در مدتی که در این مجموعه حضور داشتم نزدیک به یک سال و نیم سپری کردم. جو کار گروهی بسیار دوستانه و صمیمی بود و تجربهای که اینجا داشتم نسبت به سایر فرصتهای شغلی متفاوت و بهتر از همهجا احساس میشد. به دلیل برخی مسائل شخصی ناچار شدم از مجموعه جدا شوم، اما امیدوارم با رفع مشکلاتم بتوانم دوباره به این مؤسسه برگردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
قابل ذکر است که در شروع ارتباط، از من خواستند مدرک ایلتس را ارسال کنم و برایم زمان مصاحبه تعیین شد. در روز مصاحبه با کمی تاخیر مواجه شدم و با تیم تماس گرفتم تا اطلاع بدهم؛ آنها گفتند جای هیچ نگرانی نیست و هر وقت جای پارک پیدا کردم میتوانم برای مصاحبه بیایم. مصاحبه با آقای زنگنه آغاز شد و برخوردشان برخوردی دوستانه و گرم بود. درباره کار و جایگاه ایدهآلم، برنامهای که برای کارمند اداری دارم و همچنین مهارتهایم صحبت شد. از حقوق و مزایا گفتند و به یاد دارم که از امکان پیشرفت صحبت کردند و این اتفاق در عرض یک ماه برای من محقق شد. در دوران کرونا به دلیل شرایط شخصیام، به من اجازه دورکاری داده شد. یکی از نکات مهم برای من محیط کار سالم بود و این موضوع در این مجموعه به خوبی مدنظر قرار گرفته بود.
در آغاز راه، من با این تصور وارد شدم که کار اداری هم میتواند چالشبرانگیز باشد، اما توضیحات بعدی نشان داد که اوضاع خیلی فراتر از انتظار است. با سابقه کار مهندسی که داشتم، تجربه مشخصی در بخش اداری نداشتم و این موضوع حتی در گفتوگوها مطرح شد. سوالاتی درباره حقوق پایه از سوی کارفرما مطرح شد و نکتههایی مانند حداقل مزایا و تسهیلات معمول وزارت کار، از جمله یک روز تعطیلی در هفته یا مرخصی ماهانه، یا بیمه، دربارهمان بررسی شد؛ اما به آنچه انتظار میرفت، دستیابی محدود بود. فضای کار را که آغاز کردم، روابط داخلی در موسسه کاملا پیچیده و پرتنش بود. در هر هفته با صحبتها و حواشی متعددی روبهرو میشدم که به نظر من در محیط کار جایی نداشتند. از ما میخواستند نرمافزارهای مختلفی را برای پاسخگویی به مشتریان نصب کنیم و به صورت شبانهروزی پشتیبانی ارائه بدهیم تا تأثیر موسسه در جذب مشتری بالاتر رود، در حالی که اضافهکاری رسمی برای این کار مقرر نشده بود و بهعنوان بخشی از وظایف به ما محول میشد. در مجموع، فضا به شدت متشنج بود و مدیریتی که وجود داشت، اجازه میداد رفتارهای نامهرمانه نسبت به کانتر از سوی مدیر یا سایر کارکنان برقرار باشد.
اولین تماس باهاشون از راه supervisor بود که دربارهی سابقهکار و توقعات هر دو طرف صحبت کردیم و قرار برای مصاحبه گذاشتیم. وقتی وارد شدم فضای مؤسسه برای من دلنشین و آرام بود و کارکنان با برخوردی دوستانه کار میکردن. فرم اپلیکیشن رو پر کردم و منتظر شدم. با همون آقایی که تماس گرفته بود، آقای فرخمهر، صحبت کردم. از همان ابتدا انگلیسی باهام حرف زد و مسلط بود به کارش؛ چیزی که در اکثر مؤسسات کم دیده میشود. گفتن باید یک دمو ارائه بدم و تاریخ و منابع مربوط به دمو رو روی منبر گذاشتن. باید طرح درس و محتوای مربوط به درس رو آماده میکردم. روز دمو سوالهای پیچیدهای پرسیدن و فهمیدم هنوز خیلی چیزها راجع به آیلتس دارم یاد نگرفتهام و حتی نکات زبان پیشرفته هم بلد نبودم. خیلی با ادب ضعفهایم را با من در میان گذاشت و ازم پرسید که دوست دارم به من بگه یا نه. همهچیز را بسیار سختگیرانه ارزیابی میکردن و مشخص بود که به راحتی راضی نمیشدن. حتما باید برای دمو آماده بود، چون درباره کاستیها تعارف ندارن و کاملا متوجه میشن. من خودم بعضی نکات مرتبط با ریدینگ را فراموش کرده بودم که آبروم رفت. در کل تیم حرفهای و باکیفیت مجموعه بودن.
دو سال پیش تجربهای داشتم که هنوز نگاه میکنم بهش با لبخند و کمی تعجب از تغییراتی که توی ذهنم ایجاد کرد. خیلی اتفاقات توی اون روزها افتاد تا فهمیدم مصاحبه کاری چقدر میتونه غیرمنتظره باشه و چطور میتونم ازش درس بگیرم. اوایل تماس تلفنی برام مراحل کلی رو توضیح دادن و جلسهای رو برای مصاحبه ست کردن. حضور به موقع در محل وجود داشت ولی پنج تا ده دقیقه تأخیر باعث شد تا روند مصاحبه کمی با تأخیر آغاز بشه. مصاحبهکنندهای که با من روبهرو شد نسبت به سنم کوچیکتر بود و این موضوع کمی روی اعتمادبهنفسم تأثیر گذاشت. با این حال وقتی وارد گفتگو شدیم، فهمیدم که سطح علمیاش بالاست و ازم درباره نمرهدهی رایتینگ آیلتس سوال پرسید که بعضیهاش بلدم نبود. در نهایت گفتن باید برای جلسه دمو شرکت کنم. جلسه دمو را با مبحثی که از قبل داده بودند، برگزار کردم. دو نفر به عنوان مربی شاگرد بازی میکردند و پرسشهای زیادی مطرح کردند که برخیشون رو بلد نبودم. در پایان دمو، از عملکرد کلی من گفتند و اینکه جلسه بعدی با مدیر مجموعه است. افزودند با این سطح دانش باید دوره تی تی سی آیلتس رو طی کنم که با وجود هشت سال سابقه تدریس، برام خوشایند نبود اما کنجکاو شدم مدیر رو ببینم. روز جلسه با یک تاخیر بیست دقیقهای رسیدم و مصاحبه با دکتر زنگنه آغاز شد. برخلاف کسانی که تا حالا دیده بودم، ایشون جاافتاده و تجربه و دانش قابل توجهی داشتند. با خوشرویی به فارسی آغاز کردند و بعد اجازه دادند انگلیسی صحبت کنیم. وقتی شروع به صحبت کردم فهمیدم از زبان آیلتس هم چیزی بلد نیستم و حس شرمندگی عجیبی به من دست داد. دقیق یادم نیست، ولی فکر میکنم بین هجده تا بیست سوال درباره متدلوژی، تدوین منابع درسی، تدریس آیلتس و جزئیات کار پرسیدن. خیلی از آنها را بلد نبودم و احتمالا پذیرفته نشدنم قطعی به نظر میرسید. پس از پایان مصاحبه توصیه کردند برای شرکت در دوره تی تی سی آیلتس اقدام کنم. با اینکه قبلا حس خوبی نسبت به این دوره نداشتم، با کمال میل تصمیم گرفتم شرکت کنم. مسیر دوره پولی بود و برایم این نگرانی وجود داشت که شاید پس از پایان دوره خداحافظی کند اما باز هم پذیرفتم. خود دکتر مدرس دوره بودند. واقعا وقتی جلسه اول را دیدم فهمیدم چیزی ازش نمیدانم و تا پایان دوره همراهش بودم. در انتهای دوره یک آزمون برگزار شد و من هم شرکت کردم و قبول شدم. یک کلاس به من اختصاص دادند و سه بار مزاحمت از راه دوربینها هم داشتیم، البته گفتند چندبار هم به صورت آنلاین کلاسها را رصد میکردند. بههر حال تعداد کلاسها افزایش یافت و تا حالا حدود شش ماه است که به این موسسه مراجعه میکنم. به لحاظ دانشی نقاط ضعفی وجود داشت اما سطح دانشم به شدت ارتقا یافت. به صراحت پیشنهاد میکنم برای مصاحبه حتما آماده بیایید و با وجود تاخیر هم مشکلی ندارید.
در این تجربه، به عنوان کارمند تماموقت در موسسه زبان زنگنه سالها خدمت کردم و آخرین سال همکاریام در سال ۱۳۹۹ بود، تجربهای که هم تلخ بود و هم برایم پربار و آموزنده شد.
مدتهاست که بهطور تماموقت در بخش مدیریت زومیلا مشغول به کارم و طی حدود سه تا پنج سال اخیر با همکارانی بهترین همکاری را دارم. احساس میکنم دورهای پربار از تجربههای مدیریتی را پشتسر گذاشتهام و با هر روز، مهارتهایم در سازماندهی و رهبری تقویت شده است. در کنار همکارانم، روند پیشبرد پروژهها را بهبود داده و به نتایجی که برای شرکت مهم بود، دست یافتهایم. یکی از نکات مثبت دورهی کاریم، ارتباط موثر با تیمها و حفظ روحیه تیمی در مواجهه با چالشها بوده است. اگرچه برخی نکات را میشود بهتر انجام داد، اما با وجود این تجربه، حس میکنم مسیر پیشرو فرصتهای بیشتری برای بهبود میآورد.
در دوره آزمایشی مجموعه زند الکترونیک، با تیم منابع انسانی بهطور تماموقت همکاری کردم و مدت آن کمتر از یک سال بود؛ پایان همکاریام در سال ۱۳۹۹ بود.
برای من برخورد خانم مدیر منابع انسانی که تجربه زیادی داشتند، بسیار پسندیده بود؛ هرچند من فقط برای پست نیمهوقت آمده بودم اما آنها به نیروی تماموقت نیاز داشتند. شرکت از نظر من منظم و با پرستیژ به نظر میرسید و واقعا دوست داشتم با تیمشان همکاری کنم.
با وجود حس خوب کار که تجربهام را شکل میدهد، در تیم مالی شرکت زند الکترونیک کلار سبز به صورت تماموقت و برای مدت سه تا پنج سال مشغول فعالیت هستم.
ورودی من به عنوان کارشناس مالی وقتی دعوت شدم برای مصاحبه، نخست با فضایی دوستانه و صمیمی روبهرو شدم که بین همکاران حاکم بود. اشتیاق زیادی داشتم که عضو این شرکت شوم و در عین حال مصاحبهای حرفهای، سخت و پر از چالش داشت. رفتار مدیران شرکت کاملا محترمانه و صمیمانه بود و فضای کار را به طور کلی مثبت نشان میداد.
در مصاحبهی Help Desk با شرکت زیرک، رفتاری که از یکی از مصاحبهکنندهها دیدم واقعا ناگوار بود. یک جا به من گفت اگر کسی در شرکت بهتو توهین کرد و فحش رکیک داد، چه واکنشی نشان میدهی و چرا نباید به فحش پاسخ داد؟ دوم اینکه سنگینتر از این بود که هر روز بیست و چهار کیلو کیس را بردارم و بگذارم زمین؛ پرسید آیا میتوانم این کار را انجام دهم. همچنین سؤال کرد اگر کارآموزی قبولم شوند و بعد بگویند نمیخواهمت و من از کار قبلی استعفا داده باشم، چه اتفاقی میافتد؟ جای دیگری به شدت صحبت را بد برداشت و حتى مسخرهام کرد که شاید پاسخهایم از شاتل یاد گرفتهام و اگر مشکلی ایجاد شود چه کنم. بعد با استرس من را تحت فشار قرار داد و در نهایت گفت ببخشید، بد حرف زدم؛ میخواستم ببینم عصبانی میشوی یا استرس میگیری چه واکنشی نشان میدهی. بهواقع رفتار مصاحبهکننده پویا و بیپایه بود و به تصویر حرفهای یک شرکت ضربه میزد؛ با وجود اینکه خودم علاقه داشتم در این مجموعه کار کنم، این تجربه نظر من را نسبت به همکاری با آنها تغییر داد. همیشه تصور میکردم کافهدارها و ایدههای من دربارهی محیط کار با اینجا مطابقت دارد، اما این ملاقات یعنی ایدهام را خراب کرد. بهگفتهای از آشنایان، آموزشدهی در شرکت وجود دارد و رفتار فرد برایشان مهم است، اما از دید من واقعا اینطور نبود و لیست نیازهای Help Desk و NOC ترکیبی بهنظر میرسید؛ انگار همهچیز در یک لیست گنجانده شده بود، در حالی که جای دیگری هم میشد مسئولیتهای Help Desk را داشت. اگر قصد دارید در چنین محیطی پذیرفته شوید، به نظر میرسد که باید از مواجهه با چنین توهینهایی پرهیز کنید.
روزهای اولی که رزومهام را فرستادم، زنگ زدند و گفتند باید بیایم بررسی اولیه. وقتی رسیدم، فرم استخدام را پر کردم و از من چند تست روانشناختی گرفتند که هوش هیجانی و بعضی ویژگیهای رفتاری را ارزیابی میکردند؛ نتیجهها را داخل یک پاکت دادند و گفتند بعدا با مدیر مربوطه مصاحبه دارم. شرکت زر ماکارون خیلی بزرگ است و اگر بدون راهنما بیایید ممکن است گم شوید؛ من هم به هر حال مسیر را پیدا کردم و رفتم. در طول مصاحبه مقداری پرسش درباره کارهای فعلیام مطرح شد و بعد به سوالات تخصصی رسیدند. واکنششان به پاسخها چندان رضایتبخش نبود و انگار از بعضی جوابها مثل نمیدانم خوشحال میشدند. در کل رفتار مدیری که با من مصاحبه کرد چندان دلچسب نبود.
دعوت به مصاحبه برای کارشناس فنی و مهندسی در شرکت زر ماکارون بسیار منظم و حرفهای بود. روند مصاحبه گام به گام و با معیارهای حرفهای پیش رفت. پرسشها عادی و نسبتا ساده به نظر میرسیدند زیرا معمولا با چنین مباحثی درگیر بودم. ساعات کاری طولانی و نیاز به دانش بالا از ویژگیهای این تجربه بود. من هشت سال سابقه کار داشتم.
من سالهاست که بهطور تماموقت در شرکت زر ماکارون فعالیت میکنم و بیش از یک دهه است که در آنجا حضور دارم.
بعد از مصاحبه برای کارشناس آمار، به سراغ پالایشگاه غلات رفتم تا فرم استخدام را تکمیل کنم و با همان مدارک داخل پاکت، به کارخانه آرد برای مصاحبه تحویل دادم. در جلسه، پرسشهای عمومی در زمینه مهندسی صنایع، مدیریت موجودی و ویژگیهای اخلاقی مطرح شد. آنها گفتند به جز ساعات استاندارد کار از هشت تا پنج، باید ماهی دستکم پنجاه ساعت اضافهکاری انجام دهم تا حقوقی معادل سه و نیم به من پیشنهاد شود. همچنین توضیح دادند که کار سخت و تا حدودی عادی است و ممکن است روزهای پنجشنبه، جمعه و تعطیلات هم لازم باشد بیایم. در نهایت همان فرم را پر کردند و از من خواستند دوباره به پالایشگاه غلات بازگردم.
در یک روز دو مصاحبه برای کارشناس بازرگانی داشتیم که سوالات و انتظارها یه جور دیگه بود و مشخص نبود دقیقا چه نقشی میخوان: بازرگانی و بازاریار یا توسعه بازار و یا فعال دیجیتال مارکتینگ. آخرش هم نه درباره حقوق صحبت شد و نه مزایا. رفتار حرفهای وجود نداشت و برنامهای برای مصاحبه ارائه نشده بود. کل تجربه خوب نبود و نتیجه هم بعد از دو ماه مشخص نشد. آیا با تجربهای در بازاریابی شبکهای آشنا بود؟ ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت پیگیری و تلاش بود.
با وجود تبلیغ برند معتبر، تجربه من از کار در زر فروکتوز نشان میدهد که فرایند مصاحبهها به شکل نامنظم و پر از ابهام پیش میرفت. من چند فرصت خوب را به خاطر این شرکت از دست دادم و در نهایت دوباره پشیمان شدم. رزومهام را فرستادم اما همراستایی واضحی بین نیازهای شغلی و توضیحات کارفرما نبود؛ مشخص نبود کدام نقش دقیقا منظورشان است و چگونه مراحل ارزیابی پیش میرود. در هر مرحله از فرایند، به نظر میرسید که برنامهریزی چندان مشخصی وجود ندارد و تصمیمات بهطور ناگهانی تغییر میکرد. برای کسانی که قصد شرکت در مصاحبه دارند، بهتر است زمانشان را به دقت مدیریت کنند و انتظار معجزه از این شرکت نداشته باشند. به نظر میرسد ارتباط با داوطلبان بیش از هر چیز به رابطه دوستانه یا پارتیبازی وابسته است و اینکه تا چه حد با شما سازگاری دارند. در بخش ارزیابی هم دیدن درخواستهای نامتعارف از نظر روانشناسی وجود داشت و واقعا احساس ناخوشایندی ایجاد میکرد. نکتهای که بهعنوان نکته منفی میشود برشمرد این است که برخی از وظایف و معیارهای انتخابی بیشتر به ظاهر و تیپ فرد وابسته بود تا به توانمندیهای واقعی کاری. در نتیجه، برند یا شهرت شرکت به هیچوجه جای اعتماد کامل را نمیدهد.
در مصاحبه با تیم بیزنس آنالیست یکتانت با رفتاری نسبت به من روبهرو شدم که به شدت توهینآمیز و از بالا به پایین بود. مصاحبهکننده به شدت با ادبیات خاصی صحبت میکرد و رفتار تحقیرآمیز داشت. من برای مصاحبه با مدیر تیم تکنولوژی ملاقات کردم و سوالاتی که پرسید چندان ربطی به کار نبودند و اغلب بیربط به نظر میرسیدند. به نظر میرسید رزومه را به درستی بررسی نکرده بود و با تمسخر به برخی نکات اشاره میکرد. نتیجهاش هم این بود که تجربهام نسبتا ناراضی و بد بود. برای دستیابی به پاسخگویی، از من درباره توزیع پواسون سوال کردند، هرچند من بلد بودم اما فکر نمیکنم در مجموعهی کارهایشان تا به حال از این مفهوم استفاده شده باشد.
در اولین مصاحبه برای موقعیت BI و IT Generalist در شرکت یکتانت، فرایند آغازین با آزمون GMAT حدود بیست دقیقه طول کشید. سپس مدتی طول کشید تا منابع انسانی پاسخ بدهند و در طول این انتظار، حس کردنی پرتوقفی و بینظمی حاکم است. زمانی که بالاخره سوالات ارائه شد، تمرکز اصلی بر نقاط قوت و ضعف، دلیل انتخاب رشته و اهداف شغلی بود و هرگز درباره مهارتهای فنی پرسشی مطرح نشد. واکنش تیم مصاحبهکننده تا حدودی مغرورانه به نظر میرسید و رفتار آنها هم مناسب نبود. از ابتدای کار انتظار داشتم برگه سوالی به دستم برسد، اما به نظر میرسید هماهنگی لازم بین مراحل وجود ندارد.
در مدتی که در این مجموعه حضور داشتم نزدیک به یک سال و نیم سپری کردم. جو کار گروهی بسیار دوستانه و صمیمی بود و تجربهای که اینجا داشتم نسبت به سایر فرصتهای شغلی متفاوت و بهتر از همهجا احساس میشد. به دلیل برخی مسائل شخصی ناچار شدم از مجموعه جدا شوم، اما امیدوارم با رفع مشکلاتم بتوانم دوباره به این مؤسسه برگردم.
قابل ذکر است که در شروع ارتباط، از من خواستند مدرک ایلتس را ارسال کنم و برایم زمان مصاحبه تعیین شد. در روز مصاحبه با کمی تاخیر مواجه شدم و با تیم تماس گرفتم تا اطلاع بدهم؛ آنها گفتند جای هیچ نگرانی نیست و هر وقت جای پارک پیدا کردم میتوانم برای مصاحبه بیایم. مصاحبه با آقای زنگنه آغاز شد و برخوردشان برخوردی دوستانه و گرم بود. درباره کار و جایگاه ایدهآلم، برنامهای که برای کارمند اداری دارم و همچنین مهارتهایم صحبت شد. از حقوق و مزایا گفتند و به یاد دارم که از امکان پیشرفت صحبت کردند و این اتفاق در عرض یک ماه برای من محقق شد. در دوران کرونا به دلیل شرایط شخصیام، به من اجازه دورکاری داده شد. یکی از نکات مهم برای من محیط کار سالم بود و این موضوع در این مجموعه به خوبی مدنظر قرار گرفته بود.
در آغاز راه، من با این تصور وارد شدم که کار اداری هم میتواند چالشبرانگیز باشد، اما توضیحات بعدی نشان داد که اوضاع خیلی فراتر از انتظار است. با سابقه کار مهندسی که داشتم، تجربه مشخصی در بخش اداری نداشتم و این موضوع حتی در گفتوگوها مطرح شد. سوالاتی درباره حقوق پایه از سوی کارفرما مطرح شد و نکتههایی مانند حداقل مزایا و تسهیلات معمول وزارت کار، از جمله یک روز تعطیلی در هفته یا مرخصی ماهانه، یا بیمه، دربارهمان بررسی شد؛ اما به آنچه انتظار میرفت، دستیابی محدود بود. فضای کار را که آغاز کردم، روابط داخلی در موسسه کاملا پیچیده و پرتنش بود. در هر هفته با صحبتها و حواشی متعددی روبهرو میشدم که به نظر من در محیط کار جایی نداشتند. از ما میخواستند نرمافزارهای مختلفی را برای پاسخگویی به مشتریان نصب کنیم و به صورت شبانهروزی پشتیبانی ارائه بدهیم تا تأثیر موسسه در جذب مشتری بالاتر رود، در حالی که اضافهکاری رسمی برای این کار مقرر نشده بود و بهعنوان بخشی از وظایف به ما محول میشد. در مجموع، فضا به شدت متشنج بود و مدیریتی که وجود داشت، اجازه میداد رفتارهای نامهرمانه نسبت به کانتر از سوی مدیر یا سایر کارکنان برقرار باشد.
اولین تماس باهاشون از راه supervisor بود که دربارهی سابقهکار و توقعات هر دو طرف صحبت کردیم و قرار برای مصاحبه گذاشتیم. وقتی وارد شدم فضای مؤسسه برای من دلنشین و آرام بود و کارکنان با برخوردی دوستانه کار میکردن. فرم اپلیکیشن رو پر کردم و منتظر شدم. با همون آقایی که تماس گرفته بود، آقای فرخمهر، صحبت کردم. از همان ابتدا انگلیسی باهام حرف زد و مسلط بود به کارش؛ چیزی که در اکثر مؤسسات کم دیده میشود. گفتن باید یک دمو ارائه بدم و تاریخ و منابع مربوط به دمو رو روی منبر گذاشتن. باید طرح درس و محتوای مربوط به درس رو آماده میکردم. روز دمو سوالهای پیچیدهای پرسیدن و فهمیدم هنوز خیلی چیزها راجع به آیلتس دارم یاد نگرفتهام و حتی نکات زبان پیشرفته هم بلد نبودم. خیلی با ادب ضعفهایم را با من در میان گذاشت و ازم پرسید که دوست دارم به من بگه یا نه. همهچیز را بسیار سختگیرانه ارزیابی میکردن و مشخص بود که به راحتی راضی نمیشدن. حتما باید برای دمو آماده بود، چون درباره کاستیها تعارف ندارن و کاملا متوجه میشن. من خودم بعضی نکات مرتبط با ریدینگ را فراموش کرده بودم که آبروم رفت. در کل تیم حرفهای و باکیفیت مجموعه بودن.
دو سال پیش تجربهای داشتم که هنوز نگاه میکنم بهش با لبخند و کمی تعجب از تغییراتی که توی ذهنم ایجاد کرد. خیلی اتفاقات توی اون روزها افتاد تا فهمیدم مصاحبه کاری چقدر میتونه غیرمنتظره باشه و چطور میتونم ازش درس بگیرم. اوایل تماس تلفنی برام مراحل کلی رو توضیح دادن و جلسهای رو برای مصاحبه ست کردن. حضور به موقع در محل وجود داشت ولی پنج تا ده دقیقه تأخیر باعث شد تا روند مصاحبه کمی با تأخیر آغاز بشه. مصاحبهکنندهای که با من روبهرو شد نسبت به سنم کوچیکتر بود و این موضوع کمی روی اعتمادبهنفسم تأثیر گذاشت. با این حال وقتی وارد گفتگو شدیم، فهمیدم که سطح علمیاش بالاست و ازم درباره نمرهدهی رایتینگ آیلتس سوال پرسید که بعضیهاش بلدم نبود. در نهایت گفتن باید برای جلسه دمو شرکت کنم. جلسه دمو را با مبحثی که از قبل داده بودند، برگزار کردم. دو نفر به عنوان مربی شاگرد بازی میکردند و پرسشهای زیادی مطرح کردند که برخیشون رو بلد نبودم. در پایان دمو، از عملکرد کلی من گفتند و اینکه جلسه بعدی با مدیر مجموعه است. افزودند با این سطح دانش باید دوره تی تی سی آیلتس رو طی کنم که با وجود هشت سال سابقه تدریس، برام خوشایند نبود اما کنجکاو شدم مدیر رو ببینم. روز جلسه با یک تاخیر بیست دقیقهای رسیدم و مصاحبه با دکتر زنگنه آغاز شد. برخلاف کسانی که تا حالا دیده بودم، ایشون جاافتاده و تجربه و دانش قابل توجهی داشتند. با خوشرویی به فارسی آغاز کردند و بعد اجازه دادند انگلیسی صحبت کنیم. وقتی شروع به صحبت کردم فهمیدم از زبان آیلتس هم چیزی بلد نیستم و حس شرمندگی عجیبی به من دست داد. دقیق یادم نیست، ولی فکر میکنم بین هجده تا بیست سوال درباره متدلوژی، تدوین منابع درسی، تدریس آیلتس و جزئیات کار پرسیدن. خیلی از آنها را بلد نبودم و احتمالا پذیرفته نشدنم قطعی به نظر میرسید. پس از پایان مصاحبه توصیه کردند برای شرکت در دوره تی تی سی آیلتس اقدام کنم. با اینکه قبلا حس خوبی نسبت به این دوره نداشتم، با کمال میل تصمیم گرفتم شرکت کنم. مسیر دوره پولی بود و برایم این نگرانی وجود داشت که شاید پس از پایان دوره خداحافظی کند اما باز هم پذیرفتم. خود دکتر مدرس دوره بودند. واقعا وقتی جلسه اول را دیدم فهمیدم چیزی ازش نمیدانم و تا پایان دوره همراهش بودم. در انتهای دوره یک آزمون برگزار شد و من هم شرکت کردم و قبول شدم. یک کلاس به من اختصاص دادند و سه بار مزاحمت از راه دوربینها هم داشتیم، البته گفتند چندبار هم به صورت آنلاین کلاسها را رصد میکردند. بههر حال تعداد کلاسها افزایش یافت و تا حالا حدود شش ماه است که به این موسسه مراجعه میکنم. به لحاظ دانشی نقاط ضعفی وجود داشت اما سطح دانشم به شدت ارتقا یافت. به صراحت پیشنهاد میکنم برای مصاحبه حتما آماده بیایید و با وجود تاخیر هم مشکلی ندارید.
در این تجربه، به عنوان کارمند تماموقت در موسسه زبان زنگنه سالها خدمت کردم و آخرین سال همکاریام در سال ۱۳۹۹ بود، تجربهای که هم تلخ بود و هم برایم پربار و آموزنده شد.
مدتهاست که بهطور تماموقت در بخش مدیریت زومیلا مشغول به کارم و طی حدود سه تا پنج سال اخیر با همکارانی بهترین همکاری را دارم. احساس میکنم دورهای پربار از تجربههای مدیریتی را پشتسر گذاشتهام و با هر روز، مهارتهایم در سازماندهی و رهبری تقویت شده است. در کنار همکارانم، روند پیشبرد پروژهها را بهبود داده و به نتایجی که برای شرکت مهم بود، دست یافتهایم. یکی از نکات مثبت دورهی کاریم، ارتباط موثر با تیمها و حفظ روحیه تیمی در مواجهه با چالشها بوده است. اگرچه برخی نکات را میشود بهتر انجام داد، اما با وجود این تجربه، حس میکنم مسیر پیشرو فرصتهای بیشتری برای بهبود میآورد.
در دوره آزمایشی مجموعه زند الکترونیک، با تیم منابع انسانی بهطور تماموقت همکاری کردم و مدت آن کمتر از یک سال بود؛ پایان همکاریام در سال ۱۳۹۹ بود.
برای من برخورد خانم مدیر منابع انسانی که تجربه زیادی داشتند، بسیار پسندیده بود؛ هرچند من فقط برای پست نیمهوقت آمده بودم اما آنها به نیروی تماموقت نیاز داشتند. شرکت از نظر من منظم و با پرستیژ به نظر میرسید و واقعا دوست داشتم با تیمشان همکاری کنم.
با وجود حس خوب کار که تجربهام را شکل میدهد، در تیم مالی شرکت زند الکترونیک کلار سبز به صورت تماموقت و برای مدت سه تا پنج سال مشغول فعالیت هستم.
ورودی من به عنوان کارشناس مالی وقتی دعوت شدم برای مصاحبه، نخست با فضایی دوستانه و صمیمی روبهرو شدم که بین همکاران حاکم بود. اشتیاق زیادی داشتم که عضو این شرکت شوم و در عین حال مصاحبهای حرفهای، سخت و پر از چالش داشت. رفتار مدیران شرکت کاملا محترمانه و صمیمانه بود و فضای کار را به طور کلی مثبت نشان میداد.
در مصاحبهی Help Desk با شرکت زیرک، رفتاری که از یکی از مصاحبهکنندهها دیدم واقعا ناگوار بود. یک جا به من گفت اگر کسی در شرکت بهتو توهین کرد و فحش رکیک داد، چه واکنشی نشان میدهی و چرا نباید به فحش پاسخ داد؟ دوم اینکه سنگینتر از این بود که هر روز بیست و چهار کیلو کیس را بردارم و بگذارم زمین؛ پرسید آیا میتوانم این کار را انجام دهم. همچنین سؤال کرد اگر کارآموزی قبولم شوند و بعد بگویند نمیخواهمت و من از کار قبلی استعفا داده باشم، چه اتفاقی میافتد؟ جای دیگری به شدت صحبت را بد برداشت و حتى مسخرهام کرد که شاید پاسخهایم از شاتل یاد گرفتهام و اگر مشکلی ایجاد شود چه کنم. بعد با استرس من را تحت فشار قرار داد و در نهایت گفت ببخشید، بد حرف زدم؛ میخواستم ببینم عصبانی میشوی یا استرس میگیری چه واکنشی نشان میدهی. بهواقع رفتار مصاحبهکننده پویا و بیپایه بود و به تصویر حرفهای یک شرکت ضربه میزد؛ با وجود اینکه خودم علاقه داشتم در این مجموعه کار کنم، این تجربه نظر من را نسبت به همکاری با آنها تغییر داد. همیشه تصور میکردم کافهدارها و ایدههای من دربارهی محیط کار با اینجا مطابقت دارد، اما این ملاقات یعنی ایدهام را خراب کرد. بهگفتهای از آشنایان، آموزشدهی در شرکت وجود دارد و رفتار فرد برایشان مهم است، اما از دید من واقعا اینطور نبود و لیست نیازهای Help Desk و NOC ترکیبی بهنظر میرسید؛ انگار همهچیز در یک لیست گنجانده شده بود، در حالی که جای دیگری هم میشد مسئولیتهای Help Desk را داشت. اگر قصد دارید در چنین محیطی پذیرفته شوید، به نظر میرسد که باید از مواجهه با چنین توهینهایی پرهیز کنید.
روزهای اولی که رزومهام را فرستادم، زنگ زدند و گفتند باید بیایم بررسی اولیه. وقتی رسیدم، فرم استخدام را پر کردم و از من چند تست روانشناختی گرفتند که هوش هیجانی و بعضی ویژگیهای رفتاری را ارزیابی میکردند؛ نتیجهها را داخل یک پاکت دادند و گفتند بعدا با مدیر مربوطه مصاحبه دارم. شرکت زر ماکارون خیلی بزرگ است و اگر بدون راهنما بیایید ممکن است گم شوید؛ من هم به هر حال مسیر را پیدا کردم و رفتم. در طول مصاحبه مقداری پرسش درباره کارهای فعلیام مطرح شد و بعد به سوالات تخصصی رسیدند. واکنششان به پاسخها چندان رضایتبخش نبود و انگار از بعضی جوابها مثل نمیدانم خوشحال میشدند. در کل رفتار مدیری که با من مصاحبه کرد چندان دلچسب نبود.
دعوت به مصاحبه برای کارشناس فنی و مهندسی در شرکت زر ماکارون بسیار منظم و حرفهای بود. روند مصاحبه گام به گام و با معیارهای حرفهای پیش رفت. پرسشها عادی و نسبتا ساده به نظر میرسیدند زیرا معمولا با چنین مباحثی درگیر بودم. ساعات کاری طولانی و نیاز به دانش بالا از ویژگیهای این تجربه بود. من هشت سال سابقه کار داشتم.
من سالهاست که بهطور تماموقت در شرکت زر ماکارون فعالیت میکنم و بیش از یک دهه است که در آنجا حضور دارم.
بعد از مصاحبه برای کارشناس آمار، به سراغ پالایشگاه غلات رفتم تا فرم استخدام را تکمیل کنم و با همان مدارک داخل پاکت، به کارخانه آرد برای مصاحبه تحویل دادم. در جلسه، پرسشهای عمومی در زمینه مهندسی صنایع، مدیریت موجودی و ویژگیهای اخلاقی مطرح شد. آنها گفتند به جز ساعات استاندارد کار از هشت تا پنج، باید ماهی دستکم پنجاه ساعت اضافهکاری انجام دهم تا حقوقی معادل سه و نیم به من پیشنهاد شود. همچنین توضیح دادند که کار سخت و تا حدودی عادی است و ممکن است روزهای پنجشنبه، جمعه و تعطیلات هم لازم باشد بیایم. در نهایت همان فرم را پر کردند و از من خواستند دوباره به پالایشگاه غلات بازگردم.
در یک روز دو مصاحبه برای کارشناس بازرگانی داشتیم که سوالات و انتظارها یه جور دیگه بود و مشخص نبود دقیقا چه نقشی میخوان: بازرگانی و بازاریار یا توسعه بازار و یا فعال دیجیتال مارکتینگ. آخرش هم نه درباره حقوق صحبت شد و نه مزایا. رفتار حرفهای وجود نداشت و برنامهای برای مصاحبه ارائه نشده بود. کل تجربه خوب نبود و نتیجه هم بعد از دو ماه مشخص نشد. آیا با تجربهای در بازاریابی شبکهای آشنا بود؟ ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت پیگیری و تلاش بود.
با وجود تبلیغ برند معتبر، تجربه من از کار در زر فروکتوز نشان میدهد که فرایند مصاحبهها به شکل نامنظم و پر از ابهام پیش میرفت. من چند فرصت خوب را به خاطر این شرکت از دست دادم و در نهایت دوباره پشیمان شدم. رزومهام را فرستادم اما همراستایی واضحی بین نیازهای شغلی و توضیحات کارفرما نبود؛ مشخص نبود کدام نقش دقیقا منظورشان است و چگونه مراحل ارزیابی پیش میرود. در هر مرحله از فرایند، به نظر میرسید که برنامهریزی چندان مشخصی وجود ندارد و تصمیمات بهطور ناگهانی تغییر میکرد. برای کسانی که قصد شرکت در مصاحبه دارند، بهتر است زمانشان را به دقت مدیریت کنند و انتظار معجزه از این شرکت نداشته باشند. به نظر میرسد ارتباط با داوطلبان بیش از هر چیز به رابطه دوستانه یا پارتیبازی وابسته است و اینکه تا چه حد با شما سازگاری دارند. در بخش ارزیابی هم دیدن درخواستهای نامتعارف از نظر روانشناسی وجود داشت و واقعا احساس ناخوشایندی ایجاد میکرد. نکتهای که بهعنوان نکته منفی میشود برشمرد این است که برخی از وظایف و معیارهای انتخابی بیشتر به ظاهر و تیپ فرد وابسته بود تا به توانمندیهای واقعی کاری. در نتیجه، برند یا شهرت شرکت به هیچوجه جای اعتماد کامل را نمیدهد.
در مصاحبه با تیم بیزنس آنالیست یکتانت با رفتاری نسبت به من روبهرو شدم که به شدت توهینآمیز و از بالا به پایین بود. مصاحبهکننده به شدت با ادبیات خاصی صحبت میکرد و رفتار تحقیرآمیز داشت. من برای مصاحبه با مدیر تیم تکنولوژی ملاقات کردم و سوالاتی که پرسید چندان ربطی به کار نبودند و اغلب بیربط به نظر میرسیدند. به نظر میرسید رزومه را به درستی بررسی نکرده بود و با تمسخر به برخی نکات اشاره میکرد. نتیجهاش هم این بود که تجربهام نسبتا ناراضی و بد بود. برای دستیابی به پاسخگویی، از من درباره توزیع پواسون سوال کردند، هرچند من بلد بودم اما فکر نمیکنم در مجموعهی کارهایشان تا به حال از این مفهوم استفاده شده باشد.
در اولین مصاحبه برای موقعیت BI و IT Generalist در شرکت یکتانت، فرایند آغازین با آزمون GMAT حدود بیست دقیقه طول کشید. سپس مدتی طول کشید تا منابع انسانی پاسخ بدهند و در طول این انتظار، حس کردنی پرتوقفی و بینظمی حاکم است. زمانی که بالاخره سوالات ارائه شد، تمرکز اصلی بر نقاط قوت و ضعف، دلیل انتخاب رشته و اهداف شغلی بود و هرگز درباره مهارتهای فنی پرسشی مطرح نشد. واکنش تیم مصاحبهکننده تا حدودی مغرورانه به نظر میرسید و رفتار آنها هم مناسب نبود. از ابتدای کار انتظار داشتم برگه سوالی به دستم برسد، اما به نظر میرسید هماهنگی لازم بین مراحل وجود ندارد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.