقت در واحد پژوهش هم دقیقاً همین حس رو زنده نگه میداشت. با وجود اینکه منبع تخصصی من آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود، مسیر همکاریمون به دلیل مشغله بالا و سوءتفاهمهای مکرر با معاونت به پایان رسید. فضای ارائهشده در اونجا بهروز و پویا بهنظر نمیرسید و سنتی بودن سیستم برای من محسوس بود. فضا اجازه نوآوری در روشهای تدریس رو نمیداد و گویی تنها کسب جوایز بینالمللی برای تیم مهم بود. اشتیاق و شور بچهها برای من خیلی حیاتی بود، اما بهنظر میرسید از طرف مدیریت توجه کمتری نسبت به این نکته میشد؛ بهجای قدرتدهی به خلاقیت، تمرکز روی طرحهای ظاهراً جذاب و کسب درآمد از والدین مطرح بود تا آمادهسازی بچهها برای مسابقه. اینکه بچهها در فرایند یادگیری چقدر خوشحال و پرانرژی هستند برای مدیران اهمیت زیادی نداشت؛ بههمین دلیل ملاکهای کلاسیک و سختِ استعدادها را اولویت میدادند. از طرف دیگر رفتارهای نامناسب بعضی معاونها با بچهها در کلاس هم برای من عادی نبود. به نظر من چنین فضاهایی نه تنها از رشد استعدادهای درخشان حمایت نمیکنند، بلکه مانعی بزرگ میشوند.
در این مجموعه تجربهی کار آرام و خوشایندی داشتم. تنها سه ماه در آنجا بودم، اما وقتی اعلام کردم برای ادامهٔ تحصیل در مقطع ارشد قبول شدهام و چهارشنبهها نمیتوانم حاضر شوم، با درک و حمایت کامل روبهرو شدم و هیچ اجباری از سمتشان نداشتند. گرفتن مرخصی هم به هیچوجه من را اذیت نکرد؛ همهچیز ساده و بیدردسر بود.
به این کار علاقهای نداشتم، اما برای تجربهی موقت خوب بود. در بخش مرتبسازی واقعا فشار بالاست، هر کالا بهطور جداگانه محاسبه میشه و باید حدودا سهصد و سی آیتم در هر ساعت پردازش کنم. اونقدر سریع و پشتسرهم کار میکردم که حتی فرصتی برای خوردن آب هم نبود. به نظر من اینجا بیشتر برای کسایی که دنبال کار پارهوقت هستن مناسبه و برای کار دائمی جذابیتی نداره—خصوصا بخش مرتبسازی.
حدود یک سال در فروشگاه چوبین به صورت تماموقت در بخش فروش مشغول به کار بودم و سال آخر همکاریام سال ۱۳۹۹ بود.
در یک مصاحبه برای کار محتواکار با احترام زیادی از من پذیرایی شد. سوالهایی که پرسیدند، از نظر دیگران سخت به نظر میرسید اما برای من که تا حدی در کارم حرفهای بودم، قابل حل بود و توانستم پاسخهای مناسبی بدهم. قطعا باید با انگیزه و با گامهای جدی اقدام کنم.
من با نگاه به درآمدهای غیرواقعی و بیثباتی مدیریتی در مجموعه فکور صنعت قم روبهرو بودم؛ جایی که سلسلهمراتب انسانی به شدت در اختیار مدیر اجرایی بود و بهطور عملی تمام تصمیمات کلان شرکت را در دست داشت. فضای کار پر از کنترل سختگیرانه روی کارکنان بود، حاشیههای زیاد و روابط فامیلی در استخدامها دیده میشد و امنیت شغلی تا حد زیادی پایین بود. به رغم تبلیغات گسترده برای جذب نیرو از طریق لینکدین و صرف هزینههای بالا، در عمل به نیروی انسانی اهمیت چندانی داده نمیشد. چنین وضعیتی در فاصلهای نه چندان کوتاه باعث شد اعتماد به آینده شغلی تا حدود زیادی کاهش یابد.
در این شرکت وضع منابع انسانی به دلیل استخدامهای بدون تخصص و سفارشساز، نامساعد است و امنیت شغلی به شدت پایین است. احساس مسئولیت نسبت به کارکنان وجود ندارد و نظارت همواره با کنترل شدید دوربینهای با زوم بالا دنبال میشود. از طرفی برای افراد داخل شوراهای رسمی امنیت شغلی عالی است و حقوق بالا هم یکی از مزیتهاست که هنوز هم به چشم میآید.
سلام و خدا قوت حدود هشت سال است که در شرکت فکور صنعت تهران مشغول به کارم و این مدت را تجربهای ارزشمند میدانم. فضای کاری این شرکت به گونهای است که آرامش و تمرکز را به کارکنان هدیه میدهد تا با خیال راحت به وظایفشان بپردازند و نتیجهاش هم از طریق فرهنگ همیاری و تیمی به وضوح مشخص است. اعضای تیم همیشه کنار هم هستند و با همدلی و همکاری منجر به افزایش بهرهوری و نوآوری میشود و این تلاشهای جمعی به هدفگذاریهای بزرگ شرکت دست مییابد که نشان از تعهد و همبستگی همه است. شرکت فکور به توسعه حرفهای من و همتیمهایم اهمیت میدهد و برای ارتقا مهارتها و دانستههای فنی، دورهها، سمینارها و کارگاههای متنوعی برگزار میکند. مدیریت شرکت همواره به رفاه و سلامت کارکنان فکر میکند و برنامههای متعددی برای تعادل بین کار و زندگی شخصی فراهم است؛ از جمله صندوق رفاه، بیمه و بیمه تکمیلی، خدمات دندانپزشکی، باشگاه، رستوران و سایر امکانات. فکور به نوآوری و خلاقیت کارکنان ارج مینهد و از ایدههای جدید آنها استقبال میکند و نسخهبرداریشان را در فرایند تصمیمگیری شریک مینماید. تجربه من نشان میدهد مدیران باتجربه و حرفهای با رهبری مؤثرشان الهامبخش هستند و فضایی ایجاد کردهاند که هر فرد احساس ارزشمندی کند. به طور کلی، تجربهام از کار در این تیم مثبت بوده و به عنوان عضوی از این فرهنگ غنی، افتخار میکنم که در محیطی پویا حضور دارم.
در طول سالهای من از سال ۱۳۹۶ در کنار مجموعه مهندسی فکور صنعت قم حضور دارم و این تجربه برایم افتخاری بزرگ بوده است. در مدت زمان طولانی فعالیتم در این شرکت، روزبهروز با تجربههای تازهای روبهرو میشوم و این مسیر برایم پر از لذت و رضایتمندی است. نکتهای که همواره برایم چشمگیر بوده، روحیهی بالا و تعهد شدید مدیران و کارکنان است؛ آنها با جان و دل به وظایفشان پایبندند و به بزرگی چون خانوادهای واحد با هم در کنار هم کار میکنند. همواره سپاسگزارم از این محیط حرفهای و همراهیهای دوستانه.
در محیطی سالم و مثبت کار میکردم که به سلامت جسمی و روانی پرسنل توجه ویژهای داشت. فرصتهای یادگیری و رشد حرفهای از طریق دورههای تخصصی و رفتاری برای همهی کارکنان فراهم بود. احساس تعلق من به فکور صنعت قم خیلی بالا بود.
با ۱۴ سال سابقه کار در فکور، تجربه من به عنوان سرپرست رفاه، سلامت و بیمه درمان پر از همکاری با تیمهای مختلف بود. کارهای گروهی با همکاران واحد، انجام مأموریتهای سخت و طاقتفرسا، اما در کنار دوستانی که قابل تحمل بودند، تجربهای چالشبرانگیز اما دلنشین بود. ارتباط گسترده با همکاران درون شرکت و خارج از آن، از نظر من بسیار ارزشمند بود. در مجموع، روزهای زیاد و با نشاطی را در کنار همکارانم سپری کردم.
در مدت همکاریام با این مجموعه، با مدیریتی بااخلاق و محیطی دوستانه و گرم روبرو شدم. آنچه در برخی نظرات مطرح میشود، با تجربه من تفاوت قابل ملاحظهای دارد و به نظرم نادیده گرفتن زحمات این تیم پرتلاش بیانصاف است.
بهخاطر تغییر فیلد کاری وارد این شرکت شدم و چند ماهی به عنوان دولوپر فعالیت کردم. در ابتدای کار، با یکی از دوستان آشنا شدم و هیچ رویهای برای مصاحبه وجود نداشت؛ فقط مدیر فنی به دیدنم آمد و گفت به دنبال فردی با قابلیتهای من هستند. حقوق پایین شدید بود اما من پذیرفتم با این شرط که پس از مدت کوتاهی افزایش یابد، هرگز چنین اتفاقی نیفتاد. آنها هر روز در سایتهای کاریابی استخدام میکردند و امکاناتی را مطرح میکردند که واقعیت نداشت. سرویس رفت و آمد پس از مدتی لغو شد و ناهار هم کیفیت پایینی داشت. از نظر رشد فنی و استفاده از فناوریهای جدید هم وعدههایی داده شد که عملی نشد. مدیرعامل فردی عصبی بود و هر بار با یکی از کارمندان اداری یا مالی که اغلب هم خانم بودند با شدت برخورد میکرد و من از فریادهاش ضربان قلب میگرفتم. پرداخت حقوق هم مشکلدار بود و فرد مسئول حسابداری کمی گیج بود و هر ماه برای محاسبه حقوق باید با او بحث میکردی و حقوق با تاخیر پرداخت میشد؛ به همین دلیل تصمیم به ترک گرفتم. کارکنان آنجا هم مثل ماست بودند و اهل مطالبهگری نبودند؛ وقتی میپرسیدی چه زمانی حقوق میرسد، انگار ما بدهکار بودیم و حق پرسیدن را نداشتیم. با وجود این نکته مثبت، فضای کاری آرام و بدون حاشیهای داشتند.
در این شرکت، پشتیبانی سایت را تجربه کردم و متوجه شدم تعداد پرسنل خیلی کمتر از عدد اعلامی است و حتی خانوادهی کارکنان هم بهعنوان جزء آمار محسوب میشوند. مدیری وجود دارد که به نظر نمیرسد نقشه یا جهت درستی از کار دارد. ساختار سایت فروشگاهی وجود دارد، اما 대부분 محصولات در انبار موجود نبودند و قرارداد همکاری با پذیرندهها برای سفارشها وجود نداشت. به نظر میرسید شرح وظایف معمولا معنا ندارند و پرداختها بهطور مرتب و با تأخیر انجام میشدند. در صورت قطع همکاری، حقوق ماه آخر بهطور منظم پرداخت نمیشد. آدرسی که روی سایت درج شده با آدرس شرکت تفاوت داشت و مرخصیها با حقوق بهطور کامل معنا نمیشدند. مدیریت از نظر سواد و رفتار حرفهای ضعفهای جدی داشت و رفتار پرادع دیده میشد. فضا و جو کار مانند محیطی ناسالم بود و مشکلات حقوقی وجود داشت. تایم استراحت منظم در شرکت نبود و حتی فضای نهار برای کارکنان وجود نداشت و در اتاق جلسات ناهار میخوردند. تلاشهای من در اینجا به نتیجهای مشخص نمیرسید و با وجود مدیریت کمدانش و گاهی نارضایتیهای مکرر، موقعیت برای همکاری پایدار فراهم نبود. توصیه میکنم از همکاری با این شرکت خودداری کنید.
در این شرکت تجربهی من بهعنوان کارمند اداری نشان میدهد که برخی از مدیران رفتارهای نامناسب و ناعادلانهای داشتهاند و حقوقم را به موقع پرداخت نکردند. ظاهر آرام و متین و با نیتی خوب بهنظر میرسیدند، اما در عمل با هر برخوردی گاهی ناسازگار بودند و به شیوهای که مطلوب من نبود عمل میکردند. به گفتهی خودم، با افرادی که بهظاهر پاکنیت هستند اما در عمل ریاکارانه رفتار میکنند، نباید همکاری کرد.
امروز میخواه در قالب تجربهای واقعی از کار در این شرکت بنویسم و به گونهای آرام و صادقانه بازگو کنم که هم محتوا حفظ شود هم زبان تازهای یافته باشد. حقیقت این است که اوضاع در شرکت خیلی آشکارا زیرساختی و نامشخص بود و مدیران و سهامداران به نحوی غیرشفاف عمل میکردند. اطلاعات شرکت را به شکل دقیق به کارفرمایان و مشتریان منتقل نمیکردند و به مرور زمان فهمیدم که اندازه واقعی تیم از آن چه در ظاهر نشان میداد، خیلی بیشتر بود و با گذشت زمان به نظر میرسید که برخی از افراد و بخشها به شکل غیرمنظم از هم جدا شدند. به نحوی که آدرسی که روی سایت درج شده بود، به نظر اشتباه میآمد و تنها دو ماه در آن آدرس حضور داشتند؛ پس از آن صاحبخانه از حضورشان ناراضی شد و آنها را از محل بیرون کرد. به نظر میرسید این شرکت با ایجاد اعتماد کاذب و عقد قرارداد با پذیرندهها همچون فروشگاهها، منافع برخی افراد را در اولویت قرار میداد و به نظر میرسید که در عمل چندان به تعهدات پایبند نیست. نهایتا اتفاقی که افتاد این بود که آن امتیازی که من برای ثبت نظر در نظر گرفتم، صرفا برای تسهیل فرایند بود و بدون آن هم امکان ثبت نظر وجود نداشت.
من در شبکه گستر تجربهای نسبتا ابتدایی داشتم و احساس میکنم فرصتهای رشد در آنجا کم بود. روز آخر، به قدری بیحال بود که صندلیم را برداشته بودند تا جایی برای من نباشد و خودم مجبور شدم محل کار را ترک کنم. این رفتارها را به شدت غیرحرفهای دیدم و واقعا چنین رفتارهایی را انتظار نداشتم.
این شرکت را از منظر من واقعا بینظم میدانم؛ مدیران هر لحظه تصمیمی میگیرند که معلوم نیست دقیقا چه هدفی دارد و تیمی با تجربه کمتر به کدنویسی مشغول است. به نیروها توجهی نمیشود و انگار احترام چندانی برایشان قائل نیستند. تنها نکته قابل ذکر این است که یک مدیر پروژه در این شرکت دیده شده که کمتر از چهار ماه دوام آورد و ترک همکاری کرد. از نظر سطح دانش مدیران بالا دست، کمترین امتیاز را میشود داد و تجربه کاری هم نشان میدهد که هیچچیزی در سازمان ثبات ندارد. اگر قصد دارید در شرکتی کار کنید که هیچ ساختار مشخصی ندارد، میتوانید اینجا را انتخاب کنید. امتیاز من به این شرکت حدودا یک است؛ چرا که چیز دیگری ندارد که بیشتر بدهد؛ البته حتی یک هم خیلی هم نیست. انشاءالله در آینده بیشتر درباره این شرکت بنویسم.
در این محیط کاری احساس کردم با چالشهای جدی روبهرو هستم و شرایطی نبود که به آن عادت کنم. فضا پر از درگیریهای داخلی و بروکراسی طاقتفرسا بود و همیشه بر سود خالص تأکید میشد، بدون اینکه توجه کافی به تعادل بین کار و زندگی شود. مدیران در رأس امور خویشتندار و پرتوقع بودند و بیشتر امور را در دست داشتند، در حالی که برخورد انسانی مفقود و روابط همکاران به شدت کشدار و پراز شکایت بود. فضای رقابتی داخل تیم ناسالم بود و گاهی همه از جاسوسی حرفهای هم صحبت میکردند. اصول و دستورالعملها متناقض جلوه میکرد و شفافیت کم بود؛ از سوی دیگر فضا به نظر میرسید که بیمار و ناسالم باشد. به نظر من چندین مسأله عمیق در سازمان وجود داشت که بهرهوری را کاهش میداد و باعث میشد احساس کنم پاداشی برای تلاشها در کار نیست. همچنین همکاران غرغرو و نبود تعادل مناسب میان کار و زندگی مزید بر علت میشد. در نهایت احساس میکردم خودمحوری در رأس تصمیمسازی وجود دارد و فضای کاری را به جایی ناخوشایند تبدیل میکند.
دنبال تجربهای از یک کارمند آموزش زبان میگشتم و اینجا را به خاطر دیدی که نسبت به محیط کار داشتم روایت میکنم. اوضاع این مجموعه به شدت ناامیدکننده بود و هر چه بگویم کمتر از واقعیت است. الان که به شرکت جدیدم نگاه میکنم، میبینم تفاوت زیادی از نظر آرامش روانی و شرایط مالی وجود دارد، به رغم اینکه آن زمان برای من خیلی سخت بود. حقوق به موقع پرداخت نمیشد، عیدی به شکل ملموسی وجود نداشت و تسویهحسابها هم انجام نمیشد. اینجا را بهشتی برای بیکفایتها و کسانی که به هر دلیلی از کار رفتهاند توصیف میکردند؛ اما واقعاً فضای کار از بسیاری نظر نامناسب بود. روابط بین همکاران حتی در سطح مدیران هم پر از نزاع و گفتوگوهای بینتیجه بود و برای همه واضح بود که تصمیمگیریها تا حد زیادی تحت تاثیر ایدههای شخصی و سودجویانه است. کل سیستم با فضایی فکری و سودجویی اداره میشد و از نظر حرفهای هم توازن درستی وجود نداشت. آنچه دیدم فراتر از حد تصور بود: محیطی که بهطور مداوم تنشآلود بود، مدیریتی که به سختی میشد با آن همسو شد و مزایای چندانی جز یادگیری زبان به چشم نمیآمد که آن هم با فشار و اجبار ادغام شده بود. اگر دنبال محیطی آرام و قابل اتکا هستید تا به اعتماد خودتان لطمه نخورد و روحتان سلامت بماند، پیشنهاد میکنم قبل از تصمیمگیری دقیقتری به این دفتر مرکزی فکر نکنید.
روی کار کنار بچهها خیلی علاقه داشتم؛ تدریس رباتیک پارهوقت در واحد پژوهش هم دقیقاً همین حس رو زنده نگه میداشت. با وجود اینکه منبع تخصصی من آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود، مسیر همکاریمون به دلیل مشغله بالا و سوءتفاهمهای مکرر با معاونت به پایان رسید. فضای ارائهشده در اونجا بهروز و پویا بهنظر نمیرسید و سنتی بودن سیستم برای من محسوس بود. فضا اجازه نوآوری در روشهای تدریس رو نمیداد و گویی تنها کسب جوایز بینالمللی برای تیم مهم بود. اشتیاق و شور بچهها برای من خیلی حیاتی بود، اما بهنظر میرسید از طرف مدیریت توجه کمتری نسبت به این نکته میشد؛ بهجای قدرتدهی به خلاقیت، تمرکز روی طرحهای ظاهراً جذاب و کسب درآمد از والدین مطرح بود تا آمادهسازی بچهها برای مسابقه. اینکه بچهها در فرایند یادگیری چقدر خوشحال و پرانرژی هستند برای مدیران اهمیت زیادی نداشت؛ بههمین دلیل ملاکهای کلاسیک و سختِ استعدادها را اولویت میدادند. از طرف دیگر رفتارهای نامناسب بعضی معاونها با بچهها در کلاس هم برای من عادی نبود. به نظر من چنین فضاهایی نه تنها از رشد استعدادهای درخشان حمایت نمیکنند، بلکه مانعی بزرگ میشوند.
در این مجموعه تجربهی کار آرام و خوشایندی داشتم. تنها سه ماه در آنجا بودم، اما وقتی اعلام کردم برای ادامهٔ تحصیل در مقطع ارشد قبول شدهام و چهارشنبهها نمیتوانم حاضر شوم، با درک و حمایت کامل روبهرو شدم و هیچ اجباری از سمتشان نداشتند. گرفتن مرخصی هم به هیچوجه من را اذیت نکرد؛ همهچیز ساده و بیدردسر بود.
به این کار علاقهای نداشتم، اما برای تجربهی موقت خوب بود. در بخش مرتبسازی واقعا فشار بالاست، هر کالا بهطور جداگانه محاسبه میشه و باید حدودا سهصد و سی آیتم در هر ساعت پردازش کنم. اونقدر سریع و پشتسرهم کار میکردم که حتی فرصتی برای خوردن آب هم نبود. به نظر من اینجا بیشتر برای کسایی که دنبال کار پارهوقت هستن مناسبه و برای کار دائمی جذابیتی نداره—خصوصا بخش مرتبسازی.
حدود یک سال در فروشگاه چوبین به صورت تماموقت در بخش فروش مشغول به کار بودم و سال آخر همکاریام سال ۱۳۹۹ بود.
در یک مصاحبه برای کار محتواکار با احترام زیادی از من پذیرایی شد. سوالهایی که پرسیدند، از نظر دیگران سخت به نظر میرسید اما برای من که تا حدی در کارم حرفهای بودم، قابل حل بود و توانستم پاسخهای مناسبی بدهم. قطعا باید با انگیزه و با گامهای جدی اقدام کنم.
من با نگاه به درآمدهای غیرواقعی و بیثباتی مدیریتی در مجموعه فکور صنعت قم روبهرو بودم؛ جایی که سلسلهمراتب انسانی به شدت در اختیار مدیر اجرایی بود و بهطور عملی تمام تصمیمات کلان شرکت را در دست داشت. فضای کار پر از کنترل سختگیرانه روی کارکنان بود، حاشیههای زیاد و روابط فامیلی در استخدامها دیده میشد و امنیت شغلی تا حد زیادی پایین بود. به رغم تبلیغات گسترده برای جذب نیرو از طریق لینکدین و صرف هزینههای بالا، در عمل به نیروی انسانی اهمیت چندانی داده نمیشد. چنین وضعیتی در فاصلهای نه چندان کوتاه باعث شد اعتماد به آینده شغلی تا حدود زیادی کاهش یابد.
در این شرکت وضع منابع انسانی به دلیل استخدامهای بدون تخصص و سفارشساز، نامساعد است و امنیت شغلی به شدت پایین است. احساس مسئولیت نسبت به کارکنان وجود ندارد و نظارت همواره با کنترل شدید دوربینهای با زوم بالا دنبال میشود. از طرفی برای افراد داخل شوراهای رسمی امنیت شغلی عالی است و حقوق بالا هم یکی از مزیتهاست که هنوز هم به چشم میآید.
سلام و خدا قوت حدود هشت سال است که در شرکت فکور صنعت تهران مشغول به کارم و این مدت را تجربهای ارزشمند میدانم. فضای کاری این شرکت به گونهای است که آرامش و تمرکز را به کارکنان هدیه میدهد تا با خیال راحت به وظایفشان بپردازند و نتیجهاش هم از طریق فرهنگ همیاری و تیمی به وضوح مشخص است. اعضای تیم همیشه کنار هم هستند و با همدلی و همکاری منجر به افزایش بهرهوری و نوآوری میشود و این تلاشهای جمعی به هدفگذاریهای بزرگ شرکت دست مییابد که نشان از تعهد و همبستگی همه است. شرکت فکور به توسعه حرفهای من و همتیمهایم اهمیت میدهد و برای ارتقا مهارتها و دانستههای فنی، دورهها، سمینارها و کارگاههای متنوعی برگزار میکند. مدیریت شرکت همواره به رفاه و سلامت کارکنان فکر میکند و برنامههای متعددی برای تعادل بین کار و زندگی شخصی فراهم است؛ از جمله صندوق رفاه، بیمه و بیمه تکمیلی، خدمات دندانپزشکی، باشگاه، رستوران و سایر امکانات. فکور به نوآوری و خلاقیت کارکنان ارج مینهد و از ایدههای جدید آنها استقبال میکند و نسخهبرداریشان را در فرایند تصمیمگیری شریک مینماید. تجربه من نشان میدهد مدیران باتجربه و حرفهای با رهبری مؤثرشان الهامبخش هستند و فضایی ایجاد کردهاند که هر فرد احساس ارزشمندی کند. به طور کلی، تجربهام از کار در این تیم مثبت بوده و به عنوان عضوی از این فرهنگ غنی، افتخار میکنم که در محیطی پویا حضور دارم.
در طول سالهای من از سال ۱۳۹۶ در کنار مجموعه مهندسی فکور صنعت قم حضور دارم و این تجربه برایم افتخاری بزرگ بوده است. در مدت زمان طولانی فعالیتم در این شرکت، روزبهروز با تجربههای تازهای روبهرو میشوم و این مسیر برایم پر از لذت و رضایتمندی است. نکتهای که همواره برایم چشمگیر بوده، روحیهی بالا و تعهد شدید مدیران و کارکنان است؛ آنها با جان و دل به وظایفشان پایبندند و به بزرگی چون خانوادهای واحد با هم در کنار هم کار میکنند. همواره سپاسگزارم از این محیط حرفهای و همراهیهای دوستانه.
در محیطی سالم و مثبت کار میکردم که به سلامت جسمی و روانی پرسنل توجه ویژهای داشت. فرصتهای یادگیری و رشد حرفهای از طریق دورههای تخصصی و رفتاری برای همهی کارکنان فراهم بود. احساس تعلق من به فکور صنعت قم خیلی بالا بود.
با ۱۴ سال سابقه کار در فکور، تجربه من به عنوان سرپرست رفاه، سلامت و بیمه درمان پر از همکاری با تیمهای مختلف بود. کارهای گروهی با همکاران واحد، انجام مأموریتهای سخت و طاقتفرسا، اما در کنار دوستانی که قابل تحمل بودند، تجربهای چالشبرانگیز اما دلنشین بود. ارتباط گسترده با همکاران درون شرکت و خارج از آن، از نظر من بسیار ارزشمند بود. در مجموع، روزهای زیاد و با نشاطی را در کنار همکارانم سپری کردم.
در مدت همکاریام با این مجموعه، با مدیریتی بااخلاق و محیطی دوستانه و گرم روبرو شدم. آنچه در برخی نظرات مطرح میشود، با تجربه من تفاوت قابل ملاحظهای دارد و به نظرم نادیده گرفتن زحمات این تیم پرتلاش بیانصاف است.
بهخاطر تغییر فیلد کاری وارد این شرکت شدم و چند ماهی به عنوان دولوپر فعالیت کردم. در ابتدای کار، با یکی از دوستان آشنا شدم و هیچ رویهای برای مصاحبه وجود نداشت؛ فقط مدیر فنی به دیدنم آمد و گفت به دنبال فردی با قابلیتهای من هستند. حقوق پایین شدید بود اما من پذیرفتم با این شرط که پس از مدت کوتاهی افزایش یابد، هرگز چنین اتفاقی نیفتاد. آنها هر روز در سایتهای کاریابی استخدام میکردند و امکاناتی را مطرح میکردند که واقعیت نداشت. سرویس رفت و آمد پس از مدتی لغو شد و ناهار هم کیفیت پایینی داشت. از نظر رشد فنی و استفاده از فناوریهای جدید هم وعدههایی داده شد که عملی نشد. مدیرعامل فردی عصبی بود و هر بار با یکی از کارمندان اداری یا مالی که اغلب هم خانم بودند با شدت برخورد میکرد و من از فریادهاش ضربان قلب میگرفتم. پرداخت حقوق هم مشکلدار بود و فرد مسئول حسابداری کمی گیج بود و هر ماه برای محاسبه حقوق باید با او بحث میکردی و حقوق با تاخیر پرداخت میشد؛ به همین دلیل تصمیم به ترک گرفتم. کارکنان آنجا هم مثل ماست بودند و اهل مطالبهگری نبودند؛ وقتی میپرسیدی چه زمانی حقوق میرسد، انگار ما بدهکار بودیم و حق پرسیدن را نداشتیم. با وجود این نکته مثبت، فضای کاری آرام و بدون حاشیهای داشتند.
در این شرکت، پشتیبانی سایت را تجربه کردم و متوجه شدم تعداد پرسنل خیلی کمتر از عدد اعلامی است و حتی خانوادهی کارکنان هم بهعنوان جزء آمار محسوب میشوند. مدیری وجود دارد که به نظر نمیرسد نقشه یا جهت درستی از کار دارد. ساختار سایت فروشگاهی وجود دارد، اما 대부분 محصولات در انبار موجود نبودند و قرارداد همکاری با پذیرندهها برای سفارشها وجود نداشت. به نظر میرسید شرح وظایف معمولا معنا ندارند و پرداختها بهطور مرتب و با تأخیر انجام میشدند. در صورت قطع همکاری، حقوق ماه آخر بهطور منظم پرداخت نمیشد. آدرسی که روی سایت درج شده با آدرس شرکت تفاوت داشت و مرخصیها با حقوق بهطور کامل معنا نمیشدند. مدیریت از نظر سواد و رفتار حرفهای ضعفهای جدی داشت و رفتار پرادع دیده میشد. فضا و جو کار مانند محیطی ناسالم بود و مشکلات حقوقی وجود داشت. تایم استراحت منظم در شرکت نبود و حتی فضای نهار برای کارکنان وجود نداشت و در اتاق جلسات ناهار میخوردند. تلاشهای من در اینجا به نتیجهای مشخص نمیرسید و با وجود مدیریت کمدانش و گاهی نارضایتیهای مکرر، موقعیت برای همکاری پایدار فراهم نبود. توصیه میکنم از همکاری با این شرکت خودداری کنید.
در این شرکت تجربهی من بهعنوان کارمند اداری نشان میدهد که برخی از مدیران رفتارهای نامناسب و ناعادلانهای داشتهاند و حقوقم را به موقع پرداخت نکردند. ظاهر آرام و متین و با نیتی خوب بهنظر میرسیدند، اما در عمل با هر برخوردی گاهی ناسازگار بودند و به شیوهای که مطلوب من نبود عمل میکردند. به گفتهی خودم، با افرادی که بهظاهر پاکنیت هستند اما در عمل ریاکارانه رفتار میکنند، نباید همکاری کرد.
امروز میخواه در قالب تجربهای واقعی از کار در این شرکت بنویسم و به گونهای آرام و صادقانه بازگو کنم که هم محتوا حفظ شود هم زبان تازهای یافته باشد. حقیقت این است که اوضاع در شرکت خیلی آشکارا زیرساختی و نامشخص بود و مدیران و سهامداران به نحوی غیرشفاف عمل میکردند. اطلاعات شرکت را به شکل دقیق به کارفرمایان و مشتریان منتقل نمیکردند و به مرور زمان فهمیدم که اندازه واقعی تیم از آن چه در ظاهر نشان میداد، خیلی بیشتر بود و با گذشت زمان به نظر میرسید که برخی از افراد و بخشها به شکل غیرمنظم از هم جدا شدند. به نحوی که آدرسی که روی سایت درج شده بود، به نظر اشتباه میآمد و تنها دو ماه در آن آدرس حضور داشتند؛ پس از آن صاحبخانه از حضورشان ناراضی شد و آنها را از محل بیرون کرد. به نظر میرسید این شرکت با ایجاد اعتماد کاذب و عقد قرارداد با پذیرندهها همچون فروشگاهها، منافع برخی افراد را در اولویت قرار میداد و به نظر میرسید که در عمل چندان به تعهدات پایبند نیست. نهایتا اتفاقی که افتاد این بود که آن امتیازی که من برای ثبت نظر در نظر گرفتم، صرفا برای تسهیل فرایند بود و بدون آن هم امکان ثبت نظر وجود نداشت.
من در شبکه گستر تجربهای نسبتا ابتدایی داشتم و احساس میکنم فرصتهای رشد در آنجا کم بود. روز آخر، به قدری بیحال بود که صندلیم را برداشته بودند تا جایی برای من نباشد و خودم مجبور شدم محل کار را ترک کنم. این رفتارها را به شدت غیرحرفهای دیدم و واقعا چنین رفتارهایی را انتظار نداشتم.
این شرکت را از منظر من واقعا بینظم میدانم؛ مدیران هر لحظه تصمیمی میگیرند که معلوم نیست دقیقا چه هدفی دارد و تیمی با تجربه کمتر به کدنویسی مشغول است. به نیروها توجهی نمیشود و انگار احترام چندانی برایشان قائل نیستند. تنها نکته قابل ذکر این است که یک مدیر پروژه در این شرکت دیده شده که کمتر از چهار ماه دوام آورد و ترک همکاری کرد. از نظر سطح دانش مدیران بالا دست، کمترین امتیاز را میشود داد و تجربه کاری هم نشان میدهد که هیچچیزی در سازمان ثبات ندارد. اگر قصد دارید در شرکتی کار کنید که هیچ ساختار مشخصی ندارد، میتوانید اینجا را انتخاب کنید. امتیاز من به این شرکت حدودا یک است؛ چرا که چیز دیگری ندارد که بیشتر بدهد؛ البته حتی یک هم خیلی هم نیست. انشاءالله در آینده بیشتر درباره این شرکت بنویسم.
در این محیط کاری احساس کردم با چالشهای جدی روبهرو هستم و شرایطی نبود که به آن عادت کنم. فضا پر از درگیریهای داخلی و بروکراسی طاقتفرسا بود و همیشه بر سود خالص تأکید میشد، بدون اینکه توجه کافی به تعادل بین کار و زندگی شود. مدیران در رأس امور خویشتندار و پرتوقع بودند و بیشتر امور را در دست داشتند، در حالی که برخورد انسانی مفقود و روابط همکاران به شدت کشدار و پراز شکایت بود. فضای رقابتی داخل تیم ناسالم بود و گاهی همه از جاسوسی حرفهای هم صحبت میکردند. اصول و دستورالعملها متناقض جلوه میکرد و شفافیت کم بود؛ از سوی دیگر فضا به نظر میرسید که بیمار و ناسالم باشد. به نظر من چندین مسأله عمیق در سازمان وجود داشت که بهرهوری را کاهش میداد و باعث میشد احساس کنم پاداشی برای تلاشها در کار نیست. همچنین همکاران غرغرو و نبود تعادل مناسب میان کار و زندگی مزید بر علت میشد. در نهایت احساس میکردم خودمحوری در رأس تصمیمسازی وجود دارد و فضای کاری را به جایی ناخوشایند تبدیل میکند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.