وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۵۵۲ تجربه منتشرشده · صفحه ۶ از ۲۸
دمنده
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدیر مهندسی صنایع·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدیر مهندسی صنایع

در مصاحبه اول تلفنی درباره کلیات حقوق صحبت شد و سوالات عمومی مطرح گردید. مصاحبه دوم با مدیر کارخانه بود و هدف اصلی در همان مرحله روشن شد. ابتدا فرم شخصیت را پر کردیم و نتیجه آن با پرینت به دفتر مدیر کارخانه رفت. سوالاتی نیمه‌تخصصی درباره رمانسنجی و بالانس پرسیده شد، همچنین از کار گذشته‌ام سوال شد تا موضع من را بسنجند. بعد من هم سوال کردم و فهمیدم برای مدیریت به دنبال رهبرانی نیستند بلکه به افراد با سمت سرپرستی نیاز دارند. ساختار شرکت به نظر من سنتی می‌آمد و قصد داشتند با حضور دو نفر تحولی ایجاد کنند. در حوزه زمان‌بندی، ظرفیت‌سنجی و بالانس صحبت شد. من یک عدد حدودی پرت گفتم (نه میلیون)، و پس از آن دیگر خبری از تماس نگرفتند؛ فاصله رفت‌وآمد هم روی عدد تاثیر داشت (از سه‌راه افسریه تا شهرک عباس‌آباد پاکدشت تقریبا پنجاه دقیقه طول می‌کشید). اگر تحمل مسیر را داری، به این شهرک برو، چون بعدا فهمیدم یکی از هم‌سالانم آنجا بوده و ناراضی بود. ویژگی‌ای که برایشان بیش از همه اهمیت داشت، منظم بودن کارها بود.

تعاونی تولیدی نویدکاران
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه منابع انسانی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه منابع انسانی

به مصاحبه‌ای که در واحد منابع انسانی داشتم خیلی قبل از موعد مقرر رسیدم، اما بیش از یک ساعت و بیست دقیقه در انتظار ماندم و در نهایت کسی برای مصاحبه به سراغم نیامد. با چهار طبقه کارگاه، رفت و آمدها و سردرگمی‌های زیادی دیدم و در نهایت پس از عبور از همه این حالات خروجی گرفتم. واقعا فضای بی‌نظمی و بی‌ارزشی وقت افراد در اینجا مشهود بود.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس

شرکت برید سامانه نوين تجربه من از مصاحبه‌های کاری به دو بخش تقسیم می‌شد. در اولین مرحله به سوالات مربوط به منابع انسانی و تیپ شخصیتی پرداخته شد و مرحله دوم، مصاحبه فنی بود که پرسش‌های زیادی مطرح می‌شد و هر چه پاسخ می‌دادم بیشتر سوال می‌کردند، گاهی پاسخ‌ها با سوالات توهین‌آمیز همراه می‌شد. مثلا از تفاوت UML و XML پرسیدند که واقعا سوالی غیرمنتظره بود و به نظر نمی‌رسید مرتبط با کار باشد. در بخش فنی، سوالات متنوعی در حوزه‌های مختلف از جمله وب‌سرویس‌ها، Design Patternها و مفاهیم OOP مطرح می‌شد. از نظر حقوقی هم باید بگویم حقوق آن شرکت نسبت به مسیر شغلی‌ام مناسب نبود و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت برای آینده به‌طور قابل توجهی دشوار بود. فضای کاری و محیط شرکت از نظر من جای مناسبی نبود و به نظر نمی‌رسید فضایی پویا و حمایتی باشد. ویژگی‌هایی که برای‌شان اهمیت داشت، سخت‌کوشی، برون‌گرایی، کم‌حاشیه بودن و داشتن انتظارات پایین بود.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس وب·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس وب

دوست داشتم فرصت مصاحبه‌ای را برای بررسی توانایی‌هایم بگذرانم، اما اتفاقات آن روز باعث شد نگاه من به شرکت کمی سرد شود. در آغاز با مدیر منابع انسانی صحبت کردم و فرم نسبتا طولانی حاوی نکات فردی و خصوصیات شخصی را پر کردم. گفتند حقوق را با دو ماه تاخیر پرداخت می‌کنند و من، علی‌رغم آگاه بودن از وضعیت، تصمیم گرفتم برای دیدن فرایند مصاحبه فنی هم جلسه را ادامه بدهم. سپس با دو نفر از مدیران فنی شرکت روبه‌رو شدم که زمان مصاحبه‌ بیش از دو ساعت طول کشید. رویکرد تیم مصاحبه به نظر من خیلی تمرکز بالایی روی جزییات داشت: هر بار پاسخی می‌دادم، به تک تک کلمات توجه می‌کردند که چرا همین تعبیر را انتخاب کرده‌ام و چه نتیجه‌ای می‌تواند داشت. با وجود سطح مطرح‌شدن سؤالات، روند مصاحبه به نظر من خیلی پیچیده و غیرضروری بود و در آن فضای آرامیه کار نبود. درباره انگیزه من از ترک کار فعلیم، بیش از ده بار پرسیدند. حتی سؤال کردند آیا عضوی در سایت خاصی هستم و من گفتم بله، CodeProject را هم نام بردم؛ گفتند اکانتتان را بگویید تا بررسی کنیم. این رفتار را خیلی غیرملاحظ و غیرحرفه‌ای دیدم. در نهایت فکر می‌کنم ارزش حضور در این مصاحبه را نداشت. آنچه برایشان اهمیت داشت، روحیه کار تیمی و توانایی حل مسئله بود.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس وب·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس وب

در مصاحبه کاری برای وب‌نویس عصرانه با نگاه جدی به زمانبندی، اولویت حضور دقیق در موعد مقرر از من خواستند. این‌جا یکی از معدود شرکت‌هایی است که کارشان را کاملا جدی می‌بینم و این واقعا برایم ارزش داشت. آغاز روند مصاحبه با تکمیل فرم مشخصات بود که در آن تعدادی سوال درباره شخصیت هم وجود داشت. پس از آن، مدیر منابع انسانی با سوالات کلی از پاسخ‌های من در فرم، درباره دلیل خروج از شغل قبلی و موارد مشابه پرسید. سپس چهار آزمون از سیستم شرکت گرفتند که سه تای آن‌ها ماهیت شناختی داشت و یکی هم شامل سوالات هوش بود. واقعا برایم جالب بود؛ در حین آزمون از مسئول مربوطه خواستم نتیجه آزمون را به خودم بگوید؛ ابتدا گفتند در صورت انتخاب، نتیجه را از من می‌خواهند اما پس از آزمون نتیجه را به خودم گفتند و به نظرم دقیق بود. پس از پایان این چهار آزمون، با مدیر فنی جلسه‌ای حدود یک ساعت داشتم که سوالات بیشتر مرتبط با پروژه‌ای بود که قرار است با آن‌ها همکاری کنم. شرکت‌هایی با این سطح جدیت، به سوالات بی‌ربط پاسخ نمی‌دهند و این تجربه را به‌خوبی نشان می‌داد. رفتار مدیر فنی و سایر همکاران واقعا محترمانه بود و سوالات حوزه طراحی و شی‌گرایی و برخی پترن‌های طراحی بود. درباره سیستم صف و نکاتی مانند LINQ هم پرسیدند. در جریان بحث‌های فنی، به خودم در همان موقع از لحاظ فنی نمره‌ای حدود ۷۵ از ۱۰۰ دادم. در نهایت نیز قبول شدم. نکته منفی مربوط به رزومه‌ام هم مطرح شد، اما هیچ‌کس با رفتاری تحقیرآمیز صحبت نکرد؛ رفتارشان حرفه‌ای بود. توصیه اصلی: به‌موقع بودن را دست کم نگیرید. نشان ویژگی زمان‌شناسی برایشان خیلی مهم است.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس Fullstack·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس Fullstack

برای من تجربه‌ای بود که طرز برگزاری مصاحبه شرکت بريد سامانه نوين را به‌طور کامل تغییر داد؛ به‌دليل کرونا به‌صورت آنلاین برگزار شد و قرار شد تماس صبح باشد و امکان تعویق به بعد ظهر وجود داشت. سه نفر حضور داشتند: دو نفر از تیم فنی و یک نفر منابع انسانی. در ابتدای مصاحبه درباره رزومه‌ام سوال شد و از همان ابتدا برخی سوالات بسیار ناگوار و بی‌ربط مطرح شد؛ پرسیدن دلیل خروج از شرکت ده سال پیش یا اینکه آیا با آشناها رفتیم یا نه. متوجه شدم هدفشان تخریب است؛ هر بار سوال فنی را که می‌پرسیدند، من را گیج می‌کردند و گاهی می‌گفتند پاسخ من اشتباه است. بعد از چند سوال و توضیح مفاهیم، عصبی شدم و با آنها بحث کردم که این نوع مصاحبه حرفه‌ای نیست؛ علاوه‌بر این که گفتند سینتکس و روش‌های جنریک یا نحوه نوشتن یک کوئری را از ابتدای کار بخواهند، و توضیح دادند که به‌صورت دقیق چه چیزی را می‌خواهند. در نهایت به نظرشان رسید که پاسخ من ناقص است و از ادامه گفت‌وگو منصرف شدم. همچنین از تلفظ واژه‌هایی مثل virtual نیز به‌زعم خودشان اشکال می‌گرفتند و به رخ کشیدن دانششان را نشان می‌دادند که خیلی بی‌احترامی بود و نیاز نبود. در کل فقط ده دقیقه مصاحبه را ادامه دادم و تصمیم گرفتم ادامه ندهم چون تجربه‌ای بود که به‌هیچ وجه استاندارد و حرفه‌ای نبود و احساس کردم ادامه دادن به آن بی‌فایده است. به آنها هم گفتم که چنین مصاحبه‌هایی را توصیه نمی‌کنم و بهتر است در چنین شرایطی آرامش حفظ شود و به‌جای برخوردهای تخریب‌گر، به معیارهای حرفه‌ای توجه شود. ویژگی‌های مهمی که برایشان مطرح بود، برای من واضح نبود؛ هیچ‌ کدام را به‌عنوان نکته مثبت مطرح نکردند.

آتی فارمد
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه سرپرست پشتیبانی کسب و کار·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه سرپرست پشتیبانی کسب و کار

در برخورد اول از شرکت آتی فارمد احساس کردم که مصاحبه برای پشتیبانی کسب‌و‌کار خیلی جدی و دقیق بود. در ابتدای کار، سوالاتی کلی پرسیده شد و دلیل ترک شغل فعلیم و برنامه‌های آینده و سطح زبانم را جویا شدند. در مرحله دوم، گویی رئیس منابع انسانی بود که مصاحبه‌ای تند و چالشی داشت؛ همانند یک بازی پینگ‌پنگ با پاسخ‌های سریع و گاهی روانشناختی، که در پایان گفت مصاحبه‌هایش معمولا زیر ده دقیقه است اما این مصاحبه برای من نزدیک به یک ساعت طول کشید و از این که چنین تجربه‌ای را پشت سر گذاشتم، لذت بردم. همچنین تأکید داشتند که برای مصاحبه‌های سنگین کاملا آماده باشم و پول برایشان اهمیت زیادی ندارد. توضیحی که ارائه کردند این بود که ویژگی‌های مدنظرشان را نمی‌دانم.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس روابط عمومی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس روابط عمومی

برای من، فرایند مصاحبه با این شرکت از نظر تجربه کاری در قالبی تازه و طبیعی بود. رزومه‌ام دو روز پس از ارسال از طریق یکی از سایت‌های کاریابی دیده شد و روز بعد تماس گرفتند تا برای مصاحبه دعوت شوم. با وجود اینکه آدرس شرکت در طرح ترافیک بود و امکان برگزاری مصاحبه آنلاین وجود داشت، روال به صورت حضوری برگزار شد. در نخستین مرحله، با تاخیری تقریبی بیست دقیقه‌ای مواجه شدم؛ خانمی خوش‌برخورد خود را به عنوان مشاور سازمان معرفی کرد و از تجربه‌های کاری و واکنش‌هایم در چند موقعیت مختلف سؤال کرد. پس از پایان آن مصاحبه، با ده دقیقه انتظار، آقایی از بخش بازاریابی برای مصاحبه دوم وارد صحنه شد. جالب بود که بخش روابط عمومی زیر مجموعه‌ای از بازاریابی به نظر می‌رسید و نکاتی که بیان می‌کرد بیشتر به سمت بازاریابی می‌رفت تا ارتباطات برون‌سازمانی و روابط عمومی. در نهایت، از من سوابق و تجربیاتی فراتر از روابط عمومی تقاضا شد که در آن لحظه در اختیار نداشتم.

ابیان دارو
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه فروش·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه فروش

به نظر می‌رسید فرایند مصاحبه از همان لحظه‌های ابتدایی با سردرگمی همراه باشد و پاسخگویی مناسب اما کمبود راهنمایی محسوس بود. وارد ساختمان که شدم هیچ‌کس نبود تا راهنمایی کند و انتظار می‌کشیدم با چه فردی مصاحبه کنم. بالاخره از اتاق خروجی فردی آمد اما با وجود اینکه می‌دید مراجعه‌کننده آمده، از بیرون رفتن و کمک کردن امتناع کرد و فقط پس از مدت معطلی و مشکلات چاپگر، مسئول منابع انسانی به همراه مدیر علمی بخش فروش وارد شدند. تجربه من از مصاحبه به شدت ناامیدکننده بود: روز قبل فقط بیست دقیقه تلفنی سوال پرسیده بودند که به نظر می‌رسید رزومه را خوب بررسی نکرده‌اند. دو نفر که به نظر می‌رسید مسئول منابع انسانی و مدیر علمی بودند، هر دو جوان و با رفتاری که حس می‌کردم از بالا به من نگاه می‌کنند، سوالات را آغاز کردند. سوالات آنها بی‌ربط و گاها شخصی بود، مثلا درباره مادر یا پدر و دلایل انتخاب رشته و سابقه کار. در این روند می‌شنیدم پرسش‌هایی از این دست که به نظر می‌رسید هدف‌شان فهم دلیل انجام بعضی تصمیم‌ها یا مسیر تحصیلی من است. مدیر علمی هم با رفتاری که انگار جایزه‌ای در دست داشت، درباره رشته‌ای که من خواندم اعتراضاتی داشت و توضیح می‌داد که چرا این رشته را انتخاب کردم. نتیجه این مصاحبه برای من بسیار ناامیدکننده بود؛ فضایی خشک و از بالا نگاه کردن و رفتاری بی‌ادبانه نسبت به من احساس شد.

کولر هوایی آبان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند کولر هوایی آبان·۸ اسفند ۱۴۰۴
۱.۰
کارمند کولر هوایی آبان

احساس کردم که با وجود حضور چنین شرکت‌هایی برای آشنایی دقیق با فضای کاری، گاهی ممکنه تصویر واضحی از وضع کار کردن به دست نیاد. به گفته‌ی این کاربر، در زمان فعلی که شب عید است تصمیم گرفتم تجربه‌ام را بنویسم تا روشن‌تر بشود موضوع. الان در تاریخ هشتم اسفند سال هزار و چهارصد و چهار، حقوق دی ما به تازگی و حدود بیستم اسفند پرداخت می‌شود که این به معنای کار بی‌دریافت در ازای تورم است؛ حقوق بهمن هم تنها حقوقی است که با تاخیر بیست روزه همراه می‌شود و در اسفند هم با همین تاخیر به جزئی از حقوق دی اضافه می‌شود و حقوق اسفند به اردیبهشت سال بعد می‌رود تا تاخیر ماه و نیم حفظ شود. در نتیجه موقع نیاز مالی شب عید فشار هست و پولی در دست نیست. یکی از نکات مهم این است که چون پایه حقوق پایین است، عیدی و سنوات آخر همکاری بر اساس همان پایه محاسبه می‌شود و در نهایت به شما فقط دو برابر پایه عیدی تعلق می‌گیرد که ارزش زیادی ندارد؛ به عنوان نمونه برای سال ۱۴۰۴ حدودا معادل ۳۰ تومان عیدی می‌شود. همچنین آیتم‌های غیرنقدی مانند آجیل و کمک‌های عید به صورت قابل توجهی کمرنگ است و شرکت به نظر کمتر حمایتی ارائه می‌کند. در موقع استخدام هم ممکن است وعده‌ای بدهند که بعدا خبری از آن نیست. عیدها تعطیل است و از مرخصی شما کسر می‌شود، اما مجموع مرخصی سالیانه شما ۲۶ روز است و به دلیل اینکه روزهای کاری ۹ ساعت هستند، هر روز مرخصی باعث کسر یک روز و صد و چهل دقیقه از کل ۲۰۰ ساعت می‌شود؛ در واقع به لحاظ عملی شما تنها حدود بیست و یک روز مرخصی در سال دارید، نه بیست و شش روز طبق قانون کار. و در نهایت، می‌خواهم بگویم مجموعه‌ای از معایب شرکت وجود دارد که نمی‌شود آنها را به طور کامل در یک متن جا داد.

صنایع غذایی بدر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه·۷ اسفند ۱۴۰۴
۲.۰
مصاحبه

به دیدن مصاحبه رفتم و از همان ابتدای جلسه فهمیدم که سابقه‌کار من ارتباطی به موقعیت مطرح‌شده ندارد. برخوردها طوری بود که هر سوالی می‌کردند، به جای پاسخ دقیق درباره توانمندی‌ها، فقط می‌گفتند که اینجا دنبال چیز دیگری هستند یا نه. به قدری تحقیر شدند که اگر می‌گفتند استخدامی قبول نمی‌کنم، بعید نبود که تصمیمم را عوض کنم. واقعا به سمت‌وسوی شرکت‌های جوان‌پسند و با عزت نفس نمی‌رفت که این رفتارها انگار با من و هم‌نسلانم هم بی‌رحمانه است. کسی را می‌خواستند که تجربه‌ای بالغ بر پنجاه سال داشته باشد و در ازای آن دیگران انتظار کار شبانه‌روزی و حقوقی کم یا خارج از عرف را داشتند. برای من هیچ‌کدام از این‌ها درست نبود و گفت‌وگو طوری شد که ادامه ندادم. واقعا این رفتارها را نمی‌پسندم و ترجیح می‌دهم جایگاهی پیدا کنم که ارزش‌گذاری به مهارت‌ها و کار گروهی باشد، نه باژوهای منفی و قضاوت‌های بی‌پایه. در آن جلسه احساس کردم جای من در آن‌جا نیست.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·سرپرست تمام وقت·۲۸ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
سرپرست تمام وقت

من همیشه دوست دارم با رویکرد واقع‌گرایانه و محترمانه، تجربه‌ای که از محیط کار دارم را بازگو کنم. در این وظیفه، قصد دارم نکات کلیدی و احساساتی که در تجربه حضور داشت را به زبان تازه و طبیعی بیان کنم. وقتی به موضوعاتی که مربوط به رفتارهای نامطلوب یا تضادهای اخلاقی می‌شود فکر می‌کنم، سریعا تصمیم گرفتم واکنش نشان دهم و وویس مربوط به صحبت‌های ن با ع عنوانی که در یک سایت منتشر شده بود را بررسی کنم و لینک آن را به اشتراک بگذارم تا شفافیت حفظ شود. این تصمیم را با هدف روشن شده‌ای گرفتم تا بتوانم واقعیت ماجرا را بدون تحمیل نظر شخصی بیان کنم. به مدیر منابع انسانی که درباره قائم مقام پیش کارشناس منابع انسانی صحبت می‌کرد، اشاره شد که از این گونه موضوعات چگونه باید برخورد کرد تا انتظارها از تیم‌های کارشناسی بالا نباشد و راهکارهای مناسب‌تر برای مدیریتی دقیق‌تر پدید آید. در فاز بعدی از من می‌خواستند منتظر بمانم و حتما این اقدام را انجام دهم تا ع.ن بفهمد که از چه شخصی حمایت می‌شد و چه انگیزه‌ای پشت رفتارهای کارمند وجود داشت. در نهایت، هدفم این بود تا با شفاف‌سازی و نشان دادن واقعیت‌ها، مسیر بهتری برای رفتارهای حرفه‌ای و پاسخگویی به موقع در تیم ایجاد کنم.

بهران آسانبر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارگر معمولی ·۲۷ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
کارگر معمولی

این تجربه را به‌گونه‌ای تازه و طبیعی بازنویسی می‌کنم که معنا و لحن اصلی حفظ شود اما ساختار جمله‌ها نو شود. آغازم یک جمله افتتاحیه‌ی جدید است و سعی می‌کنم بیشتر واژگان و توالی را تغییر دهم. بهران آسانبر تجربه‌ای پر از یادگیری بود و من در این مسیر از هم‌کارانم قدردانی می‌کنم؛ همکاری با تیم واقعا برایم ارزشمند بود هرچند مشکلاتی هم وجود داشت. شرایط خاص اقتصاد کشور هم فشارهایی داشت اما حقوق به‌موقع پرداخت می‌شد و برای اثبات مواردی که مطرح می‌شد، خودم می‌دیدم که اقدامات لازم انجام می‌شود، پیشرفت در این واحد واقعا امکان‌پذیر بود اگر اراده باشد. دوستی که درباره قیمت غذا صحبت می‌کند، ظاهرا از قیمت‌ها خبر ندارد. روزانه قیمت غذا می‌تواند حدود سه‌صد دربی باشد اما از دستمزدها حدود سی تومان کسر می‌شود؛ کیفیت غذا هم بین پنج گزینه، چهار تا خوب است و یکی کم‌کیفیت بود که به انصاف برمی‌گردد. در واقع این مسائل ثابت شده‌اند. گوشی‌ها برای برخی افراد ممنوع است زیرا سابقه حضور در شبکه‌های اجتماعی و خطرهای مربوط به آن وجود دارد؛ اینجا کارگاه با ابزارهای خطرناک است و کوچک‌ترین غفلت می‌تواند عواقبی جدی به همراه داشته باشد. پس باید به قوانین احترام بگذاریم تا تجربه کاری‌مان ارتقا یابد. درآمد بالاست اما ورودی در این شرایط اقتصادی کم است، بنابراین با درک متقابل و انصاف، بتوانیم این محیط را بزرگ‌تر و بهتر کنیم. سربلند باشید. به طور کلی، چه اینجا و چه هر جای دیگر، تا خودمان نخواهیم پیشرفت نمی‌کنیم و باید صبر کنیم تا به هدف برسیم. کاش اگر کسی دغدغه‌ای داشت، به جای کلی‌گویی به واقعیت‌ها بپردازد تا فضای کار بهتر شود.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۳.۰

در جایی کار می‌کنم که با وجود ادعاهای متفاوت، رفتارهای سازمانی همواره از پایین‌ترین تا بالا به گونه‌ای بود که اصالت در آنجا کم‌رنگ دیده می‌شد. در آروا، به گمانم ارزش‌های مشترک تیمی خیلی روشن نبود و هر روز شیوه‌های کاری فرق می‌کرد؛ گاهی تصمیمات ناگهانی و بدون روال مشخص گرفته می‌شد و کمتر رویکرد سازمانی مشخصی برای مدیریت وجود داشت. محیط کار به نظر من می‌رفت که به جای همکاری و هم‌سویی، حالتی شدید و گاهی فشارآلود داشت؛ مدیران ارشد با لحن تند صحبت می‌کردند و فضایی سمی ایجاد می‌شد، به‌خصوص برای کسانی که شدت و یا توانایی دفاع از مواضع خود را نشان نمی‌دادند. برخی از اعضا با رفتارهای خاصی مثل تعریف‌های بیش از حد یا تبلیغ‌های غیرواقعی برای حضور در مقام‌های بالاتر تلاش می‌کردند تا جایی که گویی جایگاهشان به عنوان رهبران کشوری بود و سایرین را با تصویربرداری‌های گسترده همراه می‌کردند. اختیارات تصمیم‌گیری کارخانه به ظاهر محدود بود و گاه به نظر می‌رسید که مدیر کارخانه فقط نقش اجرایی دارد و از دفاع از مسائل کارخانه باز مانده است. کیفیت تولید هم با وجود ادعاهایی درباره بهبود، از نظر من پایین بود و در میان کارکنان تمایلاتی مانند حفظ ظاهر یا دنبال کردن اخبار و حاشیه‌های داخلی بیشتر حاکم بود تا تمرکز بر بهبود فرآیندها و کارایی. وقتی وارد سازمان شدم، استقبال اولیه با وعده‌هایی مبنی بر نیاز بودن به تجربه‌ام همراه بود، اما در ادامه مسیر مقاومت‌هایی در برابر پیشنهادها وجود داشت و کار به سمت تفکری دیوارکشی برای حفظ وضعیت فعلی رفت، تا جایی که در نهایت برخی افراد پذیرفتند که نکته‌ای که مطرح شده بود دقیقا درست بوده است. در عین حال، برخی از جلسات و فعالیت‌های غیرمرتبط با تولید نیز دیده می‌شد، مثل برنامه‌ریزی‌های سرگرمی‌ای که به نظر می‌آمد هیچ ارتباطی با هدف اصلی کارخانه ندارد؛ مسابقه آشپزی یا فعالیت‌های هنری و فرهنگی گاه به شکل جدی مطرح می‌شدند و به نظر می‌رسید که به جای تمرکز روی تولید، بیشتر به دنبال نمایش و تبلیغ هستند. در کل، این تجربه برای من نمونه‌ای از جایگاهی است که به رغم وجود نقشه‌های ظاهرا روشن، رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها به گونه‌ای بود که از نظر من اصالت سازمانی و تمرکز بر بهبود کارکرد از دست می‌رفت و در نهایت خود را به قضاوت شما می‌سپارم تا تصمیم بگیرید کجا جای افراد با اصالت واقعی است.

همراه صنعت کاوه
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مالی ·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
مالی

به مدت یک سال و نیم در بخش مالی این شرکت فعالیت داشتم و نقش مدیر شرکت را بر عهده میزدم. آقای حاج، به شدت انسان با شخصیت و بزرگ‌منش هستند و تا کنون صدای بلندشان را نشنیده‌ام. از مزایای شرکت می‌توان به حقوق به‌موقع، بیمه تکمیلی، امنیت شغلی و هدایا در مناسبت‌های مختلف اشاره کرد. تیم مالی پوشش‌دهی کامل و هم‌سو با یکدیگر دارد و به ویژه رئیس حسابداری بدون توقع، سال‌ها است که آنچه آموخته را بی‌دریغ منتقل می‌کند. محیط کار امنی دارم و گروه‌های کاری فعال و پویا هستند. به طور کلی اگر فرصت پیش آمد، قطعا اینجا را توصیه می‌کنم.

مکانیک آب
تولید و صنایع · آذربایجان شرقی، تبریز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس

در دوران سال‌های دو هزار و بیست تا دو هزار و بیست و دو در دفتر فنی شرکت مکانیک آب تبریز واقع در شهرک رجایی مشغول به کار بودم و مسئولیت ترسیم نقشه‌های فنی و تهیه BOM را داشتم. به خاطر فشار کار و خطا در ترسیم نقشه، آسیب شدید دیسک گردن گرفتم که به طور مستقیم ناشی از ضربه‌ای بود که از سوی مافوقم وارد شد و بعدها همان شخص گفت که باید گردنم را بشکنم. پس از گزارش به مدیر مستقیم، با مزاحمت روبه‌رو شدم. شنیده‌ام پیش از من نیز یکی از همکاران خانم در همان مجموعه از الفاظ توهین‌آمیز رنج برده و پس از اعتراض قراردادش تمدید نشده بود؛ نشانی از مشکلات عمیق‌تر در فرهنگ کاری آنجا است. کارفرما وقوع حادثه را انکار کرد، ادعا کرد مشکل از قبل وجود داشته و مرا به زودرنجی متهم کرد. در همان محیط بارها مورد آزار روانی، توهین و فحاشی قرار گرفتم و پس از اعتراض، روندی نامناسب در پیشگیری از عود این رفتارها دنبال شد. افراد مرتبط بارها اعلام می‌کردند که «خدایی نیست» و هر کاری که بتوانی انجام بده، حتی اگر شکایت کنی. پس از آن هم تهدید شدم. دوره‌ای نیز به بهانه‌های مختلف احیا یا کنترل ایمنی برگزار کردند و امضا گرفتند تا استخلاص مسیر پیگیری حقوقی را دشوارتر کنند. در نهایت، به دلیل شدت آزارها، فشار روانی و نبود سازوکار عادلانه برای پیگیری، مجبور به ترک کار شدم؛ ترک به صورت اجباری و تحت فشار شدید بود و نه اخراج رسمی. امروز همچنان از درد مزمن گردن رنج می‌برم؛ هزینه‌های درمان شامل فیزیوتراپی، داروها، MRI و مراجعات مکرر پزشکی زندگی‌ام را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده و کیفیت زندگی‌ام را کاهش داده است. مدیر مستقیمم دیگر پاسخگوی تماس‌ها نیست و مرا بلاک کرده است. کسانی که گفتند این ماجرا را به دلیل حفظ جایگاه مدیریتی‌اشان باید سکوت کرد، از پیگیری من جلوگیری می‌کردند. با توجه به تجربه‌ام، به نظر نمی‌رسد در مدیران آن مجموعه وجدانی وجود داشته باشد. این رفتارها نه تنها جسم و روح مرا آسیب زد، بلکه نشان می‌دهد برخی محیط‌های کاری تا چه حد می‌توانند از مسئولیت‌پذیری، انسانیت و اصول اخلاقی فاصله بگیرند. اکنون در محیط کاری بهتری مشغولم، اما این تجربه به من آموخته است که باید بسیار محتاط‌تر باشم و حقوق خود را جدی بگیرم. شاید روایت کردن این تجربه به دیگران کمک کند تا زودتر از چنین موقعیت‌هایی عبور کنند. آرزوی سلامتی و آرامش جسمی و روحی برای همگان.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
مهندس

ماجرای کار من در شرکت پرگاس طب تجربه‌ای پرفشار و ناامیدکننده بود. تا تیر ۱۴۰۲ در این مجموعه کار می‌کردم و دلیل قطع همکاری ما جمعی بودن اعتراضمان بابت عدم پرداخت حقوق بود که تقریبا ۵ ماه طول کشید. در نهایت، نحوه خروج ما به‌عنوان اخراج ارائه شد، هرچند جزئیات با واقعیت مطابقت نداشتند. بعد از آن اتفاق، برخی از همکاران با حضور دوباره در شرکت، واقعیت اعتراض را انکار کردند یا ادعا کردند نقشی نداشته یا در مرخصی بوده‌اند. این رفتار باعث شد مسئولیت اعتراض به‌دست عده‌ای دیگر بیفتد و فضای کار ناسالم‌تر شود. از نظر اداری، رفتارها خیلی حرفه‌ای نبود و برخوردها تبعیض‌آمیز به نظر می‌رسید. حمایت و توجه بیشتر متوجه عده‌ای خاص بود تا درخور شایستگی و تلاش همه کارکنان. واحد منابع انسانی نه تنها از حقوق کارکنان دفاع نمی‌کرد، بلکه بیشتر به رضایت مدیران ارشد می‌اندیشید و قدر نیروی انسانی را به‌طور مناسب نمی‌دانست. حقوق کارکنان برای شرکت اولویت نبود و مزایای مشخصی وجود نداشت. پاسخ‌دهی به تعهدات مالی هم منظم نبود. قبل از هر همکاری، توصیه می‌کنم حتما درباره سابقه پرداخت حقوق، تعهدات مالی و جو مدیریتی مجموعه به‌دقت تحقیق کنید.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۱۱ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس

از وقتی اختیارات مدیر کارخانه به شکل نامناسبی گسترش پیدا کرد، بحث تعدیل تنها چیزی بود که مطرح می‌شد و تلاش‌های سازمان در مسیر نابودی رفت. فردی که حتی قادر به مدیریت ده نفر هم نبود و فقط با دستپاچه‌کردن صدای کارخانه را به دفتر می‌رساند، حضور داشت. رشد کارخانه بیش از همه به نام برادرانی نسبت داده می‌شود که هیچ نقش عملی در پیشبرد امور نداشتند و تنها با سیاست‌بازی، پنهان‌کاری، و دفاترزدایی به روندها ضربه می‌زدند. به مرور، رفتارهای مختلف ایشان برای همه روشن شد.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور·۱۱ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
مشاور

در این شرکت با وجود تمام تلاشم، سرانجام به دلیل اتفاقی که در آن دوران افتاد از کار بی‌کار شدم و با وجود شکایتی که مطرح کردم، به تعهداتشان عمل نکردند و از آن‌ها هیچ قرارداد کتبی یا کپی به من داده نشد. هر چیزی که خواستیم، ادعا می‌کردند که باید مدرک ارائه بدهیم و چیچی در دست نبود تا بتوانیم از حق‌مان دفاع کنیم. با وجود این مشکلات، برای حفظ آرامش روحی‌ام، به مبلغ ناچیزی رضایت دادم؛ اما درباره‌ی ضرر مالی که متقبل شدیم، هنوز احساس می‌کنم به طور عادلانه جبران نشده و از مدیریتی که آن زمان وجود داشت و همچنین از کارکنانی که امور اجرایی کارها را در دست داشتند، دلگیرم. شخصا حتی برای یک تومان هم که از دست رفت، راضی نیستم و نمی‌توانم آن را بخشیده تصور کنم. اکنون می‌فهمم چه اشتباهی کردم که در آن وضعیت ماندم و زمانم را از دست دادم؛ با این فرض که در جایی روزی پاسخ این ضررها را خواهند داد.

دمنده
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدیر مهندسی صنایع·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدیر مهندسی صنایع

در مصاحبه اول تلفنی درباره کلیات حقوق صحبت شد و سوالات عمومی مطرح گردید. مصاحبه دوم با مدیر کارخانه بود و هدف اصلی در همان مرحله روشن شد. ابتدا فرم شخصیت را پر کردیم و نتیجه آن با پرینت به دفتر مدیر کارخانه رفت. سوالاتی نیمه‌تخصصی درباره رمانسنجی و بالانس پرسیده شد، همچنین از کار گذشته‌ام سوال شد تا موضع من را بسنجند. بعد من هم سوال کردم و فهمیدم برای مدیریت به دنبال رهبرانی نیستند بلکه به افراد با سمت سرپرستی نیاز دارند. ساختار شرکت به نظر من سنتی می‌آمد و قصد داشتند با حضور دو نفر تحولی ایجاد کنند. در حوزه زمان‌بندی، ظرفیت‌سنجی و بالانس صحبت شد. من یک عدد حدودی پرت گفتم (نه میلیون)، و پس از آن دیگر خبری از تماس نگرفتند؛ فاصله رفت‌وآمد هم روی عدد تاثیر داشت (از سه‌راه افسریه تا شهرک عباس‌آباد پاکدشت تقریبا پنجاه دقیقه طول می‌کشید). اگر تحمل مسیر را داری، به این شهرک برو، چون بعدا فهمیدم یکی از هم‌سالانم آنجا بوده و ناراضی بود. ویژگی‌ای که برایشان بیش از همه اهمیت داشت، منظم بودن کارها بود.

تعاونی تولیدی نویدکاران
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه منابع انسانی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه منابع انسانی

به مصاحبه‌ای که در واحد منابع انسانی داشتم خیلی قبل از موعد مقرر رسیدم، اما بیش از یک ساعت و بیست دقیقه در انتظار ماندم و در نهایت کسی برای مصاحبه به سراغم نیامد. با چهار طبقه کارگاه، رفت و آمدها و سردرگمی‌های زیادی دیدم و در نهایت پس از عبور از همه این حالات خروجی گرفتم. واقعا فضای بی‌نظمی و بی‌ارزشی وقت افراد در اینجا مشهود بود.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس

شرکت برید سامانه نوين تجربه من از مصاحبه‌های کاری به دو بخش تقسیم می‌شد. در اولین مرحله به سوالات مربوط به منابع انسانی و تیپ شخصیتی پرداخته شد و مرحله دوم، مصاحبه فنی بود که پرسش‌های زیادی مطرح می‌شد و هر چه پاسخ می‌دادم بیشتر سوال می‌کردند، گاهی پاسخ‌ها با سوالات توهین‌آمیز همراه می‌شد. مثلا از تفاوت UML و XML پرسیدند که واقعا سوالی غیرمنتظره بود و به نظر نمی‌رسید مرتبط با کار باشد. در بخش فنی، سوالات متنوعی در حوزه‌های مختلف از جمله وب‌سرویس‌ها، Design Patternها و مفاهیم OOP مطرح می‌شد. از نظر حقوقی هم باید بگویم حقوق آن شرکت نسبت به مسیر شغلی‌ام مناسب نبود و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت برای آینده به‌طور قابل توجهی دشوار بود. فضای کاری و محیط شرکت از نظر من جای مناسبی نبود و به نظر نمی‌رسید فضایی پویا و حمایتی باشد. ویژگی‌هایی که برای‌شان اهمیت داشت، سخت‌کوشی، برون‌گرایی، کم‌حاشیه بودن و داشتن انتظارات پایین بود.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس وب·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس وب

دوست داشتم فرصت مصاحبه‌ای را برای بررسی توانایی‌هایم بگذرانم، اما اتفاقات آن روز باعث شد نگاه من به شرکت کمی سرد شود. در آغاز با مدیر منابع انسانی صحبت کردم و فرم نسبتا طولانی حاوی نکات فردی و خصوصیات شخصی را پر کردم. گفتند حقوق را با دو ماه تاخیر پرداخت می‌کنند و من، علی‌رغم آگاه بودن از وضعیت، تصمیم گرفتم برای دیدن فرایند مصاحبه فنی هم جلسه را ادامه بدهم. سپس با دو نفر از مدیران فنی شرکت روبه‌رو شدم که زمان مصاحبه‌ بیش از دو ساعت طول کشید. رویکرد تیم مصاحبه به نظر من خیلی تمرکز بالایی روی جزییات داشت: هر بار پاسخی می‌دادم، به تک تک کلمات توجه می‌کردند که چرا همین تعبیر را انتخاب کرده‌ام و چه نتیجه‌ای می‌تواند داشت. با وجود سطح مطرح‌شدن سؤالات، روند مصاحبه به نظر من خیلی پیچیده و غیرضروری بود و در آن فضای آرامیه کار نبود. درباره انگیزه من از ترک کار فعلیم، بیش از ده بار پرسیدند. حتی سؤال کردند آیا عضوی در سایت خاصی هستم و من گفتم بله، CodeProject را هم نام بردم؛ گفتند اکانتتان را بگویید تا بررسی کنیم. این رفتار را خیلی غیرملاحظ و غیرحرفه‌ای دیدم. در نهایت فکر می‌کنم ارزش حضور در این مصاحبه را نداشت. آنچه برایشان اهمیت داشت، روحیه کار تیمی و توانایی حل مسئله بود.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس وب·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس وب

در مصاحبه کاری برای وب‌نویس عصرانه با نگاه جدی به زمانبندی، اولویت حضور دقیق در موعد مقرر از من خواستند. این‌جا یکی از معدود شرکت‌هایی است که کارشان را کاملا جدی می‌بینم و این واقعا برایم ارزش داشت. آغاز روند مصاحبه با تکمیل فرم مشخصات بود که در آن تعدادی سوال درباره شخصیت هم وجود داشت. پس از آن، مدیر منابع انسانی با سوالات کلی از پاسخ‌های من در فرم، درباره دلیل خروج از شغل قبلی و موارد مشابه پرسید. سپس چهار آزمون از سیستم شرکت گرفتند که سه تای آن‌ها ماهیت شناختی داشت و یکی هم شامل سوالات هوش بود. واقعا برایم جالب بود؛ در حین آزمون از مسئول مربوطه خواستم نتیجه آزمون را به خودم بگوید؛ ابتدا گفتند در صورت انتخاب، نتیجه را از من می‌خواهند اما پس از آزمون نتیجه را به خودم گفتند و به نظرم دقیق بود. پس از پایان این چهار آزمون، با مدیر فنی جلسه‌ای حدود یک ساعت داشتم که سوالات بیشتر مرتبط با پروژه‌ای بود که قرار است با آن‌ها همکاری کنم. شرکت‌هایی با این سطح جدیت، به سوالات بی‌ربط پاسخ نمی‌دهند و این تجربه را به‌خوبی نشان می‌داد. رفتار مدیر فنی و سایر همکاران واقعا محترمانه بود و سوالات حوزه طراحی و شی‌گرایی و برخی پترن‌های طراحی بود. درباره سیستم صف و نکاتی مانند LINQ هم پرسیدند. در جریان بحث‌های فنی، به خودم در همان موقع از لحاظ فنی نمره‌ای حدود ۷۵ از ۱۰۰ دادم. در نهایت نیز قبول شدم. نکته منفی مربوط به رزومه‌ام هم مطرح شد، اما هیچ‌کس با رفتاری تحقیرآمیز صحبت نکرد؛ رفتارشان حرفه‌ای بود. توصیه اصلی: به‌موقع بودن را دست کم نگیرید. نشان ویژگی زمان‌شناسی برایشان خیلی مهم است.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس Fullstack·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس Fullstack

برای من تجربه‌ای بود که طرز برگزاری مصاحبه شرکت بريد سامانه نوين را به‌طور کامل تغییر داد؛ به‌دليل کرونا به‌صورت آنلاین برگزار شد و قرار شد تماس صبح باشد و امکان تعویق به بعد ظهر وجود داشت. سه نفر حضور داشتند: دو نفر از تیم فنی و یک نفر منابع انسانی. در ابتدای مصاحبه درباره رزومه‌ام سوال شد و از همان ابتدا برخی سوالات بسیار ناگوار و بی‌ربط مطرح شد؛ پرسیدن دلیل خروج از شرکت ده سال پیش یا اینکه آیا با آشناها رفتیم یا نه. متوجه شدم هدفشان تخریب است؛ هر بار سوال فنی را که می‌پرسیدند، من را گیج می‌کردند و گاهی می‌گفتند پاسخ من اشتباه است. بعد از چند سوال و توضیح مفاهیم، عصبی شدم و با آنها بحث کردم که این نوع مصاحبه حرفه‌ای نیست؛ علاوه‌بر این که گفتند سینتکس و روش‌های جنریک یا نحوه نوشتن یک کوئری را از ابتدای کار بخواهند، و توضیح دادند که به‌صورت دقیق چه چیزی را می‌خواهند. در نهایت به نظرشان رسید که پاسخ من ناقص است و از ادامه گفت‌وگو منصرف شدم. همچنین از تلفظ واژه‌هایی مثل virtual نیز به‌زعم خودشان اشکال می‌گرفتند و به رخ کشیدن دانششان را نشان می‌دادند که خیلی بی‌احترامی بود و نیاز نبود. در کل فقط ده دقیقه مصاحبه را ادامه دادم و تصمیم گرفتم ادامه ندهم چون تجربه‌ای بود که به‌هیچ وجه استاندارد و حرفه‌ای نبود و احساس کردم ادامه دادن به آن بی‌فایده است. به آنها هم گفتم که چنین مصاحبه‌هایی را توصیه نمی‌کنم و بهتر است در چنین شرایطی آرامش حفظ شود و به‌جای برخوردهای تخریب‌گر، به معیارهای حرفه‌ای توجه شود. ویژگی‌های مهمی که برایشان مطرح بود، برای من واضح نبود؛ هیچ‌ کدام را به‌عنوان نکته مثبت مطرح نکردند.

آتی فارمد
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه سرپرست پشتیبانی کسب و کار·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه سرپرست پشتیبانی کسب و کار

در برخورد اول از شرکت آتی فارمد احساس کردم که مصاحبه برای پشتیبانی کسب‌و‌کار خیلی جدی و دقیق بود. در ابتدای کار، سوالاتی کلی پرسیده شد و دلیل ترک شغل فعلیم و برنامه‌های آینده و سطح زبانم را جویا شدند. در مرحله دوم، گویی رئیس منابع انسانی بود که مصاحبه‌ای تند و چالشی داشت؛ همانند یک بازی پینگ‌پنگ با پاسخ‌های سریع و گاهی روانشناختی، که در پایان گفت مصاحبه‌هایش معمولا زیر ده دقیقه است اما این مصاحبه برای من نزدیک به یک ساعت طول کشید و از این که چنین تجربه‌ای را پشت سر گذاشتم، لذت بردم. همچنین تأکید داشتند که برای مصاحبه‌های سنگین کاملا آماده باشم و پول برایشان اهمیت زیادی ندارد. توضیحی که ارائه کردند این بود که ویژگی‌های مدنظرشان را نمی‌دانم.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس روابط عمومی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس روابط عمومی

برای من، فرایند مصاحبه با این شرکت از نظر تجربه کاری در قالبی تازه و طبیعی بود. رزومه‌ام دو روز پس از ارسال از طریق یکی از سایت‌های کاریابی دیده شد و روز بعد تماس گرفتند تا برای مصاحبه دعوت شوم. با وجود اینکه آدرس شرکت در طرح ترافیک بود و امکان برگزاری مصاحبه آنلاین وجود داشت، روال به صورت حضوری برگزار شد. در نخستین مرحله، با تاخیری تقریبی بیست دقیقه‌ای مواجه شدم؛ خانمی خوش‌برخورد خود را به عنوان مشاور سازمان معرفی کرد و از تجربه‌های کاری و واکنش‌هایم در چند موقعیت مختلف سؤال کرد. پس از پایان آن مصاحبه، با ده دقیقه انتظار، آقایی از بخش بازاریابی برای مصاحبه دوم وارد صحنه شد. جالب بود که بخش روابط عمومی زیر مجموعه‌ای از بازاریابی به نظر می‌رسید و نکاتی که بیان می‌کرد بیشتر به سمت بازاریابی می‌رفت تا ارتباطات برون‌سازمانی و روابط عمومی. در نهایت، از من سوابق و تجربیاتی فراتر از روابط عمومی تقاضا شد که در آن لحظه در اختیار نداشتم.

ابیان دارو
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه فروش·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه فروش

به نظر می‌رسید فرایند مصاحبه از همان لحظه‌های ابتدایی با سردرگمی همراه باشد و پاسخگویی مناسب اما کمبود راهنمایی محسوس بود. وارد ساختمان که شدم هیچ‌کس نبود تا راهنمایی کند و انتظار می‌کشیدم با چه فردی مصاحبه کنم. بالاخره از اتاق خروجی فردی آمد اما با وجود اینکه می‌دید مراجعه‌کننده آمده، از بیرون رفتن و کمک کردن امتناع کرد و فقط پس از مدت معطلی و مشکلات چاپگر، مسئول منابع انسانی به همراه مدیر علمی بخش فروش وارد شدند. تجربه من از مصاحبه به شدت ناامیدکننده بود: روز قبل فقط بیست دقیقه تلفنی سوال پرسیده بودند که به نظر می‌رسید رزومه را خوب بررسی نکرده‌اند. دو نفر که به نظر می‌رسید مسئول منابع انسانی و مدیر علمی بودند، هر دو جوان و با رفتاری که حس می‌کردم از بالا به من نگاه می‌کنند، سوالات را آغاز کردند. سوالات آنها بی‌ربط و گاها شخصی بود، مثلا درباره مادر یا پدر و دلایل انتخاب رشته و سابقه کار. در این روند می‌شنیدم پرسش‌هایی از این دست که به نظر می‌رسید هدف‌شان فهم دلیل انجام بعضی تصمیم‌ها یا مسیر تحصیلی من است. مدیر علمی هم با رفتاری که انگار جایزه‌ای در دست داشت، درباره رشته‌ای که من خواندم اعتراضاتی داشت و توضیح می‌داد که چرا این رشته را انتخاب کردم. نتیجه این مصاحبه برای من بسیار ناامیدکننده بود؛ فضایی خشک و از بالا نگاه کردن و رفتاری بی‌ادبانه نسبت به من احساس شد.

کولر هوایی آبان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند کولر هوایی آبان·۸ اسفند ۱۴۰۴
۱.۰
کارمند کولر هوایی آبان

احساس کردم که با وجود حضور چنین شرکت‌هایی برای آشنایی دقیق با فضای کاری، گاهی ممکنه تصویر واضحی از وضع کار کردن به دست نیاد. به گفته‌ی این کاربر، در زمان فعلی که شب عید است تصمیم گرفتم تجربه‌ام را بنویسم تا روشن‌تر بشود موضوع. الان در تاریخ هشتم اسفند سال هزار و چهارصد و چهار، حقوق دی ما به تازگی و حدود بیستم اسفند پرداخت می‌شود که این به معنای کار بی‌دریافت در ازای تورم است؛ حقوق بهمن هم تنها حقوقی است که با تاخیر بیست روزه همراه می‌شود و در اسفند هم با همین تاخیر به جزئی از حقوق دی اضافه می‌شود و حقوق اسفند به اردیبهشت سال بعد می‌رود تا تاخیر ماه و نیم حفظ شود. در نتیجه موقع نیاز مالی شب عید فشار هست و پولی در دست نیست. یکی از نکات مهم این است که چون پایه حقوق پایین است، عیدی و سنوات آخر همکاری بر اساس همان پایه محاسبه می‌شود و در نهایت به شما فقط دو برابر پایه عیدی تعلق می‌گیرد که ارزش زیادی ندارد؛ به عنوان نمونه برای سال ۱۴۰۴ حدودا معادل ۳۰ تومان عیدی می‌شود. همچنین آیتم‌های غیرنقدی مانند آجیل و کمک‌های عید به صورت قابل توجهی کمرنگ است و شرکت به نظر کمتر حمایتی ارائه می‌کند. در موقع استخدام هم ممکن است وعده‌ای بدهند که بعدا خبری از آن نیست. عیدها تعطیل است و از مرخصی شما کسر می‌شود، اما مجموع مرخصی سالیانه شما ۲۶ روز است و به دلیل اینکه روزهای کاری ۹ ساعت هستند، هر روز مرخصی باعث کسر یک روز و صد و چهل دقیقه از کل ۲۰۰ ساعت می‌شود؛ در واقع به لحاظ عملی شما تنها حدود بیست و یک روز مرخصی در سال دارید، نه بیست و شش روز طبق قانون کار. و در نهایت، می‌خواهم بگویم مجموعه‌ای از معایب شرکت وجود دارد که نمی‌شود آنها را به طور کامل در یک متن جا داد.

صنایع غذایی بدر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه·۷ اسفند ۱۴۰۴
۲.۰
مصاحبه

به دیدن مصاحبه رفتم و از همان ابتدای جلسه فهمیدم که سابقه‌کار من ارتباطی به موقعیت مطرح‌شده ندارد. برخوردها طوری بود که هر سوالی می‌کردند، به جای پاسخ دقیق درباره توانمندی‌ها، فقط می‌گفتند که اینجا دنبال چیز دیگری هستند یا نه. به قدری تحقیر شدند که اگر می‌گفتند استخدامی قبول نمی‌کنم، بعید نبود که تصمیمم را عوض کنم. واقعا به سمت‌وسوی شرکت‌های جوان‌پسند و با عزت نفس نمی‌رفت که این رفتارها انگار با من و هم‌نسلانم هم بی‌رحمانه است. کسی را می‌خواستند که تجربه‌ای بالغ بر پنجاه سال داشته باشد و در ازای آن دیگران انتظار کار شبانه‌روزی و حقوقی کم یا خارج از عرف را داشتند. برای من هیچ‌کدام از این‌ها درست نبود و گفت‌وگو طوری شد که ادامه ندادم. واقعا این رفتارها را نمی‌پسندم و ترجیح می‌دهم جایگاهی پیدا کنم که ارزش‌گذاری به مهارت‌ها و کار گروهی باشد، نه باژوهای منفی و قضاوت‌های بی‌پایه. در آن جلسه احساس کردم جای من در آن‌جا نیست.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·سرپرست تمام وقت·۲۸ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
سرپرست تمام وقت

من همیشه دوست دارم با رویکرد واقع‌گرایانه و محترمانه، تجربه‌ای که از محیط کار دارم را بازگو کنم. در این وظیفه، قصد دارم نکات کلیدی و احساساتی که در تجربه حضور داشت را به زبان تازه و طبیعی بیان کنم. وقتی به موضوعاتی که مربوط به رفتارهای نامطلوب یا تضادهای اخلاقی می‌شود فکر می‌کنم، سریعا تصمیم گرفتم واکنش نشان دهم و وویس مربوط به صحبت‌های ن با ع عنوانی که در یک سایت منتشر شده بود را بررسی کنم و لینک آن را به اشتراک بگذارم تا شفافیت حفظ شود. این تصمیم را با هدف روشن شده‌ای گرفتم تا بتوانم واقعیت ماجرا را بدون تحمیل نظر شخصی بیان کنم. به مدیر منابع انسانی که درباره قائم مقام پیش کارشناس منابع انسانی صحبت می‌کرد، اشاره شد که از این گونه موضوعات چگونه باید برخورد کرد تا انتظارها از تیم‌های کارشناسی بالا نباشد و راهکارهای مناسب‌تر برای مدیریتی دقیق‌تر پدید آید. در فاز بعدی از من می‌خواستند منتظر بمانم و حتما این اقدام را انجام دهم تا ع.ن بفهمد که از چه شخصی حمایت می‌شد و چه انگیزه‌ای پشت رفتارهای کارمند وجود داشت. در نهایت، هدفم این بود تا با شفاف‌سازی و نشان دادن واقعیت‌ها، مسیر بهتری برای رفتارهای حرفه‌ای و پاسخگویی به موقع در تیم ایجاد کنم.

بهران آسانبر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارگر معمولی ·۲۷ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
کارگر معمولی

این تجربه را به‌گونه‌ای تازه و طبیعی بازنویسی می‌کنم که معنا و لحن اصلی حفظ شود اما ساختار جمله‌ها نو شود. آغازم یک جمله افتتاحیه‌ی جدید است و سعی می‌کنم بیشتر واژگان و توالی را تغییر دهم. بهران آسانبر تجربه‌ای پر از یادگیری بود و من در این مسیر از هم‌کارانم قدردانی می‌کنم؛ همکاری با تیم واقعا برایم ارزشمند بود هرچند مشکلاتی هم وجود داشت. شرایط خاص اقتصاد کشور هم فشارهایی داشت اما حقوق به‌موقع پرداخت می‌شد و برای اثبات مواردی که مطرح می‌شد، خودم می‌دیدم که اقدامات لازم انجام می‌شود، پیشرفت در این واحد واقعا امکان‌پذیر بود اگر اراده باشد. دوستی که درباره قیمت غذا صحبت می‌کند، ظاهرا از قیمت‌ها خبر ندارد. روزانه قیمت غذا می‌تواند حدود سه‌صد دربی باشد اما از دستمزدها حدود سی تومان کسر می‌شود؛ کیفیت غذا هم بین پنج گزینه، چهار تا خوب است و یکی کم‌کیفیت بود که به انصاف برمی‌گردد. در واقع این مسائل ثابت شده‌اند. گوشی‌ها برای برخی افراد ممنوع است زیرا سابقه حضور در شبکه‌های اجتماعی و خطرهای مربوط به آن وجود دارد؛ اینجا کارگاه با ابزارهای خطرناک است و کوچک‌ترین غفلت می‌تواند عواقبی جدی به همراه داشته باشد. پس باید به قوانین احترام بگذاریم تا تجربه کاری‌مان ارتقا یابد. درآمد بالاست اما ورودی در این شرایط اقتصادی کم است، بنابراین با درک متقابل و انصاف، بتوانیم این محیط را بزرگ‌تر و بهتر کنیم. سربلند باشید. به طور کلی، چه اینجا و چه هر جای دیگر، تا خودمان نخواهیم پیشرفت نمی‌کنیم و باید صبر کنیم تا به هدف برسیم. کاش اگر کسی دغدغه‌ای داشت، به جای کلی‌گویی به واقعیت‌ها بپردازد تا فضای کار بهتر شود.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۳.۰

در جایی کار می‌کنم که با وجود ادعاهای متفاوت، رفتارهای سازمانی همواره از پایین‌ترین تا بالا به گونه‌ای بود که اصالت در آنجا کم‌رنگ دیده می‌شد. در آروا، به گمانم ارزش‌های مشترک تیمی خیلی روشن نبود و هر روز شیوه‌های کاری فرق می‌کرد؛ گاهی تصمیمات ناگهانی و بدون روال مشخص گرفته می‌شد و کمتر رویکرد سازمانی مشخصی برای مدیریت وجود داشت. محیط کار به نظر من می‌رفت که به جای همکاری و هم‌سویی، حالتی شدید و گاهی فشارآلود داشت؛ مدیران ارشد با لحن تند صحبت می‌کردند و فضایی سمی ایجاد می‌شد، به‌خصوص برای کسانی که شدت و یا توانایی دفاع از مواضع خود را نشان نمی‌دادند. برخی از اعضا با رفتارهای خاصی مثل تعریف‌های بیش از حد یا تبلیغ‌های غیرواقعی برای حضور در مقام‌های بالاتر تلاش می‌کردند تا جایی که گویی جایگاهشان به عنوان رهبران کشوری بود و سایرین را با تصویربرداری‌های گسترده همراه می‌کردند. اختیارات تصمیم‌گیری کارخانه به ظاهر محدود بود و گاه به نظر می‌رسید که مدیر کارخانه فقط نقش اجرایی دارد و از دفاع از مسائل کارخانه باز مانده است. کیفیت تولید هم با وجود ادعاهایی درباره بهبود، از نظر من پایین بود و در میان کارکنان تمایلاتی مانند حفظ ظاهر یا دنبال کردن اخبار و حاشیه‌های داخلی بیشتر حاکم بود تا تمرکز بر بهبود فرآیندها و کارایی. وقتی وارد سازمان شدم، استقبال اولیه با وعده‌هایی مبنی بر نیاز بودن به تجربه‌ام همراه بود، اما در ادامه مسیر مقاومت‌هایی در برابر پیشنهادها وجود داشت و کار به سمت تفکری دیوارکشی برای حفظ وضعیت فعلی رفت، تا جایی که در نهایت برخی افراد پذیرفتند که نکته‌ای که مطرح شده بود دقیقا درست بوده است. در عین حال، برخی از جلسات و فعالیت‌های غیرمرتبط با تولید نیز دیده می‌شد، مثل برنامه‌ریزی‌های سرگرمی‌ای که به نظر می‌آمد هیچ ارتباطی با هدف اصلی کارخانه ندارد؛ مسابقه آشپزی یا فعالیت‌های هنری و فرهنگی گاه به شکل جدی مطرح می‌شدند و به نظر می‌رسید که به جای تمرکز روی تولید، بیشتر به دنبال نمایش و تبلیغ هستند. در کل، این تجربه برای من نمونه‌ای از جایگاهی است که به رغم وجود نقشه‌های ظاهرا روشن، رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها به گونه‌ای بود که از نظر من اصالت سازمانی و تمرکز بر بهبود کارکرد از دست می‌رفت و در نهایت خود را به قضاوت شما می‌سپارم تا تصمیم بگیرید کجا جای افراد با اصالت واقعی است.

همراه صنعت کاوه
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مالی ·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۵.۰
مالی

به مدت یک سال و نیم در بخش مالی این شرکت فعالیت داشتم و نقش مدیر شرکت را بر عهده میزدم. آقای حاج، به شدت انسان با شخصیت و بزرگ‌منش هستند و تا کنون صدای بلندشان را نشنیده‌ام. از مزایای شرکت می‌توان به حقوق به‌موقع، بیمه تکمیلی، امنیت شغلی و هدایا در مناسبت‌های مختلف اشاره کرد. تیم مالی پوشش‌دهی کامل و هم‌سو با یکدیگر دارد و به ویژه رئیس حسابداری بدون توقع، سال‌ها است که آنچه آموخته را بی‌دریغ منتقل می‌کند. محیط کار امنی دارم و گروه‌های کاری فعال و پویا هستند. به طور کلی اگر فرصت پیش آمد، قطعا اینجا را توصیه می‌کنم.

مکانیک آب
تولید و صنایع · آذربایجان شرقی، تبریز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس

در دوران سال‌های دو هزار و بیست تا دو هزار و بیست و دو در دفتر فنی شرکت مکانیک آب تبریز واقع در شهرک رجایی مشغول به کار بودم و مسئولیت ترسیم نقشه‌های فنی و تهیه BOM را داشتم. به خاطر فشار کار و خطا در ترسیم نقشه، آسیب شدید دیسک گردن گرفتم که به طور مستقیم ناشی از ضربه‌ای بود که از سوی مافوقم وارد شد و بعدها همان شخص گفت که باید گردنم را بشکنم. پس از گزارش به مدیر مستقیم، با مزاحمت روبه‌رو شدم. شنیده‌ام پیش از من نیز یکی از همکاران خانم در همان مجموعه از الفاظ توهین‌آمیز رنج برده و پس از اعتراض قراردادش تمدید نشده بود؛ نشانی از مشکلات عمیق‌تر در فرهنگ کاری آنجا است. کارفرما وقوع حادثه را انکار کرد، ادعا کرد مشکل از قبل وجود داشته و مرا به زودرنجی متهم کرد. در همان محیط بارها مورد آزار روانی، توهین و فحاشی قرار گرفتم و پس از اعتراض، روندی نامناسب در پیشگیری از عود این رفتارها دنبال شد. افراد مرتبط بارها اعلام می‌کردند که «خدایی نیست» و هر کاری که بتوانی انجام بده، حتی اگر شکایت کنی. پس از آن هم تهدید شدم. دوره‌ای نیز به بهانه‌های مختلف احیا یا کنترل ایمنی برگزار کردند و امضا گرفتند تا استخلاص مسیر پیگیری حقوقی را دشوارتر کنند. در نهایت، به دلیل شدت آزارها، فشار روانی و نبود سازوکار عادلانه برای پیگیری، مجبور به ترک کار شدم؛ ترک به صورت اجباری و تحت فشار شدید بود و نه اخراج رسمی. امروز همچنان از درد مزمن گردن رنج می‌برم؛ هزینه‌های درمان شامل فیزیوتراپی، داروها، MRI و مراجعات مکرر پزشکی زندگی‌ام را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده و کیفیت زندگی‌ام را کاهش داده است. مدیر مستقیمم دیگر پاسخگوی تماس‌ها نیست و مرا بلاک کرده است. کسانی که گفتند این ماجرا را به دلیل حفظ جایگاه مدیریتی‌اشان باید سکوت کرد، از پیگیری من جلوگیری می‌کردند. با توجه به تجربه‌ام، به نظر نمی‌رسد در مدیران آن مجموعه وجدانی وجود داشته باشد. این رفتارها نه تنها جسم و روح مرا آسیب زد، بلکه نشان می‌دهد برخی محیط‌های کاری تا چه حد می‌توانند از مسئولیت‌پذیری، انسانیت و اصول اخلاقی فاصله بگیرند. اکنون در محیط کاری بهتری مشغولم، اما این تجربه به من آموخته است که باید بسیار محتاط‌تر باشم و حقوق خود را جدی بگیرم. شاید روایت کردن این تجربه به دیگران کمک کند تا زودتر از چنین موقعیت‌هایی عبور کنند. آرزوی سلامتی و آرامش جسمی و روحی برای همگان.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس·۲۶ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
مهندس

ماجرای کار من در شرکت پرگاس طب تجربه‌ای پرفشار و ناامیدکننده بود. تا تیر ۱۴۰۲ در این مجموعه کار می‌کردم و دلیل قطع همکاری ما جمعی بودن اعتراضمان بابت عدم پرداخت حقوق بود که تقریبا ۵ ماه طول کشید. در نهایت، نحوه خروج ما به‌عنوان اخراج ارائه شد، هرچند جزئیات با واقعیت مطابقت نداشتند. بعد از آن اتفاق، برخی از همکاران با حضور دوباره در شرکت، واقعیت اعتراض را انکار کردند یا ادعا کردند نقشی نداشته یا در مرخصی بوده‌اند. این رفتار باعث شد مسئولیت اعتراض به‌دست عده‌ای دیگر بیفتد و فضای کار ناسالم‌تر شود. از نظر اداری، رفتارها خیلی حرفه‌ای نبود و برخوردها تبعیض‌آمیز به نظر می‌رسید. حمایت و توجه بیشتر متوجه عده‌ای خاص بود تا درخور شایستگی و تلاش همه کارکنان. واحد منابع انسانی نه تنها از حقوق کارکنان دفاع نمی‌کرد، بلکه بیشتر به رضایت مدیران ارشد می‌اندیشید و قدر نیروی انسانی را به‌طور مناسب نمی‌دانست. حقوق کارکنان برای شرکت اولویت نبود و مزایای مشخصی وجود نداشت. پاسخ‌دهی به تعهدات مالی هم منظم نبود. قبل از هر همکاری، توصیه می‌کنم حتما درباره سابقه پرداخت حقوق، تعهدات مالی و جو مدیریتی مجموعه به‌دقت تحقیق کنید.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۱۱ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس

از وقتی اختیارات مدیر کارخانه به شکل نامناسبی گسترش پیدا کرد، بحث تعدیل تنها چیزی بود که مطرح می‌شد و تلاش‌های سازمان در مسیر نابودی رفت. فردی که حتی قادر به مدیریت ده نفر هم نبود و فقط با دستپاچه‌کردن صدای کارخانه را به دفتر می‌رساند، حضور داشت. رشد کارخانه بیش از همه به نام برادرانی نسبت داده می‌شود که هیچ نقش عملی در پیشبرد امور نداشتند و تنها با سیاست‌بازی، پنهان‌کاری، و دفاترزدایی به روندها ضربه می‌زدند. به مرور، رفتارهای مختلف ایشان برای همه روشن شد.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور·۱۱ بهمن ۱۴۰۴
۱.۰
مشاور

در این شرکت با وجود تمام تلاشم، سرانجام به دلیل اتفاقی که در آن دوران افتاد از کار بی‌کار شدم و با وجود شکایتی که مطرح کردم، به تعهداتشان عمل نکردند و از آن‌ها هیچ قرارداد کتبی یا کپی به من داده نشد. هر چیزی که خواستیم، ادعا می‌کردند که باید مدرک ارائه بدهیم و چیچی در دست نبود تا بتوانیم از حق‌مان دفاع کنیم. با وجود این مشکلات، برای حفظ آرامش روحی‌ام، به مبلغ ناچیزی رضایت دادم؛ اما درباره‌ی ضرر مالی که متقبل شدیم، هنوز احساس می‌کنم به طور عادلانه جبران نشده و از مدیریتی که آن زمان وجود داشت و همچنین از کارکنانی که امور اجرایی کارها را در دست داشتند، دلگیرم. شخصا حتی برای یک تومان هم که از دست رفت، راضی نیستم و نمی‌توانم آن را بخشیده تصور کنم. اکنون می‌فهمم چه اشتباهی کردم که در آن وضعیت ماندم و زمانم را از دست دادم؛ با این فرض که در جایی روزی پاسخ این ضررها را خواهند داد.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.