وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۱۲۵ تجربه منتشرشده – صفحه ۲ از ۷
بنان طب بارمان
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناسنیروی مونتاژ۲۴ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
همش زیر ذره‌بینه، پول کم

این کار در محیطی بود که استرس همیشگی وجود داشت و احساس می‌کردم دائم مورد سؤال واقع می‌شم و در نهایت دستمزد نسبتاً کمی می‌گرفتیم. مدیران پرتنش و گاهی مداخله‌گر بودند و دخالت‌های بی‌وقفه در کارها وجود داشت؛ از همه بدتر، پسر مدیر بود که فضا را تشدید می‌کرد. هر کس نظر خود را داشت و هر بار پیشنهاد یا نقدی می‌داد.

آژانس تبلیغاتی روشا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس تحقیق و توسعه۲۲ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
از جونم مایه گذاشتم، آخرش اخراج شدم

سختی‌های کار در نزدیک یه دهه حضورم تو یک مجموعه مشخص شدنی بود؛ من به عنوان کارشناس تحقیق و توسعه عملاً تمام روزها و شب‌ها رو برای شرکت گذاشتم. اما در نهایت، با بازی‌های پشت پرده و افراد سفارش‌دار که به نظر می‌رسید اعتبار بالایی دارند، تمامی پست‌های مدیریتی به دست ایشان افتاد. مدیر مستقیم من، زنی مودب اما با عقده‌های زیادی بود. پس از سال‌ها خدمت صادقانه، ناگهان با یک نامه به من گفتند دیگر به کارشان نیازی ندارند. از ابتدا هر روز وعده‌های زیادی می‌دادند: مزایا، کارانه و بهره‌وری، اما کارانه در اختیار مدیران بود و تنها با یک جمله ممکن بود حال من تغییر کند. من نامه‌های رسمی و شکایتی به بخش‌های مدیریت، اداری و ریاست نوشتم، اما هیچ پاسخ یا پاسخی دریافت نکردم. همچنین شرکت در تلاش بود تا سنوات و مرخصی‌ها را به من بدهند که من برای این موضوع هم شکایت کردم و وکیل گرفتم. تقریباً همه چیز در شرکت در اختیار یک نفر بود و اطاعت از او حکم می‌کرد؛ سایر مدیران حاضر نبودند با وجود چنین نیرویی ریسک کنند. من شرکت را ترک کردم و به جایی دیگر رفتم، اما تجربه‌ام نشان می‌دهد فضای اینجا خیلی ناسالم است. آن فرد حتی اجازه نمی‌دهد به‌راحتی در جای دیگری استخدام شوید و با پیگیری‌های مزاحمت‌آمیز، پیدا کردن کار جدید را برایتان سخت می‌کند. در نهایت فهمیدم ارزش ندارد عمرم را در محیطی بی‌امان و با پارتی‌بازی تلف کنم.

کانورژن
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده وردپرس۲۲ مرداد ۱۴۰۵
انصرافسختی: متوسط
بیگاری نوین؟

آگهی شغلی برنامه‌نویس گذاشتن و آخرش برای ساعت کاری نوشتن «شنبه تا چهارشنبه از 9 تا 18 و پنجشنبه 9 تا 13:30»، یعنی 216 ساعت ماهانه! بعد حداکثر حقوق رو نوشتن 30 تومن (حقوق پارسال)! 💩 تازه اگه فرض کنیم واقعا حداکثر رو بهت بدن و حداقل ندن

ستاره بامگاه
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس جونیور۲۱ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ای که فقط برای تحقیر بود

به‌عنوان تجربه‌ای از یک مصاحبه، با دید خودم توضیح می‌دهم که در جلسهٔ فنیِ شرکت ستاره بامگاه حاضر شدم و در نهایت احساس کردم مدیر بخش قصد داشت با رفتار خود به جایگاه من توهین کند و نشان بدهد که تجربه‌ام کم است و نباید رزومه‌ام را ارائه بدهم.

آژانس تبلیغاتی داما
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکپی رایتر۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۸
مدیر عامل دیوانه

آژانس داما بدترین تجربه کاری من بود. مدیر عاملی که تو همه چیز دخالت میکنه و همه حاشیه‌هار‌و کنترل میکنه، جز کاری که باید بکنه. مثل پادگان میمونه، باید واسه تک تک کارات جواب پس بدی، تو زندگی شخصیت هم دخالت میکنن و فکر میکنن فقط کل زندگی کارمندش باید مربوط به کار باشه و بس. خود مدیر عامل بین کارمنداش حاشیه و چالش درست می‌کرد و وقتی میدید دو تا کارمند دارن باهم صحبت میکنن، فکر می‌کرد دارن علیه اش توطئه میکنن و توبیخشون می‌کرد، حتی بی دلیل توهین هم می‌کرد . خلاصه جهنمیه اصلا هم جای رشد و پیشرفت نداره چون به شدت ترسو و بدون ریسک هستن ‌ و رو یه خط مستقیم حرکت میکنن.

هلدینگ ارتباطات و بازاریابی مات
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسسابقه کار در آژانس و هلدینگ مات۱۵ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
دیوانه خانه مات (بدترین تجربه کاری)

بدترین تجربه کاریم رو در هلدینگ بی نظم و سمی مات گذروندم. کار در این شرکت هیچ توجیه عقلانی نداره چون شما عملا با یک سازمان بی در و پیکر، غیرحرفه ای و مدیران متوهم و پرادعا روبرو هستید ولی در عمل هیچ. به جای جلسات حرفه ای در اتاق مخصوص به مشتری قلیون و چیزای دیگه میدن و اینطوری مشتری رو نمک گیر میکنن. متاسفانه خودشون رو در حد شرکتهای پیشرو و مطرح جهان میدونن و با این طرز فکر و جایگزینی روابط به جای ضوابط هیچ نشانه ای از بهبود هم توش دیده نمیشه.

رسا نگاره راوک
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند دارالترجمه۱۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
دفتر ترجمه‌ای با مدیریتِ کوته‌فکر

هرگاه به روزهای کاری‌ام در این شرکت فکر می‌کنم، بیش از هر چیز تضاد بین کار ترجمه‌ام و ذهنیت مدیریت آنجا به خاطرم می‌آید. مدیری که مجموعه را می‌چرخاند هیچ نگاه استراتژیک یا انسانی‌ای از خود نشان نمی‌داد؛ هدفش صرفاً گذران روزگار بود، نه نگهداشت نیرو یا رشد کسب‌وکار. کار در آن محیط مثل گذاشتن یک سازه‌ی مستحکم روی زمینِ باتلاقی بود؛ با پروژه‌های حساس و زمان‌بندی‌های فشرده سروکار داشتیم، اما مدیر و تیمِ بالادست بیش از هر چیز درگیر بحث‌های سطحی و صرفه‌جویی‌های ساده بودند—مثلاً کم‌کردن چای یا حساب کردن هزینه‌ی یک بطری آب یا یک بسته‌دستمال. در حالی که ما می‌خواستیم کارِ درست را تحویل بدهیم، آنها فقط درباره‌ی امور کم‌اهمیت و روزمره بحث می‌کردند. بدترین بخش، عدالتِ سیستماتیک بود: پرداخت‌ها پایین و همیشه با تاخیر یا بهانه انجام می‌شدند. شنیدن تمجیدهای مدیر در حالی که خودش فِرِنگ سفارش می‌داد، به واقع زخم را نمک می‌زد. بیمه‌ها هم به درستی و به‌طور اصولی اجرا نمی‌شدند و این نشان می‌داد که حقوق قانونی پرسنل برایشان ارزشی ندارد. فضای فرهنگِ آزاردهنده و فشار روانی تبدیل به ابزارِ مدیریتی شده بود؛ رفتارهای تحقیرآمیز و تحمیل فشار بی‌دلیل، شیوه‌ی رایج اداره کردن بود. در حالی که سودِ کارهای ما به جیب صاحب‌کار می‌رفت، محیط کار به جای آنکه محلی برای رشد باشد، به زندانِ فکری تبدیل شده بود. این دوره برایم درسِ بزرگی داشت: فهمیدم تفاوتِ «صاحب‌کار» با «مدیر» چیست. حالا که از آن فضای ناسالم فاصله گرفته‌ام، خوشحال‌ام، اما واقعاً برای همکارانی که هنوز آنجا مانده‌اند، ناراحتم.

ایده پردازان
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس iOS۶ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
بدترین تجربه کاری تا حالا

در قدم اول، از وقتی که وارد شرکت شدم فهمیدم اوضاع خیلی نامنظم است و هر روز به شکل جدیدی مسئله‌ای بروز می‌کند. مدیرعامل با من صحبت کرد و پیامی که شنیدم درباره‌ی چرخش پرسنل بود: وعده‌ای که دوباره از نو نیرو می‌گیرند، اما این کار تنها به تکرار مشکلات می‌انجامد و من احساس کردم این چرخه به دنبال ثباتی نیست. ساختار سازمانی به هم ریخته بود و اساسی‌ترین مشکل این بود که تیم‌ها بر پایه‌ی فناوری مشخص می‌شدند نه روی پروژه‌ها، نتیجه‌اش هم این بود که همکاری بین اعضا کم‌رنگ شد. هر سه ماهی یکبار نظرخواهی انجام می‌شد و نتیجه‌ای که از آن می‌گرفتند منتهی به تغییراتی می‌شد که به جای بهبود، منجر به کاهش انگیزه می‌گردید. به همین دلیل فضای کار به طرز ناخوشایندی رقابتی شد و هر کس برای حفظ جایگاهش تظاهر می‌کرد. آخر هفته‌ها جلسات گروهی برگزار می‌شد که به نظر آشنایی و هم‌افزایی می‌آمد، اما تبدیل می‌شد به سکویی برای تعارف بیشتر از حقیقت: هر کس بتواند بهتر از دیگری تعریف کند، گویی برنده است و امنیت شغلی‌اش بیشتر می‌شود. به گونه‌ای که برای بقا در شرکت، به قدری لاف و تملق لازم بود که واقعاً غیرمفهوم می‌کرد. در ابتدای کار، با سفته‌های سنگین و قابل توجهی روبه‌رو شدم؛ کارخانه وعده نگه‌داشتن آن‌ها را دو سال می‌داد و بیمه هم تنها پایه بود که در نهایت به ضرر حقوقی و سابقه‌ی شغلی‌ام تمام می‌شد. مزایا انگار وجود خارجی نداشتند و دروس و آموزش‌هایی که انتظار داشتم به من ارائه نشد. حقوق اغلب با تأخیر می‌آمد و مدیرعامل در حضور کارکنان با لحن التماس‌آمیز می‌گفت که پرداخت صورت نگرفته و وعده‌ای مبنی بر آینده داده می‌شود. قراردادها به صورت کامل و منظم ارائه نمی‌شدند و اضافه‌کاری یا به‌شکل درست محاسبه نمی‌شد یا اصلاً وجود نداشت. منابع انسانی با فشارهایی از سوی کارمندان برای انتشار نظرهای مثبت مواجه بود یا ویدیوهایی از تمجیدهای مدیر سابق در شبکه‌های عمومی شرکت پخش می‌کرد تا وجهه‌ی شرکت را جلوه دهد. به طور خلاصه اگر از درب شرکت فاصله بگیری و کمی درباره‌ی شرکت جستجو کنی، می‌توانی عمق مشکلات را لمس کنی.

آر ال ام
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده بک‌اند۵ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه فقط ویترین بود

من برای مصاحبهٔ بک‌اند دعوت شدم و دیدم برخی از دوستان قبلاً تجربه‌ای شبیه را داشتند؛ می‌گفتند شرکت برای نمایش ظاهر خود دعوت می‌کند تا فقط جنبهٔ رسمی و مثبت شرکت نمایش داده شود. خود مصاحبه هم بیشتر شبیه یک نمایش خوش‌طبع و فرمال بود و پر از کلمات دل‌نشین، اما چیزی که واقعاً مرا آشفته کرد این بود که همان حرف‌هایی که من آخرای گفتنم بود، همان روز به‌عنوان کامنتی از طرف من منتشر شده بود. نمی‌فهمم چرا چنین کاری می‌کنند. به نظر من هدف اصلی‌شان ساختن ویترینی زیبا از شرکت در سایت‌هاست، اما در نهایت واقعیت‌ها فاش می‌شود.

دانش بنیان آرامش گستران مینا (آمیناگروپ)
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسهمه کاره۳۰ تیر ۱۴۰۵
۱٫۳
بدترین تجربه کاری

اصلا محیط مناسبی نیست. صرفا جایی که از طریقش بتونین وارد بازار کار بشین یکم تجربه کسب کنین و بعدم خارج بشید برید یک محیط حرفه ای. فقط جایی هست که برید تجربه کسب کنید بعد که مهارت پیدا کردید خارج بشید. قدر مهارتتون رو نمیدونن و همیشه شما رو کوچیک میکنن هیچ کاری نمیکنید. حجم کاری بسیار بالاست و به خاطر تعدد کارها به هیچی نمیرسید همیشه هم باید جواب پس بدید که چرا کارها مونده. مدیریت بد این مجموعه با دوربین ثانیه به ثانیه کارتون رو چک میکنه بسیار بی ادب هستن و اصلا احترام نفر مقابلشون رو رعایت نمیکنن. شرح شغلیتون مشخص نیست و همه کاری باید بکنید. در ضمن حق و حقوقتون رو کم و زیاد پرداخت میکنن و هیچوقت نمیفمید چقدر در ماه دریافتی دارید. به زور و کلی منت براتون بیمه تامین اجتماعی رد میکنن تازه اگر دانشجو باشید اونم کم میکنن ازتون. تایم نهارتون یکم زیاد بشه فوری بهتون گیر میدن. بیمه تکمیلی هم ندارن. سفته های چند صد میلیونی هم موقع ورود ازتون میگیرن کلیم منت به سرتون میزارن که ما خوبیم و بهترینیم ولی هیچی نیستن. اگر سلامت روانی و جسمیتون براتون مهمه و میخواید برید حرفه ای کار کنید، اصلا جای خوبی نیست!!!! فقط به درد این میخوره که یه 4 5 تومنی تو دوره دانشجویی دستتون رو بگیره همین!

هوراد مافی
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳۰ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
محل کارِ سمی

باورم این نبود که بتونم توی این شرکت مدت زیادی بمونم، اما واقعیت این است که چند ماهی هم اونجا کار کردم و رفتارهای ناپسند مدیران و فضای خسته‌کننده باعث شد واقعاً از کار دلزده بشم. آنجا فشارها طوری بود که در نهایت تصمیم گرفتم بدون پیگیری حقوقم از شرکت جدا شوم. مطمئنم که برخی از نظرات مثبت را خودشان منتشر می‌کنند؛ در غیر این صورت چرا این همه نفر استخدام می‌شوند و خیلی‌ها به ترتیبی که نیست استعفا می‌دهند و کسی از کار با محیط کار مناسب و حقوق منصفانه دلزده نمی‌شود.

مجیفو
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسپرسنل فنی۲۲ تیر ۱۴۰۵
۳٫۰
تیم فنی خوب، حقوق منظم

شرکت مجیفو را تجربه کردم و باید بگویم که این مجموعه علمیِ جوانی است که از لحاظ فکری پویایی زیادی دارد. مدیریت واقعاً همدل و پیگیر است و تیم با همدلی و انگیزه پیش می‌رود. در دوره‌ای از سال‌های اخیر، اوضاع قدیمی تیم از توازن خارج شده بود اما اکنون شرایط بهتری پیدا کرده و همدلی اعضا روزبه‌روز تقویت می‌شود. حقوق پایه تیم فنی تا حد خوبی بالا است و پرداخت‌ها نیز به‌موقع انجام می‌شود.

بازرگانی آزادی
تبلیغات، بازاریابی و برندسازییزد
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس اندروید۲۲ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
یادگیری هست ولی برنامه‌نویسا ارزش ندارن

با وجود کوچیک بودن‌ش، فضای یادگیری و پیشرفت توی این شرکت واقعاً فراهمه و وقت و فرصت می‌دن تا بتونم چیزها رو یاد بگیرم. مدیرها با تیم به‌طور محترمانه برخورد می‌کنن. اما مشکل اینجاست که بعضی‌ها سطح فنی‌شون پایینِ و اختلاف‌نظرهای زیادی پیش می‌اد؛ تقریباً همیشه بحث و جدل وجود داره. وظیفهٔ من به‌عنوان برنامه‌نویس شبیه کسیه که تنها باید چیزی رو اجرا کنه و نظر من به‌عنوان برنامه‌نویس چندان وزن نداره. در اینجا تفاوتی بین من و یک کارمند عادی حس نمی‌کنم. روی درخواست افزایش حقوق معمولاً پاسخ نمی‌دن و پیگیری هم فایده‌ای نداره. برای غیبت، کسری کار و اضافه‌مرخصی ضریب محسوب می‌کنن، اما اضافه‌کاری به‌طور قابل توجهی محاسبه نمی‌شه. برای کارکنان با سابقهٔ سه سال یا بیشتر، اینجا مناسب به نظر نمی‌رسه.

گیسونت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر دیجیتال مارکتینگ۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
داستان مصاحبه و دودلی

شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومه‌ام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدم‌های بااخلاص و صادق می‌آمدند، گفت‌وگوها کاملاً هم‌سو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش می‌رفت، اما هم‌زمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم می‌آمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطه‌کننده‌ی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاه‌های بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس می‌کردم با تمام تجربه‌ام هم نمی‌توانم به‌تنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشم‌انداز شرکت هم‌سو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد می‌دادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.

الفت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارآموز / تازه‌کار۱۷ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
محیط آروم، حقوق نه چندان

من در شرکت الفت به عنوان کارآموز تجربه کردم. فضای کار خیلی آرام و راحت بود و احساس می‌کردم که در محیطی پشتیبان و قابل اعتماد قرار دارم. پروژه‌ها به فشار زیادی نمی‌گزند و فرصت دارم بدون احساس استرس به یادگیری ادامه دهم. زمان کافی برای مطالعه و درک مطالب وجود داشت. ساعات کاری مشخص بود و در صورت نیاز به مرخصی یا انجام کار شخصی، همکاری لازم انجام می‌شد. به طور کلی برای کسی که تازه‌کار است، محیط مناسبی بود.

گلستان
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس منابع انسانی۱۵ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
منابع انسانی سلیقه محور

متاسفانه این مدت ک بیکار شدم تجربه های مصاحبه عجیب غریبی داشتم که یکیش گلستان بود متاسفانه در ابتدا جذب برند این شرکت شدم و رزومه ارسال کردم اما چون تخصقی تو منابع انسانی فعالیت کردم و خطاهای سناختی رو میشناسم و متوجه شدم سرپرستان جذب اقای م.ص و خانم س.ح بسیار کار نابلد و شایسته اون جابگاه نیستند و تجربه خوبی ندارند احتمالا با رابطه در اون شغل قرار گرفتند دو ماه برای این شغل اگهی درج کردن و قصدشون فقط بنچ مارک و تهیه گزارش از متقاضیان راجب شرایط شرکت ها بود که تو مصاحبه متوجه شدم .هیچ تخصصی در رابطه با سنجیدن شایستگی ها و توانایی افراد نداشتند واقعا متاسفم برای این افراد که برند کارفرمایی رو لطمه میزنند من واقعا پشیمون شدم از مصاحبه و حتی متنفر شدم از برند گلستان یک پست اعتراضی هم لینکدین در موردشون کذاشتم اما بی شرفا دسته جمعی ریپورت کردن اکانتم بن شد

گراف
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسهمکار۱۴ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
یه تیم صمیمی و دفتر قشنگ

مدتی است که به عنوان همکار توی این مجموعه مشغول به کارم و هر روز با دنیاهای تازه‌ای روبه‌رو می‌شم. مثل زندگی، اینجا هم فراز و نشیب داره، اما احساس می‌کنم هر روز رشد دقیق‌تری پیدا می‌کنه. فضا واقعاً دوستانه‌ست و برخورد همکاران فوق‌العاده مهربان و حمایتیه. مدیران آدم‌های بااستعدادی هستن که هر روز می‌شه ازشون نکته‌های تازه یاد گرفت. دفتر طراحیِ باحال و الهام‌بخش، کار کردن توی فضای وسطش تجربهٔ خوشی به همراه داره. یه جای آرام و اختصاصی هم دارن جایی که هر وقت خسته شدی بتونی برید و آرامش پیدا کنی. دسترسی به محل کار هم خیلی مناسب و ساده است. به نظرم هر کسی یک‌بار بیاد اینجا، دوست داره جزو تیم بشه.

طراحان فردا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس تولید محتوا۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
پاره‌وقت خوب، تمام‌وقت کابوس

همین که پاره‌وقت کار می‌کردم، اوضاع خوب بود و راضی بودم. بعد از اینکه اعلام شد به نیروی تمام‌وقت نیاز است و من قبول کردم، رفتارها تغییر کرد و بی‌احترامی‌ها آغاز شد. حقوق به شدت پایین بود و پرداخت‌ها به هیچ‌وجه منظم نبود؛ گاهی حتی تا بیست و هشت یا بیست و نه ماه تاخیر داشت. وقتی به خاطر این مشکلات از شرکت جدا شدم، هیچ تسویه‌ای انجام نگرفت؛ شش ماه از آن جدایی گذشته و هنوز تسویه نشده‌ام و تقریبا هفت میلیون تومان از من پرداخت نشده است.

دانرو
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناس
مصاحبه متخصص تست

مصاحبه تخصصی تست در فضایی نسبتا سرد و بسته برگزار شد؛ وقتی وارد اتاق گیم شدیم، با ظاهر جالب اما کمی سنگین روبه‌رو شدم. از نظر تیم پروداکت ابتدا درباره تجربه‌های گذشته‌ام، فرایند نوشتن سناریوهای تست، گزارش باگ و سایر موارد مرتبط با تست پرسیدن و من توضیح دادم. سپس مدیر فنی در مورد روند تست خودکار و زبان‌های برنامه‌نویسی‌ای که با آنها کار کرده‌ام سوال کرد. برخورد تیم کنار هم خوب بود و سعی می‌کردند با لحن دوستانه فضا را از حالت خیلی رسمی خارج کنند، هرچند محیط بسته و فشرده باعث افزایش شدت استرس شد و حتی برای نوشیدنی از من چیزی نخواستند. پاسخ‌ها تا آخرین نتیجه خیلی سریع به من اعلام نشد و میانگین زمان پاسخگویی طولانی بود. ویژگی‌هایی که برای‌شان اهمیت داشت: ارتباط با بقیه اعضای تیم و انگیزه‌ها برای تفریح و شادی از نکاتی بود که اچ‌آر به آن اشاره کرد و درباره‌اش صحبت‌های زیادی شد.

رسانه خلاق
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناس
انصراف
مصاحبه کارشناس ارشد دیجیتال مارکتینگ

من تجربه‌ای از مصاحبه‌ای در رسانه خلاق دارم که در نگاه اول فضایی شاد به نظر می‌رسید اما خیلی زود مشخص شد نظم شرکت پایین است و فاکتورهای بنیادی مربوط به حقوق، قرارداد و برنامه‌ریزی روشن نبود. اولین نشست با مدیر بخش مارکتینگ برگزار شد؛ آن جلسه نسبتا مثبت بود و درباره وظایف بخش مارکتینگ به اندازه کافی توضیح داده شد، اما از همان ابتدای کار چیزهایی مرا سردرگم کردند. درباره زمان‌بندی پرداخت حقوق پرسیدم و پاسخ مشخصی دریافت نکردم و در خصوص پروژه‌های جاری هم توضیحات دقیق به من داده نشد. یک جلسه دیگر حدود دو هفته بعد تشکیل شد که با مدیرعامل و مدیر مارکتینگ بود. در آن جلسه عملا تمرکز تیم از دست می‌رفت؛ صدای جیغ فرزند مدیرعامل شنیده می‌شد و حضور مدیران در تمامی بحث‌ها کم بود. پاسخ‌ها همان پاسخ‌های قبل بود و سوالاتم دوباره بی‌پاسخ ماند. پس از تماس دیگر دوباره گفتند همه چیز اوکی است و باید برای قرارداد و مدارک ورود بیایم. وقتی رسیدم دیدم رقم حقوق تغییر کرده است و قرار شد دوباره بررسی کنند و نتیجه اعلام شود. پیام گرفتند که برای تخفیف هم می‌توانم همکاری کنم، اما در نهایت با همان شرط من موافقت نکردم و انتظار قرارداد را نگه داشتم، که دقیقا ۲۸ اسفند اعلام کردند. دلیل من بی‌نظمی شرکت بود و گفتم حضور پیدا نمی‌کنم. بعد از تعطیلات عید دوباره تماس گرفتند و من به دلیل تعهد کاری روند تحویل پروژه‌ها تصمیم گرفتم ۱۵ روز تأخیر بیاورم. اما نهایتا وقتی به شرکت برگشتم، قرارداد را تغییر دادند. در کل تجربه‌ام نشان می‌دهد که شرکت از نظر ساختار و فرایندها خیلی بی‌ثبات است. فضای کاری به سمت حاشیه‌سازی می‌رود و مدیرعامل به وضعیت کارمندان توجه ندارد. سیستم حقوقی و قراردادها به نظر بهره‌کشانه می‌آید و حقوق کارکنان به طور منظم رعایت نمی‌شود. قوانین نادرستی وجود دارد؛ برای مثال پنج‌شنبه‌ها باید حضور پیدا کرد اما ساعات اولیه کلاس اختیاری از ساعت یازده برقرار می‌شود. مرخصی روزهای پنج‌شنبه به‌حساب روز کامل می‌شود و مرخصی‌های قبل و بعد از تعطیلات رسمی نیز همان روزها محسوب می‌شود. تمرکز روی ساعت‌های کاری خیلی سختگیرانه و سنتی است و در نهایت پیشنهاد حقوقی نیز به شکل مناسبی پذیرفته نمی‌شود. درباره مسیر رشد کاری هم توضیح جامع و مشخصی داده نمی‌شود و نیاز است بدانم دقیقا به چه کسی باید کار را تحویل بدهم و چه امکاناتی برای رشد دارم. بنابراین به نظر من کار در این شرکت توصیه نمی‌شود.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.