در ابتدا دوبارهنویسی را با گفتوگویی روشن از تجربم آغاز کردم و سپس به جزییات مصاحبه پرداختم. برابر انتظار، فرم اولیه را ارسال کردم و وارد فرآیند استخدام شدم. جلسه نخست با تیم منابع انسانی بود؛ درباره خود مجموعه صحبت شد و سوالات معمول مربوط به حوزهٔ منابع انسانی مطرح شد. در ادامه مصاحبهٔ فنی برگزار شد که شدتِ تخصصی بودنش برای من کمی غیرمنتظره بود؛ به جای پرسشهای تخصصی iOS، بیشتر دربارهٔ سابقهٔ کاری، پروژههای گذشته و دیدگاههای کلی دربارهٔ کار پرسش شد. سپس توضیحات بیشتری دربارهٔ پروژهها، چالشها و وضعیت شرکت ارائه شد و من هم تمامی سوالهایم را مطرح کردم. نتیجهٔ کار نسبتاً خوب بود و گفتند طی چند روز پاسخ میگیرم؛ منابع انسانی با من تماس میگیرند تا در خصوص حقوق و شرایط کاری صحبت کنند. از آنجا که شرکت در حوزهٔ بانکی فعال است، داشتن تجربهای مرتبط در این حوزه برایشان مزیت محسوب میشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنتر بود که برخوردی بسیار خوشبرخورد و حمایتگر داشت؛ هیچوقت حس نکردم قصد تخریب یا تحقیر کسی وجود دارد. گفتوگوها بیشتر جنبه فنی پیدا کرد، اما کارِ مربوط به حوزه تخصص من مطابقت چندانی با چیزی که دنبال میکردند نداشت و شیفتها هم با برنامهام همخوانی نداشت. در کل فضا تا حد زیادی آرام بود و لزومی به استرس حس نمیکردم؛ اگر رفتید، راحت باشید.
من متوجه نمیشم چرا هر سه ماه 4 ماه نیروهاشون رو اخراج میکنن یا شایدم نیرو از بس اونجا فضای بدی داره که خارج میشه از مجموعه این واسم علامت سوال بزرگی بود که اومدم ویکی تجربه گفتم شاید دوستانی که اونجا قبلاً شاغل بودن ثبت نظر کردن که متاسفانه کم لطفی کردن و چیزی ننوشتند
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
برای کار به عنوان برنامهنویس به بخش نرمافزار رفتم و با رفتاری ناخوشایند از سمت مدیر بخش روبهرو شدم که واقعاً گرایش به غرور و بیاحترامی داشت. تیم برخوردی کاملاً غیرحرفهای و از بالا به پایین داشت و بهشدت دلزدهام کرد تا جایی که تصمیم گرفتم ادامه ندم و از شرکت صرفنظر کنم. هنوز هم برام سواله که چرا چنین مدیری در اونجا حضور داره.
در اولین فرصتی کارا رفتم و احساس کردم توی مصاحبه جلو میبرم، اما یک اتفاق غیرمنتظره کار دستم داد. شب قبل از برنامه، از تیم منابع انسانی ایمیلی رسید با زمان مصاحبهٔ الگوریتمی برای فردا، که ایمیل هم به پوشهٔ اسپم رفت و من فرصت آمادهسازی پیدا نکردم. با این حال فرایند مصاحبه را دوست داشتم. انتظار داشتم بیشتر دربارهٔ تجربههایم و نقش نودجیاس صحبت کنند، اما سوالات غالباً به سبک رقابتیِ ACM و المپیاد بود. با همکاری مصاحبهکننده روند پیش رفت و ناگهان دیدم کنار تخته مشغول ثبت لاگ و محاسبهٔ پیچیدگیها هستم. اگر مرور نکرده باشی با مفاهیم پایه مانند باینری جستوجو، مرجسورت و هشمپ، ممکن است یادآوریها کمی سخت شود؛ اما من با تلاش توانستم پنج سال عقب بیفتم و دوباره یاد بگیرم. توصیهام این است که پیش از حضور در مرحلهٔ بعدی، روی مباحث الگوریتمی مسلط شوید و چند سوال تمرین کنید. نکتهٔ دیگر اینکه برخیها گفتهاند آب نوشیده نشده؛ من چای نوشیدم و خیلی هم خوب بود. مصاحبهکننده گفت حتی اگر نسبت به منفی بودن نظر داشتند خبر میدهند، اما تا الان خبری نشده. وقتی پرسیدم نتیجهٔ کارم چیست، گفت نه خیلی عالی بود نه بد؛ احساس میکنم اوکی بودم، اما احتمالاً سطح انتظار بالا باشد یا همردههای خیلی قوی وجود دارند.
صبحی که برای موقعیت مدیر محصول رفتم مصاحبه، حرفها و سوالات رفتاری زیادی پرسیدن و من هم پاسخها رو با دقت گفتم. وقتی پرسیدم تیم مدیریت محصول چطور سازمان یافته است، متوجه شدم فرد مصاحبهکننده از جنبههای فنی چندان آشنا نیست. به من گفتند ساعات کار از هشت شروع میشود، هزینه رفتوآمد ندارند و پارکینگ هم وجود ندارد. به وضوح فضای شرکت با انتظارات من برای یک نقش مدیریتی تفاوت داشت. در نهایت گفتند نتیجه، چه خوب و چه بد، به من اطلاع میدهند، اما پس از شش ماه حتی یک پیام هم دریافت نکردم.
با من تماس گرفتن و قرار مصاحبه ساعت ۱۰ صبح گذاشتن تو همون روز مجدد بهم زنگ زدن قرار بزارن که گفتم شما به من وقت مصاحبه داده بودید،وقتی رفتم شخص مصاحبه کننده داشتند مصاحبه میکردن و ساعت ۱۱:۱۰ نوبت من شد بابت معطلی هیچ عذرخواهی نکردن حتی یک لیوان آب هم نیاوردن به وضوح منابع انسانی شرکت بی نظم بود و درست زمانبندی نکرده بود. فرم پرسشنامه مصاحبه رو که دادن گفتند تمام اطلاعات هویتی کدملی و شماره شناسنامه و کدپستی محل سکونت و باید وارد کنید ! وقتی اعتراض کردم گفتند اگه ننویسید مصاحبه کنسله !!! شخص مصاحبه کننده عصبی بود وقتی ازش سوال پرسیدم گفت جامون برعکس شده شما سوال میکنی ؟! و در اخر گفتند حجم کارمون خیلی زیاده و روزی ۲-۳ ساعت باید اضافه بمونید. سمی بودن شرکت از بدو تماس مشخصه و من چند ماهه آگهی این شرکت و این پوزیشن و پوزیشن های دیگه رو میبینم. متاسفانه به خاطر شرایط بد جامعه کارفرماها خیلی پرو شدن ،نگاه از بالا به پایین ،توقع که از هر نفر به اندازه ۲-۳ نفر کار بکشن، عدم احترام به وقت آدم هاو ... امیدوارم همه ما با ثبت این تجربه ها بتونیم شرایط و درست کنیم.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
برای مصاحبه با شرکت لامپ نور تصمیم گرفتم رزومهام را از طریق سایت ارسال کنم. بعد از دو روز یک تکتسک ایمیلی دریافت کردم که شامل یک PDF بود؛ در آن پروژه و معیارهای ارزیابی مثل تمیزی و خوانایی کد، الگوهای طراحی، معماری، استفاده درست از گیت، رابط و تجربه کاربری مشخص شده بود و برای تکمیل آنها حداکثر هفت روز وقت داده بودند. من ظرف پنج روز کار را تحویل دادم و پس از آن با من تماس گرفتند و برای مصاحبه تنظیم شد. در جلسه اول دو نفر مصاحبهکننده حضور داشتند؛ یکی سطح حرفهای بالا داشت و دیگری تجربهی کمتری داشت، اما هر دو برخورد عالی داشتند. سوالات متنوعی پرسیدند: الگوریتم و ساختار داده، سوالهای رایج اندروید مانند تفاوت RecyclerView و ListView که به جزئیات میرفتند، مباحث مربوط به پرفورمنس و Memory Leak، و چند تا سوال طراحی UI که با ماژیک فرمهایی کشیدند و از من خواستند توضیح بدهم چطور طراحی میکنم. سوالهای الگوریتمی هم بود ولی بیشتر تمرکز روی نحوهٔ تفکر من بود؛ از جمله اینکه چطور HashMap کار میکند و پیادهسازیاش را توضیح بدهم. تقریباً یک هفته بعد برای مصاحبه دوم دعوت شدم که در آن باید کد بزنم. چهار تسکی که داشتم شامل یافتن و رفع Memory Leak، پیادهسازی کش به سبک Offline-First، طراحی رابط کاربری و رفع یک باگ بود. بهطور کلی معمولی بودند از نظر فنی، اما برخی سوالها عمیقتر و مفهومی بود و هدف اصلی تحلیل مسئله بود. قرار بود یک هفته بعد نتیجه را اعلام کنند، اما از آنجایی که با شرکت دیگری هم توافق اولیه داشتم، از آنها درخواست کردم زودتر نتیجه بدهند. فردای همان مصاحبه دوم تماس گرفتند و جلسهای برای ارائه آفر تنظیم شد.
برای مصاحبهی شغلی فیزیک با شرکت بهاران صنعت ایرانیان ورا، با وجود اینکه فضای استخدامی رسمی بود، من از تجربهام چیزهای آموزندهای گرفتم. برخورد کارشناس منابع انسانی خوشبرخورد و سوالات گسترده بودند: در ابتدای کار بیشتر به روحیه، کار تیمی، برنامهریزی کارها و ارزشهای سازمانی پرداختند. حدوداً یک ماه بعد مرحلهی تخصصیتر آغاز شد که کاملاً فنی بود و به فرایندهای تولید، تستهای محصول و کار کارشناسی مرتبط میشد. افراد مصاحبهکننده حرفهای و محترم بودند و جلسات به صورت جداگانه در مکانهای متفاوتی برگزار شد؛ محیط هر منطقه رسمی و پرسنل نماینده، جدی و همهجا دستبهکار دیده میشدند. از تجربهام takeaway این بود که با اعتمادبهنفس وارد شویم و اگر دوباره سوالی مطرح شد، همان پاسخ قبلی را داده و توضیحات بیشتری ارائه کنیم، همچنین برای شانش عنوان شغلی که درخواست دادیم کاملاً آماده باشیم تا به همهی پرسشها پاسخ بدهیم. نکتهی دیگری که برایشان مهم بود، رفتار و شخصیت است؛ از پوشش و راه رفتار تا شیوه صحبتکردن را هم ارزیابی میکنند.
با منطق گفتمانی این شرکت از من آزمون هوش گرفتند که طول کشید تقریباً بیست تا سی دقیقه و شامل سوالات منطقی و ریاضی میشد. بعد از آن واردم مصاحبه حضوری شدیم؛ زمانبندی مصاحبهها درست بود و مدت زیادی منتظر نماندم. در جلسه اول درباره سابقه و تحصیلاتم پرسیدن و روشن بود که آشنایی با مدل داده برایشان اهمیت دارد. همان جلسه اول گفتند جلسه دوم هم برگزار میشود و حدود یک هفته بعد دومین جلسه برگزار شد که در آن بیشتر درباره مدل داده سوال کردند و از من خواستند سیستم مطلوبشان را نقشهکشی کنم. در هر دو ملاقات افراد برخوردی خوش داشتند و رفتار ناخوشایندی ندیدم. چند روز بعد هم اطلاع دادند که پذیرش شدهام. شرکت آموزشهای متنوعی ارائه میدهد، از جمله مدل داده، SQL، تعریف کاربر و سایر مباحث مرتبط که اگر بخواهی بهطور آزاد یاد بگیریشان رفتوآمد و هزینههایش بالاست. تا حالا که ادامه میدهم اینجا اوضاع خوب است و حس میکنم فرصت رشد وجود دارد. چیزهای مهم برایشان شامل روابط عمومی مثبت، انرژی بالا و دقت به رفتارهای ریز During مصاحبه و دورههای آموزشی است.
با وجود اینکه این مجموعه پر است از افرادی با سطح کار حرفهای پایین، واقعاً این فقط اتفاقی نیست که من بتوانم چشمپوشی کنم. اگر مدیران واقعاً قصد بهبود داشتند، حداقل به نظرات منفی رسیدگی میکردند، اما هیچ کاری صورت نمیگیرد. صریحاً نمیتوانم به کسی پیشنهاد کنم برای مصاحبه بیاید؛ مشکلات عمیق است و هر روز اوضاع بدتر میشود.
تجربهام از مصاحبه فروشندگیِ فروشگاه نشان داد که در جلسهٔ استخدام، حسِ امنیتیِ کارفرما خیلی مهم است. به این نتیجه رسیدم که نباید فکر کند جایگاهش را به من میدهم یا از او بالا میزنم؛ بهتر است مودب و کمگفتگو باشم و ارتباطم را با وقار نگه دارم، حتی اگر شغلِ روابط عمومی بالایی میطلبد. سوالات معمولاً ساده بودند: سوابق کاری، علل ترک شغلهای قبلی و آشنایی با وظایفِ این کار. نکتهای که برایم عجیب بود این بود که مصاحبه سهنفره بود و دو نفر کنارِ اتاق بهخوبی صحبت نمیکردند، اما من پاسخهایم را کامل دادم؛ بعد از پیگیریِ دوستی که آنجا استخدام شد فهمیدم هر دو نفر قبول شدند اما من قبول نشدم. نتیجه این تجربه این است که با آرامش و تواضع و لباسِ رسمیتری، مانند کارمندِ بانک، بهتر میشود ظاهر شد. مهمتر از همه اینکه اگر استخدام بشی، اغلب نگاه میشود که از مدیرانِ بالادستی تعریف و تمجید کنی، چه کار درست انجام بدهی یا نه؛ مثالی برای این وضعیت رفتارِ یکی از دوستانم است که اکنون حقوق خوبی دارد و حتی پرینت هم بلد نیست بگیرد.
به دِگاه من، مصاحبه برای نقشم به عنوان برنامهنویس ارشد داتنت از مسیر پر از انتظار و سردرگمی گذشت. سه دفترچه با جوهرهای آبی و قرمز در اختیارم گذاشتن و گفتن حدود چهلوپنج سوال را باید با کدها روی کاغذ حل کنم. بخش منابع انسانی هم فرمی سنگین جلوی من گذاشت که نزدیک به دویست و چهل سوال داشت و باید پر میشد. پس از گذراندن آزمون فنی و مصاحبه با واحد منابع انسانی، اعلام کردند پروندهام در مرحله مجوز مدیرعامل است و از صبر و حوصلهام تشکر کردند. هشت ماه است که خبری نشده و من همچنان در سردرگمیام؛ احساس خستگی میکنم و از وضعیت پاسخدهی شرکت کلافهام و میخواهم بدانم چه میشود.
این شرکت اگهی کارشناس بازرگانی داد من رزومه ام مرتبط نبود اما بعد دو هفته زنگ زدن، رفتم برای مصاحبه اول که فضای شرکت و آدماش شبیه ده سال پیش بود شرکت خیلی کثیف و کوچیک و بد بو!!!!!این هیچی، وقتی کلی صحبت کردم میگن با دنبال به دستیار برای مسئول دفتر هستیم، اگر قبول شدین میگیم ایشون بهتون زنگ بزنه!!! گفتم اگهی موضوعش این نبود گفتم ما سه تا پوزیشن نیاز داشتیم اونایی که مرتبط نبود رو برای دستیاری دعوت کردیم! متاسفانه لال هستن که تو تماس اول بگن، گفتم خب حقوق رو زدین از ۳۵، الان حقوق این موقعیت شغلی چقده؟ یه جوری جا خورد که فکر کنم توقع کار مجلنی داشت و کلا به حقوق فکر نکرده بود گفت بین ۲۵ تا ۳۰...گفتم کاش اطلاعات دقیق میدادید که من این همه راه نو گرما نیام، واقعا شعور ندارن شاید یه نفر تو اوقات بیماری مجبور باشه پونصد تومن وول اسنپ بده تا بیاد با این آدمای بیشعور مصاحبه کنه و بفهمه کلا موضوع مصاحبه مغایر با آگهیه.
مصاحبه ای با هد جذب استخدام آقای س.ر داشتم مطمعنم مصاحبه خوب و قابل قبولی داشتم و هیچ نکته منفی وجود نداشت و هیچ بازخورد یا نکته منفی ارائه ندادن اما متوجه شدم شخصی فردای روز مصاحبه با من رو بلافاصله استخدام کردن گویا متاسفانه همه این ها نمایش بود و شاید هم برای بنچ مارک و نفری که استخدام کردن از قبل انتخاب و نهایی شده بود چراکه طی کردن مراحل استخدام و… به این سرعت امکان پذیر نبود متوجه شدم این خانم از دوستان و آشنایان خودشون بود که اتفاقا شاغل در شرکت کروز بود و شرایط شغلی خوبی داشت و منصفانه نبود بقیه حقشون اینطور ضایع بشه فکر میکردم استخدام در این شرکت بر حسب شایستگی و ضوابط باشه نه روابط و تیم سازی.مشکل من اصلا اعتراض به انتخاب اون خانم نیست ولی حق من که متاهل با یک فرزند هستم نباید اینطور ضایع میشد اگر از اول قرار به استخدام دوستان خودشون بوده پس چرا بقیه رو امیدوار می کنن و فهمیدم این شرکت هم با بقیه جاها فرقی نداره و آشنا سالاری حاکم هست و اینکه ایشون دوستان خودشون رو انتخاب کردن قابل تامل. هنوز حتی عدم تایید بقیه متقاضیان رو هم شفاف اعلام نکردن ولی نفر خودشون ااستخدام شد عدالتی وجود نداره همه جا اشنا بر اساس آشنا بازی کارا پیش میره دوستان عزیز شما علامه هم باشین بی فایده هست حق الناس کردن خوب نیست حسف این شرکت معتبر
شرکت پویندگان پزشکی پردیس برای من تجربهای دوگانه داشت. اوایل سال گذشته برای کارشناس SME وارد روند مصاحبه شدم و برخورد اعضای منابع انسانی خیلی محترمانه و گرم بود؛ شفافیت کامل وجود داشت و آرامش بهطور کامل به من منتقل شد. در ادامه برای مرحله فنی با دو نفر مصاحبه کردم و به دلیل حقوق پایین در آن نقش، تصمیمی نگرفتم. امسال دوباره برای همان پست ارتباط گرفتند و دوباره رفتم تا گفتوگوهای فنی را پشت سر بگذارم. در اینبار با بانویی مسن از منابع انسانی روبهرو شدم که بهشدت بیادب و بیمنش بود و کلمهها با سختی رد و بدل میشد. همچنان فهمیدم که فضای کار بهنظر شلخته است و رفتارها نظم مشخصی ندارد؛ گویی هر لحظه ممکن است از حضور من منصرف شوند. در نهایت تجربهام از این شرکت خیلی تناقضی بود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
اولش بخش فنی بود؛ یکی از برنامهنویسهای ارشدِ این مجموعه باهام مصاحبه کرد. جدی بود ولی خیلی محترمانه برخورد میکرد. از مهارتهام پرسید، اینکه هر کدومو چقدر کار کردم، چطوری یاد گرفتم و چه تجربهٔ حرفهای دارم. بعد سراغ مفاهیم پایهٔ مهندسی اینترنت رفتن و اگه چیزی رو بلد نبودم، با حوصله درستشو برام توضیح میدادن. کمکم سوالا تخصصیتر و سختتر شد؛ توی منطق برنامهنویسی سؤال کردن اما توی سینتکس کمتر گیر دادن (هرچند تأکید داشتن که برای این موقعیت باید روی JS مسلط باشی). بعد از اون، رفتم سراغ مصاحبه با واحد منابع انسانی که واقعاً رفتار گرمی داشتن و راحت بودیم. شروع کردیم به گپ در مورد مدرسه و دانشگاه و اینکه چرا کاری که دنبالشم ربطی به رشتهم نداره. یهو فهمیدیم یکی از دوستامون هم آشناشون کرده و فضا کمی صمیمیتر شد. بعد راجع به چشمانداز کاریم پرسیدن، ۵ تا ۱۰ سال بعد خودمو کجا میبینم. بعد یک مسئلهٔ ریاضی-منطقی دادن و من روی وایتبرد حلش کردم، ایشون هم وسط حل راهنمایی میکردن. در پایان با مهربونی خداحافظی کردن و گفتن نتیجه رو از طریق همون دوستی که معرفی کرده بود خبر میدن. یه چند تا نکته هم از تجربم: توی حوزهای که اپلای میکنید حسابی قوی باشید و خصوصاً پایهها رو خوب بلد باشید. تو مصاحبه سعی کنید آرومتون رو حفظ کنین چون ممکنه ازتون بخوان چیزی رو روی تخته حل کنین و استرس باعث میشه یادتون بره یا زمان کم بیارید؛ راحت بلند فکر کنین، معمولاً مصاحبهکننده همراهی میکنه و از طرز فکر شما هم مطلع میشه. من در نهایت قبول نشدم، دلیلش کمبودن مهارتهام بود و البته من اون موقع مریضی خیلی سختی هم داشتم و بهشون گفته بودم؛ شاید اون هم بیتأثیر نبوده. با این حال گفتن بعد از بهبود و تقویت مهارتها اگر خواستم دوباره اپلای کنم، اپلیکیشنم رو بررسی میکنن. یه چیز دیگه که براشون خیلی مهم بود وقتشناسی بود. من زودتر رسیده بودم و جلوی در با نگهبان هماهنگ کرده بودم که داخل راهرو منتظر بمونم. مصاحبهکننده چند دقیقه تأخیر داشت و اول فکر کرد تأخیر از طرف من بوده؛ توضیح دادم که من زودتر اومدم و منتظر بودم. بعد از تماس با حراست، از رفتار نگهبان خیلی انتقاد شد! در نهایت با یک عذرخواهی جدی منو به اتاق دعوت کردن.
شرکت گروه اچ جی ایچ برای مصاحبه من تجربهای بسیار مثبت بود. در نخستین جلسه با تیم منابع انسانی صحبت کردم و بخش فنی برای مرحله بعد هماهنگ شد. مصاحبهکننده با دقت و شفافیت سوالها را مطرح میکرد و واقعاً به پاسخهایم توجه داشت. به نظرم این سازمان ویژگیهایی دارد که آیندهای روشن برایش میبینم و اگر در بخش فنی هم پذیرفته شوم، خوشحال میشوم که با آنها همکاری کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.