وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۱۱۰ تجربه منتشرشده – صفحه ۲ از ۶
آژانس تبلیغاتی روشا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس تحقیق و توسعه۲۲ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
از جونم مایه گذاشتم، آخرش اخراج شدم

سختی‌های کار در نزدیک یه دهه حضورم تو یک مجموعه مشخص شدنی بود؛ من به عنوان کارشناس تحقیق و توسعه عملاً تمام روزها و شب‌ها رو برای شرکت گذاشتم. اما در نهایت، با بازی‌های پشت پرده و افراد سفارش‌دار که به نظر می‌رسید اعتبار بالایی دارند، تمامی پست‌های مدیریتی به دست ایشان افتاد. مدیر مستقیم من، زنی مودب اما با عقده‌های زیادی بود. پس از سال‌ها خدمت صادقانه، ناگهان با یک نامه به من گفتند دیگر به کارشان نیازی ندارند. از ابتدا هر روز وعده‌های زیادی می‌دادند: مزایا، کارانه و بهره‌وری، اما کارانه در اختیار مدیران بود و تنها با یک جمله ممکن بود حال من تغییر کند. من نامه‌های رسمی و شکایتی به بخش‌های مدیریت، اداری و ریاست نوشتم، اما هیچ پاسخ یا پاسخی دریافت نکردم. همچنین شرکت در تلاش بود تا سنوات و مرخصی‌ها را به من بدهند که من برای این موضوع هم شکایت کردم و وکیل گرفتم. تقریباً همه چیز در شرکت در اختیار یک نفر بود و اطاعت از او حکم می‌کرد؛ سایر مدیران حاضر نبودند با وجود چنین نیرویی ریسک کنند. من شرکت را ترک کردم و به جایی دیگر رفتم، اما تجربه‌ام نشان می‌دهد فضای اینجا خیلی ناسالم است. آن فرد حتی اجازه نمی‌دهد به‌راحتی در جای دیگری استخدام شوید و با پیگیری‌های مزاحمت‌آمیز، پیدا کردن کار جدید را برایتان سخت می‌کند. در نهایت فهمیدم ارزش ندارد عمرم را در محیطی بی‌امان و با پارتی‌بازی تلف کنم.

آژانس تبلیغاتی داما
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکپی رایتر۱۹ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۸
مدیر عامل دیوانه

آژانس داما بدترین تجربه کاری من بود. مدیر عاملی که تو همه چیز دخالت میکنه و همه حاشیه‌هار‌و کنترل میکنه، جز کاری که باید بکنه. مثل پادگان میمونه، باید واسه تک تک کارات جواب پس بدی، تو زندگی شخصیت هم دخالت میکنن و فکر میکنن فقط کل زندگی کارمندش باید مربوط به کار باشه و بس. خود مدیر عامل بین کارمنداش حاشیه و چالش درست می‌کرد و وقتی میدید دو تا کارمند دارن باهم صحبت میکنن، فکر می‌کرد دارن علیه اش توطئه میکنن و توبیخشون می‌کرد، حتی بی دلیل توهین هم می‌کرد . خلاصه جهنمیه اصلا هم جای رشد و پیشرفت نداره چون به شدت ترسو و بدون ریسک هستن ‌ و رو یه خط مستقیم حرکت میکنن.

هلدینگ ارتباطات و بازاریابی مات
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسسابقه کار در آژانس و هلدینگ مات۱۵ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
دیوانه خانه مات (بدترین تجربه کاری)

بدترین تجربه کاریم رو در هلدینگ بی نظم و سمی مات گذروندم. کار در این شرکت هیچ توجیه عقلانی نداره چون شما عملا با یک سازمان بی در و پیکر، غیرحرفه ای و مدیران متوهم و پرادعا روبرو هستید ولی در عمل هیچ. به جای جلسات حرفه ای در اتاق مخصوص به مشتری قلیون و چیزای دیگه میدن و اینطوری مشتری رو نمک گیر میکنن. متاسفانه خودشون رو در حد شرکتهای پیشرو و مطرح جهان میدونن و با این طرز فکر و جایگزینی روابط به جای ضوابط هیچ نشانه ای از بهبود هم توش دیده نمیشه.

رسا نگاره راوک
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند دارالترجمه۱۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
دفتر ترجمه‌ای با مدیریتِ کوته‌فکر

هرگاه به روزهای کاری‌ام در این شرکت فکر می‌کنم، بیش از هر چیز تضاد بین کار ترجمه‌ام و ذهنیت مدیریت آنجا به خاطرم می‌آید. مدیری که مجموعه را می‌چرخاند هیچ نگاه استراتژیک یا انسانی‌ای از خود نشان نمی‌داد؛ هدفش صرفاً گذران روزگار بود، نه نگهداشت نیرو یا رشد کسب‌وکار. کار در آن محیط مثل گذاشتن یک سازه‌ی مستحکم روی زمینِ باتلاقی بود؛ با پروژه‌های حساس و زمان‌بندی‌های فشرده سروکار داشتیم، اما مدیر و تیمِ بالادست بیش از هر چیز درگیر بحث‌های سطحی و صرفه‌جویی‌های ساده بودند—مثلاً کم‌کردن چای یا حساب کردن هزینه‌ی یک بطری آب یا یک بسته‌دستمال. در حالی که ما می‌خواستیم کارِ درست را تحویل بدهیم، آنها فقط درباره‌ی امور کم‌اهمیت و روزمره بحث می‌کردند. بدترین بخش، عدالتِ سیستماتیک بود: پرداخت‌ها پایین و همیشه با تاخیر یا بهانه انجام می‌شدند. شنیدن تمجیدهای مدیر در حالی که خودش فِرِنگ سفارش می‌داد، به واقع زخم را نمک می‌زد. بیمه‌ها هم به درستی و به‌طور اصولی اجرا نمی‌شدند و این نشان می‌داد که حقوق قانونی پرسنل برایشان ارزشی ندارد. فضای فرهنگِ آزاردهنده و فشار روانی تبدیل به ابزارِ مدیریتی شده بود؛ رفتارهای تحقیرآمیز و تحمیل فشار بی‌دلیل، شیوه‌ی رایج اداره کردن بود. در حالی که سودِ کارهای ما به جیب صاحب‌کار می‌رفت، محیط کار به جای آنکه محلی برای رشد باشد، به زندانِ فکری تبدیل شده بود. این دوره برایم درسِ بزرگی داشت: فهمیدم تفاوتِ «صاحب‌کار» با «مدیر» چیست. حالا که از آن فضای ناسالم فاصله گرفته‌ام، خوشحال‌ام، اما واقعاً برای همکارانی که هنوز آنجا مانده‌اند، ناراحتم.

ایده پردازان
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس iOS۶ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
بدترین تجربه کاری تا حالا

در قدم اول، از وقتی که وارد شرکت شدم فهمیدم اوضاع خیلی نامنظم است و هر روز به شکل جدیدی مسئله‌ای بروز می‌کند. مدیرعامل با من صحبت کرد و پیامی که شنیدم درباره‌ی چرخش پرسنل بود: وعده‌ای که دوباره از نو نیرو می‌گیرند، اما این کار تنها به تکرار مشکلات می‌انجامد و من احساس کردم این چرخه به دنبال ثباتی نیست. ساختار سازمانی به هم ریخته بود و اساسی‌ترین مشکل این بود که تیم‌ها بر پایه‌ی فناوری مشخص می‌شدند نه روی پروژه‌ها، نتیجه‌اش هم این بود که همکاری بین اعضا کم‌رنگ شد. هر سه ماهی یکبار نظرخواهی انجام می‌شد و نتیجه‌ای که از آن می‌گرفتند منتهی به تغییراتی می‌شد که به جای بهبود، منجر به کاهش انگیزه می‌گردید. به همین دلیل فضای کار به طرز ناخوشایندی رقابتی شد و هر کس برای حفظ جایگاهش تظاهر می‌کرد. آخر هفته‌ها جلسات گروهی برگزار می‌شد که به نظر آشنایی و هم‌افزایی می‌آمد، اما تبدیل می‌شد به سکویی برای تعارف بیشتر از حقیقت: هر کس بتواند بهتر از دیگری تعریف کند، گویی برنده است و امنیت شغلی‌اش بیشتر می‌شود. به گونه‌ای که برای بقا در شرکت، به قدری لاف و تملق لازم بود که واقعاً غیرمفهوم می‌کرد. در ابتدای کار، با سفته‌های سنگین و قابل توجهی روبه‌رو شدم؛ کارخانه وعده نگه‌داشتن آن‌ها را دو سال می‌داد و بیمه هم تنها پایه بود که در نهایت به ضرر حقوقی و سابقه‌ی شغلی‌ام تمام می‌شد. مزایا انگار وجود خارجی نداشتند و دروس و آموزش‌هایی که انتظار داشتم به من ارائه نشد. حقوق اغلب با تأخیر می‌آمد و مدیرعامل در حضور کارکنان با لحن التماس‌آمیز می‌گفت که پرداخت صورت نگرفته و وعده‌ای مبنی بر آینده داده می‌شود. قراردادها به صورت کامل و منظم ارائه نمی‌شدند و اضافه‌کاری یا به‌شکل درست محاسبه نمی‌شد یا اصلاً وجود نداشت. منابع انسانی با فشارهایی از سوی کارمندان برای انتشار نظرهای مثبت مواجه بود یا ویدیوهایی از تمجیدهای مدیر سابق در شبکه‌های عمومی شرکت پخش می‌کرد تا وجهه‌ی شرکت را جلوه دهد. به طور خلاصه اگر از درب شرکت فاصله بگیری و کمی درباره‌ی شرکت جستجو کنی، می‌توانی عمق مشکلات را لمس کنی.

دانش بنیان آرامش گستران مینا (آمیناگروپ)
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسهمه کاره۳۰ تیر ۱۴۰۵
۱٫۳
بدترین تجربه کاری

اصلا محیط مناسبی نیست. صرفا جایی که از طریقش بتونین وارد بازار کار بشین یکم تجربه کسب کنین و بعدم خارج بشید برید یک محیط حرفه ای. فقط جایی هست که برید تجربه کسب کنید بعد که مهارت پیدا کردید خارج بشید. قدر مهارتتون رو نمیدونن و همیشه شما رو کوچیک میکنن هیچ کاری نمیکنید. حجم کاری بسیار بالاست و به خاطر تعدد کارها به هیچی نمیرسید همیشه هم باید جواب پس بدید که چرا کارها مونده. مدیریت بد این مجموعه با دوربین ثانیه به ثانیه کارتون رو چک میکنه بسیار بی ادب هستن و اصلا احترام نفر مقابلشون رو رعایت نمیکنن. شرح شغلیتون مشخص نیست و همه کاری باید بکنید. در ضمن حق و حقوقتون رو کم و زیاد پرداخت میکنن و هیچوقت نمیفمید چقدر در ماه دریافتی دارید. به زور و کلی منت براتون بیمه تامین اجتماعی رد میکنن تازه اگر دانشجو باشید اونم کم میکنن ازتون. تایم نهارتون یکم زیاد بشه فوری بهتون گیر میدن. بیمه تکمیلی هم ندارن. سفته های چند صد میلیونی هم موقع ورود ازتون میگیرن کلیم منت به سرتون میزارن که ما خوبیم و بهترینیم ولی هیچی نیستن. اگر سلامت روانی و جسمیتون براتون مهمه و میخواید برید حرفه ای کار کنید، اصلا جای خوبی نیست!!!! فقط به درد این میخوره که یه 4 5 تومنی تو دوره دانشجویی دستتون رو بگیره همین!

هوراد مافی
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳۰ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
محل کارِ سمی

باورم این نبود که بتونم توی این شرکت مدت زیادی بمونم، اما واقعیت این است که چند ماهی هم اونجا کار کردم و رفتارهای ناپسند مدیران و فضای خسته‌کننده باعث شد واقعاً از کار دلزده بشم. آنجا فشارها طوری بود که در نهایت تصمیم گرفتم بدون پیگیری حقوقم از شرکت جدا شوم. مطمئنم که برخی از نظرات مثبت را خودشان منتشر می‌کنند؛ در غیر این صورت چرا این همه نفر استخدام می‌شوند و خیلی‌ها به ترتیبی که نیست استعفا می‌دهند و کسی از کار با محیط کار مناسب و حقوق منصفانه دلزده نمی‌شود.

مجیفو
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسپرسنل فنی۲۲ تیر ۱۴۰۵
۳٫۰
تیم فنی خوب، حقوق منظم

شرکت مجیفو را تجربه کردم و باید بگویم که این مجموعه علمیِ جوانی است که از لحاظ فکری پویایی زیادی دارد. مدیریت واقعاً همدل و پیگیر است و تیم با همدلی و انگیزه پیش می‌رود. در دوره‌ای از سال‌های اخیر، اوضاع قدیمی تیم از توازن خارج شده بود اما اکنون شرایط بهتری پیدا کرده و همدلی اعضا روزبه‌روز تقویت می‌شود. حقوق پایه تیم فنی تا حد خوبی بالا است و پرداخت‌ها نیز به‌موقع انجام می‌شود.

بازرگانی آزادی
تبلیغات، بازاریابی و برندسازییزد
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس اندروید۲۲ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
یادگیری هست ولی برنامه‌نویسا ارزش ندارن

با وجود کوچیک بودن‌ش، فضای یادگیری و پیشرفت توی این شرکت واقعاً فراهمه و وقت و فرصت می‌دن تا بتونم چیزها رو یاد بگیرم. مدیرها با تیم به‌طور محترمانه برخورد می‌کنن. اما مشکل اینجاست که بعضی‌ها سطح فنی‌شون پایینِ و اختلاف‌نظرهای زیادی پیش می‌اد؛ تقریباً همیشه بحث و جدل وجود داره. وظیفهٔ من به‌عنوان برنامه‌نویس شبیه کسیه که تنها باید چیزی رو اجرا کنه و نظر من به‌عنوان برنامه‌نویس چندان وزن نداره. در اینجا تفاوتی بین من و یک کارمند عادی حس نمی‌کنم. روی درخواست افزایش حقوق معمولاً پاسخ نمی‌دن و پیگیری هم فایده‌ای نداره. برای غیبت، کسری کار و اضافه‌مرخصی ضریب محسوب می‌کنن، اما اضافه‌کاری به‌طور قابل توجهی محاسبه نمی‌شه. برای کارکنان با سابقهٔ سه سال یا بیشتر، اینجا مناسب به نظر نمی‌رسه.

الفت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارآموز / تازه‌کار۱۷ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
محیط آروم، حقوق نه چندان

من در شرکت الفت به عنوان کارآموز تجربه کردم. فضای کار خیلی آرام و راحت بود و احساس می‌کردم که در محیطی پشتیبان و قابل اعتماد قرار دارم. پروژه‌ها به فشار زیادی نمی‌گزند و فرصت دارم بدون احساس استرس به یادگیری ادامه دهم. زمان کافی برای مطالعه و درک مطالب وجود داشت. ساعات کاری مشخص بود و در صورت نیاز به مرخصی یا انجام کار شخصی، همکاری لازم انجام می‌شد. به طور کلی برای کسی که تازه‌کار است، محیط مناسبی بود.

گراف
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسهمکار۱۴ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
یه تیم صمیمی و دفتر قشنگ

مدتی است که به عنوان همکار توی این مجموعه مشغول به کارم و هر روز با دنیاهای تازه‌ای روبه‌رو می‌شم. مثل زندگی، اینجا هم فراز و نشیب داره، اما احساس می‌کنم هر روز رشد دقیق‌تری پیدا می‌کنه. فضا واقعاً دوستانه‌ست و برخورد همکاران فوق‌العاده مهربان و حمایتیه. مدیران آدم‌های بااستعدادی هستن که هر روز می‌شه ازشون نکته‌های تازه یاد گرفت. دفتر طراحیِ باحال و الهام‌بخش، کار کردن توی فضای وسطش تجربهٔ خوشی به همراه داره. یه جای آرام و اختصاصی هم دارن جایی که هر وقت خسته شدی بتونی برید و آرامش پیدا کنی. دسترسی به محل کار هم خیلی مناسب و ساده است. به نظرم هر کسی یک‌بار بیاد اینجا، دوست داره جزو تیم بشه.

طراحان فردا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس تولید محتوا۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
پاره‌وقت خوب، تمام‌وقت کابوس

همین که پاره‌وقت کار می‌کردم، اوضاع خوب بود و راضی بودم. بعد از اینکه اعلام شد به نیروی تمام‌وقت نیاز است و من قبول کردم، رفتارها تغییر کرد و بی‌احترامی‌ها آغاز شد. حقوق به شدت پایین بود و پرداخت‌ها به هیچ‌وجه منظم نبود؛ گاهی حتی تا بیست و هشت یا بیست و نه ماه تاخیر داشت. وقتی به خاطر این مشکلات از شرکت جدا شدم، هیچ تسویه‌ای انجام نگرفت؛ شش ماه از آن جدایی گذشته و هنوز تسویه نشده‌ام و تقریبا هفت میلیون تومان از من پرداخت نشده است.

آراد برندینگ
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
۵٫۰
رایزن تجاری

وقتی تصمیم گرفتم به آراد برندینگ ملحق شوم، حس کردم اینجا بهترین فرصت برای رشد من است و واقعا تجربه‌ای تمام‌عیار بود. هر روز با راهنمایی و مدیریت پربار این مجموعه چیز جدیدی می‌آموختم و فضا برای ارتقا و پیشرفت به من اجازه می‌داد. با حضور در اینجا موفق شدم هم ماشین و هم گوشی مناسبی برای زندگیم تهیه کنم و در کنار زندگی نسبتا آرامی که داشتم، احساس امنیت شغلی هم تجربه کنم. برخورد مدیران با تیم به طور مداوم دوستانه و درک شرایط همکاران بود و این موضوع باعث شد ارتباطات کاری خیلی خوب پیش برود. همکاران هم واقعا صمیمی هستند و فضای کار جمعی را دلنشین می‌کند. امکانات تفریحی زیادی هم ارائه می‌شد؛ از سینما و باشگاه سوارکاری تا باشگاه ورزشی و رستوران و سفرهای داخلی و خارجی که هر از گاهی تجربه‌شان می‌کردیم.

الو کانتنت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۵ آذر ۱۴۰۴
۱٫۰
نویسنده محتوا

بسیار بدقول هستن و پرداختیشون به شدت نامنظمه. هیچ اهمیتی به شما نمیدن فقط به فکر کافرما هستن و اصلا براشون مهم نیست شما رضایت داشته باشین یا نه. الان حدود ۱۰ تومن از پرداختی من هنوز تسویه نشده بعد گذشت ۳ ماه و فقط امروز فردا میکنن جواب درست حسابیم نمیدن. افتضاح ترین شرکت تولیدمحتوا. اصلا انگار صاحب نداره این شرکت خیلی بی در و پیکره و هیچی نظم نداره. تعرفه اشونم برای دستمزد نویسنده نسبت به شرکت های دیگه کمه.

آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۳ شهریور ۱۴۰۴
۱٫۰
کارآموز seo

برای من از تجربه‌ای گفتند که درباره شرکتی نخبه‌پسند و کلاهبرداری به نظر می‌رسید، اما باید به جای قضاوت مستقیم، روایت را به زبان خودم و با حفظ حقیقت بازگو کنم. در مصاحبه، انتظار داشتند من روی پروژه کار کنم، اما فقط چند تسک بی‌ربط به من محول شد. تفاوت بین سئو و طراحی را به درستی توضیح نمی‌دانستند و از بابت آموزش پول می‌گرفتند در حالی که آموزشی اصولی ارائه نمی‌شد. بیشتر مباحثی که می‌گفتند ارتباطی به سئو نداشت و اکثر‌شان به طراحی سایت مربوط می‌شد. در طول مدتی که حضور داشتم، مشتری‌ای برای کار روی پروژه‌ها وجود نداشت تا بتوان روش کار را دید. از طرف دیگر، به نظر می‌رسید که مسئولیت‌ها تنها از سوی کارکنان داخلی شرکت منتشر می‌شود و اکنون مدتی است که سایتشان به‌روز نمی‌شود و نام دانشگاه شریف را در اینستاگرام بدون اعتبار استفاده می‌کنند. من همواره از صحت اطلاعات تک‌تک افراد و ادعاها مطمئن نیستم، اما این تجربه نشان می‌دهد که آنجا فضای شفاف و حرفه‌ای لازم را ندارد و برخی ادعاها خارج از چارچوب حرفه‌ای دنبال می‌شود.

آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۲ شهریور ۱۴۰۴
۵٫۰
تولید محتوا

من یک سالی که با این گروه همکاری کرده‌ام را به یاد دارم و از پایان هر ماه حقوقم به موقع پرداخت شده است. این تجربه من فردی است که از کار با آژانس دیجیتال مارکتینگ RIT رضایت دارم، هرچند سایت‌های مشابه معمولا دیدگاه‌های منفی علیه شرکت‌ها ثبت می‌کنند و گاهی رقبا با یادداشت کردن نظرهای منفی می‌خواهند تصویر شرکت را خراب کنند. با این وجود من تجربه‌ی نسبتا مثبتی از همکاری با این تیم دارم و فرصت‌ها و نقاط قوت کار با آن‌ها برایم ارزشمند بود.

آراد برندینگ
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱ شهریور ۱۴۰۴
۱٫۰
واحد بین‌الملل

در قالب یک تجربه واقعی، سه سال حضورم در شرکتی بزرگ با ظاهر بين‌المللی را از نزدیک دیدم و فهمیدم پشت ویترین روشن، حقیقتی تلخ می‌گرفت. مدیر واحد بين‌الملل با شهرتی تاریک، فساد سيستمي را رقم می‌زد و رفتار او با همکاران مرزهای اخلاق را می‌شکست. به خصوص با زنان حاضر در مجموعه، حتی آن‌هایی که ازدواج کرده بودند، پیشنهادهای شرم‌آور می‌داد و هیچ‌جا ترس از خط قرمزهای اخلاقی را نشان نمی‌داد. شب‌ها پیامک‌های نامناسب منتشر می‌کرد و برای به دست آوردن فضای صمیمی، حد و مرزها را پشت سر می‌گذاشت. گفته می‌شد که ده‌ها پرونده سوءرفتار اخلاقی علیه او وجود دارد اما هرگز رسیدگی نمی‌شد. یکی از مدیران دیگر هم با رفتارهای معنوی عجیب و غریب، عجیبی نبود که چنین روالی را دنبال کند؛ سال‌ها قبل، مدیران به جرم فرقه‌سازی، توهین به مقدسات، ارتباط نامشروع جنسی و کلاهبرداری دستگیر و با پابند آزاد شده بودند. اینها نشان می‌داد که جو حاکم در شرکت چقدر ناسالم است. تحقیر به عنوان فرهنگ سازمانی تبدیل شده بود؛ مدیران ارشد با الفاظ رکیک و توهین به کارکنان دختر و پسر، فضایی ایجاد می‌کردند که انگار صمیمیت را با این شیوه‌ها می‌سنجند. چنین رفتاری نه تنها اصلاح نمی‌شد، بلکه گاه به عنوان نشانی از صمیمیت تعبیر می‌شد و فرسایش روانی نیروها را در پی داشت. کلاهبرداری نهفته پشت چهره‌ی درخشان شرکت جاری بود. سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی پول‌های کلان می‌دادند ولی در ازای آن ارزش مشخصی دریافت نمی‌کردند. در واحد بین‌الملل بارها دیدم که تاجران محلی مبالغ زیادی واریز می‌کردند و در نهایت با وعده‌های بی‌مایه و طرح‌های خیالی روبه‌رو می‌شدند؛ واژه‌ی «هوا فروشی» برای این روش‌ها به‌جا بود. قوانین سختگیرانه و رفتارهای متناقض همواره وجود داشت؛ برای کوچک‌ترین تأخیر، حتی یک دقیقه، جریمه‌های سنگین و غیرمنطقی وضع می‌شد و هیچ تناسبی با عدالت نداشت. مجبور بودم تا ساعت ۱۰ شب بمانم، از سایت داخلی شرکت آزمون‌های بی‌پایان را تحمل کنم و تحت فشارهای روانی زیادی باشم. اما ماجرا تنها در پوشش بیرونی محدود نمی‌شد؛ تا مدت‌ها الزام به پوشش سختگیرانه وجود داشت؛ عباهای بلند، حجاب کامل، رعایت دقیق پوشش مچ دست و اصرار بر چادر. ناگهان ورق برگشت و آزادی کامل اعلام شد. حالا تصاویر تبلیغاتی شرکت زنانی نشان می‌داد که هیچ نشانی از آن قوانین سابق را به همراه نداشتند. این تغییر ناگهانی پرده از ریاکاری و سوءاستفاده از ارزش‌ها برداشت و تجربه‌ام را به ترسیم واقعیت نزدیک کرد.

مجموعه مهندسی رادشید
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناس۲۸ مرداد ۱۴۰۴
۵٫۰
تجربه کاری در مجموعه مهندسی رادشید

همین الان مشغول کار در مجموعه مهندسی رادشید هستم و همکاران بسیار خوبی دارم. فضای شرکت دوستانه است و هم‌کاری و کار تیمی میان هم‌تیمی‌ها به صورت محسوسی روند پیشرفت پروژه‌ها را سرعت می‌بخشد. افراد مستعد و بااخلاقی در این سازمان مشغول به کارند.

مجموعه مهندسی رادشید
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناس۲۸ مرداد ۱۴۰۴
۴٫۰
برنامه نویس

دو سال است که در این شرکت مشغول به کارم و تجربه‌ام در رادشید، با تیمی پویا و صمیمی همراه بوده است. مدیر واحد به خوبی کنار تیم حضور دارد و به شکلی مؤثر مدیریت می‌کند. حضور افراد حرفه‌ای در رادشید برای من تا به حال مکان مناسبی برای رشد بوده است. تنها نکته‌ای که باید یادآوری کنم این است که پنج‌شنبه‌ها تعطیل است.

آراد برندینگ
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۲۶ مرداد ۱۴۰۴
۱٫۰
تجربه کاری در آراد برندینگ

من با مدیران و کارکنان آراد برندینگ مدت کوتاهی ارتباط داشتم و دیدم که نقش انسان‌های شریف و حرفه‌ای را جلوی دوربین ایفا می‌کنند، اما در واقعیت رفتارشان بی‌ادبی و بی‌حرمتی بوده و حرفه‌ای‌گری آن‌ها نسبت به ظاهر نیست. بیشتر مدیران و کارمندان این شرکت به طور عمده رشته‌ای نامرتبط با بازاریابی و تجارت دارند. کار من به‌عنوان کارمند این شرکت این بود که در شکار مشتریان مهارت خوبی در اغواگری به کار ببرم تا از هر میلیارد پولی که به نفع آراد برندینگ از مشتریان گرفته می‌شود حدود یک درصد به من برسد؛ در حالی که برخی از افراد که در تجارت موفق‌اند به تعبیر من با تلاش و پشتکار خودشان بدون استفاده از تبلیغات این شرکت نیز می‌توانستند به موفقیت برسند. در منطقه طایقان قم، آن‌ها باشگاه‌های اسب‌سواری و بیلیارد دارند که حس یادآور پول‌شویی اخلال‌گران اقتصادی را برمی‌انگیزد و احتمالا در مجموعه تلویزیونی هفت سر اژدها هم دیده شده است. سوال اصلی که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد این است که این ساختمان‌ها و محوطه‌های پرهزینه اسب‌سواری و بیلیارد با این امکانات فراوان از کجا و به چه پولی تهیه شده‌اند و شرکت در این زمینه فاقد شفافیت مالی است.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.