در شرکتی که در زمینه ایمنسازی پلمپها و برچسبهای امنیتی فعالیت میکرد، فرصت رشد حرفهای و همکاری با تیمی متخصص برایم پیش آمد. مسئول بهینهسازی سئوی وبسایت شرکت بودم و طی سه سال توانستم ترافیک ارگانیک سایت را به طور قابل توجهی افزایش دهم. از طریق تحقیق کلمات کلیدی مرتبط با محصولات امنیتی، بهبود محتوا و ساختار سایت و همچنین لینکسازی داخلی و خارجی، پیشرفت قابل توجهی حاصل شد. با تیم تولید و بازاریابی همکاری نزدیکی داشتم که تجربههایم را در ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس، کنسول جستجو و Ahrefs تقویت کرد و به اهمیت رضایت مشتری و حضور گستردهتر در بازارهای منطقهای پی بردم. محیط کاری پویا و تیممحور با حمایت مستمر و فرصتهای یادگیری مداوم، من را به فردی تبدیل کرد که در سئوی صنعتی نسبت به دیگران تسلط بیشتری پیدا کرد. این تجربه برای من پایهای قوی است تا در هر پروژه دیجیتال به کیفیت و نوآوری پایبند باشم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در یک نگاه، آرامش و رفتاری محترمانه در محیط کار به چشم میخورد، اما وقتی به عمق ماجرا نگاه میکنم، تناقضها بین ظاهر و حقیقت به وضوح معلوم میشود. من در این شرکت، در بخشهای فنی، مناقصات و بازرگانی و همچنین همکارانی از بخش فروش تجربه همکاری داشتم و بر اساس مشاهدات مستقیم خود به همراه سه نفر دیگر، این گزارش را نگارش میکنم. یکی از مدیران میانی شرکت که هم مدیر فروش است و هم نایبرئیس هیئتمدیره، حضور خیلی پررنگی در شکلدهی فضای کاری دارد. او در جمعها با لحن آرام، مثبت و شعارهای روزمره درباره احترام متقابل، کار گروهی و پرهیز از حاشیه صحبت میکند؛ اما عملکرد واقعی نشان میدهد که خیلی از حاشیهها و تنشهای میان همکاران با نقشدهی یا هدایت او ایجاد میشود. از تجربهی ما روشن است که رفتار او دوگانه و کنترلگرانه است: ظاهرا فردی منطقی و دلسوز نشان داده میشود، اما پشت صحنه با رقابت ناسالم، انتقال گزینشی اطلاعات و تحریک اختلافات، فضایی بیاعتمادی میآورد. یکی از همکاران بخش فنی بهطور غیررسمی به عنوان منبع انتقال اطلاعات برای او تعیین شده و بهطور مرتب پشت سر سایر کارکنان صحبتها، گزارشها و قضاوتها را منتقل میکند. اخیرا هم فردی در منابع انسانی جذب شده و بسیاری از کارکنان انتظار دارند همان نقش را ایفا کند. در بخش بازرگانی وضعیت مشابهی وجود دارد. مدیرعامل ارتباط نزدیکی با این مدیر میانی دارد و سبک مدیریتی او به گونهای است که همکاری طولانیمدت با او برای بسیاری از نیروها دشوار میشود؛ از این رو آگهیهای استخدام برای این بخش بهطور مداوم تکرار میشوند. بخش مناقصات بهطور خاص پرتنش است. در سالهای اخیر تعدادی از نیروها پس از درگیریهای کاری با همین مدیر فروش شرکت را ترک کردهاند و آخرین مورد هم به سمت شکایت در اداره کار پیش رفته است. او در ظاهر خوشبرخورد و حرفهای به نظر میرسد، اما رفتارهای احساسی و دستکاریگرانه باعث بازی روانی میشود و در بلندمدت میتواند به فرسایش روحی و عاطفی منجر شود. در جلسات، کوچکترین اشتباه را با برخوردی تند و تحقیرآمیز پاسخ میدهد نه با حمایت سازنده، و در موقعیتهای حساس همیشه نقش قربانی را بازی میکند تا خودش را بیتقصیر جلوه دهد. از دیدگاه من و سایر همکارانی که تجربه مشابهی داشتند، این رفتارها نمونهای از ریاکاری و دوگانگی سازمانی است؛ تقریبا همهی مهارتهای بازیگری سازمانی، تحریف واقعیت و ایجاد فضای دوگانه در او وجود دارد. همکاری بلندمدت با او محسوسا آزارنده و فرساینده است و به تدریج به سلامت روان تیم آسیب میزند. شرکت به صورت خانوادگی اداره میشود و مدیرعامل برادر همین مدیر فروش است؛ ضعف رهبری مدیر فروش در رفتار و مدیریت بهوضوح دیده میشود. او بارها ادعا کرده که برای دورههای توسعه فردی هزینههای زیادی صرف شده است، اما در عملکرد مدیریتی او خروجی مثبتی مشاهده نشده است. این تجربه بر پایهی مشاهدات شخصی و اطلاعاتی است که بهطور مداوم در طی مدت همکاری به دست آمده و نه نتیجهی احساسات مقطعی یا واکنش آنی است. هدف از نگارش این گزارش، تخریب یا سیاهنمایی نیست؛ بلکه آگاهیبخشی به کسانی است که ممکن است در آینده در این شرکت مشغول به کار شوند. اطلاعات بهدور از بزرگنمایی یا تحریف ارائه میشود و با وجدان و تعهد به حقیقت، قصد دارم دیگران با آگاهی بیشتری تصمیم
در یک محیط کاری با مدیریت ضعیف روبهرو شده بودم که گاهی به نظر میرسید ارتباطات در آن قطع شده و تصمیمگیریها ناقص و بیثباتاند. رفتار مدیران را نمیشد پیشبینی کرد و گاه به شکل غیرحرفهای با تیم برخورد میشد؛ انگار مسائل صرفا به شیوهای سطحی و بدون توضیح روشن مطرح میشد. کارفرمایان فرصتهای مشخص برای بهبود و آموزش فراهم نمیکردند و انتظارات از کارمندان بهطور یکسان و شفاف تعیین نمیشد. این وضعیت به من و دیگر همکاران احساس بیارزشی نسبت به کار میداد و فضای کار را از انگیزه خالی میکرد. در نتیجه، احساس کردم که توانمندیهای من به درستی به کار گرفته نمیشوند و چالشهای روزمره به شکلی پایدار مورد توجه قرار نمیگیرند. با این وجود، تجربهای بود که به من آموخت چگونه در مواجهه با فشارهای محیط کار، به دنبال راههای بهبود و حفظ حرفهایتم باشم.
در این شرکت، اوضاع بسیار پیچیده بود و من با دیدی واقعبینانه به تجربهام نگاه میکنم. مدیریت به شکلی افتضاح عمل میکرد و از توییقها و ارتباطات درست خبری نبود. انتظارات بالا و غیرمنطقی از طرف مدیران، فضای کار را به سمت فشار بیوقفه برد، تا حدی که احساس میکردم فرهنگ کار به شکل ارباب و برده درآمده است. مزایایی وجود نداشت و فضای سازمانی به طور کلی هیچ حمایتی ارائه نمیکرد. محیط کار به نظر من مزهی کار تیمی را میگرفت و به جای انگیزهدهی، ضررهای بیشتری ایجاد میشد. از سمت مدیریتی، امکان تغییر یا بهبود وضعیت وجود نداشت و با سرعت زیادی حتی پرسنل را به خروج سوق میدادند.
به نظرم ساعات کار ۹ تا پر استرس است و وقتی اضافهکاری هم در بر میگیرد واقعا فضای خالی برای زندگی باقی نمیماند. اگر کارمند تحت فشار باشد و ذهنش مشغول کارهای عقبافتاده باشد و ترافیک هم سر خانه و زندگیاش را بزند، چگونه میتواند از پس کارها بربیاید و حجم کار را با اضافهکاری کم کند؟ شبانهروز فقط ۹ ساعت برای انجام کار کافی نیست، حالا اگر دو ساعت هم اضافه کار شود و باز رفتوبرگشت هم به مجموع اضافه شود، به عبارتی تقریبا ۱۳ ساعت میشود. با ۸ ساعت خواب، سه ساعت باقی میماند تا به کارهای روزانه برسد. پس کی فرصت زندگی و استراحت باقی میماند؟ واقعا این روال کار را دوست دارید و میخواهید چنین سبک زندگی را تجربه کنید؟
دیدن این شرکت را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم؛ با وجود حجم بالای کار، دستمزد هم مناسب نیست و معمولا خیلی چیزها چیزی جز ناامیدی ندارد. کار در اینجا خیلی سنگین است و ساعات کار طولانی است؛ از صبح هفت تا عصر یا نزدیک به آن میمانند و گاهی تا شب هفتم هم ادامه میدهد. حقوق هم تفاوت زیادی با جاهای دیگر ندارد و اکثر کارها در کارخانهها استاندارد نیستند. در مجموع اگر تصمیم به کار در جای کوچکتر و با کاهش فشار دارید، شاید بهتر باشد به دنبال فرصتهایی با حجم کار کمتر باشید تا بتوانید برای خانواده و زندگی شخصیتان وقت بگذارید. به نظر میرسد که اداره و نظارتها هم با واقعیت تفاوت زیادی دارند: حجم کار بالا و فشار زیاد، اخلاق ناخوشایند برخی همکاران و رفتارهایی که حس بردگی میدهد. تعطیلات رسمی هم به نظر نمیرسد که به درستی رعایت شوند و گاهی کارفرماها حتی جمعهها را هم تعطیل نمیکنند. در آگهیها ادعا میشود که حقوق تا دو میلیون بالاست و از وزارت کار بهتر است، اما واقعا اینطور نبوده و احتمالا برای نیروی قدیمی به سختی میشود دوام آورد؛ اغلب افراد به سرعت از کار میروند یا کنار میروند و محیط کار خیلی پوست کلفت میطلبد. نهار ارائهشده هم کیفیت مناسبی ندارد. اگر دنبال کار با فشار کمتر و تعادل بهتر بین کار و زندگی هستید، به نظر من جای بهتری را انتخاب کنید. در کل اینجا حجم کار بالا، ساعات طولانی و رفتارهای نامطلوبی دیده میشود و به نوعی مثل کار کردن در یک محیط غیرمنصفانه به نظر میرسد.
به نظر من شرکت دمنده محیطی با ساختار سنتی و قدیمی دارد و بیشتر روی تولید متمرکز است. برای نقش کارشناس مهندسی تقاضا میکردند و در نهایت اکثر افراد را بهعنوان کارشناس جذب میکردند. در اینجا کارکردن به شدت به کار فیزیکی در سالنها محدود است و حجم کار بالاست؛ هر چه بیشتر در مسیر کار حرکت کنید و بدون دلیل سرگردان باشید، تصور میشود که عملکرد بالاتری دارید و این تصویر از کارایی را تقویت میکند. فرصت کار پشت سیستم به ندرت فراهم میشود و اگر کارهای سیستمی وجود داشته باشد، ساعات محدود است و در غیر این صورت با دوربینها نظارت میشوید و ممکن است با شما برخورد شود. به زبان دیگر، انتظارات کارکرد مطلوب از نظر مدیریت با نگرشهای کهنه و غیرکارآمد همسو شده است. در نتیجه کار در کارخانه را اصلا توصیه نمیکنم. تمرکز صرف روی تولید و فشار بالا بر اپراتورها برای ثبت و اندازهگیری عملکرد وجود دارد و حقوق نیز پایین است. سطح نارضایتی در مجموعه بالا است و نیروهای قدیمی که به کار وابستهاند، به نیروهای جوان و تازهکار در بخشهای مهندسی فرصت پیشرفت نمیدهند. مدیریت کارخانه را فردی با منافع شخصی میبینم که به جای ایجاد فضای گفتوگو بین واحدها، همواره فضای رقابت میان افراد ایجاد میکند و از درگیری بین کارشناسان واحدهای مختلف بهره میبرد. افرادی با سطح مدیریتی پایین و حقوق نسبتا بالا در جایگاه نامناسبی هستند و به تدریج روند مجموعه را به عقب میرانند. فضای کار بهطور کل غیرحرفهای است، با حجم کاری زیاد، ساعات طولانی کار، جلسات بیهدف و بازخواست غیرعادلانه از نیروهای جدید بهخاطر کمکاری افراد قدیمی از جمله معایب دیگر شرکت است. بهطور کلی کار در اینجا را توصیه نمیکنم و امیدوارم ظاهر بزرگ شرکت و شکل ظاهری افراد باعث جذب افراد نشود.
Ramin Amiri and his wife, Farzaneh Javaheri, with the following résumé, are under a lawsuit in China and Iran. If you have any information, please contact us via the following email address: jst.law@gmail.com CV: Bachelor’s degree in Power Electronics, University of Tehran Master’s degree in Power Engineering, Michigan State University Minor job experience at GM and Delphi
به نظرم اینجا فضای کاری خیلی بیثبات و پرتنش است؛ مدیران دائما با فحاشی و بددهنی سعی در پیشبرد کار دارند و نظم مدیریتی آنها قابل اعتماد نیست. جو زیرآبزنی و درگیریهای مداوم بین اعضا، باعث میشود محیط کار خیلی خراب به نظر برسد.
در حال حاضر در ایران تابلو مشغول به کارم و واقعا از محیط کار رضایت دارم. یکی از نکات کلیدی برای من برخورد صمیمانه و عادلانه با همه همکاران و نیروهای انسانی است؛ چه از طرف مدیران و چه همکاران. اینجا هیچ کسی بالاتر از من نیست و به تواناییهایم اعتماد میشود. نظم کار بالا است و پروژهها با برنامهریزی مشخص پیش میرود؛ هر فرد دقیقا میداند وظیفهای که باید انجام بدهد چیست. در طول مدت کار، فضای آموزش و یادگیری فعال است و بهخصوص در بخشهای فنی، مدیران با پشتیبانیهای مفید به رشد نیروها کمک میکنند تا تجربهشان افزایش یابد. شرایط کاری نسبت به صنعت برق واقعا مناسب است: ساعات کاری منظم، پرداختها بهموقع، محیط کار تمیز و با احترام است. به طور کلی حس میکنم در شرکت قدیمی و معتبرای کار میکنم که برای کارکنان ارزش قائله و تنها به دنبال صرفا تحویل پروژه نیست.
در نگاه من، جای بهبود کلان در مدیریت شرکت حس میشود؛ هرچند امکانات قبلی مانند وعدههای غذایی و میانوعدهها وجود دارد، اما پرداخت حقوق با تأخیرهای نسبتا طولانی همراه است و اضافهکاری هم بهطور قابل توجهی وجود ندارد.
من از شیوههای مدیریتی این شرکت رضایت ندارم و ترجیح میدهم تجربهام را چنین بازگو کنم. آنها محصولات خودشان را با نظارت پزشکان ارائه میدهند و به تولیدکننده بودنشان و همچنین فروشگاه آنلاینشان برای هدایت بیماران به خرید از محصولات خود افتخار میکنند. مدیریت شرکت ضعیف و بیتوجه است؛ هر بخشی را هزینهبر میبینند مگر هزینههای کارکنان را. هر قدر مسئولیت بیشتری بپذیری و فعالتر باشی، بیشتر کار میکشند، بدون حقوق کافی و بیتوجهی به قدردانی، و انتظار میبرند که کار بیشتری انجام بدهی. دو مدیرعامل وجود دارند که گاه نظرات و ایدههایشان با یکدیگر تفاوت زیادی دارد و تصمیمگیریها ناگهانی و گاهی عجیب میشود. نبود برنامه منسجم و هدفدار و نبود ارزش برای کارکنان از نقاط ضعف مدیریتی است. طبق تجربه چند سالهام، رفتار با کارکنان بهگونهای است که خود آنها ترغیب به ترک شرکت میشوند. این رفتار و تصمیمات مدیریتی و همچنین رفتار منشی شرکت موجب خروج چهار همکار از مجموعه شد و برای مدیریت این مسئله اهمیت چندانی قائل نبودند. حق سنوات به کارکنان داده نمیشود و برای وصول آن باید با شکایت اقدام کرد، اگرچه ممکن است پرداختی با مدارک تقلبی ارائه شود. تنها نکته مثبت رفتارهای منظم در پرداخت حقوق و ارائه نوشیدنی و خوراکی است. در کل اگر دوست دارید انگیزه و انرژی برای پیشرفت در کار و زندگی را از دست بدهید، این شرکت را پیشنهاد میکنم.
برای من تجربهی کاری در این مجموعه، به عنوان یه برنامهنویس، تجربهای نسبتا تیره نیست اما نقاط ضعف و کاستیهایی هم داره که باید بهش اشاره کنم. من حدود هشت تا نه ساله که با این شرکت همکاری میکنم و دیدم برخی نظرات منتشرشده واقعبینانه نیستند و خیلیها بدون دیدن جزئیات، بدبینانه حرف میزنند. هر شرکتی مشکلات خودش رو داره و نمیشه زور داشت که با معیارهای هرکس همسو بود. با این حال، در مقابل خیلی از شرکتهای همرده، اینجا عملکرد بهتری ارائه میشه و با استانداردهای روز بازار سازگاری داره و با اعضای تیم خوب همکاری میکنم.
خیلی تجربه بدی بود . خیلی راحت و ساده بهت توهین و بی ادبی و بی احترامی میکنند و تو جلسه جلوی همه افراد بد دهنی میکنند و اصلا اجازه توضیح هم بهت نمیدن اگر خیلی بخوای برای دفاع از خودت پا فشاری کنی هرچی روی میز مدیرعامل هست ممکنه تو سر و صورتت پرتاب بشه واقعا میدون جنگه خیلی ترسناک تر از چیزی که فکر کنید و فحش هم راحت اونجا داده میشه به آدم اصلا محیط با تبلیغاتی که میکنند زمین تا آسمون متفاوته
تجربهام از کار در یک شرکت بینظم و بیپایه آغاز شد، جایی که مسئولان و مدیران جایگاه مشخصی نداشتند و پاسخگویی به کارکنان سفرهای بینظم و بیپاسخ بود. پرداخت حقوق با تاخیر چند ماهه انجام میشد و برای جلوگیری از شکایت، سفته میگرفتند. حداقل حقوق تنها روالی بود که پرداخت میشد و امتیاز تحصیلی برای کارگران قائل نبودند؛ بیمه هم بهطور داوطلبانه و اختیار شرکت بود. هیچکدام از بخشهای مالی، اداری یا شعبه پاسخگوی نیروی کار نبودند و حضور تلفنی هم مکررا بیپاسخ میماند. قراردادها به نفع مدیران نوشته میشد و با مهر تأیید میشدند. بهطور کل، این شرکت از منظر کارایی و سازماندهی ناکارآمدترین نمونهها بود. برخی از افرادی که از شرکت تعریفهای اغراقآمیز میکردند نیز بهنوعی در کنار مدیران بالا جای میگرفتند و حقوق کارگران را بهنفع خود میبلعیدند.
شرکت پرگاس طب را ترک کردم به خاطر بیثباتی قانونی و بیتفاوتی به حقوق کارگری. زمانی که قرارداد کار کتبی هیچگاه به امضا نمیرسید، احساس میکردم راهی برای پیگیری حقوقم وجود ندارد و این رفتار نقض اصول ابتدایی کار بود. عدم ثبات مالی و مدیریتی هم مزید بر علت شد؛ پرداخت حقوق به تأخیر افتاد و نشانههای ورشکستگی در شرکت نمایان بود که امنیت شغلی را به شدت کاهش میداد. فضای کار ناسالم و بینظم، با کمبود شفافیت و رفتارهای دوگانه، از مسیر حرفهای من جدا شد و با ارزشهای رشدی من همخوانی نداشت. به طور شخصی، محیطی را دیدم که وجود افراد ناکارآمد و سوء استفاده از منابع کارکنان را نشان میداد و این شرایط انگیزهام را برای حضور در اینجا کاهش داد.
من پارسال به مدت 15 روز به عنوان سرپرست مشغول به کار شدم و اینارو متوجه و سریعا زدم بیرون: 1- مهمتر از همه که به من حس عدم حفظ حریم را داد، تمام نقاط شرکت، از دستشویی گرفته تا تک تک اتاقها دوربین با قابلیت ضبط صدا رو داره_مدیرعامل تو اتاقش نشسته میبینه کی داره چکار می کنه زنگ میزنه هرچی حرفه بش میزنه 2-روز اول مصاحبه اصلا راجب شاخص های کلیدی که از حقوقت کم می کنه نگفتن و جوری ازت کار می خوان که نمیرسی شاخص ها را ثبت کنی و بالطبع از حقوقت کسر می کنن 3- یه بلندگو نصب کردن که اسم نفراتو صدا می زنن، هنوز تروما اون بلندگو را دارم 4- یک اتاق مانتیورینگ دارن که خانمی اونجاس فقط میبینه، مینویسه و به مدیریت اطلاع میده. هر از بر نمیفهمه بعد میگه اینجاها ایراد داره 5- قائم مقام مدیرعامل که یه آدم دمدمی مزاج بود_هرچی بگم کم گفتم_اصلا به تخصص و دانشت کار نداره_دکترا داشت خیر سرش 6- مدیر تولید (البته دو ماه بعد من ایشونم استعفا داد) ایشونم که مطابق شرایط کاری اخلاقش میچرخید 8-مدیرعامل و صاحب مجموعه که دیگه نگم براتون_هرچی خصلت بد و بی ادبانس در آن خلاصه شده 9- و مهمتر از همه موقع تسویه حساب حتی نگفتن بیا بالا، همون نگهبانی خانم کاوسی برگهامو اورد گفت اینا بهت تعلق میگیره، منم تا این رفتارو دیدم سریع امضا زدم و زدم بیرون_بعدش به مدیر اداری زنگ زدم گفتم یک مشت عقده ای جمع شدین خلاصه اگر برای تجربه کاری می خواین برین خوبه بعد 1 یا 2 سال دنبال کار بهتر بری ولی برای اینکه روش حساب کنی اصلا...... اینا گوشه ای از چیزهایی بود که دیدم،بیشتر بودن ولی حوصله نمیکشه به خوندنشون
من وقتی وارد این مجموعه میشم که بفهمم چطور جنبههای مختلفش با هم جور درمیآیند، اما واقعا هر روز فهمیدنش سختتر میشود. پرداختیها فراموش میشود و مدیریت به شدت غیرمنعطف است؛ مدیران بالادستی تنها به دنبال ایناند که زیرمجموعههای کمسن و کمتجربهتر را به جایگاههای بالاتر بنشانند و از خودشان تعریف کنند. اعتراض کردن به تأخیر و وضعیت حقوقی تنها به برخورد سرد منتهی میشود و در نهایت سعی میکنند با ارائه واژههای اغلب تکراری، از مسئولیت فرار کنند. یکی از نکات مثبتی که خیلیها به آن اشاره میکنند، محیط کاری دوستانه و صمیمی است که با وجود این، سایر مزایا چندان جدی نیستند و به شکل قابل توجهی دنبال نمیشود. حقوق نیز جزو نکات کمتر بهبود یافته است و اخیرا حتی پرداخت برخی از مسائل مالی به تعویق افتاده است. موضوعی به نام مساعده وجود دارد که با تعاریف معمول تفاوت دارد و به صورت غیرشفاف اجرا میشود. در حال حاضر برای حقوق مردادماه پرداختی وجود ندارد و برجها هم بهروز نشدهاند؛ حقوق مهرماه هنوز پرداخت نشده است. بحثهای فنی و مدیریتی هم به دلیل تعطیلیهای گسترده چندان پیگیری نمیشود. در حال حاضر بیش از شصت روز است که مبالغی به برخی از کارکنان پرداخت نشده و با وجود اعتراضهای متعدد، پاسخ مشخصی داده نمیشود و اخیرا برخی از همکاران اخراج شدهاند. با این اوصاف، اگر به دنبال محیطی بسیار آرام با پرداختی سریع و شفاف نیستید، اینجا ممکن است گزینه مناسبی نباشد.
من به عنوان کارشناس فروش در گروه تک سامان هور تجربهای ناخوشایند داشتم. به هیچ وجه این شرکت، دفتر یا کارگاه تولید آجر بلوک را پیشنهاد نمیکنم و با گذشت نزدیک به یک سال، بدون توضیح و بیدلیل باید شرکت را ترک کردم. در حال حاضر کارکنان بخش منابع انسانی و کارمند تحصیلدار و نظافت کار شرکت نیز به عنوان کارشناس فروش در این مجموعه فعالیت میکنند؛ به نظر میرسد دامنه گزینههای شغلی برای کارجویان بسیار محدود است و ارزشی برای جذب هیچکس قائل نیستند. آنها حتی از واژه ویزیتور سیار استفاده میکنند تا عنوان کارشناس فروش به کار بگیرند که دارای بار روانی خاصی است، اما واقعا مسئولیتهای قدرتمندی به آنها نسبت داده میشود.
تعریف من از این تجربه اینه که وضع شغلیم با شرکت پرگاس طب خیلی بحرانی بود؛ حقوقم را پنج ماه عقب میانداختن و حتی هزینه رفت و آمد هم نمیدادن. ساعات کاری خارج از حد قانونی بود و با کارگر قانون کار همخوانی ندارد. مزایا هم هیچکدام نبود و تنها نکتهای که به چشم میخورد، کمبود توجه به کارکنان بود. با این وضعیت، نمیتونم ازش چیزی به عنوان محیط مناسب کاری تصور کنم و به نظر من بهتره که به تجربهام از اینجا فکر نکنم و زمانم را در این شرکت سپری نکنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.