در اونجا شخصی cto که به شدت بی فرهنگ و عقده ای حس.......ده که حالا جاشو داد به ف......ج این شخص به جای اینکه ضعفتو بگه درجا به فکر اخراج کردنه یعنی ماه ها میشینه فکر میکنه که نیرو رو با چه بهانه ای اخراج کنم به شدت در این شرکت زیراب زنی و پاچه خواری رواج داره زن ها و مردهایی که ضعف جنس مخالف دارن پروژه ها رو از صفر بدون مشکل بالا میاری میگن هنوز عملکردت خوب نیست و به اسم جناب ف.......ج..... تموم میشه مصاحبه های الکی و طولانی و از برنامه نویس مصاحبه شونده یک پروژه بسیار بزرگ میگیرن و کدهارو برای خودشون بر میداردمزایا هم روبه کم شدن و امنیت شغلی بدون پاچه خواری و زیرآب زنی صفره
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت کوتاهی اونجا بودم بدون یک ریال دریافتی و همکارای دیگه هم همین شرایط رو داشتن. چیزی که این موضوع رو حادتر و غیر قابل تحمل تر میکرد این بود که مدیریت(!) اونجا بابت این موضوع شرمنده و خجالت زده نبودن و گویا روال عادی چندسالشون شده و جالبتر اینکه فاز طلبکار هم داشتن. قبل اینکه برید اونجا با چند نفر مشورت کنید.
1.عدم پرداخت حقوق به موقع به طوری که حقوق شما در سه وعده با فاصله های یک هفته یک هفته پرداخت میشود! یعنی عملا شما تا حدود اواخر ماه خیلی شانس اورده باشید نصف حقوقتون رو گرفته باشید همینطور سنوات و عیدی رو توی خواب باید ببینید چون وقتی برید هیج تسویه ای در کار نیست و اگه حالشو دارید باید شکایت کنید 2.عدم وجود امنیت شغلی با شرکتی که با مدیرعاملش کلا 8 نفرید! و جوری حق و حقوقتون رو میخورن که تا انتقاد یا اعتراضی کنید اخراجید 3.محیط کاری فرسوده با سیستم های 14 سال پیش مانیتور های 15 و 17 اینچی و دیوار هایی با گچ ریخته و بوی موندگی واحد با حداقل نظافت به طوری که روزانه صبح که میخواید پشت میزتون بشینید دیدن 4 5 تا سوسک مرده زیر میز و صندلیتون براتون یه فانتزی عادی میشه 4.مدیرعاملی متوهم که با کلا 8 نفر پرسنل، این دفتر قرون وسطایی رو هلدینگ پافکو میدونه و شما عملا حتی آبسرد کن یا چایی هم ندارید و برای مصرف آب خنک باید برید دفتر مدیرعامل چون فقط تو دفتر خودش آبسرد کن و چای گذاشته و خودم حقیقتا باورم نمیشد که تا این حد یه نفر عجیب باشه ...و در آخر تو این دفتر( مثلا شرکت) هیچ کرامت انسانی ای وجود نداره، ن احترام میبینید و ن رنگ پول و حقوق و آرامش، البته اگر از کثیفی بیش از حد سلامتیتونم از دست ندین
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چندصفحهای طولانی فرستاد که تکمیلش زمانبر بود؛ فرصت زیادی برای ارسال نداشتم اما دوباره با ادب تماس گرفتند و تأکید کردند که حتماً ارسال کنم. پس از ارسال فرم، یکی از اعضای تیم فنی با من تماس گرفت و چند سوال نسبتاً ساده از من پرسید. یک تست هم ارائه شد که با تأخیر فرستادم، اما پذیرفته شدم. سپس مدیر بخش و واحد منابع انسانی تماس گرفتند؛ برخوردشان خیلی خوب و محترمانه بود. مدیر پروژه سوالات پایهایتری مطرح کرد و HR از امکانات، مزایا و وضعیت شرکت توضیح داد. در کل فرایند منظم و محترمانه پیش رفت و انرژی منفی در آن حس نکردم؛ الان منتظرم تکمیل شود و کار را آغاز کنم.
در مدت کوتاهی که در واحد منابع انسانی این شرکت کار میکردم، تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم. فضا پر از روابط خانوادگی و دوستی بود که کار را به شکل غیرمنصفانهای تحت تأثیر قرار میداد. آنطور که به من میگفتند، ارتباطات شخصی روی تصمیمگیریها تأثیر میگذاشت و یک نفر که زیر نظر من بود، با مدیر ارتباط خانوادگی داشت و مدیر هم بدون اینکه به من اطلاع بدهد، برای او مرخصی میداد. چنین وضعیتی باعث میشد نتوانم به راحتی از حقوقم دفاع کنم، چون دوطرف با هم رفیق بودند. همچنین مشاهده میکردم برخی کارمندها بدون اینکه نظر من را لحاظ کنند، استخدام میشدند. اوضاع از این هم بدتر بود؛ در دورههای بودجهبندی دویست-سههفتهای، سه تا چهار شب بهطور مداوم تا ساعات پایانی شب در شرکت میماندیم و این فشار روی خانوادههایم تأثیر میگذاشت. مدیر با وجود درخواستهای مکرر برای تقسیم کار، اصرار داشت نگه داشتن نیرو تا چهار صبح حق اوست. به طور خلاصه، هیچ توصیهای برای کار در واحد منابع انسانی یا مالی این مجموعه ندارم و خوشحالم که از آنجا فرار کردم.
برای منِ نویسنده، فضای شرکت چندان دلگرمکننده نبود و برخلاف ظاهر polished آن، دسترسی به کار درست همیشه با مشکل روبهرو میشد. مدیر شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و تبلیغات توجه داشت و دنبالِ اعتبارسازی بود تا انجام کار واقعی؛ خیلی نمایش و ریا در صحنه بود. حقوق به موقع پرداخت نمیشد و بیمه هم به شکل درستی برقرار نبود. تبلیغات زیبا و ستایشهای بیرونی را نباید مبنا قرار داد؛ کسانی که از شرکت تعریف میکردند، یا مدیر یا بستگان نزدیک او بودند و ما هم در آن محیط مجبور میشدیم نظرات ساختگی بدهیم. فضای کار به شدت سمی بود و جوِ زیرآبزدن، چاپلوسی و پارتیبازی بین همکارها به شکل قابل توجهی وجود داشت.
شرکت مهندسی تفاوت برای من تجربهای بود که با وجود حقوق و مزایا واضح نیست، اما میخواهم از نگاه خودم بگویم. تصمیمهای مالی در اینجا با مالکین اصلی است و مدیران روزمره نقشی در تعیین آنها ندارند؛ بنابراین انتظار انعطاف یا قدردانی زیادی از آنان بیجا است. معمولاً افراد بااستعداد دوام زیادی در اینجا نمیآورند و جابهجایی کارکنان نسبت به حد انتظار بالاتر است. پایه حقوق معمولاً به نرخ نصف خواستهام در نظر گرفته میشود و بهطور معمول بخش اول در ابتدای ماه پرداخت میشود، اما باقی بخشها ممکن است بدون نظم مشخص در وسط ماه یا حتی ماه بعد واریز شود. روند واحد فنی به صورتی مشخص و منظم نیست و فرآیندها سنتی و اداری هستند که کار را دشوار میکنند. مدیر فنی تجربه کار کردن از دید کارمند را ندارد و در نتیجه درک مشکلات نیروها برایش سخت است. اغلب مدیران بخش با هم فامیلاند، بنابراین انتظار تغییر جدی ساختاری نباید داشت و اگر با رفتارهایشان ناراحت شوی، احتمالاً خودت از کار کنار میگذاری. هرچند مدیر فنی تا حدی با اصول کسبوکار آشناست، اما در مباحث اپلیکیشن و معماری نرمافزار دانش کافی ندارد و گاهی با اعتماد بهنفس کاذب و تفکری که «نوی من همیشه درستام» در کار دخالتهای بیجا میکند. مرزبندی مناسب بین خودش و کارکنان هم ندارد و رفتارهای گاهی بچهگانهاش باعث دلخوری و حواشی میشود؛ این سطحینگری حتی در مصاحبههای فنی هم مشاهده میشود. خلاصه اینکه اگر دنبال تجربه تازهکاری هستی و میخواهی سالی یکبار با حوزههای مختلف IT و طراحی نرمافزار آشنا شوی، این شرکت تا حدودی میتواند مناسب باشد؛ اما اگر باتجربهای و دنبال کارهای مهمتر و حقوق و مزایای بهتر هستی، گزینهی مناسبی نیست. اگر بخواهی بیشتر بدونی، به سایت رسمیشان مراجعه کن.
برای یک سال در شرکت اسکواد تجربه کار داشتم. آنجا مدام با بهانههای مختلف حقوقم را کم میکردند و اگر در طول کار حتی به صورت مختصر میخندیدم، به سرعت تذکر میگرفتند. اگر از شرایط کاری خسته میشدم یا تصمیم به استعفا میگرفتم، بلافاصله از من شکایت میکردند تا خسارت بگیرند.
به طور کلی با مدیر منابع انسانی روبهرو میشم که ادعا میکنه رشتهش روانشناسیه، اما رفتارهاش خیلی بیادبه و بدبرخوره و به نظر نمیرسه واقعاً بتونه با آدمها درست ارتباط برقرار کنه یا موضوع رو بفهمه. با خیلی از نقدهایی که بقیه نوشتن تا حد زیادی موافقم؛ این شرکت به خاطر بازار بورس و سوددهی عجیبغریب رشد کرده، نه بهخاطر توان فنی. با یکی از مسئولان مصاحبه صحبت کردم که کلی از سوادش حرف میزد، اما از لحاظ فنی معمولی بود و بیشتر جاروجنجال میکرد تا کار درست انجام بده. اضافهکاری رو هم بهحساب نمینویسند. دو دفتر دارن و اوضاع نظم و مدیریتشون خیلی ضعیفه. اگه با مدیریت ارتباط داشته باشی حقوقهای خیلی بالا میگیری، وگرنه ممکنه زیر دست یکی از فامیلهای مدیر بندازهت که اصلاً بلد نیست کار رو درست انجام بده. مدیران ارشد هم با هم رابطهی خوبی ندارن. اگه سابقهات زیاد باشه احتمالاً به سرعت مدیرت میکنن، مهم نیست سوادش رو داشته باشی یا نه. نکتهی عجیب دیگه اینه که کسی که ده سال تجربه داره ممکنه در اینجا از کسی که تنها پنج سال توی شرکت بوده کمتر حقوق بگیره، چون فرمول حقوق بر پایهی سابقه در شرکت حساب میشه — در حالی که شرکت واقعاً سالها پروژهی جدید درست و حسابی لانچ نکرده. خلاصه اینجا خیلی باندبازی و پارتیبازی هست. و وقتی بعضیها میگویند «اینجا بهشته» و نظرات منفی رو جانبدارانه میدانند، باید بگم اینکه نظر اکثریت رو زیر سوال میبرم نشون میده تجربهم کجاها محدود بوده؛ اینکه برای من خوب بوده دلیل نمیشه برای همه خوب باشه. دستمالتو بردار و برو کارت رو انجام بده.
به طور کلی مصاحبه در این شرکت ۳ مرحله داره: ۱-فنی اولیه (آنلاین) ۲- مدیر فنی(حضوری) ۳-منابع انسانی از نظر هماهنگی و تایم مصاحبه و اینا تقریبا همه چی اوکی بود. هر چند از زمانی که رزومه فرستادم ۱ ماه طول کشید بررسی کنن و برای مصاحبه دعوت کنن. مصاحبه اولیه آنلاین برگزار شد. سوالات خیلی کلیشه ای و انگار از روی کتاب میخوندن و میپرسیدن. اصلا تجربه کاری و سطح سنیوریتی طرف براشون مهم نیست، انگار دارن نیروی جونیور میگیرن و سوالات جزیی و کلیشه ای. بعضی هاش اینقد مسخره بود که بهشون میگفتم این چیزا رو میدونم اما یک بار هم در طول ۱۰ سال گذشته به کار نیومده! خلاصه که مصاحبه کننده خودش اونقدر حرفه ای نیست که بفهمه برای چه پوزیشنی و سطحی داره مصاحبه میکنه تا نحوه مصاحبه و سوالات رو تنظیم کرده باشه. یه قالب، برای همه. خیلی هم مسخره. نتیجه بعد از ۲ هفته با پیگیری خودم بهم گفتن قبول شدی و مرحله بعدی با مدیر فنی. مدیر فنی آفای سلیمانی یه جوان حدودا ۳۵ ساله که تازه ۵ ماهه اینجا CTO شده. بماند که وقتی تجارب قبلیش رو هم میخوندم به نظرم خیلی منطقی نبود. (توی لینکدین هست) با اینکه نیمساعت زودتر هم رسیدم باز هم مصاحبه با یه ربع تاخیر از تایم ست شده انجام شد. توی این یه ربع محیط شرکت رو یه دید زدم و بدک نبود. شبیه محیط های استارتاپی بود. درهم ریختگی کاری رو میشد توی رفتار آدم ها دید. مصاحبه شروع شد، مشخص بود رزومه کاری من رو از قبل خونده بود و از هر قسمت یه نکته پاورقی هم از قبل خونده بود که حین مصاحبه سعی کنه منو گیر بندازه. مشخصه طرف توی اون حوزه کار نکرده، چون سوالاتی که میپرسید بیشتر حالت تئوری محض داشت، توی کار هیچوقت بهش بر نمیخوری. مشخص بود رفته بود در مورد اون حوزه و تکنولوژی ای که من کار کردم مطالعه کرده و چند تا نکته خاص رو حفظ کرده بود که بتونه مچمه بگیره!!! منم که آدمی نیستم خیلی تفت بدم، اگر چیزی یادم نباشه یا دقیق بلد نباشم رک و راست میگم «نمیدونم». معلوم بود با هر «نمیدونم» من چشماش برق میزد!! انگار که آره دارم مچتو میگیرم!! ههه!! حین توضیحات من یهو الکی توی یه مواردی خیلی ریز وارد میشد، انگار دنبال یه چیزی بود، نمیدونم بهشون رسید یا نه، اما آخرش لو داد که دنبال اینه ببینه من دقیقا اونجا چه نقشی داشتم. گفتم خب من یه مهندسم! تسک میاد و من انجام میدم!! اما نظرش این بود حتی جونیور هم باشی بالاخره باید یه تز هایی داده باشی و تا تهش رفته باشی که بتونی به شرکت بعدی ارایه بدی بگی من این دستاوردها رو داشتم!! ولی ظاهرا با دستاوردهای عددی حال نمیکرد. توی دلم گفتم خب قرار نیست همه مثل تو نتیجه کار تیمشون رو به اسم خودشون ببرن جای دیگه ارایه بدن!! اون چیزی که توی ذهنته نتیجه زحمت کل تیمه نه یک فرد!! خلاصه آخراش الکی به اسم اینکه جلسه دارم مصاحبه رو زود تموم کرد و حتی زمان نداد که من سوالامو بپرسم. انگار من دارم بازجویی میشم. میگم الکی چون بعد از جلسه دیدم که توی لابی شرکت داشت واسه خودش میچرخید!! همینقد ضایع! بعد از ۲ روز همون ایمیل کلیشه ای رو فرستادن که رد شدی و با یه نفر دیگه که مرتبط تره ادامه دادیم. مشخص بود اینم دروغ میگن، چون همون روز دیدم که دوباره همون آگهی قبلی رو زدن. دقیقا همون متن ولی تاریخش امروز بود. مشخص نیست اصلا نیرو میخوان یا نه. چی میخوان، با خودشون چند چندن! خوشحال به همچین آدم هایی هم تیمی نشدم! مرسی که خودشون رو اینقد زود نشون میدن که آدم تکلیفش رو بدونه!!!
بدترین تجریه کاری که میتونستم داشته باشم
بابت این شرکت احساس سردرگمی داشتم و خیلی دوست داشتم کار کنمش. اولین بار با واحد منابع انسانی صحبت کردم و موافقت گرفتن، سپس مدیر واحد هم تأیید کرد. جلسه حضوری و آموزشی هم برگزار شد و به خاطر همین انتظار کشیدم و فرصت دیگری رو از دست دادم. قرار بود هفته بعد جلسه فنی برگزار بشه، اما از همون نخستین جلسه خبری نشد. پیام فرستادم و تأیید هم شد، ولی جوابی نگرفتم. به طور کلی حس میکنم فقط وقت مارو میگیرن؛ شرحوظایف رو اول میگن و بعد به مرور آنها رو اضافه میکنن. به خاطر نباید به ظاهر شرکتها اعتماد کرد و گول اسم بعضیشون رو نخورد. یادمه منابع انسانی در مصاحبه خیلی سردرگم بود و نتونست جلسه رو به خوبی مدیریت کنه.
فقط امیدوارم تاوان کاراشو پس بده مدیریت تو این وضع اقتصادی وقت و امید به زندگی و پول و عمر ما رو دزدید بخاطر ندادن حقوقم من مجبور شدم طلاهامو بفروشم همکارای دیگه گوشیاشونو طلاهاشونو ارز های دیجیتالشونو فروختن برای گذران زندگیشون و پس انداز های چند سالشونو از دست دادن نتونستن اجاره هاشونو پرداخت کنن. مهم نیست چه مبلغی توافق کنینبرای حقوق شما حقوقتونو حقوقتونو 10 نهایت 15تومن در نظر بگیرید چون تین حداکثر پولیه که میتونید به ازای هرماه کارکردنتون دریافت کنین. اگه کار پیدا کنین بخوایین در بیایین با بهانه ی اینکه 60 روز کاری باید میموندین از مبلغ قرضی که بهتون داره کم میکنه و همچنین اگه زودتر از 1 سال دربیاین مبلغ جریمه حدودا 6 تومن باز از قرضی که بهتون دارن کم میشه. هیچ ماهی بهتون فیش حقوقی نمیدن با هزار بهونه. بعد اینکه از شرکت درومدین حداقل 1.5 - 2 سال بعد میتونین پولتونو پس بگیرین اونم اگه دلشون بخواد و ازشون شکایت نکرده باشین بخاطر گرفتن حقتون. بیمه هم توافق میشه ولی پرداخت نمیشه. هیچ کدوم از اون افرادی توی مصاحبه و مراحل استخدام و خود مدیریت که با بی وجدانی تمام بهم گفتن که تو حقوقا تاخیر نداریمو نمیبخشم. وقتی بهشون میگفتیم تایم حقوق ما طلا فلان قدر بود الان هنوز حقوق مارو ندادین طلا شده فلان قدر با پررویی تمام میگن مگه اگه به وقتش میدادم طلا میخریدی؟ به جرعت میتونم بگم جزو بی وجدان ترین و پرروترین و بی شرم ترین آدماین که دیدم. واقعا امیدوارم تاوان دربدری و اعصاب خوردی و تلف کردن عمر و اعصاب و روحیه تمام ادمایی که مجبور بودن و هستن با گدایی ازتون پول و حق خودشون رو درخواست کنن پس بدین. رئیس شرکت هیچ چیزی به نام خودش نداره که در صورت شکایت دستمون به جایی نرسه حتی ماشین و خونش و از کارت ها و حساب بانکی افراد دیگه استفاده میکنن.
در گروه گلدن گیت فامیلی تجربهای از مصاحبه داشتم که با دوختگی زمان و بیانضباطی تیم منابع انسانی همراه بود. ابتدا پروژهای را معرفی کردند که سطح زیادی از وقتم را گرفت، سپس در مراحل بعدی برای مصاحبهها به موقع حاضر نمیشدند و رفتاری نشان میدادند که انگار حضور من اهمیتی ندارد. چنین روال دو بار تکرار شد و حتی بهانههایشان هم تکراری و بیاعتبار به نظر میرسید. پس از چند مرحله مصاحبه ظاهراً تصمیم به همکاری داشتند اما خبری به من ندادند و مدتی طول کشید تا از جانب خودم پیگیری کنم. وقتی با آنها تماس گرفتم، گفتند درگیر کارهای دیگری هستند. بهطور کل فرهنگ کاری شرکت را ناامیدکننده دیدم و پیشنهاد نمیکنم به سمتشان بروید.
باعث حیرت منه که بدون واسطه با بنیانگذار تماس داشتم و هر بار گزارش میدادم با چه کسی صحبت میکنم، حتی همکاران هم باید این تایید را از او بگیرند. در اینجا همه حتی سطحهای پایین هم به طور مستقیم به بنیانگذار وصل بودند و برای صحبت با مشتریهای گوناگون باید همان لحظه تأیید بگیرند. میگویند به همدیگر احترام میگذارند، اما واقعاً در عمل از اهمیت کافی برخوردار نیست. شاید حرفم صریح باشد، اما این تجربه من بود و به هیچکس توصیهش نمیکنم.
یک ساله توی این مجموعه کار میکنم. خوشم اومد که کارها فرایندمحورن و ساختار دارن، و اینکه مدیرها حتی زحماتِ آدم رو وقتی خارج از وظیفش بوده میبینن و بابت عملکردِ خوب بازخورد میدن. خلاصهً محیطی هست که حس میکنم حداقل تا پنج سال دیگه میخوام باهاش ادامه بدم. ممنون از مدیریت و مخصوصاً مدیریت مالی.
سلام وقتتون بخیر مصاحبه انجام شد بنده رو به زور به دلیل عدم امضای قرارداد از شهرستان به تهران کشوندن ساعت ها از شعبه به شعبه دیگر ارجاع دادن و پس از اخذ قرارداد بعد از برگشت به شهرستان قرارداد رو بدون هیچ دلیل منطقی فسخ کردن و ادامه همکاری صورت نگرفت زمان و هزینه ای که برای این سفر کارمندی مثل من پرداخت شد بسیار گزاف بود برای مدیریت این شرکت متاسفم
سلام وقتتون بخیر شرکت خوبی بود منتها بی نظمی در اون موج میزد تمام افراد تیم برای خودشون کار میکردن و مدیریت فوق العاده ضعیف
برای کارشناس ارشد منابع انسانی رزومه دادم و تایید اولیه شد ۴۰ روز بعد ساعت ۷ غروب تماس کرفتن و مصاحبه انلاین برای چندروز بعد ست کردن بعد گفتن تو بله لینک میفرستیم که تا ۱ ساعت قبل مصاحبه نفرستادن خلاصه راس ساعت انلاین شدم اما دیدم کسی داخل روم نیست پیگیری کردم بعد از ۱۰ دقیقه یه خانم ا.پ که خودش به اصطلاح کارشناس شریک تجاری بود انلاین شد نکته اینکه درست نیست کسی که سطح پایین تر و تجربه غیر مرتبط و سطحی نسبت به اون شاخه داره برای مصاحبه انتخاب میشد .بعد از سلام علیک گفتن نت شما ضعیفه منم گفتم یکبار ریکانکت کنم البته این روزا هم که مشکل نت همگانی و باید اینو درک می کردن که نکردن بعد از استارت دوباره دیدم رفتن از روم و باز پیگیری کردم گفتن تایم مصاحبه تموم شده و اولین فرصت دوباره ست میکنیم منم منتظر بودم تا ۲ هفته بعد ایمیل گرفتم که رد شدین !!!!! اصلا مصاحبه نکردن که بخوام رد بشم و مطمعنم اون خانم همدلی، درک عمیق و تجربه لازم رو برای مصاحبه نداشت که شاید این فرصت برای افراد مهم باشه پس با حس مسیولیت پذیری پیگیری کنن انگار یکی از افراد خوانواده خودشون باشه. پس موضوع رو حتی به مدیر منابع انسانی گفتم جالب اینکه ایشون عکس العمل خاصی انجام نداد !!! قطعا اگر اچ آر با کیفیتی داشتن حتما پیگیری میکردن تو ارزیابی اون مصاحبه کر تاثیر میدادن اما فهمیدم کلا داغونن و خوب شد قسمتم نشد برند کارفرمایی ضعیف و تیم اچ آر که نیاز به توانمند شدن داره متاسفم واقعا یوقت اینجارو انتخاب کردین بدونین که اچ آری با کیفیتی بابت رسیدگی به مسایلتون وجود نداره و به دنبال نیرو باکیفیت نیستن فقط اگه باهاتون حال کنن یا اون خانم احساس کنن ظاهری شبیه خودشونی استخدامی کاملا سلیقه ای
اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم فاجعه تمام عیار!! اینهمه تجربه کاری داشتم همچین چیزی ندیده بودم اصلا شبیه چیزی که نشون میدن نیستن کلا شرکت روی هواست نه حقوق شبیه چیزیه که توافق میکنی نه رفتار منابع انسانی به شدت استعفا و تعدیل دارن و هرکی میاد اینجا سریع میره منم دنبال کار هستم زودتر خارج بشم از این محیط وقت و انرژی خودمو هدر دادم متاسفم براشون
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.