وقتی وارد کار شدم با مجموعهای آموزشی روبهرو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاسها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائهشده بیکیفیف بود. در طول مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد، اما عملیاتی که اجرا میشد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچکدام به واقعیت تبدیل نمیشدند. ابتدای کار ادعا میکردند که ۱۰٪ پورسانت میدهند، اما شرطهای غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح میشد و در نهایت حتی اگر به هدف هم میرسیدم، بهزور میگفتند که نتوانستهام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را میپذیرفتند و اگر تکمیلی میخواستید باید خودتان پیگیری میکردید. قول میدادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را بهعنوان عقبافتادهها جبران میکنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمیکنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایهام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتریها.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به خاطر دارم که در گروه صنعتی فولاد بهمن کار میکردم و تجربهام رو از اون دوره به طور روشن یادم میآید. بعضی از رفتارها و گفتارهایی که دیدم یا شنیدم متعلق به گروهی بود که تعادل لازم رو نداشتند و گاهی زحمات دیگران رو زیر سؤال میبردند. من شاهد جلسات ناخوشایند زیادی بودم؛ با انصاف میگویم باید دید اون فرد پروژه رو با چه مشکلاتی روبهرو کرده و بعد قضاوت کرد. وقتی ازش میخواستیم شرح بدهد که اشکالات و عقبافتادگیها چگونه به وجود آمده، به جای توضیح شفاف، از دروغ و فرافکنی و بیادبی استفاده میکرد و کار را خراب میکرد. این افراد گاهی که حضورشون در شرکت لازم بود، نبودن و وقتی برای ادامه کار باهاشون تماس میگرفتیم، پاسخ نمیدادند؛ در جلسات بازخواست، اوضاع بدتر میشد. در نهایت فهمیدم یک کارمند بهاصطلاح دیوانه میتواند مدیر را به مرز جنون بکشاند—لطفاً با احتیاط رفتار کنید و از چنین افرادی دوری کنید. از سوی دیگر، شرکت تعهدات مالی خود را انجام داد و وقتی نیاز مالی داشتم با موافقت وام ارائه شد و پرداخت شد. در بخشی که کار میکردم، واقعاً دانشم بیشتر شد؛ شاید به این دلیل که خودم سعی کردم رفتار حرفهای و منصفانهای داشته باشم و به همین خاطر امتیاز مناسبی گرفتم. امیدوارم هرگز با چنین رفتارهایی روبهرو نشوید و برای همگی آرزوی موفقیت دارم.
اگه شرایطشو دارین که جای دیگه برین سرکار سمت این شرکت نرین.
دقیقاً حقوق کف قانون کار بهت میدن بعد میگن پشت لیستی بقیشو میدیم همونم اونقدر اذیتت میکنن بعد با منت میدن محیط خاله زنکی تیم سازی علیه هم نگم برات نری که حالت بد میشه
چی بگم افتضاح حقوقامونو با 4 ماه تاخیر پرداخت میکردن بیمه هامونو رد نکردن نرخ خروج بالا نرخ جابجایی بالا
در این کارگاه به ظاهر حرفهای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی میشود و با ورود به شرکت تازهوارد حس میکنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبهرو میشوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار میماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار میگذارند. پروژهها پُر از کدی بینظم و بدون داکیومنت فنی قابلاستفادهاند و هیچکس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم میآوردند به جای بحث تخصصی، با توجیههای بیربط پاسخ میدهند یا میگویند یادگیری از طریق مهارتهای کتابی فرق دارد. رفتوآمد سادهای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه میکنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بیرحمانه برخورد میکنند و به مرور از هر بهانهای کسر میکنند. مدیرشان بیادب و بیتفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آنها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.
فکر میکنم بهترین کار اینه که قبل از ورود به هر پروژه قرارداد رسمی داشته باشم. کارهای غیررسمی و قول وقرارهای دستنویس، معمولاً دردسر میسازند و خیلی وقتها منو وسط کار معطل میگذارد؛ پس با جدی و حرفهای برخورد کردن، از اکثر مشکلات جلوگیری میکنم. قبل از آغاز کار جلسهای برای معرفی و هماهنگی ترتیب بدهیم تا همه بدون سردرگمی منابع و وظایف را درک کنند. از همان روز اول مشخص میکنم که هرکس چه مسئولیتی دارد و کارها را با استارت روشن میکنم. همچنین همه مراحل و فعالیتها را مستند میکنم تا هیچ چیز گُم نشود و پیگیریها راحت باشد.
به کار ورود به شرکت شهدینه آران برای من تجربهای ناامیدکننده بود و به خاطر فضای محدودِ پارتی و روابط خانوادگی، پیشرفتی احساس نمیکردم. گفته میشود که رزومه فرستادن فایدهای ندارد و برای بسیاری از موقعیتها مانند مدیریت خدمات هم اگر آقازاده نباشی، شانس پذیرفته شدنت کم است. در بالادست شرکت هم به نظر میرسد مدیرعامل رفته و رفیقها و شبکهٔ محدودی همچنان باقیاند، و نتیجه این چنین است که حس میکنم در میان دوستان و حلقههای خاص گیر کردهام.
وضعیت منابع انسانی در این انتشارات واقعاً نابسامان است و من تجربهای ناخوشایند داشتم. قراردادها اغلب یکماهه هستند، مبلغ حقوق روی قرارداد مشخص نشده و امضای کارفرما هم وجود ندارد. حقوق هم به صورت چندمرحلهای پرداخت میشود و گاهی مجبور میشویم برای دریافت حقوق، التماس کنیم. از من سفته میگیرند و قرارداد محرمانگی امضا کردن را الزامی میکنند. پایه حقوق را عمدتاً کمتر مطرح میکنند تا مقدار بیمه کمتری رد شود. ساعات کار خیلی بیش از حدی است که قانون مشخص میکند و اضافهکاری معمولاً حساب نمیشود؛ اگر هم باشد، گاه تا آخر ماه بعد پرداخت میشود. ساختار سازمانی عملاً وجود ندارد و کارها به وضوح مشخص نیست کدام نفر چه وظیفهای دارد؛ به همین دلیل نیروی متخصص معمولاً دوام نمیآورد و فضا بیشتر به ادارهٔ یک دکهٔ بازاری میماند.
کار رو تجربه کردم و بعد از چند سال من را به خاطر دلایلی کنار گذاشتند. خوشبختانه به نظر میرسید مدیر شعبهای تازه آمده تا با سابقهای که دارد، بتواند جبران کنندهای باشد. از همکاران همان شعبه شنیدم که با تداوم کارش میتواند شرکت را آنطور تحتتاثیر قرار بدهد که زاویهای تازه به قضایا بدهد و بالاخره قدر باقیماندهها را مشخص کند.
فضای کار در این شرکت واقعاً آرام و دلپذیر است، با مدیریتی که پیگیر و برخوردی مهربان دارد. همکاران هم فوقالعادهاند و همکاری با آنها تجربهای مثبت بوده است.
نرید این شرکت برای کار پرسنلش به شدت اذیت کنن و اجازه کار به شما نمیدن حتی اگر متخصص باشید مدیر بی خیال و دهن بینی داره و کادر اداری فوق العاده سمی اگر میخواهید عمرتون هدر نره چه برای آموزش و چه کار اینجا نرید موفق و پاینده باشید
مدتی کار کردم و حالا قصد دارم تجربهام را به طور روشن و صادقانه بیان کنم تا مدیران گوش دهند و اقدامی صورت بگیرد. اولاً به نظر میرسد رسیدگی به مشکلات از سوی مدیریت کم است یا انگار وجود مسائل را درک نمیکنند؛ یا توان حلشان زیاد نیست و یا اهمیت کمتری برای آنها دارد. دوماً شایستهسالاری جایگاه مشخصی ندارد و افراد زیادی در پستهایی قرار میگیرند که تواناییشان با آن موقعیت همخوانی ندارد. سوم اینکه نگاه مدیران از بالا به پایین است و به نظر میرسد برای ماندن در مجموعه باید ساختار فعلی را پذیرفت و هر کس نقدی مطرح کند، با مقاومت یا حتی خروج روبهرو میشود. این سه تجربه، از فرسودگی و فشار زیادی که با آنها روبهرو شدم، بیشترین اذیت را برای من ایجاد کردند.
مدت حدود چهار ماه با این تیم همکاری داشتم تا اینکه به طور ناگهانی از کار کنار شدم؛ قرارداد یکساله بود اما مأموریت من به پایان رسید یا به عبارتی اخراج شدم. روال کاریشان واقعاً ناخوشایند است: توسعهدهنده اصلی هر بار که با چالشی مواجه میشدیم، زمانبندی و تهدید میکرد که اگر راهحل را پیدا نکنیم، همکاری قطع میشود. در ابتدا فکر میکردم این فشار لازم است، اما به مرور خسته شدم؛ روزی که نتوانستم مشکل را حل کنم، دقیقاً همان زمان از کار کنار گذاشته شدم. نتیجه این است که وقتی وارد میشوی باید همیشه آماده رفتن باشی. فضا هم بسیار شلوغ و پر سروصداست و تمرکز در آنجا به سختی ممکن است. رفتار برخی افراد هم چندان منصفانه نیست؛ با وجود این مدت بیمهام پرداخت نشده و آخرین حقوق هم وصول نکردم و حالا ادعا میکنند که در آن دوره کاری انجام ندادهام. بهتازگی حدود سه ماه است که برای گرفتن حقوق و مزایا و اثبات حق و حقوقم پیگیری میکنم.
اگر دنبال یادگیری و پذیرش چالشهایی تازه هستی، این محیط واقعاً بهت کمک میکنه. معمولاً چند پروژه همزمان در دست کاره که باعث میشه تو زمان کوتاهی پیشرفت چشمگیری داشته باشی. مدیران حرفهای و قابلاعتمادند و فضای کلی شرکت هم همزمان حرفهای و دوستانه است.
دو سال است که به صورت دورکاری با این مجموعه همکاری میکنم و از حضور در این تیم رضایت کامل دارم. مدیران تیم با برخوردی دوستانه و حمایتی همواره راهنماییهای لازم را ارائه میدهند تا کار به شکل روان و بدون دردسر پیش برود. از این بابت از آنها سپاسگزارم.
به نظر من وقتی وارد شرکت میشوی، ظاهرش مرتب به نظر میرسد اما در واقع بیشتر شبیه مکانی برای وقتکشی است. اگر دنبال حقوق ثابت، پیشرفت علمی یا توسعه مهارت نباشی و بتوانی با افرادی با سطح ادعا و دانش پایین کنار بیایی، شاید بتوانی از محیط کمی رضایت خام داشته باشی. با این حال، حقوق معمولاً با تاخیر پرداخت میشود و معمولاً حدود چهل تا پنجاه روز تأخیر دارد و نمیتوان انتظار یادگیری زیادی داشت. از طرفی دستمزد نسبت به برخی جاهای دیگر خوب است و در پایان سال اگر ارتباطسازی و چاپلوسی کرده باشی، پاداشی هم میدهند. واحد منابع انسانی فعال نیست و تعداد مدیران بالا است؛ به ازای هر کارمند تقریبا یک مدیر وجود دارد که اکثرشان از نظر علمی مناسب نیستند، هرچند بینشان چند نفر باسواد هم پیدا میشود.
در آغاز بهار، وضع اینجا فرق میکند و من میخواهم تجربهام را صادقانه بیان کنم. از نظر من منابع انسانی گاهی از واقعیتهای کار من خبر ندارند و برداشتهایشان با آنچه در تیم ما میگذرد، همخوانی ندارد. فشارهای بیپایان روی حقوق کارکنان بیپرده است و وقتی اتفاقی جدی برای یکی از همکاران رخ میدهد، صدا هم از جایی بلند نمیشود. من به این فکر میکنم که چرا برخی مسئولان فقط نظریه میدهند اما پاسخ واضحی به مشکلات شهروندان تیم ما نمیدهند. در مواجهه با این شرایط، ما ترجیح میدهیم با صداقت و صراحت رفتار کنیم و به جای سرپوش گذاشتن بر مشکلات، با آنها روبهرو شویم. در حال حاضر ما مجبوریم با فردی در رُتبه مالی کار کنیم که پیش از این مدیر واحد IT بود، و این تغییر عملیاتی، چالشهای خودش را دارد. با وجود این، من به توانمندی تیم و رویکرد حرفهایمان ایمان دارم و امیدوارم بتوانم اتحادی صادقانه با همکارانم حفظ کنم و نقل قولهای بیاساس را کنار بگذارم. حالا تصمیم دارم برای آخر هفتهام برنامهای مشخص بچینم تا هم از واقعیتهای کار لذت ببرم و هم آرامش ذهنیام حفظ شود.
سلام دوستان من حدود 10 ماه تو این شرکت کار کردم فقط چیزهای مهم و فهرست وار میگم : - حقوق و با دو ماه تعویق پرداخت میکنند و اصلا تاریخ و محدوده زمانی پرداخت حقوق مشخص نیست - یک مدیر عامل معتاد داره که کلا پای منقل هستش و نظارتی بر شرکت نداره و بسیار آدم نوکیسه و بی ادبی هستش - پسر مدیر عامل که یک بچه 18 ساله است و فرزند طلاق هستش و دست آموز پدرش و یکی از چیزهایی که خوب یادگرفته پایمال کردن حق و حقوق کارمندها هستش و البته بسیار مکار و حیله گر - در حوالی دفتر مرکزی اونها اصلا جای پارک پیدا نمیشه و فاصله زیادی با ایستگاه مترو تاکسی و اتوبوس داره - دفترشون دوربین گذاشتن و شنود داره و اصلا هیچ نقطه ای امنی برای حتی یک مکالمه کوتاه و شخصی وجود نداره و یکی از کارهای روتین پسر مدیر عامل این هستش هر روز ساعت 3 بعد از ظهر میاد شرکت و حدود 2 ساعت به دیالوگ های کارمندان گوش میده و فیلم ها رو مرور میکنه و گزارش کار و به پدر معتادش میده - یک کارخونه تو اراک دارن که کیسه و گونی میدوزن و همه کارگرهای کارخونه دائما دارن ناله نفرینشون میکنن چون از اضافه کاری و نوبت کاری و تعطیل کاری و همه چیزشون میزنن و حقوق اونها هم دو ماه یکبار پرداخت میکنن و از سر ناچاری اون بیچاره ها اوجا مشغول بکار هستند . - این شرکت جای هیچ رشدی نداره و قدیمی ترین کارمند دفترشون نهایتا 8 تا 10 ماه سابقه اونجا داشته باشند اکثرا همیشه دنبال نیرو هستند و هر کی میاد بعد چند روز فرار میکنه من هم چون ناچار بودم مجبور شدم تحمل کنم و در انتها با کلی بیماری ذهنی و روانی از اونجا رفتم و عیدی و سنواتم و ندادن و باید شکایت کنم تا بتونم بعد چند ماه بهش برسم و به این نتیجه رسیدم بیکاری چند ماه بهتره تا با این کارفرما های بی شخصیت بصورت رایگان کار کنی
نیروهای خوبی داره حیف از لحاظ مدیریت ضعیف هست و نیروها همش برای خودشیرینی چاپلوسی مدیر رو میکنن
وقتی وارد کار شدم با مجموعهای آموزشی روبهرو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاسها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائهشده بیکیفیف بود. در طول مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد، اما عملیاتی که اجرا میشد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچکدام به واقعیت تبدیل نمیشدند. ابتدای کار ادعا میکردند که ۱۰٪ پورسانت میدهند، اما شرطهای غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح میشد و در نهایت حتی اگر به هدف هم میرسیدم، بهزور میگفتند که نتوانستهام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را میپذیرفتند و اگر تکمیلی میخواستید باید خودتان پیگیری میکردید. قول میدادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را بهعنوان عقبافتادهها جبران میکنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمیکنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایهام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتریها.
به خاطر دارم که در گروه صنعتی فولاد بهمن کار میکردم و تجربهام رو از اون دوره به طور روشن یادم میآید. بعضی از رفتارها و گفتارهایی که دیدم یا شنیدم متعلق به گروهی بود که تعادل لازم رو نداشتند و گاهی زحمات دیگران رو زیر سؤال میبردند. من شاهد جلسات ناخوشایند زیادی بودم؛ با انصاف میگویم باید دید اون فرد پروژه رو با چه مشکلاتی روبهرو کرده و بعد قضاوت کرد. وقتی ازش میخواستیم شرح بدهد که اشکالات و عقبافتادگیها چگونه به وجود آمده، به جای توضیح شفاف، از دروغ و فرافکنی و بیادبی استفاده میکرد و کار را خراب میکرد. این افراد گاهی که حضورشون در شرکت لازم بود، نبودن و وقتی برای ادامه کار باهاشون تماس میگرفتیم، پاسخ نمیدادند؛ در جلسات بازخواست، اوضاع بدتر میشد. در نهایت فهمیدم یک کارمند بهاصطلاح دیوانه میتواند مدیر را به مرز جنون بکشاند—لطفاً با احتیاط رفتار کنید و از چنین افرادی دوری کنید. از سوی دیگر، شرکت تعهدات مالی خود را انجام داد و وقتی نیاز مالی داشتم با موافقت وام ارائه شد و پرداخت شد. در بخشی که کار میکردم، واقعاً دانشم بیشتر شد؛ شاید به این دلیل که خودم سعی کردم رفتار حرفهای و منصفانهای داشته باشم و به همین خاطر امتیاز مناسبی گرفتم. امیدوارم هرگز با چنین رفتارهایی روبهرو نشوید و برای همگی آرزوی موفقیت دارم.
اگه شرایطشو دارین که جای دیگه برین سرکار سمت این شرکت نرین.
دقیقاً حقوق کف قانون کار بهت میدن بعد میگن پشت لیستی بقیشو میدیم همونم اونقدر اذیتت میکنن بعد با منت میدن محیط خاله زنکی تیم سازی علیه هم نگم برات نری که حالت بد میشه
چی بگم افتضاح حقوقامونو با 4 ماه تاخیر پرداخت میکردن بیمه هامونو رد نکردن نرخ خروج بالا نرخ جابجایی بالا
در این کارگاه به ظاهر حرفهای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی میشود و با ورود به شرکت تازهوارد حس میکنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبهرو میشوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار میماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار میگذارند. پروژهها پُر از کدی بینظم و بدون داکیومنت فنی قابلاستفادهاند و هیچکس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم میآوردند به جای بحث تخصصی، با توجیههای بیربط پاسخ میدهند یا میگویند یادگیری از طریق مهارتهای کتابی فرق دارد. رفتوآمد سادهای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه میکنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بیرحمانه برخورد میکنند و به مرور از هر بهانهای کسر میکنند. مدیرشان بیادب و بیتفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آنها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.
فکر میکنم بهترین کار اینه که قبل از ورود به هر پروژه قرارداد رسمی داشته باشم. کارهای غیررسمی و قول وقرارهای دستنویس، معمولاً دردسر میسازند و خیلی وقتها منو وسط کار معطل میگذارد؛ پس با جدی و حرفهای برخورد کردن، از اکثر مشکلات جلوگیری میکنم. قبل از آغاز کار جلسهای برای معرفی و هماهنگی ترتیب بدهیم تا همه بدون سردرگمی منابع و وظایف را درک کنند. از همان روز اول مشخص میکنم که هرکس چه مسئولیتی دارد و کارها را با استارت روشن میکنم. همچنین همه مراحل و فعالیتها را مستند میکنم تا هیچ چیز گُم نشود و پیگیریها راحت باشد.
به کار ورود به شرکت شهدینه آران برای من تجربهای ناامیدکننده بود و به خاطر فضای محدودِ پارتی و روابط خانوادگی، پیشرفتی احساس نمیکردم. گفته میشود که رزومه فرستادن فایدهای ندارد و برای بسیاری از موقعیتها مانند مدیریت خدمات هم اگر آقازاده نباشی، شانس پذیرفته شدنت کم است. در بالادست شرکت هم به نظر میرسد مدیرعامل رفته و رفیقها و شبکهٔ محدودی همچنان باقیاند، و نتیجه این چنین است که حس میکنم در میان دوستان و حلقههای خاص گیر کردهام.
وضعیت منابع انسانی در این انتشارات واقعاً نابسامان است و من تجربهای ناخوشایند داشتم. قراردادها اغلب یکماهه هستند، مبلغ حقوق روی قرارداد مشخص نشده و امضای کارفرما هم وجود ندارد. حقوق هم به صورت چندمرحلهای پرداخت میشود و گاهی مجبور میشویم برای دریافت حقوق، التماس کنیم. از من سفته میگیرند و قرارداد محرمانگی امضا کردن را الزامی میکنند. پایه حقوق را عمدتاً کمتر مطرح میکنند تا مقدار بیمه کمتری رد شود. ساعات کار خیلی بیش از حدی است که قانون مشخص میکند و اضافهکاری معمولاً حساب نمیشود؛ اگر هم باشد، گاه تا آخر ماه بعد پرداخت میشود. ساختار سازمانی عملاً وجود ندارد و کارها به وضوح مشخص نیست کدام نفر چه وظیفهای دارد؛ به همین دلیل نیروی متخصص معمولاً دوام نمیآورد و فضا بیشتر به ادارهٔ یک دکهٔ بازاری میماند.
کار رو تجربه کردم و بعد از چند سال من را به خاطر دلایلی کنار گذاشتند. خوشبختانه به نظر میرسید مدیر شعبهای تازه آمده تا با سابقهای که دارد، بتواند جبران کنندهای باشد. از همکاران همان شعبه شنیدم که با تداوم کارش میتواند شرکت را آنطور تحتتاثیر قرار بدهد که زاویهای تازه به قضایا بدهد و بالاخره قدر باقیماندهها را مشخص کند.
فضای کار در این شرکت واقعاً آرام و دلپذیر است، با مدیریتی که پیگیر و برخوردی مهربان دارد. همکاران هم فوقالعادهاند و همکاری با آنها تجربهای مثبت بوده است.
نرید این شرکت برای کار پرسنلش به شدت اذیت کنن و اجازه کار به شما نمیدن حتی اگر متخصص باشید مدیر بی خیال و دهن بینی داره و کادر اداری فوق العاده سمی اگر میخواهید عمرتون هدر نره چه برای آموزش و چه کار اینجا نرید موفق و پاینده باشید
مدتی کار کردم و حالا قصد دارم تجربهام را به طور روشن و صادقانه بیان کنم تا مدیران گوش دهند و اقدامی صورت بگیرد. اولاً به نظر میرسد رسیدگی به مشکلات از سوی مدیریت کم است یا انگار وجود مسائل را درک نمیکنند؛ یا توان حلشان زیاد نیست و یا اهمیت کمتری برای آنها دارد. دوماً شایستهسالاری جایگاه مشخصی ندارد و افراد زیادی در پستهایی قرار میگیرند که تواناییشان با آن موقعیت همخوانی ندارد. سوم اینکه نگاه مدیران از بالا به پایین است و به نظر میرسد برای ماندن در مجموعه باید ساختار فعلی را پذیرفت و هر کس نقدی مطرح کند، با مقاومت یا حتی خروج روبهرو میشود. این سه تجربه، از فرسودگی و فشار زیادی که با آنها روبهرو شدم، بیشترین اذیت را برای من ایجاد کردند.
مدت حدود چهار ماه با این تیم همکاری داشتم تا اینکه به طور ناگهانی از کار کنار شدم؛ قرارداد یکساله بود اما مأموریت من به پایان رسید یا به عبارتی اخراج شدم. روال کاریشان واقعاً ناخوشایند است: توسعهدهنده اصلی هر بار که با چالشی مواجه میشدیم، زمانبندی و تهدید میکرد که اگر راهحل را پیدا نکنیم، همکاری قطع میشود. در ابتدا فکر میکردم این فشار لازم است، اما به مرور خسته شدم؛ روزی که نتوانستم مشکل را حل کنم، دقیقاً همان زمان از کار کنار گذاشته شدم. نتیجه این است که وقتی وارد میشوی باید همیشه آماده رفتن باشی. فضا هم بسیار شلوغ و پر سروصداست و تمرکز در آنجا به سختی ممکن است. رفتار برخی افراد هم چندان منصفانه نیست؛ با وجود این مدت بیمهام پرداخت نشده و آخرین حقوق هم وصول نکردم و حالا ادعا میکنند که در آن دوره کاری انجام ندادهام. بهتازگی حدود سه ماه است که برای گرفتن حقوق و مزایا و اثبات حق و حقوقم پیگیری میکنم.
اگر دنبال یادگیری و پذیرش چالشهایی تازه هستی، این محیط واقعاً بهت کمک میکنه. معمولاً چند پروژه همزمان در دست کاره که باعث میشه تو زمان کوتاهی پیشرفت چشمگیری داشته باشی. مدیران حرفهای و قابلاعتمادند و فضای کلی شرکت هم همزمان حرفهای و دوستانه است.
دو سال است که به صورت دورکاری با این مجموعه همکاری میکنم و از حضور در این تیم رضایت کامل دارم. مدیران تیم با برخوردی دوستانه و حمایتی همواره راهنماییهای لازم را ارائه میدهند تا کار به شکل روان و بدون دردسر پیش برود. از این بابت از آنها سپاسگزارم.
به نظر من وقتی وارد شرکت میشوی، ظاهرش مرتب به نظر میرسد اما در واقع بیشتر شبیه مکانی برای وقتکشی است. اگر دنبال حقوق ثابت، پیشرفت علمی یا توسعه مهارت نباشی و بتوانی با افرادی با سطح ادعا و دانش پایین کنار بیایی، شاید بتوانی از محیط کمی رضایت خام داشته باشی. با این حال، حقوق معمولاً با تاخیر پرداخت میشود و معمولاً حدود چهل تا پنجاه روز تأخیر دارد و نمیتوان انتظار یادگیری زیادی داشت. از طرفی دستمزد نسبت به برخی جاهای دیگر خوب است و در پایان سال اگر ارتباطسازی و چاپلوسی کرده باشی، پاداشی هم میدهند. واحد منابع انسانی فعال نیست و تعداد مدیران بالا است؛ به ازای هر کارمند تقریبا یک مدیر وجود دارد که اکثرشان از نظر علمی مناسب نیستند، هرچند بینشان چند نفر باسواد هم پیدا میشود.
در آغاز بهار، وضع اینجا فرق میکند و من میخواهم تجربهام را صادقانه بیان کنم. از نظر من منابع انسانی گاهی از واقعیتهای کار من خبر ندارند و برداشتهایشان با آنچه در تیم ما میگذرد، همخوانی ندارد. فشارهای بیپایان روی حقوق کارکنان بیپرده است و وقتی اتفاقی جدی برای یکی از همکاران رخ میدهد، صدا هم از جایی بلند نمیشود. من به این فکر میکنم که چرا برخی مسئولان فقط نظریه میدهند اما پاسخ واضحی به مشکلات شهروندان تیم ما نمیدهند. در مواجهه با این شرایط، ما ترجیح میدهیم با صداقت و صراحت رفتار کنیم و به جای سرپوش گذاشتن بر مشکلات، با آنها روبهرو شویم. در حال حاضر ما مجبوریم با فردی در رُتبه مالی کار کنیم که پیش از این مدیر واحد IT بود، و این تغییر عملیاتی، چالشهای خودش را دارد. با وجود این، من به توانمندی تیم و رویکرد حرفهایمان ایمان دارم و امیدوارم بتوانم اتحادی صادقانه با همکارانم حفظ کنم و نقل قولهای بیاساس را کنار بگذارم. حالا تصمیم دارم برای آخر هفتهام برنامهای مشخص بچینم تا هم از واقعیتهای کار لذت ببرم و هم آرامش ذهنیام حفظ شود.
سلام دوستان من حدود 10 ماه تو این شرکت کار کردم فقط چیزهای مهم و فهرست وار میگم : - حقوق و با دو ماه تعویق پرداخت میکنند و اصلا تاریخ و محدوده زمانی پرداخت حقوق مشخص نیست - یک مدیر عامل معتاد داره که کلا پای منقل هستش و نظارتی بر شرکت نداره و بسیار آدم نوکیسه و بی ادبی هستش - پسر مدیر عامل که یک بچه 18 ساله است و فرزند طلاق هستش و دست آموز پدرش و یکی از چیزهایی که خوب یادگرفته پایمال کردن حق و حقوق کارمندها هستش و البته بسیار مکار و حیله گر - در حوالی دفتر مرکزی اونها اصلا جای پارک پیدا نمیشه و فاصله زیادی با ایستگاه مترو تاکسی و اتوبوس داره - دفترشون دوربین گذاشتن و شنود داره و اصلا هیچ نقطه ای امنی برای حتی یک مکالمه کوتاه و شخصی وجود نداره و یکی از کارهای روتین پسر مدیر عامل این هستش هر روز ساعت 3 بعد از ظهر میاد شرکت و حدود 2 ساعت به دیالوگ های کارمندان گوش میده و فیلم ها رو مرور میکنه و گزارش کار و به پدر معتادش میده - یک کارخونه تو اراک دارن که کیسه و گونی میدوزن و همه کارگرهای کارخونه دائما دارن ناله نفرینشون میکنن چون از اضافه کاری و نوبت کاری و تعطیل کاری و همه چیزشون میزنن و حقوق اونها هم دو ماه یکبار پرداخت میکنن و از سر ناچاری اون بیچاره ها اوجا مشغول بکار هستند . - این شرکت جای هیچ رشدی نداره و قدیمی ترین کارمند دفترشون نهایتا 8 تا 10 ماه سابقه اونجا داشته باشند اکثرا همیشه دنبال نیرو هستند و هر کی میاد بعد چند روز فرار میکنه من هم چون ناچار بودم مجبور شدم تحمل کنم و در انتها با کلی بیماری ذهنی و روانی از اونجا رفتم و عیدی و سنواتم و ندادن و باید شکایت کنم تا بتونم بعد چند ماه بهش برسم و به این نتیجه رسیدم بیکاری چند ماه بهتره تا با این کارفرما های بی شخصیت بصورت رایگان کار کنی
نیروهای خوبی داره حیف از لحاظ مدیریت ضعیف هست و نیروها همش برای خودشیرینی چاپلوسی مدیر رو میکنن
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.