یک مرحله مصاحبه رفتم که فنی بود. چون من در رزومم نوشته بودم برنامه نویس فرانت اند کار کردم؛ در این خصوص از من سوال شدو با سئوالای فنی من رو به چالش کشیدن و حالم ی کم بد شد چون بعضی سئوالات رو نتونستم جواب بدم.
آخرین تجربهها
سوال هایی که از من پرسیده شد بیشتر از اینکه مهارت نرم رو در نظر بگیره دانش رو در نظر میگیرفت. یکی از principle های اجایل رو بگو. یا مثلا شاخص های سلامت محصول رو نام ببر. برای همین فکر میکنم یه آدمی رو میخواستن که جدای از تفکر پروداکتی روی این جور تئوری ها هم تسلط داشته باشه. کلا یه حس مچ گیری هم داشتم. یعنی انگار که منتظر بودن یه جوابی بدم و بعد اون جواب رو انقدر به چالش بکشن که بعد تو فکر کنی اشتباه جواب دادی. در کل من خیلی احساس راحت بودن نداشتم. و سوال ها رو هم از جنس مدیرمحصولی ندیدم. حالا شاید اونا توقع و نظرشون چیز دیگه ای بوده.
قبل از اینکه برم برای مصاحبه بهم گفته بودند که آن پیج رو بررسی کنم و توی یه فایل براشون ارسال کنم منم همین کار رو کردم و نزدیک ۱۴ صفحه ایراد از سئو داخلی مکتوب و ایمیل کردم . با خودم فکر کردم که من در مصاحبه با یک تیم حرفه ای گسترده طرف هستم و گفتم الان من رو با کلی سوال توی چالش بندازند . بعد که در دفتر علی بابا در خ مطهری حضور پیدا کردم مصاحبه توسط یک نفر انجام شد ! ایشون گفتند که چندین ماهه کل مسئولیت سئو در دست ایشون بوده و تنهایی این کار را انجام می دادند که من بسیار از این موضوع تعجب کردم که چطور شرکت به این بزرگی با این همه نتایج برتر در گوگل باید توسط یک نفر اداره و نگهداری میشد. جالب تر از اون که سوالاتی که میپرسیدند بسیار مضحکانه بود و در حد چنین شرکتی نبود . به طور مثال فرق html5 با نسخه قبلی چیه ؟ از سئوکارها کیارو میشناسی ؟ و از این جور سوالات . سوالی که از همه بیشتر متعجب شدم این بود که توقع داشتند با برنامه نویسی سمت بک اند آشنایی داشته باشم در صورتی که نیازی نیست و اکثریت متخصصین سئو برنامه نویسی سمت بک اند نمی دانند .در کل توقع داشتم سوالات چالشی و ارتقاء رتبه سایت در حوزه های مختلف کاریشون مثل تور ها ازم سوال بشه و سولوشن هایی را مطرح کنم و بیشتر خودم را برای ارائه راهکار اماده کرده بودم ولی زهی خیال باطل … خیلی هم نگاه بالا به پایین داشتنند در صورتی که با بررسی بیشتر متوجه می شوید این سایت با تبلیغات گسترده و هزینه ای گزافی که میکنند بالا امده ! نه از راه کار های علمی و منطقی. در کل از رفتنم پشیمان شدم و به کسی توصیه نمیکنم بره .
شاید از بین تمام کسانی که تجربه مصاحبه در علی بابا را داشتند من تلخ ترین خاطره را داشته باشم .وقتی برای مصاحبه در علی بابا رفتم ۸ سال سابقه کار مفید توی شرکت های معتبر و بزرگ ایرانی داشتم .مصاحبه فنی من خیلی خوب بود تقریبا ۹۵ درصد سوال ها را جواب دادم .بعد از یک هفته از مصاحبه فنی برای مصاحبه منابع انسانی صدام کردند .مصاحبه طولانی بود و تاکید داشتند که ما خودمون را جزئی از سازمان می دونیم و حتی اگر لازم باشه تا ساعت ۱۱ می مانیم. منم چون کار عملیاتی زیاد کرده بودم برام مسئله ای نبود .گفتن خبر میدهیم .بعد از یک هفته تماس گرفتند که تبریک میگیم شما تو مصاحبه قبول شدید و ما برای تاریخ شروع کار با شما تماس میگیریم .شما هم قول بدید که دیگه با جایی مصاحبه نکنید .۳ هفته بعد تماس گرفتند گفتند ما به تخصص شما نیاز داریم اما واقعیتش یک نفر دیگه قرار شده یک خبری به ما بده میشه دو هفته دیگه هم صبر کنیم .من عجله ای نداشتم پذیرفتم .بعد از کلی تردید تماس گرفتند گفتند برای شروع کار بیا و مدارکت را بیار .از همان روز اول شروع کردند به چالش کشیدن من می گفتند چون شخصی که من میخوام ازش کار تحویل بگیرم میخواد به خارج از کشور بره ۳ ماه فرصت نداریم که کار را تحویل بگیری باید زودتر کار را تحویل بگیری .ده روزی بیشتر نشده بود و من هنوز نتونسته بودم توانایی های مو نشون بدم صدام کردند گفتند شما کارت خوبه اما اون خلاقیت ای که ما میخواهیم نداری من خیلی جا خوردم چون در تمام ۸ سالی که کار کرده بودم همه مدیران از توانایی هام تعریف میکردند و هنوز هم بهم پیشنهاد کار میدهند .بعد از اون روز به مدت یک هفته کاری به من داده نشد .من از این وضعیت خسته شده بودم گفتم اگر نمی خواهید بهم بگید من خودم استعفا را میدم چون نمی تونم با این شرایط کار کنم .گفتند پیشنهاد خوبی چون شما خیلی تو مصاحبه درخشیدی اما تو این ده روز نتونستین انتظارات ما را برآورده کنی .منم با توجه به شرایط استعفا دادم و قطع همکاری کردم .بعدا متوجه شدم فردی که منتظر تماسش بودن بهش گفته پشیمون و میخواد باهاشون کار کنه .من کار کردن تو علی بابا را به کسی توصیه نمی کنم چون به نظر این رفتار انسانی نیست و اعتماد به نفس چندین ساله آدم ها را زیر سوال میبره .من در حال حاضر در یک شرکت بزرگ با همین سمت و حقوق بیشتر مشغول به کار هستم . توصیه من به دوستان .هر جایی میخواهید استخدام بشید حتما تحقیق کنید بعضی از شرکت رنگ و لعاب زیبایی دارند .
مصاحبه ها اصلا جالب نبود. سعی نکردند بیشتر استرس بدند و خودنمایی کنند تا یک مصاحبه حرفه ای. بدترین موضوع هم عدم صداقت در مصاحبه بود. به طوریکه در مراحل مختلف مصاحبه موارد ضد و نقیضی می شنیدم … مثلا یکی شون می گفت بیمه تامین اجتماعی مون کامله، ولی نهایتا از دوستام که کار می کنند اونجا متوجه شدم بیمه به اندازه حداقل حقوق رد می شه! سوالات هم کاملا کلیشه ای بود و حوصله سر بر حس خوبی نداشتم و هر زمان اسم علی بابا رو می بینم یاد روز مصاحبه و تجربه بدش میافتم. به نظرم تو گزینه های آخرتون باشه …
مصاحبه با HR واقعا احمقانه بود. وسط مصاحبه معلوم شد دوتا دوست مشترک با مصاحبه کننده داریم و شروع کرد از علیبابا و مدیرانش بد گفتن و گفت اصلا اینجا نیا خودمم دارم میرم! مصاحبه بعدی با یکی از مدیران شرکت بود و با نیم ساعت تاخیر شروع شد، بدون اینکه بابت تاخیر عذرخواهی کنن. سوالات بیشتر راجعبه الکسا و مارکتینگ بود، از پروسه دیزاین و درست کردن بکلاگ هیچی نمیدونستند و اگه کسی مصاحبه رو نگاه میکرد حتما فکر میکرد منو برای پوزیشن سئو میخوان استخدام کنن. خیلی از خودشون تعریف میکردن و اینکه دویست سیصدتا برنامهنویس دارن و اتاق استراحت دارن و ماهر میدن و کارشون خیلی درسته. چندتا کلمه واقعا نامودبانه هم گفت ایشون که به نظر من نشونهی فرهنگ پایین ایشون و کل شرکت بود. دفترشون به شدت شلوغ و به هم ریخته بود و مشخص بود که فرهنگ اوپنآفیس رو ندارن و چون به نظرشون جالب بود گذاشتن. چند روز بعد یک نفر رنگ زد و گفت «سلام، کی میایی؟» احتمالا به نظر خودش خیلی کول و بامزه بود. حتما با بقیه که اونجا کار میکنند صحبت کنید قبل از مصاحبه. گول تبلیغات و اسم شرکت رو نخورید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: احتمالا اینکه بیادب و لمپن باشی تاثیر مثبتی خواهد داشت.
تقریبا سه مرحله مصاحبه رفتم. دوتا با HR و یکی با دوتا از مدیران محصول سوالات منابع انسانی بیشتر حول محور تیپ شخصیتی و رفتار تیمی بود و البته کمی خنده دار. مثال اگر تو یه آجر از یک ساختمون باشی، دوست داری کجای دیوار قرار بگیری یا و سئوالات مربوط به مدیر محصول تخصصی تر و فنی تر بود.که به نظر با توجه به تجربه کاری منتظر سوالای جون دار تری بودم هرچقدر نیروی منابع انسانی خوش برخورد و گرم بود و مصاحبه طولانی و حدود دوساعت طول کشید افراد فنی خیلی سرد و بی حوصله رفتار کردندو کم تر از نیم ساعت مصاحبه تموم شد و همین طور پیگیری تیم منابع انسانی برای برگزاری جلسات عالی و با سرعت بود ولی روند پاسخ نتیجه مصاحبه بعدپیگیری های ایمیلی بعد از یک سال همچنان بی پاسخ مونده :))
مصاحبه ها بسیار پویا بود و سوالات جزیی پرسیده نشد بیشتر سوالات برای سنجش توانایی حل مساله و نحوه برخورد با چالش ها بود. فضای مصاحبه بسیار دوستانه بود.اولین جایی بود که برای سوالات من پس از مصاحبه، مصاحبه کننده انقدر زمان اختصاص داد. در کل اشتیاق و تمایل به تجربه و یادگیری از نکاتی بود که به ان توجه میکردند. کلا در فرایندی که بودم دو مصاحبه انجام شد و هر دو چالشی و از نوع مصاحبه رفتاری بودند.
روند شروع بسیار دوستانه و خوب بود. همزمان با دو نفر مصاحبه کردم. مصاحبه برای من بسیار آسون بود و سوالات شامل مباحث ORM، بانک اطلاعاتی اس کیو ال، async programming و یک سوال الگوریتمی آسون بود که من تعجب کردم و در مصاحبه با CTO این موضوع رو مطرح کردم. مصاحبه با خود CTO هم خوب بود ولی خیلی فنی بود و مایل بودم متنوع تر بحث می کردیم ولی فرصت نبود. اگه به چیزی که توی رزومه نوشته مسلطه، برای مصاحبه مشکل خاصی نخواهد داشت.
بسیار پرسنل درجه یک و خوبی داره و از لحظه شروع مصاحبه که با مدیر بخش پشتیبانی بود بدون استرس و با حس خوب ادامه دادم و از مصاحبم لذت بردم. حین پرسیدن سوالات به دقت به صحبت ها گوش داده می شد و با توجه به حرفهای من سوال بعدی پرسیده می شد.من در کل سه جلسه مصاحبه رفتم که جلسه نهایی هم با منابع انسانی برای تعیین حقوق و قرارداد و مزایای شرکت بود که اون هم به نحو احسنت پیش رفت و انجام شد. هرکسی میره مصاحبه توی هر شرایطی با اعتماد به نفس و اطمینان خاطر بره چون تمامی پرسنل اونجا بسیار خوش قلب و خوش برخورد هستن و هیچ استرسی حین مصاحبه بهتون دست نمیده ولی من متاسفانه چون تازه ازدواج کرده بودم یک مقدار رفت و آمد تو شیفت تعطیلی برام مشکل بود برای همین با اینکه خیلی دوست داشتم با این مجموعه بی نظیر همکاری کنم متاسفانه در اون شرایط همکاری ما میسر نشد ایشالا که در آینده افتخار همکاری رو داشته باشم.
یه مرحله مصاحبه با مدیرعامل شدم که بی نظیرترین مصاحبه من در زندگیم بود به شدت محیط دوستانه و بدون استرس بود و منم به راحتی خودم بودم و آخرش هم توی همون جلسه نظرشون رو گفتن مصاحبه اچ آر هم در فضای امن و دوستانه برقرار شد مصاحبه تخصصی ام هم در دفتر حقوقی یکی از پارتنرهای شرکت برگزار شد که اون هم جلسه خیلی خوب و دوستانه ای بود. خودش باشه اگر انگیزه نداره، اگر پشتکار نداره و بزرگ فکر نمیکنه، به فکر کار کردن در علی بابا نباشه… علی بابا برای زندگی کارمندی جای مناسبی نیست علی بابا مناسبه برای کسایی که دغدغه دارن، هدف های بزرگ دارن و به دنبال بستر مناسب برای رشد و تعالی خودشون هستن ویژگیهایی که براشون مهم بود: روراستی اعتمادبنفس تعهد
دو مرحله مصاحبه بود که اولی مصاحبه فنی و دومی مصاحبه Hr . تو مصاحبه فنی سوالات از کلی به جزئی شروع شد، باید مفاهیم رو مسلط باشید، حین مصاحبه از شما خواسته میشه کد بزنید، کد بخونید یا خروجی کد رو حدس بزنید و باید تو تایم معین شده جواب بدید، اما سوالات خیلی سختی نیست که نشه جواب داد، در کل اگر به مفاهیم مسلط باشید و دقت کنید میتونید این مرحله رو پاس کنید. فقط اینکه زمان مصاحبه فنی ممکنه خیلی طولانی باشه و باید سعی کنید تا آخر سوالات رو جواب بدید.
من با یکی از مدیران ارشد علی بابا جهت این پست مصاحبه داشتم. اما سوالاتی که ایشان از من کرد، سوالاتی بود که ارتباط مستقیم با “مدیر محصول” نداشت. ایشون صفحه الکسا رو روی موبایل من باز کرد (توجه کنید، روی موبایل) و ریزالت سایت علی بابا رو نشونم داد و گفت شروع کن به تحلیل کردن. من هم تا جایی که دانش از آنالایتیکس داشتم تحلیل کردم و با هم در مورد اعداد و دلایل اون صحبت کردیم. در آخر، باز هم متوجه نشدم که مدیرمحصول چه ارتباطی با صفحه الکسای سایت علی بابا داشت. غالب شرکت های بزرگ توی ایران، معضل منابع انسانی دارند. علی بابا هم شرکت بزرگ و موفقی هست و از این قاعده مسثنی نیست. پس توقع خاصی از علی بابا نداشته باشید. بدونید جایی میرید که اسم قشنگی داره، اما الزاما قرار نیست فرآیند مصاحبه حرفه ای داشته باشه. ویژگیهایی که براشون مهم بود: من متوجه موردی نشدم.
در مرحله اول با مدیر قسمت پورتفولیو (نیما پیرمرادیان) مصاحبه کردم. یکم راجع به رزومم پرسیدن و از صحتش اطمینان پیدا کردن و دلیل علاقهمندیم به علیبابا را جویا شدن. یکم محتوای کارهم برام توضیح دادن و خواستن ببینن که اکیم باهاش یا نه. در جلسه دوم با یکی از کارشناسان منابع انسانی مصاحبه کردم و اون هم یک سری سوال خلاقانه پرسید ک خلاقیتمو بسنجه (با توجه به موقعیت شغلیم البته) و دوباره یک سری سوال راجع به اخلاقیاتم و توضیحاتی در رابطه با فرهنگ علیبابا و شرایط کاری و … .
مصاحبه منابع انسانی : در مورد شرایط قرارداد و شغل و ساعات کاری و بیمه واینکه ارزش ها چیه و ما چرا متفاوتیم و … مصاحبه با مدیر کسب و کار هتل : دوباره در مورد اینکه ما آینده خلق شده مون چی هست و … و بعدش هم در مورد اسکرام و وظایف مدیر محصول و تجربه کاربر پرسیدند و گفتند تو علی بابا مدیر محصول تحت فشاره و باید به همه چواب بده ولی اختیار زیادی نداره حالا چجوری میخوای مدیریت کنی که به همه جواب بده ولی اختیار زیادی نداشته باشی که من گفتم اگر تناسب نداشته باشه عملا نمیشه به نظرم علی بابا آدم های تشنه موفقیت رو با توجه به برندش جلب میکنه ولی با ایجاد فضای ساختگی و هیجانی بدون اینکه ارزش خاصی به کارمنداش بده فقط اونها رو به آینده امیدوار میکنه و با تهییج احساسی شما رو وادار میکنه بیشتر از آن چیزی که براش پول میگیری از خودت مایه بداری و اسمش رو هم گذاشته تعهد به فراتر از خود! مدیر عامل علی بابا هم به صورت عجیبی حرف های با این سبک میزنه و دایما سخنرانی های هیجانی انجام میده و شعار میده و به سبک مدیران دولتی همه براش کف میزن (اینو دوستام گفتن) ولی با آدم های شرکت که صحبت میکنی همه حالشون بده جز معدودی افراد که امتیازهای ویژه دارن و در زمانی که حقوق بیشتر و … مطالبه کنی به راحتی میگه ادم ارزون تر زیاده و لازم نداریمت! به همین راحتی! این تجربه حداقل ۱۰ نفر از دوستانم هست که اونجا مشغول بودند! کلا علی بابا رو به خاطر ریا کاری و فضای بینهایت سیاست زده و ادم های مسخ شده ش پیشنهاد نمیدم من پذیرفته شدم اما نرفتم ، نگاه بالا به پایین مدیر کسب وکار هتل در مصاحبه واقعا بی معنی بود درحالی که حتی تلفظ گوگل آنالیتیکس رو می گفت گوگل آنالیکتیکس و به بلاک چین میگفت بلک چین!!! (اینا به قصد توهین نمیگم، میخوام بدونید که حتی این آدمها هم در علی بابا حضور دارند)
من فقط مصاحبه فنی رو رفتم سرپرست تیم یو ایکس و پروداکت اومده بودن که بسیار خوش برخورد بودن و به موقع حاضر شدن. خیلی دقیق راجب کارهایی که کرده بودم ازم پرسیدن و اینکه در هر مرحله تست دقیقا چطور تست رو حلو بردم و نتایج رو چطور ثبت و بعد تحلیل کردم و اینکه چرا این راه حل رو برای پیدا کردن جواب انتخاب کردم. در مجموع در طول مصاحبه این حس به من داده شد که خودشون دانش لازم رو دارن و میدونن از کسی که برای این جایگاه میخواد بیاد چه انتظاری دارن به هر کاری که توی رزومهات اشاره کردی مسلط باش و آماده باش که سوال پیچت کنن من خیلی از کارهایی رو که کرده بودم رو دقیق یادم نبود چون زمان زیادی ازش گذشته بود و خوب بود اگر قبل از اومدن یه دور توی برای خودم دوره می کردم ویژگیهایی که براشون مهم بود: بتونی با تیم خوب پیش بری و منعطف باشی. برات روشن باشه که میخوای تو همین شغل بمون و ورا میخوای بمونی
میتونم بگم تنها مصاحبه بدی که تا به الان داشتم . آقایی که با من مصاحبه کردن بسیییییییار رفتار غیر حرفه ای داشتن و بیشتر من حس کردم در یک بازجوییی در کلانتری هستم . دانش کمی که تو فیلد من داشتن و نگاههای بد و زننده ایشون، باعث شد با عصابانیت و بغض اون شرکت رو ترک کنم و در وسط مصاحبه از اتاق بیرون بیام. با وجود اینکه قبل از مصاحبه حضوری سوالات اساسی از من پرسیده شد و بعد از تایید این موارد این مصاحبه انجام شد اگه احترام تو فیلد کاری اصلا براتون مهم نیست شاید این شرکت محل خوبی براتون باشه…
شرکت افتضاح مدیرش فقط دنبال شهرت بازیه پول حقوق کارمندا هم نداره گول تبلیغات و ظاهر سازیشو نخورید کسی هم اگر مثبت مینویسه مدیرا و فامیلاشون هستن چون درشرکت که بودیم مارو هم مجبور میکرد کامنت فیک بذاریم نه حقوق درستی داره نه بیمه درستی محیطشم مسموم هست زیراب زنی و خود شیرین بازی پارتی بازی و فامیل بازی بیداد میکنه
در ابتدا که وارد شرکت میشید رد فلگ ها مشخص هستن. بهتون میگن اینجا هر کاری باید انجام بدید. مولا اگر به عنوان مارکتر وارد میشید باید نویسنده و برنامه نویس و دیزاینر و هر چیز دیگه ای که در لحظه نیاز دارن انجام بدید. مدیر مجموعه یک ادم بسیار خودشیفته و بسیار نامحترم و بی ادب هستن که در جلسه های میتینگ به مدیر عامل خودش جلوی چندین نیرو فحش های رکیک میده. یا مثلا وسط میتینگ با همسرش دعواش میشه و فحش میده. در گروه ها پیام میذاره ادم هارو تگ میکنه و شروع میکنه تخریب شخصیت و فحش و ایرادات بی پایه و اساس گرفتن چون خودش دوست داشته مثلا یک جمله مدل دیگه ای نوشته بشه و همین رو دلیل کافی میدونه که به نیروهاش بگه کم عقل. البته به انگلیسی فحش میده در چت ها و قابل بیان نیستن انقدر که رکیک و وقیحانه هست. هر روز میتینگ های بی سر و ته که به بهونه گزارش روزانه هفتگی و ماهانه و همفکری برگزار میشه اما در حقیقت مدیر اومده که حدود دو الی سه ساعت از زمان کارمند رو بگیره و بهش توهین کنه تخصصشو زیر سوال ببره و در انتها از خودش تعریف کنه. اگر ایده ای برای شرکت بدید جوری بحث رو میپیچونه و جلوه میکنه که انگار ایده خودش بوده. هر روز که شروع کار هست با کلی تسک جدید و بی سر و ته مواجه میشید که تا انتهای روز باید برسونید. در انتها وقتی نتیجه ای نمیگیرن تقصیرهارو میندازن گردن شما که چرا کارتونو درست انجام ندادید. هر چقدر هم بحث کنید که این تسک های روزانه بی فایده هست و باید طبق برنامه و درست جلو بریم، خودشیفتگی مدیر مانع از این میشه که بتونید چیزی رو اثبات کنید یا مسیر درست برای برند بچینید. ضمن اینکه با اپلیکیشن ترکینگ که اسکرین شات میگیره و زمان میندازه کنترلتون میکنن و تسک هاتونو باید دقیق روزانه شرح بدید و باید با اسکرین شات ها همخونی داشته باشه. مایکرومنجینگ کامل. در ابتدا ازتون میخوان روزی ۹ ساعت کار کنید و به مرور این ساعت اجباری افزایش پیدا میکنه. دررطول قطعی اینترنت میگفتن باید ۱۵ ساعت کار کنید و نصف شب تا صبح کار کنید که جبران اختلال در اینترنت باشه. بدون حقوق اضافی. در انتها هم در شرایط جنگی بدون هیچ اطلاع قبلی نه تنها بیشتر کارمندهای شرکت ( حدود ۳۰ نفر) رو اخراج کردن بلکه حق و حقوق هیچکس رو ندادن. در ابتدا که اینترنت قطع بود گفتن باید انلاین شید تا حقوق ماه گذشتتون رو بدیم! همه در بدترین شرایط منتظر بودن حقوق ماه قبلشون که کار کرده بودن پرداخت بشه ولی مدیر نه تنها گروکشی کرد و پول رو نداد بلکه گفت باید با هزینه خودتون فیلترشکن بگیرید و کار کنید تا پولاتونو با منت بدم. در نهایت هم تسویه نکرد و کاملا غیر حرفه ای کارمندهایی که قبول نکردن کار کنن و گفتن اول واریزی انجام بشه رو یک روزه اخراج کرد. خلاصه که اگر میخواید بدون ذره ای احترام، حقوق، در بدترین شرایط، با زیر سوال رفتن تخصصتون و در محیطی کاملا سمی کار کنید. این شرکت بهترین انتخابه.
مسئله اصلی امروز در سطح روسای گروهه. بخشی از این افراد سالهاست در یک جایگاه ثابت موندن؛ تجربه دارند، اما این تجربه در خیلی از موارد به نوآوری، تغییر روش کار یا ارتقای واقعی خروجی تبدیل نشده. نتیجهاش این شده که در بعضی واحدها بیشتر با حفظ وضع موجود طرفیم تا مدیریت توسعهمحور. نکته مهمتر اینه که در برخی موارد، وقتی خطا یا ضعف در تصمیمگیری رخ میده، بهجای اینکه مسئولیت در سطح مدیریت باقی بمونه، فشار به شکل غیرشفاف به کارشناسا منتقل میشه. این موضوع باعث میشه کارشناسا دائماً با احتیاط کار کنن طبیعی هم هست که در چنین فضایی، امنیت روانی تیم آسیب ببینه. در حالی که در صنعت Payment که بهشدت پویا و وابسته به تغییرات بازار و مقررات بانک مرکزیه، این مدل کارکرد پایدار نداره. رئیس گروه باید فقط عنوان و سابقه نباشه؛ باید واقعاً از جنس این صنعت باشه، با فضای شاپرک و PSP آشنا باشه، بازار رو بشناسه و توان هدایت تیم رو داشته باشه. به نظر میاد این سطح مدیریتی نیاز به بازنگری جدی داره؛ هم از نظر شایستگی، هم از نظر عملکرد و در این بین، استفاده از افراد متخصص و شناختهشده در صنعت پرداخت، که تجربه عملی در همین فضا دارن، میتونه به بهبود کیفیت تصمیمگیری و کاهش فشار روی کارشناسا کمک کنه.
یک مرحله مصاحبه رفتم که فنی بود. چون من در رزومم نوشته بودم برنامه نویس فرانت اند کار کردم؛ در این خصوص از من سوال شدو با سئوالای فنی من رو به چالش کشیدن و حالم ی کم بد شد چون بعضی سئوالات رو نتونستم جواب بدم.
سوال هایی که از من پرسیده شد بیشتر از اینکه مهارت نرم رو در نظر بگیره دانش رو در نظر میگیرفت. یکی از principle های اجایل رو بگو. یا مثلا شاخص های سلامت محصول رو نام ببر. برای همین فکر میکنم یه آدمی رو میخواستن که جدای از تفکر پروداکتی روی این جور تئوری ها هم تسلط داشته باشه. کلا یه حس مچ گیری هم داشتم. یعنی انگار که منتظر بودن یه جوابی بدم و بعد اون جواب رو انقدر به چالش بکشن که بعد تو فکر کنی اشتباه جواب دادی. در کل من خیلی احساس راحت بودن نداشتم. و سوال ها رو هم از جنس مدیرمحصولی ندیدم. حالا شاید اونا توقع و نظرشون چیز دیگه ای بوده.
قبل از اینکه برم برای مصاحبه بهم گفته بودند که آن پیج رو بررسی کنم و توی یه فایل براشون ارسال کنم منم همین کار رو کردم و نزدیک ۱۴ صفحه ایراد از سئو داخلی مکتوب و ایمیل کردم . با خودم فکر کردم که من در مصاحبه با یک تیم حرفه ای گسترده طرف هستم و گفتم الان من رو با کلی سوال توی چالش بندازند . بعد که در دفتر علی بابا در خ مطهری حضور پیدا کردم مصاحبه توسط یک نفر انجام شد ! ایشون گفتند که چندین ماهه کل مسئولیت سئو در دست ایشون بوده و تنهایی این کار را انجام می دادند که من بسیار از این موضوع تعجب کردم که چطور شرکت به این بزرگی با این همه نتایج برتر در گوگل باید توسط یک نفر اداره و نگهداری میشد. جالب تر از اون که سوالاتی که میپرسیدند بسیار مضحکانه بود و در حد چنین شرکتی نبود . به طور مثال فرق html5 با نسخه قبلی چیه ؟ از سئوکارها کیارو میشناسی ؟ و از این جور سوالات . سوالی که از همه بیشتر متعجب شدم این بود که توقع داشتند با برنامه نویسی سمت بک اند آشنایی داشته باشم در صورتی که نیازی نیست و اکثریت متخصصین سئو برنامه نویسی سمت بک اند نمی دانند .در کل توقع داشتم سوالات چالشی و ارتقاء رتبه سایت در حوزه های مختلف کاریشون مثل تور ها ازم سوال بشه و سولوشن هایی را مطرح کنم و بیشتر خودم را برای ارائه راهکار اماده کرده بودم ولی زهی خیال باطل … خیلی هم نگاه بالا به پایین داشتنند در صورتی که با بررسی بیشتر متوجه می شوید این سایت با تبلیغات گسترده و هزینه ای گزافی که میکنند بالا امده ! نه از راه کار های علمی و منطقی. در کل از رفتنم پشیمان شدم و به کسی توصیه نمیکنم بره .
شاید از بین تمام کسانی که تجربه مصاحبه در علی بابا را داشتند من تلخ ترین خاطره را داشته باشم .وقتی برای مصاحبه در علی بابا رفتم ۸ سال سابقه کار مفید توی شرکت های معتبر و بزرگ ایرانی داشتم .مصاحبه فنی من خیلی خوب بود تقریبا ۹۵ درصد سوال ها را جواب دادم .بعد از یک هفته از مصاحبه فنی برای مصاحبه منابع انسانی صدام کردند .مصاحبه طولانی بود و تاکید داشتند که ما خودمون را جزئی از سازمان می دونیم و حتی اگر لازم باشه تا ساعت ۱۱ می مانیم. منم چون کار عملیاتی زیاد کرده بودم برام مسئله ای نبود .گفتن خبر میدهیم .بعد از یک هفته تماس گرفتند که تبریک میگیم شما تو مصاحبه قبول شدید و ما برای تاریخ شروع کار با شما تماس میگیریم .شما هم قول بدید که دیگه با جایی مصاحبه نکنید .۳ هفته بعد تماس گرفتند گفتند ما به تخصص شما نیاز داریم اما واقعیتش یک نفر دیگه قرار شده یک خبری به ما بده میشه دو هفته دیگه هم صبر کنیم .من عجله ای نداشتم پذیرفتم .بعد از کلی تردید تماس گرفتند گفتند برای شروع کار بیا و مدارکت را بیار .از همان روز اول شروع کردند به چالش کشیدن من می گفتند چون شخصی که من میخوام ازش کار تحویل بگیرم میخواد به خارج از کشور بره ۳ ماه فرصت نداریم که کار را تحویل بگیری باید زودتر کار را تحویل بگیری .ده روزی بیشتر نشده بود و من هنوز نتونسته بودم توانایی های مو نشون بدم صدام کردند گفتند شما کارت خوبه اما اون خلاقیت ای که ما میخواهیم نداری من خیلی جا خوردم چون در تمام ۸ سالی که کار کرده بودم همه مدیران از توانایی هام تعریف میکردند و هنوز هم بهم پیشنهاد کار میدهند .بعد از اون روز به مدت یک هفته کاری به من داده نشد .من از این وضعیت خسته شده بودم گفتم اگر نمی خواهید بهم بگید من خودم استعفا را میدم چون نمی تونم با این شرایط کار کنم .گفتند پیشنهاد خوبی چون شما خیلی تو مصاحبه درخشیدی اما تو این ده روز نتونستین انتظارات ما را برآورده کنی .منم با توجه به شرایط استعفا دادم و قطع همکاری کردم .بعدا متوجه شدم فردی که منتظر تماسش بودن بهش گفته پشیمون و میخواد باهاشون کار کنه .من کار کردن تو علی بابا را به کسی توصیه نمی کنم چون به نظر این رفتار انسانی نیست و اعتماد به نفس چندین ساله آدم ها را زیر سوال میبره .من در حال حاضر در یک شرکت بزرگ با همین سمت و حقوق بیشتر مشغول به کار هستم . توصیه من به دوستان .هر جایی میخواهید استخدام بشید حتما تحقیق کنید بعضی از شرکت رنگ و لعاب زیبایی دارند .
مصاحبه ها اصلا جالب نبود. سعی نکردند بیشتر استرس بدند و خودنمایی کنند تا یک مصاحبه حرفه ای. بدترین موضوع هم عدم صداقت در مصاحبه بود. به طوریکه در مراحل مختلف مصاحبه موارد ضد و نقیضی می شنیدم … مثلا یکی شون می گفت بیمه تامین اجتماعی مون کامله، ولی نهایتا از دوستام که کار می کنند اونجا متوجه شدم بیمه به اندازه حداقل حقوق رد می شه! سوالات هم کاملا کلیشه ای بود و حوصله سر بر حس خوبی نداشتم و هر زمان اسم علی بابا رو می بینم یاد روز مصاحبه و تجربه بدش میافتم. به نظرم تو گزینه های آخرتون باشه …
مصاحبه با HR واقعا احمقانه بود. وسط مصاحبه معلوم شد دوتا دوست مشترک با مصاحبه کننده داریم و شروع کرد از علیبابا و مدیرانش بد گفتن و گفت اصلا اینجا نیا خودمم دارم میرم! مصاحبه بعدی با یکی از مدیران شرکت بود و با نیم ساعت تاخیر شروع شد، بدون اینکه بابت تاخیر عذرخواهی کنن. سوالات بیشتر راجعبه الکسا و مارکتینگ بود، از پروسه دیزاین و درست کردن بکلاگ هیچی نمیدونستند و اگه کسی مصاحبه رو نگاه میکرد حتما فکر میکرد منو برای پوزیشن سئو میخوان استخدام کنن. خیلی از خودشون تعریف میکردن و اینکه دویست سیصدتا برنامهنویس دارن و اتاق استراحت دارن و ماهر میدن و کارشون خیلی درسته. چندتا کلمه واقعا نامودبانه هم گفت ایشون که به نظر من نشونهی فرهنگ پایین ایشون و کل شرکت بود. دفترشون به شدت شلوغ و به هم ریخته بود و مشخص بود که فرهنگ اوپنآفیس رو ندارن و چون به نظرشون جالب بود گذاشتن. چند روز بعد یک نفر رنگ زد و گفت «سلام، کی میایی؟» احتمالا به نظر خودش خیلی کول و بامزه بود. حتما با بقیه که اونجا کار میکنند صحبت کنید قبل از مصاحبه. گول تبلیغات و اسم شرکت رو نخورید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: احتمالا اینکه بیادب و لمپن باشی تاثیر مثبتی خواهد داشت.
تقریبا سه مرحله مصاحبه رفتم. دوتا با HR و یکی با دوتا از مدیران محصول سوالات منابع انسانی بیشتر حول محور تیپ شخصیتی و رفتار تیمی بود و البته کمی خنده دار. مثال اگر تو یه آجر از یک ساختمون باشی، دوست داری کجای دیوار قرار بگیری یا و سئوالات مربوط به مدیر محصول تخصصی تر و فنی تر بود.که به نظر با توجه به تجربه کاری منتظر سوالای جون دار تری بودم هرچقدر نیروی منابع انسانی خوش برخورد و گرم بود و مصاحبه طولانی و حدود دوساعت طول کشید افراد فنی خیلی سرد و بی حوصله رفتار کردندو کم تر از نیم ساعت مصاحبه تموم شد و همین طور پیگیری تیم منابع انسانی برای برگزاری جلسات عالی و با سرعت بود ولی روند پاسخ نتیجه مصاحبه بعدپیگیری های ایمیلی بعد از یک سال همچنان بی پاسخ مونده :))
مصاحبه ها بسیار پویا بود و سوالات جزیی پرسیده نشد بیشتر سوالات برای سنجش توانایی حل مساله و نحوه برخورد با چالش ها بود. فضای مصاحبه بسیار دوستانه بود.اولین جایی بود که برای سوالات من پس از مصاحبه، مصاحبه کننده انقدر زمان اختصاص داد. در کل اشتیاق و تمایل به تجربه و یادگیری از نکاتی بود که به ان توجه میکردند. کلا در فرایندی که بودم دو مصاحبه انجام شد و هر دو چالشی و از نوع مصاحبه رفتاری بودند.
روند شروع بسیار دوستانه و خوب بود. همزمان با دو نفر مصاحبه کردم. مصاحبه برای من بسیار آسون بود و سوالات شامل مباحث ORM، بانک اطلاعاتی اس کیو ال، async programming و یک سوال الگوریتمی آسون بود که من تعجب کردم و در مصاحبه با CTO این موضوع رو مطرح کردم. مصاحبه با خود CTO هم خوب بود ولی خیلی فنی بود و مایل بودم متنوع تر بحث می کردیم ولی فرصت نبود. اگه به چیزی که توی رزومه نوشته مسلطه، برای مصاحبه مشکل خاصی نخواهد داشت.
بسیار پرسنل درجه یک و خوبی داره و از لحظه شروع مصاحبه که با مدیر بخش پشتیبانی بود بدون استرس و با حس خوب ادامه دادم و از مصاحبم لذت بردم. حین پرسیدن سوالات به دقت به صحبت ها گوش داده می شد و با توجه به حرفهای من سوال بعدی پرسیده می شد.من در کل سه جلسه مصاحبه رفتم که جلسه نهایی هم با منابع انسانی برای تعیین حقوق و قرارداد و مزایای شرکت بود که اون هم به نحو احسنت پیش رفت و انجام شد. هرکسی میره مصاحبه توی هر شرایطی با اعتماد به نفس و اطمینان خاطر بره چون تمامی پرسنل اونجا بسیار خوش قلب و خوش برخورد هستن و هیچ استرسی حین مصاحبه بهتون دست نمیده ولی من متاسفانه چون تازه ازدواج کرده بودم یک مقدار رفت و آمد تو شیفت تعطیلی برام مشکل بود برای همین با اینکه خیلی دوست داشتم با این مجموعه بی نظیر همکاری کنم متاسفانه در اون شرایط همکاری ما میسر نشد ایشالا که در آینده افتخار همکاری رو داشته باشم.
یه مرحله مصاحبه با مدیرعامل شدم که بی نظیرترین مصاحبه من در زندگیم بود به شدت محیط دوستانه و بدون استرس بود و منم به راحتی خودم بودم و آخرش هم توی همون جلسه نظرشون رو گفتن مصاحبه اچ آر هم در فضای امن و دوستانه برقرار شد مصاحبه تخصصی ام هم در دفتر حقوقی یکی از پارتنرهای شرکت برگزار شد که اون هم جلسه خیلی خوب و دوستانه ای بود. خودش باشه اگر انگیزه نداره، اگر پشتکار نداره و بزرگ فکر نمیکنه، به فکر کار کردن در علی بابا نباشه… علی بابا برای زندگی کارمندی جای مناسبی نیست علی بابا مناسبه برای کسایی که دغدغه دارن، هدف های بزرگ دارن و به دنبال بستر مناسب برای رشد و تعالی خودشون هستن ویژگیهایی که براشون مهم بود: روراستی اعتمادبنفس تعهد
دو مرحله مصاحبه بود که اولی مصاحبه فنی و دومی مصاحبه Hr . تو مصاحبه فنی سوالات از کلی به جزئی شروع شد، باید مفاهیم رو مسلط باشید، حین مصاحبه از شما خواسته میشه کد بزنید، کد بخونید یا خروجی کد رو حدس بزنید و باید تو تایم معین شده جواب بدید، اما سوالات خیلی سختی نیست که نشه جواب داد، در کل اگر به مفاهیم مسلط باشید و دقت کنید میتونید این مرحله رو پاس کنید. فقط اینکه زمان مصاحبه فنی ممکنه خیلی طولانی باشه و باید سعی کنید تا آخر سوالات رو جواب بدید.
من با یکی از مدیران ارشد علی بابا جهت این پست مصاحبه داشتم. اما سوالاتی که ایشان از من کرد، سوالاتی بود که ارتباط مستقیم با “مدیر محصول” نداشت. ایشون صفحه الکسا رو روی موبایل من باز کرد (توجه کنید، روی موبایل) و ریزالت سایت علی بابا رو نشونم داد و گفت شروع کن به تحلیل کردن. من هم تا جایی که دانش از آنالایتیکس داشتم تحلیل کردم و با هم در مورد اعداد و دلایل اون صحبت کردیم. در آخر، باز هم متوجه نشدم که مدیرمحصول چه ارتباطی با صفحه الکسای سایت علی بابا داشت. غالب شرکت های بزرگ توی ایران، معضل منابع انسانی دارند. علی بابا هم شرکت بزرگ و موفقی هست و از این قاعده مسثنی نیست. پس توقع خاصی از علی بابا نداشته باشید. بدونید جایی میرید که اسم قشنگی داره، اما الزاما قرار نیست فرآیند مصاحبه حرفه ای داشته باشه. ویژگیهایی که براشون مهم بود: من متوجه موردی نشدم.
در مرحله اول با مدیر قسمت پورتفولیو (نیما پیرمرادیان) مصاحبه کردم. یکم راجع به رزومم پرسیدن و از صحتش اطمینان پیدا کردن و دلیل علاقهمندیم به علیبابا را جویا شدن. یکم محتوای کارهم برام توضیح دادن و خواستن ببینن که اکیم باهاش یا نه. در جلسه دوم با یکی از کارشناسان منابع انسانی مصاحبه کردم و اون هم یک سری سوال خلاقانه پرسید ک خلاقیتمو بسنجه (با توجه به موقعیت شغلیم البته) و دوباره یک سری سوال راجع به اخلاقیاتم و توضیحاتی در رابطه با فرهنگ علیبابا و شرایط کاری و … .
مصاحبه منابع انسانی : در مورد شرایط قرارداد و شغل و ساعات کاری و بیمه واینکه ارزش ها چیه و ما چرا متفاوتیم و … مصاحبه با مدیر کسب و کار هتل : دوباره در مورد اینکه ما آینده خلق شده مون چی هست و … و بعدش هم در مورد اسکرام و وظایف مدیر محصول و تجربه کاربر پرسیدند و گفتند تو علی بابا مدیر محصول تحت فشاره و باید به همه چواب بده ولی اختیار زیادی نداره حالا چجوری میخوای مدیریت کنی که به همه جواب بده ولی اختیار زیادی نداشته باشی که من گفتم اگر تناسب نداشته باشه عملا نمیشه به نظرم علی بابا آدم های تشنه موفقیت رو با توجه به برندش جلب میکنه ولی با ایجاد فضای ساختگی و هیجانی بدون اینکه ارزش خاصی به کارمنداش بده فقط اونها رو به آینده امیدوار میکنه و با تهییج احساسی شما رو وادار میکنه بیشتر از آن چیزی که براش پول میگیری از خودت مایه بداری و اسمش رو هم گذاشته تعهد به فراتر از خود! مدیر عامل علی بابا هم به صورت عجیبی حرف های با این سبک میزنه و دایما سخنرانی های هیجانی انجام میده و شعار میده و به سبک مدیران دولتی همه براش کف میزن (اینو دوستام گفتن) ولی با آدم های شرکت که صحبت میکنی همه حالشون بده جز معدودی افراد که امتیازهای ویژه دارن و در زمانی که حقوق بیشتر و … مطالبه کنی به راحتی میگه ادم ارزون تر زیاده و لازم نداریمت! به همین راحتی! این تجربه حداقل ۱۰ نفر از دوستانم هست که اونجا مشغول بودند! کلا علی بابا رو به خاطر ریا کاری و فضای بینهایت سیاست زده و ادم های مسخ شده ش پیشنهاد نمیدم من پذیرفته شدم اما نرفتم ، نگاه بالا به پایین مدیر کسب وکار هتل در مصاحبه واقعا بی معنی بود درحالی که حتی تلفظ گوگل آنالیتیکس رو می گفت گوگل آنالیکتیکس و به بلاک چین میگفت بلک چین!!! (اینا به قصد توهین نمیگم، میخوام بدونید که حتی این آدمها هم در علی بابا حضور دارند)
من فقط مصاحبه فنی رو رفتم سرپرست تیم یو ایکس و پروداکت اومده بودن که بسیار خوش برخورد بودن و به موقع حاضر شدن. خیلی دقیق راجب کارهایی که کرده بودم ازم پرسیدن و اینکه در هر مرحله تست دقیقا چطور تست رو حلو بردم و نتایج رو چطور ثبت و بعد تحلیل کردم و اینکه چرا این راه حل رو برای پیدا کردن جواب انتخاب کردم. در مجموع در طول مصاحبه این حس به من داده شد که خودشون دانش لازم رو دارن و میدونن از کسی که برای این جایگاه میخواد بیاد چه انتظاری دارن به هر کاری که توی رزومهات اشاره کردی مسلط باش و آماده باش که سوال پیچت کنن من خیلی از کارهایی رو که کرده بودم رو دقیق یادم نبود چون زمان زیادی ازش گذشته بود و خوب بود اگر قبل از اومدن یه دور توی برای خودم دوره می کردم ویژگیهایی که براشون مهم بود: بتونی با تیم خوب پیش بری و منعطف باشی. برات روشن باشه که میخوای تو همین شغل بمون و ورا میخوای بمونی
میتونم بگم تنها مصاحبه بدی که تا به الان داشتم . آقایی که با من مصاحبه کردن بسیییییییار رفتار غیر حرفه ای داشتن و بیشتر من حس کردم در یک بازجوییی در کلانتری هستم . دانش کمی که تو فیلد من داشتن و نگاههای بد و زننده ایشون، باعث شد با عصابانیت و بغض اون شرکت رو ترک کنم و در وسط مصاحبه از اتاق بیرون بیام. با وجود اینکه قبل از مصاحبه حضوری سوالات اساسی از من پرسیده شد و بعد از تایید این موارد این مصاحبه انجام شد اگه احترام تو فیلد کاری اصلا براتون مهم نیست شاید این شرکت محل خوبی براتون باشه…
شرکت افتضاح مدیرش فقط دنبال شهرت بازیه پول حقوق کارمندا هم نداره گول تبلیغات و ظاهر سازیشو نخورید کسی هم اگر مثبت مینویسه مدیرا و فامیلاشون هستن چون درشرکت که بودیم مارو هم مجبور میکرد کامنت فیک بذاریم نه حقوق درستی داره نه بیمه درستی محیطشم مسموم هست زیراب زنی و خود شیرین بازی پارتی بازی و فامیل بازی بیداد میکنه
در ابتدا که وارد شرکت میشید رد فلگ ها مشخص هستن. بهتون میگن اینجا هر کاری باید انجام بدید. مولا اگر به عنوان مارکتر وارد میشید باید نویسنده و برنامه نویس و دیزاینر و هر چیز دیگه ای که در لحظه نیاز دارن انجام بدید. مدیر مجموعه یک ادم بسیار خودشیفته و بسیار نامحترم و بی ادب هستن که در جلسه های میتینگ به مدیر عامل خودش جلوی چندین نیرو فحش های رکیک میده. یا مثلا وسط میتینگ با همسرش دعواش میشه و فحش میده. در گروه ها پیام میذاره ادم هارو تگ میکنه و شروع میکنه تخریب شخصیت و فحش و ایرادات بی پایه و اساس گرفتن چون خودش دوست داشته مثلا یک جمله مدل دیگه ای نوشته بشه و همین رو دلیل کافی میدونه که به نیروهاش بگه کم عقل. البته به انگلیسی فحش میده در چت ها و قابل بیان نیستن انقدر که رکیک و وقیحانه هست. هر روز میتینگ های بی سر و ته که به بهونه گزارش روزانه هفتگی و ماهانه و همفکری برگزار میشه اما در حقیقت مدیر اومده که حدود دو الی سه ساعت از زمان کارمند رو بگیره و بهش توهین کنه تخصصشو زیر سوال ببره و در انتها از خودش تعریف کنه. اگر ایده ای برای شرکت بدید جوری بحث رو میپیچونه و جلوه میکنه که انگار ایده خودش بوده. هر روز که شروع کار هست با کلی تسک جدید و بی سر و ته مواجه میشید که تا انتهای روز باید برسونید. در انتها وقتی نتیجه ای نمیگیرن تقصیرهارو میندازن گردن شما که چرا کارتونو درست انجام ندادید. هر چقدر هم بحث کنید که این تسک های روزانه بی فایده هست و باید طبق برنامه و درست جلو بریم، خودشیفتگی مدیر مانع از این میشه که بتونید چیزی رو اثبات کنید یا مسیر درست برای برند بچینید. ضمن اینکه با اپلیکیشن ترکینگ که اسکرین شات میگیره و زمان میندازه کنترلتون میکنن و تسک هاتونو باید دقیق روزانه شرح بدید و باید با اسکرین شات ها همخونی داشته باشه. مایکرومنجینگ کامل. در ابتدا ازتون میخوان روزی ۹ ساعت کار کنید و به مرور این ساعت اجباری افزایش پیدا میکنه. دررطول قطعی اینترنت میگفتن باید ۱۵ ساعت کار کنید و نصف شب تا صبح کار کنید که جبران اختلال در اینترنت باشه. بدون حقوق اضافی. در انتها هم در شرایط جنگی بدون هیچ اطلاع قبلی نه تنها بیشتر کارمندهای شرکت ( حدود ۳۰ نفر) رو اخراج کردن بلکه حق و حقوق هیچکس رو ندادن. در ابتدا که اینترنت قطع بود گفتن باید انلاین شید تا حقوق ماه گذشتتون رو بدیم! همه در بدترین شرایط منتظر بودن حقوق ماه قبلشون که کار کرده بودن پرداخت بشه ولی مدیر نه تنها گروکشی کرد و پول رو نداد بلکه گفت باید با هزینه خودتون فیلترشکن بگیرید و کار کنید تا پولاتونو با منت بدم. در نهایت هم تسویه نکرد و کاملا غیر حرفه ای کارمندهایی که قبول نکردن کار کنن و گفتن اول واریزی انجام بشه رو یک روزه اخراج کرد. خلاصه که اگر میخواید بدون ذره ای احترام، حقوق، در بدترین شرایط، با زیر سوال رفتن تخصصتون و در محیطی کاملا سمی کار کنید. این شرکت بهترین انتخابه.
مسئله اصلی امروز در سطح روسای گروهه. بخشی از این افراد سالهاست در یک جایگاه ثابت موندن؛ تجربه دارند، اما این تجربه در خیلی از موارد به نوآوری، تغییر روش کار یا ارتقای واقعی خروجی تبدیل نشده. نتیجهاش این شده که در بعضی واحدها بیشتر با حفظ وضع موجود طرفیم تا مدیریت توسعهمحور. نکته مهمتر اینه که در برخی موارد، وقتی خطا یا ضعف در تصمیمگیری رخ میده، بهجای اینکه مسئولیت در سطح مدیریت باقی بمونه، فشار به شکل غیرشفاف به کارشناسا منتقل میشه. این موضوع باعث میشه کارشناسا دائماً با احتیاط کار کنن طبیعی هم هست که در چنین فضایی، امنیت روانی تیم آسیب ببینه. در حالی که در صنعت Payment که بهشدت پویا و وابسته به تغییرات بازار و مقررات بانک مرکزیه، این مدل کارکرد پایدار نداره. رئیس گروه باید فقط عنوان و سابقه نباشه؛ باید واقعاً از جنس این صنعت باشه، با فضای شاپرک و PSP آشنا باشه، بازار رو بشناسه و توان هدایت تیم رو داشته باشه. به نظر میاد این سطح مدیریتی نیاز به بازنگری جدی داره؛ هم از نظر شایستگی، هم از نظر عملکرد و در این بین، استفاده از افراد متخصص و شناختهشده در صنعت پرداخت، که تجربه عملی در همین فضا دارن، میتونه به بهبود کیفیت تصمیمگیری و کاهش فشار روی کارشناسا کمک کنه.